دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۴)

دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۴)

نویسنده : عبدالقدیم زلوم

برگردان به فارسی روان : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف » بیساران

همچنان که به کار گیری تمدن غرب و اندیشه ها و نظام های برخاسته از آن در اسلام جایز نیست ، به کار گیری تمدن کمونیستی نیز روا نمی باشد ، زیرا این تمدن نیز به شیوه ی   همه جانبه ای  با تمدن اسلامی در تناقض و اختلاف قرار دارد.

تمدن کمونیستی براساس این عقیده (سکولاریستی ) استوار است که هیچ خالقی وجود ندارد و این که ماده اصل همه چیز بوده و همه چیز از گونه مرحله به مرحله از ماده بوجود می آید . در حالی که عقیده اسلامی بر این اساس استوار است که الله آفریدگار تمام موجودات و مخلوقات می باشد و این که او پیامبران و فرستادگان خویش را با دین خویش به جانب بندگانش فرستاده و همگان را موظف نموده تا از اوامر و نواهی فرود آمده از جانب الله فرمان ببرند.

تمدن کمونیستی بدین باور است  که نظام و شیوه ی اداره ی جامعه و عقیده  باید از وسایل تولید گرفته شود، پس بدین ترتیب تبر در جامعه فئودالی  وسیله تولید است و نظام فئودالی از آن بر گرفته می شود، هر گاه این جامعه به جامعه سرمایه داری ارتقا نماید.ماشین وسیله تولید می گردد و نظام سرمایه داری از آن برگرفته می شود . بدین ترتیب نطام کمونیستی از تغیر و تطور ماده بر گرفته شده است. در حالی که تمدن اسلامی بدین باور است که خدای متعال نظامی را برای بشر در زندگی ساخته و این نظام را به پیامبر اکرم ابلاغ نموده است ، وی را بر اساس آن نظام را به سوی بشریت فرستاده و وی را موظف نموده است تا تمام رفتارش را بر مبنای آن بنا نهد.

تمدن کمونیستی بدین باور است که نظام مادی معیار زندگی است و با رشد این نظام معیار آن نیز رشد می نماید. در حالی که تمدن اسلامی حلال و حرام ، یعنی اوامر و نواهی الهی را معیار زندگی خویش می داند. در تمدن اسلامی به حلال پابندی صورت می گیرد و از حرام دوری می شود و این معیار نه رشد می کند و نه هم تغییر پذیر است ، نه منفعت در آن اعمال می گردد و نه ماده، بلکه این شریعت است که اعمال می گردد و بس.

بنابر آن چه گفته شد ، تمدن کمونیستی با تمدن اسلامی در تناقض کامل قرار دارد، و از همین رو از این تمدن در اسلام  استفاده نمی شود چنان که جایز نیست هیچ اندیشه یی از اندیشه ها و هیچ نظامی از نظام های آن در اسلام به کار گرفته شود . بنا بر این نمی توان اندیشه ی تطور مادی را از آن بر گرفت و یا مالکیت فردی را نادیده گرفت و یا اندیشه تصاحب کارخانجات و لوازم تولید را لغو نمود و یا اندیشه مالکیت زمین برای افراد  را ملغا قرار داد . همچنان که نمی توان به باور خدایی و عبادت اشخاص و سایر اندیشه ها و نظام های الحادی این تمدن باور مند شد ، زیرا تمام این اندیشه ها و  نظام ها، کفری بوده با عقیده ، اندیشه ها ، نظام ها و احکام اسلامی تناقض دارد.

بیشتر بخوانیددموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۴)

دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۳)

دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۳)

نویسنده : عبدالقدیم زلوم

برگردان به فارسی روان : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف » بیساران

 

آیات واحادیث فوق دلالت بر این دارد که اصل درتمام اعمال، وجوب اطاعت از شرعیت و پابندی بدان است.  پس هیچ مسلمانی اجازه ندارد  به کاری بپردازد ویا کاری را ترک گوید مگراین که فرمان الهی را درمورد آن بداند، مسلمانان باید پیش از پیش دریابند که حکم این کارچیست، سپس درصورتی که واجب و یامستحب بود بدان بپردازد واگرحرام یا مکروه بود ازآن دست بدارد واگرمباح بود مختاراست که آن را انجام می دهند ویا ترکش می نماید.

براین اساس اصل درافعال انسان پابندی به احکام الهی است. واما آن چه

که متعلقات اعمال انسان محسوب می گردد اصل درآن اباحت وجوازاست تاآنگاه که دلیلی ازخودشرع درتحریم آن نیامده باشد. بنابراین اصل دراشیاء

اباحت وجوازاست مگراین که درتحریم آن دلیل شرعی وجود داشته باشد،

زیرا نصوص شرعی همه چیزرامبا ح ومجازبرشمرده ونصوص به شکل عام ذکرگردیده، شامل همه چیز می گردد. الله سبحانه وتعالی می فرماید:

أُلَم تَرَواأنَّ اللهَ سَخَّرَ لکُم مَّا فِی السَّمَوتِ وَمَا فیِ الارضِ…

“آیا ندیدید که الله هرآن چه را که درآسمان ها وزمین است،در اختیار شما قرارداده است ” لقمان،۲۰

این که الله  سبحانه وتعالی  هرآن چه راکه  درآسمان ها و زمین است در اختیار انسان  قرار داده  ایت ، به معنی اباحت و  جوازهر آن چه  که درآن  دو  قرار دارد ، می باشد. ومیفرماید:

هُوَالذُی خَلَقَ لَکُم مَّافِی الارضِ جَمِیعاً …

اوکسی است که تمام آن چه راکه درزمین است برای شما آفرید.”البقره،۲۰

ومی فرماید:

یَأَ یُّهَاالنَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الأَرضِ حَلَلاً طَیِبّاً …

“ای مردم ازآن چه درزمین است ازحلال وپاکیزه بخورید” البقره،

بیشتر بخوانیددموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۳)

دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد ( ۲ )

دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد ( ۲ )

نویسنده : عبدالقدیم زلوم

برگردان به فارسی روان : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف » بیساران

آن چه گفتیم در خصوص کشور های اصیل و مشهور دموکراتیک بود . و اما پارلمان ها در جهان اسلام دارای جایگاه و اهمیت کمتری بوده ، اسمی است خالی از مسما، چون هیچ یک از پارلمان ها در دنیای اسلام جرات نمی کنند تا بر شخص حاکم تعرض نموده وی و یا نظام حکمش را به چالش بکشانند ، به طور مثال پارلمان کشور اردن ( در حالی که بنام اعاده دموکراسی و تضمین آزادی ها انتخاب گردیده بود) نتوانست جرات کند تا ملک حسین را محاسبه نمایید  یا فساد حکمش را مطرح نمایید، با وجود این که تمامی اعضای پارلمان از فساد و بحران اقتصادی که به سبب فساد حکم خاندان شاهی وبه خاطره سرقت اموال توسط این خاندان به خوبی آگاه بود، با این هم هیچ یک از اعضای پرلمان به آن مداخله نکرد، بلکه بر علیه (زید رفاعی) و برخی دیگر از وزراء تعرض نمودند با وصف این که میدانستند که زید رفاعی و سایر وزراء مؤظفین کوچکی بیش نیستند و توان و جرات هیچ گونه تصرفی را بدونه آگاهی رهبر ندارند.

از جانب دیگر، اغلب قوانین حکومت به گونه ای مصنوعی قوانینی را ساخته ، آن را به پرلمان می فرستد، سپس کمیسیون مربوطه آن تحت مشورت قرار داده بدان رای می دهند، بعد از آن سایر اعضای پرلمان آن را مورد تایید  قرار می دهند. این در حالی است که اکثریت اعضای پرلمان از واقعیت این قوانین چیزی نمی دانند، زیرا در آن تخصصی ندارند. به همین ترتیب بیان این احکام و قوانینی که پرلمان ها در کشور های دیمو کراتیک صادر می نمایند، بیانگر اراده ی عام مردم بوده وصلاحیت مردم را تمثیل می نمایند، سخنی است که مخالف حقیقت و واقعیت می باشد.

از جمله بدی های آشکاری که در نظام دمکراسی و در بخش حکم و حکومتداری  وجود دارد اینست که هر گاه در کشوری از کشور های دمکراتیک احزاب بزرگ وجود نداشته باشند تا قادر به دریافت اکثریت مطلق در پرلمان شده و به تنهایی بتواند حکومت را تشکیل دهد، حکومت در همچین کشور هایی غیر ثابت بوده و پیوسته زیر پای کشمکش های پی درپی سیاسی واقع می گردد. زیرا مشکل است تا حکومت بتواند در چنین کشورها به اعتماد اکثریت پرلمان نایل آید وسرانجام مجبور به استعفاء می گردد. گاهی ماه ها طول می کشد بدون این که رئیس دولت بتواند حکومت جدیدش را تشکیل دهد، به گو نه ای که حکم در کشور راکد وشبه معطل باقی می ماند وگاهی اوقات رئیس دولت مجبور میشود  تا پرلمان را منحل نموده به منظور تغییر موازین و تشکیل حکومت جدید انتخابات را دو باره بر گزار نماید، به همین منوال حکم در کشور، غیر ثابت و سیاست در گیر تزلزل و تقریبا معطل باقی می ماند. ایتالیا، یونان وامثال آن از جمله چنین کشور های دمکراتیکی هستند که در آن ها احزاب زیاد وجود دارند ویک حزب بزرگی در آن وجود ندارد تا بتواند اکثریت مطلق را بدست آورد به همین خاطر بین احزاب موجود پیوسته کشمکش می باشد،و گاهی اوقات احزاب کوچک با احزاب دیگر که برای مشارکت در تشکیل حکومت برای آن پیشکش می گردد، یک جا گردیده و شروط سختی را برای تحقیق مصلحت های خصوصی خویش وضع می نمایند  و به  همین سبب احزاب کوچک که نماینده و ممثل اقلیت می باشند با احزاب دیگر سازش می نمایند چنان چه در سیاست های کشور و تصمیمات حکومت سازش می نمایند.

بیشتر بخوانیددموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد ( ۲ )

دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۱)

دموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۱)

 

نویسنده : عبدالقدیم زلوم

برگردان به فارسی روان : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف » بیساران

بسم الله الرحمن الرحيم

دموكراسي را كه غرب كافر در سرزمينهاي مسلمان نشين به راه انداخته است  نظام و سيستمي  كفري بوده  كه با اسلام هيچ پيوندي ندارد نه از دور و نه از نزديك . اين نظام با احكام اسلام در كليات و جزئيات و در مصدري كه از آن نشات نموده و عقيده اي كه از آن سرچشمه گرفته و اساسي كه بر آن استوار مي باشد و در افكار و نظامهائي كه با خود آورده است تناقض كلي دارد . به همين دليل است كه انتخابات ، پذيرش و تطبيق و اجرا نمودن دموكراسي و دعوت مردم به سوي آن بر مسلمانان ، حرام مي باشد .

دموكراسي نوعي از سيستمها و نظامهاي حكومتي است كه افراد بشر آن را وضع و ايجاد نموده اند تا از ظلم و حكمروايي حكامشان  به نام دين رهايي يابند . بنابراين دموكراسي رژيمي است كه مصدر ( منبع توليد ) آن بشر بوده و هيچ رابطه اي با و حي و دين ندارد .

اساس و علت پيدايش نظام دموكراسي اين است كه سردمداران حكومتها   بر اين باور بودند كه حاكم يا پادشاه نماينده ي خدا در روي زمين است و او بر انسانها به واسطه ي حجتي كه از جانب الله به وي رسيده است حكومت مي نمايد و گمان مي كردند كه الله براي حاكم سلطه ( توان و صلاحيت ) وضع قوانين و احكام و صلاحيت اجرائي آنرا داده است ، يعني صلاحيت اين را به وي داده است تا بر مردم بر اساس همان  شريعت و قانوني حكم براند كه خود آن را ساخته و پرداخته است . چون ( چنين وانمود مي كرد ) كه وي سلطه و صلاحيت خويش را از جانب خدا به دست مي آورد نه از مردم . لذا آنها بر مردم ظلم مي كردند و بر آنها چنان حكومت مي كردند كه ارباب بر غلام و برده ي خويش  .

بنابر اين در ميان آنها و مردم كشمكشها و اختلافاتي به وجود آمد و فلاسفه و انديشمنداني بروز نمودند كه مسئله ي حكومت داري را به بحث و مناقشه كشاندند و سرانجام نظامي را به منظور حكمروايي بر مردم ساختند كه همين نظام و سيستم دموكراسي مي باشد .   نظامي كه ملت يا مردم در آن مصدر سلطه و صلاحيتها مي باشند و حاكم صلاحيت خويش را از آنها به دست مي آورد ، رهبري از آن ملت و ملت مالك اراده ي خويش بوده و هر طوري كه بخواهد در آن تصرف مي نمايد و هيچ كس بر ملت سلطه نداشته و خود او سيد و آقا بوده و خود احكام و قوانيني را مي سازد كه بر مبناي  آن بر خود حكمراني نمايد و مطابق آن حركت كند . خود حاكمي را بر مي گزيند تا به نمايندگي از وي و با استفاده از همان قوانين ساخته ي دست خودش  حاكم بر انها حكومت نمايد . به همين دليل است كه مصدر و منبع رژيم و سيستم دموكراسي به طور كل خود انسان بوده و هيچ ارتباطي با وحي و دين ندارد .

بیشتر بخوانیددموکراسی سیستم کفری است ؛ عمل ، تطبیق و دعوت به سوی آن حرام و کفر می باشد (۱)

دموکراسی؛ اسمی که هیچ حقیقتی برای آن وجود ندارد

 

دموکراسی؛ اسمی که هیچ حقیقتی برای آن وجود ندارد

            نویسنده: جعفر شیخ ادریس

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف  ” بیساران

 

دموکراسی، در هیچ­یک از برهه­های تاریخی، آن­چنان که در عصر ما رواج دارد، رواج نداشته است.

متفکرین بزرگ غربی- از زمان یونان باستان- نقدهای بسیاری بر آن داشته­ و حتی آن را رد کرده­اند تا جایی که یکی از فیلسوفان معاصر بریتانیا می­گوید: ” اگر ما در مورد دموکراسی، بر اساس تعداد مخالفان و موافقانی که بین متفکرین دارد، قضاوت می­کردیم، به ناچار این روش متضرر می­شد”.۱

در زمان ما، تبلیغات گسترده­ای که برای این جریان وجود دارد، عده­ی زیادی از مردم را نسبت به عیوب دموکراسی، که حتی نظریه­پردازان غربی به آن معترف­اند، کور کرده است، مخصوصا در سرزمین ما، بلکه حتی شیفتگان و مروجان این شیوه، آن را مانند بلسم، درمان همه­ی دردهای سیاسی و غیر سیاسی جامعه می­دانند.

به همین دلیل بر خود لازم می­دانم که در تصحیح این تصور غلط، سهیم شوم و کار خود را با این مقاله آغاز می­کنم، امیدوارم فتح بابی باشد برای نوشتن کتاب کاملی درباره­ی مشکلات دموکراسی و جایگزین­های اسلامی آن.

اولین ایرادی که بر دموکراسی وارد است؛ این است که دموکراسی، اسمی­ست که هیچ حقیقتی برای آن وجود ندارد!

منظورم این است که وقتی می­گویند نظام سیاسی، حالا چه دیکتاتوری باشد، چه دینی-به طور مثال- شما می­توانید تصور کنید که مقصودشان چیست و تصور ذهنی شما، با آن­چه که در واقعیت وجود دارد، مطابقت می­کند، اما این امر در مورد دموکراسی صادق نیست، زیرا دموکراسی، آن­طور که از نامش بر­می­آید و آن­طور که سیاست­مداران و نظریه­پردازان آن می­گویند، عبارت است از حکومت مردم.

اما صورت واقعی آن­چه آن را دموکراسی می­نامند، با همه­ ی خوبی­ها و بدی­هایش، با حکومت مردم، تطابق ندارد!

اولا: خود مفهوم “ملت”، آن­طور که نظریه ­پردازان دموکراسی می­گویند، مفهوم پیچیده­ ای­ست-

بیشتر بخوانیددموکراسی؛ اسمی که هیچ حقیقتی برای آن وجود ندارد

دموکراسی؛ کفری آشکار

 

دموکراسی؛ کفری آشکار

نویسنده: عبدالله صادق

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

ای مردم…    

دموکراسی به یقین کفر به خدا و رسول و کتاب و دین و شریعت اوست.

کسی که به دموکراسی معتقد باشد، در واقع به چیزی که بر محمد صلی الله علیه و سلم نازل شده، کافر شده است.

کسی که برای نشر و تحقق دموکراسی در افغانستان ( و سایر  سرزمینهای مسلمان نشین )  تلاش می کند، طاغوت است…طاغوت! و بر مسلمان واجب است که به او کافر شود و با قلب و قول و عمل با او بجنگد.

من واقعا تعجب می کنم که چگونه این فتنه در شواری قبیله ای افغانستان، لوی جرگه، بر کسانی که “مجاهدین” نامیده می شوند، وارد شد و خداوند به حق فرموده: «إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا» (آل عمران/۱۵۵) «بیگمان اهریمن به سبب پاره‌ای از آنچه کرده بودند (که سرکشی از فرمان خدا بود) آنان را به لغزش انداخت»

آیا به صراحت و آگاهانه به خداوند کفر می ورزند؟! کاش در جهاد اول، پیش از این که جهاد را با پلیدی هایشان بیامیزند، مرده بودند.

چطور به ماندن با کفار و انس گرفتن با آن ها راضی شدند و با این حال خود را مجاهد فی سبیبل الله می پندارند.

« وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّـهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ ۚ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ» (نسا/۱۴۰) « خداوند در کتاب (قرآن، این حکم را) بر شما نازل کرده است که چون شنیدید به آیات خدا کفر ورزیده می‌شود و آیات خدا به بازیچه گرفته می‌شود، با چنین کسانی منشینید تا آن گاه که به سخن دیگری بپردازند (و دست از کفر و شوخی نابهنجار خود بردارند). بیگمان در این صورت (که با ایشان همنشین می‌شوید و به استهزاء آنان گوش فرا می‌دهید) شما هم مثل آنان خواهید بود (و در استهزاء به قرآن شریک ایشان خواهید گشت)»… و خداوند به راستی فرمود، این مثال آن هاست.

ای مردم…

بیشتر بخوانیددموکراسی؛ کفری آشکار

دموکراسی…دین یا سیاست؟!

دموکراسی…دین یا سیاست؟!

نویسنده: اليمان بن عبد الله السلمان

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف  ” بیساران

ستایش خدایی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا دین را به تمامی آشکار کند، هر چند خوشایند مشرکان نباشد و سلام و صلوات بر پیامبرمان محمد (صلی الله علیه و سلم) و همه­ی کسانی که به راه و روش او دعوت می­کنند و تا روز قیامت به سنتش تمسک می­جویند.

و بعد…

سخن و جدال در مورد دموکراسی فراوان است و نظرات متفاوتی در این­باره وجود دارد…

  • عده­ای آن را در تناقض با دین نمی­بینند، بلکه آن را وسیله­ای متمدنانه، برای تحقق مصالح دعوت به شمار می­آورند.
  • و گروهی دیگر؛ آن را دینی متناقض با دین خدا می­دانند که با آن می­جنگد، این گروه کفر خود را نسبت به دموکراسی اعلان می­کنند و از آن تبری می­جویند، چرا که به نظر اینان، دموکراسی طاغوتی جدید است.

ابن تیمیه رحمه الله می­فرماید: “کلمات بر سه نوع­اند؛ نوعی که محدوده­ی آن با شرع شناخته می­شود مانند نماز، نوعی که محدوده­ی آن در لغت شناخته می­شود مانند خورشید و ماه و نوعی که محدوده­ی آن را عرف مشخص می­کند”.

هنگامی که کلمه­ی “دموکراسی” در شرع نیامده و در لغت عرب هم وجود ندارد، به ناچار باید معنا و حقیقت آن را نزد اهل آن، کسانی که آن را وضع کرده­اند، جستجو کنیم.

کلمه ی دموکراسی ریشه­ی یونانی دارد و از ادغام و اختصار دو کلمه­ی “دیموس” به معنی مردم و “کراتوس” به معنی حکوت یا سلطه یا قانو­ن­گذاری، به وجود آمده است و بنابراین ترجمه­ی تحت­الفظی آن می­شود “حکومت مردم”.

بیشتر بخوانیددموکراسی…دین یا سیاست؟!

تکفیر جمیع سکولاریستها ی کردستانات ، هورامان و سایر سرزمینهای مسلمان نشین

تکفیر جمیع سکولاریستها ی  کردستانات ، هورامان و سایر سرزمینهای مسلمان نشین

ارائه دهنده : ابوسلیمان هورامی

 

آیا سکولاریستهای حاکم ونیروهای مسلح و طرفدارانشان چون طالبانی ،  بارزانی  ،  اردوغان ،بشار اسد و..  و احزاب سکولار  کردستان چون کومله ،  دمکرات ، پژاک و…همگی کافر و مرتد  هستند به این دلیل که در مسائل فرهنگی و آموزش وپرورش ، اجتماعی و خانوادگی ،سیاسی ، اقتصادی ، اجرای حدود جزائی و…  طبق شرع الله حکم نمی کنند وظالم وتسلیم قوانین بشری مخالف با قانون شریعت هستند ؟

آیا جایز است که بگویم تمام آنها در سرزمینهای مسلمان  نشین کافر  ومرتد هستند؟

[ با توجه به اینکه حجاج بن یوسف ظالم بود و بسیاری از مسلمین را کشت و با این حال هیچ یک از علماء او را تکفیرنکردند. ]

*              *               *

الحمد لله أن العاقبة للمتقین و أن لا عدوان الا علی الظالمین.و بعد:…..

الله تعالی می فرماید: ‏ إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ یَحْكُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَیْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآیَاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ‏:‏ ما تورات را نازل كردیم كه در آن رهنمودی و نوری بود . پیغمبرانی كه تسلیم فرمان خدا بودند بدان برای یهودیان حكم می‌كردند ، و نیز خداپرستان و دانشمندانی بدان حكم می‌كردند كه امانتداران و پاسداران كتاب خدا بودند . پس  از مردم نهراسید و بلكه از من بهراسید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و هركس برابر آن چیزی حكم نكند كه خداوند نازل كرده است  او و امثال او بیگمان كافرند . [مائده/۴۴].

از سیاق  آیه  واضح است که این آیه درباره یهود نازل شد، که یک حکم از احکام الله تعالی را تغییر دادند وبدین خاطر الله حکم تکفیر آنها را نازل کرد، و احادیث صحیح این مطلب را ثابت می کند از جمله حدیثی که مسلم در صحیحش از طریق براء بن عازب روایت می کند که گفت:پیامبر صلی الله علیه وسلم از کنار یک یهودی گذشت که شلاق خورده وداغ گذاشته شده بود،پیامبر صلی الله علیه وسلم آنها را خواست و به آنان گفت:حد زانی را در کتاب آسمانیتان چنین  یافته اید؟ گفتند:بله. پیامبر یکی از علمایشان را خواست وگفت:تو را به الله که تورات را برموسی نازل کرد،قسم می دهم،آیا حد زنا درکتابتان چنین است؟گفت:نه،و اگر مرا این طور قسم نمیدادی به تو نمی گفتم، حد زانی در کتابمان رجم(سنگسار) است ولی زنا درمیان اشراف ما زیاد شد و ما هنگامی که  یکی از اشراف را به جرم زنا می گرفتیم بر او حد جاری نمی کردیم و رهایش می کردیم و هنگامی که مردم معمولی و ضعیف را می گرفتیم حد را براو اجرا می کردیم. به این خاطر گفتیم:بیایید بر یک چیز اتفاق کنیم و هم بر اشراف و هم بر ضعفاء اجرا کنیم ،و درنتیجه داغ نهادن وشلاق زدن را به جای رجم قرار دادیم.پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:خداوندا من اولین کسی هستم که فرمان تو را احیا می کنم بعد از آنکه که آن را میرانده بودند. سپس پیامبر دستو داد و آن مرد را رجم کردند،پس الله عزو جل این آیات را نازل کرد:{ یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاَ یَحْزُنكَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْكُفْرِ: ای پیغمبر ! مایه اندوه تو نشود ( كار كافرانی كه ) در كفر بر یكدیگر سبقت می‌گیرند……….تا آنجا که می فرماید: إِنْ أُوتِیتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ: اگر این ( چیزهائی را كه ما می‌گوئیم ، توسّط محمّد ) به شما گفته شد ، آن را بپذیرید…..} [مائده/۴۱].منظور اینست که:نزد محمد صلی الله علیه وسلم بروید اگر شما را به داغ وشلاق امر کرد بپذیرید و اگر شما را به سنگسار فتوا داد خویشتن را برحذر دارید.پس الله تعالی این آیه را نازل کرد:{ وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ: و هركس برابر آن چیزی حكم نكند كه خداوند نازل كرده است او و امثال او بیگمان كافرند.}[مائده/۴۴].

بیشتر بخوانیدتکفیر جمیع سکولاریستها ی کردستانات ، هورامان و سایر سرزمینهای مسلمان نشین

به هلاکت رسیدن یک سرباز آمریکایی در اثر ضربه کلنگ افغانی بر سرش

به هلاکت رسیدن یک سرباز آمریکایی در اثر ضربه کلنگ افغانی بر سرش

 

طبق خبر جالب وشنیدنیی که شاهدین از ولایت هرات فرستاده اند روزگذشته یک ماشین زرهی اشغالگران امریکایی نزدیک مرکزولسوالی ” پشت کهنه ” ولایت در گل بوجود آمده از باران شدیدی دراین منطقه فرو رفته بود وبقول معروف ” درگل نشسته بود “

خبرمی رساند که سربازان امریکایی با وجود تلاش فراوان موفق به بیرون کشیدن تانک خود نشده وبالآخره از اهالی منطقه کمک خواستند .

مردم روستا هم بادرخواست کمک امریکایی هابا بیل وکلنگ به منطقه آمده ومنطقه مملو از روستاییان اطراف منطقه برای مشاهده صحنه شده بود که دراین اثناء یک افغانی میان سال سرباز امریکایی را می بیند که درمیان جمعیت تنها ایستاده است …

اینجاست که فرصت  راغنیمت شمرده وبه تقاضای غیرت ایمانی وافغانی خویش ازپشت سرباز امریکایی را مورد حمله کلنگ خود قرار می دهد.

مردم منطقه می گویند که کلنگ این مرد روستایی، راست به قعر سر سرباز اشغال گر فرورفته وسربازمذکور درجا جان باخته است .

مرد مجاهد غیور بعد ازاین عملیات عجیب وغریب یواش ازمنطقه متواری شده واشغالگران بعد از دیدن جسد خون آلود سرباز خود چندین تن از روستایان منطقه را به جرم کشتن سربار خود به زندان برده اند .

قابل ذکرست که یک نوجوان قندهاری چند سال پیش نیز درطی چنین عملیات عجیب وغریبی یک افسر کانادایی را که درقندهار برای مردم روستا سخنرانی می کرد بضرب ” تبر ” از پای درآورده بود که البته خود وی نیز در تیر متقابل دشمن بشهادت رسیده بود .

 

حکم حاکمان سکولاریست و حاکم بغیر ما انزل الله و وظیفه مسلمین درقبال آنها؟

حکم  حاکمان سکولاریست و حاکم بغیر ما انزل الله و وظیفه مسلمین درقبال آنها؟

 

مفتی:شیخ علی بن خضیر

ارائه دهنده : شاهو سنندجی

حکم شرعی درباره حاکمی که به غیر ما انزل الله(خلاف قوانین الهی)حکم می کند،چیست؟آیا حکم او مانند حکم حکام دولتهای اموی وعباسی-کفر دون کفر- می باشد ویا کفر آنها کفر اکبر مخرج من الملة است؟

و وظیفه دینی ما درقبال این گونه حکام چیست و چه کار باید بکنیم تا روز قیامت در این مورد مؤاخذه نشویم؟

*    *   *

جواب:

حکامی که به غیرما انزل الله حکم کرده وطبق قوانین وضعی بشری [ که امروزه به احکام سکولاریستی مشهورند ] یا  عرفها وتقالیدحکم می کنند؛کافر و مشرک هستند.

الله تعالی میفرماید:{ وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً: و در فرماندهي و قضاوت خود كسي را انباز نمي‌گرداند}.[کهف/۲۶] ومیفرماید:{ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ: فرمانروائي از آن خدا است و بس.}[یوسف/۴۰]

و کفرآنها به اجماع کفراکبراست واین اجماع را ابن کثیر ودیگرمعاصرین اهل سنت نقل کرده اند.

الله تعالی می فرماید: وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ: هركس برابر آن چيزي حكم نكند كه خداوند نازل كرده است  او و امثال او بيگمان كافرند.[مائده/۴۴]

و می فرماید: ‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيداً ‏:‏ ( اي پيغمبر ! ) آيا تعجّب نمي‌كني از كساني كه مي‌گويند كه آنان بدانچه بر تو نازل شده و بدانچه پيش از تو نازل شده ايمان دارند ( ولي با وجود تصديق كتابهاي آسماني ، به هنگام اختلاف ) مي‌خواهند داوري را به پيش طاغوت ببرند ( و حكم او را به جاي حكم خدا بپذيرند ؟ ! ) . و حال آن كه بديشان فرمان داده شده است كه ( به خدا ايمان داشته و ) به طاغوت ايمان نداشته باشند . و اهريمن مي‌خواهد كه ايشان را بسي گمراه ( و از راه حق و حقيقت بدر ) كند . ‏[نساء/۶۰]

بیشتر بخوانیدحکم حاکمان سکولاریست و حاکم بغیر ما انزل الله و وظیفه مسلمین درقبال آنها؟