بەپەلـــــــــــە… بەهیلاک چونی ٢٣ چەکداری مولحیدی هیزەکانی pkk لە ریفی رۆژئاوای شاری شەدادی.‬

mortad.kord

بەپەلـــــــــــە… بەهیلاک چونی ٢٣ چەکداری مولحیدی هیزەکانی pkk لە ریفی رۆژئاوای شاری شەدادی.‬
ئا : دیاکو موکریانی

ویلایەتی ‫# ‏بەرەکــــــــــە‬ بەهیلاک چونی ٢٣ چەکداری مولحیدی هیزەکانی pkk لەئەنجامی کردەوەیەکی شەهادەتخوازی لە ریفی رۆژئاوای شاری شەدادی.‬

یگانه سیاست مناسبی که از جانب انجمن اسلامی کردهای مقیم تهران علیه مرتدین سکولاراتخاذ شد

bonyanejihad1

یگانه سیاست مناسبی که از جانب انجمن اسلامی کردهای مقیم تهران علیه مرتدین سکولاراتخاذ شد

ما می دانیم که کمونیسم و پیروزی آن زاییده فقر ایدئولوژیکی و سپس فقر اقتصادی در یک جامعه ای می باشد و نیز می دانیم که در اروپای آزاد هرگز انقلابی کمونیستی به شیوه ی مارکس هرگز رخ ندارد بلکه در روسیه ای انقلاب شد که مرکز فقر و بی سوادی و دیکتاتوری و جهل بود و به همین ترتیب ایدئولوژی راهبر ملت های تحت ستم افریقا ، امریکای لاتین ، آسیای کم سواد و کلاً ملت های فقیر از لحاظ فکری و مادی قرار گرفت. ملل مسلمان نیز به خاطر فاصله ی طولانی که از دین گرفته بودند و در وضعیت رضایت بخشی به سر نمی بردند به همین دلیل این ایدئولوژی فاسد با رنگ و لعاب فریبنده ای در میان آنان عشوه گری نمود و انسان های زیادی را به کام خود فرو برد اما چنان چه گفته شد این عقیده متعلق به ملل ناآگاه و جاهل می باشد و به هر میزانی که آگاهی و علم بالا برود به همان میزان درصد گرایش به آن نیز کاهش می یابد. چنان چه همین الان هم کتابخانه ی مارکس- انگلس هنوز در انگلیس دایر است، و قرار بود که اولین انقلاب کارگری در انگلیس رخ دهد اما دیدیم که هیچ وقت در چنین کشوری انقلاب کارگری رخ نداد آن هم به خاطر وجود آزادی و علم مردم نسبت به سوسیالیسم و کمونیسم.

بیشتر بخوانیدیگانه سیاست مناسبی که از جانب انجمن اسلامی کردهای مقیم تهران علیه مرتدین سکولاراتخاذ شد

وطن از دیدگاه مرتدین سوسیالیست و علت آمدن آن ها به سرزمین کردها و هورامان

almaniadddd1

وطن از دیدگاه مرتدین سوسیالیست و علت آمدن آن ها به سرزمین کردها و هورامان

نشریه کتاب دوشنبه در قسمت دوم بحث خود راجع به کنفرانس وحدت در صفحات ۴-۹۳ تحت عنوان «مسأله ملی در کردستان از مبارزه طبقاتی خلق کرد جدا نیست» می نویسد:

حزب دموکرات کردستان یک جریان دموکراتیک با گرایش لیبرالیستی است که عمدتاً متکی به اقشار متوسط خلق کرد است… کنفرانس چی ها در این جا مشت خود را در زمینه ی هم صدایی با ارتجاع حاکم رو نکرده اند. دیدگاه و درکی که ارائه داده اند به غایت بورژوائی و غیر پرولتری است. کجای فرهنگ مارکیستی برای حمله به یک جریان آن را «وابسته به بیگانه» معرفی می کند.

ببینید چقدر و تا کجا آشکارا انترناسیونالیسم پرولتاریایی بر باد رفته است که کنفرانس چی های ما فراموش کرده اند کی هستند و از چه کسانی دفاع می کنند؟ برای آنان که واقعاً در راه آزادی طبقه ی کارگر می رزمند بیگانگان و وابستگی به بیگانه نه تنها واژه هایی است که بورژوازی برای تحمیق پرولتاریا و ماستمالی کردن خط و مرز طبقات به کار می برد. شعار مارکیست های واقعی این است. «پرولتاریای سراسر جهان متحد شوید: و واژه هایی چون اجنبی و اجنبی پرستی سلاح کهنه و کندی است که بورژوازی علیه این شعار به کار می گیرد. تاریخ ثابت کرده است که میهن پرستان واقعی مارکیست ها هستند. منتها باید دید کدام میهن؟ میهن سوسیالیستی یا بورژوائی؟ مگر نه این که مارکسیسم منادی و مشوق اتحاد کارگران با پرولتاریای کشورهای دیگر حتی علیه بورژوازی خود است؟

بیشتر بخوانیدوطن از دیدگاه مرتدین سوسیالیست و علت آمدن آن ها به سرزمین کردها و هورامان

وسیله مورد استفاده سکولاریستهای مرتد کردستان در برخورد با مسلمین و جامعه اطراف خود

madkhaliiy

وسیله مورد استفاده سکولاریستهای مرتد کردستان  در برخورد با مسلمین و جامعه اطراف خود

به قلم : ابوسلیمان  هورامی

 

این که کفار و مرتدین در برخورد با مسلمین اتحاد ناهمگونی را در عمل تشکیل می دهند واقعیتی است انکار ناپذیر که دین بر آن مهر تایید گذاشته اما این بدان دلیل نیست که همین کفار در میان همدیگر هم در صورت عدم وجود مسلمین دارای همدلی و همسویی در عمل باشند بلکه این گروه های ناهمگون همیشه زمانی که خطری از جانب مسلمین را لمس نکنند به جان هم افتاده و به فرقه های متضاد تقسیم می شوند. چون همدیگر را خوب می شناسند و کوچک ترین اعتمادی در میانشان وجود ندارد به همین دلیل با کوچک ترین تحریکی از همدیگر جدا شده و اتحاد توهمی آنان متلاشی می شود که نمونه ی آن در تاریخ به کرات دیده شده اما نمونه ی بارز آن در صدر اسلام «جنگ احزاب» است.

اما علت این که با وجودی که آن همه کینه نسبت به اسلام دارند باز چرا قلب هایشان آن همه از همدیگر دور است را باید در یک کلمه ی پر معنا یافت که به تمام معنا در آن جای گرفته و شخصیت مشخص می گیرند و آن «نفاق و دو رویی» است. که علامت و مشخصه ی بارز شخصیتی مرتدین در برخورد با وضع موجود می باشد به همین دلیل شما هرگز مرتدی را ندیده و نخواهید دید که شخصیتی ثابت داشته باشد. تنها امر ثابت آن ها دشمنی و کینه نسبت به اسلام و فرقه ی ناجیه و طایفه ی منصوره است.

بیشتر بخوانیدوسیله مورد استفاده سکولاریستهای مرتد کردستان در برخورد با مسلمین و جامعه اطراف خود

واکنش مرتدین سکولاریست کردستان نسبت به جریان های مخالف خود در مسئله تبلیغات

madkhaliiy

واکنش مرتدین سکولاریست کردستان نسبت به جریان های مخالف خود در مسئله تبلیغات

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

به صورت سر فصل می توان به چندین مورد اشاره کرد که بهترین آن ها از این قرارند:

۱- پیروی مطلق از «تئوری توطئه»

بدین معنی که هر جریان مخالف خود را نوعی توطئه طلبی و دسیسه چینی علیه خود پنداشته و آن را ساخته و پرداخته ی دشمنان خود می دانند اما در تبلیغات شان نمی گویند «دشمنان حزب ما» بلکه در کمال مردم فریبی کلمه ی «دشمنان ملت کرد» را به کار می برند.

۲- تمام اندیشه ها و برنامه های مخالف خود را توطئه و دسیسه چینی دولت مرکزی و به خصوص اطلاعات آن کشور معرفی می کنند. هم چنان که خود عامل دست خارجی های صهیو صلیبی کافر یا حتی دول همجوار بوده اند.

۳- دشمن سازی و بر چسب زنی بدین معنی به اطرافیان می نگرند که ببینند مردم آن جلسه از چه چیزی بیشتر دوری می کنند. اگر از بسیجی جماعت دوری می کنند می گویند فلانی بسیجی و اطلاعاتی است، اگر طرف صوفی باشد، می گویند فلانی وهابی است. اگر طرفشان اخوانی باشد می گویند فلانی تندرو رادیکال است و… مکر شیطان هر چند که ضعیف است اما در عین تنوع آن اگر عقیده ی صحیح بر فهم سلف صالح در برابرش نایستد خیلی جاها کارساز است.

بیشتر بخوانیدواکنش مرتدین سکولاریست کردستان نسبت به جریان های مخالف خود در مسئله تبلیغات

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۲ )

ketab1

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۲ )

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

 

طوايف مختلفي كه اسكلت مادها وهخامنشيان را تشكيل دادند پس از روي كار آمدن خاندان هاي قدرتمند پهلوي در اقوام غالب حل مي گردند وهيچ اثري از زبان يا حتي عقايد ديني آن ها نيز باقي نمي ماند،  وپس از روي كار آمدن طوايف مختلف پهلوي،  تا به امروز زبان وفرهنگ آنها با تغيراتي در ايران زمين رايج است.

در زمان اشكانيان پهلوي اشكاني رايج بود،  ودر زمان ساسانيان زبان پهلوي ساساني .كه زبان شناسان زبان پهلوي را به باستان ، ميانه ، دري وجديد تقسيم نموده اند.

تمام آنهايي كه در دانشگاههاي مختلف ايران تحصيل كرده وبا زبانها ولهجه هاي مختلف ايران زمين آشنايي يافته اند ويا اينكه به عنوان كارگر فصلي در يكي از شهرهاي ايران زمين شمال ، جنوب ،شرق ومركز مشغول به كار بودند مي توانند از نزديكي لهجه ها وهم خانوادگي آنها باهمديگر گواهي بدهند واينكه همگي ما داراي زباني پهلوي هستيم ، وبا توجه به تغييرات زماني و آمدن اقوام مختلف ويا شرايط محيطي جغرافيايي هرقومي در حفظ ونگهداري از زبان اصلي ايران زمين از قوم ديگر كوشا تر بوده است يا خير؟

بعنوان مثال اقوام كوهستاني با داشتن كوههاي صعب العبور ودوري از مراكز پر رفت وآمداقوام وسپاهيان كه از مراكز تبادل زباني وفرهنگي بوده اند، بهتر توانسته اند اززبان وآداب ورسوم خود مراقبت كنند واقوام دشت نشين با همسايه یا ملل ديگر در معرض تبادل فرهنگي ونفوذ فرهنگي وزباني ديگر اقوام بوده اند . هورامان ،بازماندگان زبان تاتي ، لري و… از جمله اين لهجه هايي هستند كه تا حدودي سالمتر مانده اند وبه زبان پهلوي نزديكتر اند .اما لهجه هاي ديگري همچون ساكنان جزاير جنوب ايران در قشم ، بندر، اصفهان، شيراز ، تبريز،خوزستان و… به خاطر نزديكي با اقوام وملل مختلف لغات بيگانه زيادي وارد زبان آنها گرديده تا حدي كه عده اي از آنان همچون تاتي هاي آذربايجان كلاً زبان خود را ترك كرده وتسليم زبان تركي گرديدند.

بیشتر بخوانیدهورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۲ )

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۱ )

bonyanejihad1

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۱ )

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

 

قبل از آنكه اتحاديه ی ماد تشكيل گردد طوايف واقوام مختلفي در غرب ايران زمين زنگي مي كردند كه پس از تشكيل حكومت ماد ، ديگر اثري از حكومت آنها باقي نمي ماند بلكه در اتحاديه حاكم هضم مي گردند. اين اقوام عبارت بودند از :ماننائیها، گوتی  ها ،  کاسی هاو…

اينكه قبل از اقوام مذكور نيز چه اقوامي در اين بخش زيسته اند،  وداراي چه نژاد يا فرهنگ وتمدني بوده اند مشخص نيست . اما پس از آنكه حكومت ماد از به هم پيوستن اين پادشاهيهاي كوچك به وجود آمد، همين شيوه ملوك الطوايفي وحكومت هاي كوچك در زير سايه حكومت بزرگ به استقلال داخلي خود ادامه دادند.

پس ازجابه جا شدن قدرت مادها به هخامنشيان يعني ازفرزندان يك خانواده به يكي ديگر از فرزندان همان خانواده، باز مي بينيم حكومتها وطوايف كوچك نقش اول اسكلت حكومتي را تشكيل مي دهند ،   كتيبه بيستون روئساي آنها را چنين بر مي شمارد .

۱- اتانس ( اوتانه)

۲- اسپاتينس ( اردومنش)

۳- گبرياس (گئوبروو)

۴- انيتا فرنس ( وين دفرنه)

۵- (بغا بوخش يكم)

۶- هيدارنس (وبدرنه)

۷- داريوس( داريوش)

پس از فروپاشي حكومت هخامنشيان توسط اشغالگران رومي ، باز مي بينيم كه يك جريان استقلال طلبانه عليه اشغالگران به رهبري اشكانيان ظهور مي كند وقدرت بزرگي را در ايران زمين بوجود مي آورند . اما باز اسكلت تشكيل دهنده اين جريان بيگانه  ستيز نيز اتحاد طوايف وحكومتهاي كوچك است كه از ميان اين حكومتهاي كوچك وطوايف متعدد مي توان به چند طايفه بزرگ آنها اشاره كرد:

بیشتر بخوانیدهورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۱ )

نسل سوخته و استحمار شده

bonyanejihad1

نسل سوخته و استحمار شده

« عسی ربکم أن یهلک عدوکم و یستخلفنکم فی الأرض فینظر کیف تعملون »

بدون شک یکی از تأسف ها و پشیمانی های قطعی و بزرگ یک دسته از مسلمین منطقه در آینده بی توجهی یا کم توجهی به رخدادها و وقایعی است که در گذشته و حال توسط مرتدین سکولار به پشتیبانی کفار سکولار متحد محارب صورت گرفته است. بی توجهی یا کم توجهی که در این مرحله ی گذرا آن ها را مورد طعن و نفرین نسل های مومن موحد آینده قرار خواهد داد. و لذا داشتن نیاکان و گذشتگانی چون اینان هیچ افتخاری که نخواهند کرد بلکه سعی در گم کردن و پاک نمودن چنین لکه های چرکینی بر تاریخ پرافتخار گذشته و حال خود خواهند کرد لکه های پر از خفت و ذلیلی که این دنیا دوستان هراسان از مرگ بعد از مرگ شان بر جای گذاشته اند. اینان با وجود آن که از کفار و مرتدین و هواداران مرتدشان دوری گزیده بودند اما با سکوت خفت بار و یا عدم به کارگیری «دست ، زبان یا قلب» در تغییر و مبارزه با آن همه منکراتی که می دیدند و لمسش می کردند و عدم به کارگیری اسبابی که (طبق فهم سلف صالح از دین) در اختیارشان بود و می توانستند با به کارگیری آن ها (حداقل در حد مرتدین و هواداران مرتدشان) با بذل جان و مال شان مسیر زندگی خود و قوم خودشان را به اراده ی پروردگار تغییر دهند، اما کوتاهی و نافرمانی نمودند… در حالی می دانستند «إن الله لا یُغییر ما بقوم حتی یغییر ما بأنفسهم» اینان نادمین و پشیمانانی اند که با توجه به وضع موجود و با در نظر گرفتن زمان و مکان زندگی آنان قطعاً مورد بازخواست قرار خواهند گرفت و آن وقت است که تأویلات غلط شان و خود فریبی های آلوده به مکر شیطان به دردشان نخواهد خورد.

بیشتر بخوانیدنسل سوخته و استحمار شده

مزدوران مرتد سکولاریست کردستان هم مزدور می گرفتند

kofare.kord

مزدوران مرتد سکولاریست کردستان هم مزدور می گرفتند

 

چنان چه دریافتیم مرتدین مناطق مسلمان نشین خود مزدور بزرگ قدرتمندان به شمار می رفتند اما برای پیاده کردن اهداف اربابانشان خود نیز نیاز به مزدور داشتند که توان زهر چشم گرفتن داشته باشند به همین دلیل بدترین و آشغال ترین تولیدات جامعه را که هم کاسه یشان به شمار می رفتند دور خود جمع نمودند. به عنوان نمونه علاوه بر محمد رشید بانه و حاج بابا شیخ و… به این مورد هم می پردازیم:

« در تاریخ ۷ آذرماه ۱۳۲۴ یکی از گزارش ها می آورد که: گزارش رسیده بود که محمد آقا نام قاچاق نوکر سعید قولی نام در قریه درگه سنگ سلدوز مقتول شده است. در این مورد به استانداری چهارم جهت تعقیب و دستگیری قاتل نوشته شد گزارش داده اند که نامبرده به دست چای پز ارباب خود به قتل رسیده و قاتل که در نزد قاضی محمد توقیف شده بوده است به وساطت سعید قولی آزاد و فعلاً در مهاباد مشغول کسب شده است و چون اوضاع آن جا با وجود نفوذ قاضی محمد و اتباع او اجازه تعقیب این قبیل کارها را نمی دهند موضوع موکول به ایجاد امنیت در آن حدود و رفع موانع فعلی است». برخی از شهروندان مهاباد خطاب به مقامات کشور گزارش هایی ارسال داشته و ابراز نگرانی کردند.[۱]

در همین انقلاب ۵۷ هم وضعیت تغییری نکرد و مزدوران دیگر مزدوران را اجیر می کردند که شاه اویسی استاندار وقت کردستان در این مورد می گوید:

بیشتر بخوانیدمزدوران مرتد سکولاریست کردستان هم مزدور می گرفتند