انواع «دار» و سرزمین در مذاهب مختلف اسلامی

انواع «دار» و سرزمین در  مذاهب مختلف اسلامی

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

بعد از بررسی «دار» در قرآن و سنت صحیح و آراء صحابه متوجه شدیم که  این تقسیم «دارین» قبل از عصر فقهای مذاهب مختلف اسلامی و تولد فقه اجتماعی و تدوین مسائل متعلق به روابط بین المل در میان اهل فقه وجود داشته، و شایسته است بدانیم که مذاهب مختلف اسلامی  هم در تعریف دارالاسلام و دارالکفر چه گفته اند؟

مذهب حنفی : السرخسی حنفی مذهب رحمه الله  از بزرگان این مذهب چون ابویوسف و محمد شیبانی رحمهما الله نقل می کند که دار الاسلام یعنی: هر جائی که در آن حکم اسلام حاکم باشد «وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ[۲]  السرخسی رحمه الله  در جای دیگری می گوید: و سرزمینی با اجرای احکام و قوانین اسلامی تبدیل می شود به «دارالمسلمین» سرزمین مسلمین   [3].

الکساني رحمه الله  نیز می گوید: هر «دار» يا به اسلام مضاف می گردد يا به كفر، و دار به اسلام اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام اسلام تطبيق شود، و به كفر اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام كفر تطبيق شود،…  زيرا ظهور اسلام و يا كفربخاطر ظهور احکامشان است . [۴]

ابن عابدين حنفی مذهب می گوید: دارالحرب تبدیل به دارالاسلام می شود با اجراء کردن احکام اسلامی در آن.  [5]

الكاساني در “بدائع الصّنائع” می گوید: در بین اصحاب ما (یعنی در بین حنفی مذهبها) در اینکه دارالکفر با مسلط شدن احکام اسلام تبدیل به دارالاسلام می شود اختلافی وجود ندارد.[۶]

به این شکل حنفی ها در تعریف دارالکفر هم می گویند: سرزمينی كه در آنجا امر و حکم  رئيس كافران  جاری می شود و در آنجا مسلمانان از كفار می ترسند، بنابراين دارالکفر آن سرزمينی است كه در آنجا سلطان برای حاكم مسلمان نيست  (یعنی حکومت اسلامی وجود ندارد) و غلبه در آنجا برای احکام کفر است. [۷]

مذهب مالکی : مالکی ها نیز در مورد دارالکفر می گویند: سرزمينی كه در آنجا احکام كفار ظاهر و جاری می شود. و طبعاً هر سرزمینی که در آن احکام اسلامی ظاهر و به مرحله ی اجراء در بیایند آن سرزمین هم دارالاسلام است. [۸]

ادامه

انواع «دار» و سرزمین در سنت و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و گفتار صحابه

انواع «دار» و سرزمین در سنت و احادیث صحیح  رسول الله صلی الله علیه وسلم و گفتار صحابه

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

در سنت و احادیث صحیح  رسول الله صلی الله علیه وسلم و گفتار صحابه نیز نامگذاری «المتواتر المعنوي» سرزمینهای تحت حاکمیت «اسلام» و مومنین به صورت واضح با نامهای «دار السُّنَّة» ، و «دار الهجرة»  و «دَارِ الْمُسْلِمِينَ» و «دَارِ اَلْمُهَاجِرِينَ» و«دار الإسلام» و غیره آمده است، و سرزمینهای تحت حاکمیت «کفر» و کافرین هم با نامهائی چون «دار الشرك» و «دَارَةِ الكُفْرِ» و غیره از آن یاد شده است . تمام این اصطلاحات حقیقت واحدی را می رسانند، و تنوع در نام گذاری به دلیل تنوع در وصف این دو سرزمین است.  

امام مسلم رحمه الله  روایت کرده و همچنین محمد بن حسن الشيباني رحمه الله از امام ابو حنیفه رحمه الله روایت کرده که رسول الله صلی الله علیه وسلم هر گاه  سريّةً  یا ارتشی را روانه ی جهاد می کرد فرمانده آن را نصیحت می کرد : « اُدْعُهُمْ إِلَى الْإِسْلَامِ فَإِنْ أَجَابُوكَ فَاقْبَلْ مِنْهُمْ. ثُمَّ اُدْعُهُمْ إِلَى اَلتَّحَوُّلِ مِنْ دَارِهِمْ إِلَى دَارِ اَلْمُهَاجِرِينَ »[۲]. « آنها را به اسلام دعوت بده؛ اگر پذيرفتند، از آنان قبول كن، آن‌گاه از آنها بخواه كه از  سـرزمين  خـود  به سرزمین مهاجران هجرت كنند» محمد بن حسن الشيباني رحمه الله  می گوید: وهو قول أبي حنيفة رحمه الله.[۳] و قول ابو حنیفه رحمه الله هم همین است.

  • امام شافعی رحمه الله در «مسند» و «الام»  و دیگران اینگونه ذکر کرده اند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده:  ثُمَّ اُدْعُهُمْ إِلَى التَّحَوُّلِ مِنْ دَارِهِمْ إِلَى دَارِ الْمُسْلِمِينَ .[۴] سـپس  از  ايشـان  بـخواه  كه  از  سـرزمين  خـود  بـه  سـرزمين  مسلمین کوچ کنند.

محمد بن الحسن الشيباني با لفظ (اُدْعُهُمْ إِلَى اَلتَّحَوُّلِ مِنْ دَارِهِمْ إِلَى دَارِ الإسلام) این حدیث را از رسول الله صلی الله علیه وسلم ذکر کرده اند [۵]و این بیان صریحی بر نام گذاری سرزمین مسلمین به دارالاسلام است.  رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد سرزمین شام  هم می فرماید: «عُقْرُ دارِ الإسلام»[۶]  بهترین جای دارالاسلام شام است.

ادامه

انواع «دار» و سرزمین در آیات قرآن

انواع «دار» و سرزمین در آیات قرآن

شیخ المجاهد: ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

بسم الله الرحمن الرحیم

“إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ ، وَنَسْتَعِينُهُ ، وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا، وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ” به راستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است، او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفسهایمان و از بدی های اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده او است».

یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَاخْشَوْا یَوْماً لَّا یَجْزِی وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیْئاً إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ‏(٣٣/ لقمان) ای مردمان ! از خدا بپرهیزید، و از روزی بترسید که نه پدری مسؤولیّت اعمال فرزندش را می‌پذیرد و کاری برای او برآورده می‌کند، و نه فرزندی اصلاً مسؤولیّت اعمال پدرش را می‌پذیرد و کاری برای او برآورده می‌سازد . وعده خدا حق است. پس زندگانی دنیا شما را گول نزند و فریبکار شما را درباره خدا نفریبد .

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏(۱۸/ حشر) ای مؤمنان ! از خدا بپرهیزید و هر کسی باید بنگرد که چه چیزی را برای فردا (ی قیامت خود) پیشاپیش فرستاده است . از خدا بپرهیزید، خدا آگاه از هر آن چیزی است که می‌کنید .

“أما بعد : إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ ” راست ترین سخن کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در این چند روز گذشته ای که در شهر ها و روستای مختلف با  برادران و خواهران محترم ملاقات داشتم، از سوالات اساسی آنها این بود که : ۱- آیا تقسیم زمین به دو بخش دارالاسلام و دارالکفر از سوی الله تعالی و رسولش صورت گرفته یا اجتهاد مجتهدین و امامان مذاهب اسلامی است؟ ۲-  معیار دارالاسلام و دارالکفر چیست؟  3- چند نوع دارالاسلام و چند نوع دارالکفر داریم؟ ۴- رای مذاهب اسلامی در مورد این دو سرزمین چیست؟ ۵- حکم ساکنان هر یک از سرزمینها چیست؟ ۶-  وظایف ما نسبت به دارالاسلام چیست؟ ۷- آیا جمهوری اسلامی ایران دارالاسلام است ؟ ۸- آیا دارالاسلام تبدیل به دارالکفر می شود؟

ادامه

امارت اسلامی افغانستان ( ۲- انهدام طالبان و ارتباط این نابودی با القاعده )

امارت اسلامی افغانستان ( ۲- انهدام طالبان و ارتباط این نابودی با القاعده  )

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بعد از تامین امنیت فوری، در مسیر تامین تدریجی امور اقتصادی و رفاهی  و نهی تدریجی از منکرات رایج قرار می گیرد.  رهبر طالبان در ۹ اردیبهشت  1378ش (۱۳/۱/۱۴۲۰)[۲] و  در ۲۷مرداد ۱۳۷۸ش (۶/۵/۱۴۲۰ق) دستور ممنوعیت مصرف و کشت موارد مخدر و تخریب تمام کارگاهها و کارخانجات فرآوری مواد مخدر را صادر می کند.[۳] و در نامه ای هدف از این ممنوعیت را نفع عامه و ضررهای ناشی از آن بیان می کند نه خواست کشورهای خارجی که در این زمینه اگر کمکی هم بخواهند هیچ کمکی به امارت اسلامی نخواهند کرد.[۴]

«مولوی احد جان» مسئول رسانه ای  دفتر رهبر امارت اسلامی افغانستان می گوید که این مشکل از دهه های گذشته و حکومتهای قبلی به آنها رسیده و آنها قدم به قدم و به صورت تدریجی به پیش رفته اند. ابتدا به کشاورزان امر کرده اند که یک سوم از کشت خشخاش را کم کنند و زمانی که موفق به این کار شدند بعد دستور دادند کلاً آن را کشت نکنند و کشت آن را ممنوع کردند.[۵]  

 در کنار این اقدامات امنیتی و اقتصادی و اصلاحگری در مسائل عقیدتی و رفتاری مسلمین، یکی از مواردی که در دارالاسلام طالبان در افغانستان به آن توجه می شود رابطه ی القاعده با طالبان است.

با آنکه مذهب رسمی در افغانستان حنفی بود و رهبر دارالاسلام باید حنفی مذهب بود اما سایر مذاهب نیز در امور داخلی خود دارای نوعی خودمختاری درون مذهبی بودند و مهاجرین نیز در پادگانها و اردوگاههای خود از چنین خودمختاری برخوردار بودند اما زمانی که وارد روستاها و شهرهای حنفی مذهب می شدند باید دست به خودسانسوری و سکوت و به نوعی تسامح و تساهل و هماهنگ شدن با مردمان حنفی مذهبی می شدند که بسیاری از باورها و رفتارهای آنها را قبول نمی کردند.

در ۱۹ مهر ۱۳۸۰ش(۱۴/۷/۱۴۲۲ق) ارتباط شیخ اسامه بن لادن به عنوان امیر القاعده با امارت اسلامی افغانستان حالت رسمیت به خود می گیرد.

اسامه بن لادن در بخش اول توجیهات منهجی می گوید: انسان نمی تواند در ذات و قلب خود مسلمان باشد در حالی که با قوانین وضعی [سکولاریستی] بر او حکم می شود و اسلام نمی تواند زمین را دربرگیرد. اسلامی که بر محمد صلی الله علیه وسلم نازل شد و به ابلاغ آن امر شد، اسلامی است که باید تمام زمین را در بر گیرد و معیار و میزان و اساس قضاوت و حکم گردد نه اینکه فقط  در دایره شعائر تعبدی خلاصه شود.

… راه حل بسیار بسیار واضح است و در کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان شده است. راه حل،  این امور مهم هستند:

  1. اتحاد و وحدت و جماعت
  2. شنیدن و اطاعت کردن و جهاد
  3. همراه شدن با جماعت مسلمین و امام شان.

اولین وظیفه جماعت مسلمین و امام آن عبارت است از: دفع کفر و دفع دشمن متجاوز.

 اسامه بن لادن در همین جزوه می گوید: «تمام تلاش ما این است که این امت بر کلمه ی یکسانی تحت کتاب پرودگارمان سبحانه و تعالی و سنت رسولش علیه الصلاة والسلام جمع شود و اینکه این امت برای اقامه ی خلافت راشده همراه با امت اسلامی به صورت عموم حرکت کند که رسولمان علیه الصلاة والسلام در حدیث صحیح به ما بشارت داده است که خلافت راشده به اذن الله سبحانه وتعالی باز می گردد».[۶]

اسامه بن لادن همچون سید قطب و سایر شریعت گرایان آمریکا را «سرافعی» می دانست و بر آن تمرکز کرده بود هر چند در دورانی با حفظ استقلال داخلی و راهبردی خود جهت دفع رژیم سکولار سوسیالیستی روسها در افغانستان از فضائی که کفار سکولار غربی باز کرده بودند استفاده کرد و بعد از دفع این دشمن صائل در افغانستان بر همان دشمن اصلی تمرکز شد.

ادامه

امارت اسلامی افغانستان ( ۱- چگونگی شکل گیری طالبان وسیاستهای کلان آن)

امارت اسلامی افغانستان ( ۱- چگونگی شکل گیری طالبان وسیاستهای کلان آن)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

قبلاً عرض کردیم که نگرش جمهور اهل سنت و جماعت بر این است که در زمانی واحد تعدد الأئمة و رهبر جایز نیست[۲]، و اتفاق علمای اسلام را آوردیم که در عصر و زمانی واحد با دو رهبر بیعت منعقد نمی شود.[۳] با استناد به آراء امامانی چون امام ماوردی هم بیان کردیم که اگر در دو سرزمین با دو رهبر و امام پیمان بسته شود بیعت هیچ یک صحیح نیست چون در یک زمان برای امت داشتن دو رهبر و امام درست نیست.[۴] 

این اجماع حنفی ها، [۵] مالکی ها، [۶] شافعی ها [۷] و حنبلی ها [۸] و ظاهری ها[۹] و شیعیان جعفری[۱۰] در مورد امام و رهبر واجب الاطاعه است، پس قاعده در مورد دارالاسلام و رهبریت این است که باید یکی باشد اما از روی ناچاری و به عللی واضح و کاملاً غیر عادی در طول تاریخ دیده ایم که به موازات هم چند دارالاسلام با چند رهبرمختلف حاکمیت داشته اند که اکثراً ریشه در جاهلیت و اختلافات قومی یا مذهبی و قبیله ای و… داشته است.

این میراث نامبارک مثل آلودگی ها و آفتهای دیگر به زمان ما نیز رسیده است و ما از روی ناچاری و اجبار، به دلیل عدم رشد صحیح منهجی مومنین، مجبور به تعامل با چنین بیماری ای همچون یک واقعیت موجود هستیم؛ هر چند شرعی نیست اما واقعیتی است که وجود دارد و باید با در نظر گرفتن «اهداف» و «وضع موجود» جهت پاسخ به «نیازهای روز» مومنین با چنین موجودیتی تعامل کرد و در مسیری حرکت کرد که به درمان این بیماری نابودگر و برداشتن این مانع ختم شود به همین دلیل در مورد این دارالاسلامهای موازی سعی می کنیم با پرهیز از تکرار مسائل جانبی بیان شده و اولویت بندی مسائل بر اولویتهائی تمرکز کنیم که برای امروز ما درس بزرگتری در بر داشته باشد.   

یکی از این دارالاسلامهای موازی «دارالاسلام حرکت طالبان در افغانستان» بود که آنهم به سبک دارالاسلام ایران قیام کرد. با این تفاوت که در ایران توسط مجتهدین شیعه ی جعفری رهبریت می شود و «ولایت مجتهد یا فقیه» حاکمیت پیدا کرد اما در افغانستان توسط طلبه ها و حافظ های قرآن و مولوی ها با درجات مختلف علمی به قدرت رسید که بر اساس ماده ۵۲ قانون اساسی طالبان، رهبر این دارالاسلام باید تابع مذهب حنفی باشد و به سطح علمی آن اشاره ای نشده است.[۱۱]

تحریک اسلامی طالبان (جنبش اسلامی طلبه های علوم شرعی) با شعار «اجرای شریعت اسلامی» در سال ۱۳۷۳ش (۱۴۱۵ق) توسط ملامحمد عمر و با ۱۱ طلبه ی مدارس دینی شکل گرفت و در سال ۱۳۸۰ش (۱۴۲۲ق) نزدیک به ۹۵ درصد خاک افغانستان را از مرتدین سکولار و دارودسته ی منافقین و احزاب متفرق آزاد کرد. اما روند شکل گیری جنبش اسلامی طالبان در افغانستان چگونه بود؟

ادامه

سیناریۆی نۆی دەزگای ئاسایشی هەرێمی کوردستان واتا جاشەکانی ئەمریکا و ناتو و رژێمی زایونی دژ به ئه هلی ئیمان

سیناریۆی نۆی دەزگای ئاسایشی هەرێمی کوردستان واتا جاشەکانی ئەمریکا و ناتو و رژێمی زایونی دژ به ئه هلی ئیمان

ئا: ع. هه ولێری

دەزگای ئاسایشی هەرێمی کوردستان واتا جاشەکانی ئەمریکاو و ناتو و رژێمی زایونی و کوفری جیهانی سیناریۆهایێکی جۆربه جۆریان دژ به ئه هلی ده عوت و به تایبه ت لاوانی پایبه ند به شه ریعه تی الله تعالی دروست کردووه.

دوێنێ شه ویش ئه م جاشانه ی ئامریکا و رژێمی زایونی چوار پیاو و چوار ئافرەتیان گرتووە کە  گوایا سەر بە تەنزیمی دەولە بوون، بە تۆمەتی ئەوەی ئاڵای تەوحیدیان لە ڕێگاو بانەکانی کوردستان چەقاندووەو لە ژێر ئاڵایەک (تی ئێن تی TNT)یان داناوە…

باوکی بەشێک لە گیراوەکان پێشو لەگەڵ انصار الاسلام بووەو پاشان گیراوەو ئیعدام کراوە.

له وانه یه ئه م چه ن خۆشک و برایه وه کو جارانی پێشو له سه ر شاشه کانی تیلفیزیون زۆریان لێبکه ن که دان بنێن به چه ند تۆمه تی درۆیین . به ڵام با هه موان بزانن ئه م خۆشک و برایانه هیچ په یوه ندیێکیان له گه ل ده وله نه بووه و نیه و به ڵکو تۆمه تیان بۆ دروست کراوه.

ئه مه ش ئاکامی ژیان به سه ربردن له ژێر ئاڵای سیکولاریسم و عه لمانیه تتدا.

داوا کارم لە الله تعالی ئازادیان بکات و سەبریان پێ بدات .

هه روه هاش داوا کارم لە الله تعالی گه لی موسڵمانی کورد له و سه ر خۆشیه یی تێی که وتوون وه خه به ربێنێت و دژ به م سیکولاره جاشانه شۆرشێکی راسته قینه بکه ن.

جمهوری اسلامی ایران ( ۱۰-دارالاسلام ایران برای اهل سنت فرصت یا تهدید؟)

جمهوری اسلامی ایران ( ۱۰-دارالاسلام ایران برای اهل سنت فرصت یا تهدید؟)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

در اسلام طی کردن این مسیر اصلاح و جامعه سازی تحت عنوان «تزکیه» از آن یاد شده است، تزکیه شخص و جامعه با قانون شریعت الله. ” تزکیه از لحاظ لغوی به معنی پاکی و اصلاح و برکت و رشد”[۲] آمده است و در اصطلاح تزکیه یعنی پاکی و اصلاح و رشد نفس با قانون شریعت الله و احسان[۳] و فقه باطن بر اساس قانون شریعت الله تعالی. الله تعالی می‏فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ‏(جمعه/۲) خدا کسی است که از میان بیسوادان پیغمبری را برانگیخته است و به سویشان روانه کرده است، تا آیات خدا را برای ایشان بخواند، و آنان را پاک بگرداند. و بدیشان کتاب (قرآن) و شریعت و حکمت را می‌آموزد . آنان پیش از آن تاریخ واقعاً در گمراهی آشکاری بودند .‏

اصلاح و تزکیه ی جامعه از طریق تطبیق شرایط زندگی با قانون شریعت الله و ارزشهای اسلامی و بازگرداندن هویت اسلامی به مسلمین و یاد دادن روش صحیح صحیح زندگى فردی و اجتماعی و حکومتی بر اساس قانون شریعت الله است، و «موانع تزکیه» یعنی تمام گناهان و اموری که مخالف قانون شریعت الله تعالی باشند. آیا برای پایان دادن به این سرگردانی ها و گمراهی ها و و آلودگی های عقیدتی و رفتاری و برای اصلاح در جامعه و پاک کردن و رشد دادن و از بین بردن «موانع تزکیه»،  راهی غیر از قانون شریعت الله و آیات الله تعالی برای مومنین و مدعیان اهل سنت وجود دارد؟ اگر مدعیان سنی بودن راهی غیر از این را رفتند آیا ربطی به اهل سنت و مذهب رایج در میان مردم محل خود دارند؟

پیامبران و سرمذهبهائی که ادعای پیروی از آنها را دارید با چه چیزی به اصلاح در جامعه پرداخته اند؟ برو نگاه کن؛ هم قرآن هست و هم تمام آثار سرمذهبهای شما. آیا برای اصلاح جامعه ابزاری غیر از قانون شریعت الله و غیر از بیّناتی از سوی الله را انتخاب کرده اند؟ هود علیه السلام می گوید :  قَالَ یَا قَوْمِ أَرَأَیْتُمْ إِن کُنتُ عَلَىَ بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی وَرَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً  (گفت: ای قوم من! اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم و از خود بر من رزق نیکو رسانده باشد، به من بگوئید ( آیا می‌توانم شما را از شرک در قانون گذاری و… نهی ننمایم‌ ؟ )) وَمَا أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَى مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ  ( من نمی‌خواهم شما را از چیزی باز دارم و خودم مرتکب آن شوم. (چون همین نهی نکردن و تسلیم قوانین سکولاریستی موجود شدن هم باز نافرمانی الله است)) إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ ‏(هود/۸۸ من تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نمی‌خواهم، و توفیق من هم جز با خدا  نیست. تنها بر او توکّل می‌کنم و فقط به سوی او برمی‌گردم .‏

پس اصلاح «کفار۶گانه» ی آشکار و حتی دارودسته ی منافقین تنها با قانون شریعت الله « بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی » صورت می گیرد[۴] و زمانی هم که خطاب به مومنین گفته می شود: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ‏(حجرات/۱۰) فقط مؤمنان برادران همدیگرند، پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید، و از خدا ترس و پروا داشته باشید، تا به شما رحم شود؛ باز در میان مومنین و دارالاسلام هم اصلاحگری تنها بر اساس قانون شریعت الله تعالی است.

حالا نگاه کن عده ای به جای توحید و قرآن و قانون شریعت و دستورات الله تعالی چه چیزی را برای شما جایگزین کرده اند؟ نژاد و قومیت؛ آنوقت این نژاد از چه کانالی به آنها رسیده است؟ واقعاً برای اهل سنت فاجعه است.

ادامه

جمهوری اسلامی ایران ( ۹-میزان بهره وری اهل سنت و توانمند ساختن خود در دارالاسلام ایران بر اساس فقه مذهب خود)

جمهوری اسلامی ایران ( ۹-میزان بهره وری اهل سنت و توانمند ساختن خود در دارالاسلام ایران بر اساس فقه مذهب خود)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

در مجموع می بینیم که به دلیل ماهیّت و حقیقت دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران جبهه ی متحدی بر علیه آن شکل می گیرد که دقیقاً همان جبهه ای بوده است که در برابر حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی عثمانی و جمهوری اسلامی ترکستان شرقی شکل گرفت و سایر دارالاسلامهای معاصر شکل گرفته است.

این جبهه ای که بر علیه دارالاسلام ایران شکل گرفته است متشکل از: کفار سکولار جهانی و طاغوتها و مزدوران محلی آنها و دارودسته ی منافقین داخلی از یک سو، و متاسفانه عده ای هم از مومنین جاهل آلوده شده به تعصبات نژادی و مذهبی یا مغرض و به دور از عدالت یا حسود از سوی دیگر است.

 این دسته از مومنین راه گم کرده می دانند:

  • هدف اصلی این دشمنان سکولار، کنار زدن قانون شریعت الله به صورت عام است نه فقط کنار زدن مذهب شیعه جعفری، و کنار زدن اصل «ولایت مجتهد» است نه فقط «ولایت فقیه از تشیع»
  • می دانند این نظام شیعه مذهب هم برود و «دارالاسلام» ساخته شده ی کنونی فروبریزد هرگز آنها و «دارالاسلام»ی بر اساس مذهب اسلامی آنها سر کار نمی آیند بلکه دارالکفری با قوانین سکولاریستی جایگزین می شود،

اما باز در گوشه ای جداگانه و در همین جبهه ی دشمنان دارالاسلام ایران قرار گرفته اند، غافل از اینکه همه ی مذاهب اسلامی و تفاسیر اسلامی در دارالاسلام ایران در یک کشتی نشسته ایم و با غرق شدن این کشتی و دارالاسلام  (مثل دارالاسلام عثمانی و جمهوری اسلامی ترکستان شرقی)آنها نیز غرق خواهند شد و وضعیت بسیار بدتری برای آنها و سایر مومنین و فرزندان و نوه های آنها و نسلهای بعدی رقم خواهد خورد «اگر» جزو مومنین باشند، و علاوه بر این شریک جرم تمام مجرمین در این دارالکفر تازه تأسیس شده خواهند بود و سالها بعد از مرگ هم باید کارنامه ی آنها برای ثبت گناه و جرم باز باشد.

امروز، دارالاسلام و قانون شریعت الله و راهی که منتهی به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة»می شود هدف است، نه فلان مذهب حنفی در جمهوری اسلامی ترکستان شرقی یا در امارت اسلامی حنفی مذهب افغانستان یا شافعی در یمن و سومالی یا مالکی در لیبی و مالی و الجزائر و نیجریه یا شیعه ی زیدی در یمن یا شیعه ی جعفری در ایران یا حتی نجدی در عراق و شام.

آیت الله خامنه ای می گوید که در سفری که من به پاکستان می‌رفتم، آیت الله خمینی به ایشان گفته  که شما به علمای پاکستان بگویید: فشارهای وارده بر ما از سوی امریکا و ارتجاع و شرق و غرب، نه به‌خاطر ایرانی بودن ماست؛ بلکه به‌خاطر اسلام است. آن روزی که دنیا احساس کند – العیاذباللَّه – ما نسبت به اسلام جدّی نیستیم، آن روزی که دنیای مستکبر احساس کند ما حاضریم روی اسلام معامله کنیم و بی‌تفاوت شده‌ایم، این فشارها تمام خواهد شد.[۲]

ادامه

جمهوری اسلامی ایران (۸- درجه بندی شرعی دشمنان و دیپلماسی خارجی دارالاسلام ایران در برابر دشمنان و مسلمین )

جمهوری اسلامی ایران (۸-  درجه بندی شرعی دشمنان و دیپلماسی خارجی دارالاسلام ایران در برابر دشمنان و مسلمین )

 شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

آیت الله خمینی به عنوان بنیانگذار دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران می گوید: «نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کیْ و تا کجا ما را تحمل می‏کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهی‏مان نمی‏شناسند. به گفته قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمی‏دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند.»[۲]

آیت الله خمینی  به این شکل زبان گفتمانی سکولاریستها(مشرکین) با مومنین در طول تاریخ را یادآور می شود که زبان اسلحه و جنگ مسلحانه است « وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا» (بقره/۲۱۷) و در برخورد با این دشمنان و جهانخواران سکولار فعلی می گوید: «ما اگر قدرت داشته باشیم تمام مستکبرین را از بین خواهیم برد.»[۳] بدون شک این هدف مطلوب و نهائی شریعت گرایان بوده است که باید بر اساس «اصل قدرت نظامی» آن را عملی کرد، با این وجود لازم است که دشمنان درجه بندی شوند و با تجزیه دشمنان  و تمرکز بر دشمن یا دشمنان اصلی، در مسیر شرعی قدم گذاشت.

سید قطب رحمه الله سالها قبل از انقلاب اسلامی ۵۷ آمریکا را به عنوان دشمن اصلی و شیطان بزرگ معرفی کرده بود، و همچون سایر موارد، این دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان هم به نواب و سایر رهبران اصلی انقلاب اسلامی ۵۷ منتقل شد تا به زبان ما رسیده است.

به دنبال آنکه در آبانماه ۱۳۵۸ش شاه سکولار و مخلوع ایران به آمریکا سفر می کند و هیئتی از دولت موقت دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران به سرپرستی بازرگان در ۱۲ آبان به الجزایر سفر می کنند و بازرگان در حاشیه جشن استقلال الجزایر با برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر دیدار می کند[۴] روز بعد و در ۱۳ آبان جمعی از دانشجویان سفارت آمریکا را به اشغال خود در می آورند[۵] و حدود ۱۰۰ نفر گروگان می گیرند و سخنگوی آنها در کنفرانسی مطبوعاتی می گوید: خود را پیرو خط امام می‌دانیم و به هیچ گروه خاصی وابستگی نداریم … در تماس‌هایی که از دفتر امام با ما گرفته شده، آن‌ها به هیچ وجه با این حرکت ما مخالفت نکرده‌اند …[۶] فردای آن روز سید احمد خمینی در جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام حضور یافت.[۷] به قول آیت الله خامنه ای : «حرکت دانشجویان برای تسخیر سفارت، واکنش به این‌همه خباثت بود که پیروزمندانه اتّفاق افتاد.»[۸] و آخرین رشته‌ی ارتباط بین انقلاب و آمریکا را قطع کرد.[۹]

ادامه

جمهوری اسلامی ایران (۷- اهل سنت کردستان، احزاب سکولار و فتوای جهاد آیت الله خمینی )

جمهوری اسلامی ایران (۷-  اهل سنت کردستان، احزاب سکولار و فتوای جهاد آیت الله خمینی )

 شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

تکرار فتوای مُلاخلیل و صدها عالم اهل سنت در مورد سکولاریستهای محلی، این بار توسط آیت الله خمینی: 

سکولاریستهای چپ و لیبرال در برخورد با مومنین همیشه اهدافی ضد اسلامی را برای خود تعیین کرده اند و به قول ماکیاولی: ” از آنجا که خود هدف را تصویب کرده اند وسایلش را نیز ـ هر قدر هم پست و ناروا باشد ـ تصویب خواهند کرد”.[۲]  و سکولاریستهای مرتد محلی کورد مثل سایر سکولاریستها در برخورد با مسلمین و حتی سکولارهای مخالف خود از هر وسیله ی پست و ضد انسانی استفاده کرده اند.

در جنگ روانی، اینها هر کسی که با آنها نبود را جاش یا خائن یا ضد خلقی یا ضد کورد و … می نامیدند و با ترور شخصیتی طرف مقابل اگر دستشان می رسید اقدام به ترور فیزیکی آنها نیز می کردند. فرهنگیان مسلمان مریوان خیلی جالب و «به موقع» این حیله ی سکولاریستهای محلی جدا از مردم را ۸ ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ۵۷ برملا می سازند و می گویند: « هر کس بگوید که مسلمانم از نظر این منافقان، جاش است یا ساواکی، یا خود فروش. اما هرکس با هر سابقه ای ساواکی باشد، رستاخیزی باشد، کُرد فروش باشد، فئودال باشد، قاتل و جنایتکار باشد، همین که از آن ها طرفداری کند، مثل این است که آب توبه بر سرش بریزند، نه تنها پاک و بی گناه می شود بلکه مبارز، مترقی و انقلابی خواهد شد. تازگی ها گویا تعلیمات پارتیزانی راه انداخته اند، چون حنایشان در نزد مردم آگاه شهر رنگی ندارد، دست گدایی به سوی روستاییان دراز می کنند و از آن ها می خواهند علیه دشمنان خیالی مسلح شوند».[۳]

انتخابات شهر سنندج و سایر شهرها نشان داد که اینها نزد مسلمین آگاه هیچ جایگاه و ارزشی ندارند به همین دلیل دست به دامان انسانها جاهلی می شوند که چیزی از شریعت الله تعالی نمی فهمند و فرق ندارد این جاهل ابوالحکم با شد که ابوجهل نام گرفت یا کسانی باشند که در رشته ای درس خوانده اند و باسواد هستند اما نسبت به شریعت الله تعالی جاهل و نفهم . البته اکثریت مطلق کسانی که در این دوران سکولاریستها در روستاها آنها را جزب کردند بی سواد به تمام علوم بودند و فریب دادن اینها با چند شعار اقتصادی یا ملی گرایانه کار سختی نبود، بعد از کانال این انسانهای جاهل و نفهم جنگ مسلحانه را بر مومنین شریعت گرا و مخالفین خود تحمیل می کنند.

ادامه