درسها و عبرتهائی از هتاکی سکولاریستهای کُرد به الله و قرآن و پیامبر و اسلام و… در رمضان امسال و «خیانت سکوت» احزاب به ظاهر اسلامگرا و…

درسها و عبرتهائی از هتاکی سکولاریستهای کُرد به الله و قرآن و پیامبر و اسلام و… در رمضان امسال و «خیانت سکوت» احزاب به ظاهر اسلامگرا و…

به قلم : کیوان مریوانی

این روزها که دهه ی آخر رمضان است و مسلمین سعی می کنند بهترین اعمال را در این روزها و  شبها انجام دهند به امید آنکه بتوانند به فضیلت لیله القدر دست پیدا کنند که  الله تعالی در موردش می فرماید: لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿قدر/۳﴾ شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است؛ شهرستان ما مریوان دیروز و امروز شاهد اتفاقات تکراری قابل تأملی بود که بر هر مسلمانی لازم است در آن تاملی داشته باشد .

دیروز کوردهای سکولار جهت تحریک مسلمین و اهانت به عقاید کوردهای مسلمان شروع کردند به توهین به الله و قرآن و رسول الله صلی الله علیه وسلم اسلام و مسجد و … و هر آنچه از دهن نجسشان برآمد در ملاء عام بر علیه این مقدسات اسلام گفتند.

بعد از تذکرات مکرر در نهایت عده ای از کوردهای باغیرت مسلمان به این فحاشی ها واکنش نشان دادند که منجر به بسته شدن موقتی دهن فحاشان شد اما واکنشها بسیار قابل توجه بود:

  1. سکولاریستهای خائن و مزدور کُرد جهت جلوگیری از بسیج عمومی مسلمین کورد بر علیه خود در رسانه های ماهواره ای خود اعلام کردند که این دسته از مسلمینی که واکنش نشان داده اند سلفی ها و تکفیری ها و… بوده اند، در حالی که دروغ می گفتند و اینها مردم غیر حزبی اهل سنت کورد  بودند.  حتی اگر یک  مسیحی یا یهودی هم بودند که در برابر توهین کنندگان به الله و بهشت و جهنم واکنش نشان داده اند باز باید هر مسلمانی از آنها حمایت کند چه رسد به اینکه این افراد باغیرتی که در برابر این سکولاریستهای فحاش ایستاده اند دسته ای از مسلمین با هر فکر و مذهب و تفسیری باشند.
  2. سکولاریستهای خائن در شبکه های ماهواره ای و مجازی خود طبق عادت همیشگی کا داند با انواع دروغها و تهمتها، طرفداران خود را به بسیج عمومی در برابر این چند مسلمان باغیرت تحریک می کردند و… در حالی که تعداد طرفداران این سکولاریستهای خائن در برابر کوردهای مسلمان بسیار ناچیز و بی ارزش است.
  3. در این راستا شما هرگز ندیدید که حزبی های به ظاهر اسلامگرای  طرفدار مکتب احمد مفتی زاده با تمام شاخه هایش و اخوانی ها و سلفی های درباری و حتی نمایندگان شوراهای محلی و بخصوص ملاهای مساجد و… در برابر این توهین سکولاریستها به الله و قرآن و رسول الله صلی الله علیه وسلم و اسلام و بهشت و جهنم و… از خود واکنشی نشان دهند در حالی که برای یک مساله ی بی ارزشی چون فَرَنجی (جلیقه ی سنتی) آنهمه غوغا و سرو صدا راه انداختند.
  4. به دنبال این «خیانت سکوت» مرگبار ملاهای سنتی و احزاب متنوع به ظاهر اسلامگرائی که همیشه پیام آور سستی و ذلیلی و تحمیل انواع عذابهای روحی و روانی بر مسلمین و حتی راه بازکن انواع ترورها بر مسلمین کورد بوده اند، احزاب سکولار مسلح نیز به نیروهای امنیتی ایران حمله کرده و افرادی را کشته و زخمی کردند.
  5. نیروهای امنیتی ایران نیز در واکنش به این اقدامات مجرمانه ی نیروهای غیر مسلح و مسلح سکولارکُرد چند نفر از عاملان اصلی این جرم بزرگ را دستگیر کرده و گروهک مسلح آنها را نیز به پشت مرزهای ایران فراری داد و به این شکل در برابر این مجرمین ایستاد.

اینها اتفاقاتی گذرا در این یکی دور روز دهه ی آخر رمضان سال ۱۴۰۰ شمسی بود که می تواند هر اهل خرد و عقلی را به تامل وادارد.

این رویدادی تازه نیست بلکه به کرات توسط سکولاریستهای کورد تکرار شده است و در سکوتی مرگبار نادیده گرفته شده است. به عنوان مثال کُردهای سکولار به صورت آزادانه در کردستان عراق می توانند همچون مریوان حلبچه ای و پیرلقمان و ملاکمتیار و … در پناه قوانین سکولاریستی حاکم بر این منطقه بدترین توهینها را به مقدسات اسلام انجام دهند و سایر کُردهای سکولار نیز گاه به بهانه ی حمله ی اردوغان سکولار به کُردهای سکولار طرفدار اوجالان قرآنها را می سوزانند و گاه جهت مبارزه با خود اسلام بدترین فحاشی ها را انجام داده و می دهند.

بدون شک ما نه این جنایت چند دهه ی گذشته ی سکولاریستها را فراموش می کنیم و نه می بخشیم و در عین حال در داخل مرزهای ایران هر گونه جنگ مسلحانه با این کوردهای سکولار و مزدور را نیز غیر شرعی می دانیم اما از توی مسلمان می پرسم: آیا وقت آن نرسیده که بیدار شوی و یکبار برای همیشه دست از این حزب بازی ها برداری و در برابر این سکولاریستها صف واحدی شویم؟

به مناسبت دهمین سالگر شاهادت شیخ اسامه بن لادن : آمریکا دشمن شماره یک، هرگز به آمریکا و مزدورانش اعتماد نکنید

به مناسبت دهمین سالگر شاهادت شیخ اسامه بن لادن :  آمریکا دشمن شماره یک، هرگز به آمریکا و مزدورانش اعتماد نکنید

به قلم: محسن صادقی /سقز

بعد از آنکه بر اثر خیانت حکومت سکولار پاکستان  نیروهای آمریکائی از محل اختفای شیخ اسامه بن لادن تقبله الله آگاهی پیدا کردند و شیخ اسامه (به گواهی همسرش که همراه او در همان منزل بود) عملیات استشهادی انجام داد و زنده به دست آمریکائی ها نیافتاد، حکومت جنایتکار آمریکا در جنگ روانی خود دست به نشر دروغهائی در قالب مدارک زد که بسیار قابل توجه است . چون راست و دروغ را جهت پذیرش دروغ خودش با هم مخلوط کرده بود .

در میان دروغهای متعددی که به شیخ اسامه بن لادن نسبت داده بودند دو دروغ بزرگ آن برایم جالبتر بود که دوست دارم به آن بپردازیم :

  1. دروغاهائی در مورد دیدگاه شیخ اسامه بن لادن و القاعده ی بن لادن نسبت به دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران

همه می دانیم که شیخ اسامه بن لادن مثل دکتر عبدالله عزام  دارای دیگاه اخوانی سید قطب تقبله الله بودند و با آنکه شیخ اسامه  بر علیه آمریکا و سایر متحدین ان و حکام مزدور عرب و عجم فتوا داد اما هرگز بر علیه دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران فتوائی نداد بلکه در هنگام ضرورت ناموس و فرزندان خود را نیز دست ایران سپرد و به ایران روانه کرد.

با این وجود حکومت دروغگو و حیله گر آمریکا که در زندگی شیخ اسامه نتوانسته است مطلبی دال بر درگیری با دارالاسلام ایران پیدا کند در سند سازی های جعلی پس از مرگ شیخ اسامه دست به کار شد و اعلام کرد :

  • مدارک جدید حاکی از روابط پرتنش القاعده با ایران است
  • این اسناد نشان می دهد که بن لادن ایران را قلدرمآب، مبهم و رمزآلود می دانست.‎
  • روابط القاعده با ایران در هاله ای از بی اعتمادی دوطرفه و منافع به شدت متضاد به تصویر می کشد‫.‎‎
  • طبیعت واقعی روابط ایران و القاعده هنوز برای تصمیم گیرندگان سیاسی غربی روشن نیست اما مدارک جدید تاییدی است بر اجماع قبلی چهره های سیاسی غرب مبنی بر این که ایران و القاعده مشترکات و منافع اندکی دارند‫.
  • در سال ۱۹۹۸ نیروهای سنی القاعده در حمله به مزارشریف به قتل هشت دیپلمات ایرانی و همچنین افغان که با ایران روابط مذهبی و فرهنگی داشتند و یک نیروی شیعه به شمار می رفتند، متهم شدند. [در حالی که برای همه واضح و آشکار شد که قاتل نیروهای ایرانی نه طالبان بود نه القاعده بلکه دستورش از پاکستان رسید و عامل کشتار حکومت سکولار پاکستان بود البته به دستور اربابش آمریکا]

بدون شک مشترکات تمام مسلمین به هزاران مورد می رسد که یکی از آنها دشمنی مشترک چون آمریکاست. هر مسلمان آگاهی باید بر این مشترکات متمرکز شود و از اختلافات ریز فقهی و قابل چشم پوشی دوری کند .

  • دومین دروغ بزرگ به این بر می گردد که اعلام کردند در منزل شیخ اسامه بن لادن مجموعه‌ای از فیلم‌های جنسی را در تعداد قابل توجهی سی‌دی  پیدا کرده اند

بعد از نشر این دروغ آشکار توسط بخش تحقیقاتی آکادمی نظامی وست پوینت ارتش آمریکا، باز طبق همیشه ابتدا شبکه ی العربیه وابسته به آل سعود در بوق و کرنای خود دمید و بعد شبکه های جهانی کفار چون «نشنال ژئوگرافیک» و سایر رسانه های کفار سکولار جهانی به تفصیل مانور دادند!

سوالاتی از یک شیعه به اهل انصاف از اهل سنت

سوالاتی از یک شیعه به اهل انصاف از اهل سنت

به قلم: علیرضا مرادخانی

من یک شیعه هستم و احساس می کنم جریان شما در مسیر بیداری اسلامی و وحدت اسلامی حرکت می کند. اما کسانی هم در میان شیعه و سنی وجود دارند که در میان کتباهای قدیمی دنبال نکاتی هستند که به وحدت میان مسلمین صدمه بزنند .

امروز در گروهی تلگرامی با برجسته کردن خواجه نصیر الدین طوسی عده ای در حال حمله به تمام شیعیان و بخصوص ایران بودند. در اینجا کاری به خواجه نداریم و تنها من خطاب به این دسته از افراد (البته اگر معاند  نباشند) چند سوال ساده می پرسم:

  1. خواجه نصیرالدین طوسی یک نفر بود اما چند هزار از اهل سنت در ارتش مغول مسلمین را قتل و عام می کردند؟
  2. آیا شیعه بود که به نهضت فلسطین خیانت کرد ؟
  3. آیا شیعه در حال نابودی لیبی و کشت و کشتار اهل سنت آنجاست؟
  4. آیا شیعه صومالی را نابود کرد؟
  5. آیا شیعه در حال کشت و کشتار اهل سیناء است ؟
  6. آیا هواپیماهای کفار از فرودگاههای شیعیان بغداد را زیر آتش گرفتند و آنهمه جنایت تا کنون آفریده اند؟
  7. آیا مفتی ها ساکن در آل سعود و انگلیس و کانادا و اردن و ترکیه و…  که آنهمه خونهای حرام شده  را از شیعه و سنی حلال کرده اند یکی از شیوخ و ملاهای شیعه هستند؟
  8. چرا در زمان شاه پهلوی آمریکائی همه ی عرب تابع آن شدند اما پس از انقلاب ۵۷ همه بر علیه ایران شدند؟ مگر شاه هم شیعه نبود؟
  9. حزب الله که تنها یک حزب است را سرزنش می کنید که چرا فلسطین را آزاد نمی کند ؟ اما دولتها و حکومتهای عربی چون آل سعود و اردن و مصر و ترکیه و…. که همگی به صورت سری در پی کسب رضایت اسرائیل هستند را سرزنش نمی کنید؟
  10. آیا تشیع است که علماء و رهبران اسلامی را در بنگلادش اعدام می کند؟
  11. آیا شیعه در ازبکستان آنهمه مسلمان را به بدترین شیوه ی ممکن می کشد؟
  12. آیا شیعه در تاجیکستان و ترکمنستان حتی در نماز و روزه و عبادات اهل سنت دخالت می کند؟
  13. آیا شیعه مسلمانان مالی و طوارق را قتل عام کرد؟
  14. آیا اردوغان شیعه است که در جلو ارتش کفر در حال قتل عام مسلمین است؟
  15. و…

در تمام این سوالات منظورم از شیعه یعنی تشیع حاکم بر مسئولین نظام ایران نه تشیع انگلیسی که فرقی با تسنن آمریکائی در دشمنی و خیانت به اسلام و مسلمین ندارند.

چه کسی از منهج هیئت جولانی خبر دارد؟

چه کسی از منهج هیئت جولانی خبر دارد؟

به قلم : مسعود سنه ای

بعد از آنکه جبهه النصره  به فرماندهی جولانی به امیر سابق خود ابوبکر بغدادی خیانت کرد و مسبب آنهمه کشت و کشتار  میان جماعت بغدادی و دارودسته ی خودش تا همین الان شده است جهت توجیه این جنایات به القاعده بیعت داد و بعد از انکه آبها از آسیاب افتاد باز به القاعده هم خیانت کرد و  اسم دارودسته ی خودش را جبهة فتح الشام  گذاشت که دیدیم ایمن الظواهری او را خائن و ناکث نامید که تا همین الان هم از این سخن خود در برابر جولانی برنگشته اشت .

به دنبال این خیانت آشکار به القاعده  کسانی چون شیخ الدكتور سامی العریدی شرعی عام جبهه النصره  و فرماندهان بزرگ دیگری چون ابوجلیبیب و ابوخدیجه که شرعی و امیر غوطه‌ی شرقی دمشق بودند به همراه دهها فرمانده و سرباز دیگر از  دارودسته ی جولانی جدا شدند که یادستگیر و زندانی شدند ویا فراری شدند.

با این وجود این مرحله هم بخشی از نقشه بود که دیدیم بعد از چند ماه دارودسته ی جولانی به هيئة تحرير الشام تغییر اسم داد که این حزب جدید  در کنار افکار نجدیت از افکار مختلف و گروههای مختلف سکولار و دموکراسی خواهی  که زیر نظر حکومت سکولار ترکیه و رژیم آل سعود و آمریکا فعالیت داشتند شکل گرفته است.

زمانی که خطر گروه دولت اسلامی از بین رفت و سکولارهای پ.ک.ک هم شهرهای کورد نشین شمال سوریه را به حکومت سکولار ترکیه تحویل دادند این گروههای سکولار و دموکراسی خواه از درع فرات ترکیه و تحالف آمریکا علیه جماعت دوله به حضور در دارودسته ی جولانی تغییر وظیفه دادند.

تمامی این گروههای نجدی و سکولار دموکراسی خواه حکومت نجات ملی را تشکیل داده اند که از چند وزارت خانه هم شکل گرفته است.

با این وجود تا همین الان هم شما نمی توانید بفهمید که منهج واحد دارودسته ی جولانی چیست! به همین دلیل ما شاهد قبول قانونی شبیه قانون دمکراسی خواهانه ی اتحادیه طاغوتهای عرب برای ادلب و این حکومت وطنی و ملی دارودسته ی جولانی هستیم.

این است ثمره ی آنهمه جنایت و کشت و کشتار گروه نجدی جولانی و متحدین آن چون گروه ملا فتاحی و پس مانده های انصارالاسلام. چرا ملا فتاحی و گروهکش در برابر این طاغوتها و شریک جرمهایشان سکوت کرده اند؟

چند کلمه حرف حساب با دارودسته ی جولانی و فتاحی در ادلب سوریه

چند کلمه حرف حساب با دارودسته ی جولانی و فتاحی در ادلب سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

جولانی که با پشتوانه ی ابوبکر بغدادی برای خود دارودسته ای تشکیل داد به تدریج گروه خودش را از گروهی شبه جهادی تبدیل به گروهی مافیائی کرد و به سبک گروههای مافیائی به کشت و کشتار سایر گروههای مسلح اهل سنت در سوریه پرداخت.

 به یاد بیاورید زمانی که شیخ ابوبصیر الطرطوسی که زمانی آثار او را نشر می دادید در مورد جولانی می گفت: “همه می دانند اگر الجولانی نبود سطو و بغی دائمی علیه فصائل، مقر و سلاح آنها و اخراج مبارزان و فرماندهان آنان از سوریه وجود نداشت. هرکس که بخواهد … به وظیفه اصلاح و تصحیح روند انقلاب چشم داشته باشد، باید الجولانی جنایتکار هم پیمان البغدادی را محاسبه نماید و در غیر این صورت چنین فردی ترسو و دروغگوست است و نه با خودش، خانواده اش و ملتش و نه با انقلاب و دین خود صداقت دارد! من از محاسبه یک جبهه و یا هیئت حرف نمی زنم خیر. خیر هزار بار خیر. من تنها از محاسبه یک فرد حرف می زنم که نام او الجولانی جنایتکار است!”

حالا با چنین مشخصاتی نزد همه، باز می بینیم در این عصر ورشکستگی و رسوائی جهانی که این گروه در آن قرار گرفته است، از اهل سنت و چهره های مختلف جهادی چون ملا عمر طالبان و بخصوص شیخ اسامه بن لادن بسیار نام می برند و با اصرار قصد دارند در پوشش اهل سنت و نام این اشخاص واقعیت خود را پنهان کنند و در بین جوانان جاهل به میدانهای جنگ در سوریه برای خود اعتباری به دست بیاورند.

ما بارها عرض کرده ایم که این اشخاص هیچ ربطی منهج صحیح جهادی اهل سنت و هیچ ربطی به اسامه بن لادن و ملا عمر ندارند . چون اهل جهاد، قتال و کشت و کشتار بین مسلمین و رها کردن دشمن اصلی یعنی آمریکا را فتنه می دانند همانگونه که شیخ اسامه بن لادن بارها و بارها این هشدار را داده بود. علاوه بر این گروه جولانی همگی دارای منهج نجدی هستند در حالی که نه شیخ اسامه بن لادن نجدی بود و نه ملا عمر و منهج جهادی اهل سنت نیز از اشتباهات رایج نجدیت در تعامل به مسلمین و در دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان بری است.

اگر ما گفتمان جهادی اهل سنت و کسانی چون اسامه بن لادن و ملا عمر و شیخ عطیه الله و شیخ ابو یحیی و سایر بزرگان جهاد در میان اهل سنت را بازنشر می دهیم به این دلیل است تا مشخص شود این کشت و کشتاری که شما  با نام جهاد از آن نام می برید جهاد نیست بلکه ابتدا فتنه عظیم بین اهل سنت و جماعت است و بعد فتنه و نقشه ی دشمنان در تولید جنگ مذهی میان شیعیان و اهل سنت.  

تضاد منهج شما با منهج حنفی ملاعمر و طالبان و با منهج سید قطبی اسامه بن لادن مثل روز روشن است، حالا اگر ما این تضاد منهجی شما را بیان کردیم و همچنین بیان کردیم که در زمین واقع هم چقدر با این بزرگان جهاد در تضاد هستید به جای جواب شرعی باید از شماها تهمت و افترا بشنویم؟!

آیا دست برداشتن از برادر کشی و انحراف جهاد و دست برداشتن از پیاده کردن نقشه های ناتو و آمریکا از کانال حکومت سکولار ترکیه تا این اندازه سخت است که آشکارا مرتکب اینهمه انحراف آشکار از منهج اهل سنت و اینهمه جنایت می شوید؟

ما انتظار نداریم شماها از ما راضی شوید، چون روزی که تاجران جهاد و بازیگران آمریکا و ناتو از گفتار اهل سنت راضی شوند روزی است که ما منحرف شده ایم، و زمانی که می بینیم جوانان مشتاق عدالت و مشتاق تطبیق قانون شریعت الله از ماهیت جولانی و فتاحی و سایر گروهکهای ریز و درشت شام آگاه می شوند می فهمیم که در مبارزه با انحراف و منحرفین و بازگرداندن جهاد به مسیر صحیح آن و تمرکز بر دشمن اصلی و سر افعی (آمریکا) و پرهیز از جنگهای داخلی میان مسلمین قدمهای مهمی را برداشته ایم.  

بیعت عقبه دوم یا بیعت بر جهاد

بیعت عقبه دوم یا بیعت بر جهاد

ارائه دهنده: سیروان مریوانی

بعد از انکه مومنین مدینه موفق شدند طی بیعت عقبه اول با افتخار و داوطلبانه وارد دایره ی اسلام شوند و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز مصعب بن عمیر را جهت اموزش قرآن به همراه آنها فرستاد، تبليغات سازنده و مؤثر مصعب بن عمير مبلغ جوان و برازنده رسول الله صلی الله علیه وسلم درمدينه و فعاليت تبليغى دوازده مسلمان نامبرده در ميان مردم مدينه و دو قبيله خود (اوس و خزرج) باعث‏شد كه روز به روز نام رسول خدا بيشتر بر سر زبانها بيفتد و افراد زيادترى شيفته و دلباخته رسول الله صلی الله علیه وسلم گردند.

چون موسم حج فرا رسيد، و طبق رسوم عرب، مردم خود را آماده رفتن به مكه نمودند، مصعب بن عمير نيز به مكه بازگشت. تا گزارش كار خود را به رسول الله صلی الله علیه وسلم بدهد و در مراسم حج هم شركت كند. حدود پانصد نفر مرد و زن مدينه خود را مهياى سفر مكه نمودند. هفتاد و پنج تن از مسلمانان هم در ميان آنها بودند كه دو نفر آنها زن بود.

اين عده هفتاد و پنج نفرى پنهانى و با كمال احتياط در دسته‏هاى چند نفرى به طورى كه مشركين متوجه گردهمائى آنها نشوند، آمدند و در «عقبه اولى‏» منتظر رسيدن رسول الله صلی الله علیه وسلم شدند. لحظه‏اى بعد رسول الله صلی الله علیه وسلم با عمويش عباس كه هنوز مسلمان نشده بود، ولى بعد از ابوطالب مى‏خواست برادر زاده‏اش را تنها نگذارد، وارد شدند.

نخست عباس در آن جمع كه با شور و شوق ديدار رسول الله صلی الله علیه وسلم همه گوش بودند تا بشنوند و مراسم بيعت انجام گيرد آغاز به سخن كرد و گفت: اى جماعت‏خزرج! مى‏دانيد كه محمد از ماست و ما او را از گزند قوم خود حفظ كرده‏ايم، و در ميان ما با عزت و بزرگواى به سر مى‏برد، ولى با اين وصف او مى‏خواهد در ميان شما مردم مدينه باشد. اگر مى‏بينيد مى‏توانيد به خوبى او را پذيرا شويد و از وى حمايت كنيد، او در اختيار شماست، و چنانچه مى‏دانيد نمى‏توانيد درست به عهد و پيمانى كه با وى مى‏بنديد عمل كنيد، و از او يارى نمائيد، از هم اكنون او را رها كنيد.

خزرجيان گفتند: اى عباس آنچه را گفتى شنيديم. يا رسول الله! هر پيمانى مى‏خواهى براى خودت و خدايت از ما بگير. رسول الله صلی الله علیه وسلم آياتى از قرآن مجيد تلاوت نمود، و آنها را دعوت كرد كه به خدا ايمان بياورند و به دين او «اسلام‏» بيشتر اهميت بدهند، سپس فرمود: با شما بيعت مى‏كنم و پيمان مى‏بندم كه در وطن خود ازمن مانند كسان خويش دفاع كنيد.

براء بن معرور كه بزرگ هيات بود دست رسول الله صلی الله علیه وسلم را به رسم بيعت به دست گرفت و گفت: آرى، به خدائى كه تو را به حق مبعوث كرده است از وجود مقدست مانند فرزندان خود يارى خواهيم كرد.

این بیعت به«بيعت جنگ و پيكار» نام گرفت، که طی آن مومنین متعهد می شوند با جان و مال خود از رهبریت و دارالاسلام  محافظت کنند.  

این بیعتی است که هر مومنی باید به دارالاسلام بدهد، و در برابر، مسئولین دارالاسلام نیز باید خود را متعهد به وفای به عهد بدانند.

بیعت عقبه اول یا بیعت زنان

بیعت عقبه اول یا بیعت زنان

ارائه دهنده: سیروان مریوانی

رسول الله صلی الله علیه وسلم هر سال در موسم حج كه قبائل به زبارت كعبه مى‏آمدند و در مكه و عرفات و منا اجتماع مى‏كردند به سراغ آنها مى‏رفت و دعوت خود را در ميان آنان آشكار مى‏ساخت، و از آنها مى‏خواست كه به دين حق و راه راست و پرستش خداى يگانه گرويده و از پرستيدن بت‏ها پيروى از اوهام و خرافات جاهلى دست بردارند.

در سال يازدهم بعثت‏شش يا هفت نفراز اهل مدينه خزرج در «عقبه اولى‏» واقع در «منا» هنگامى كه رسول الله صلی الله علیه وسلم با قبائل عرب سخن مى‏گفت پيغمبر را ملاقات كردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم، اسلام را بر آنها عرضه داشت. آنها از يهود مدينه شنيده بودند كه پيغمبرى مبعوث شده است. به همين جهت هنگامى كه پيغمبر را رسول الله صلی الله علیه وسلم گفتند به خداى اين همان پيغمبر است.

افراد قبيله خزرج دعوت رسول الله صلی الله علیه وسلم را پذيرفتند و مسلمان شدند. سپس گفتند: يا رسول الله! پيوسته ميان ما آتش جنگ شعله‏ور است. اميدواريم كه خدا به واسطه شما اختلاف ما را برطرف سازد، و ما رابا هم پيوند دهد.

ما به مدينه برمى‏گرديم و اهل مدينه را دعوت به اسلام مى‏كنيم و آنچه از اين دين از زبان شما شنيديم به آنها نيز مى‏گوئيم، اگر همگى پذيرفتند ديگر مردى بزرگوارتر از شما نخواهد بود. سپس در حالى كه همگى اسلام آوره بودند به مدينه بازگشتند.

سال بعد دوازده تن در موسم حج به ملاقات پيغمبر شتافتند و در عقبه اولى در همان جاى سال گذشته مسلمان شدند و با پيغمبر به شرحى كه خواهيم گفت بيعت نمودند. اين عده با رسول الله صلی الله علیه وسلم بيعت كردند كه: به خدا شرك نورزند، دزدى نكنند، مرتكب زنا نشوند، فرزندان خود را نكشند، و به يكديگر بهتان و افترا نزنند، و در كارهاى نيك نافرمانى خدا نكنند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر بر اساس اين بيعت عمل كرديد پاداش شما بهشت است، و چنانچه آن را ناديده انگاشتيد كار شما بسته به اراده خدا است، اگر خواست‏شما را كيفر دهد و گرنه مى‏بخشد.

تواريخ اسلامى اين بيعت را «بيعة النساء» ناميده است،  چون در این بیعت سخنی بر جهاد و جنگ مسلحانه و دفاع با جان از رهبریت و اسلام و مومنین وجود نداشت.

مصعب بن عمير را كه جوانى ۱۹ ساله بود و قبلا از او در چند مورد ياد كرديم و از جمله بايد بگوئيم كه در محاصره شعب ابوطالب هم بنى هاشم شركت داشت، به عنوان نماينده خود و مبلغ اسلام همراه آنها اعزام داشت، و دستور داد كه قرآن بر اهل مدينه قرائت كند، و تعاليم اسلام را به آنها ياد دهد، و احكام دينى را آنها بياموزد.

مصعب را در مدينه «مقرى‏» يعنى خواننده قرآن مى‏ناميدند. مصعب در مدينه وارد خانه اسعد بن زراره از مردان شريف قبيله خزرج شد، و در آنجا اولين نماز جماعت را بر پا داشت، و مردم نيز به وى اقتدا كردند. زيرا افراد قبيله اوس و خزرج حاضر نبودند با يكديگر اقتدا كنند.[۱] اين بيعت را پيمان اول عقبه یا بیعت زنان مى‏نامند.


[۱] سيره ابن هشام – جلد ۲ ص ۲۹۲ و كامل ابن اثير – جلد ۲ ص ۶۶

نجدیت و ترکیه دو لبه یک قیچی

نجدیت و ترکیه دو لبه یک قیچی

به قلم: مسعود سنه ای

این روزها دسته هائی از اهل جهاد که منهج خود را بر اساس تفکر نجدیت قرار داده اند خواسته و اکثراً ناخواسته ابزاری در دست کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو در رسیدن به سه هدف عمده ی دشمنان شده اند:

  1. ترساندن طاغوتهای دست نشانده که احتمال سقوط آنها وجود دارد و در نهایت دوشیدن و گرفتن امتیاز از آنها
  2.      ضربه زدن به دارالاسلام
  3. متنفر کردن و دور کردن مسلمین از اهل جهاد و نا امید کردن مسلمین از تشکیل حکومت مجری قانون شریعت الله

با آنکه نجدیت از نقش فرهنگی و تبلیغی وسیعتر از نقش نظامی برخوردار است با این وجود زمانی که وارد قلبها می شود باعث انحراف و بی رحمی و سخت شدن آن می شود و زمانی هم وارد جامعه و بخصوص وارد میدانهای جهاد می شود قطعاً باعث انحراف و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تولید تفرق و در نهایت منجر به : فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ (انفال/۴۶) سستی و بی ابهتی مومنین، و در برابر، باعث قدرت گیری طاغوتها و اهل بدعت شده اند.

آنچه تفاوت جبهه ی بیداری اسلامی و آمریکاست این است که جبهه ی بیداری اسلامی مایل است در جوامع اسلامی، انقلاب اسلامی همراه با حکومت اسلامی مجری قانون شریعت الله و حرکت به سمت وحدت واقعی اسلامی تمام مذاهب و تفاسیر اسلامی شکل بگیرد و آمریکا تلاش می کند حکومت حاکم مسلمانان مبتنی بر قاعده دموکراتیک غربی با الگو پذیری از ترکیه و و تفرق و تجزیه ی بیشتر بر اساس معیارهای زبانی و قومی و نژادی شکل بگیرد.

در این راه آمریکا و تمام کفار سکولار جهانی از هر امکاناتی از جمله گروههای متفرق و متعدد مسلح و غیر مسلح نجدیت به همراه  گروههای متفرق منتسب به اهل تصوف برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.

اگر ما مجموعه کار نجدیت (چه مسلح و چه غیر مسلح آن) و حکومت سکولار ترکیه و اقمار آن را در کنار هم بگذاریم  متوجه خواهیم شد که این دو، دو لبه یک قیچی هستند. یعنی هیچ کدام از این دو بدون دیگری برندگی آنچنانی ندارد. در این حال هر دو این دو لبه هم نزد امریکا است و مکمل هم در دنیای اسلام هستند.

یعنی امروزه نجدیت حرکت های نظامی را مورد توجه قرار می دهد و حکومت سکولار ترکیه هم در کنار خدمت در ناتو به بعد فرهنگی و تبلیغی اهمیت می دهد.

آیا جهت جلوگیری از این توطئه ی دشمنان و جریانات انحرافی طرحی دارید؟

صدمات جدا شدن قرآن و شمشیرِ اخوان المسلمین

صدمات جدا شدن قرآن و شمشیرِ اخوان المسلمین

به قلم: کارزان شکاک

حسن البناء بنیانگذار جریان اخوان المسلمین به عنوان نماد این جریان که در واقع نماد بیداری اسلامی نیز به شمار می رفت بر روی پرچم خود تصویر دو شمشیر به همراه یک قرآن بر بالای این دو شمشیر و کلمه ی «وَأَعِدُّواْ» در زیر دسته های این شمشیرها را قرار داده بود.

«وَأَعِدُّواْ» ابتدای آیه ی ۶۰ سوره ی انفال است که می فرماید:  وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰) برای ( جنگ با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو و قدرت نظامی و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید ، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال/۶۰)«آنچه از نيرو در توان تان است، برای جنگ با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»: «بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است». (صحيح أبي داود۲۵۱۴/ صحيح مسلم: ۱۹۱۷/ بحار الانوار ۱۰۳)

حدیث مذکور بیانگر تفسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم از نیرویی است که در آیه ی قرآن به کسب آن در برابر دشمنان و کافران امر شده است؛ و این نیرو بنا بر تفسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم تیراندازی می باشد.

این منهج صحیح اسلامی است که جریان بیداری اسلامی بر آن بنا شد اما زمانی که جریان انحرافی اخوان تصمیم گرفت که فقط قرآن را با تفسیر طاغوتها بردارد و شمشیر را رها کند دسته هائی از همین جریان نیز متاسفانه قرآن با تفسیر ائمه ی خیرالقرون را رها کردند و با تفسیر خودشان تنها شمشیر و اسلحه را برداشتند!

به این شکل هر دو جریان تولید شده به انحراف رفتند و متاسفانه نه تنها برای بیداری اسلامی مانع ایجاد کرده اند بلکه ابزاری در دست آمریکا و ناتو شده اند.

هم اکنون شکل تحریف شده ی اخوان در قالب کلان آن بصورت مدل ترکیه ای خود را نشان می دهد که الگوی کار فرهنگی به سبک اسلام لیبرال و سکولار شده است و مستقیماً در اختیار سیاستهای ناتو و آمریکا قرار گرفته است؛ و شکل تحریف شده ی نظامی و اسلحه ی اخوان نیز در قالب صدها گروه مسلح خود را نشان داده است که به نسبتهای مختلفی به تفکر نجدیت گرایش پیدا کرده و هر گروه دارای شیخ و ملا و آخوند خاص خودش است و نه تنها بر علیه سایر گروههای نجدی بلکه بر علیه تمام گروههای مخالف خود اعلام جنگ کرده اند و خواسته یا ناخواسته بر اساس نقشه های آمریکا و ناتو حرکت می کنند.

به این شکل جدا شدن قرآن و شمشیر از مسیر صحیح اسلامی آن مساوی بوده است با ضربه زدن به بیداری اسلامی و اهل جهاد و تمام مسلمین و در عوض ابزاری شده جهت خدمت به اهداف دشمنان.

تغییر استراتژی به «نجدیت» ، تلاشی جهت سکولار کردن مسلمین

تغییر استراتژی به «نجدیت» ، تلاشی جهت سکولار کردن مسلمین

به قلم: صلاح الدین الکوردی

استراتژی به یک زبان یعنی:چگونگی رسیدن به هدف. زمانی که اهداف ثابت هستند اما در چگونگی رسیدن به هدف تغییراتی به وجود می آید و تاکتیها نیز بر همین مبنا عوض می شوند گفته می شود که استراتژی تغییر کرده است .

با آنکه جرقه های تفکر «نجدیت» در میان اهل جهاد در قرن گذشته توسط امثال ابومحمد مقدسی در پیشاور زده شد اما دوره ی رشد و بلوغ آن به زمان ابومصعب زرقاوی و ابوبکر بغدادی بر می گردد؛ هر چند در درون القاعده هم این دوران به بعد از کشته شدن اسامه بن لادن و روی کار آمدن ایمن الظواهری گره خورده است.

از زمانی که به این شکل تفکر «نجدیت»  بر اهل جهاد منطقه ای حاکمیت پیدا می کند به تدریج تمام تفاسیر اسلامی دیگر در تنگناه قرار گرفته و به کلی به حاشیه رانده می شوند و تفکر برتر می شود «نجدیت» .  به این شکل به جای شورائی که توسط دکتر عبدالله عزام و اسامه بن لادن از تمام تفاسیر و مذاهب اسلامی جهت جهاد با آمریکا به عنوان سر افعی شکل گرفته بود ما شاهد ظهور یک حزب هستیم . آنهم حزب «نجدیت».

 زمانی که ایمن الظواهری و زرقاوی و ابوبکر بغدادی تفکر محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد را مبنای عمل خود قرار می دهند جهان اسلام شاهد تکرار فجایع جنگهای داخلی زمان محمد بن عبدالوهاب در عربستان و بر علیه حکومت عثمانی بود.

ابتدا جنگهای درونگروهی احزاب مختلف مسلح نجدی در عراق و سوریه و یمن و حتی سومالی و غرب آفریقا شروع شد هر چند سالها قبل جنگ روانی بین گروههای مختلف نجدی شروع شده بود؛ به دنبال آن به بهانه مشرک و خوارج و رافضی و … بودن جنگ بر علیه سایر مسلمین مخالف شروع شد تا اینکه در نهایت «نجدیت»  مسلح در زمان ما نتوانست به موفقیت زمان محمد بن عبدالوهاب برسد و به حاشیه رانده شده است.

  بزرگترین کارکرد «نجدیت»  از گذشته تا کنون، و مهمترین تلاش نجدیت بر مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تضعیف سایر گروههای جهادی و تولید جنگ داخلی و جدا کردن مسلمین از اهل جهاد است که در این راه در حقیقت پیام آور دو آفت برای مسلمین بوده است :

  1. کمک به سکولار سازی جوامع اسلامی با دامن زدن به تفرق و جنگهای داخلی  و بخصوص افراط گری به نحوی که مسلمین را از اهل جهاد نا امید و از اسلام انسان ساز و جامعه ساز می ترساند و آنها را به سوی سکولاریستها فراری می دهد.
  2. کمک به سیاست های امریکا و بخصوص رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اسلامی . چنانچه کار را به جائی رسانده اند که فعالیتهای نظامی رژیم صهیونیستی در مصر و سوریه و عراق و حتی یمن هم گسترش پیدا کرده و حسابی برای اهل جهاد و سایر مسلمین باز نمی کند.

اینگونه است که می بینیم با آنکه هدف این گروههای مسلح رسیدن به حکومتی اسلامی است اما از زمانی که استراتژی منهجی خود را به نجدیت تغییر داده اند در واقع نه تنها به آن هدف نزدیک نشده اند بلکه ناخواسته در خدمت دشمنان آن هدف عمل کرده و در راستای سکولار کردن مسلمین قدم برداشته اند