غلاة میان شیعیان جعفری در آثار اهل علم: پیام به آنهائی که با عقاید غلات به شیعیان جعفری حمله می کنند

غلاة میان شیعیان جعفری در آثار اهل علم: پیام به آنهائی که با عقاید غلات به شیعیان جعفری حمله می کنند

به قلم: خالد هورامی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سال ۵۷ در ایران و اخراج آمریکائی ها و مزدورانش از ایران و همچنین بعد از زده شدن جرقه های بیداری اسلامی که خواب طاغوتهای مرتجع عرب و عجم منطقه را آشفته کرده است ما شاهد جنگ روانی بی سابقه ای توسط دستگاههای رسانه ای و علمای سوء این مزدوران محلی بر علیه ایران و شیعه جعفری بوده ایم.

یکی از حیله ها و چشم بندهای بزرگی که این علمای درباری و جاهلین دروغپرداز در جنگ با شیعیان جعفری به کار برده اند این است که ابتدا تلاش می کنند که نشان دهند شیعه جعفری یک مذهب است که همه دارای یک عقیده هستند و در مرحله ی بعد سعی می کنند با استناد به آراء غلاة میان شیعه به شیعیان اصلی حمله کنند و چنین نشان دهند که شیعه ی جعفری یعنی همین عقاید و رفتارهای غلاة و منحرفینی که اگر دقت کنیم این غلاة اکثرا توسط خود شیعیان جعفری تکفیر و مطرود شده اند.

در زیر به ۴ رای مهم اشاره می کنیم که می توانند برای اهل تحقیق و انصاف مفید باشد:

  1. ابوالحسن الشعری، شیعه را به سه گروه عمده تقسیم کرده است: غلاة، امامیه، زیدیه، وی غالیان را پانزده گروه می داند.[۱]
  2. شهرستانی، در ملل و نحل، شیعه را به پنج دسته عمده: کیسانیه، زیدیه، امامیه، غلاة، اسماعیلیه، تقسیم می کند و غلاة را یازده فرقه می داند: سبائیه، کاملیه، عَلبائیه منصوریه، کَیّالیّه، خطّابیه، هشامیه، نُعمانیه، مُغیریّه، یُونسیّه، نُصَیریه (اسحاقیه).[۲]
  3. صفرى فروشانى چند دسته از غلاة را به همراه توضیحاتی نام می برد :

تناسخيه (قائلان به تناسخ)، حلوليه (قائلان به حلول)، غرابيه (قائلان به اين‏كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و على عليه السّلام مانند دو كلاغ به هم شبيه بودند و جبرئيل عليه السّلام اشتباها وحى را بر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرود آورد، در حالى‏كه مامور بود بر حضرت على عليه السّلام فرود آورد)، سحابيه (قائلان به اين‏كه حضرت على عليه السّلام در ابرهاست)، مخمّسه (قائلان به الوهيت پنج تن آل كساء، يعنى حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله، على عليه السّلام، فاطمه عليها السّلام، حسن عليه السّلام، و حسين عليه السّلام).[۳]

  • دکتر محمد جواد مشکور نیز به ذکر تاریخ تفصیلی شیعه و فرقه‌های بزرگ آن و عقاید آنها می‌پردازد. وی در ذیل فرق غلاة ۱۳۱ فرقه برای آنها بر می‌شمرد.[۴]

با این آگاهی ها آیا می توان مسلمانی دلسوز و عام را پیدا کرد که با دور ریختن عمدی این حقایق و با چنگ زدن به عقاید غلاة به شیعیان جعفری حمله کند؟ قطعاً خیر. تنها دشمنان آگاه اسلام و مسلمین هستند که دست به چنین فریبکاری افکار عمومی جهت تولید جنگ داخلی میان مسلمین می زنند.

پس هشیار باشیم و فریب نخوریم.


[۱]مقالات الاسلامیین)، ۱۳/.

[۲]فرهنگ فرق اسلامی) دکترجوادمشکور، ۱۷۸/.

[۳]صفرى فروشانى، نعمت الله، غاليان كاوشي در جريانها و برآيندها تا پايان سده سوم، ۱جلد، آستان قدس رضوى – مشهد مقدس، چاپ: اول، ۱۳۷۸ ه.ش.

[۴] تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلامی تا قرن چهارم: دکتر محمد جواد مشکور، چاپ پنجم، تهران، انتشارات اشراقی، ۱۳۷۲٫

ماهیت و اهداف آمریکا در پشت چهره زیبا و فریبنده اش

ماهیت و اهداف آمریکا در پشت چهره زیبا و فریبنده اش

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

امریکا به حیث قدرت نخست در جهان تا امروز، سعی و تلاش نموده تا با حفظ قدرت، نفوذش را گسترش داده و منافع خویش را تأمین نماید. برای رسیدن به این هدف با اسالیب مختلف گاهی خشن، وحشیانه و گاهی ظاهراً آرام و صلح جویانه به دنبال آنست؛ هرچند اسالیب وحشیانه ی خود؛ مانند: استثمار و ظلم بر مردم جهان را با مفاهیم ظاهراً زیبا آراسته می نماید تا بتواند افکار عامه را اغوا نموده برنامه های خود را بهتر عملی کند. طوری که در عراق و افغانستان تحت نام تأمین امنیت جهانی، نابود سازی سلاح های کشتار جمعی، مبارزه با تروریزم و وعده های دروغین کمک زیر نام عمران و بازسازی این سرزمین ها را اشغال کرد.

اما واقعیت امر اینست که تمام این اسالیب، چه وحشیانه باشد یا صلح جویانه، بر می گردد به تأمین منافع امریکا. یعنی در کجا، چی وقت و کدام اسلوب می تواند منافع امریکا را بهتر تأمین کند؛ اگر اسلوب کشتار و قتل به نفع امریکا باشد، این گزینه را انتخاب می کند. در مواردی با نظام های دیکتاتوری به نفع خود کنار می آید و از این کار خود باکی ندارد.

اگر صلح و آشتی نتیجه دهد، چه بهتر! این امر در سیاست خارجی امریکا آشکار است، چون در کشور؛ مانند: سوریه از اسلوب قتل و کشتار جمعی استفاده می کند و با حمایت جنایتکاران مزدور در صدد تأمین منافع اش است، در جای دیگری شیوه ی دیکتاتوری متفاوتی کارگر است؛ مانند: نظام مصر و خانواده آل سعود حاکم بر سرزمین عربستان که در حمایت آن منافع دارد. دفاع از نظام یهود در برابر ظلم با فلسطینیان به سود امریکاست، پشتیبانی از سیاسیون قاتل و خونخوار کشور برمه(میانمار) در مقابل قتل عام مسلمانان قبیله روهنگیای این کشور، به نفع سیاست امریکاست.

این همه با پیش کشیدن مفاهیم؛ چون: حقوق بشر، حقوق زن، تساوی جنسیتی(جندر) جهانی شدن و آزادی ها در سرزمین های اسلامی اتفاق می افتد. و با بهتر جلوه دادن این مفاهیم توسط رسانه های مزدور به چهره زیبا و فریبنده به نمایش گذاشته می شود، در حالی که آن چه دیگران را بر عمل کردن به آن وادار می کند، برای خود تنها در حد شعار باقیست.

فریب دادن اذهان عامه توسط این مفاهیم را در واقعیت خود امریکا می توان دید که از تجاوز جنسی و تبعیض در برابر زنان تا قتل و تبعیض نژادی و مذهبی همه و همه گویای این حقیقت است. بناً از تمام این واقعیات چنین بر می آید که امریکا در شرایط فعلی هر آن چه در عرصه جهانی انجام می دهد، برای اینست تا مانع ظهور قدرت جدید شود که در آینده بحیث قدرت نخست و حرف نخست را در جهان خواهد زد، چه آن قدرت روسیه و چین باشد و یا حکومتی جهانی اسلامی که بر اندازندهء پلان های شوم امریکا و همپیمانانش و بر چیننده نظام های کثیف اش از جهان و خصوصاً از سرزمین های اسلامی است.

مطرح نمودن اسلام سیاسی و غیر سیاسی جنگ روانی سکولاریستها بر علیه مسلمین

مطرح نمودن اسلام سیاسی و غیر سیاسی جنگ روانی سکولاریستها بر علیه مسلمین

ارائه دهنده: ابوعمر کندزی

قضیۀ اسلام سیاسی موضوعی است ‏که کفار سکولار و  استعمارگر امروزه آن را در میان مسلمانان و سراسر دنیا مطرح کرده و گاه گاهی در یک گوشه ای که لازم ببینند آن را برجسته می کنند و سروصداهائی را در مورد آن بالا می کنند؛ مانند: قضیۀ اخوان مصر، امارت طالبان در افغانستان وغیره. به این ترتیب، این استعمارگران تلاش دارند تا امت اسلامی مریض را از دوای اصلی ‏که توان دفع مریضی ها را به خوبی دارد، محروم نمایند و آن  حکومت اسلامی بر منهج نبوت است.

استعمارگران سکولار می دانند که اگر این حکومت روزی در یک گوشه ای از جهان قدعلم کند، بسیار به سرعت و به گونه ای غیر قابل کنترول منتشر گردیده و در مدت کوتاهی سراسر جهان اسلام را فرا خواهد گرفت، زیرا حکومت اسلامی واقعی اسلام را به گونه ای تطبیق خواهد کرد که از جانب الله متعال نازل گردیده و نه طوری که ما می خواهیم، حکومت اسلامی واقعی حکومتی است‏ که حاکم آن از جنس خود مسلمانان خواهد بود و اسلام را یا از طریق شورای موحد اسلامی و یا از طریق یکی از مذاهب اسلامی با رعایت حقوق سایر مذاهب اجرا خواهد کرد. خلافت واقعی خلافتی است‏ که حاکم آن نخستین کسی است ‏که گرسنه شده و آخرین کسی است‏ که غذا می خورد، و خلافت واقعی آن است‏ که سرمایه های دولت را براساس قانون شریعت اسلامی بر مردم توزیع خواهد کرد .

این اندایشه ای است ‏که به سرعت در دل ها راه پیدا می کند و افکار مسلمانان را قناعت می دهد. استعمارگران سکولار کافر می دانند که نباید به آن فرصت عرض اندام داد و با هر وسیله ممکن باید از ظهور و شهرت آن جلوگیری نمود.

در حال حاضر سرعت انتشار اندیشه خلافت در میان مسلمانان افزایش یافته، کفار با مطرح کردن اسلام سیاسی تلاش می کنند این اندیشه را در میان مسلمانان جهان تخریب کرده و بد جلوه دهند. البته باید دانست که این خود نشانه ای قوت گرفتن این مفکوره و ناتوانی کفار در برابر آن می باشد، زیرا بدنام سازی یک مفکوره، آخرین وسیله ای است ‏که کفار آن را به کار می گیرند و قبل از آن تمام توان سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی و غیره شان را به کار می برند و وقتی در تمام این موارد ناکام ماندند دست به بدنام سازی می زنند.

باور ما اینست ‏که پیروزی برین معادلات مادی و حساب های بشری تنها و تنها مربوط به قوت و توانی است‏ که از طرف الله سبحانه وتعالی صادر می گردد، در غیر این صورت براساس معادلات و محاسبات انسانی ما هیچ گونه امکانات پیروزی را در برابر امکانات کفار نداریم. درین خصوص الله سبحانه وتعالی چنین می فرماید:

‏ وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ‏[قصص: ۵]

‏ما می خواستيم كه به ضعيفان و ناتوانان تفضّل نمائيم و ايشان را پيشوايان و وارثان(حكومت و قدرت) سازيم.‏

با توجه به این، چگونه ممکن است که انسان های ضعیف بالای انسان های قوی پیروز گردند در صورتی که از پشتیبانی الله سبحانه وتعالی بر خوردار نباشند؟

معيارهاى اسلام معتدل در نظرگاه آمریکا (نگاهی به گزارش سال ۲۰۰۷م. مؤسسه‌ی پژوهشی «راند»)

معيارهاى اسلام معتدل در نظرگاه آمریکا (نگاهی به گزارش سال ۲۰۰۷م. مؤسسه‌ی پژوهشی «راند»)

نویسنده: باسم خفاجی

ترجمه: ابو زینب، محمد «بهرامی»

چکیده

مؤسسه‌ی آمریکایی «راند» (RAND Corporation) به تازگی گزارشی را زیر نام «ایجاد گروه‌های اسلامی معتدل» منتشر نموده‌است. این گزارش، راه‌کار و برنامه‌ای عملی برای ایالات متحده‌ی آمریکا، پیشنهاد می‌کند و از آمریکا می‌خواهد از تجربه‌ها و درس‌های جنگ سرد (که از مواجهه و مقابله با گسترش اندیشه‌ی کمونیزم و اتحاد جماهیر شوری سابق، به دست آورده‌ است)، برای مقابله و مبارزه با اسلام‌گرایان معاصر استفاده کند. گزارش مورد بحث، به اداره‌ی آمریکا توصیه می‌کند برای مقابله با افکار و اندیشه‌های  گروه‌هایی اسلام‌گرا‌ (یی که گزارش  از آن‌ها به «جریان‌های افراطی» تعبیر می‌کند)، گروه‌ها و جماعت‌هایی سکولار و لیبرال و روشن‌فکر را سازمان‌دهی و تقویه و همکاری کند. این گزارش، اعتدال و میانه‌روی را (نه از دیدگاه اسلام که) از نگرگاه غرب و آمریکا تعریف می‌کند و برای آن ویژگی‌ها و شاخصه‌های ویژه‌ای بر می‌شمرد. در ادامه برای تشخیص درست گروه‌های معدل و میانه‌روی که قرار است به نیابت از آمریکا، جنگ فکری را با اسلام‌گرایان، به پیش‌ ببرند، ۱۱ معیار و ویژگی‌ بر می‌شمرد.

مقاله‌ی پیشِ رو، نگاهی گذرا به گزارش و پژوهش نام برده، انداخته‌است و کوشیده‌است معیارهای آمریکا برای اسلام و مسلمان معتدل را روشن نماید و از چگونگی ایجاد و سازمان‌دهی گروه‌های معتدل (به مفهوم آمریکایی آن) توسط آمریکا، پرده بر گیرد.

مقدمه

مراکز پژوهشیِ آمریکایی‌ای که به خاورمیانه عنایت و اهتمام می‌ورزند، راه‌کارها و برنامه‌های گونه‌گونی را برای اداره‌ی آمریکا به هدف توجیه و سازمان‌دهی جنگ فکری آن با جهان اسلام، پیشنهاد نموده‌اند. در این میان، نقش مؤسسه‌ی راند، بزرگ‌ترین مؤسسه‌ی پژوهشی در جهان، به عنوان یکی از مؤسسه‌هایی که پژوهش‌ها و گزارش‌های آن نقش کلیدی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی آمریکا (به ویژه در خاور میانه) دارد، از همه پر رنگ تر است. مؤسسه‌ی راند در این اواخر  و مشخصا در پایان ماه مارچ سال ۲۰۰۷م. (ربیع الاول ۱۴۲۸ هـ.) گزارشی را تحت عنوان «ایجاد گروه‌های اسلامی معتدل» (Muslim Moderate Building Networks) منتشر نموده‌است. این گزارش مکمل و متمم زنجیره‌ای از گرارش‌های فکری و مهم‌ مؤسسه‌ی راند است که به هدف چوکات‌بندی فکری و سازمان‌دهی جنگ فکری آمریکا با جهان اسلام، پس از ۱۱ سپتامبر، به دست نشر سپرده‌ شده ‌است.

این گزارش، با پیشنهاد طرح و برنامه‌ای عملی از ایالات متحده‌ی آمریکا، می‌خواهد از تجربه‌ها و درس‌های جنگ سرد (که از مواجهه و مقابله با گسترش اندیشه‌ی کمونیزم و اتحاد جماهیر شوری سابق، به دست آورده‌است)، برای مقابله و مبارزه با اسلام‌گرایان معاصر استفاده کند. گزارش مورد بحث، به اداره‌ی آمریکا توصیه می‌کند برای مقابله با افکار و اندیشه‌های  گروه‌هایی اسلام‌گرا‌ (یی که گزارش  از آن‌ها به «جریان‌های افراطی» تعبیر می‌کند)، گروه‌ها و جماعت‌هایی سکولار و لیبرال و روشن‌فکر را سازمان‌دهی و تقویه و همکاری کند. این گزارش، اعتدال و میانه‌روی را (نه از دیدگاه اسلام که) از نگرگاه غرب و آمریکا تعریف می‌کند و برای آن ویژگی‌ها و شاخصه‌های ویژه‌ای بر شمرده‌است.

پیش از آن که به محتوای این گزارش و اصل بحث، بپردازیم، نگاهی گذرا به گزارش‌های پیشین این مؤسسه، خواهیم انداخت.

ادامه

سوالاتی از غلات مسلح اهل سنت موجود در جماعت نجدی دوله

سوالاتی از غلات مسلح اهل سنت موجود در جماعت نجدی دوله

ارائه دهنده: سیروان مریوانی

هم اکنون طرفداران دوله در مساله ی عذر به جهل ، تکفیر مخالف و  روش برخورد با مخالفین  به دو دسته ی عمده تقسیم شده اند . در اینجا خطاب به غلاتی که خود را از طرفداران دوله می دانند دو سوال اساسی داریم . امیدواریم پاسخی قانع کننده داشته باشند.

سوال اول:

  • اسامه بن لادن، عالم طاغوت (ابن باز) را تکفیر نمی‌کرد و زرقاوی و بغدادی و عدنانی و بلکه کلّ دوله، بر بن لادن ثنا گفتند و تکفیرش نکردند.

حال حکم آنان چیست؟ آیا مرتد اند یا مشبوه؟

  •  ابو یحیی اللیبی حکومت حماس را تکفیر نکرد و در شرک اکبر عذر به جهل قائل بود، و عدنانی بر ابو یحیی در سخنرانی‌اش به نام «عذراً أمير القاعدة» ثنا گفته و ابداً تکفیرش نکرد.

حال حکم عدنانی چیست؟ آیا مرتد است یا مشبوه؟

  • عطیة الله اللیبی حکومت حماس را تکفیر نمی‌کرد و در شرک اکبر عذر به جهل قائل بود، و ابوبکر بغدادی و بلکه کل دوله چنانکه در بیان تعزیه‌اش آمده، بر او ثنا گفتند و تکفیرش نکردند.

حال حکم بغدادی چیست؟ آیا مرتد است یا مشبوه؟

  •  سلیمان العلوان در شرک اکبر عذر به جهل قائل است، و زرقاوی و فارس الزهرانی و الخضیر و ناصر الفهد و دیگران بر او ثنا گفته‌اند و تکفیرش نکرده‌اند.

حال حکم اینان چیست؟ آیا مرتد اند یا مشبوه؟

  •  ترکی  البنعلی بر ابو مصعب السوری در کتابش به نام «الكوكب الدري»، ثنا گفته است. و البنعلی هیچ رساله یا مقاله یا صوتی ندارد که از مدحش برای السوری، تراجع کرده باشد.

حال حکم البنعلی چیست؟ و آیا او مرتد و یا مشبوه است؟

  • ناصر الفهد و علی الخضیر و ولید السنانی، (ابن باز و ابن عثیمین) را تکفیر نمی‌کنند.

حال حکمشان چیست؟ آیا آنان هم مرتد یا مشبوه هستند؟

جواب صریح و واضح به آنچه ذکر کردیم را می‌خواهیم و نگویید که قیادات دوله به حال آنان جهل داشتند بلکه حال آنان برای عوام نیز معلوم است چه رسد به خواص، و امکان ندارد آدمِ عاقل کسی را ثنا گوید و تزکیه کند که او را نمی‌شناسد.

سوال دوم:

  • چرا هرگاه عطیة الله اللیبی یا ابو یحیی یا غیر این دو را مدح یا ثنا گفتیم، در این صورت ما مشکوک و مشبوه می‌شویم اما کسانی که قبل از ما بر آنان ثنا گفته‌اند، همانند زرقاوی و بغدادی و عدنانی، آنان از مخلصین و روشن گران حق می‌شوند؟

آیا اندکی در تفکرات نجدیت خود تامل نمی کنید؟

هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد

هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد

پیاده شده از سخنرانی: آیت الله خامنه ای

بزرگترین دشمنی در این قسمت با اسلام، همین است که کسانی به نام اسلام، به نام دین خدا و به نام محبّت اهل بیت علیهم‌السّلام، خرافاتی را اشاعه دهند که وقتی کسانی از این خرافات اطّلاع پیدا می‌کنند، بگویند «اگر اسلام این است، ما این اسلام را نمی‌خواهیم!» این، ضربه‌ی بزرگی است.

 من در دو، سه سال قبل از این، راجع به قمه زدن مطلبی را گفتم و مردم عزیز ما، آن مطلب را با همه‌ی وجود پذیرفتند و عمل کردند. اخیراً مطلبی را کسی به من گفت که خیلی برایم جالب و عجیب بود. برای شما هم آن مطلب را نقل می‌کنم.

کسی که با مسائل کشور شوروی سابق و این بخشی که شیعه‌نشین است جمهوری آذربایجان آشنا بود، می‌گفت:

آن زمان که کمونیستها بر منطقه‌ی آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همه‌ی آثار اسلامی را از آنجا محو کردند. مثلًا مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیه‌ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه‌ای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود!

دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، برای آن‌ها یک وسیله‌ی تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، این‌گونه علیه دین استفاده می‌کند.

 هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد (.۱۳۷۶/۰۱/۰۱)

جبهه ی مقاومت یا جبهه ی بغاوت و مفسدین جهاد در افغانستان

جبهه ی مقاومت یا جبهه ی بغاوت و مفسدین جهاد در افغانستان

ارائه دهنده: محمود کندزی

کلش به نام جهاد؛ جیب های خوده پر می کنند. مردم بخاطر خدا در برابر کفر جهاد کرد، اما بعض ها از این دستاورد استفاده کرده کفر را بالای ما حاکم ساختند. مردم جان، مال و ناموس خوده از دست داد تنها بخاطر خدا نه بخاط حاکمیت امریکا. (گفته‌های یک مجاهد معلول)

مردم مسلمان افغانستان جهاد در برابر کفار را یکی از حاصلات زندگی خود می ‌دانند و بر این موضوع افتخار می‌ کنند، اما همواره از کسانی که به نمایندگی از آنها رهسپار فرانسه و اروپا و اوزبیکستان و تاجیکستان و ترکیه و… شدند، ناراضی اند. اکثریت مطلق مردم افغانستان  به حدی از این خائنین وطن فروش ناراضی اند که به هیچ عنوان دیگر نمی ‌خواهند تا این افراد به نمایندگی از این قومیت آنها در بازار سیاست حرف بزنند.

در عین حال اگر دید واقع گرایانه نسبت به این قضیه داشته باشیم، درخواهیم یافت که رهبران اهل بغاوت در واقع دیگر فرصتی برای حرف زدن ندارند. کتاب تحت عنوان «مامور» به نبشته ‌ی خلیلزاد و مصاحبه این مامور ارشد قصر سفید امریکا این موضوع را به شکل خیلی واضح آشکار می کند.

در طول ۲۰ سال امریکا طی یک برنامه بزرگ بسیاری از چهره‌ های برجسته ی مجاهدین را ترور، بعض ‌ها را به شکلی از اشکال منزوی و تعداد اندکی دیگر را به گونه ا‌ی به خود وفادار ساخت که دیگر به نام جهاد و مجاهد از آن ‌ها چیزی شنیده نخواهد شد.

امریکا در ۲۰ سال حاکمیت مزدوران تمام کارهای کثیف خودش را با این مزدوران سکولار و با این قدیم جهادی ها انجام داد و خواست تا فضای جهاد و مجاهد را نیز بدنام سازد. این کار را توسط جامعه مدنی به پیش برد. همچنان توانست تا در طول دو دهه حاکمیت دموکراسی یک نظام کاملاً سکولار را به رهبری افراد سکولر و تکنوکرات بدیل مجاهدین در افغانستان پایه گزاری نماید.

حال مردم افغان باید بدانند که امریکا در این بازی برنده و رهبران مزدور آنها چون احمد مسعود و اسماعیل خان و دوستٌم و… بازنده است.

 اگر بعد از این همه بازهم تعداد اندک باقی مانده از مردم افغان فراری که می ‌توانند برای وحدت امت و حاکمیت شریعت الله سبحانه وتعالی نقش ایفا کنند، اما بازهم طمع از امریکا دارند؛ در چنین حالتی قبلاً بالای شعور سیاسی آن‌ ها شک بود و در صورت چنین کاری بالای شعوری انسانی آن ‌ها نیز شک وجود دارد، چون سرنوشت آن ‌ها نیز مانند کسانی خواهد بود که امریکا آن‌ ها را به شکل از اشکال از میان برداشت.

این است عاقبت غلامانی که چند روز پیش در کشور سکولار و کافر ترکیه جلسه تشکیل دادند . کشور سکولار و کافر ترکیه که ۲۰ سال در کنار کفار آمریکائی  و ناتو بر علیه ملت مسلمان افغان جنگید و با حقه بازی و زبان بازی هنوز بر ضد ملت مسلمان ما در جنگ است.

بدانیم : خائنها از بین نمی روند بلکه از لباسی به لباس دیگر می روند. دیروز خادم آمریکا و ناتو و غلان اشغالگران با نام دموکراسی و آزادی و سکولاریسم و …. امروز با نام جبهه ی بغاوت و …

پس فریب نخوریم.

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۳) 

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۳) 

جمع آوری و ارائه: شیعه علی

آیت الله خامنه ای نیز که رهبریت کنونی حکومت اسلامی در ایران را بر عهده دارد باز در همان خط صحیح اسلاف خود حرکت کرده و با تفصیلی بیشتر می گوید: … مسأله ی شیعه و سُنی یکی از ابزارهای مهم دشمنان برای زمینگیر کردن امت اسلامی است. هم سُنی ها بدانند، هم شیعه ها بدانند؛ همه، در ایران و در دنیای اسلام، این را بدانند که اختلاف شیعه و سنی یکی از ابزارها و چماق های دشمن علیه امت اسلامی است. آنها هر جور بتوانند، از این ابزار استفاده می کنند. آن روزی که سُنیِ فلسطینی زیر فشار است، یک عده ای را با این شعار، با این تبلیغات، که: اینها سُنی هستند، شما شیعه هستید؛ سعی می کنند نگذارند کمک کنند. امروز که شیعه ی لبنان زیر فشار است، به یک عده ای می گویند: شما سُنی هستید، اینها شیعه هستند؛ به آنها کمک نکنید. آنها نه به شیعه احترامی می گذارند، نه به سُنی؛ آنها با اصل اسلام طرفند. سم مهلک دنیای اسلام تفرقه است.

اختلافات را آنها به وجود می آورند: دل سُنی را نسبت به شیعه، دل شیعه را نسبت به سُنی آن چنان چرکین می کنند که نتوانند با این همه مشترکات، کنار هم قرار بگیرند. این، کار دشمن است. چرا ما این حقیقت را نمی فهمیم؟ سالهای متمادی است – از زمان مرحوم آیت اللَّه بروجردی (رضوان اللَّه تعالی علیه) و بعضی از بزرگانِ علمای اهل سُنت در مصر – که این فکر پیدا شده که بیایید اختلافات را کنار بگذارید؛ سنی، سنی بماند؛ شیعه، شیعه بماند؛ عقاید خودتان را داشته باشید؛ اما با هم، دست در دست هم بگذارید.

قرآن از زبان پیامبر اکرم (ص) به مسیحیان آن زمان می گوید: «تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الاّ نعبد الاّ اللَّه و لا نشرک به شیئا». آن وقت فرقه های مسلمان، با خدای واحد، پیغمبر واحد، قرآن واحد، قبله ی واحد، عبادت واحد، این همه مشترکات و مسلّمات، چند موضوع مورد اختلاف را وسیله قرار بدهند برای دشمنی! این، خیانت نیست؟ این، غرض ورزیِ غرض ورزان و غفلتِ غافلان نیست؟ هر کسی که در این زمینه تقصیری بکند، پیش خدای متعال مؤاخَذ است؛ چه شیعه باشد، چه سُنی.[۱]

اختلاف بین طرفداران دو عقیده بر اثر تعصبات، یک امری است که هست و طبیعی است، و مخصوص شیعه و سنی هم نیست. بین فِرَق شیعه، خودشان؛ بین فِرَق سنی، خودشان؛ در طول زمان از این اختلافات وجود داشته است. تاریخ را نگاه کنید، می بینید هم بین فرق فقهی و اصولی اهل تسنن – مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعیه و اینها – هم بین فرق مختلف شیعه، بین خودشان، اختلافاتی وجود داشته است. این اختلافات وقتی به سطوح پایین – مردم عامی – می رسد، به جاهای تند و خطرناکی هم می رسد؛ دست به گریبان می شوند. علما می نشینند با هم حرف می زنند و بحث می کنند؛ لیکن وقتی نوبت به کسانی رسید که سلاح علمی ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادی استفاده می کنند که این خطرناک است.

در دنیا این همیشه بوده؛ همیشه هم مؤمنین و خیرخواهان سعی می کردند که مانع بشوند؛ علما و زبدگان، تلاششان این بوده است که نگذارند سطوح غیرعلمی کارشان به درگیری برسد؛ لیکن از یک دوره ای به این طرف، یک عامل دیگری هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود. نمی خواهیم بگوییم اختلاف شیعه و سنی همیشه مربوط به استعمار بوده؛ نه، احساساتِ خودشان هم دخیل بوده؛ بعضی از جهالت ها، بعضی از تعصب ها، بعضی از احساسات، بعضی از کج فهمی ها دخالت داشته؛ لیکن وقتی استعمار وارد شد، از این سلاح حداکثر استفاده را کرد. [۲]

سنی و شیعه هر کدام مراسم مذهبی خودشان را، آداب خودشان را، عادات خودشان را، وظائف دینی خودشان را انجام می دهند و باید بدهند؛ اما خط قرمز این است که نباید مطلقاً بین اینها به خاطر اهانت به مقدسات – چه آنچه که از سوی بعضی از افراد شیعه از روی غفلت صادر می شود، چه آنچه که از روی غفلت از بعضی از افراد سنی مثل سلفی ها و امثال اینها صادر میشود که یکدیگر را نفی می کنند – چیزی بیان شود. این همان چیزی است که دشمن می خواهد. اینجا هم باید هوشیاری باشد. [۳]


[۱] در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد علی (ع) ۱۳۸۵/۰۵/۱۷

[۲] ۱۳۸۵/۱۰/۲۵

[۳] بیانات در دیدار مردم سقز۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۲) 

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۲) 

جمع آوری و ارائه: شیعه علی

  • آیت الله خمینی به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که در واقع ادامه دهنده ی خط صحیح مذهبی شیعیان جعفری است در مورد اصل وحدت میان مسلمین می گوید:

«اگر بخواهیم اسلام و حكومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شود،این انگیزه الهی را كه خداوند تعالی در قرآن كریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید و در مقابل این انگیزه كه رمز پیروزی و بقای آن است فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است».

«بی جهت نیست كه بوق‌های تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده‌های (فرزندان) بومی آنان، تمام توان خود را صرف شایع‌ها و دروغ های تفرقه افكن نموده‌اند و میلیاردها دلار برای آن صرف می‌كنند. بی انگیزه نیست سفرهای دائمی مخالفان جمهوری اسلامی به منطقه و مع‌الاسف در بین آنان از سردمداران و حكومت‌های بعض كشورهای اسلامی كه جز منافع شخص خود فكر نمی‌كنند و چشم و گوش بسته تسلیم آمریكا هستند دیده می‌شود.»

«توصیه این جانب به مسلمین و خصوص ایرانیان به ویژه در عصر حاضر آن است كه در مقابل این توطئه عكس‌العمل نشان داده و به انسجام وحدت خود به هر راه ممكن افزایش دهند و منافقان را مأیوس كنند».

–         آیت الله خمینی در پیام خود در تاریخ ۲۳ بهمن ۵۷ یعنی یک روز بعد از پیروزی انقلاب و در اوج مسایل متعدد و پیچیده آن روزها به این امر اساسی چنین اشاره دارند:

«ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم؛ واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم. اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که می‏خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنی اصلًا در کار نیست، ما همه با هم برادریم‏ »[۱]

آیت الله خمینی در ۲۹ مرداد ۵۸ در پیامی به اهالی کردستان چنین می گوید:

«عوامل اجانب که منافع خود و اربابانشان را در خطر می‏بینند، برای تحریک برادران اهل سنت و دامن‏زدن به برادرکشی، قضیه شیعه و سنی را طرح نموده و می‏خواهند با شیطنت بین برادران اختلاف ایجاد کنند. در جمهوری اسلامی همه برادران سنی و شیعه در کنار هم و با هم برادر و در حقوق مساوی هستند. هر کس خلاف این را تبلیغ کرد، دشمن اسلام و ایران است و برادران کُرد باید این تبلیغات غیر اسلامی را در نطفه خفه کنند »

و نیز در جایی ایجاد اختلاف بین اهل سنت و شیعه را جنایت قلمداد می گوید: «از جمله جنایتهایی که بدخواهان به اسلام مرتکب شده‏اند ایجاد اختلاف بین برادران سنی و شیعی است‏ » [۲]

«من امیدوارم که با همت همه آقایان، علمای اعلام همه بلاد و با اجتماع همه، برادرهای اهل سنت و برادرهای اهل شیعه مجتمع با هم باشند و از اختلافی که می‏خواهند فاسدها و مفسدها ایجاد کنند بین ماها، از این اختلافات پرهیز کنند » [۳]


[۱] صحیفه امام،ج۶،ص۱۳۳

[۲] همان/۳۵۱

[۳] همان /‏۱۵/ ۳۹۸و ۳۹۹

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۱) 

ریشه های اصول فکری شیعه ی جعفری حاکم بر ایران در روش تعامل با اهل سنت (۱) 

جمع آوری و ارائه: شیعه علی

همچنانکه در میان حنفی ها و شافعی ها و زیدی ها و مالکی ها و سایر مذاهب اسلامی می توان فرقه های انحرافی و غلاة را پیدا کرد به همین شکل در میان مذهب جعفری نیز چنین فرقه هایی وجود داشته اند. چون شیعیان جعفری بر خلاف سایر مذاهب دارای قدرت حکومتی نبودند که تا از تولید این فرقه های انحرافی جلوگیری کنند به همین دلیل تعداد این فرقه ها در میان جعفری ها رشد عجیبی داشت حتی در عصر ائمه علیهم السلام تا اینکه بعد از قرنها شیعیان جعفری برای اولین بار در سال ۱۳۵۷ صاحب یک قدرت حکومتی شدند که در آن فقه جعفری و اهل فقه جعفری حاکمیت یافته اند.

سوالی که برای عده ای پیش می آید که این خط فکری و مذهبی از شیعیان جعفری که قدرت را در ایران در دست دارد چه نگرشی در مورد فرقه های معروف به اهل سنت دارد که در زیر به ذکر روایاتی به عنوان نمونه اشاره می کنیم:

  •  رَوَى عَنْهُ (ع) زَيْدٌ الشَّحَّامُ أَنَّهُ قَالَ: يَا زَيْدُ خَالِقُوا النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ صَلُّوا فِي مَسَاجِدِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَكُونُوا الْأَئِمَّةَ وَ الْمُؤَذِّنِينَ فَافْعَلُوا فَإِنَّكُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِكَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِيَّةُ رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا كَانَ أَحْسَنَ مَا يُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَكْتُمْ ذَلِكَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِيَّةُ فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَرٍ مَا كَانَ أَسْوَأَ مَا يُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ؛ زيد شحّام از امام صادق (ع) روايت كرده است كه به او فرمود: اى زيد با مردم (يا با اهل سنّت) با طريقه و آداب آنان معاشرت كنيد، در مساجد آنان نماز بخوانيد، و از بيمارانشان ديدن و احوالپرسى كنيد و بر جنازه‏هايشان حاضر شويد و اگر توانستيد كه پيشنماز آنان باشيد و أذان گوى ايشان شويد. پس حتما اين كار را بكنيد يا كوتاهى نورزيد، زيرا وقتى شما چنين رفتار مى‏كنيد آنان مى‏گويند: اينان از شيعيان جعفرى مذهب‏اند رحمت خداوند بر جعفر بن محمّد باد كه چه نيكو اصحاب خود را مؤدّب مى‏كند و چون اين رفتارهاى شايسته را ترك ميگوئيد با خود مي گويند: اينان شيعيان جعفرى‏اند خداوند او را جزا دهد و چنين و چنان كند كه اصحاب خود را چه بد پرورش داده است.[۱]
  • هم‌چنین آن‌قدر وحدت و برادری میان شیعه و اهل سنت از اهمیت بالایی برخوردار است که امام صادق(علیه‌السلام) به پیروان‌شان این‌چنین می‌فرماید:«هر که با آن‌ها (اهل سنت) در صف اوّل نماز بگذارد، گویا با رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) در صف اوّل نماز خوانده است».[۲]
  • –        «معاویة بن وهب» می‌گوید: از امام صادق(علیه‌السلام) درباره چگونگى رفتار با مخالفان پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود: «به امامان خویش که خود را پیرو آنان مى‌دانید نگاه کنید و به هر شکلی که آنان رفتار کردند، شما نیز عمل کنید. به خدا سوگند که آنان از مریض‌شان عیادت مى‌کنند و بر جنازه‌هایشان حاضر مى‌گردند و در میان آنان به حق گواهى مى‌دهند و امانت‌شان را به آنان باز مى‌گردانند».[۳]

[۱] ج‏۱، ص۳۸۳؛ ابن بابويه، من لا يحضره الفقيه،

[۲] شیخ کلینی، کافی، ج۳، ص۳۸۰؛ من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۸۲؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۲۹۹-۳۰۰٫

[۳] کلینى، الکافى، ج۲، ص۶۳۶٫