تشیع انقلابی و واکنش جریان اخوان المسلمین به آن (۲۶۱)

تشیع انقلابی و واکنش جریان اخوان المسلمین به آن (۲۶۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

حسن البنا می گوید: فرق ما با شیعه مانند فرق مذاهب چهارگانه اهل سنت با هم است. و بهنساوی می گوید: از هنگامی که جماعت تقریب ووحدت بین مذاهب اسلامی تشکیل شد که امام حسن البنا وقمی در آن مشارکت داشتند،همکاری وتعاون بین اخوان المسلمین وشیعه ادامه داشته! واین همکاریها منجر به دیدار نواب صفوی از قاهره در سال ۱۹۵۱ شد.

زمانی که انقلاب ایران با نام اسلام و دفاع از اسلام شکل گرفت علاوه بر رهبران اهل سنت ایران چون مفتی زاده ، ربیعی ، ملا زاده و دیگران ؛ رهبران جنبشهای اسلامگرای خارج از ایران نیز به مدح و ستایش این نهضت پرداختند به گونه ای که دکتر عزالدین ابراهیم در کتاب خود آشکارا :

–  به مدح وستایش رهبر انقلاب، وستایش از حکومت اسلامی در ایران می پردازد

–  بر افراد و کتابهایی که به تکفیر عموم شیعیان می پردازند رد نوشته و دسیسه هاونقشه های آنها ودشمنی وکینه آنها را با اسلام ومسلمین رسوا کرده است.

–  بر علمای درباری جزیرة العرب  ایراد گرفته وآنها را مزدوری برای صهیونیسم وآمریکا معرفی می نماید .

و یوسف العظم یکی از شعرای اخوان  در قصیده ای با عنوان «برادرانم بدانید» به بیعت با آیت ا… خمینی دعوت می دهد:

الخميني زعيمي وإمامي             هد صرح الظلم، لا يخشى الحمام

قد منحناه وشاحاً ووساماً             من دمانا ومضينا للإمام

ندمر الشرك ونجتاح الظلام           ليسود الكون نوراً وسلام

ترجمه ابیات:

خمینی رهبروامام من است که آشکارا با ظلم مبارزه کرده واز مرگ نمی هراسد.

شمشیر و مدال را که از خونمان برگرفته ایم به او بخشیده ایم وبه جلو حرکت کرده ایم.

شرک را نابود کرده و تاریکی را می شکافیم تا او جهان را با نور وصلح رهبری کند.[۱]

حسن ترابی خودش برای تأیید نهضت آیت ا… خمینی به ایران رفت واو را ملاقات کرده واو را با لقب امام توصیف کرد، وهزاران تن از اخوان در شهر خرطوم برای تأیید انقلاب ایران به خیابان ریختند. ومثل همین کار را دوستش غنوشی در تونس انجام داد با این فرق که او به ایران نرفت بلکه آیت ا… خمینی را برای امامت ورهبری مسلمین در تونس کاندیدا کرد.[۲]

[۱]عزالدین ابراهیم،موضع علمای اسلام قبال شیعه وانقلاب اسلامی ایران،تهران،سپهر، ۱۹۸۶ ،ص ۴۳

[۲]ترابی وغنوشی ،الحرکةالاسلامیة، ص ۱۸۲

دیدگاهتان را بنویسید