رسالت اسلام گرایان سکولار زده سركوب انقلابيون حقيقي و دلسرد شدن مردم از اسلامگرايان جهت بازسازي و قدرت گيري مجدد دین سکولاریسم (۳۳۵)

رسالت اسلام گرایان سکولار زده سركوب انقلابيون حقيقي و دلسرد شدن مردم از اسلامگرايان جهت  بازسازي و قدرت گيري مجدد دین سکولاریسم (۳۳۵)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

در جماعت هاي متعلق به جريان بيداري اسلامي و فرقه ي ناجيه  اعضاي جماعت از خود انتقاد مي كنند و با تلاش مستمر و هدفمند از طريق انتقاد از خود، به وحدت  عملي مي رسند . هم مسيران بيدار جريان فرقه ي ناجيه را مي توان نمونه اي از وحدت از طريق انتقاد از خود و نمونه اي از اخوة درون حزبي به شمار آورد .

هدف ما در جريان بيداري اسلامي فرقه ي ناجيه بالاترين حس اعتماد و اطمينان سراسر جنبش و جماعت و همه ي مردم به پيروزي مسلم انقلاب و تشكيل حكومت مجري احكام شريعت الله است . ما ابتدا بايد آگاهي هاي عقيدتي و مبارزاتي معاصر و امروزي  كادرهاي سابقين را ارتقاء دهيم ،  تا آنها بتوانند ؛ در راه مبارزه اسكلت پولادين جريان را تشكيل دهند ، همچون سابقون الاولون صدر اسلام از قرباني و شهادت نهراسند و بر هر گونه مشكلي به شكل صحيح و اساسي اش فايق آيند .

اين مرحله ايست اساسي اما كافي نيست، ما بايد آگاهي عقيدتي و مبارزاتي جماعتهاي وسيعي از مردم را نيز بالا ببريم، تا آنها هم براي كسب يكي از پيروزيها ( غلبه بر دشمن يا شهادت ) با جان و دل به  همراه ما، در جهاد و مبارزاه شركت كنند . ما بايد به مسلمين اطمينان دهيم كه سرزمينهاي مسلمان نشين وخاك وطنمان متعلق به مسلمين و شريعت اسلامي است نه مرتجعين سكولاريست و غير سكولاريست جاهل سكولاريست زده .

در ادبيات اسطوره اي خاورميانه داستاني در مورد ضحاك مار دوش  وجود دارد كه سرانجام پس از تحمل ذلت و قربانيهاي فراوان  بر مردم ، عاقبت ، ضحاك و دومارش ، كه خوراكشان مغز جوانان بود، توسط رهبريتي قدرتمند و طغيان عمومي مردمان ستمديده نابود گشتند . در حال حاظر نيز بر گرده ي مسلمين ، ديكتاتوري دین سكولاريسم به رهبري آمریکا و ناتو و اتحاديه ي شانگهايي ( روسيه و چين و… ) ؛ از طريق دومار مغز خوري به نام  حکام سكولار و مرتد محلي و دين فروشان به ظاهر مسلمان نماي سكولار زده  سنگيني مي كند .

خواست برحق مردم مبني بر تشكيل حكومت شريعت اسلامي  از يك طرف و  سياست سكولاريست هاي مرتد محلي و دين فروشان سكولارزده ي مسلمان نما  در پشتيباني از قدرتهاي سكولاريستي شرق و غرب  عليه مجاهدين فرقه ي ناجيه كه   نموداري از گستاخي مرتجعين سرزمينهاي مسلمان نشين است ، واقعيت گوياي جامعه ي كنوني ماست .  جريان فرقه ي ناجيه از دير باز است كه مصمم به از ميان برداشتن اين موجودات  نامبارك تركيبي  گشته است .  و اين يعني اينكه ما بايد پي گير باشيم و بطور خستگي ناپذير كارانقلابي انجام دهيم  .

اجازه بدهيد در مورد روش كار اين جريان منحرف منتسب به اسلام ، اسلامگرايان  سكولار زده را خارج از مرزهای  دولت اسلامیمان  مورد بررسي قرار دهيم ، جاهايي كه اينگونه جريانات تبديل به يك قدرت واقعي شده اند . حزب عدالت و توسعه در تركيه و حزب النهضه در تونس و اخوان المفلسين مصر و رابطه اسلامي در پاكستان .

همگي اينها اسلامگرا هستند و مي گويند قصد دارند كه جامعه ي جاهلي كنوني را به شيوه ي اسلامي و بر اساس احكام شريعت اسلام  دگرگون سازند . اينها معتقدند كه براي رسيدن به چنين هدفي مطلقا ضروري خواهد بود كه در بازيهاي سياسي سكولاريستها وارد شد و از طريق همين بازيهاي سياسي نخست دولت را اصلاح كرد و با كسب اكثريت مجلس قانون گذاري ، خود قانون را تغيير داده  و حكم شريعت را جايگزينش كرد و  چنانچه حكومت سكولاريست جاهلي اجازه ي چنين تغييري را نداد ،  بايد از طريق تبليغات قانوني يك راهپيمائي و نافرماني مدني وسيع مردمي را به صورت قانوني و مسالمت آميز  صورت داد و از اين طريق دولت كفري و ضد اسلامي با زور مردمي، مجبور به اصلاح و تغيير قانون اساسي به نفع شريعت اسلام مي شود .

آيا تنظيم كنندگان چنين برنامه اي در مورد تغييرات بنيادين و اساسي جامعه  توانسته اند به تاويل اين رؤيا موفق شوند ؟ خير . نه معده ي سياسي آنها هرگز مي تواند چنين خوراك نامطبوعي را هضم كند  و نه بيداري اسلامي اجازه ي چنين خوابهاي مستانه اي را مي دهد .

تمامي جرياناتي كه اينگونه وارد بازيهاي سياسي  جاهليت سکولار گشته اند به چنين خواب و خيالهايي دل خوش كرده اند . اما اين يك توهم و اشتباهي خطرناك و انحرافي آشكار است .   چون از ي كطرف در طول تاريخ بشريت هيچ پيامبري نتوانسته است كه از طريق مسالمت آميز حكم غير الهي جامعه را تغيير داده و حكم الله را جايگزينش نمايد و هيچ حاكم كافري هم به دلخواه خودش و از طريق اعتراضات عمومي حكم جاهليش را به حكم شريعت تغيير نداده است و قدرت را تسليم مجريان شريعت ننموده است .

در تاريخ معاصرهم  اين حقيقت ثابت شده است كه هر جا مسلمين توسط چنين رهبراني به بازي گرفته شده اند، هرگز موفق به تشكيل حكومت اسلامي و پياده كردن شريعت اسلام نشده اند ، بلكه با انحرافي آشكار موفق به تغييراتي در داخل دین سكولاريسم شده اند و با كسب بعضي از امتيازات مقطعي در همان چهارچوب، به حيات ذليلانه ي خود ادامه داده و يا اينكه همچون تركيه خودشان نيز عملا سكولار گشته و به عنوان جرياني سكولار فعاليت نموده اند .

تغييراتي  كه از اين جابه جايي قدرت در داخل دايره ي جاهليت رخ داده است  ؛ منجر به استفاده ي ابزاري از دين اسلام براي سركوب انقلابيون حقيقي از يكطرف و دلسرد شدن مردم از اسلامگرايان از ديگر سو گرديده است . اين در واقع نياز دین سكولاريسم براي بازسازي و قدرت گيري مجدد است. و اين مرحله شكل جديدي از استثمار مسلمين توسط طبقه اي فرصت طلب منحرف است كه مؤثرتر و زيركانه تر طرح ريزي و پنهان شده است  .

اين توهم و بازي كاذب  به اصطلاح سياسي اسلامگرايان سكولارزده ، عملا يك دعوت باز از تمام دشمنان دين الله و مردم  و سياست بازان فرصت طلب جهت نفوذ در جريان بيداري اسلامي مردم و متلاشي كردن اميد مليونها انسان به تشكيل جامعه اي اسلامي  ؛  و در نهايت  تولد موجود دورگه اي از برنامه هاي سكولاريستهاي مرتد و آراء شاذ اسلامي  مي باشد .

اين جريانات منحرف منتسب به اسلام  در موارد متعددي از سوي رهبرانش ( نه از سوي اعضاي معمولي و طرفداران ساده اش كه داراي انديشه هاي پاكتري بوده اند ) تحت فشار قرار گرفته است  تا اينكه با سكولاريستهاي مرتد و جاهليت سکولار و اشغالگر جهانی و منطقه ای  كه به شدت در مبازه با مجاهدين  و طرفداران شريعت هستند، ائتلاف تشكيل دهد. و پس از عقد اين ائتلافات گمراه كننده  و تهاجمات بي رحمانه ي سخنرانان قالبي و مريدانشان، اين خصومت سكولاريستها نسبت به مجاهدين و طرفداران شريعت، از كانال اينها نيز رنگ واقعي  و بومي شده ي خود را آشكار مي كند .   اين رهبران خائن مي خواهند هم بيداري اسلامي و انقلاب توفنده ي مردم را جهت خدمت به اربابان جهاني شان تحت كنترل درآورند و هم اينكه علاوه بر آن  ، همين مردمان ستمديده را برعليه مجاهدين فرقه ي ناجيه بسيج نمايند .

تاكتيكهاي اين فرصت طلبان ، با آنكه خودشان مدعي اند كه به روز و مترقيانه مي باشد، هميشه مبتني بر اين  اصل است : جلب كمك  و حمايت قدرتمند مردم به تكميل نقشه هايشان تحت لواي شعارهاي فريبنده، و در نهايت چيدن محصول براي خودشان . اينگونه فرصت طلبي ها و سوءاستفاده ها ي  اين دورگه هاي منتسب به اسلام  بوده است كه افرادي چون جلال طالباني ماركسيست و دوستُم كمونيست را به طمع واداشت تا موضع ضد اسلامي خودشان را پنهان نموده و درلباس و نقاب ملي مذهبيون فرورفته و اعلام نمايند كه آنها نيز مسلمان و مدافع  حقوق  مسلمين !! هستند.

اين روش استثمار و چاپيدن مردم هر ظالم و دزدي را به طمع واميدارد . بدينسان مبلغان دين فروش نيز در همين راستا تئوريهاي مخرب دورگه اي را  همچون سمي مهلك با پشتبياني هاي خارجي  و سكولاريستهاي مزدور و خائن محلي در جامعه پخش نمودند  .

يكي از اين سموم فريبنده كه وجه مشتركي ميان سكولاريستهاي خائن محلی  و دين فروشان اسلام نما گشته است ، ناسيوناليسم و تبليغ شعارهاي فريبنده ي استقلال ملي،  تشكيل دولتي ملي وكنار زدن عملي شريعت اسلام و قوانين شريعت است .  اسلام نماهاي قلابي در كنار اين سياستهاي عملي مشتركشان با سكولاريستها، جهت اقناع و گمراه نمودن پيروان ساده اشان به صورت غير رسمي و در نهان دم از ايجاد توهم دروغيني به نام خلافت اسلامي و ريختن اشك تمساح براي آن مي نمايند . و با برنامه هاي ناسيوناليستي كه ريخته اند عملا رسيدن به خلافت اسلامي را ناممكن و اصول اسلامي حكومت داري را پوچ و ناممكن مي سازند .

آيا تنظيم كنندگان اين برنامه ي آشفته اي كه از يك طرف دم از ناسيوناليسم مي زند و به صورت پنهان و غير رسمي از حكومت بين المللي و جهاني اسلامي  صحبت به ميان مي آورد ، مي خواهند به عنوان مثال تمام كردهاي مسلمان، يهودي، نصرانی، علوي، يزيدي، كمونيست، ليبرال  و …. موجود در ايران، عراق، تركيه، سوريه، فلسطين، لبنان، ارمنستان، آذربايجان، ازبكستان، قرقيزستان و… را به صورت سرزميني واحد درآورندكه دولتي واحد با قوانيني اسلامي برهمگي آنها حكومت راند؟ خير . واقعيت موجود و تاريخ گذشته ثابت نموده است كه باز معده ي سياسي شان نمي تواند بطور همزمان اين همه سرزمين را با اين همه عقايد متضاد در خود هضم نمايد .

گمراهان  اسلام  نماي ليبرال زده ي عرب، ترك، پشتون، ازبك، تاجيك  و…. غيره هم از همين برنامه پيروي مي كنند ، و با اشتياقي كه حتي نمي كوشند پنهانش دارند  اعلام مي  كنند  كه،  مي خواهند  ميهن پدري متكي بر تاريخي توهمي را برپا دارند كه غربيها برپايه ي ظن و گمان براي شان ترسيم نموده اند . اينها از تمام باستان گرايان ميهن پرست نيز در لطمه زدن به بيداري اسلامي و تشكيل حكومتي اسلامي  ، سبقت جسته اند .اينها حق و باطل را با هم درآميخته اند و كالايي كه توليد كرده اند برايشان زيبا جلوه داده شده است  و خيال مي كنند در حال اصلاح جامعه اند .‏أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ‏.(بقره/۱۲)‏ هان ! ايشان بي‌گمان فسادكنندگان و تباهي‌پيشگانند وليكن (به سبب غرور و فريب‌خوردگي خود به فسادشان) پي نمي‌برند . ‏

با اين زمينه اي كه گمراهان منتسب به اسلام فراهم نموده اند ؛ مجاهدين  و تمامي مسلمين به جاي اينكه خودشان را وقف اتحاد با نيروهاي كاملا متضاد و ناهمگون ملي در ساختن يك دولت ملي كفري سكولاريستي و جاهلي نمايند ، بايد به برادران و خواهران ستمديده اشان بپيوندند تا از منافع مشترك عقيدتي ، اقتصادي ، اجتماعي و امنيتي خود دفاع كنند . جنبش بيداري اسلامي هر سرزميني بايد صرفا مبتني بر اصل همبستگي بي المللي باشد .

اگر در تضاد بين دو دولت ملي و جاهلي ، مسلمين طبق برنامه ي سكولاريستهاي ناسيوناليست و اسلام نماهاي ليبرال زده عمل نمايند ، آنها بر خلاف تمايلات فطريشان ، بر عليه برادران و خواهران مؤمنشان در سرزمين ديگر ، به حكام جاهل خود خواهند پيوست . بدين ترتيب ؛ همبستگي اسلامي و اخوة ي اسلامي را فداي ميهن پرستي جاهلي ملي دولت سکولار خواهند كرد. اين دقيقا همان كاري است كه مسلمين در ارتشهاي تركيه، پاكستان،  افغانستان، عراق، صومالي، يمن و…. انجام مي دهند .

اسلام بر آن است به همگان بفهماند  كه انقلاب و دگرگون شدن روابط جاهلي  حاكم بر مسلمين و سپس بر جهان تنها در صورتي مي تواند پيروز شود كه مسلمين سراسر جهان و ستمديدگان  غير مسلمان كشورهاي سكولاريستي و غير سكولاريستي از مبارزات آزاديبخش فرقه ي ناجيه در سراسر جهان پشتيباني  عملي نمايند  . ما مسلمين پيرو فرقه ي ناجيه ( مهاجر و انصار ) نيز بايد در عمل از اين مشي پيروي كنيم .

ما بايد با ستمديدگان كليه ي كشورهاي ظالم متحد گرديم ، زيرا اين اتحاد گسترده يگانه راهي است كه ما از طريق آن مي توانيم جاهليت مهاجم به رهبري دین سكولاريسم را از پا در آوريم و به آزادي ملت و خلق خود و ملل و خلقهاي جهان دست يابيم . اين است معني اخوة اسلامي ما ، اخوتي كه ما بدان وسيله عليه ناسيوناليسم تنگ نظرانه و ميهن پرستي كوته نظرانه مبارزه مي كنيم . پس از پذيرش توحيد؛ درست باحركت از اين نقطه است كه مي توان مؤمني سودمند به حال  انسانها گشت.

ما به دين خدا و خلق خدا همچون دو امانت گرانبهاء خدمت مي كنيم و از اين رو اگر نواقصي داشته باشيم ، از تذكر و انتقاد سازنده ي ديگران هراسي نداريم . نشان دادن نواقص ما از طرف هركسي كه باشد جايز و مطلوب است؛ و  چنانچه او برحق باشد ، ما آن نواقص را اصلاح خواهيم كرد . بدين شكل هرگاه  پيشنهاد سازنده اي كه اشخاص با هر عقيده و مسلكي  مطرح مي كنند به نفع مردم باشد ، ما طبق آن عمل خواهيم كرد . پيشنهاد هايي  از طرف  ملي گرايان  كه مسلمان هم نيستند ،از طريق رسانه هايشان مطرح گرديده است؛ بعضي از  پيشنهادهاي  مطرح شده ي ايشان درست و به حال مردم سودمند بود، و از اين رو بود كه ما آنرا عملا پذيرفتيم .

علاوه بر آن ما ساير مسلميني كه به عنوان مهاجر در سرزمين اسلامی ما و تحت حاکمیت دولت اسلامی ما سكونت گزيده اند را عضوي از خود و انتقادات آنان را همطراز، و هرجاكه قوي تر بود را برتر از آراي ضعيف خود مي دانيم . ما بايد بدانيم كه اين چه روحيه اي است كه يك خارجي از نظر زبان و نژاد را واميدارد بدون هيچ انگيزه ي سودجويانه ، امر آزادي و تحكيم شريعت الله در خاك دولت اسلامی ما را مربوط به خود بداند ؟ اين عقيده ي اسلامي و روحيه ي اخوت اسلامي است كه هر مجاهد بومي و انصاري بايد از آن بياموزد . اينها گنجهاي واقعي انسانيت و سرچشمه هاي خروشان حياتند كه با هيچ سرمايه ي مادي ديگري قابل مقايسه و برابر نيستند وبايد متناسب با اهدافشان با آنها برخورد نمود .

ما  از نقاط مختلف سرزمينهاي مسلمان نشين  به خاطر هدف انقلابي مشترك گرد هم جمع گشته ايم و قصد داريم به اتفاق اكثريت عظيم مسلمين سرزمينهاي مسلمان نشين  اين راه را همچنان ادامه دهيم . سالهاست که با تشکیل اولین حکومت اسلامی در تاریخ معاصر ، ما رهبري  سرزمينهاي مختلفي را در سراسر جهان اسلام در دست داريم، ولي اين كافي نيست؛ ما بايد سرزمينهاي آزادشده ي خود را همچنان توسعه و گسترش دهيم و به دیگر سخن انقلاب خود را صادر نمائیم .  تنها از به هم پيوستن اين سرزمينها و سيستماتيك عمل كردن عليه دشمن مشترك سکولار – صهیونی است كه خواهيم توانست به آزادي انسانها و تحكيم شريعت الله در زمين دست يابيم . مؤمنين مبارز و مجاهد ما در روزهاي سخت نبايد پيروزيهاي خود را در سراسر سرزمينهاي مسلمان نشين دنيا از نظر دور بدارند، پيروزيهاي  تمام مؤمنين مسلمان در سراسر دنيا به طور سيستماتيك مال همه است، بلكه بايد به آينده ي  تابناك وعده داده شده به ستمديدگان و فرقه ي ناجيه، چشم اندازند و به جرات و جسارت خود بيفزايند .

سم ديگر ي كه اسلام نماهاي سكولارزده منتشر كرده اند اينكه ؛ آنها آزادي اسلامي بدون قيد و شرط  انسانها و تشكيل حكومت اسلامي  را با رجز خوانيهاي فريبنده ي مخصوص شكست خوردگان ، قرباني دمكراسي سكولاريستي مي كنند . اين به صراحت از برنامه ها ، ائتلافها و كارهاي عمليشان قابل لمس و ديدن است .

اين برنامه ها عملا ثابت كرده است كه اسلام نماها صرفا مشتاق رفرم سياسي سكولاريستي نهادها و قوانين دولتي هستند ، و حكومت شريعت براي آنها چيزي جز يك رؤياي پوچ نيست كه مي تواند در بهترين حالت در ذهن طرفداران رده هاي پائينش به صورت رؤيا و خوابي خوش جا باز كرده باشد كه اين هم به مرور ( چنانچه خداوند به اين شخص رحم نكند ) از ذهنش نيز خواهد پريد و همچون اخوان الشياطين تركيه به رهبري اردوغان  ، بندگان مخلص دین سكولاريسم خواهند گرديد و حكومت شريعت اسلامي به صورت كامل  در اذهان نيز ريشه كن خواهد گرديد .

مسلمين در سراسر سرزمينهاي مسلمان نشين قرنهاست كه متحمل مصائب و جنايتهاي وحشتناكي گشته اند، اين وظيفه ي ما به عنوان هم مسيران جريان فرقه ي ناجيه است كه مسلمين و ديگر انسانهاي ستمديده را نجات دهيم  و در اين مبارزه آنچه كه در نيرو داريم ، به كار بنديم . شكي نيست در هرجا كه مبارزه عليه ظالمين وجود دارد ؛ قرباني دادن و مرگ هم طبيعي است .

 

دیدگاهتان را بنویسید