امارت اسلامی افغانستان ( ۲- انهدام طالبان و ارتباط این نابودی با القاعده )

امارت اسلامی افغانستان ( ۲- انهدام طالبان و ارتباط این نابودی با القاعده  )

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بعد از تامین امنیت فوری، در مسیر تامین تدریجی امور اقتصادی و رفاهی  و نهی تدریجی از منکرات رایج قرار می گیرد.  رهبر طالبان در ۹ اردیبهشت  1378ش (۱۳/۱/۱۴۲۰)[۲] و  در ۲۷مرداد ۱۳۷۸ش (۶/۵/۱۴۲۰ق) دستور ممنوعیت مصرف و کشت موارد مخدر و تخریب تمام کارگاهها و کارخانجات فرآوری مواد مخدر را صادر می کند.[۳] و در نامه ای هدف از این ممنوعیت را نفع عامه و ضررهای ناشی از آن بیان می کند نه خواست کشورهای خارجی که در این زمینه اگر کمکی هم بخواهند هیچ کمکی به امارت اسلامی نخواهند کرد.[۴]

«مولوی احد جان» مسئول رسانه ای  دفتر رهبر امارت اسلامی افغانستان می گوید که این مشکل از دهه های گذشته و حکومتهای قبلی به آنها رسیده و آنها قدم به قدم و به صورت تدریجی به پیش رفته اند. ابتدا به کشاورزان امر کرده اند که یک سوم از کشت خشخاش را کم کنند و زمانی که موفق به این کار شدند بعد دستور دادند کلاً آن را کشت نکنند و کشت آن را ممنوع کردند.[۵]  

 در کنار این اقدامات امنیتی و اقتصادی و اصلاحگری در مسائل عقیدتی و رفتاری مسلمین، یکی از مواردی که در دارالاسلام طالبان در افغانستان به آن توجه می شود رابطه ی القاعده با طالبان است.

با آنکه مذهب رسمی در افغانستان حنفی بود و رهبر دارالاسلام باید حنفی مذهب بود اما سایر مذاهب نیز در امور داخلی خود دارای نوعی خودمختاری درون مذهبی بودند و مهاجرین نیز در پادگانها و اردوگاههای خود از چنین خودمختاری برخوردار بودند اما زمانی که وارد روستاها و شهرهای حنفی مذهب می شدند باید دست به خودسانسوری و سکوت و به نوعی تسامح و تساهل و هماهنگ شدن با مردمان حنفی مذهبی می شدند که بسیاری از باورها و رفتارهای آنها را قبول نمی کردند.

در ۱۹ مهر ۱۳۸۰ش(۱۴/۷/۱۴۲۲ق) ارتباط شیخ اسامه بن لادن به عنوان امیر القاعده با امارت اسلامی افغانستان حالت رسمیت به خود می گیرد.

اسامه بن لادن در بخش اول توجیهات منهجی می گوید: انسان نمی تواند در ذات و قلب خود مسلمان باشد در حالی که با قوانین وضعی [سکولاریستی] بر او حکم می شود و اسلام نمی تواند زمین را دربرگیرد. اسلامی که بر محمد صلی الله علیه وسلم نازل شد و به ابلاغ آن امر شد، اسلامی است که باید تمام زمین را در بر گیرد و معیار و میزان و اساس قضاوت و حکم گردد نه اینکه فقط  در دایره شعائر تعبدی خلاصه شود.

… راه حل بسیار بسیار واضح است و در کتاب الله و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان شده است. راه حل،  این امور مهم هستند:

  1. اتحاد و وحدت و جماعت
  2. شنیدن و اطاعت کردن و جهاد
  3. همراه شدن با جماعت مسلمین و امام شان.

اولین وظیفه جماعت مسلمین و امام آن عبارت است از: دفع کفر و دفع دشمن متجاوز.

 اسامه بن لادن در همین جزوه می گوید: «تمام تلاش ما این است که این امت بر کلمه ی یکسانی تحت کتاب پرودگارمان سبحانه و تعالی و سنت رسولش علیه الصلاة والسلام جمع شود و اینکه این امت برای اقامه ی خلافت راشده همراه با امت اسلامی به صورت عموم حرکت کند که رسولمان علیه الصلاة والسلام در حدیث صحیح به ما بشارت داده است که خلافت راشده به اذن الله سبحانه وتعالی باز می گردد».[۶]

اسامه بن لادن همچون سید قطب و سایر شریعت گرایان آمریکا را «سرافعی» می دانست و بر آن تمرکز کرده بود هر چند در دورانی با حفظ استقلال داخلی و راهبردی خود جهت دفع رژیم سکولار سوسیالیستی روسها در افغانستان از فضائی که کفار سکولار غربی باز کرده بودند استفاده کرد و بعد از دفع این دشمن صائل در افغانستان بر همان دشمن اصلی تمرکز شد.

 ایشان بعد از علمایتهای۱۱سپتامبر می گوید: هنگامیکه آن دو غزوه نقاب گوسفند را از روی آمریکای گرگ برداشت و حقیقت وحشتناک آن را آشکار ساخت، تمام عالم از رکود بیدار شد و مسلمانان متوجه اهمیت عقیده ی دوستی بخاطر الله و دشمنی بخاطر الله شدند و روح برادری ایمانی بین مسلمانان قوی گشت که قدم بزرگی برای جمع شدن مسلمانان زیر کلمه توحید برای اقامه خلافت راشده به حساب می آید به اذن الله. به وضوح برای مردم مشخص شد که آمریکا، این قدرت ستمکار، امکان ضربه زدن به او و ذلیل شدنش و مورد اهانت قرار گرفتن و تحقیر شدنش وجود دارد».[۷]

بر این اساس اسامه بن لادن تنها راه برخورد با این دشمن اصلی و سایر متحدین آن مثل رژیم صهیونیستی را جهاد می دانست و می گفت: ای نسل جوان، برای آزاد کردن فلسطین و اقصی و باز گرداندن خلافت راشده به اذن الله، راهی بغیر از جهاد وجود ندارد».[۸]

اسامه بن لادن از اعضای رسمی اخوان بود که در نهایت توسط سران ذلت پذیر اخوان المفلسین بین جهاد با آمریکا و ماندن در اخوان او را در منگنه قرار می دهند و او جهاد با آمریکا و ادامه دادن به منهج صحیح اسلامی سید قطب را بر ماندن در این جریان تهی شده از منهج صحیح و منحرف از اصول و نه فقط منحرف در جزئیات، ترجیح می دهد؛ دسته هائی از اخوان خیال می کنند با ذلیلی و تنازل از اصول و دادن امتیازات غیر شرعی به دشمنان می توانند کفار را از خود راضی کنند، غافل از اینکه با این کار تنها خود را از درون تهی و مفلس می کنند.

با همین نگرش اخوانی سید قطب است که اسامه بن لادن روابط خودش را با دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران و سایر مسلمین تنظیم می کند و می بینیم که تا پایان عمر سخنی نمی گوید و یا حرکتی انجام نمی دهد که بر ضد دارالاسلام ایران یا هر یک از جماعتهای جهادی مسلمین باشد در حالی که بر علیه تمام دول عربی و غیر عربی دیگر فتوای جهاد صادر کرده بود.

بدون شک اتحاد میان القاعده ی اسامه بن لادن با زیر بنای اندیشه های اخوانی سید قطب با طالبان حنفی مذهب و سایر مسلمین، و تمرکز این جبهه ی متحد از مسلمین بر دشمن اصلی یعنی آمریکا و متحدین آن اصلاً باب میل آمریکا و غلامان حلقه به گوش منطقه ای و متحدین حریص و سود جوی اروپائی و بین المللی اش نبود؛ به همین دلیل آمریکا به عنوان بهانه ای عوام فریبانه از حاکمیت دارالاسلام طالبان درخواست می کند که اسامه بن لادن را تحویل آنها دهد اما با پاسخ قاطع ملا محمدعمر مواجه می شود که: «هرگز مسلمانی را به کفار تحویل نمی دهم».

به این شکل آمریکا در ۱۵مهر ۱۳۸۰ش با حمایت سازمان سکولاریستی ملل متحده و همکاری احزاب منزوی شده ای چون حزب حکمتیار و ربانی و احمد شاه مسعود و سایر گروههای متفرق محلی به دارالاسلام قبیله ای و ملوک الطوائفی طالبان در افغانستان حمله کرد.

 نکته ای که لازم است عرض شود اینکه حمله ی به امارت اسلامی افغانستان ربطی به اسامه بن لادن یا عملیات ۱۱ سپتامبر نداشت؛ برنامه ریزی جهت اشغال افغانستان سالها قبل از این طراحی شده بود. آمریکا خواهان وجود حکومتی دست نشانده مثل حکام آل سعود بر افغانستان بود که طی آن بتواند خط لوله نفت و گاز جدید در آسیای میانه برای دسترسی ۷۵ درصدی شرکت‌های نفتی آمریکا به منابع آسیا را احداث کند و به راحتی به منابع تریاک و مواد مخدر و سایر منابع معدنی دست نخورده ی افغانستان تسلط داشته باشد.

در همین راستا روزنامه های تیر ماه ۱۳۸۰ش (جولای سال ۲۰۰۱ن) انگلیس و فرانسه و هند طرح آمریکا برای راه‌اندازی جنگ در افغانستان را فاش کردند. یعنی عملیات مبارک نیویورک و پنتاگون در تاریخ  20 شهریور ۱۳۸۰ش (۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ن) اتفاق افتاد، اما طرح حمله ی به دارالاسلام افغانستان بیشتر از یک ماه قبل و حتی سالها قبل توسط رسانه های سکولار جهانی فاش می شود.

این رسانه ها در گزارشهای مختلفی فاش کرده بودند: اگر حضور نیروهای نظامی این کشور در افغانستان قطعی شود، آغاز حمله آمریکا به افغانستان قبل از زمستان یعنی در پاییز  و از ماه اکتبر (۲۰۰۱) خواهد بود.

حکومت سکولار آمریکا نیز بمباران هوایی خود را از ۷ اکتبر و حملات زمینی خود  و مزدورانش به افغانستان را از ۱۹ اکتبر شروع کرد که تنها در روز اول حمله به دارالاسلام افغانستان، ۴ جنگنده آمریکایی این کشور را بمباران کردند که نزدیک به ۵ هزار مسلمان پیر و جوان و کودک در این حملات قتل عام شدند.

 یک دهه قبل از عملیات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ن و در سال۱۹۹۱ن مجله «نیوز ویک» در مقاله‌ای با تیتر «عملیات سپر صحرا» فاش کرد: نظامیان آمریکایی در حال طراحی عملیاتی در قزاقستان مشابه «عملیات سپر صحرا» در عربستان، کویت و عراق  هستند. و به این شکل مشخص می شود که طرح اشغال افغانستان حداقل به یک دهه قبل از عملیات ۱۱ سپتامبر بر می گردد.

حتی برای رسیدن به چنین هدفی، نیروهای ویژه آمریکا عملیات‌های مشترکی با نیروهای قزاقستان در سال ۱۳۷۶ش (۱۹۹۷ن) آغاز کردند و سال بعد از آن ۱۳۷۷ش (۱۹۹۸ن)، عملیات‌های مشترک خود را با ازبکستان ادامه دادند و نیروهای این ۲ کشور را برای انجام عملیات‌های ویژه به خصوص در مناطق کوهستانی نظیر قرقیزستان، تاجیکستان و شمال افغانستان آموزش دادند.

«وال استریت ژورنال» به نقل از «رابرت مک فارلین» مشاور امنیت ملی دولت «ریگان»، در ۱۲آبان ۱۳۷۹ش (دوم نوامبر سال ۲۰۰۰ن) گزارش داد: تلاش آمریکا برای براندازی رژیم طالبان در سال (۱۹۹۹ن) هم ادامه یافت.

در تابستان سال  2000ن، مدت‌ها قبل از عملیات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ن، «جیمز ریچی» با سفر به تاجیکستان با عبدالحق افغانی و «پیتر تامسون» فرستاده ویژه آمریکا با احزاب مخالف دارالاسلام افغانستان و بخصوص با «احمد شاه مسعود» رهبر جبهه شمال، دیدار می کنند و به دنبال جلب همکاری وی با عملیات پاکستان برای براندازی دارالاسلام افغانستان تلاش کردند و براساس گفته‌های مک فارلین در گزارش «وال استریت»، عبدالحق و مک فارلین تصمیم گرفتند که عملیات‌ها در افغانستان را از اواسط ماه آگوست سال ۲۰۰۱ میلادی شروع کنند و عبدالحق برای آماده‌سازی نهایی عملیات به «پیشاور» پاکستان برگشت.

به این شکل ابتدا «طرح براندازی خزنده» حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان از درون طراحی می شود و ابزار اجرائی این پروژه براندازی، «عبدالحق» رهبر جهادی سابق بود که پس از ناکامی در راه‌اندازی شورش علیه دارالاسلام طالبان توسط مامورین دارالاسلام شناسائی می شود و سپس اعدام می گردد و سرنوشتی شبیه سرنوشت بعضی از رهبران حزب توده در ایران پیدا می کند.

علاوه بر این براساس گزارش «واشنگتن پست» در ۱۸ نوامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، سازمان CIA از سال ۱۹۹۷ن عملیات‌های خود را در افغانستان گسترش داد. 

روزنامه «گاردین» نیز در مورد کنفرانس برلین در سال ۱۹۹۷ن  گزارش داد که: نتیجه مذاکرات دربرلین این است که آمریکا در نظر دارد جنگی علیه طالبان به راه اندازد زیرا مقامات پنتاگون از حضور طالبان در کرسی قدرت افغانستان به شدت ناراضی‌اند.

مجله انگلیسی «امنیت بین‌المللی جین» در ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ش ( ۱۵ ماه مارس ۲۰۰۱ن)، یعنی ماهها قبل از عملیات ۱۱ سپتامبر گزارش داد: دولت جدید آمریکا با کشورهایی نظیر هند، و روسیه برای براندازی رژیم طالبان همکاری می‌کند.

این گزارش افزود: علاوه بر این‌که هند جبهه شمال را با تجهیزات نظامی، مشاوران و مهندس‌های هلیکوپترهای نظامی حمایت می‌کرد اما با این وجود این کشور به همراه روسیه نیز از پایگاه‌های نظامی در تاجیکستان و ازبکستان برای انجام عملیات‌های نظامی‌شان در افغانستان استفاده می‌کردند.

منابع اطلاعاتی هند نیز اعلام کردند که در صورت وقوع چنین جنگی: هند و روسیه عملیات‌های زمینی علیه طالبان را رهبری می‌کردند و واشنگتن نیز از «جبهه شمال» حمایت اطلاعاتی و لوجیستیکی می‌کرد.

در ۲۶ ژوئن همان سال، مجله هندی «Indian Reacts» جزئیات بیشتری از همکاری‌های هند، روسیه و آمریکا در براندازی  طالبان را فاش می کند.

در این صورت این موضوع بر آگاهان مسلمان و سکولار پوشیده نبود و دارودسته ی منافقین هم کاملاً به این موضوع آگاه بودند اما می کوشیدند با سوء استفاده از جهالت مردم و قدرت تبلیغی و رسانه ای هماهنگ «مثلث دروغساز» و با سوء استفاده از ضعف قدرت رسانه ای مومنین چنین نشان دهند که عملیات ۱۱ سپتامبر برای مسلمین مضر بوده و علت حمله ی کفار سکولار جهانی به دارالاسلام افغانستان و سقوط حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان بود.

در برابر این جنگ روانی «مثلث دروغساز» و بخصوص دارودسته ی منافقین، مسئولین دارالاسلام طالبان در همان سالها در سطوح مختلف روشنگری نمودند و هر گونه رابطه بين عمليات ۱۱ سپتامبر با حمله نيروهاي کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا به دارالاسلام افغانستان را رد کردند.

  • ملا محمد عمر رهبر طالبان مي گويد: ايالات متحده حتي قبل از عمليات ۱۱ سپتامبر درنيويورک و واشنگتن، قصد حمله به افغانستان را داشت.
  • از قاری محمديوسف احمدی سخنگوی رسمي «دارالاسلام طالبان افغانستان» سوال شد: آيا معتقد هستيد که اسامه بن لادن مسبب حضور آمريکاييان در افغانستان بوده است؟

ايشان در جواب مي گويند: ما معتقديم که تصميم آمريکا براي اشغال افغانستان سالها قبل از عمليات ۱۱ سپتامبر بوده است. و نفت آسيای ميانه و تسلط بر آن و استخراج و انتقال آن از راهي غير از روسيه يا ايران، عامل اصلي وقبل ازهر عامل ديگري انگيزه آمريکا درحمله به افغانستان بوده است. و نيز عامل مهم ديگر مواد مخدربود، چون طالبان زراعت آن را کاملاً منع کرده بود. درهر صورت اين جنگ رخ مي داد حتي اگر حوادث۱۱ سپتامبر رخ نمي داد.

  • از استاندار کابل در دولت طالبان افغانستان پرسيده شد: آيا فشارهايي که بردولت اسلامي طالبان وارد مي آيد به خاطراسامه بن لادن است؟

درجواب مي گويد: نه، فشارها به خاطرآنست که دولت طالبان به تطبيق شريعت و جهاد پرداخته و ازآنجايي که کفر ملت واحدي است عليه ما برخاسته اند.

  • از استاندار قندهار در دولت طالبان پرسيده شد: علت همه اين فشارها ازجميع دول کفرجهاني عليه شما چيست؟

درجواب مي گويد: علت آن مبارزه با اسلام است نه تسليم کردن اسامه بن لادن، او فقط يکي ازعربهايي است که همراه ما جهاد کردند، آنها فقط مي خواهند با اسلام درافغانستان مبارزه کند.

  • رييس دادگاه هاي قندهار دردولت طالبان نیز می گوید:

جنگ آمريکا با ما به خاطراسامه بن لادن نيست بلکه فقط به خاطر مبارزه با اسلام درافغانستان است و حمايت ما ازاسامه و عربهاي مجاهد به خاطراسلام است نه چيز ديگر، اسامه به ما مال و يا چيز ديگري نداده است.

تمامی این شواهد غیر قابل انکار از مسلمین و غیر مسلمین به ما می گویند که کشور سکولار آمریکا سالها قبل از عملیات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ن از کانال سازمانهای مختلف جاسوسی و نظامی و وزارت خانه ها و گروههای مختلفی که در اختیار داشت در دارالاسلام افغانستان عملیتهای مختلف انجام داده بودند  و از دو کانال براندازی خزنده و سپس جنگ فراگیر نظامی، تدارکات لازم جهت اشغال دارالاسلام افغانستان را فراهم کرده بودند.

اگر عملیات مبارک ۱۱ سپتامبر بر علیه آمریکا صورت می گیرد در واقع به دلیل آگاهی مسلمین از این طرح حمله ی آمریکا به  افغانستان و واکنشی به اینهمه جنگ طلبی آمریکا بعد از آنهمه دسیسه و زمینه سازی ها و جنگ افروزیها بوده که در صورت انجام یا عدم انجام عملیات مبارک ۱۱ سپتامبر باز آمریکا به دارالاسلام افغانستان حمله می کرد، چون آمریکا با تجربیات تلخی که از دارالاسلام ایران داشت نمی توانست شاهد تولید یک دارالاسلام دیگر به سبک ایران در هر جای دنیا باشد که در آن علمای فقه مذاهب سنتی بر آن حاکمیت داشته باشند.

دولت سکولار آمریکا برای افغانستان حکومتی دست نشانده مثل آل سعود را می خواست به همین دلیل گفتگوهای سری را با دولت دارالاسلام طالبان شروع کردند؛ و فاش شد: اگر طالبان پروژه‌های توسعه‌ای آمریکا در خصوص منابع نفتی در منطقه آسیای مرکزی را می‌پذیرفت، دولت بوش با حفظ قدرت رژیم طالبان در افغانستان کنار می‌آمد حتی اگر آن‌ها از فعالیت‌های تروریستی حمایت می‌کردند.[۹] همچنانکه رژیم فاسد آل سعود هر جنایتی را در داخل عربستان و خارج از آن انجام می دهد و آمریکا و ناتو سازمان ملل به سادگی از کنار این جنایات رد می شوند و این جنایات را نادیده می گیرند. 

نکته قابل توجه این است هیچ مدرکی مبنی بر اینکه دولت کلینتون و بوش، دارالاسلام طالبان را در لیست کشورهای  حامی تروریسم قرار داده باشند، وجود ندارد. اگر چنین طراحی و سناریویی برای حضور آمریکا در افغانستان وجود نداشت، شرکت‌های نفتی و ساختمانی آمریکایی هیچ‌وقت نمی‌توانستند در زمینه نفت و گاز در افغانستان قرارداد امضا کنند.

هیئت مذاکره کننده ی دارالاسلام طالبان در ماه مارس ۲۰۰۱ن با یک «فرش دست باف» گران‌قیمت افغانستانی  به عنوان هدیه برای دولت جدید آمریکا به واشنگتن سفر کردند. در مذاکرات واشنگتن، مقامات آمریکایی به طالبان پیشنهاد دادند که اگر پیشنهاد ما را مبنی بر ایجاد خط لوله به آسیای مرکزی را بپذیرید، با فرش طلای ما به عنوان پیشکش روبرو خواهید شد اما اگر نپذیرید، زیرِ فرشی از بمب، دفن خواهید شد.[۱۰]

نکته ی مهم دیگر این است که حکومت سکولار آمریکا بدون ارائه هیچ مدرکی از استقرار بن لادن در کابل و یا اثبات دست داشتن طالبان در عملیات ۱۱ سپتامبر به دارالاسلام افغانستان لشکرکشی کرد و مسبب اینهمه جنایت در طول اینهمه سال شده است.

علت حمله ی آمریکا و انگلیس به عراق هم وجود سلاحهای کشتار جمعی و شیمیائی نبود و در حقیقت در این زمان حکومت سکولار صدام حسین چنین سلاحهائی نداشت که قبلاً خود همین سکولاریستها جهت جنگ با دارالاسلام ایران در اختیارش قرار داده بودند؛ کفار سکولار جهانی چون آمریکا و انگلیس و سایرین جهت اشغال سرزمینهای اسلامی و سایر ملل ضعیف نیازی به بهانه ندارند؛ همچنانکه در قتل عام مسلمین در الجزائر، چاد، سودان و سومالی و بوسنی و اندونزی و فیلیپین و عراق و پاکستان و یمن و ترکستان شرقی و غربی و چچن و … قبل از عمليات ۱۱ سپتامبر نياز به بهانه ای نداشتند.

آمریکا به عنوان پرچمدار کنونی سکولاریستهای جهان (یا به زبان عربی پرچمدار مشرکین جهان) مثل تمام سکولاریستهای تاریخ بشریت از نوح علیه السلام گرفته تا روز قیامت تنها با زور اسلحه با مومنین وارد گفتگو می شوند تا زمانی که دین مومنین را از آن ۴ معنی و مفهومش خالی و تهی کنند و این ۴ معنی و مفهوم را به دین سکولاریسم بدهند : وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا (بقره/۲۱۷) و تنها زبان و وسیله ی ممانعت و اسباب بازدارنده از چنین فاجعه ای نیز تنها قدرت نظامی و اسلحه از کانال یکی از «۳ابزار»برتر[۱۱] است که الله تعالی می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/۶۰)

به هر حال دارالاسلام امارت اسلامی طالبان در افغانستان در سال ۱۳۸۰ش فروپاشید و دسته ها و گروههائی از طالبان به سمت حکومت دست نشانده ی آمریکا در کابل گرایش پیدا کرده اند و عده ای نیز جانب پاکستان را گرفته اند[۱۲] با این وجود گروههائی به طالبان وفادار ماندند اما بعدها به چند شاخه ی مختلف تقسیم شد که هنوز چندین گروه و جماعت به نام طالبان و امارت اسلامی و ادامه دهنده ی راه ملا محمد عمر در افغانستان فعالیت دارند.

 مُلا محمد عمر رهبر دارالاسلام طالبان  چند روز پس از حملات مشترک آمریکا و ناتو و مزدوران محلی به دارالاسلام طالبان، در آخرین مصاحبه اش با بخش پشتو رادیوی بی. بی .سی در آبان ۱۳۸۰ش (نوامبر ۲۰۰۱ن) اعلام می کند که هدفش نابودی ایالات متحده آمریکاست.[۱۳]

به این شکل دارالاسلام تحت رهبریت مُلا محمد عمر در افغانستان کارنامه ای درخشان در پرهیز از جنگهای داخلی میان مسلمین و هموار کردن مسیر اتحاد و وحدت اسلامی میان مسلمین و تمرکز بر دشمن اصلی یعنی آمریکا و مزدورانش بر جای گذاشت، و در میان اینهمه گروه و دسته های مختلف تنها کسانی می توانند مدعی ادامه دهنده ی مسیر مُلا محمد عمر و امارت اسلامی او باشند که طبق منهج اسلامی آن عمل کنند.

 می بینیم افرادی چون استاد یاسر که رییس کمیته فرهنگی طالبان بود و در این اواخر هم رییس کمیته سیاسی طالبان را بر عهده داشت و می خواست در همین مسیر حرکت کند توسط سازمان اطلاعات و استخبارات پاکستان (بازوی آمریکا و رژیم فاسد آل سعود) در خیبر پشتونخواه دستگیر شده و در قرارگاه هوایی چکاله به مقامات امریکایی تسلیم می شود، و در نهایت می بینیم که به همراه دهها مقام ارشد طالبان مثل وزیر دفاع دولت طالبان ملا عبیدالله، مولوی شهیدخیل والی طالبان در لغمان، قاری احمدالله ورور رییس استخبارات طالبان، قاری یحیی هجرت و دیگران  که از مخالفین اصلی آمریکا و ناتو بودند در زندانهای پاکستان و خارج از آن توسط آمریکا و پاکستان شکنجه کش و اعدام می شوند. بدون آنکه آب از آب تکان بخورد و کسی در این دنیا اعتراضی نشان دهد.

یکی از سخنان استاد یاسر این بود که می گفت: زندگی در زیر سایه ی کفر متجاوز، زندگی در زیر سایه ی کفر و لشکر متحارب و متجاوز، زندگی کردن حرام است؛ یا باید در این ساحه یا آدم باید ۱- مجاهد باشد ۲- یا مهاجر باشد ۳- یا مستضعف است. و اگر شخصی جزو این سه طبقه نبود و قدرت جهاد داشت و جهاد نمی کرد و قدرت هجرت داشت و هجرت نمی کرد و ضعیف هم نبود او اگر در زیر سایه ی این کفار اشغالگر محارب نماز و روزه هم بگیرد حکمش دوزخ است الا اینکه پروردگار توبه ی او را قبول کرده باشد، حتی اگر نماز و روزه هم بگیرد؛ زندگی در زیر سایه ی آمریکا، رعیت بودن در زیر سایه ی آمریکا، حتی اگر نماز بخواند و روزه بگیرد تا زمانی که جهاد نکند نمی تواند خود را از آتش دوزخ نجات دهد.

سخن استاد یاسر در واقع تفسیر این آیه ی قرآن است که می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ ۖ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا ۚ فَأُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (نساء/۹۷) بدون شک کسانی که فرشتگان ( برای قبض روح در واپسین لحظات زندگی) به سراغشان می‌روند و ( می‌بینند که به سبب ماندن با کفّار در کفرستان، و هجرت نکردن به سرزمین ایمان) بر خود ستم کرده‌اند، بدیشان می‌گویند: کجا بوده‌اید ( که اینک چنین بی‌ توشه مرده‌اید و بدبخت شده‌اید؟ عذرخواهان ) گویند: ما مستضعفین و بیچارگانی در سرزمین بودیم ( و چنان که باید نتوانستیم به قوانین و دستورات شریعت عمل کنیم! فرشتگان بدیشان) گویند: مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن  هجرت و کوچ کنید؟ جایگاه آنان دوزخ است، و چه بد جایگاهی و چه بد سرانجامی!‏

این موضع مُلا محمد عمر و امارت اسلامی او در مورد آمریکا و مزدورانش بود . حالا استاد یاسر رییس کمیته فرهنگی و رییس کمیته سیاسی طالبان و شخصیتهای دیگر طالبان که اسیر هم هستند و از دشمنان شماره یک آمریکا و سایر متحدین آنها هستند و تسلیم نقشه های آمریکا و مزدوران آمریکا نمی شوند، دشمنان در رسانه ها نشر می دهند که به مذاکرات صلح با دولت دست نشانده ی آمریکا در افغانستان نظر مساعد نشان داده اند، به همین دلیل به درخواست اداره ی اطلاعات و استخباراتی آی، اس، آی پاکستان که اینهم دست نشانده ی آمریکاست به قتل رسیده اند!! متوجه شدید آمریکا و پاکستان  چه بازی مسخره ای برای قتل و حذف این اعضای وفادار به منهج مُلا محمد عمر در آوردند؟

به همین سادگی و با این سناریوهای تو خالی مومنین ساکن در دارالکفرهای سکولار قربانی می شوند و باید بهای سکونت خود در دارالکفرهای سکولار را اینگونه با ذلیل شدن و تحمل انواع تهمتها و اهانتها و شکنجه ها و با خون خود بدهند یا مثل ماموستا کریکار با زندانی شدن و… . بر این اساس بود که اسامه بن لادن می گفت ترجیح می دهم بمیرم اما در کشورهای سکولار اروپائی زندگی نکنم و دیدیم که پس از اشغال افغانستان توسط آمریکا و ناتو، ناموس و فرزندان خودش را به دارالاسلام ایران می فرستد هر چند که خودش به دلایل امنیتی در جاهای مختلفی به صورت مخفی و سری زندگی می کند.

اسامه بن لادن در بخش اول توجیهات منهجی در مورد جهاد افغانستان می گوید: فرصت بسیار مناسبی بود برای برپایی دولتی نیرومند و بدور از تعصبات قومی و منطقه ای،  و برادران افغانمان در وضعیت بسیار مناسب برای این کار بودند و همکاری و همدلی غیر عادی داشتند، وضعیت طوری بود که به آسانی ممکن بود که دولتی اسلامی با معیارهای اسلامی برپاشود و نه با معیارهای منطقه ای و قومی و قبیله ای.اما متأسفانه علی رغم سهولت کار و دعوت به این امر و تکرار آن و تشویق و تحریک به خصوص از جانب شیخ عبدالله عزام رحمه الله و دیگر برادران از جماعات اسلامی و علماء و متفکران که؛ این فرصت را غنیمت بشمارید! اما کسی گوشش بدهکار نبود …

 این تأخیر در نصرت این دولت علی رغم اینکه نامش دولت طالبان است یعنی دولت طلبه علم، نشان از وجود خللی غیر عادی دارد. خلل در فهم مسلمین از دین ویا خلل در صداقتشان با دین-و لا حول ولا قوة الا بالله-. اینطور به نظرمان می آید و الله اعلم. این دولت هم از بین رفت و کسی قدمی برنداشت.”[۱۴]

بله: واقعاً وضعیت در دارالاسلام تحت حاکمیت فقهای مذاهب اسلامی به گونه ای است که امکان و راههای متعدد تکامل و ارتقای آن به سادگی وجود دارد و مسلمین لازم است این فرصت را به غنیمت بشمارند اما می بینیم که ۱- خلل در فهم مسلمین از دین ۲- خلل در صداقت مسلمین با دین مانع از استفاده ی به موقع از این فرصت تاریخی می شود.

اسامه بن لادن باز به نکته ی مهمی اشاره می کند که لازم است تمام شریعت گرایان برای ساعتها بر آن تدبر کنند. او می گوید: در اینجا شاخصی وجود دارد و آن اینکه دعوت بدون قدرت، کم رنگ و محدود باقی می ماند و باید به دنبال سرزمینی باشد که به آن قدرت و حمایت بدهد.این مسئله امروزه به روشنی قابل مشاهده است؛ از زمانی که دولتهای اسلامی و دولت خلافت از بین رفتند و رژیمهایی سربرآوردند که به غیر شریعت حکم می کنند- ودر حقیقت با شریعت الله می جنگند- علی رغم کثرت دانشگاه ها و کثرت مدارس و کثرت کتب و سخنرانان و علماء و مساجد و حافظان قرآن، دین اسلام  متأسفانه کم رنگ و ضعیف است چون مردم طبق منهج محمد صلی الله علیه وسلم قدم برنداشته اند.[۱۵] دقیقاً همان سخن سید قطب در اهمیت مکانی که به اسلام عمل شود است به سبک دیگری که آیت الله خامنه ای هم آن را نقل می کند.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان برای ما یک درس بزرگ نزدیک است تا به کم هوش ترین مسلمانی که ادعای تبعیت از شریعت الله تعالی را دارد بفهماند که  پشتوانه ی قدرت حکومتی دارالاسلام :

  • یعنی عمل به اسلام کامل
  • یعنی حمایت از دعوت کامل و حرکت به سوی وحدت اسلامی و اجماع واحد مسلمین و جلوگیری از تولید بیماری و آلودگی احزاب و تفرق
  • یعنی چگونگی استفاده و خرج صحیح و شرعی این قدرت حکومتی در راه اصلاح جامعه
  • یعنی محفوظ ماندن از تمام آن ذلیلی ها و جنایاتی که کفار در طول تاریخ و بخصوص کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین بر سر مومنین و اهل دعوت آورده اند
  • یعنی عزت و ابهت و شوکت و آزادگی
  • یعنی درک این مهم  که یکی از وظایف اساسی همه ی ما محافظت از دارالاسلام و تقویت و ارتقای آن است قبل از آنکه فرصت از دست برود.    

در نهایت بعد از انهدام دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، القاعده نیز بعد از شهادت اسامه بن لادن  در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ به چندین گروه مختلف تقسیم شد، دسته هائی چون جماعت ایمن الظواهری از اساس منهج سید قطبی اسامه بن لادن را با منهج نجدیت محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد تغییر دادند و به سبک نجدی ها وارد جنگ داخلی با سایر مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین شده اند، و دسته ای نیز با وفادار ماندن به منهج وحدت گرای اسلامی سید قطب که از کانال شیخ عبدالله عزام و اسامه بن لادن به آنها رسیده است با پرهیز از هر گونه جنگ داخلی میان مسلمین، بر آمریکا به عنوان «سر افعی» تمرکز کرده اند.

نکته ی مهم در این تفاوت منهجها این است که ابومحمد مقدسی مجاهدین افغان در زمان شیخ عبدالله عزام را مشرک و دموکراسی پرست معرفی می کند و شیخ عبدالله عزام را نیز مدافع مشرکین و دموکراسی پرستان و مانع و سدی در برابر اهل توحید معرفی می کند و به صورت ضمنی و به سبک خودش آنها را تکفیر می کند و بر این باور است این مشکلات به خاطر این بوده که عبدالله عزام  جزو اخوان المسلمین بوده است؛ ایمن الظواهری نیز می گوید که: اسامه بن لادن عضو جماعت اخوان المسلمین بوده و مصطفی مشهور رهبر اخوان در پیشاور از اسامه بن لادن می خواهد که وارد  جهاد افغانستان نشود اما او از این دستور سرپیچی می کند، به همین دلیل از جماعت اخوان اخراج می شود.

البته کمیسیون تحقیق دولت آمریکا در مورد حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ن نیز می نویسد:”بن لادن همان افکار تند سید قطب را داشت.”

ایمن الظواهری قبلاً در کتاب «الحصاد المر للإخوان المسلمين في ستين عامًا» به بررسی جریان اخوان المسلمین از زمان تأسيس آن توسط  حسن البنا در سال ۱۳۰۷ش( ۱۹۲۸ن) تا زمان نشر کتاب یعنی ۱۳۶۷ش (۱۹۸۸ن) با مبنا قرار دادن افکار نجدیت خاص خود پرداخته بود که به نحوی این افکار را از کسانی چون ابومحمد مقدسی  که به همراه عده ای دیگر چند مدتی به پیشاور سفر کرده بودند و همچنین از علمای نجد گذشته و بخصوص نجدی های زنده ی مطرح آل سعود گرفته بود.

دکتر عبدالله عزام از این گروه تند رو در تفسیراواخر سوره ی توبه بسیار گله داشت و معتقد بود این متشددین تنها جهت تکفیر دیگران و مخالفت با اهل جهاد و ایجاد تفرق میان مجاهدین و دلسرد کردن مسلمین از اهل جهاد به پیشاور آمده بودند. اما آنچه مهمتر است اینکه ایمن الظواهری نیز می گوید که  در این دوران از ابومحمد مقدسی مطالبی یاد گرفته و به تعریف و تمجید منهج نجدیت وی پرداخته و دعا می کند تا آخر بر این منهج بماند.

در این صورت می بینیم انگار کودتایی بر علیه منهج جهادی معاصر اهل سنت و القاعده  و بخصوص رهبران آن چون عبدالله عزام و اسامه بن لادن و منهج سید قطبی آنها از جانب پیروان منهج نجدیت صورت گرفته است، همان کودتایی که آل سعود با پشتوانه ی تفکرات نجدیت بر علیه حکومت بدیل اضطراری عثمانی انجام داد  که با برداشت اشتباه از «قتال العدو القريب» که ایمن الظواهری در همین کتاب به آن اشاره می کند، و برداشت اشتباه از اصطلاح مشرک و مشرکین و برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین و جهل به دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و… ثمره ای جز قدم گذاشتن در سنت پیروان منهج نجدیت و علمای نجد و طبعاً مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تفرق و ذلیلی و شکست و اشتباهات فاحش برای مسلمین و رها کردن «عملی» آمریکا به عنوان دشمن اصلی و «سر افعی» در بر نداشته است.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ  

 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله / تقسیم زمین به دارالاسلام و دارالکفر در قرآن، سنت، آراء صحابه و مذاهب مختلف اسلامی (قسمت  چهل و چهارم/ مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (۱۹) / امارت اسلامی افغانستان ( ۲- انهدام طالبان و ارتباط این نابودی با القاعده  ) )

[۲] «ماده اول(۱) : کشت بنگ در تمام قلمرو افغانستان به شدت ممنوع است.

ماده اول (۲): هرکسی که بنگ زراعت کند با مجازاتی شرعی و بازدارنده مجازات می شود.

ماده دوم : فرمانداران برای جلوگیری از پرورش خشخاش در تمامی مناطق تحت ولایت خود مکلف هستند و آنها باید اقدامات الزم را انجام دهند.

ماده سوم: این تصمیم با تاریخ انتشار موضوع مذکور به اجرا در می آید. و باید در روزنامه ی رسمی منتشر شود و به طور عموم توزیع گردد. والسالم. خادم اسلام، امیر مؤمنان ملا محمد عمر (مجاهد)»

[۳] «به همه مقامات نظامی و غیرنظامی. السلام علیکم و رحمة الله وبرکاته اما بعد: استفاده از حشیش ممنوع است و شرعا زشت شمرده شده و برای عقل و سلامتی مضر است. و به منظور جلوگیری از این عمل شنیع، وزارت امر به معروف و نهی از منکر را جهت تخریب تمام زمینها، محصوالت و کارخانجاتش درکشورهدایت میکنیم. شما باید در همهی کارهای این کار اسلامی و بشردوستانه به آنها کمک کنید و بر موانعی که در پیش رو دارند، غلبه کنید. والسلام. خادم اسلام، امیر مؤمنان ملا محمد عمر (مجاهد)»

[۴] :

ما کشت خشخاش را برای رسیدن به اعتراف رسمی و پشتیبانی و توصیه های کشورهای غربی منع نکردهایم، و هیچ کس به ما در این زمینه کمک نمیکند و اگرکمک هم بخواهیم کسی کمک نخواهد کرد، بلکه به امید صالح و رستگاری مردم افغانستان آن را منع کردیم، برای اینکه مزایای مادی اش کمی به مردم می رسد و آتش زیان آن به مردم زیادی آسیب میرساند با معتاد شدن به آن و تجمع بدهکاریها به

کسی که از آن استفاده میکند و افزایش تعداد معتادان با گذشت سالها، پس پیش از آن که دیر شود، آن را منع کردیم.

و در ولایاتی که خشخاش کشت نمیشود درست است که در آن فقر وجود دارد اما کسی از مردم این والیتها که از بدهیهایش شکایت کند -به آن طوری که مردم دیگر ولایتهایی که در آن خشخاش کشت می شود شکایت میکنند- وجود ندارد. و اگر ما به آن نگاه کنیم ضررهایش را بیشتر از منافع آن میبینیم پس صرف نظر از حلال یا حرام بودنش آن را ترک کنید.

 و بنا بر مصلحت عامه، کشت آن را منع می کنیم، پس تنفیذ این دستور بر همه واجب است و مخالفت با این دستور شرعا جایز نیست.

اما درباره ی امرار معاش که، کسی آن را برای خودش تضمین نمیکند همانطور که ما نمیتوانیم آن را برای کسی ضمانت کنیم، بلکه الله تعالی،همان کسی است که روزی را برای همه ی موجودات تضمین میکند و اسباب امرار معاش تنها در خشخاش نیست، بلکه اسباب دیگری برای امرار معاش وجود دارد. و از خدا میخواهیم که درهای رزقش را بر ما باز کند که در نزد او درهای بسیاری است. والسلام. خادم اسلام امیر المومنین محمد عمر مجاهد».

[۵] »سوال ۵ :اقداماتی که رسانه های غربی دربارهی مخدرات کردهاند چیست و اقداماتی که حرکت طالبان برضد زراعت و تجارت مخدرات کرده است چیست؟

ج.: زراعت مخدرات در روزهای ظهور امارت افغانستان شروع نشده است، بلکه امارت این مشکل را از حکومتهای قبلی به ارث برده است و مخدرات مخصوصا افیون دهها سال است که در افغانستان کاشت میشود و امارت افغانستان آمد و مردم را دید که این چیز راکشت میکند، پس سیاست گام به گام را درپیش گفت، در ابتدای کار، کشاورزان را دستور داد که یک سوم کشت آن را کاهش دهند، هنگامی که این مقدار به دست آمد و کشاورزان به آن عمل کردند غرب این موضوع را انکار نمود و رسانههای غربی بجای اینکه این عمل را تبریک بگویند و امارت افغانستان را بخاطر این عمل مدح کنند، مردم را از این امر به امور دیگر مشغول ساختند، برای چه؟

تا غرب این مخدرات را وسیله و ذریعه ای برای تشویه سمعه ی امارت قرار دهند. بعد از آن امارت کشاورزان را در همه مناطقی که بر آن سیطره دارد به منع کلی از زراعت مخدرات دستور داد، و به فضل الله تعالی مردم و کشاورزان بدون هیچ مشکلی دستور امیر المومنین را اجرا کردند و زراعت مخدرات را متوقف ساختند

…ما به جرأت تمام میگوییم و تحدی از غرب میکنیم که اگر آنان بخواهند زراعات مخدرات را در هر کشوری از کشورها متوقف سازند، نمیتوانند، نه از طریق قدرت و نه از طریق مال و نه از طریق اقناع، اما مردم افغانستان یگانه مردمی است که نمونه و قربانیان زیادی را تقدیم کردند در راه پایبندی به دستور امیر شرعیشان و به طور کامل زراعت مخدرات را متوقف ساختند«.

[۶] -اللقاء مع قناة الجزیرة الذي أجراه تیسیر علوني.

[۷] الرسالة الخامسة إلی الأمة الإسلامیة (إعالن النفیر).

[۸] رسالة إلی الأمة الإسلامیة

[۹]  «ژان شارل بریزر» و «گیوم دسکی»، «بن لادن، حقیقت ممنوعه»

[۱۰] همان

[۱۱] این سه ابزار عبارتند از :

۱-    خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست (مثل حکومت رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین رضی الله عنهم)

۲-    حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ انجام وظیفه می کند (مثل حکومت امویها و عباسی ها و عثمانی ها)

۳-    شورای واحد مجاهدین که در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند .

[۱۲] مجله آمریکائی نیوزیک می نویسد: کسانی که در رده های پایین حرکت طالبان بودند و از حرکت جدا شدند امروز انگشت ندامت را زیر دندان می نهند چون از حرکت طالبان انشعاب کردند و فعلا در حالت ناهنجاری زندگی به سرمی برند و در خارج از مناطق شان می باشند چون از انتقام هراس دارند. و دیگر اینکه از اهالی مناطق شان خجالت می کشند چون فساد رایجه در شهرها را ساکنان روستاها نمی پذیرند.

اين مجله نوشت كه كرزی و اداره اش در نزد مردم منفور بوده و از هیچ مصداقیتی بهره ندارند و هیچ کسی به وعده های اين حکومت اعتماد ندارد چون این نظام فاسد و شریر است در حالی که طالبان از محبوبیت و پیشتیبانی مردمی بهره مند اند نه آنچنانکه رسانه های غربی علیه آنها تبلیغات می کنند زیرا این حرکت توانست که امنیت را در مناطق تحت اداره اش تامین نماید و با جرایم مبارزه كند.

[۱۳] في آخر مقابلة له مع خدمة الباشتو في هيئة الإذاعة البريطانية “بي.بي.سي” في نوفمبر عام ۲۰۰۱، قال عمر إن هدفه هو تدمير الولايات المتحدة الأمريكية. وأضاف لهيئة الإذاعة البريطانية من خلال وسيط “لكنها مهمة ضخمة تفوق إرادة وفهم البشر. إذا كان عون الله معنا، هذا سيحدث خلال فترة قصيرة من الزمن. تذكروا هذه النبوءة”.

[۱۴] توجيهات منهجية (۱) للشيخ أسامة بن لادن . ص ۳

[۱۵] اسامه بن لادن، توجیهات منهجی (۱) ص ۱

1 دیدگاه دربارهٔ «امارت اسلامی افغانستان ( ۲- انهدام طالبان و ارتباط این نابودی با القاعده )»

  1. سلام بر شما من به حیث یک شهروند افغانستان میگویم که تمام مطالب شما درمورد بن لادن و چگونگی انجام یازده سپتامبر که شما اون رو مبارک دانستید و… همگی بی ربط و بدون مدرک بود و لیکن گفتید که امریکا حتی یک دهه قبل از یازده سپتامبر به فکر حمله به افغانستان بوده و در نهایت با عملیات یازده سپتامبر و بهانه دادن بن لادن و گروهش به جورج بوش برای حمله به بلاد و مسلمین که باعث کشته شدن هزاران نفر شد و در نهایت اینجا خیلی بحث نمیکنم لطفا ادمین این سایت که هورامی نام داری پیامی به من بده اگه هنوز هم فعال هستی من کیخواهم بحث و مناظره خیلی قوی در مورد چگونگی تشکیل این گروه ها توسط سازمان مخوف موساد و سیا برایتان واضح کنم و نقش القاعده و داعش در و حتی بن لادن در تکفیر و ریختن خون مسلمانان براتون بگم و خلاصه دلایل و مستندات قوی دارم لطفا اگر اینجا فعال نیستی به این شماره من پیام بده چه در تلگرام و چه واتساپ ۰۹۹۲۱۷۱۳۱۶۸

    و در اخر یاد این افشاگری یکی از مزدوران انگلیس پاکستانی به اسم بینظیر بوتو نخست وزیر سابق پاکستان درمورد اعراب و طالبان میگه: ایده تشکلیل طالبان با انگلیس و آمریکا بود و عربستان تجهیز و تمویل میکرد و اجرا کردنش هم با پاکستان بود.

    کتاب افشاگری های اقای کرنل امام سیاستمدار سابق پاکستانی که در نهایت توسط خود همان مزدوران سیا یعنی طالبان ترور شد بخوان کتاب:جنگ اشباح توسط کرنل امام

    چرا واقعا یک فرد جنایتکار مثل اسامه بن لادن به کشور قدرتمندی مثل آمریکا بهانه حمله به بلاد اسلامی را بده و هزاران نفر را به کشتن بدهد چرا دارو دسته اش مانند زرقاوی در عراق مساجد شیعه و سنی را منفجر کند و به سازمان ملل حمله کند و سر های مردم بیگناه را ببرد و در کوچه خیابان ها و بازارها بمب گذاری کندو…

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید