«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ ۚ(در راه خدا بجنگ (حتي اگر هم تنها باشي) تو جز مسؤول خود نيستي) وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ (و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) ترغيب و تحريك کن.)عَسَى اللَّـهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ(امید است كه الله قدرت‌كافران را باز گيرد و از قدرت کافران جلوگیرى کند) وَاللَّـهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلًا (نسا/۸۴) و قدرت خدا بيشتر و مجازات او سخت‌تر است.‏

در این راستا و در لبیک به این دستور الله تعالی رسول الله صلی الله علیه وسلم  مي فرمايد:

  • لا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِن أُمَّتي يُقَاتِلُونَ علَى أَمْرِ اللهِ، قَاهِرِينَ لِعَدُوِّهِمْ، لا يَضُرُّهُمْ مَن خَالَفَهُمْ، حتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ وَهُمْ علَى ذلكَ.[۱] گروهی از امتم «همواره» و پیوسته و همیشه به دستور خداوند می جنگند در حالی که بردشمنانشان غالب هستند و مخالفت ديگران به ایشان ضرر می زنند، اینان تا روز قیامت، بر این حالت هستند.
  • جابر بن عبدالله رضی الله عنه نیزمی‌گوید: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن أُمَّتي يُقاتِلُونَ علَى الحَقِّ ظاهِرِينَ إلى يَومِ القِيامَةِ[۲] هميشه و «پیوسته» گروهی از امت من، تا روز قیامت، به خاطرحق می جنگند و بر همگان ظاهراند و پيروز خواهند بود.
  • همچنین از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: لَنْ يَبْرَحَ هذا الدِّينُ قائِمًا، يُقاتِلُ عليه عِصابَةٌ مِنَ المُسْلِمِينَ، حتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ.[۳] این دین «همواره » پابرجاست، گروهی از مسلمانان به خاطر آن می جنگند، تا اینکه قیامت بر پا شود.
  • ابو نُجَيْد عمران بن حُصَين رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده است که فرموده است: «لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ، حَتَّى يُقَاتِلَ آخِرُهُمُ الْمَسِيحَ الدَّجَّالَ»[۴] مرتّباً و پیوسته قسمتی از امّتم بر اساس حق می‌جنگند و بر مخالفانشان چیره‌اند؛ تا که آخرینشان با دجّال جنگ می‌کند.

سلمةَ بنَ نُفَيل رضی الله عنه می گوید: نزد رسول الله  صلی الله علیه وسلم نشسته بودم که شخصی گفت: ای رسول الله! مردم اسب‌هارا خوار کرده و بدان‌ها توهین نمودند و اسلحه‌ها را بر زمین گذاشتند؛ می گویند: جهادی نیست! جنگ به پایان رسیده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او رو کرد و فرمود:  كَذَبُوا، الْآنَ؟، الْآنَ جَاءَ الْقِتَالُ، (دروغ می‌گویند. الآن؟ هم اکنون جنگ فرارسیده است.) وَلَا يَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أُمَّةٌ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ، (همواره  و همیشه از امت من «امتی» برای حق  جنگ مسلحانه می‌کنند؛) وَيُزِيغُ اللَّهُ لَهُمْ قُلُوبَ أَقْوَامٍ، وَيَرْزُقُهُمْ مِنْهُمْ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، وَحَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ، [۵]  و الله دلِ گروهی را در مقابل آنان منحرف می‌کند و الله از آنان این گروه جنگجوی مومن را روزی می‌دهد تا که قیامت بر پا گردد و وعده‌ی الله محقق شود.

در این صورت جهاد و جنگ مسلحانه ی طائفه ی منصوره به صورت «امت» تا روز قیامت از کانالهای شرعی آن وجود دارد، پس دشمنان هرگز خیال نکنند که خواهند توانست شعله های جهاد و خروش سهمگین اهل جهاد را با کشتن چند مجاهد یا ویران کردن چند سرزمین خاموش خواهند کرد، و نکته ی قوت بخش دیگر اینکه در نهایت باذن الله علاوه بر قیامت، پیروز میدان در دنیا اهل جهادی هستند که در مسیر صحیح آن و در قالب «امت» درحرکت هستند.

الله تعالی می فرماید: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه/۳۳) خدا است که پیغمبر خود (محمّد) را همراه با هدایت و دین حق (به میان مردم) روانه کرده است تا این دین را بر «الدِّينِ» تمامش پیروز گرداند هرچند که سکولاریستها(مشرکان) نپسندند.‏

پس این به میل سکولاریستها نیست و برخلاف میل آنها در نهایت ما مفاهیم ۴ گانه ی دین اسلام  (۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش) را به جای تمام دین سکولاریستها حاکم و جایگزین خواهیم کرد، و تسلط و حاکمیت دین اسلام بر تمام اجزاء دین سکولاریسم امری حتمی و دست یافتنی است، وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ. هرچند که سکولاریستها(مشرکان) نپسندند.

خَبّاب بن اَرَتّ رضی الله عنه می‏گويد: زمانی که از سوی مشرکین شکنجه های سختی متحمل می شدیم نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم كه چادرش را در سايه ی كعبه، بالش قرار داده بود (و تكيه زده بود) رفتم و گفتم: آيا نزد خداوند برای ما دعا نمی كنی؟ ایشان در حالی که چهره شان سرخ گشته بود فرمود:

« لَقَدْ كَانَ مَنْ قَبْلَكُمْ لَيُمْشَطُ بِمِشَاطِ الْحَدِيدِ مَا دُونَ عِظَامِهِ مِنْ لَحْمٍ أَوْ عَصَبٍ، مَا يَصْرِفُهُ ذَلِكَ عَنْ دِينِهِ، («قبل از شما افرادی بودند که شانه ی آهنی را در گوشت آنان فرو می بردند تا جايی كه به استخوان و عصب آنها می رسيد اما این کار او را از دینش منصرف نمی کرد،) وَيُوضَعُ الْمِنْشَارُ عَلَى مَفْرِقِ رَأْسِهِ، فَيُشَقُّ بِاثْنَيْنِ، مَا يَصْرِفُهُ ذَلِكَ عَنْ دِينِهِ، (یا اره ای می آوردند و بر سرش می نهادند و او را از وسط،‌ دو نيمش می كردند.اما اين كار او را از دينش منصرف نمی کرد و از دین باز نمی داشت) وَلَيُتِمَّنَّ اللَّهُ هَذَا الأَمْرَ حَتَّى يَسِيرَ الرَّاكِبُ مِنْ صَنْعَاءَ إِلَى حَضْرَمَوْتَ مَا يَخَافُ إِلاَّ اللَّهَ ‏”‏‏.‏ زَادَ بَيَانٌ وَالذِّئْبَ عَلَى غَنَمِهِ‏.[۶] (سوگند به خدا كه اين دين، كامل خواهد شد (و چنان آسایشی حاکم خواهد شد) كه سواری از صنعاء تا حضرموت برود و جز خدا از چيزی ديگر، نترسد، یا از حمله ی گرگ بر گوسفندانش.)  ولَكِنَّكُمْ تَسْتَعْجِلُونَ [۷]اما شما عجله می کنید. آن اصحاب در مسیر صحیح بودند اما عجله می کردند.

و از تَمِیمِ الدَّارِی رضی الله عنه روایت شده است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمودند: لَيَبْلُغَنَّ هَذَا الْأَمْرُ مَا بَلَغَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ، (این امر تا به آنجایی می رسد که شب و روز رسیده است؛)  وَلَا يَتْرُكُ اللَّهُ بَيْتَ مَدَرٍ وَلَا وَبَرٍ إِلَّا أَدْخَلَهُ اللَّهُ هَذَا الدِّينَ،( و الله متعال هیچ خانه ای را در شهر و روستا و مکانهای عشایری و بادیه نشین رها نمی کند مگر این دین را وارد آن می کند؛) بِعِزِّ عَزِيزٍ أَوْ بِذُلِّ ذَلِيلٍ، (و آن را با عزت عزیز یا ذلت و خواری ذلیل همراه می گرداند؛) عِزًّا يُعِزُّ اللَّهُ بِهِ الْإِسْلَامَ، وَذُلًّا يُذِلُّ اللَّهُ بِهِ الْكُفْرَ[۸]. عزتی که الله به وسیله ی آن اسلام را عزت می بخشد و ذلت و خواری که الله به وسیله ی آن کفر را ذلیل و خوار می گرداند».

پس دشمنان دین اسلام و مجاهدین نه میتوانند جریان مجاهدین و اهل جهاد را که از رسول الله صلی الله علیه وسلم شروع شده و به قیام قیامت متصل است از بین ببرند، و نه قادر خواهند بود جلو وعده های الله تعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم را بگیرند، به شرطی که مومنین در مسیر صحیح جهاد و در قالب «امت» در حرکت باشند نه در مسیر حزب بازی و تفرق.

 حالا بعد از قواعد کلی، و به دنبال آن، قواعد خاص جنگ مسلحانه، آنچه که به جنگ مسلحانه گره خورده و یکی از مهمترین مسائلی است که مجاهدین تا روز قیامت با آن سروکار پیدا می کنند جایگاه خونها و مالهای حرامی است که الله تعالی در جلوگیری از تلف کردن آنها دستور صریح و قاطع و واضحی صادر کرده است اما گاه به حکم ضرورتِ جنگی حالاتی پیش می آید که مجاهد در وضعیت ناچاری و ضرورت، و انتخاب شر و مفسده ی کوچک جهت پرهیز از شر و مفسده ی بزرگتر، جهت کسب مصلحتی ضروریِ قطعیِ کلی قرار می گیرد.

یکی از این حالات به این گونه است که کفار این خونها و مالهای حرام شده را به عنوان سپری جهت محافظت از خود در برابر حملات ارتش مجاهدین و ابزاری جهت پیشروهای خود قرار می دهند که در منابع فقهی تحت عنوان «تَتَرُّس» از آن یاد شده است.

امروزه این مسأله ی «تَتَرُّس» یکی از مهمترین مسائل و «نیازهای روز» اهل جهاد به شمار می رود که هر مجاهدی  – اگر به ثمره ی جهاد خود در دنیا و قیامت اهمیت دهد – قبل از وارد شدن به میدان جنگ، جهت پاسخ به آن باید به جستجو و تحقیق بپردازد.

کثرت فتواهائی که در طول تاریخ اسلامی توسط فقهای تمام مذاهب اسلامی در زمینه ی «تَتَرُّس» صادر شده است، و کثرت به کارگیری «تَتَرُّس» و کثرت استفاده از این اصطلاح توسط تمام جریانات و گروهها و جماعتها و حتی حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی و بخصوص کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها در هدف قرار دادن این سپرهای انسانی و مالی به بهانه ی «تَتَرُّس»، به اهمیت این موضوع، و نیاز جهت دریافت پاسخی شرعی اشاره دارد.

علاوه بر این به دلیل جهل بعضی از گروههای جهادی به این اصطلاح فقهی و سهل انگاری در ریختن خونهای معصوم و  صدمات جبران ناپذیری که با شعار «تَتَرُّس» به خونها و مالهای معصوم و حرام شده وارد کرده اند، و در سرزمینهائی مانعی در برابر اهل جهاد و حتی سببی جهت جدا شدن مسلمین از اهل جهاد و نابودی جهادِ مردمی  در میان مسلمین آن منطقه شده اند، نیاز به روشنگری حکم ضرورت پیدا کرده است؛ به همین دلیل با پشتوانه ی الله تعالی اولین رمضان این قرن جدید ۱۴۰۰ه. ش را به این مفهوم فقهی تحت عنوان: «التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»، یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» اختصاص می دهیم. باذن الله.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در جای دیگری در مورد این طائفه ی منصوره ای که ویژگی بارز آنها جنگ مسلحانه و قتال است می فرماید: وَلَا يَزَالُ نَاسٌ مِنْ أُمَّتِي مَنْصُورِينَ، لَا يُبَالُونَ مَنْ خَذَلَهُمْ، حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ.[۹] همواره گروهی از امت من – بر دشمنان- پیروزاند و از هر کس که بخواهد آنان را ناامید کرده و یاری نکند، باکی ندارند تا قیامت بر پا شود.

به این شکل روی سخن ما در این اولین روز رمضان ۱۴۰۰ش به غرباء و مومنین مجاهدی است که خودشان را مخاطب این مژده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم می دانند و قصد دارند این قرن جدید شمسی را قرن بازگشت مجددِ وعده های الله تعالی به مومنین قرار دهند که تنها با تغییر خودشان « إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد/۱۱) و بازگشت به منهج صحیح اسلامی از کانال «امت» (مِنْ أُمَّتِي أُمَّةٌ) ممکن است.

بر این اساس بحث خود را با این قاعده و اصل شروع می کنیم که:

اصل بر حرام بودن خون مسلمان است (۱)

الله تعالی می فرماید : وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً (و کسی که مؤمنی را از روی عمد بکشد) فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِیماً (نساء/۹۳) ‏ کیفر او  جهنم است و جاودانه در آنجا می‌ماند و خداوند بر او خشم می‌گیرد و او را از رحمت خود محروم می کند و عذاب عظیمی برای وی تهیّه می‌بیند.‏

در این آیه پنج مورد از مجازاتها و آنچه که نصیب کسی می شود که به عمد مومنی را می کشد آورده شده است: ۱-  جَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ [جزای او  جهنم است]۲- خَالِدًا فِيهَا [همیشه در آن می ماند] ( چنانچه موانعی چون توحید، توبة، حسنات بزرگی چون شهادت، مصیبتهای بزرگ، اقامه ی حدود در دنیا، موازنه ی بین خوبی ها وبدی ها وجود نداشته باشد)[۱۰]۳- غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ [الله بر او خشم می‌گیرد] ۴- لَعَنَهُ [او را از رحمت خود محروم می‌سازد] ۵- لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا [عذاب عظیمی برای وی تهیّه می‌بیند]

یا الله، چه تهدید و وعده ی بزرگی از سوی پروردگار قادر، توانا ، شنوا ، بینا و آگاه است؟ً![۱۱] چه کسی به خودش جرئت می دهد که به استقبال و تحمل وعده و مجازاتی اینچنین برود؟

ابن عربی رحمه الله می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم در نهی از کشتن به ناحق حیوانات دستوراتی ثبت شده است که در آن وعید کسانی که مرتکب این جرم شوند مشخص شده است، حالا چگونه است حال کسی که به مومن پرهیزگارِ صالح دست درازی می کند و او را می کشد؟[۱۲]

امروزه نزد عده ای عمداً در نماز خواندن سهل انگاری می شود و گاه نماز ترک می شود، به همین شکل نزد عده ای از نماز خوانها نیز عمداً در ریختن به ناحق خون انسانها و پایمال کردن این حق الناس عظیم که هیچ جرم دیگری در حق بندگان با این جرم برابری نمی کند سهل انگاری می شود و با دوری از منهج صحیح اسلامی شخص دچار این جرم بسیار بزرگ می شود.

 شخص نماز نمی خواند و خودش را مشمول حکم کفار می کند که ریختن خونش را مباح می کند و شخص دیگری نیز مرتکب ریختن به ناحق خون مومنی می شود و با پایمال کردن این بزرگترین حق الناس خودش را دچار کفر عملی می کند. پناه بر الله از این دو جرم سنگین، و بیچاره و درمانده کسانی که فریب شیطان را در این دو مورد خورده باشند.

شیطان مومنین را با «الْأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ»[۱۳] و «دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ»[۱۴] و «الرُّوَيْبِضَة»[۱۵] و «عُلَمَاءِ السَّوْءِ» و جاهلین به فقه صحیح جهادی به منجلاب این جرم بزرگِ ریختن به ناحق خون کشانده است و امروزه نماز نخوانها را نیز از کانال سکولاریستها (مشرکین) و دارودسته ی منافقین به انحراف کشانده است.

امروزه این جرمهای بزرگ و کبائر غیر قابل بخشش و سرطانهای غیر قابل انکار نزد عده ای از مردم جزو گناهان صغیره و امور عادی شده است همچنانکه کبائری چون ربا و زنا و مال مردم خوردن و تهمت زدن  و … نزد خیلی ها کوچک و ناچیز و حتی امری عادی قلمداد می شوند.

 فقط نگاه کنید شیطان چقدر پیشروی کرده است؟ نگاه کنید شیطان چگونه توسط یارانش و از کانالهای مختلفی چون ماهواره ها و فضای مجازی و حتی مدارس و احزاب مختلف سکولاریستی و خانواده های فاسد سکولار قبح این کبائر را شکسته و نزد عده ای تبدیل به امری عادی و حتی نشان از پیشرفت و به روز بودن و تهور و جرئت و … شده است؟!

باز الله تعالی یکی از صفات عِبَادُ الرَّحْمَن را اینگونه ذکر می کند: وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ‏(فرقان/۶۸) و انسانی را که خداوند خونش را حرام کرده است، به قتل نمی‌رسانند مگر به حق. و تهدید می کند اگر کسی دچار این جرم شود: یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَاناً ‏(فرقان/۶۹) عذاب او در قیامت مضاعف می‌گردد، و خوار و ذلیل، جاودانه در عذاب می‌ماند. إِلَّا:

  • مَنْ تَابَ وَآمَنَ ، مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد [یعنی با این جرمهایِ «آگاهانه و عمدی و اختیاریِ» شرک و زنا و قتلِ به ناحق شخص از دایره ی مومنین خارج می شود و باید دوباره ایمان بیاورد و از دایره ی وسیع مسلمین به دایره ی خاص مومنین برگردد. همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:«لا يَزْنِي الزَّانِي حِينَ يَزْنِي وَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَلا يَشْرَبُ الْخَمْرَ حِينَ يَشْرَبُهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَلا يَسْرِقُ السَّارِقُ حِينَ يَسْرِقُ وَهُوَ مُؤْمِنٌ».[۱۶] «زناكار، هنگام ارتكاب عمل زنا، مؤمن نيست. شراب خوار، هنگام خوردن شراب، مؤمن نيست وسارق هم هنگام سرقت، مؤمن نيست.
  • وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا (فرقان/۷۰) و عمل صالح انجام دهد[عملی صالح متناسب با این جرم انجام دهند یعنی عملی صالح که از این جرم بالاتر باشد و بتواند این جرم را پاک کند] و در احادیث عمل صالح برای این جرم قتل عمد به ناحق مومنین را نیز معرفی کرده است. شهادت. که الله تعالی با شهادت در فرض عین آثار این جرم را پاک می کند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید:

  • کُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ دَمُهُ وَمَالُهُ وَعِرْضُهُ.[۱۷] خون و مال و شرف و ناموس هر مسلمانی بر مسلمان دیگر حرام است».
  • –        « فإنَّ دِماءَكُمْ وأَمْوالَكُمْ وأَعْراضَكُمْ علَيْكُم حَرامٌ ،… به دنبال آن سرش را بلند کرد و فرمود: اللهمَّ هل بلَّغتُ؟، اللهمَّ هل بلَّغتُ؟»[۱۸]…  اللَّهُمَّ اشْهَدْ. [۱۹]
  • أَبْغَضُ النَّاسِ إلى اللَّهِ ثَلاثَةٌ  (مبغوض ترين مردم نزد خداوند سه گروه اند:) مُلْحِدٌ في الحَرَمِ، (ملحدی در حرم.  سکولاریستها (مشرکین) اکثراً  الله را قبول دارند و عبادتهای ترکیبی خاصی را نیز انجام می دهند اما دسته ای اقلیت در میان آنها وجود دارند که الله را قبول ندارد که در اصطلاح عربی معادل ملحد و دهری است و امروزه به چنین موجود سکولاری، آتئیست یا ماتریالیست و … گفته می شود) ومُبْتَغٍ في الإسْلامِ سُنَّةَ الجاهِلِيَّةِ،  (کسانيکه در اسلام بدنبال احيای سنتها و آداب و رسوم دوران جاهليت باشند. -مثل تمام کسانی که با نام باستان و باستان گرائی یا تحت عنوان مد و امروزی بودن دنبال روشها و سنتها و سبکهای مختلف جاهلی هستند -) ومُطَّلِبُ دَمِ امْرِئٍ بغيرِ حَقٍّ لِيُهَرِيقَ دَمَهُ.[۲۰] کسانيکه به ناحق در صدد کشتن ديگران برآيند.

در این صورت: حتی اگر اقامت مسلمین در دارالکفرها حرام باشد با این وجود خون و ناموس و مال آنها در حالت غیر ضرورت مباح نمی شود و خون و مال و ناموس آنها همچنان معصوم و حرام شده است. این اصلی تغییر ناپذیر است.

حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاءِ وَأَهْلَ الْأَرْضِ اشْتَرَكُوا فِي دَمِ مُؤْمِنٍ لَأَكَبَّهُمْ اللهُ فِي النَّارِ. [۲۱]«اگر اهل آسمان و زمین در کشتن مؤمنی اشتراک کنند؛ الله همه را سرنگون در آتش دوزخ می اندازد.

اهل آسمان چه کسانی هستند؟ ملائکه هستند؛ اما تعداد آنها چند تاست؟ تنها الله می داند، اما اگر اهل آسمان و اهل زمین در قتل یک مومن شراکت داشته باشند، نه اینکه مستقیما در آن دست داشته باشند، بلکه تنها با سخن یا قلب یا مال یا دست در این قتل مشارکت کنند مشمول چنین عاقبت شومی می شوند.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ / والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱]  پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

[۱] صحیح مسلم ۱۹۲۴

[۲] صحیح مسلم ۱۵۶

[۳] صحیح مسلم ۱۹۲۲  // كنز العمّال : ۳۴۴۹۵

[۴] احمد  19934  / الألباني: صحيح الجامع۷۲۹۴

[۵] صحيح النسائي ۳۵۶۳  / شعيب الأرناؤوط: تخريج صحيح ابن حبان ۷۳۰۷ / ابن جرير الطبري: مسند عمر۲/۸۲۶  / كُنْتُ جَالِسًا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ج، فَقَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَذَالَ النَّاسُ الْخَيْلَ، وَوَضَعُوا السِّلَاحَ، وَقَالُوا: لَا جِهَادَ قَدْ وَضَعَتِ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا، فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ج بِوَجْهِهِ، وَقَالَ: كَذَبُوا الْآنَ، الْآنَ جَاءَ الْقِتَالُ، وَلَا يَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أُمَّةٌ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ، وَيُزِيغُ اللَّهُ لَهُمْ قُلُوبَ أَقْوَامٍ، وَيَرْزُقُهُمْ مِنْهُمْ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، وَحَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ، وَالْخَيْلُ مَعْقُودٌ فِي نَوَاصِيهَا الْخَيْرُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَهُوَ يُوحَى إِلَيَّ أَنِّي مَقْبُوض غَيْرَ مُلَبَّثٍ، وَأَنْتُمْ تَتَّبِعُونِي أَفْنَادًا، يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ، وَعُقْرُ دَارِ الْمُؤْمِنِينَ الشَّامُ

[۶] بخاری۳۸۵۲ 

[۷] بخاری۳۶۱۲

[۸] رواه أحمد (۴/۱۰۳) (۱۶۹۹۸)، والطَّبراني (۲/۵۸) (۱۲۸۰)، والحاكم (۴/۴۷۷)، والبيهقي (۹/۱۸۱) (۱۹۰۸۹). قال الهيثمي في ((مجمع الزوائد)) (۶/۱۷): رجاله رجال الصَّحيح. وقال الألباني في ((تحذير الساجد)) (۱۵۸): على شرط مسلم، وله شاهد على شرط مسلم أيضًا. / مدر: الطين الصلب. ((شرح النووي على مسلم)) (۱۸/۶۹). / الوبر: صوف أو شعر. ((تحفة الأحوذي)) لعبد الرحمن المباركفوري (۶/۴۱۹)./ نیز : لا يبقَى علَى ظَهْرِ الأرضِ بيتُ مدَرٍ ولا وبَرٍ إلَّا أدخلَهُ اللَّهُ كلمةَ الإسلامِ بعِزِّ عزيزٍ أو ذلِّ ذليلٍ إمَّا يعزُّهمُ اللَّهُ – عزَّ وجلَّ – فيجعلُهُم من أَهْلِها، أو يذلُّهم فيدينونَ لَها . (الوادعي: الصحيح المسند  1159) / نیز: لايبقَى على ظهرِ الأرضِ بيتُ مَدَرٍ ولا وبَرٍ إلَّا أدخل اللهُ عليه الإسلامَ إمَّا بعزِّ عزيزٍ أو بذُلِّ ذليلٍ إمَّا يُعِزُّهم فيجعلُهم اللهُ من أهلِ الإسلامِ فيَعَزُّوا به وإمَّا يُذِلُّهم فيدينون له (أخرجه أحمد (۲۳۸۶۵) باختلاف يسير، وابن حبان (۶۶۹۹) مختصرا، وابن عساكر في ((معجم الشيوخ)) (۵۰۱) واللفظ له)

[۹] احمد (۲۰۳۶۸)، ترمذی، ابن ماجه و لالکائی

[۱۰] سعدی رحمه الله در تفسیرش بر این آیه می گوید: وقد اختلف الأئمة رحمهم الله في تأويلها مع اتفاقهم على بطلان قول الخوارج والمعتزلة الذين يخلدونهم في النار ولو كانوا موحدين. والصواب في تأويلها ما قاله الإمام المحقق: شمس الدين بن القيم رحمه الله في “المدارج” فإنه قال – بعدما ذكر تأويلات الأئمة في ذلك وانتقدها فقال: وقالت فِرقَة: هذه النصوص وأمثالها مما ذكر فيه المقتضي للعقوبة، ولا يلزم من وجود مقتضي الحكم وجوده، فإن الحكم إنما يتم بوجود مقتضيه وانتفاء موانعه. وغاية هذه النصوص الإعلام بأن كذا سبب للعقوبة ومقتض لها، وقد قام الدليل على ذكر الموانع فبعضها بالإجماع، وبعضها بالنص. فالتوبة مانع بالإجماع، والتوحيد مانع بالنصوص المتواترة التي لا مدفع لها، والحسنات العظيمة الماحية مانعة، والمصائب الكبار المكفرة مانعة، وإقامة الحدود في الدنيا مانع بالنص، ولا سبيل إلى تعطيل هذه النصوص فلا بد من إعمال النصوص من الجانبين. ومن هنا قامت الموازنة بين الحسنات والسيئات، اعتبارًا بمقتضي العقاب ومانعه، وإعمالا لأرجحها. قالوا: وعلى هذا بناء مصالح الدارين ومفاسدهما. وعلى هذا بناء الأحكام الشرعية والأحكام القدرية، وهو مقتضى الحكمة السارية في الوجود، وبه ارتباط الأسباب ومسبباتها خلقا وأمرا، وقد جعل الله سبحانه لكل ضد ضدا يدافعه ويقاومه، ويكون الحكم للأغلب منهما. فالقوة مقتضية للصحة والعافية، وفساد الأخلاط وبغيها مانع من عمل الطبيعة، وفعل القوة والحكم للغالب منهما، وكذلك قوى الأدوية والأمراض. والعبد يكون فيه مقتض للصحة ومقتض للعطب، وأحدهما يمنع كمال تأثير الآخر ويقاومه، فإذا ترجح عليه وقهره كان التأثير له. ومِنْ هنا يعلم انقسام الخلق إلى مَنْ يدخل الجنة ولا يدخل النار، وعكسه، ومَنْ يدخل النار ثم يخرج منها ويكون مكثه فيها بحسب ما فيه من مقتضى المكث في سرعة الخروج وبطئه. ومن له بصيرة منورة يرى بها كل ما أخبر الله به في كتابه من أمر المعاد وتفاصيله، حتى كأنه يشاهده رأي عين. ويعلم أن هذا هو مقتضي إلهيته سبحانه، وربوبيته وعزته وحكمته وأنه يستحيل عليه خلاف ذلك، ونسبة ذلك إليه نسبة ما لا يليق به إليه، فيكون نسبة ذلك إلى بصيرته كنسبة الشمس والنجوم إلى بصره. وهذا يقين الإيمان، وهو الذي يحرق السيئات، كما تحرق النار الحطب، وصاحب هذا المقام من الإيمان يستحيل إصراره على السيئات، وإن وقعت منه وكثرت، فإن ما معه من نور الإيمان يأمره بتجديد التوبة كل وقت بالرجوع إلى الله في عدد أنفاسه، وهذا من أحب الخلق إلى الله. انتهى كلامه قدس الله روحه، وجزاه عن الإسلام والمسلمين خيرا.

[۱۱] سعدی رحمه الله در تفسیرش می گوید: وذكر هنا وعيد القاتل عمدا، وعيدا ترجف له القلوب وتنصدع له الأفئدة، وتنزعج منه أولو العقول. تقدم أن الله أخبر أنه لا يصدر قتل المؤمن من المؤمن، وأن القتل من الكفر العملي، وذكر هنا وعيد القاتل عمدا، وعيدا ترجف له القلوب وتنصدع له الأفئدة، وتنزعج منه أولو العقول. فلم يرد في أنواع الكبائر أعظم من هذا الوعيد، بل ولا مثله، ألا وهو الإخبار بأن جزاءه جهنم، أي: فهذا الذنب العظيم قد انتهض وحده أن يجازى صاحبه بجهنم، بما فيها من العذاب العظيم، والخزي المهين، وسخط الجبار، وفوات الفوز والفلاح، وحصول الخيبة والخسار. فعياذًا بالله من كل سبب يبعد عن رحمته. وهذا الوعيد له حكم أمثاله من نصوص الوعيد، على بعض الكبائر والمعاصي بالخلود في النار، أو حرمان الجنة.

[۱۲] فتح الباري (۱۲/۱۹۶)/ قد ثبت عن النبي النهي عن قتل البهيمة بغير حق، وبَيَّنَ وعيد من ارتكب ذلك، فكيف بمن اعتدى على مؤمن تقيٍّ صالح فقتله؟! 

[۱۳] ابی داود (۴۲۵۲) ، والترمذي (۲۲۲۹) إِنَّمَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الْأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ

[۱۴] مسلم۱۸۴۷ / دُعَاةٌ علَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ مَن أَجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللهِ، صِفْهُمْ لَنَا، قالَ: نَعَمْ، قَوْمٌ مِن جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا،…

[۱۵] ابن ماجه (۴۰۳۶)، وأحمد (۷۹۱۲) / إنَّها ستَأتي على النَّاسِ سِنونَ خَدَّاعةٌ، يُصدَّقُ فيها الكاذِبُ، ويُكذَّبُ فيها الصَّادِقُ، ويُؤتمَنُ فيها الخائِنُ، ويُخَوَّنُ فيها الأَمينُ، ويَنطِقُ فيها الرُّوَيبِضَةُ. قيل: وما الرُّوَيبِضَةُ يا رسولَ اللهِ؟ قال: السَّفيهُ يتَكلَّمُ في أَمْرِ العامَّةِ.

[۱۶] بخارى:۵۵۷۸ – ۶۸۰۹-۲۴۷۵ / صحیح نسائی ۴۸۸۶ /

[۱۷] بخاری/۶۰۶۴ – مسلم/۲۵۶۴

[۱۸] البخاري (۴۴۰۶ )، ومسلم (۱۶۷۹) / صحيح الجامع ۵۰۷۷

[۱۹] بخاری ۷۰۷۸-

[۲۰] بخاری ۶۸۸۲

[۲۱] صحیح ترمذی ۱۳۹۸

دیدگاهتان را بنویسید