تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۶)]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۶)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۱)

الله تعالی می فرماید: لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ ۚ (توبه/۱۲۰) هیچ تشنگی و خستگی و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی‌رسد، و گامی به جلو برنمی‌دارند که موجب خشم کافران شود، و به دشمنان دستبرد و صدمه ای نمی‌زنند ( و ضرب و قتل و جرحی نمی‌چشانند و اسیر و غنیمتی نمی‌گیرند) مگر این که به واسطه آن، کار نیکوئی برای آنان نوشته می‌شود.

در برابر این دو تاکتیک کلی:

  • وَلاَ یَطَؤُونَ مَوْطِئاً یَغِیظُ الْکُفَّارَ
  • وَلاَ یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّیْلاً

 در خشمگین کردن و صدمه و آسیب زدن به کفار هم شریعت الله ظوابط و مرزبندهای مشخص و دستور العمل خاص اسلام را بیان کرده است که راهنمای عمل مومنین در خشمگین کردن و صدمه زدن به کفار محارب و جنگجو است، و نمی توان جهت رسیدن به این دو هدف از هر وسیله ای استفاده کرد؛ در واقع برخلاف کفار، برای ما هدف وسیله را توجیه نمی کند.

  بر این اساس باید مواظب بود که با تفسیر اشتباه از مقابله به مثل کردن در دام شیطان در صدمه زدن به منهج اسلامیِ دعوت و جهاد نیافتیم، و کار به جائی کشیده نشود که ناخواسته الگوی عمل شما دشمنان ما شوند، و دشمنان دستور عمل برای شما صادر کنند، و به این شکل طبق نقشه ی دشمنان در ضربه زدن به منهج پاک جهاد فی سبیل الله حرکت کنید.

مذاهب حنفی[۲] و مالکی[۳] و شافعی[۴] و حنبلی[۵] و ظاهری[۶] و شیعه در مورد روش برخورد با ساکنان سنگر قلعه به مواردی اشاره کرده اند که تنها در مورد ساکنین سنگر قلعه و دژها به کار می رود.

چنانچه عرض کردم در هنگام جهاد، قلعه یعنی سنگر نظامی بزرگتر؛ و تمام آنهائی که در سنگر جنگی – چه یک نفره چه دو نفره و چه چند نفره – در برابر ما قرار گرفته اند در جایگاه جنگجویانی قرار گرفته اند که باید با انواع تکنولوژی نظامی مشروع با آنها وارد جنگ شد.

در این صورت قواعدی که بر سنگرهای نظامی – چه کوچک و چه بزرگ – حاکم است فرق دارد با قواعدی که بر سایر مکانهای غیر نظامی حاکم است، به همین دلیل است که سفارش می شود که مثلاً کشاورزان را نکشید یا زنان و کودکان و راهبها و … را نکشید، اما چنانچه همین انسانها در سنگر قلعه و دژ قرار گرفتند به حکم ضرورت ممکن است صدمه ببینند همچنانکه عالم دینی و راهب قلعه ی یهودیان اطراف مدینه به همراه زنان و جنگجویان و دیگران صدمه دیدند. 

در این صورت باید در روش خود بین کسانی که در سنگر قرار گرفته اند و آنهائی که در سنگر نیستند فرق گذاشت و نباید حکمی که متعلق به سنگر نشینان است را بر سایرین تطبیق داد حتی اگر همه ی آنها کافر باشند.

متاسفانه به دلیل جهل به فقه جهاد دیده شده است که عده ای احکام متعلق به سنگر قلعه ی کفار مثل طائف و بنی نضیر و بنی قینقاع و بنی قریظه و خیبر را بر روستاها و شهرهای سرزمینهای اسلامی تحت اشغال کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی تطبیق می دهند که این اشتباه و خطائی کشنده و گاه جرمی است که صدمات آن به دعوت و جهاد در منطقه ی محل ارتکاب جرم، حداقل در یک نسل غیر قابل جبران است.

کفار سکولار (مشرک) کنونی و قبل از اینها کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب یکی از دستور العملهایشان این بوده است که غیر نظامیان و حتی منازل و حیوانات و درختان و هر آنچه متعلق به مخالفین شان بوده است را نابود کنند و … حتی نسبت به زندانی ها نیز سنت در قفس قرار دادن و انواع وحشیگری و جنایات را در زندانهائی چون ابوغریب و بوکا و گوانتامو و پلچرخی و دهها زندان مخوف دیگر زنده کردند.

حالا عده ای از مسلمین و بخصوص جوانانی که احساسات آنها بر درک فقهی وعقلشان غلبه پیدا کرده و تهور و از خود گذشتی آنها بر علم و فقه آنها پیشی و سبقت گرفته است به بهانه ی مقابله به مثل از سنت و روش چنین دشمنانی تقلید می کنند. یعنی کاری بسیار بدتر از جاهلیت عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم. چون جاهلهای آن زمان از نیاکان و پدرانشان تقلید می کردند.

 الله تعالی در موردشان می فرماید: وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ  (و زمانی که به آنان گفته شود : از آنچه خدا فرو فرستاده است پیروی کنید،) قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۗ  (بقره/۱۷۰) (می‌گویند : بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم پیروی می‌کنیم .)

اما مقلدین امروزه ی از جاهلیت، به جای تقلید از سنتهای نیاکانشان که به آنها رسیده و قطعاً اسلامی است، از دشمنانشان تقلید می کنند. این یکی از فرقهای جاهلیت زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم با جاهلیت زمان ما در میان مسلمین جاهلیت زده است که متاسفانه در مواردی به صفوف اهل جهاد هم رخنه کرده است.

مقابله به مثل:

نکته ی بسیار مهمی که لازم است به آن اشاره شود اینکه با آنکه کفار آنهمه جنایت در حق زنان و کودکان و پیران و ناتوانان و علمای مسلمین مرتکب شده اند اما در کلام فقهاء صالح گذشته، شما سخنی پیدا نمی کنید که به مقابله به مثل در کشتن زنان و کودکان و پیران و راهبان و در کل غیر نظامیان اهل کتاب و شبه اهل کتابی که در سنگرها حضور نداشته باشند اشاره داشته باشد.

امروزه عده ای جاهل به فقه صحیح اسلامی با استناد به آیاتی چون: «وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها» (شوری/۴۰) و آیه ی : وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ (نحل/۱۲۶) و آیه ی : فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ (بقره/۱۹۴) به جواز مقابله به مثل در کشتن زنان و کودکان و پیران و راهبان می پردازند که در واقع استدلالی در غیر محل خودش است چون:

  1. مقابله به مثل در مجازات است، آنهم مشروط به اینکه منجر به سرپیچی از شریعت الله تعالی و گناه نشود که اگر منجر به سرپیچی از الله و رسولش صلی الله علیه وسلم شود جرم است.

به عنوان مثال الله تعالی می فرماید: وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا : و در آن (تورات) بر آنان مقرّر داشتیم که :

  • أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ : انسان در برابر انسان (کشته می‌شود)
  • –         وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ : و چشم در برابر چشم (کور می‌شود)
  • وَالأَنفَ بِالأَنفِ : و بینی در برابر بینی (قطع می‌شود)
  • وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ : و گوش در برابر گوش (بریده می‌شود)
  • وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ : و دندان در برابر دندان (کشیده می‌شود)
  • وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ: و جراحتها قصاص دارد

فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏(مائده/۴۵) . و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص صرف نظر کند)، این کار باعث بخشش او می‌گردد. و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند او و امثال او ستمگر بشمار می روند.‏

تمام این موارد با «ال» معرفه ذکر شده اند. یعنی اگر انسانی مشخص و معلوم یک انسان مشخص و معلومی را کشته یا به چشمش یا بینی اش یا گوشش یا دندانش یا سایر اعضای بدنش جراحاتی وارد کرده همان انسان مشخص و معلوم کشته می شود  یا به چشم و گوش و دندان و سایر اعضای بدنش صدمه وارد می شود و مقابله به مثل می شود و نمی توان شخص دیگری را به جرم این شخص جریمه و قصاص کرد . این  حکم الله در مورد کسی است که می خواهد مجرم را قصاص کند و اگر غیر از این حکم را انجام دهد او و امثال او جزو ظالمین محسوب می شوند « وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ».

پس مقابله به مثل کردن آنهم در مواردی که شرع جایز دانسته است تنها در حق خود جانی و مجرم است نه در حق دیگران، و آیات و احادیث مختلفی بیان می کنند که کسی را نمی توان به خاطر شخص دیگری که مرتکب جرم شده است مجازات کرد مادام که شریک جرم نباشد. الله تعالی می فرماید: وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى (فاطر/۱۸) هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد. یا رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از آنکه می فرماید « إِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا فِى شَهْرِكُمْ هَذَا فِى بَلَدِكُمْ هَذَا،» می فرماید: أَلَا لَا يَجْنِي جَانٍ إِلَّا عَلَى نَفْسِهِ، أَلَا لَا يَجْنِي جَانٍ عَلَى وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ عَلَى وَالِدِهِ[۷] آگاه باشید و هشدار که هرکس هر جنايتي بکند جز بر خويشتن نکرده است! آگاه باشید و هشدار که ديگر هيچ پدري به خاطر جرم فرزندش مواخذه نمی شود، و ديگر هيچ فرزندي به خاطر جرم پدرش مجازات نمی شود.

 حالا که این نزدیکترین انسانها به خاطر جرم دیگری محاکمه و مجازات نمی شود دیگر باید بدانیم که خارج از اینها قطعاً به خاطر جرم دیگران مواخذه و مجازات نمی شوند.

الله تعالی در موضعی دیگر می فرماید:

  •  إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا (نساء/۵۸) بیگمان خداوند به شما دستور می‌دهد که امانتها را به صاحبان امانت برسانید.
  • فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُم بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ (بقره/۲۸۳) و اگر برخی از شما به برخی دیگر اطمینان کرد، باید کسی که امین شمرده شده است، امانت او را بازپس دهد و از خدائی که پروردگار او است پرهیز کند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: أَدِّ الْأَمَانَةَ إِلَى مَنْ ائْتَمَنَكَ، وَلا تَخُنْ مَنْ خَانَكَ[۸] امانت را به کسی که تو را امین دانسته برگردان، و با کسی که به تو خیانت کرده خیانت نکن.

امام الشوكاني  رحمه الله می گوید: در « وَلَا تَخُنْ مَنْ خَانَكَ» دلیلی است مبنی بر اینکه نمی توان خائن را با خیانت به او جریمه کرد و این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم مخصص عمومیت قول الله تعالی است که می فرماید: «وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها»، و می فرماید: وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ»  و می فرماید: فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ»

و حاصل کلام اینکه عمومیت دلایل حکم بر حرام بودن مال انسان و خونش و ناموس و آبرویش مخصص این سه آیه است[«وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها» (شوری/۴۰) و آیه ی : وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ (نحل/۱۲۶) و آیه ی : فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ (بقره/۱۹۴)] و مال انسان و ناموسش و خونش را حرام می کند مگر از کانال مجازات که مجازات کردن (بر اساس آنچه الله تعالی تعیین کرده) حلال است، اما خیانت حلال نیست[۹]

البته این به معنی نگرفتن حق نیست، چرا باید حق گرفته شود، اما از کانال شرعی آن. ابن قیم رحمه الله در توضیح همین سه آیه می گوید: چون نفس خیانت از جنس حرام است و حق با حرام به دست نمی آید و خیانت از جنس دروغ است … اموری وجود دارند که قصاص در آنها مباح است مثل قتل نفس و گرفتن به ناحق مال و…؛ و اموری هم وجود دارند که قصاص در آنها مباح نیست مثل فواحش و دروغ و …. [۱۰]

ابن قدامه رحمه الله نیز باز در همین زمینه بعد از ذکر دیدگاه امام شافعی رحمه الله و امام مالک رحمه الله با مثالهائی می گوید: اگر کسی به یکی تجاوز کرد تا مرد یا به کسی خمر نوشانید تا او را کشت یا کسی را سحر کرد تا مرد در چنین حالاتی نمی توان او را به همین شکلی که مرتکب قتل شده است قصاص کرد[۱۱] (مثلا به او تجاوز کرد تا بمیرد یا به او مست کننده نوشاند تا بمیرد یا سحرش کرد تا بمیرد).

پس در قصاص هم باید طبق شریعت با دلایل صحیح صریح و با یقین عمل کرد و نمی توان در تمام موارد مقابله به مثل کرد. شک هم نداریم که کشتن زنان و کودکان کفار به بهانه ی اینکه آنها زنان و کودکان ما را می کشند به اجماع فقهاء رحمهم الله گناه و جرم است.

الله تعالی می فرماید:

  • وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ (انعام/۱۵۱) و کسی را بدون حق (قصاص و اجرا فرمان الهی) مکشید که خداوند آن را حرام کرده است.
  • وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُوراً ‏(اسراء/۳۳) و کسی را نکشید که خداوند کشتن او را – جز به حق‌ – حرام کرده است. هر کس که مظلومانه کشته شود، به صاحب خون او قدرت را داده‌ایم ، ولی نباید او هم در کشتن اسراف کند. بی‌گمان صاحب خون یاری شونده (از سوی خدا) است.‏

بدون شک اگر در قصاص مجرمین مسیر شرعی پیموده شود در آن زندگی وجود دارد چنانچه الله تعالی می فرماید: وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ‏(بقره/۱۷۹) ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص ، حیات و زندگی است باشد که تقوا پیشه کنید.‏

اما اگر به بهانه ی قصاص و مقابله به مثل و جهاد، هوای نفسانی جایگزین دلایل صحیح و صریح شریعت الله شود نباید انتظار حیات و زندگی داشت، بلکه از حرکت در مسیری غیر از مسیر شریعت تنها فساد وجود دارد حتی اگر اسم جهاد هم بر آن گذاشته شود یا هر اسم و بهانه ی دیگری بر آن گذاشته شود ماهیت و ثمره یکی است. فساد.

چنانچه عرض شد، با آنکه ممکن است در حالت اضطرار و ضرورت اعمالی انجام شود اما نمی توان این اعمال را با حالتهائی که ضرورت برطرف شده و ضرورتی وجود ندارد تسری داد. مثلاً در حالت ضرورت سپر انسانی مورد هدف قرار می گیرد و خونی که حرام است ریخته می شود اما آیا در حالت عادی هم می توان همین انسانهای معصوم الدم را مورد هدف قرار داد به بهانه ی اینکه در زمانی که سپر انسانی باشند مورد هدف قرار می گیرند؟

در مساله ی قطع درختان و از بین بردن ثمره ی درختان و ویران کردن دیوارها و منازل دشمن و پر کردن چاههای آب و … در حین جنگ و حالت ضرورت و نیاز جنگ هم باز همین قاعده حاکم است و نمی توان در حالتهای عادی آن را انجام داد و به عنوان یک سبک عمل انتخابش کرد بلکه به صراحت چنین اعمالی در حالت عادی نهی شده اند و حتی نمی توان در این مسائل مقابله به مثل هم کرد. چون در امر حرام و نهی شده، مقابله به مثلی وجود ندارد؛ یعنی شما نمی توانید چون فلان کافر درخت تو را قطع کرده است یا خانه ات را تخریب کرده است شما هم مقابله به مثل کنید چون چنین کاری نهی شده است.

حالا شخص به نام جهاد و به بهانه ی جرمهائی که دشمنان انجام داده اند نه تنها منازل و درختان و … را مورد هدف قرار می دهد بلکه انسانها و حیوانات داخل این منازل را نیز با خاک و خون یکسان می کند به بهانه ی مقابله به مثل کردن. چون کفار و مزدوران محلی آنها، با هواپیماهای خود و موشکهای ویرانگر و سایر تکنولوژی نظامی خود واقعاً چنین جرمهائی را در حق مسلمین مرتکب شده و می شوند.

تاریخ هرگز جنایات آمریکا و روسیه و چین و فرانسه و انگلیس و سایر کفار سکولار و اشغالگر در حق زنان و کودکان و پیران و جوانان مسلمان را فراموش نخواهد کرد و ما هرگز داستان هزاران خواهر مسلمان خود چون دکتر عافیه صدیقی را فراموش نخواهیم کرد که همین الان هم در زندانهای آمریکا به سر می برند، اما به عنوان مثال همین مفتی های ساکن در دارالکفرهای محارب مثل عمر عثمان که – در ابتدای جدا شدن از تصوف و جماعت تبلیغ و گرایش به نجدیت به عمر السلفي مشهور شده بود و بعدها به (أبو قتادة الفلسطيني) شناخته شده است – اینهمه جنایت کفار سکولار فرانسوی و مزدوران آنها در الجزائر را دیده بودند بدون آنکه واکنشی در برابر فرانسه و متحد آن انگلیس و آمریکا نشان دهند طبق فتوائی که در اسفند سال ۱۳۷۳ش در مجله ی انصار متعلق به الجماعة الإسلامية المسلحة في الجزائر (الجیا) نشر شد فتوا داد که به خاطر جلوگیری از کشت و کشتار مجاهدین و هتک نوامیس مسلمین، مجاهدین مجاز هستند که فرزندان و زنان نظامیان و طرفداران حکومت الجزائر را با استدلال به جواز کشتن زنان و کودکان مشرکین در تترس و عملیاتهای شبانه و شبیخون بر منازل مشرکین به قتل برسانند و می گوید:

  1. جواز هدف قرار دادن مرتدین و کفار با اسلحه هائی که در آن موادی منفجره وجود دارد که هم آنها و هم فرزندان و زندانشان را به قتل می رساند؛ و این هم زمانی است که کفار در جنگ با زنان و کودکان و کسانی که کشتنش مجاز نیست تترس می کنند، به اضافه ی سوزاندن کشتی ها و غرق کردن آنها با تمام آنچه در آن است از جنگجویان کفار گرفته تا زنان و کودکانشان. [۱۲]
  2. قضیه ی دیگر: جواز کشتن زنان و فرزندان در غیر حالت تترس و از روی عمد و قصد قبلی جهت دفع و جلوگیری از هتک ناموس زنان و دختران مسلمان یا جهت جلوگیری از کشتن مسلمین.[۱۳]

و توضیح می دهد: واقعیت مساله این است که اگر ما نتوانیم مرتدین را از کشتن اسیران نظامی و غیر نظامی منع کنیم مگر با تهدید این مرتدین به کشتن زنان و فرزندانشان پس چنین کاری اگر واجب نباشد جایز است، و همچنین اگر نتوانیم مرتدین را از تجاوز به نوامیس مسلمین و بازی با زنان منع کنیم مگر با تهدید آنها به قتل فرزندان و زنانشان پس چنین کاری بدون شک جایز است اگر واجب هم نباشد؛ در این صورت مصلحت زنده نگهداشتن مسلمین و حفظ نوامیس آنها شدیدتر و مهمتر از توصل به کشتن مرتدینی است که با زنان و کودکانشان تترس کرده اند. [۱۴]

در اینجا اصلاً تترسی وجود ندارد، بلکه به عنوان مثال دشمن یک مجاهد را کشته و در برابر به این مجاهد سفارش شده برو زنش و بچه هایش و اعضای خانواده اش را بکش، دشمن به ناموس یک مسلمان تجاوز کرده و در برابر به این مجاهد سفارش شده برو زن و فرزندانش و خانواده اش را بکش. بعد: جالب است دو نکته ی مهم را در این مورد مشخص الجزائر بدانید:

  1. عجیب و غریب اینکه هیچ موردی از کشتن زنان و کودکان مسئولین حکومت دست نشانده ی الجزائر و حکومت فرانسه نه در الجزائر و نه در فرانسه ثبت نشده است و وجود ندارد و در عوض تمام کشته ها متعلق به غیر نظامیان پراکنده در شهرها و بخصوص روستاهای دور افتاده بود و ارتش الجزائر و گروههای مسلح نجدی نوبتی همدیگر را متهم به ارتکاب این جنایات در حق اهل سنت می کردند. 
  2. در اجرای این فتوا و کشتن زنان و کودکان مرتدین و اهل سنت  بیگناه که شبهه ی طرفداری و حمایت از حکومت مرکزی را داشتند هم دولت فرانسه مشارکت کرد و هم حکومت مرکزی الجزائر و هم گروههای مسلح نجدی که تابع فتوای این مفتی ها بودند، و این مثلث ناتو و حکومت مرکزی و گروههای مسلح به اصطلاح جهادی نجدی در قتل عام مسلمین الجزائر این فتوای جنایتکارانه ی غیر شرعی را در زمین واقع پیاده کردند، و به این شکل شدیترین ضربات را بر جهاد الجزائر و مسلمین الجزائر وارد کردند و در عوض بزرگترین خدمت را به کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی و نا امید کردن و جدا کردن مسلمین از جهاد و مجاهدین انجام دادند.

این شخص و امثال این شخص که مارینزهای بخش جنگ روانی دشمن هستند، حکمی که متعلق به حالت ضرورت و اضطرار آنهم در مورد کفار است را بر حالتهای عادی آنهم در مورد مسلمین تعمیم می دهند و مسلمین جاهل اما مشتاق جهاد و عدالت را اینگونه با بازی با اصطلاحات و مفاهیم شرعی به بیراهه و فساد و جنایت سوق می دهند بدون اینکه بفهمند. 

در حالی که ارتش دشمن در تمام سرزمین اشغال شده ی مسلمین منتشر شده اند و پایگاهها و مکانهای نظامی و امنیتی آنها برای همه شناخته شده است و راههای زیادی هم برای هدف قرار دادن و کشتن این کفار اشغالگر و مزدوران محلی آنها وجود دارد – همچنانکه مجاهدین بارها و بارها در مناطق مختلف این را ثابت کرده اند- پس راه انداختن چنین جویهای خون از مسلمین آنهم زنان و کودکان بی گناه چه معنی دارد غیر از جنایت و فساد و ضربه زدن به جهاد؟

  سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ  

 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


[۱]  پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

[۲] السرخسي نقلا عن محمد بن الحسن (شرح السير الكبير ۴/۱۴۶۷) / ولا بأس للمسلمين أن يحرقوا حصون المشركين بالنار، أو يغرقوها بالماء، وأن ينصبوا عليها المجانيق، وأن يقطعوا عنهم الماء، وأن يجعلوا في مائهم الدم والعذرة والسم حتى يفسدوه عليهم، لأنا أمرنا بقهرهم وكسر شوكتهم؛ وجميع ما ذكرنا من تدبير الحروب مما يحصل به كسر شوكتهم، فكان راجعا إلى الامتثال، لا إلى خلاف المأمور، ثم في هذا كله نيل من العدو، وهو سبب اكتساب الثواب، قال الله تعالى: “ولا ينالون من عدو نيلا إلا كتب لهم به عمل صالح”، ولا يمتنع شيء من ذلك ما يكون للمسلمين فيهم من أسرى، أو رجالا، وإن علمنا ذلك؛ لأنه لا طريق للتحرز عن إصابتهم مع امتثال الأمر بقهر المشركين، وما لا يستطاع الامتناع منه فهو عفو.

[۳] المواق فى (التاج والإكليل ۴/۵۴۴) / “بقطع ماء وآلة” ابن القاسم: لا بأس أن ترمى حصونهم بالمنجنيق، ويقطع عنهم المير والماء وإن كان فيهم مسلمون أو ذرية، وقاله أشهب. قال في المدونة: ولا بأس بتحريق قراهم وحصونهم، وتغريقها بالماء، وحرابتها، وقطع الشجر المثمر، وغيره؛ لقوله تعالى: “ولا يطئون موطئا”. “وقد قطع عليه السلام نخل بني النضير وأحرقها”.

[۴] الامام الشافعى امام المذهب :الأم ۴/۲۵۷ /  وإذا تحصن العدو في جبل أو حصن أو خندق أو بحسك أو بما يتحصن به: فلا بأس أن يرموا بالمجانيق، والعرادات، والنيران، والعقارب، والحيات، وكل ما يكرهونه، وأن يبثقوا عليهم الماء ليغرقوهم، أو يوحلوهم فيه، وسواء كان معهم الأطفال والنساء والرهبان أو لم يكونوا؛ لأن الدار غير ممنوعة بإسلام ولا عهد، وكذلك لا بأس أن يحرقوا شجرهم المثمر، وغير المثمر، ويخربوا عامرهم، وكل ما لا روح فيه من أموالهم.

[۵] ابن قدامة : (المغني ۹/۲۳۰) / مسألة: قال – يعني الخرقي –: “وإذا حورب العدو، لم يحرقوا بالنار”: أما العدو إذا قدر عليه، فلا يجوز تحريقه بالنار، بغير خلاف نعلمه، وقد كان أبو بكر الصديق رضي الله عنه يأمر بتحريق أهل الردة بالنار، وفعل ذلك خالد بن الوليد بأمره، فأما اليوم فلا أعلم فيه بين الناس خلافا… فأما رميهم قبل أخذهم بالنار، فإن أمكن أخذهم بدونها، لم يجز رميهم بها؛ لأنهم في معنى المقدور عليه، وأما عند العجز عنهم بغيرها، فجائز، في قول أكثر أهل العلم، وبه قال الثوري، والأوزاعي، والشافعي… وكذلك الحكم في فتح البثوق عليهم، ليغرقهم، إن قدر عليهم بغيره، لم يجز، إذا تضمن ذلك إتلاف النساء والذرية، الذين يحرم إتلافهم قصدا، وإن لم يقدر عليهم إلا به، جاز، كما يجوز البيات المتضمن لذلك. ويجوز نصب المنجنيق عليهم. وظاهر كلام أحمد جوازه مع الحاجة وعدمها .

[۶] ابن حزم في (المحلى ۵/۳۴۶) : / جائز تحريق أشجار المشركين، وأطعمتهم، وزرعهم، ودورهم، وهدمها، قال الله تعالى: “ما قطعتم من لينة أو تركتموها قائمة على أصولها فبإذن الله وليخزي الفاسقين”، وقال تعالى: “ولا يطئون موطئا يغيظ الكفار ولا ينالون من عدو نيلا إلا كتب لهم به عمل صالح”، وقد أحرق رسول الله صلى الله عليه وسلم نخل بني النضير – وهي في طرف دور المدينة – وقد علم أنها تصير للمسلمين في يوم أو غده.

[۷] تحفة المحتاج ۲/۴۶۰  / الألباني: صحيح الترمذي ۳۰۸۷ / ابن ماجه ۲۷۷۱

[۸] أبو داود (۳۵۳۴) واللفظ له، والدولابي في ((الكنى)) (۱/۱۸۷)، والبيهقي (۲۱۸۳۷) الألباني : صحيح أبي داود ۳۵۳۴

[۹]الشوكاني، نيل الأوطار ، الجزء: ٦، الناشر: دار الجيل – بيروت – لبنان، سنة الطبع: ١٩٧٣، ص ۳۹

[۱۰] ابن القيم، عون المعبود وحاشية – باب في الرجل يأخذ حقه من تحت يده ص۳۲۷ 

[۱۱] ابن قدامه، المغني ج ٩  ص٣٩٠

[۱۲] جواز رمي المرتدين والكفار بآلات فيها مواد متفجرة تقتلهم هم وأبناؤهم ونساؤهم، وذلك إذا تترسوا في الحرب بالنساء والصبيان ومن لا يجوز قتله، بالإضافة إلى حرق السفن وإغراقها بمن فيها من المقاتلين الكفار ونسائهم وصبيانهم

[۱۳] والقضية الأخري: “جواز القصد إلى قتل النساء والذرية عمدا؛ دفعا لهتك أعراض المسلمات أو قتل المسلمين

[۱۴] مجلة الأنصار، العدد ۹۰، ص، ۱۰ الصادرة بتاريخ ۲۹ شوال ۱۴۱۵ هـ، فتوا تحت عنوان : فتوى كبيرة الشأن في جواز قتل الذرية والنسوان درءًا لخطر هتك الأعراض وقتل الإخوان./ فحقيقة المسالة أننا إن لم نستطع منع المرتدين من قتل أسارى المسلمين من مدنيين وغيرهم إلا بتهديد هؤلاء المرتدين بقتل نسائهم وأبنائهم فهو جائز إن لم يكن واجبًا، وكذلك إن لم نستطع منع المرتدين من انتهاك أعراض المسلمين  والتلعب بالنساء إلا بتهديدهم بقتل ذريتهم ونسائهم فهو جائز ولا شك إن لم يكن واجبًا؛ إذ أن مصلحه إحياء المسلمين وحفظ أعراضهم أشد وأهم من التوصل إلى قتل المرتدين  بتترسهم بنسائهم وأبنائهم” / ایمن الظواهری نجدی رهبر کودتاگر بر منهج اسامه بن لادن در القاعده نیز به سبکی دیگر همین نگرش را ارائه می دهد . نگاه کنید به کتابش : التبرئة؛ رسالة في تبرئة أمة القلم والسيف من منقصة الخوار والضعف

دیدگاهتان را بنویسید