شیوه ی برخورد با انواع سپرهای انسانی [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۰)]

شیوه ی برخورد با انواع سپرهای انسانی [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۰)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

شیوه ی برخورد با انواع سپرهای انسانی

به صورت عادی و معمول و در شکل کلان آن«التَتَرُّس» در دو قالب خودش را نشان می دهد:

  1. زمانی که قصد آزاد سازی و حمله به دارالکفر را داریم مثال مکه که مسلمین و مشرکین با هم مخلوط بودند یا زنان و بچه ها و پیران غیر جنگجوی اهل کتاب یا زنان و غیر بالغین غیر جنگجوی مشرک با جنگجوها مخلوط هستند و در حالت تهاجم و جهاد طلب و رها سازی دارالکفرها قرار گرفته ایم که مشخص است و شکل و قالب و هیمنه خاص خودش را دارد. اما در مساله ی نکایه چه؟ این مهم است که در نکایه هم می توان همان قواعد جهاد طلب جهت آزاد سازی را به کار برد؟ چون نکایه یعنی ضربه زدن به دشمن نه ضربه زدن به مومنینی که از وجود آنها یقین داری.
  2. زمانی که کفار قصد اشغال دارالاسلام را دارند و اسرائی از مسلمین و اهل ذمه یا زنان و فرزندان خودشان را به عنوان سپر قرار می دهند

تترس کفار با کفار غیر محارب

گاه دیده می شود که کفار جنگجو سعی می کنند سایر کفاری که با مسلمین در حال جنگ نیستند را به اشکال مختلفی به عنوان تترس و سپر انسانی استفاده کنند. به عنوان مثال زمانی که جورج بوش سگ آمریکا جنگ سکولاریستی خود بر مسلمین را شروع می کند در حیله ای کثیف جنگ خود را جنگی صلیبی اعلام می کند و به این شکل سعی می کند نصرانی ها را به عنوان تترس و سپر انسانی بین سکولاریستها و مسلمین قرار دهد که متاسفانه عده ای داوطلبانه فریب خورده اند و بدون وجود کوچکترین ضرورتی به این سپر انسانی از نصرانی ها در سراسر جهان جنگ روانی و گاه مسلحانه را تحمیل کرده اند و آنها را به اشکال مختلف مورد هدف قرار داده اند و توهم آنها را برداشته که مثلاً با آمریکای سکولار و یا روسیه ی سکولار و یا ناتوی سکولار و یا اتحادیه ی آفریقای سکولاردر حال جنگ هستند.   

به هر حال کفار جنگ طلب:

  • گاه کفاری را به عنوان سپر قرار می دهند که با دارالاسلام و «۳ابزار» دارای عهد و پیمان[۲] یا ذمه[۳] و امانی[۴] هستند این دسته کسانی هستند که علماء اتفاق دارند بموجب عقد معاهده  بر مسلمین واجب است دست از جنگ با اهل عهد بکشند و با همین پیمانها خون و ناموس و مال این کفار در امان می ماند[۵]
  • و گاه کفار جنگ طلب کفاری را به عنوان تترس و سپر انتخاب می کنند که با  «۳ابزار» و دارالاسلام دارای عهد و پیمانی نیستند.

فقهاء رحم الله اتفاق دارند که اگر کفار در حالت ضرورت اهل ذمه و پیمان و امان را به عنوان تترس و سپر انسانی مورد استفاده قرار دهند در چنین حالت ضرورتی می توان این کفار اهل عهد و پیمان را به عنوان «أخفَّ الضررين» مورد هدف قرار داد [۶] همچنانکه مسلمین سپر شده هم در چنین حالت ضرورتی بالاجبار مورد هدف قرار می گیرند چون حفظ اسلام و دارالاسلام  و مسلمین و ارتش مسلمین[۷] مهمتر است.

چنانچه ضرروت از بین برود مالکی ها و شافعی ها و حنبلی ها به صراحت مورد هدف قرار دادن این سپرهای انسانی را حرام و ممنوع می دانند.[۸] چون در حالت عادی  کشتن اینها حرام است و اینها به خاطر عهد، خونشان معصوم و حرام است. [۹] البته دسته هائی از حنفی ها معتقد هستند حتی در حالت رفع ضرورت هم تیر اندازی به سوی این اهل ذمه ای که به عنوان سپر انسانی و تترس مورد استفاده قرار می گیرند جایز است.[۱۰] دلیل این دسته هم این است که عدم هدف قرار دادن این کفار اهل ذمه باعث ایجاد مانع و سد در برابر باب جهاد و تعطیل شدن جهاد می شود و ضرر بزرگتری متوجه مسلمین می شود.

اما این مانع همچون بسیاری از موانع به خاطر ظروف و شرایط خاصی به صورت موقت به وجود آمده و موقتی است و زمانی که کفار جنگ طلب از کفار اهل عهد و پیمان جدا شدند بار دیگر جهاد بر علیه آنها شروع می شود.

حکم کفار اهل ذمه و حرمت خون این دسته از کفار با زنان و کودکان کفار محارب فرق دارد و نمی توان این دو را با هم قیاس کرد و حکم زنان و اطفال کفار محارب را بر کفار اهل ذمه ای که خونشان حرام است تحمیل کرد و حرمت کفار اهل ذمه در خون و ناموس و اموالشان همچون مسلمین است و هر چه در این زمینه در مورد مسلمین باید رعایت کرد در مورد کفار اهل ذمه هم باید رعایت کرد. 

حالا اگر کفار محارب دسته ای از سایر کفار را به عنوان تترس و سپر قرار دهند که با «۳ابزار» و دارالاسلام عهد و پیمانی ندارند و اهل ذمه نیستند:

  • اگر جنگجو باشند کشتن آنها مجاز است چون تمام کسانی که اهل جنگ باشند کشته می شوند حتی اگر به عنوان سپر انسانی از آنها استفاده شده باشد.
  • اگر  این سپرهای انسانی از کفار غیر جنگجو باشند کشتن آنها در حالت ضرورت مجاز است اما اگر حالت ضرورت برداشته شد حکم راجح این است که حکم اینها مثل حکم زنان و کودکان است و همچون زنان و کودکان کشته نمی شوند.

تترس کفار به زنان و فرزندانشان :

واقعیت این است که جلو ضرر را قبل از وقوع باید گرفت حالا اگر نتوانیم جلو ضرر را به طور کامل بگیریم ضرر به اندازه ی توانائی و امکان دفع می شود و ما هم به اندازه ای که در توانمان باشد می توانیم جهت برداشتن ضرر جلو برویم و قدمهائی برداریم و الله تعالی نیز می فرماید: فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ (تغابن/۱۶) پس آن قدر که در توان دارید از الله پرهیز کنید و پرهیزگاری کنید.

حالا الله تعالی زمانی که جنگ شروع می شود می فرماید: وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبِّ الْمُعْتَدِینَ ‏(بقره/۱۹۰) و در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما می‌جنگند. و تجاوز و تعدّی نکنید. زیرا خداوند تجاوزگران را دوست نمی‌دارد .‏

در اینجا حکم این است که باید با همان گروه و دسته و حزب و جبهه ای جنگید که با ما وارد جنگ شده است و نباید جبهات بی خود دیگری را باز کرد و همچنین در زمان شروع جنگ با کسانی جنگید که در حال جنگیدن باشند.

 به همین شکل الله تعالی از کانال رسول الله صلی الله علیه وسلم برای اهل ذمه و کسانی که مشمول ذمی بودن نمی شوند برای زنان و کودکان و پیران آنها قوانینی گذاشته است که باید با احتیاط  و در حالتهای عادی و استثنائی که به خاطر ضرورت به وجود آید از این قوانین تبعیت کرد.

 در حالت اضطرار و ضرورتی چون شبیخون زدن یا تترس و اختلاط و متحصن شدن، فقهاء رحمهم الله اتفاق دارند که شلیک به سوی آنها و کشتن آنها مجاز است اما باز باید دقت کرد تا جائی که ممکن است از صدمه زدن به زنان و کودکانی که به عنوان سپر انسانی توسط کفار مورد استفاده قرار می گیرند یا کفار غیر محارب معصوم الدمی که در میان آنها مخلوط شده و متحصن شده اند دوری کرد. [۱۱]

آیا همین یک فقره برای کسانی که  بی ظابطه زنان و کودکان و پیران و جوانان مسلمین را به بهانه ی تترس در خیابانها و مراکز عمومی و حتی مساجد و… به دلیل عبور فلان کافر یا مرتد مورد هدف قرار می دهند کافی نیست بیدار شوند و در افکار خود تجدید نظری داشته باشند؟

در زمانی که کفار می دانند که مسلمین زنان و کودکان را مورد هدف قرار نمی دهند و به عنوان حیله ای زنان و کودکان خودشان را به عنوان سپر انسانی به کار می گیرند[۱۲] طبق قاعده ی «يُتَحَمَّلُ الضَّرَرُ الْخَاصُّ لِدَفْعِ ضَرَرٍ عَامٍ» [۱۳] کل جبهه ی کفار مورد هدف قرار می گیرد[۱۴] و با تحمل ضرر خاص سعی می شود جلو ضررِ عامِ قطعیِ کلی که شکست ارتش مسلمین و یا تعطیل شدن جهاد است گرفته شود[۱۵] و به این شکل «اَلضَّرَرُ الْأَشَدُّ يُزَالُ بِالضَّرَرِ الْأَخَفِ» [۱۶] ضرر بزرگتر با ضرر کوچکتر برداشته و حذف می شود.

در قیاس هم نگاه کنیم متوجه می شویم زمانی که در حالت ضرورت شلیک به سوی سپر انسانی از اسرای مسلمین جایز است پس هدف قرار دادن سپرهای انسانی جامعه ی کفار از باب اولی مجاز است. چون حرمت مسلمین به خاطر دینش است و حرمت زنان و کودکان کفار به خاطر حفظ حق الغانمين و غنیمت گیرندگان و مال و عدم توانائی آنها بر جنگ مسلحانه است. در این صورت در حالت ضرورت با احتیاط حداکثری و پرهیز از کشتن این سپرهای انسانی به قصد هدف قرار دادن کفار جنگجو شلیک به سوی آنها جایز است[۱۷] و این رأی مذاهب الثوری و حنفی  و مالکی و شافعی و حنبلی و جعفری است. [۱۸]

در اینجا می توان گفت عدم شلیک به سوی جبهه ی کفار به این دلیل باعث تعطیل شدن جهاد می شود و راهی می شود جهت پیروزی بر مسلمین؛ چون زمانی که این کفار جنگ طلب فهمیدند که مسلمین به این بهانه به آنها حمله نمی کنند در زمان ترس و شکست فوراً زنان و کودکان خود را به عنوان سپر انسانی قرار می دهند و به این شکل جهاد قطع می شود. [۱۹]

شیعیان ۱۲ امامی مثل محمد حسن نجفی و حلی و دیگران نیز می گویند: اگر کفار در جنگ زنان و بچه های خود وکسانی که کشتن آنها جایز نیست همچون مجانین را سپر قرار دهند، اگر امکان دسترسی به کفار بدون کشتن این افراد باشد، باید از کشتن افرادی که سپر قرار داده شده اند، خودداری کرد در غیر این صورت کشتن آنها جایز است خصوصاً زمانی که رها کردن کفار موجب غلبه آنها بر مسلمانها بشود … و همچنین است اگر اسیران مسلمان را سپر قرار بدهند، که در صورتی که امکان جهاد با آنها بدون قتل این افراد امکان پذیر نباشد، هدف قرار دادن آنها جایز است.[۲۰]

سپر قرار دادن اسرای کفار توسط مسلمین یا تترس مسلمین به اسرای کفار:

زمانی که اسرای جنگجو از کفار ریختن خونشان حلال است طبعاً سپر قرار دادن این جنگجویان جهت محافظت از اسلام و دارالاسلام و مسلمین و ارتش مسلمین نیز مجاز است چه در حالت ضرورت و چه در حالتهای عادی و نیاز جنگی . 

سپرهای امروزین:

اگر دقت کنیم امروزه به سبک جنگ تیرو کمان و شمشیر و نیزه در زمانهای قدیم، دشمن اکثراً از اسرا به عنوان سپر انسانی در جنگها استفاده نمی کند، بلکه زندانهای مخوفی را در جاهای مختلفی جدا از پایگاههای نظامی و خارج از محل عبور ارتش و نیروهای نظامی ساخته است و اینجوری هم نیست که مثل صده های گذشته در جلو سربازان خود مسلمین اسیر شده را قرار داده باشند، چون چنین کاری در وضع موجود با چنین تکنولوژی نظامی و اسلحه های مختلفی که از زمین و هوا کارائی دارند برایشان به صرفه نیست و این سپر انسانی نه تنها نمی تواند از آنها محافظت کند بلکه برای آنها حکم یک مانع را بازی می کند به همین دلیل فوراً اسرائی را که نکشته باشند به زندانهای دور از میدانهای جنگ منتقل می کنند.

البته این به این معنی نیست که دشمن هرگز از سپرهای انسانی به همان سبک قدیم خود استفاده نمی کند، چرا؛ از این سپرهای انسانی گاه به عنوان یک تاکتیک استفاده کرده است به عنوان مثال:

  • صدام حسین سکولار سوسیالیست هم تلاش کرد که آمریکائی های غیر نظامی را به عنوان سپرهای انسانی در فرودگاههای خود قرار دهد تا مانع از حملات آمریکا به این فرودگاهها شود اما دیدیم که به خاطر فشار افکار عمومی جهانی مجبور به آزاد کردن این اسرا شد.   
  • بعد از اشغال عراق توسط نیروهای کفار سکولار آمریکائی و انگلیسی و استرالیائی و لهستانی در ۲۷ اسفند ۱۳۸۱ش  نیروهای اشغالگر در بین کودکان عراقی شیرینی پخش می کردند و آنها را دور و بر تاکنها و نفربرهای خود به عنوان سپرهای انسانی جمع می کنند به امید آنکه از حملات نیروهای جهادی در امان بمانند.[۲۱] 
  • در الانتفاضة دوم فلسطین که از ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ش (۲۰۰۰ – ۲۰۰۵ن) طول کشید بر اساس گفته های خود صهیونیستها و سازمان عفو بین الملل و سازمان هیومن رایتس واچ نیروهای اشغالگر قدس غیر نظامیان فلسطینی را ۱۲۰۰ بار به عنوان سپرهای انسانی به کار گرفته اند.
  • در هنگام جنگ غزه در سال ۱۳۸۷ و ۸۸ ش سازمان عفو بین المللی اعلام کرد که رژیم صهیونیستی غیر نظامیان و از جمله کودکان را به عنوان سپرهای انسانی به کار گرفته و از این سپرهای انسانی در هنگام یورش به منازلی که گمان می رفت بمب گذاری شده اند استفاده کرده است. علاوه بر این در جنگ ۱۳۹۳ش در غزه مجلس حقوق بشر وابسته به سازمان ملل متحده اعلام کرد که رژیم صهیونیستی از کودکان فلسطینی به عنوان سپرهای انسانی استفاده می کند و این کودکان را مجبور می کند که همچون راهنما در جلو و اطراف تانکها و نفر برها و نیروهایش حرکت کنند. 
  • در همین جنگ سوریه نیز دیدیم که به محض اوج گرفتن قیام مردمی، حکومت بشار اسد به عنوان تاکتیکی همیشگی و رایج میان طاغوتها جهت ضربه زدن به انقلابیون و خنثی کردن مخالفین با مخالفین  و ناامید و جدا کردن عوام اهل سنت از انقلابیون، بزرگان تفکر نجدیت را همچون ابزاری جهت تزریق زهر به مخالفین از زندانهایش رها کرد. همان بازی که آمریکا در افغانستان و لیبی و عراق و یمن و … انجام داده است.

 یکی از این افراد زهران علوش بود که در سال ۱۳۹۰ش (۲۰۱۱ن) رهبریت جیش الاسلام را به عهده گرفت و به عنوان یکی از بازوهای تفکر نجدیت وابسته به آل سعود شروع به جنگ با سایر گروههای مسلح نجدی و غیر نجدی و ارتش حکومت بشار اسد کرد. این شخص در مهر ۱۳۹۴ش تعدادی از مردان را به همراه زنانشان بر پشت بام منازل شهر دوما به عنوان سپرهای انسانی قرار داد به امید آنکه از بمباران هوائی حکومت بشار و متحدینش جلوگیری کند. ابتدا اعلام کرد که این مردان و زنان سپر شده از شیعیان ایرانی هستند اما مشخص شد اینها از گروههای مخالف خودش و یا از طرفداران حکومت بشار اسد و تقریباً همه از خانواده های اهل سنت بودند.  

در کنار مواردی از این دست باز می بینیم که امروزه دشمن به سبک دیگری زنان و کودکان و پیران و جوانان و  اموال و حتی حیوانات و محیط زیست مسلمین را به عنوان سپر قرار می دهد و آنهم به این شکل است که اگر مجاهدین یکی از پایگاههای نظامی آنها را مورد هدف قرار دهند این کفار کورکوانه شهرها و روستاها و هر آنچه در آنها هست را بمباران می کنند و یا با دستگیری های کورکوانه و اعدامها و زندان کردنها و شکنجه دادنهای غیر نظامیان و یا با تجاوز به نوامیس مسلمین سعی می کنند جلو حملات مجاهدین را بگیرند و با این اعمال برای خود سپر بسازند.

حالا اگر چند ماشین نظامی از همین کفار اصلی و یا مرتدین و مزدوران آنها از خیابان یا یکی از مکانهای عمومی مسلمین عبور کرد که هدف قرار دادن آن منجر به قتل عام مسلمین رهگذر توسط این عملیات شما یا توسط تیراندازی های کورکورانه و دیوانه وار سربازان دشمن و یا بمبارانهای کورکورانه ی دشمن شود، در چنین حالتی انجام این عملیات جایز نیست چون :

  • مانع از اشغال دارالاسلام و پیشروی آن نمی شود. دشمن آن را اشغال کرده است
  • راههای مختلف دیگری جهت هدف قرار دادن این کفار عبوری در مکانهای دیگری وجود دارد که در آن از صدمه زدن به جان و مال مسلمین پرهیز می شود یا این صدمات را به حداقل آن می رساند، هر چند نیاز به دقت عمل و برنامه ریزی دقیق و به روز شده دارد؛ به این شکل ضرورت قطعیِ کلی در تعریف شرعی آن جهت مباح کردن خونها و مالهای حرام شده وجود ندارد و کسانی که در غیر حالت ضرورت تعریف شده توسط شریعت، آگاهانه و عمداً و به میل خودشان دچار قتل نفس حرام شده یا دچار تلف کردن مال حرام شده می شوند کار حرامی را انجام داده اند که باید تاوانش را پس بدهند .

امام شافعی رحمه الله می گوید: که اگر شخص مسلمان در دارالحرب تیر اندازی کند (و به قول امروز عملیاتی انجام دهد) که طی آن مسلمان مستأمن یا اسیر شده یا کافری که مسلمان شده است را بکشد «وَلَوْ رَمَى فِي بِلَادِ الْحَرْبِ فَأَصَابَ مُسْلِمًا مُسْتَأْمَنًا أَوْ أَسِيرًا أَوْ كَافِرًا أَسْلَمَ» اگر هدفش از تیر انداختن چنین شخصی نبوده باشد و او را ندیده باشد بر او آزاد کردن یک برده واجب است نه دیه . و اگر او را دیده باشد و مکانی که در آن قرار گرفته است را بداند و به سوی او تیر اندازی کند در حالی که به تیر اندازی ضرورت داشته باشد و در حالت اضطرار قرر گرفته باشد و در چنین حالتی او را بکشد بر او دیه و کفاره واجب است. اما اگر بداند که چنین شخصی مسلمان است و عمداً بدون وجود ضرورت یا خطأ او را بکشد قتلش قتل عمد محسوب می شود و او باید قصاص شود.[۲۲]

امام نووی رحمه الله هم باز همین دیدگاه را از امام بغوی رحمه الله نسبت به خون یک مسلمان در دارالحرب بیان می کند.[۲۳] این در مورد مسلمین موجود در دارالحربها گفته شده است «وَلَوْ رَمَى فِي بِلَادِ الْحَرْبِ» حالا به خودت بیا : در مورد خون و حقوق مسلمین تحت ستم موجود در دارالاسلام اشغال شده که از مسلمان بودن آنها اطمینان و یقین داریم و مطمئن هستیم که اینها مسلمان هستند و در جلو چشمان ما قرار دارند و راههای مختلف دیگری هم جهت انجام عملیات بر علیه این کفار سکولار خارجی و مزدوران محلی آنها وجود دارد و اصلاً در موضع شرعی ضرورت و اضطرار قرار نگرفته ایم و جهاد هم به چنین حرام و فجایعی نیاز ندارد وکشتن این مسلمین حکم قتل عمد را دارد و… حالا بگو اگر در قتل مسلمین موجود در دارالحرب کفاره و دیه و گاه قصاص بر قاتل واجب می شود آیا در این دارالاسلام اشغال شده واجب نمی شود؟

خوب دقت کنید: در مرحله ی دوم غزوه ی احد «الیمان بن حُسَیل» رضی الله عنه پدر حذیفة رضی الله عنه  به خطأ توسط عبدالله بن مسعود رضی الله عنه کشته می شود. عبدالله بن مسعود خیال می کند که  پدر حذیفه رضی الله عنهما یکی از سربازان کفار سکولار قریش است به همین دلیل بر رویش اسلحه می کشد و به او ضرباتی وارد می کند حذیفه رضی الله عنه از دور داد می زند «پدر، پدر، او پدرم است» اما زمانی که سر رسید امر الله تعالی اجرا شده بود و ایشان شهید شده بود، مجاهدین از این اتفاق خیلی نگران شدند  حذیفه رضی الله عنه دلسوزانه گفت : يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . در برابر این قتل خطأ مسلمان – آنهم در میدانهای جنگ – رسول الله صلی الله علیه وسلم دیه را واجب دانست و حذیفه رضی الله عنه این دیه را بین مسلمین تقسیم کرد.[۲۴] متوجه شدید؟  میدان جنگ هم  و ضرورت جنگی هم باعث اسقاط دیه و حکم شریعت الله تعالی نسبت به خون مسلمان نشد و حق مسلمان را پایمال نکرد چون اصل بر این سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم است که: الْعَمْدُ قَوَدٌ، وَالْخَطَأُ دِيَةٌ.[۲۵] مجازات قتل عمد، قصاص؛ و قتل خطا، دیه است.

اینکه به قول امام نووی[۲۶] و ابن اسحاق و سایر اهل علم رحمهم الله این کشته ها باذن الله جزو شهداء هستند امری مربوط به خودشان است، به آنچه که به تو ربط دارد فکر کن که با این اعمالی که انجام می دهی سرانجامت در دنیا و قیامت با ریختن خون حرام شده به کجا ختم می شود؟  باعث پیروزی ارتش مسلمین نمی شود، بلکه با صدماتی که این عملیاتهای غیر شرعی بر پروسه ی جهاد و مسلمین وارد کرده اند باعث انحراف مسیر جهاد و نا امیدی و جدا شدن مسلمین از اهل جهاد و در نهایت باعث سستی و شکست اهل جهاد و تقویت پایه های طاغوتهای جهانی و مزدوران محلی آنها شده اند.

 در مساله ی تترس: این اسیرانی که به عنوان سپر انسانی از آنها استفاده می شود هیچ اختیاری ندارند و نمی توانند از میان کفار بیرون بروند، و هیچ راهی هم برایشان وجود ندارد که خودشان را از تیر اندازی و حملات مجاهدین در امان نگه دارند، و این کسانی که آنها را اسیر کرده اند عمداً آنها را در چنین جایگاهی و در تیر رس مجاهدین قرار داده اند تا به این وسیله بتوانند با سپر قرار دادن این اسیران خودشان را از تیررس و حملات مجاهدین در امان نگه دارند.

یا مسلمینی مستضعف هم وجو دارند که ایمان خود را کتمان کرده و بالاجبار در میان قوم کافر خود مانده و به دارالاسلام مهاجرت نکرده اند چون هیچ راهی برای هجرت پیدا نکرده اند یا مثل صلح حدیبیه درهای هجرت به دارالاسلام در منطقه ی آنها بسته می شود و عده ای به هر حال مجبور به اقامت میان کفار و دارالکفر هستند و با آنها مخلوط شده اند و راه چاره ای هم ندارند: إِلَّا ٱلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلْوِلْدَٰنِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا (نساء/۹۸) مگر بیچاره هائی از مردان و زنان و کودکانی که کاری از آنان ساخته نیست و راه چاره‌ای نمی‌دانند .‏

حالت دوم زمانی است که عده ای از مسلمین اختیاراً و به میل خودشان در دارالکفر تحت حاکمیت کفار مانده اند و ماندن یا نماندن آنها در تیررس مجاهدین به میل خودشان است، و یا به صورت عبوری و مسافر در میان کفار مانده اند و با کفار مخلوط شده اند و کفار این دسته را به عنوان سپر انسانی قرار نداده اند و اکثراً مجاهدین نمی توانند آنها را شناسائی کنند و تنها می دانند که هستند به همین دلیل از حمله به چنین مکانهائی معمولاً صرفنظر می شود که در واقع این مسلمین ناخواسته  باعث محافظت از کفار شده اند و مانع جنگ مسلمین بر علیه این کفار شده اند، اما زمانی که ضرورت جهاد طلب پیش آمد این دسته هم گاه در شبیخون و سایر حملات مجاهدین به همراه مومنین غیر مهاجر مستضعف و زنان و کودکان و پیران و بیماران و راهبها و مردان دینی که خون آنها معصوم است مورد هدف قرار می گیرند.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱]  پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

([۲]) المغني ۹/۲۳۹ ./ المعاهدة : أن يعقد لأهل الحرب عقداً على ترك القتال مدة بعوض وبغير عوض

([۳]) مقومات السلم ۱/۱۷۱ ، ۱۷۲ . / الذمة : عقد معاهدة سلم دائمة مع غير المسلمين للاستيطان في دار الإسلام يعيشون في ظل الحكم الإسلامي ، يؤدون الجزية ، ولهم ذمة مؤبدة على أرواحهم وأعراضهم وأموالهم قبل المسلمين

([۴]) المرجع السابق ۱/۱۸۹ ./ الأمان هو : رفع استباحة دم الحربي ورقِّه وماله حين قتاله أو العزم عليه ، مع استقراره تحت حكم الإسلام مدة محددة

([۵]) بدائع الصنائع ۷۱۱۲، التاج والإكليل ۴/۶۰۴، المنتقى شرح الموطأ ۳/۱۷۰، الأم ۴/۲۰۹ ، ۲۱۰، ۲۱۹، الإنصاف ۴/۲۰۷ ،۲۵۶ ، ۲۵۷٫

([۶]) شرح السير الكبير ۴/۱۴۴۸ ، روضة الطالبين ۱۰/۲۴۶ ، ۲۴۷ ، تحفة المحتاج ۹/۲۴۳ ، مغني المحتاج ۶/۳۳ ، حاشية الجمل ۵/۱۹۵ ، الكافي ۴/۲۶۸ .

[۷] ابن قدامه، الکافی ۴/۲۶۸

([۸]) روضة الطالبين ۱۰/۲۴۶، ۲۴۷ ، مغني المحتاج ۶/۳۳ ، حاشية الجمل ۵/۱۹۵ ، الكافي ۴/۲۶۸ .

([۹]) انظر مغني المحتاج ۶/۳۳ ، الكافي ۴/۲۶۸ .

([۱۰]) شرح السير الكبير ۴/۱۴۴۸ .

([۱۱]) المبسوط ۱۰/۶۶ فتح القدير ۵/۴۴۹ ، التاج والإكليل ۴/۵۴۶ ، حاشية الدسوقي ۲/۱۷۹ ، مغني المحتاج ۶/۳۲ ، المغني ۹/۲۳۲ ، مطالب أولي النهى ۲/۵۱۹ .

[۱۲] الشربيني ، مغني المحتاج ٤ / ٢٢٤ / قال الشربيني : واحترز المصنف بقوله ( دفعوا بهم عن أنفسهم ) عما إذا فعلوا ذلـك مكـراً وخديعة ، لعلمهم بأن شرعنا يمنع من قتل نسائهم وذراريهم ، فلا يوجب ذلك تـرك حـصارهم ، ولا الامتناع من رميهم ، وإن أفضى إلى قتل من ذكر قطعاً ، قاله الماوردي

([۱۳]) قواعد الفقه ۱/۱۳۹ ، شرح القواعد الفقهية ۱/۱۹۷  .

[۱۴] قال ابن قدامة -رحمه الله- في “المغني”: “إِنْ تَتَرَّسُوا فِي الْحَرْبِ بِنِسَائِهِمْ وَصِبْيَانِهِمْ، جَازَ رَمْيُهُمْ، وَيَقْصِدُ الْمُقَاتِلَةَ؛ لِأَنَّ النَّبِيَّ -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- رَمَاهُمْ بِالْمَنْجَنِيقِ وَمَعَهُمْ النِّسَاءُ وَالصِّبْيَانُ، وَلِأَنَّ كَفَّ الْمُسْلِمِينَ عَنْهُمْ يُفْضِي إلَى تَعْطِيلِ الْجِهَادِ، لِأَنَّهُمْ مَتَى عَلِمُوا ذَلِكَ تَتَرَّسُوا بِهِمْ عِنْدَ خَوْفِهِمْ فَيَنْقَطِعُ الْجِهَادُ

[۱۵] ابن قدامة ، المغني ٩ / ٢٣٠  همچنین در الكافي٤ / ٢٦٨ / وقال ابن قدامة – رحمه االله -:  فصل : وإن تترسوا في الحرب بنسائهم وصبيانهم ، جـاز رميهم ، ويقصد المقاتلة ؛ لأن النبي رماهم بالمنجنيق ، ومعهم النـساء والـصبيان ، ولأن كـف المسلمين عنهم يفضي إلى تعطيل الجهاد ؛ لأنهم متى علموا ذلك تترسوا بهم ، عند حـوقهم فينقطـع الجهاد ، وسواء كانت الحرب ملتحمة أو غير ملتحمة ؛ لأن النبي  لم يكن يتحـين بـالرمي حـال التحام الحرب

([۱۶]) قواعد الفقه ۱/۸۸ ، شرح القواعد الفقهية ۱/۱۹۹ .

[۱۷] امام بغوی در التهذيب ٧ / ٤٧٣  قولی را بیان می کند در :جواز رمي الكفار إذا تترسوا بنسائهم وصبيانهم ؛ لئلا يتعطـل الجهاد ، ويتوقى الأطفال والنساء ./  الإمام النووي رحمه االله  هم در الروضة  ١٠ / ٢٤٥  و امام الشربيني رحمه الله هم در  مغني المحتاج ٤ / ١٠٨ همین رای را پذیرفته اند.

[۱۸] التحفة للسمرقندی ۳/۲۹۵؛ الهدایه للمرغینانی ۲/۱۳۷؛ حاشیه ابن عابدین ۴/۱۲۹؛ الأم للشافعی ۸۳؛ الوسیط للغزالی ۷/۱۹؛ الروضة للنووی ۱/۲۴۴؛  المغنی لابن قدامة ۹/۲۳۱ ؛ الانصاف للمرداوی ۴/۱۲۸؛ الشرائع للحلی ۱/۲۴۵

([۱۹]) مغني المحتاج ۶/۳۲ ، المغني ۹/۲۳۲ ، شرح منتهى الإرادات ۱/۶۲۵ .

[۲۰] نجفی ، محمد حسن ، جواهر الکلام ، بیروت ، دار احیا التراث العربی ، ۱۴۰۴ق ، ج‌۲۱، ص ۶۸/ و لو تترسوا بالنساء و الصبیان منهم و نحوهم ممن لا یجوز قتله منهم کالمجانین کف عنهم مع إمکان التوصل إلیهم بغیر ذلک للمقدمه، و إلا جاز و إن استلزم قتل الترس، خصوصا إذا خیف من الکف عنهم الغلبه… و کذا لو تترسوا بالأسارى من المسلمین و إن قتل الأسیر إذا لم یمکن جهادهم إلا کذلک.

جهت آشنایی بیشتر در مورد دیدگاه مذهب جعفری در مورد تترس به این منابع مراجعه کنید:نجفی , محمد حسن , جواهر الکلام , بیروت , دار احیا التراث العربی , ۱۴۰۴ق , ج‌۲۱، ص۶۸-۶۹ و ج۴۳, ص ۴۰۹ / حلّى، علامه، حسن بن یوسف ، تحریر الأحکام الشرعیة على مذهب الإمامیه مشهد: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ج۱, ص ۱۳۵, ج۲, ص ۱۴۳ / حلّى، علامه، حسن بن یوسف ، تذکرة الفقهاء قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ج۹, ص ۷۴-۷۷ / جمعى از پژوهشگران زیر نظر شاهرودى، سید محمود هاشمى، موسوعه الفقه الإسلامی طبقا لمذهب أهل البیت علیهم السلام، قم: مؤسسه دائرهالمعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۳, ص ۲۰۰-۲۰۲و ج۵, ص ۱۲۹

[۲۱] ذكر الضابط الأمريكى سكوت إيوينغ، أنه خلال خدمته فى العراق ما بين عامى ۲۰۰۵ و۲۰۰۶، لجأت القوات الأمريكية إلى توزيع الحلوى على الأطفال العراقيين ليبقوا حول دباباتهم كنوع من الحماية ضد هجمات المقاومة.

[۲۲] الإمام الشافعي ، الأم ٤ / ٢٤٦ ( الخلاف فيمن تؤخذ منه الجزية، ومن لا تؤخذ ) الإمام الشافعي رحمه االله تعالى می گوید: ولو رمى فـي بـلاد الحـرب فأصاب مسلماً مستأمناً أو أسيراً أو كافراً أسلم، فلم يقصد قصده بالرمية ، ولم يره ، فعليه تحرير رقبة، ولا دية له . وإن رآه وعرف مكانه ، ورمى وهو مضطر إلى الرمي فقتله ، فعليه دية وكفـارة . وإن كـان عمده ، وهو يعرفه مسلماً فعليه القصاص إذا رماه بغير ضرورة ولا خطأ ، وعمد قتله /

[۲۳] روضة الطالبين ١٠ / ٢٤٦  / الإمام النووي از الإمام البغوي نقل می کند :  فإن رمـى رام ، فقتل مسلماً ، قال البغوي : هو كما لو قتل مسلماً في دار الحرب، إن علمه مسلماً ، لزمه القصاص ، وإن ظنـه كافراً ، فلا قصاص ، وتجب الكفارة ، وفي الدية قولان. / الإمام البغوي در التهذيب ٧ / ٤٧٣  می گوید : وإن تترسوا بمسلم ، نظر : إن لم يكن في حال التحـام القتال : لا يجوز أن يضربه . فإن ضربه ، فقتله – فهو كما لو قتل رجلاً في دار الحرب – إن علمه مسلماً عليه القود ، وإن ظنه كافراً : فلا قود عليه ، وتجب الكفارة ، وفي الدية قولان

[۲۴]ابن سعد ، الطبقات ٣ / ٤٤١ . وخليفة بن خياط ، التاريخ ١ / ٦٩ . والبلاذري ، فتوح البلدان ١ / ٣٠٤ ) و کسی که او را از روی خطأ کشت عبد االله بن مسعود الهذلي رضی الله عنه بود . والطبري ، التاريخ ٢ / ٧٣ . وابن الجـوزي ، المنـتظم ٣ / ١٨٤ ( ترجمة ٣٧ ) وابن حجر ، الإصابة ٢ / ٧٤ (ترجمة ١٧٢٢ )  لقد کان حذیفة فی إیمانه وولائه قویاً، فها هو یرى والده یقتل خطأ یوم أحد بأیدی مسلمة، فقد رأى السیوف تنوشه فصاح بضاربیه: (أبی، أبی، إنه أبی!!) ولکن أمر الله قد نفذ، وحین علم المسلمون تولاهم الحزن والوجوم، لکنه نظر إلیهم إشفاقاً وقال: یغفر الله لکم، وهو أرحم الراحمین. ثم انطلق بسیفه یؤدی واجبه فی المعرکة الدائرة وبعد انتهاء المعرکة علم الرسول بذلک، فأمر بالدیة عن والد حذیفة حسیل بن جابر لکن حذیفة تصدق بها على المسلمین، فازداد الرسول له حباً وتقدیراً.

[۲۵] أخرجه الطبراني كما في ((مجمع الزوائد)) للهيثمي (۶/۲۸۹)

[۲۶]  النووي ، الروضة ٢٤٥ / ١٠ / فإن هلك منهم هالك ، فقد رزق الشهادة ، قاله أبو إسحاق

دیدگاهتان را بنویسید