شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۰)]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۰)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۲)

  1. هیچ راه و وسیله ی دیگری برای جنگ با کفار و رسیدن به کفار وجود نداشته باشد مگر با تیر اندازی به سپر انسانی.

به زبانی دیگر: بر علیه این جبهه ی دشمن نمی توان جبهات سیتماتیک دیگری را باز کرد و از راهها و کانالهای دیگری به این دشمن حمله کرد مگر با کشتن این سپرهای انسانی.

امام قرطبی رحمه الله می گوید: کشتن سپر انسانی مجاز است و ان شاء الله در آن اختلافی وجود ندارد،  و آنهم زمانی است که مصلحتی ضررویِ کلیِ قطعیِ وجود داشته باشد. ضروری به این معنی : که امکان وصول و رسیدن به کفار وجود ندارد مگر با کشتن این سپر انسانی.کلی این است که با قتل سپر انسانی مصحلت همه مسلمین حاصل می شود. قطعیه نیز این است که مصلحت حاصل از قتل سپر انسانی، قطعی است. [۲]

ابن مفلح حنبلی رحمه الله نیز می گوید: اگر مسلمین را به عنوان تترس و سپر انسانی به کار گرفتند زمانی که جنگ در جریان نیست یا امکان دست یابی به کفار بدون تیر اندازی به این سپر وجود داشته باشد یا از شر این کفار محارب در امان باشیم ، تیر اندازی به سوی این مسلمین سپر شده جایز و صحیح نیست، اما اگر ترسی بر مسلمین باشد مثل جریان داشتن جنگ یا اینکه امکان دست یابی به کفار وجود نداشته باشد جز با تیر اندازی به این سپر انسانی در این صورت به سوی این سپر انسانی تیر اندازی می شود.[۳]

امروزه به دلیل پیشرفت تکنولوژی نظامی و اطلاع رسانی، راههای جنگ مسلحانه بسیار زیاد شده اند و می توان در مواردی بسیار ساده تر از گذشته از کشتن این سپرهای انسانی صرفنظر کرد و ۱- با تغییر روش ۲- و ابزار حمله ۳- و یا با تغیر مکان یا زمان حمله و عملیات، به هدف جهادی خود هم رسید.

علاوه بر این امروزه بر خلاف اسیر مکره در داخل زندانها و مراکز پلیس و پادگانهای نظامی و وزارتهای مختلف حکومتی و امثالهم که ثابت هستند اکثراً دشمنی که در خیابانها و کوچه ها پرسه می زند «اهداف متحرکی» هستند که ضربه زدن به آنها اکثراً نیاز به آگاهی های به روز شده ی نظامی و صبر و دقت کافی دارد.

اکثر عملیاتها بر ضد این اهداف متحرک زمانی صورت می گیرد که مردم مشغول کارهای زندگی عادی خود هستند و آمریکا و متحدین آن مسلمین را سپر خود نکرده اند بلکه خود اشغالگران اهداف متحرک و گذرائی هستند که موقعیتهای متعددی را برای حمله ی مجاهدین فراهم کرده اند. حالا زمانی که گروههای مسلح متفرق سهل انگاری می کنند و اهمیتی نمی دهند و انفجاری صورت می گیرد دهها و بلکه صدها نفر از مسلمین غیر نظامی در برابر چند نفر ناچیز از نیروهای اشغالگر و مزدورانشان کشته می شوند و گاه در برابر اینهمه مسلمانی که کشته شده اند غیر از یکی دو نفر کسی از این کفار اشغالگر و مزدوران آنها کشته نمی شود و حتی دیده شده که یکی دو نفر هم کشته نشده اند اما در برابر دهها مسلمان به قتل رسیده یا زخمی و معلول شده اند.

در این صورت نمی توان گفت که ضرر عمومی با ضرر خاص دفع شده است. بلکه مسلحین گروههای متفرق که عوام مسلمین را به عنوان سپر انسانی به کار می گیرند و در بین دسته ای از عوام مخفی شده اند به بهانه ی چند کافر عبوری دسته ای دیگر از همین مسلمین را عمداً قتل عام می کنند چون می دانند ثمره ی این انفجار یا خمپاره اندازی ها چه خواهد بود.

اگر پادگانها و پایگاهها و مراکز فرماندهی کفار سکولار و اشغالگر خارجی با مسلمین پوشش داده شود و تنها با کشتن این مسلمین می توان به پایگاه دست یافت و علاوه بر این، حمله به این پادگان یا پایگاه یقیناً منجر به فتح این پایگاه و تسلط بر آن و شکست اشغالگران و مزدوران محلی آنها می شود و… آنوقت است می توان از تترس و از این سپرهای انسانی صحبت کرد و چنانچه این شروط برآورده نشوند و راههای دیگری هم وجود داشته باشد نباید حمله کرد و نباید به این سپرهای انسانی و مالی صدمه ای زد .

کشتن مسلمین چرا؟ چون بدون کشتن آنها نمی توان با کفار جنگید. یعنی آخرین راه است و هیچ راه دیگری برای ضربه زدن و جنگ با کفار وجود ندارد الا اینکه ابتدا با این مسلمین باید جنگید بعد با کفاری که خودشان را پشت این مسلمین قرار داده اند .

اگر راهی و بلکه دهها راه دیگر وجود داشت چه؟ حتی اگر یک تک تیر انداز یا خمپاره باشد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به خاطر یک ماده سگ مسیر ارتش را عوض کرد و یکی از اصحاب را مامور کرد که از این سگ و توله هایش مراقبت کند که توسط ارتش دارالاسلام زیر گرفته نشوند و آسیب نبینند آنوقت برای حفظ جان یک مسلمان که حرمتش از کعبه هم بالاتر است چه باید کرد؟

آیا واقعا الان هیچ راهی برای کشتن فلان صحوه چی وجود ندارد الا منفجر کردن مسجد و بازار و اتوبوس و کشتن صدها نماز گذار زن و مرد و کودک و پیرو وجوان و…؟!

یکی از طرفداران حکومت سکولار الجزائر داخل مراسم عروسی است و بر اساس فتوای انسانهای نامیزان و نامتعادل جاهل به فقه جهادی چون ابوقتاده فلسطینی، دسته ای آمده اند و نه تنها این شخص مجرم بلکه فرزندانش و دهها کودک و پیرو و جوان موجود در عروسی کشته اند. یعنی این شخص از این عروسی بیرون نمی رفت؟ جای دیگری جهت حذف این موجود گیر نمی آمد و…؟

اگر به دقت نگاه کنیم متوجه می شویم که این حرکات ربطی به مفهوم تترس ندارد بلکه این عین جنایت است که تا همین زمان هم این شخص مخرب از فتوای خود برنگشته است و بلکه به فتواهای مشابهی در مورد شیعیان و صوفی ها و پیروان دوله و… نیز اقدام کرده و عده ای که تنفر و کینه از شیعیان و صوفی ها و حزب دوله و سایر گروههای مخالف را جایگزین منهج و معیارهای شرعی کرده اند مریدان و مروجان چنین سخنان مسموم و جنایت باری شده اند.  فحسبنا الله و نعم الوکیل.

به این شکل عده ای جهت تخریب جهاد و زشت نشان دادن آن سعی در تولید اجناس تقلبی و عملیاتهای مخرب جهت نابودی جهاد کرده اند که یکی از ابزارهایی که جهت مشروعیت بخشیدن به کشتار مسلمین در هنگام جهاد با کفار از آن سوء استفاده کرده اند مفهوم «تترس» است .

  • با تیر اندازی به مسلمینی که به عنوان سپر انسانی قرار گرفته اند به مصلحتی قطعی و نه تخمینی دست پیدا کنیم. فَيُشتَرَطُ فِي هذِهِ الْمصلَحةِ أَنْ تكُونَ كُلِّيـةً قَطْعِيـةً ضرورِيةً [۴]

الإمام القرطبي در معنی «قَطْعِيـةً» می گوید: آن مصلحتی که از قتل سپر انسانی به دست می آید قطعی و حتمی باشد. [۵] البته زمانی که گفته می شود ظن غالب (غَلَبَةُ الظَّنِّ) به همان معنای رسیدن به یقین و قطعیت در اجتهاد و نظر است که بر شک وهم و خیال و احتمال غلبه شده است چنانچه اهل فقه در مورد احکام عملی گفته اند: «غَلَبَةُ الظَّنِّ تُنَزَّلُ مَنْزِلَةَ اليَقِيْنِ فِي الأَحْكَامِ»؛ البته سایر مسائل اجتهادی هم به همین شکل هستند.

  •  تیر انداز و انجام دهنده ی عملیات تا می تواند زدن سپر انسانی را مستثنی کند و تا جایی که امکان دارد از زدن این سپر انسانی خود داری کند.

امام شافعی رحمه الله به تاکید بیان می کند که باید تا جایی که امکان دارد تلاش شود که از زدن این سپر انسانی پرهیز شود. [۶] امام الشربينی هم باز تاکید می کند که باید به اندازه ی توانائی و امکان از هدف قرار دادن مسلمین و اهل ذمه ای که توسط کفار محارب به عنوان سپر انسانی به کار رفته اند خود داری کرد. [۷] در این صورت قصد مجاهد از تیر اندازی و انجام عملیات کفار است[۸] نه سپرهای انسانی و مالی که شریعت صدمه زدن به آنها را نهی کرده است. [۹]

  • باید قصد و نیت تیر انداز کفار محارب باشند و حتی اگر به حکم اضطرار قصد حسی نسبت به هدف قرار دادن سپر انسانی داشته باشد نباید قصد و نیت قلبی در تیراندازی به سوی سپر انسانی مسلمان و اهل ذمه و سایر کفار غیر جنگجو داشته باشد.

امام السرخسی حنفی می گوید: … بر مسلمان تیر انداز واجب است که  نیت و قصد زدن کافر حربی را داشته باشد، چون او قادر است بر جدا کردن کافر حربی و مسلمان، و کافر حربی در چنین شرایطی به کشته شدن مستحق تر است، اما اگر از جدا کردن و تشخیص مسلمان از کافر حربی عاجز بود با قصد و نیتش اینها را از هم جدا کند [۱۰] 

ابن قدامه ی حنبلی هم باز تاکید می کند که حتی اگر مجاهد در حالت ضرورتی که پیش آمده مجبور به تیر اندازی به این سپر انسانی شد باز باید قصدش کفار محارب باشد. [۱۱] ابن تیمیه در این زمینه اتفاق علماء را می آورد[۱۲].

در این صورت عده ای «تبعاً» کشته می شوند نه «قصداً» مثل:

  1. زمانی که کفار به مسلمین یا اهل ذمه و مستأمنین یا کودکان و زنان خودشان یا سایر کفار اهل کتاب و راهبها و… که قصداً نباید کشته شوند تترس می کنند.
  2. زمانی که در داخل سنگر قلعه یا شهرکهای محصور شده، دشمن جنگجو به همراه غیر نظامیان و اصناف دیگر جامعه ی دارالکفرِ دارالحربِ اصلی تحصن کرده باشد و در جنگ جهت فتح و آزاد سازی و تمکین یا نکایه جدا کردن این اصناف از جنگجوها ممکن نباشد.

باید دقت کرد: هر چند که هدف شما شرعی و مطلوب باشد اما زمانی که می دانید که در فلان ساختمان یا بازار یا مدرسه و سایر مکانهای عمومی یکی یا چند کافر اصلی یا مرتد وجود دارد و در عوض مملوء از مسلمین و سایر افراد کافری است که اسلام خون و مالشان را حرام کرده است و می دانید که اگر انفجاری صورت گیرد یا عملیاتی شود باعث کشته شدن این افراد غیر نظامی می شود اما شما آن را منفجر می کنید و باعث کشته شدن آنهمه معصوم الدم و المال می شوید در اینجا درواقع شما قصداً و عمداً مرتکب این جرم بسیار بزرگ و پایمال کردن این حق الناس عظیم شده اید نه تبعاً هر چند در زبان بگوئی که قصد شما فلان کافر بوده نه دیگران، چنین بهانه ای از شما پذیرفته نمی شود، چون عملت زبانت را به دروغ می اندازد و عملت مخالف زبانت است و عملی که اینگونه از روی آگاهی و عمداً و اختیاری صورت گرفته باشد قابل استناد است نه زبانی که به هر سوئی می چرخد … پس باید گناه این جرم بزرگ و تلف کردن عظیم ترین حق الناس را به دوش بکشید و خود را برای پاسخگوئی در دنیا و قیامت آماده کنی.

  • زمانی که گلوله یا موشک و راکت کمانه می کند یا به دلایلی به هدفی که برایش تعیین شده برخورد نمی کند و سبب وارد کردن صدمات انسانی و مالی غیر پیش بینی شده می شود.
  • امکان تاخیر تیر اندازی و صبر به خاطر از دست رفتن فرصت جنگی وجود نداشته باشد

یعنی اگر امکان به تاخیر انداختن حمله و توانائی انتظار کشیدن و درنگ و تأمل كردن وجود داشته باشد که از این طریق به هدف جنگی خود برسیم و دشمن را بدون صدمه زدن به سپر انسانی و مالی مورد هدف قرار دهیم باید چنین کرد و از صدمه زدن به این سپرهای انسانی و مالی دوری کرد.

امام نووی رحمه الله می گوید: اگر کفار اسرای مسلمان و غیره را به عنوان سپر به کار گرفتند، نگاه کن اگر ضرورتی به تیر اندازی به سوی این سپر انسانی وجود نداشته باشد و احتمال رویگردانی از صدمه زدن به این سپر انسانی وجود داشته باشد، تیر اندازی به سوی این سپرهای انسانی مجاز نیست.[۱۳] 

در مورد قلعه ها نیز که در آن مسلمینی وجود دارند که خون و مال آنها حرام است اما با کفار محارب مخلوط و قاطی شده اند ابن قدمه نیز همین دیدگاه را بیان می کند و گوید: اگر در این قلعه ها مسلمینی وجود داشتند و امکان فتح این قلعه بدون صدمه زدن به این مسلمین وجود داشت تیراندازی به سوی آنها مجاز نیست، چون نیازی به کشتن آنها وجود ندارد.[۱۴]

  • با بررسی اهمیت و وزن هدف از نظر نظامی و اقتصادی و معنوی و جنگ روانی، و با انتخاب دقیق مکان و زمان مناسب برای عملیات، و با تنظیم میزان قدرت تخریبی اسلحه و بمب و مین به کار رفته، بین ضرر خاصی که به آن هدف و دشمن وارد می شود و آنچه که به خاطر زدن آن هدف از دست می دهیم و مسلمین از نظر جانی و مالی و روانی ضرر می کنند موازنه ای شرعیِ دقیق و عینی ایجاد کنند.

اینها شروطی هستند که فقهاء رحمهم الله با دلیل بیان کرده اند و آنچه این فقهاء را جمع کرده است دلایل آنهاست و به قول امام ابراهیم شیرازی رحمه الله در الُمَعُ فی أصولِ الفقهِ، با تکیه بر دلایل واحد می توان ادعای اجماع کرد.[۱۵]

 این تترس بر اساس مصالح مرسله و حالتی استثنائی و خارج از حالت اصلی است که تابع شرایط زمانی و مکانی و میزان توانائی تشیخص داده شده توسط «۳ابزار» و مراجع ذی صلاح است، و در هر حال به اندازه ی توانائی از ریختن خونهای معصومی که حرام هستند پرهیز می شود، و چنانچه از روی ناچاری خونی از این سپر انسانی ریخته شد « يَبْعَثُهُمُ اللهُ عَلَى نِيَّاتِهِمْ »[۱۶] روز قيامت، هركس، مطابق نيت خويش، حشر خواهد شد، و ان شاء الله هر کسی که به خاطر مصلحت اسلام و محافظت از دین کامل و دارالاسلام و مسلمین کشته می شود شهید است. باذن الله .

با این وجود ملاک اصلی در تطبیق این شروط به میزان تقوای مجاهد؛ و به کارگیری سعی و تلاش در تشخیص دقیق؛ و احتیاط؛ و دقت نظر در تمام حالتهای مختلف؛ و حساسیت در برخورد با خون و مالهای حرام شده؛ و خودکنترلی شرعی؛ و به آماده سازی برای پاسخگوئی در دادگاه قیامت بر می گردد؛ «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنفِقُوا خَیْراً لِّأَنفُسِکُمْ» (تغابن/۱۶) پس آن قدر که در توان دارید از خدا پرهیز کنید، و بشنوید و بپذیرید، و اطاعت کنید. و بذل و بخشش کنید،  (انجام این کارها) به سود شما خواهد بود.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ  

 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


[۱]  پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

[۲] قرطبی، محمّد، الجامع لأحكام القرآن، تحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، ج۱۶، ص۲۸۷، دار الكتب المصرية، القاهرة، چاپ دوّم، ۱۳۸۴ق /  الموسوعة الفقهية الكويتية ، ج۴ ، ص۲۱۷٫/  قال الإمام القرطبي رحمه الله : قد يجوز قتل الترس، ولا يكون فيه اختلاف إن شاء الله، وذلك إذا كانت المصلحة ضرورية كلية قطعية. فمعنى كونها ضرورية، أنها لا يحصل الوصول إلى الكفار إلا بقتل الترس. ومعنى أنها كلية، أنها قاطعة لكل الأمة، حتى يحصل من قتل الترس مصلحة كل المسلمين، فإن لم يفعل قتل الكفار الترس واستولوا على كل الأمة. ومعنى كونها قطعية، أن تلك المصلحة حاصلة من قتل الترس قطعا.

([۳]) المبدع ۳/۳۲۳  ./ وإن تترسوا بالمسلمين لم يجز رميهم كأن تكون الحرب غير قائمة ، أو لإمكان القدرة عليهم بدونه ، أو للأمن من شرهم إلا أن يخاف على المسلمين مثل كون الحرب قائمة أو لم يقدر عليهم إلا بالرمي فيرميهم

[۴] القرافی، شهاب الدين أبو العباس أحمد بن أبي العلاء،  الذخيرة  ١ /١٥٠ /  تفسير القرطبي (١٦/ ٢٨٧)

([۵]) الجامع لأحكام القرآن ۱۶/۲۸۷ ، ۲۸۸ . / ” ومعنى كونها قطعية : أن تلك المصلحة حاصلة من قتل الترس قطعاً “

([۶]) الأم ۸/۳۷۹ . / ” ولو تترسوا بمسلم رأيت أن يكف إلا أن يكونوا ملتحمين ، فيضرب المشرك ويتوقى المسلم جهده “

([۷]) مغني المحتاج ۶/۳۳ . / ” .. وإلا بأن دعت ضرورة إلى رميهم بأن تترسوا بهم حال التحام القتال بحيث لو كففنا عنهم ظفروا بنا وكثرت نكايتهم جاز رميهم حينئذ في الأصح المنصوص ويقصد بذلك قتال المشركين ونتوقى في المسلمين وأهل الذمة بحسب الإمكان “.

[۸] البحر الرائق شرح كتر الدقائق ومنحة الخالق وتكملة الطوري ۵/۸۲  / المغني لابن قدامة ٩ /٢٨٨ / العناية شرح الهداية  ١ /٣٨٢  /   والمبسوط للسرخسي ١٠/ ١٥٤ /كشاف القناع عن متن الإقناع / ٣/٥١ / في العناية “: إذَا تترس الْكُفَّار بِأُسارى الْمسلِمِين فَإِنه يباح الرمي إلَيهِم بِشرطِ أَنْ يكُونَ قَصدهم الرمي إلَى الْكُفَّارِ فَيجعلَ كَأَنهم رمـوا إلَـى الْكُفَّار

[۹]  الأم للشافعي ٤ /٢٥٨  / والحاوي الكبير   ١٤/ ١٨٧ / ومختصر المزني  ٨ /٣٧٨ /  روضة الطالبين وعمدة المفتين (١٠ /٢٤٦  / وتحفة المحتاج في شرح المنهاج وحواشـي الشرواني والعبادي ۹/۲۴۲ / ونهاية المحتاج إلى شرح المنهاج ۸/۶۵

([۱۰]) المبسوط ۱۰/۶۶ ./ ” .. إلا أن على المسلم الرامي أن يقصد به الحربي ؛ لأنه لو قدر على التمييز بين الحربي والمسلم فعلاً كان ذلك مستحقاً عليه فإذا عجز عن ذلك كان عليه أن يميز بقصده “

([۱۱]) المغني ۹/۲۳۲ ./ قال ابن قدامة : ” وإن دعت الحاجة إلى رميهم للخوف على المسلمين جاز رميهم ؛ لأنها حالة ضرورة ، ويقصد الكفار

([۱۲]) مجموع الفتاوى ۲۸/۵۳۷ . / وقال شيخ الإسلام : ” فإن الأئمة متفقون على أن الكفار لو تترسوا بمسلمين ، وخيف على المسلمين إذا لم يقاتلوا ، فإنه يجوز أن نرميهم ونقصد الكفار”. / همچنین البهوتي حنبلی می گوید: ” إلا أن يخاف علينا من ترك رميهم فقط، فيرميهم نص عليه للضرورة ، ويقصد الكفار بالرمي ؛ لأنهم هم المقصودون بالذات “( كشاف القناع ۳/۵۲ ) ابن نجیم می گوید:  .. لكن نقصد الكفار بالرمي دون المسلمين، لأنه إن تعذر التمييز فعلا فقد أمكن قصدا، والطاعة بحسب الطاقة. (البحر الرائق شرح كنز الدقائق ومنحة الخالق وتكملة الطوري ۵/۸۲٫)

[۱۳] روضة الطالبين: ۱۰/۲۴۶٫ / لو تترس الكفار بمسلمين من الأسارى وغيرهم؛ نظر إن لم تدع ضرورة إلى رميهم واحتمل الحال الإعراض عنهم؛ لم يجز رميهم

[۱۴] الكافي في فقه الإمام أحمد ۴/۱۹۳/ فإن كان فيهم مسلمون، فأمكن الفتح بدون ذلك، لم يجز رميهم، لأنه تعريض لقتلهم من غير حاجة، وإن لم يمكن بدونه جاز، لأن تحريمه يفضي إلى تعطيل الجهاد

[۱۵] أبو اسحاق إبراهيم بن علي بن يوسف الشيرازي، اللمع في أصول الفقه  ص ۸۸ / .قال الشيرازي الشافعي “: اعلم أن الإجماع لا ينعقد إلا على دليل فـإذا رأيت إجماعهم على حكم علمنا أن هناك دليلا جمعهم سـواء عرفنـا ذلك الدليل أو لم نعرفه ويجوز أن ينعقد عن كل دليل يثبت به الحكـم كأدلة العقل في الأحكام ونص الكتاب وا لسنة وفحواهما وأفعال رسول االله صلى االله عليه وسلم وإقراره والقياس وجميع وجوه الاجتهاد،”

[۱۶] البخاري (۲۱۱۸)، ومسلم (۲۸۸۴)

دیدگاهتان را بنویسید