در دارالاسلام ایران عامل هویت بخش مسلمین چیست؟

در دارالاسلام ایران عامل هویت بخش مسلمین چیست؟

به قلم: مسعود سنه ای

برای یک انسان «هویت» مجموعه ای از عقاید و نگرشها و ویژگیهای خاصی است که او را از دیگران متمایز می کند و زمانی که مسلمین از «هویت» صحبت می کنند بدون آنکه کسی مخالف باشد همه ی فرقه ها و مذاهب اسلامی می گویند هویت ما «اسلام» و عقاید اسلامی است .

به نظر شما چه چیزی سلمان فارسی و محمد عربی و بلال حبشی و صهیب رومی و جابان الکوردی  را از ابولهب عمومی پیامبر و ابوجهل متمایز می کرد؟ تنها اسلام بود.

در اینجا ابولهب عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم با آنکه در نژاد به رسول الله صلی الله علیه وسلم نزدیکترین بود، و با آنکه آذر پدر سیدنا ابراهیم علیه السلام بود و با آنکه نوح علیه السلام دارای پسری ناخلف بود اما نژاد نتوانست اینها را به هم گروه بزند و عامل هویت بخشی «نژاد» نبود، بلکه  هویت مسلمین را «اسلام» تعیین می کرد.

با این وصف «خودی» یعنی کسی که مسلمان است و «غیر خودی» یعنی کسانی که از دایره ی اسلام خارج هستند. معیار «اسلام» است نه نژاد یا طبقه ی اقتصادی و حکومتی و …. و هویت یک مسلمان  مقوله ای عقیدتی است و ربطی به خون و نژاد و رنگ پوست و … ندارد و تمام مسائل دیگر چون وطن و برادری و روابط داخلی و خارجی و … بر اساس هویت اسلامی تعریف می شود.

اسلام به جای هویت نژادی و وطن نژادی به ما «دارالاسلام» را معرفی می کند و این «دارالاسلام» سقفی است برای تمام کسانی که در این منزل سکونت دارند و فرق ندارد این مسلمین اداره کننده ی «دارالاسلام»  مثل طالبان ملاعمر حنفی است یا مثل فاطمی های زمان صلاح الدین ایوبی شیعی فاطمی است یا … مهم این است که این شخص مسلمان باشد و مجری قوانین اسلامی بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد؛ در برابر این دار و سرزمین هم تنها «دارالکفر» وجود دارد که مجری قوانین کفری است و فرق ندارد این مجریان قوانین کفری هم نژادهای ما باشند یا دیگرانی که خود را بر ما تحمیل کرده اند.  

 دارالاسلام ایران دارای دو قانون مجزاست: یکی قانون اساسی که بر اساس مذهب شیعه ی جعفری است  و دیگری قوانین محلی و منطقه ای که در مناطق حنفی نشین بر اساس مذهب حنفی و در مناطق شافعی نشین نیز بر اساس مذهب شافعی است.

جهت ارتباط تمام لهجه ها و قومیتهای مختلف نیز از قرن چهارم به بعد زبانی مشترک از قومیتهای مختلف ایرانی تولید شد که اسم آن را «فارسی» گذاشتند چون رسول الله صلی الله علیه وسلم به تمام قومیتهای آن زمان حکومت ساسانی که از تیسفون در عراق شروع می شد و به مرزهای چین ختم می شد عنوان «فارس» داده بود .

یعنی  شما در هیچ جای این سرزمین نژادی به نام فارس پیدا نمی کنید حتی در استان فارس، بلکه کسانی از قومیتهای مختلف را می بینید که در کنار زبان مادری خود جهت ارتباط با دیگر قومیتها با این زبان مشترک صحبت می کنند، مثل بخشی از هندی ها که امروزه در پاکستان و هندوستان با زبان «اردو»(به معنی زبان ارتش) صحبت می کنند که این زبان از مشترکات زبانهای قومیتهای مختلف موجود در ارتش مسلمین درست شد.

به این شکل در کنار به رسمیت شناختن خورده فرهنگهای مختلف، هویت مسلمین در دارالاسلام ایران با اسلام و حتی با مذهب آنها به رسمیت شناخته شده است؛ یعنی فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی و … شافعی ها و حنفی ها و زیدی ها و حنبلی ها و جعفری ها در دایره ی «مذهب» آنها تعریف می شود نه در دایره ی «نژاد» آنها.

باید بدانیم در دارالاسلام ایران تنها دو گروه هستند که هویت نژادی را در برابر هویت اسلامی قرار داده اند: یکی احزاب سکولار (مشرک) و دیگری گروههای سکولارزده (دارودسته ی منافقین) هستند.

دیدگاهتان را بنویسید