قالب روابط و حمایت دارالاسلام ایران از امارت اسلامی افغانستان

قالب روابط و حمایت دارالاسلام ایران از امارت اسلامی افغانستان   

به قلم: فیض احمد هراتی

حمایت دارالاسلام ایران از گروهها و حکومتهای مختلف اسلامی، تابع نگرش آنها به اتحاد مذاهب مختلف اسلامی بر اساس معیارهای مشترک، و پرهیز از تفرق، و تمرکز بر کفار سکولار و اشغالگر جهانی به رهبری آمریکا به عنوان دشمنان اصلی و «سر افعی» بوده است.

اسامه بن لادن تقبله الله از آمریکا به عنوان «سر افعی» یاد می کرد و سید قطب تقبله الله نیز از آمریکا به عنوان «شیطان بزرگ» نام می برد؛ به همین دلیل بیداری اسلامی جبهه ای است که بر اتحاد و سپس وحدت اسلامی و تمرکز بر این دشمن اصلی است که در این زمان نقش قریش در زمان جاهلیت را بازی می کند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم با تمرکز بر این «سر افعی» با یهودیان مدینه و نصرانی های نجران و مجوس الاحساء و مشرکین بنی خزاعه و بنی ضمره و… متحد شد و توانست با تشکیل جبهه ی متحدی بر این «سر افعی» پیروز شود.  

در این صورت اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم توانست با اتحاد بر مشترکات ناچیزی که با این کفار در زمینه های دنیوی داشت بر علیه «سر افعی» زمان خودش به چنان قدرت و پیروزی دست پیدا کند، بدون شک ما مسلمین با تمرکز بر هزاران مشترکات دینی و آنهمه منافع دنیوی آسانتر می توانیم با اتحادی اسلامی دست پیدا کنیم و بر «شیطان بزرگ» و «سر افعی» زمان خود یعنی آمریکا و متحدینش به عنوان دشمنان مشترک تمام مذاهب اسلامی پیروز شویم.

دارالاسلام ایران با این نگرش و قالب، از همان ابتدای تشکیل آن و به مدت چهار دهه دیپلماسی خارجی خود را با کشورها و احزاب کافر و کشورها و جماعتهای اسلامی شکل داده است.

در اینجا، خود این کشورها و احزاب و جماعتهای اسلامی و غیر اسلامی هستند که تعیین می کنند دارالاسلام ایران چگونه برخوردی با آنها داشته باشد. به عنوان مثال حماس  و جهاد اسلامی در میان فلسطینی های شافعی مذهب در این ۴ دهه خودشان تعیین کرده اند که دارالاسلام ایران یک حامی و پشتیبان صادق آنها باشد؛ و دارالاسلام ایران هم برای این حمایت هزینه های زیادی را متحمل شده است اما هرگز لحظه ای دست از حمایت این برادران اهل سنت ما در فلسطین برنداشته است.  

در برابر، به عنوان مثالی دیگر، با آنکه دارالاسلام ایران به ابومصعب زرقاوی در ایران پناه داد و بعد او را در جنگ با آمریکا حمایت کرد و حتی مدتی ابومصعب زرقاوی با گروه شیعه مذهب صدر در کربلا و نجف بر علیه اشغالگران آمریکائی و انگلیسی جنگید اما زمانی که تفکر نجدیت خود را آشکار کرد و تمام شیعیان را مشرک و مرتد خواند و به اعتماد ایران خیانت کرد و بدون توجه به نصایج شیخ اسامه بن لادن تقبله و سایر رهبران القاعده جنگ خود را متوجه شیعیان و سایر گروههای اهل سنت کرد، می بینیم که واکنش ایران و حتی سایر جماعتهای اهل سنت جهادی هم با او تغییر کرد.

در اینجا ابومصعب زرقاوی و حزب او که منجر به تشکیل دولت اسلامی بغدادی شد، خودشان تعیین کردند که دارالاسلام ایران و حتی امارت اسلامی افغانستان و سایر جماعتهای جهادی چگونه برخوردی با آنها داشته باشند.

  امارت اسلامی افغانستان نیز که در این دو دهه بر علیه آمریکا و ناتو جهاد کرده نشان داده است که از همین دیپلماسی دارالاسلام ایران در برخورد با «سر افعی» زمان ما و اتحاد اسلامی با تمام مذاهب اسلامی و پرهیز از هر گونه جنگ داخلی میان مسلمین پیروی می کند.

همین «قالب» و رویه ی مشترک باعث حمایتهای دارالاسلام ایران در اشکال مختلف به امارت اسلامی افغانستان شده است. امارت اسلامی افغانستان، مولوی اختر منصور رحمه الله یکی از رهبران خود را در تحکیم این روابط صحیح اسلامی میان دارالاسلام ایران و دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان فدا کرده است.

امروزه که امارت اسلامی افغانستان ظرفیتهای لازم درونی برای مقابله و مقاومت در برابر «سرافعی» معاصر را پیدا کرده  و مسلمین شیعه و سنی افغانستان هم با حسن نیت به آن روی آورده اند و از حمایتهای قوی مردمی برخوردار است امید می رود روابط آن با دارالاسلام ایران از حالت اتحاد اسلامی به وحدت اسلامی ارتقاء یابد و مایه ی چشم روشنی و بازگشت ابهت و عزت از دست رفته ی مسلمین در جهان و منطقه شوند.  

دیدگاهتان را بنویسید