به بهانه ی تکرار تجربیات بوگیرها در نظام دموکراسی احزاب سکولار یا مشرکین: اینبار در تونس

به بهانه ی تکرار تجربیات بوگیرها در نظام دموکراسی احزاب سکولار یا مشرکین: اینبار در تونس

ترجمه سخنرانی تصویری: شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله [۱]

بسم الله و الحمدلله ؛ اما بعد: اسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در برخورد با نظام حکومتی سکولاریستها یا اَلْأَحْزَاب یا مشرکین تنها روش، روش انقلابی است؛ و رفتن به مسیر اصلاحگری و بازی های سیاسی رایج دموکراسی خواهان در واقع حرکت در مسیر انحراف و فریب مسلمین و کمک به طولانی شدن عمر سکولاریستهاست.

الله تعالی در بدترین حالتِ محدودیت و شکنجه ی مسلمین در دارالکفر مکه به رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند که خطاب به اَلْأَحْزَاب سکولار کافربگوید: لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (کافرون/۶) یعنی: ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت ۴- مجازات و پاداش شما مال خودتان و آن ۴ تای مال دین خودم برای خودم؛ نه من با اطاعت از این قوانین کفری به جای قوانین الله به عبادت شما می پردازم نه شما هم حاضر هستید از قوانین شریعت الله و حاکمیتی که بر اساس این قوانین شکل گرفته است اطاعت کنید؛ پس مال خودتان برای خودتان و مال خود برای خودم ….

چرا؟ چون اصل برای سکولاریستها: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/۲۱۷) است. یعنی: جنگ مسلحانه تا اینکه مسلمین را از محتوا و مفاهیم ۴گانه ی دین خالی کنند و برگردانند. پس هر گونه مداهنه و سازشی مثل آنچه  شوراي مردمان تركستان در شهر «قوقان»در وادي فرغانه ازبكستان در سال ۱۳۳۶ق(۱۲۹۶ش/ ۱۹۱۷ن) مرتکب شد،یا مثل آنچه«كمیسريت مركزي مسلمانها» درشهر «قازان» تاتارستان در سال رمضان سال ۱۳۳۶ق (۱۲۹۷ش/۱۹۱۸ن) مرتکب شدند، یا مثل آنچه جبهه نجات اسلامی الجزایر بین سالهای ۱۳۹۰ق(۱۳۵۰ ش) رجب سال۱۴۱۲ق(۱۳۷۰ش) انجام داد، یا مثل انچه که حزب مورسی در مصر یا الغنوشی در تونس در همین نزدیکی ها انجام دادند یا مشابهین آنها در سراسر دنیا انجام می دهند هرگز منجر به منصرف کردن این سکولاریستها از این سیاست کلی حذفگرائی نمی شود و اَلْأَحْزَاب یا سکولاریستها تنها به کنار زدن مسلحانه ی قوانین شریعت الله از اداره ی زندگی حکومتی و اجرائی جامعه راضی هستند.  

اصل برای مسلمین هم، ابتدا برائت از سکولاریستها و اَلْأَحْزَاب، و کفر به اَلْأَحْزَاب و سکولاریستهاست؛ ابتدا از خودشان بعد از عقایدشان: إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ (ممتحنه/۴) ما از شما و از چیزهائی که بغیر از خدا عبادت می کنید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنائیم و به شما کفر کرده ایم و شما را پوشانده ایم انگار برای ما در روی زمین وجود ندارید.

این مرحله مثل دوران مکی یا دوران ابراهیم علیه السلام است که مسلمین قدرت حکومتی و دارالاسلامی ندارند که به آن هجرت کنند، یا هست و جزو مستضعفین دارای عذری هستند که توان هجرت ندارند؛ به همین دلیل ابتدا برائت از اَلْأَحْزَاب مختلف سکولار یعنی برائت از تمام نهادهای اداری و حکومتی آنها صورت می گیرد مثل: برائت از پارلمان و دارالندوه های آنها (همچنانکه عمر بن خطاب که در پارلمان اَلْأَحْزَاب مکه به عنوان نماینده ی قوم بني عدي حضور داشت و علاوه بر آن وظایف سفیر قریش و وزیر امورخارجه را نیز عهده دار بود بعد از ایمان آوردن دیگر وارد این پارلمان نشد و در آن حضور پیدا نکرد)؛ یا برائت از حاکم شدن و سلطان و رهبر شدن سکولاریستها با قوانین سکولاریستی (مثل آنچه که مشرکین به رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد دادند)[۲].

لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (کافرون/۶) در همان ابتدای بعثت نازل شد و امر به : فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ‏(حجر/۹۴) پس آشکارا بیان کن آنچه را که بدان فرمان داده می‌شوی و از اَلْأَحْزَاب یا مشرکان سکولاریستها روی بگردان و به آنها اعتناء مکن نیز باز در همان دوران پرمشقت مکه و بی حکومتی نازل شد که یکی از هزینه های این انقلابیگری و مقاومت، محاصره ی اقتصادی و اجتماعی مسلمین در شعب ابی طالب و شکنجه کش کردن کسانی چون سمیه رضی الله عنه بود.

آزمایشهای مختلف مسلمین از همین دوران شروع می شود و کسانی چون ابراهیم علیه السلام در همین دوران حاکمیت سکولاریستهاست که به آتش انداخته می شوند. یا امثال نوح علیه السلام بعد از آنهمه تبلیغ به ناچار شاهد نابودی قوم سکولارش می شود. یا رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لَقَدْ أُخِفْتُ فِي اللَّهِ وَمَا يُخَافُ أَحَدٌ، وَلَقَدْ أُوذِيتُ فِي اللَّهِ وَمَا يُؤْذَى أَحَدٌ.[۳]همانا آنقدر در راه الله ترسانده شده‌ام که کسی این‌چنین ترسانده نشده است، و آنقدر در راه الله اذیت و آزار به من رسانده شده که هیچ کسی چنین اذیت و آزاری به خود ندیده است.

پس این کناره گیری از نهادهای مختلف قدرت حکومتی سکولاریستها در سیره ی انبیاء و پیامبر خاتم علیهم الصّلاة و السّلام و تمام پیروان صادق آنها در این مرحله ای که کاملاً در تنگناه قرار گرفته اند و آنهمه هزینه برای مومنین در بر دارد واضح و روشن است؛اما کناره گیری به معنی گوشه گیری و نا امیدی و چشم انتظاری و راضی شدن به حاکمیت اَلْأَحْزَاب سکولار نیست، بلکه به معنی انکار موجودیت سکولاریستها و حاکمیت سکولاریستها و جهاد تا زمان نابودی این سکولاریستها و تشکیل دارالاسلام و حاکمیت قوانین شریعت الله و به معنی صبر همراه با جهاد و مبارزه ی متداوم و زمینه سازی انقلابی جهت نابودی اَلْأَحْزَاب سکولار و عقاید فاسد آنهاست.

در این مرحله ی برائت و بیزاری از حاکمیت و نهادهای مختلف حکومتی سکولاریستها، کفار سکولار حاکمیت را در دست دارند و مومنین هم در حال انقلاب هستند. انقلاب نه اصلاحات و رفورم در نهادهای حکومتی اَلْأَحْزَاب سکولار. انقلابی تدریجی و ریشه ای جهت نابودی ریشه ای سکولاریستها و حاکمیت سکولاریستها  که خود به خود منجر به نابودی باورهای سکولاریستها می شود.

زمانی که الله تعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم آشکارا از سکولاریستها یا اَلْأَحْزَاب یا مشرکین اعلام برائت و بیزاری کرده اند: أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ (توبه/۳) هر کسی که ابتدا از خود سکولاریستها و نهادهای مختلف اداری و حکومتی آنها دوری و برائت نکند بر خلاف امر الله عمل کرده و مرتکب امر حرامی شده که قطعاً در صورت آگاهی و عمدی و اختیاری بودن به کفر به طاغوت آنها و اصل دین آنها صدمه خواهد زد.

هر گونه مشارکت در نهادهای مختلف حکومتی طاغوتهای سکولار حاکم بر سرزمینهای اسلامی و مشغول شدن به اصلاحات و رفورم در واقع دادن اطاعت خود به آنها و قوانین سکولاریستی آنها و رونق بخشیدن و موجه جلوه دادن حاکمیت و قوانین سکولاریستی آنها و موجه جلوه دادن جدائی قوانین شریعت الله تعالی از امور حکومتی و گرفتن اطاعت از دستورات الله تعالی و دادن این اطاعت به دین سکولاریسم و سکولاریستها و تسلیم شدن به حاکمیت و قوانین سکولاریستها و در نهایت طولانی کردن عمر حاکمیت سراسر جنایت و ظلم سکولاریستهاست.

در این مرحله به بهانه های مکارانه ی انتخاب خوب میان بدها[۴] یا انتخاب بد جهت پرهیز از بدتر یا سایر شبهاتی که دارودسته ی منافقین جهت فریب مسلمین از مشارکت در نظام طاغوتی سکولاریستهای حاکم بر سرزمینهای اسلامی می آورند هیچ توجیه شرعی ندارند و صرفاً شبهات بی اساس عقلی هستند که سعی دارند مسلمین را تبدیل به بوگیرهای نظام حکومتی سکولاریستها و نهادهای مختلف حکومتی سکولاریستی کنند و آشکارا در برابر منهج صحیح انبیاء قرار گرفته اند.

 به رسول الله صلی الله علیه وسلم وزارت یا رئیس فلان اداره و … را پیشنهاد نکردند بلکه رهبریت و حاکم شدن کل جامعه را در سایه ی قوانین سکولاریستی سفارش کردند. آیا دارودسته  ی منافقین که شریک جرمهای اَلْأَحْزَاب مختلف سکولار و حکومتهای مختلف سکولاریستی هستند از اینهمه دروغ و حیله گری و عوام فریبی و خیانت به ملت و دین با شعارهای شبه اسلامی شرم نمی کنند؟

حضور این بوگیرهای دستشوئی در نهادهای مختلف نظامهای فاسد سکولاریستی، نوعی ضربه زدن به اسلام نیز هست. چون اسلام را چنان به مردم عوام نشان می دهند که این اسلام نیز جزئی از این نظام فاسد و ظالمی است که مردم به آن گرفتار شده اند.

 این مسلمین و گروههای به ظاهر اسلامگرای سکولار زده به جای اینکه روش انقلابی انبیاء را جهت عوض کردن و نابودی این نظام در پیش بگیرند خودشان جزئی از این نظام و بازی های سکولاریستی اَلْأَحْزَاب مختلف و متعدد این نظام می شوند. در اینجا دیگر شعارهای آنها مبنی بر اینکه اسلام نظامی فراگیر و کامل و … است و صدها کتاب و سخنرانی آنها برای ما اعتباری ندارد چون عمل آنها این گفته های آنها را رد می کند.

در مرحله ی دوم که مسلمین همچون سکولاریستها دارای قدرت حکومتی و دارالاسلام هستند، بعد از دعوت، اصل بر جنگ مسلحانه تا نابودی موجودیت سکولاریستهای غیر معاهد گذاشته می شود که این اصل بر اساس میزان قدرت نظامی دارالاسلام بر زمین تطبیق پیدا می کند: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ (توبه/۵) آنهم تا کی؟: فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ (توبه/۵) تا زمانی که مسلمان شوند و جهت نشان دادن این اسلام خود نماز را برپای دارند و زکاتی که متعلق به حاکمیت  و حق الناس هست را بپردازند.

این در حالی است که روش عمل با کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب، بر اساس رفورم و اصلاحات تدریجی است. یعنی روشی کاملا مخالف با روش برخورد با اَلْأَحْزَاب سکولار یا مشرکین.

چون پیروان شریعتهای اهل کتاب در واقع پیروان اسلام و مسلمین منحرفی هستند که بر خلاف مشرکین یا اَلْأَحْزَاب یا سکولاریستها، تحت شرایطی موجودیت این اهل کتاب و حتی شبه اهل کتاب تحمل و تضمین می شود، و استراتژی حکومتی دارالاسلام با این کفار بر محور رفع مشکلات اقتصادی «أَطعَمَهُم مِن جوعٍ» و تامین امنیت «وَآمَنَهُم مِن خَوفٍ» جهت فراهم کردن زمینه های آزادی در عبادت در مفهوم وسیع و شرعی آن برای الله است «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ».

دادن استقلال درونگروهی و به رسمیت شناختن عقاید کفار اهل ذمه  و اهل عهد و ضمانت آزادی عمل بر اساس عقاید خودشان و بخصوص تامین امنیت عقیدتی و رفتاری این دسته از کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب اهل ذمه دستور الله تعالی است که به دنبال خود مساله ی رعایت حقوق فردی و اجتماعی آنها بر اساس عقایدشان را می طلبد که یکی از مهمترین این حقوق، عدالت قضائی است.

پس حق دادخواهی در دارالاسلام تنها مختص به شهروندان مسلمان نیست و مراجع رسیدگی به شکایات هم یکی نیست چون «در مواردی» نزد هر یک از کفار اهل ذمه حقهای مختلفی وجود دارد که با آن یکی فرق دارد و نزد مسلمین نیز حق چیز دیگریست.

به عنوان مثال مسلمان حق نگه داشتن اشیاء حرام و خرید و فروش آن را ندارد؛ اما ذمی چون به حرمت آن معتقد نیست این حقوق را پیدا می کند.[۵] حالا اگر در این زمینه و موارد مشابه دچار اختلاف شدند و نیاز به رسیدگی قضائی داشتند باید به شکایات آنها بر اساس عقاید خودشان رسیدگی شود . چون در قانون شریعت الله تعالی در این زمینه های خاص اصلاً حکمی وجود ندارد و یا حکم شریعت الله تعالی در اساس با آنچه که نزد این کفار اهل ذمه وجود دارد در تضاد است و حکم الله تعالی نازل شده که این احکام را نابود کند. 

علاوه بر این و در موارد دیگر: مساله بر سر قضاوت بر سر زره دزدی شده و رفتن امیرالمومنین علی ابن ابی طالب رضی الله عنه به همراه یک یهودی نزد قاضی شریح بن حارث کندی نیست. (علی ابن ابی طالب رضی الله عنه در این زمان خلیفه ی مسلمین و بالاترین مقام حکومتی بود.) اینکه دزد یا زناکار یا شرابخور یا قاتل و غیره چه کسی است فرق دارد با آنکه حکم دزد و زناکار و شرابخور و قاتل و … مثلاً نزد یهودیت یا نصرانیت یا مجوس یا شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم چیست؟ چون اسلام در دارالاسلام امنیت عقیده و عمل و حکم و قضاوت بر اساس قوانین کفار اهل ذمه اهل عهد برای خودشان را پذیرفته است و در جزای این تامین امنیت از بسیاری از آنها جزیه هم می گیرد.

حالا اگر این کفار اهل ذمه یا اهل پیمان در اینگونه موارد جهت قضاوت نزد مسلمین آمدند، مسلمینی می توانند قضاوت در میان آنها را بپذیرند یا نپذیرند و آنان را به احکام شریعت و مختصات مذهب خودشان و قاضی آگاه به مذهبشان ارجاع دهند[۶]: فَإِن جَآؤُوکَ فَاحْکُم بَیْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ (مائده/۴۲) اگر ایشان نزد تو آمدند (و داوری از تو خواستند) در میانشان داوری کن یا از ایشان روی بگردان و (کاری به داوری آنان نداشته باش).  چون داوری در اینگونه مسائل تنها تعیین خطاکار نیست بلکه دادن حکم نیز هست و نمی توان کفار اهل ذمه یا اهل پیمان را ملزم به پذیرش احکام اسلامی کرد.

الله تعالی می فرماید: قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَیْءٍ حَتَّىَ تُقِیمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْکُم مِّن رَّبِّکُمْ (مائده/۶۸) بگو : ای اهل کتاب! شما بر هیچ نخواهید بود (و ارزشی ندارید)، مگر آن که تورات و انجیل و آنچه از سوی پروردگارتان (به نام قرآن) برایتان نازل شده است برپا دارید.

 پس یهودی که بر اساس تورات یا قانون شریعت خاتم حکم نمی دهد هیچی نیست. بلکه سکولاریستی است بی ارزش مثل رژیم صهیونیستی. یا نصرانی که بر اساس منابع مورد پذیرش نصرانیت یا شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم حکم نمی دهد بی ارزشی است که در جایگاه سکولاریستها قرار می گیرد. این برای کسانی که امروزه یهودی زاده و نصرانی زاده و مسلمان زاده های سکولار را جزو یهودی ها یا نصرانی ها یا مسلمین می دانند و حکم یهودی یا نصرانی یا مسلمین را بر این سکولاریستها تطبیق می دهند خیلی مهم و پایان دهنده ی این اشتباه فاحش آنهاست.

 امام قرطبی به نقل از زُهری و سمرقندی سنت را بر این می داند که اهل کتاب در حقوق  و مواریث به اهل دینشان ارجاع داده شوند، مگر اینکه خود آنان مایل به حکم خداوند باشند که در این صورت با حکم قرآن بین آنان قضاوت می شود.[۷]

به این شکل در دارالاسلام در کنار دادگاه های اسلامی به کفار اهل ذمه و پیمان حق داشتن دادگاه های ویژه رسیدگی به دعاوی آنان داده می شود و در دعاوی خود و قضاوت، براساسِ موازین مورد قبول خود، از استقلالِ قضایی و از قدرت اجرای احکام نیز برخوردارند، یعنی هم استقلالِ در قوانین مختص به مذهب خود دارند و استقلالِ محاکم و ساختار قضایی، همچنانکه در سیستم آموزشی و عبادی و فرهنگی و … به آنها خودمختاری درونگروهی بر اساس مختصات مذهبی آنها به آنها داده شده است.

مسلمین در این زمینه ذخایر مهمی در فقه خود دارند چه در جاهائی که این کفار در روستاها یا شهرهای دور از مکان زندگی مسلمین به سر برده اند و چه در شهرها یا روستاهای مسلمان نشین که این کفار در محله ها و یا مکانهای مختص به خودشان زندگی کرده اند. حتی در مناطقی که یک مذهب از مسلمین هم حاکم بوده باز به مذاهب دیگر اسلامی در مختصات مذهبی آنها آزادی های خاص داده شده است. امروزه ما می توانیم چیزی شبیه به این ساختار را در قانون اساسی و دادگاههای متعلق به مذاهب مختلف اسلامی در دارالاسلام ایران را به عنوان یک الگوی مقدماتی مشاهده کنیم.

علاوه بر این و در دارالکفرهای متعلق به اهل کتاب و بخصوص در هنگام ضرورت، و بر خلاف نظام سکولاریستی، یک مسلمان می تواند در خارج از دارالاسلام نیز جهت خدمت به اهداف مومنین بر کفار اهل کتاب حاکمیت داشته باشد، و طبعاً در این دارالکفر احکام بر اساس شریعت همین کفار اهل کتاب خواهد بود. مثل حاکمیت نجاشی رضی الله عنه در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم که بر دارالکفر نصرانی حبشه که ایمان خودش را هم کتمان کرد.[۸]

در کنار این ما می بینیم که مهاجرین در حبشه به ارتش کفار طرفدار نجاشی رضی الله عنه در برابر ارتش مخالفین آنها یاری رساندند. چون توطئه های عمروعاص و عبدالله بن ابی‌ربیعه نماینده های اَلْأَحْزَاب سکولار قریش بین بزرگان حبشه اختلاف درست کرده بود و مخالفین نجاشی رضی الله عنه می خواستند محدودیتهای بیشتری برای مسلمین مهاجر به وجود بیاورند[۹] و ارتش مهاجمی از کفار …. به ارتش دارالکفر تحت حاکمیت نجاشی حمله کرده بود . به همین دلیل صحابه با خود مشورت کردند که یکی از ما برود و خبری بیاورد و در صورتی که به ما نیازی باشد، ما نیز به کمک نجاشی بشتابیم، و زبیر جوان انتخاب شد و به میدان جنگ نزدیک شد، صحابه برای فتح و پیروزی نجاشی دعا می‌کردند، بعد از چند روز زبیر بازگشت و خبر پیروزی نجاشی را نوید داد[۱۰] به هر حال، کمک به ارتش کافر نجاشی رضی الله عنه در واقع کمک به خودشان بود.

علاوه بر این زمانی که الله تعالی کفار اهل کتاب نصرانی (دشمنان شماره ۳) را بر کفار شبه اهل کتاب مجوس (دشمنان شماره ۲) نصرت و یاری می دهد و مومنین به خاطر این نصرت و یاری الله تعالی خوشحال می شوند: وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ ۚ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (روم/۴-۵) پس یاری رساندن الله تعالی و مومنین به دشمنان شماره ۳ بر علیه دشمنان شماره ۲ و طبعاً بر علیه دشمنان شماره یک (لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مائده/۸۲)) در واقع یاری رساندن به مومنین است.

این سوره ی روم در مورد دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان در همان سالهای ابتدائی بعثت و در مکه نازل شد. یعنی مومنین قبل از دهها حکم و صدها سنتی که در مدینه یاد گرفتند دشمن شناسی شرعی را یاد گرفته بودند. دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان، اولویتی که هم اکنون حتی بسیاری از کسانی که چندین سال درس دینی هم خوانده اند نسبت به آن جاهل و بی خبر هستند.

پائین تر از این هم خیلی عادی است که افرادی چون صلاح الدین ایوبی شافعی مذهب رحمه الله وزارت جنگ و حتی وزیر اعظمی حکومتی اهل بدعت از مسلمین چون حکومت شیعیان اسماعیلی در مصر را جهت ۱- خدمت به حاکمیت «۳ابزار»برتر ۲- و خدمت به اهداف بلند مدت مومنین ۳- و مدیریت دارودسته ی منافقین  4- و جلوگیری از اشغالگری کفار آشکار خارجی، بپذیرد. چون به حکم ضرورت، مذاهب مختلف اسلامی نیز موجودیت آنها به امید رسیدن به اجماع واحد و جماعت واحد و وحدت اسلامی و یکی شدن در شورای اولی الامر متکی به قدرت حکومتی یکی از «۳ابزار»برتر پذیرفته می شود.

در این صورت همچنانکه اَلْأَحْزَاب سکولار یا مشرکین در مواردی با سایر کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب تفاوتهائی دارند در مساله ی مشارکت در نظامهای حکومتی نیز تفاوتهای فاحشی وجود دارد و نمی توان همچنانکه با کفار اهل کتاب برخورد می شود با کفار سکولار هم برخورد کرد و تنها جاهلین یا دارودسته  ی منافقین تمایل به برهم زدن این اختلاف فاحش دارند.

کار کردن برای الله باید به آن شیوه ای باشد که خودش می خواهد و تنها از راهی که الله تعالی نشان داده است می توانیم رضایت الله و خدمت به دین الله و بندگان الله را به دست بیاوریم نه مسیری که دشمنان قانون شریعت الله و بخصوص سکولارزده های به ظاهر اسلامگرا درپیش گرفته اند.

أَفَمَن یَمْشِی مُکِبّاً عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن یَمْشِی سَوِیّاً عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ‏(ملک/۲۲) آیا آن کسی که سروته و بر روی چهره و صورتش راه می‌رود راهیاب‌تر است، یا کسی که بر پا ایستاده و درست در راه راست قدم بر می‌دارد؟‏

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الجَنَّة وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مَنَ النَّارِ وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ.

رَبَّنَا أَعِزَّنَا بِالإِسْلامِ، وَأَعِزَّ بِنَا الإسْلامَ، اللَّهُمَّ أَعْلِ بِنَا كَلِمَةَ الإسْلاَمِ، وَارْفَعْ بِنَا رَايَةَ القُرْآنِ.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱] این متن ترجمه سخنرانی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی به زبان عربی است تحت عنوان : احتجاجات علی تجارب «المزیلات للعفنة» فی النظام الدیمقراطی للاحزاب الدیموقراطیة أو المشرکین، هذه المرّة فی تونس.

[۲]  طبقات کبری، ج ۴، ص ۱۰۰; انساب الاشراف، ج ۱، ص ۲۳۱; سیره نبوی ابن هشام، ج ۱، ص ۲۹۸ص ۲۶۵ .تاریخ طبری، ج ۲، ص ۶۷ .

[۳] أخرجه الترمذي (۲۴۷۲)، وأحمد (۱۴۰۵۵) واللفظ لهما، وابن ماجه (۱۵۱) / أخرجه الترمذي (۲۴۷۲) باختلاف يسير، وابن ماجه (۱۵۱)، وأحمد (۱۲۲۱۲)

[۴] آنچه علی باپیر دروغگو جهت توجیه حضورش در نظام سکولاریستی احزاب سکولار کفرستان عراق بیان می کند

[۵] جصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، بیروت، دار الکهب العلمیة، ط: الاولى، ۱۴۱۵،  ج۴، ص۸۹

[۶] قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن ،القاهرة، دار الکتب المصریة، ط: الثانیة ،۱۳۸۴ ، ج۶، صص۱۸۵-۱۸۴ می گوید:  مذاهب: نخعی، مالکیه، شافعیه  بر این رای هستند/  جصاص، پیشین، ج۴ ،صص۸۸-۸۷ می گوید: حسن بصری و شعبی / در مذهب امامیه نیز کسانی چون (مقدس اردبیلى، بی تا، ص۶۸۴ ؛ طباطبایی ،۱۴۱۷ ، ج۵، صص۳۴۱-۳۳۹) در این زمینه با این مذاهب متفق هستند.

[۷] قرطبی، پیشین، ج۶، صص۱۸۶-۱۸۵

[۸]  اسدالغابه، ج ۱، ص ۹۹ – الاصابه، ج ۱، ص ۱۰۹٫

[۹] سیرهٔ ابن‌هشام،‌ج ۱، ص ۳۳۴، ۳۳۸، ۳۶۴؛ زاد المعاد، ج ۱، ص ۲۴، ج ۲، ص ۴۴٫

[۱۰]  مسند احمد بن حنبل ۱/ ۲۰۲ / ابن هشام و یعقوبی هم به تفصیل این واقعه را بیان کرده اند.

دیدگاهتان را بنویسید