پیام تبریک شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی و سخنانی چند با ملت و مسئولین دارالاسلام افغانستان

پیام تبریک شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی و سخنانی چند با ملت و مسئولین دارالاسلام افغانستان[۱]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بعد از شکست و فرار آمریکا به عنوان سر افعی و پرچمدار مشرکین یا سکولاریستها در زمان حاضر و همچنین شکست و فرار متحدین آن چون ناتو و مزدوران آنها از افغانستان و پیروزی بزرگ مردم مجاهد و متحد افغانستان بر این اشغالگران خارجی و مزدوران حلقه به گوش داخلی دوست دارم با توجه به تجربیات خود در افغانستان به صورت موردی به چند نکته به صورت مختصر اشاره کنم:

  1. آمریکا و تمام کفار سکولار جهانی و منطقه ای بر اساس قاعده ی: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/۲۱۷) ( مشرکان = سکولاریستها) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از آئینتان برگردانند؛ همیشه با زبان زور و اسلحه و جنگ با ما وارد گفتگو می شوند تا اینکه بتوانند ما را از ۴ محتوا و مفهوم دین خودمان (یعنی:۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش) تهی و خالی کنند یا به کلی ما را از ظاهر اسلام نیز دور کنند؛ به همین دلیل تنها زبان زور را متوجه می شوند و باید از موضع قدرت نظامی شرایط خود را بر آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی تحمیل کرد.
  2. آمریکا و متحدین آن برای چندمین بار در سرزمینهای اسلامی شکست خورده و به کم هوش ترین مسلمان نشان داد که آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی در برابر اتحاد و وحدت هر ملتی ببرهای کاغذی بیش نیستند.

آمریکا بعد از نصرت الله تعالی بر اثر ایمان و اتحاد و صبر مجاهدین شکست خورد، و شکست آمریکا در افغانستان تنها شکست در یک منطقه ی مشخص نیست بلکه شکست پروژه ای است که دین اسلام و مومنین را مورد هدف قرار داده است که در عصر حاضر با انقلاب اسلامی ۵۷ در ایران جرقه های آن زده شد تا اینکه به الان افغانستان رسیده است.[۲]

  • برای چندمین بار ثابت شد که آمریکا و متحدین آن و سایر کفار سکولار جهانی و منطقه ای هرگز نمی توانند و حتی نمی خواهند برای مسلمین در سرزمینهای اسلامی امنیت و آسایش به وجود بیاید و خیری به مسلمین برسد و قادر به تامین امنیت و رفاه و آزادی های شرعی و رسیدن خیر به مسلمین نیستند بلکه همیشه پیام آور دیکتاتوری و ظلم و فساد در عقیده و رفتار برای مسلمین بوده اند. الله جل جلاله می فرماید: مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ ۗ  (بقره/۱۰۵) هرگز کافران از اهل کتاب و از سکولاریستها (مشرکان) دوست ندارند که بر شما خیری از جانب خدایتان نازل شود.

البته حتی نمی توانند امنیت مزدورانشان را نیز بعد از آنکه آنهمه جنایت را به وسیله آنها انجام داده و منفور ملت کرده اند تضمین کنند. پس مانده های مزدوران در مناطقی چون سایگون و کابل، به تمام دنیا سرانجام کسانی را نشان داد که امنیت و اختیار خودشان را دست آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی داده بودند و خیال می کردند آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی و منطقه ای امنیت مزدورانشان را بعد از اتمام کار تضمین می کنند؛ اما همه دیدیم که آمریکا و سایر کفار سکولار و اشغالگر جهانی غیر قابل اعتماد هستند. آنها مزدور و دستمال توالت می خواهند نه متحد.  

  • برای چندمین بار ثابت شد که دست نشاندگان آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی و منطقه ای در برابر اراده ی ملت خود ایستاده اند و موجودیت آنها با موجودیت این اربابان گره خورده است و چنانچه رها شوند بزدلانی هستند که قدرت هیچ گونه مقاومتی را ندارند و توسط ملت خودشان نابود می شوند.
  • امارت اسلامی به صورت مختصر از ابتدای پیدایش آن تا کنون برای اخراج کفار سکولار خارجی و مزدوران داخلی آنها و تطبیق قانون شریعت الله و تشکیل جامعه ای مستقل که متعلق به تمام مذاهب و قومیتهای افغانستان باشد و همچنین جهت ایجاد رابطه ی برادری اسلامی با دارالاسلامهای خارج از افغانستان تشکیل شده است. اینها ارزشهائی هستند که باعث شده اند ما از این برادران حمایت و دفاع کنیم . یعنی در واقع ما از اصول و ارزشهای آنها دفاع و حمایت کرده ایم نه از مختصات و تفاسیر خاص مذهبی و برداشتهای خاص آنها، و تا زمانی که بر اساس این اصول و ارزشها حرکت کنند از حمایت تمام مومنین جهان برخوردار خواهند شد و به این شکل می توان گفت همچون گذشته از این به بعد نیز خود امارت اسلامی است که تعیین می کند ما و سایر مومنین چگونه برخوردی با آنها داشته باشیم.
  • در برخورد با تفکرات و آراء مختلف اسلامی و ایجاد اتحاد و رسیدن به وحدت اسلامی که به عنوان امری داخلی یک ضرورت حتمی است، ابزاری به نام «شورا» در تمام سطوح آن که در نهایت به شورای اولی الامر واحد ختم می شود بهترین گزینه جهت دوری از تفرق و جنگ داخلی است.

چنانچه ابزار شورا کنار زده شود و تفکری خاص اسلامی با مختصات خاص خودش بخواهد با تمامیت خواهی، خودش را بر سایر تفاسیر اسلامی تحمیل کند باید منتظر تفرق و جنگ داخلی و در واقع باید منتظر آغاز جنگ فاجعه باری بود که دشمنان در طراحی و سناریوسازی و دامن زدن به آن بسیار ورزیده و کارکشته هستند. اینجاست که به جای خاتمه یافتن چهار دهه جنگ در افغانستان باید گفت جنگِ افغانستان تازه با بهانه های مقلد و غیر مقلد و نجدی و دیوبندی و سیفی و شیعی و وهابی و… شروع شده است، جنگی ناعادلانه و کاملا ضد اسلامی و بسیار خطرناکتر و ویرانگرتر از جنگ با کفار اصلی و مزدوران محلی آنها.   

برادران و خواهران گرامی به صورت موردی عرض کنم: زمانی که از دارالاسلام صحبت می شود یعنی در این دارالاسلام ممکن است کفار اهل ذمه مثل یهودی ها و نصرانی ها و مجوس وصابئین وجود داشته باشند؛ ما این جمعیتها را کافر می دانیم و قبولشان نداریم، آنها نیز قطعاً ما را کافر می دانند و قبولمان ندارند؛ با این وجود دارالاسلام از آنها حمایت می کند و امنیت عقیدتی و فکری و آموزشی و قضائی و اقتصادی و حتی سیاسی را در چارچوب قوانین دارالاسلام در حد خودمختاری داخلی برای آنها تامین می کند و مسلمین نیز همچون انسانهائی مخالف با آنها روابط مسالمین آمیزی برقرار می کنند و همچون یک مخالفِ کافر آنها را تحمل می کنند و این اختلاف عقیدتی و فکری و اینکه آنها تمام پیروان اسلام از پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و صحابه رضی الله عنه تا کنون همه را کافر می دانند باعث این نمی شود که ما با آنها وارد جنگ شویم تا زمانی که این اهل ذمه ابتدا بر علیه ما وارد جنگ نشده اند.

در کنار اینها باز دارودسته ی منافقین تحمل می شوند که در بدترین جنگ روانی و شایعه پراکنی و تبلیغی و توطئه ها بر علیه مومنین و دارالاسلام مشارکت می کنند . و می بینیم که عبدالله بن ابی رهبر منافقین بود و پسرش اجازه ی قتل پدرش را از رسول الله صلی الله علیه و سلم طلب کرده بود، اما رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «تا هنگامی که زنده است، مانند یک دوست و رفیق با او به نیکی رفتار می‏کنیم». اینهم روش برخورد ما با دارودسته ی منافقین در سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم تا زمانی که این دارودسته ی منافقین در دارالاسلام هستند و از قوانین دارالاسلام تبعیت می کنند و حزب و گروهی جدید مثل «ضرار» تشکیل نداده اند و یا بر علیه دارالاسلام اسلحه بر نداشته اند.

حالا در کنار این دو دسته هم، ممکن است جماعتها و جریاناتی چون خوارج عصر امیر المومنین علی ابن طالب رضی الله عنه خلیفه راشد رسول الله صلی الله علیه وسلم  وجود داشته باشند که با تاویلات اشتباه خود از منابع شرعی هزاران نفر از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم در ارتش علی بن ابی طالب و معاویه را تکفیر کنند و کسانی مثل علی و حسن و حسین و غیره را تکفیر کنند و اهل جهنم بدانند که جزو عشره مبشره هستند و رسول الله صلی الله علیه وسلم در زمان حیاتشان وعده ی بهشتی بودن آنها را داده است، با این وجود سیدنا علی رضی الله عنه آنها را تکفیر نکرد و در مورد این خوارج فرمود :«إخواننا بغوا علينا» یا «قوم بغوا علينا»، و با آنها وارد جنگ نشد و اجازه داد در مساجد آزادانه نمازهایشان را بخوانند و مسلمین پشت سر آنها نیز نماز بخوانند و تنها زمانی با آنها وارد جنگ شد که ابتدا آنها اسلحه برداشته و به کشتار مسلمین پرداختند و اهل بغی شدند. یعنی آغاز گر جنگ آنها بودند نه حکومت اسلامی . امروزه ما نه حاکمیتهائی در حد خلیفه راشد رسول الله صلی الله علیه وسلم می بینیم و نه مخالفینی در حد خوارج، هر چند ممکن است بعضی از صفات این خوارج در میان گروهها و جماعتهائی وجود داشته باشد همچنانکه ممکن است در میان سایر مسلمین هم بعضی از صفات سکولاریستها (مشرکین) یا دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) وجود داشته باشد.

اگر ما در دارالاسلام کفاری از اهل ذمه را تحمل می کنیم که پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و تمام اصحاب و پیروان او را کافر می دانند و قبولشان ندارند؛ و اگر ما در دارالاسلام دارودسته ی منافقین با آنهمه صفات زشت و ضد اسلامی را تحمل می کنیم، باید بدانیم که خیلی طبیعی و راحت خواهد بود که برادران و خواهران مسلمان خود را تحمیل کنیم که در همه چیز با ما یکی هستند اما در تأویلاتی با ما مخالف هستند و حتی ممکن است ما را نیز صوفی یا وهابی یا سیفی یا غیر مقلد یا اهل بدعت و کافر و… بدانند.

 پس با تسامح و دگر پذیری، و تحمل افکار و تاویلات مختلف اسلامی، و هدایت تمام اهل علم و تفکرات و تاویلات مختلف اسلامی در شورائی واحد از این تفکرات و تاویلات مختلف، جهت ترقی و پیشرفت بیشتر استفاده کنیم؛ و اجازه ندهیم این اختلافات پربرکت که تنها در شورا قابل کنترل و مدیریت هستند و تنها در شورا برکت و ثمره ی خود را تقدیم جامعه مومنین می کنند، با تکروی و زیاده خواهی و تمامیت خواهی عده ای، تبدیل به تفرق و دشمن تراشی و جنگ داخلی و هل دادن آنها به سوی دشمنان اصلی شود که آرزوی تمام دشمنان داخلی و خارجی دارالاسلام بوده است.

  • به برادران مهاجر ترکستان شرقی و غربی و تاجیکستان و سایر مناطق اشغال شده توسط کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها که هم اکنون شهروندان دارالاسلام شده اند سفارش می کنم که «وضع موجود» را درک کنند، و از این به بعد روش و اسلوب جهادی خود را به گونه ای بر اساس «نیازهای روز» شان تنظیم کنند که از خاک افغانستان به عنوان پایگاهی جهت حملات استفاده نکنند؛ بلکه همچون ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه بعد از صلح حدیبیه، سعی کنند مسیرهای دیگری را انتخاب کنند و اسبابی جهت صدمه زدن به پیمانهای دارالاسلام با کفار خارجی و یا تکرار اتفاقاتی ناگوار چون ماجرای جندالله ازبکستان به رهبری عثمان رحمه الله به دلایل اختلاف فقهی و مذهبی نشوند. از مسئولین دارالاسلام امارت اسلامی نیز انتظار می رود که همچون شهروندان خودش از مختصات فکری و جان و ناموس و مال و آبروی این برادران و خواهران مومن ما محافظت کنند.
  • مسلمین موجود در دارالاسلام هم، باید در مورد رفع مشکلات اقتصادی بدانند که در مقاصد شریعت که اسلام برای آن آمده است اهل علم بر حفظ  پنج ضرورت تحت عنوان «الضرورياتُ الخمس» که به ترتیب عباراتند از: حفظ الدين، وحفظ النفس، و حفظ النسل، وحفظ العقل، وحفظ المال تاکید کرده اند. هم اکنون که «امنیت» به عنوان بزرگترین نعمت جهت حفظ این پنج ضرورت و سایر ضروریات چون حفظ العرض و آبرو و… به شما داده شده است، باید بدانید که نهالی کاشته اید که در میان اینهمه دشمن و در میان اینهمه محاصره اقتصادی تا زمان ثمر دهی اقتصادی نیاز به مراقبت ویژه و صبر و قناعت دارد. مال در پائینترین درجات ضروریات است که می تواند فدای سایر ضروریات بالاتر از خود شود و در میان مسلمین تنها دارودسته ی منافقین و جاهلهای ضعیف الایمان هستند که به خاطر مال حاضر می شوند سایر ضروریات اصلی و مهمتر مثل دین و جان و ناموس و عقل و آبروی خود را به خطر بیاندازند.  

مردم دارالاسلام افغانستان ممکن است همچون مردم دارالاسلام ایران یا همچون دارالاسلام مدینه در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم دچار مشکلات شدید اقتصادی شوند و حتی در میان آنها کسانی چون اصحاب صفه نیز وجود داشته باشند که منزل و سرپناهی برای ماندن غیر از مسجد نداشته باشند و یا کسانی چون مصعب بن عمیر رضی الله عنه یافت شوند که لباس آنها نتواند به صورت کامل بدن آنها را بپوشاند یا کسانی چون رسول الله صلی الله علیه وسلم وجود داشته باشند که چند روز در منزل آنها آتشی جهت پخت و پز خوراک روشن نشود، با این وجود مطمئن باشند که اگر صبر کنند و قناعت داشته باشند و مسئولین دارالاسلام نیز همچون خلفای راشده یا حتی حاکمانی چون عمر بن عبدالعزیز رحمه الله حاکم حکومت بدیل اضطراری اسلامی اموی ها در مسیر صحیح حرکت کنند این مشکلات اقتصادی نیز به تدریج از بین می روند و جامعه ی اسلامی با حفظ استقلال و ضرورات اصلی خود به سمت و سوی رفاه اقتصادی هم پیش خواهد رفت. باذن الله

در پایان این پیروزی بزرگ بر آمریکا «سر افعی» و پرچمدار کفار سکولار جهانی بر علیه قانون شریعت الله و شکست مفتضحانه ی دین سکولاریسم در برابر دین اسلام را به ملت مومن افغانستان و سایر مومنین جهان تبریک عرض می کنم. 

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

[۲] يقول الجنرال الأمريكي ويسلي كلارك: «من كان يظن أننا خرجنا لأفغانستان من أجل أحداث ۱۱ سبتنبر فليصحح خطأه، نحن خرجنا لقضية اسمها الإسلام، لا نريد أن يبقى الإسلام مشروعا حرا يقرر فيه المسلمون ما هو الإسلام».

دیدگاهتان را بنویسید