سخنی با طرفداران حسن امینی از پس مانده های تاریخ رفته ی خط سکولارزده ها، در مورد حملات اخیر به احزاب سکولار کمپ نشین

اعتصابات سراسری برای چه؟ برای دفاع از یک قاتل سکولار عضو مرتدین اوجالان یا کومله که دستشان به خون صدها برادر مسلمان ما مثل محمد کوردستانی (از آشناهای خود حسن امینی) رنگین شده است

سخنی با طرفداران حسن امینی از پس مانده های تاریخ رفته ی خط سکولارزده ها، در مورد حملات اخیر به احزاب سکولار کمپ نشین

به قلم: اسعد کوردستانی

در میان قوم ستمدیده ی ما و در این چند دهه گذشته ما شاهد یک جریان گمراهگر از ملاها بوده ایم  که شاید امروزه همه از وجود آنها در چنین دوره ای تعجب کنیم . مثلاً شخصی چون شیخ عزالدین حسینی از نفوذی های متمایل به شوروی در میان جماعت اسلامی ژ.ک وجود داشت که در کنار مزدورانی چون قاضی محمد و به دستور استالین و از کانال باقراف از دورن جماعت اسلامی ژ.ک را نابود کرده و بر لاشه های آن حزبی سکولار و مرتد نژاد پرست به نام حزب دمکرات کوردستان را با گرایش سوسیال دموکراسی ساختند.

این حزب سکولار در همان قدم اول توسط ملا خلیل رحمه الله عالم و مفتی آن دیار تکفیر شد و در کوردستان اردلان هم به دلیل وجود علمای شاخص و بزرگی نتوانست جای پائی باز کند، به همین دلیل مردم مسلمان کورد از دور و بر قاضی محمد و چند نفری که همراه او مانده بودند دور شدند و او را رها کردند و دیدیم که در نهایت بر اثر تلگرامهائی که مردم مسلمان کورد به حکومت مرکزی جهت اعدام او نوشتند در نهایت این قاضی مرتد را در جلو چشمانشان اعدام کردند.

طرفداران این جریان ارتدادی بعدها به چند شاخه تقسیم شدند . عده ای صادقانه سکولار ماندند و نماز و روزه و همه چیز را رها کردند و در دو حزب ۱- دمکرات کردستان ایران با گرایشات سوسیال دموکراسی به رهبری قاسملو و ۲- کومله آدمکشان به رهبری مهتدی با گرایشات کمونیستی به فعالیتهای خود ادامه دادند و عده ای هم با حفظ ظاهری اسلامی جهت بسیج مردم در قالب ملاهای سکولار زده (دارودسته منافقین) فرو رفتند.

در اوایل انقلاب اسلامی ۵۷ ایران، شیخ عزالدین حسینی توسط حزب کمونیستی کومله به کار گرفته شد و می گفت در دستی قرآن دارم و در دستی مانیفست و کاپیتال کارل مارکس و به این شکل مردم را جهت پیوستن به کمونیستهای کومله بسیج می کرد و هیزم جنگهای این کمونیستها را با شعارهای فریبنده ی کار و نان و برابری و … فراهم می کرد.

حزب دمکرات کوردستان هم که جهت بسیج مردمی بیشتر بر مسائل زبانی و نژادی تمرکز می کرد (نژادی که از آلت تناسلی پدران به ما رسیده است) به همین دلیل سعی داشت به جای قرآن و سنت و آنهمه فقه غنی مسلمین و اسلام که عامل هویت بخشی کوردها بود آلت تناسلی را جایگزین کند که نژاد را به آنها رسانده بود.

بسیاری از ملاها با مطرح کردن شبهاتی کلی گویانه چون رفع ستم ملی در همین مسیر هویت بخشی از کانال آلت تناسی به جای قران و شریعت اسلام برآمده اند و زمینه های داخلی جهت پیوستن جوانان احساساتی به این حزب سکولار نژاد گرا را فراهم کرده اند. ملا حسن امینی با کارنامه ای که در این چند دهه گذشته از او دیده ایم متعلق به این طیف مشخص و معلوم الحال است که امروزه نه در قالب علمای دینی کوردستان بلکه در قالب دارودسته ی منافقین و سکولار زده هائی که اسم فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشری بر خود گذاشته اند در خدمت منافع احزاب سکولار و مرتد محلی در آمده است.

صرفنظر از کانامه این شخص در چند دهه گذشته تنها به این مکر و حیله ی دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها در قالب مسائل محیط زیستی و به نام ملت کورد اما در حمایت از احزاب سکولار و مرتد کمپ نشین کرستان عراق اشاره می کنم.

این سکولار زده ها می دانند که جنگ دارالاسلام ایران تنها با احزاب سکولار است نه با ملت کورد و این احزاب خودشان نه تنها دشمن هم بلکه همگی دشمن ملت کورد هستند اما طبق روال همیشگی خود حمله به احزاب سکولار و مرتد را حمله به ملت کورد معرفی می کنند و می می بینیم که خطاب به سازمانهای سکولاریستی جهانی می گویند: برای حل مسالمت آمیز مساله کورد چاره جویی کنید و…

این سکولار زده ها آشکارا خود را در کنار این احزاب سکولار کمپ نشین و سازمانی سکولاریستی جهانی و بر علیه ملت مسلمان خودشان و دارالاسلام ایران قرار داده اند.  

در اینجا خطاب ما به طرفداران حسن امینی است که کمی تامل کنند و اگر شریعت الله را می خواهند باید صف خود را از دارودسته ی منافقین جدا کنند . تنها به همین لیست اخیر نگاه کنید تا بدانید گله ای که دوروبر حسن امینی را گرفته چه کسانی هستند؟

دیدگاهتان را بنویسید