مدافعین دروغین مسلمین ترکستان شرقی تحت اشغال حکومت سکولار چین

مدافعین دروغین مسلمین ترکستان شرقی تحت اشغال حکومت سکولار چین

به قلم: محمد طاهر

ترکستان شرقی که مرکب از مسلمین اویغور و قزاق و تاجیک و تاتار و … است یکی از مراکز قدرت و فرهنگ دینی مسلمین بود که چند دهه است با همکاری حکومت روسیه و انگلیس و خائنین داخلی  به اشغال حکومت سکولار چین و در آمده است.

 حکومت سکولار چین علاوه بر آنکه مسلمین را از تمام حقوق اجتماعی و دینی خود محروم کرده است در کنار آن تلاش دارد با برهم زدن ترکیب جمعیتی سرزمینهای مسلمین و ایجاد زندانها مخوف و تفتیش عقاید و محدودیتهای کاملاً فردی، هویت اسلامی مسلمین را تغییر دهد و ریشه های اسلام را در سرزمینهای اشغالی ترکستان شرقی بخشکاند. این جنایات حکومت سکولار چین بر کسی پوشیده نیست. در برابر این جنایات ما شاهد سه واکنش مختلف هستیم :

  1. کشورهای سکولار وابسته به آمریکا و ناتو که خودشان کثیفترین جنایات را در حق مسلمین مرتکب می شوند و دست کمی از حکومت سکولار چین ندارند که نمونه بارز آن حمایت از رژیم اشغالگر قدس و ارتکاب هزاران جنایات نابخشودنی در سومالی و مالی و الجزائر و نیجریه و سوریه و عراق و افغانستان و … بوده است. این حکومتهای سکولار گاهگاهی به دلایل رقابتهای سیاسی که با چین دارند در رسانه های تبلیغی خود از مسلمین ترکستان شرقی حمایت می کنند. واضح است که حمایت این جانیان سکولار غربی فقط خوراک تبلیغاتی دارد و هیچ ارزشی نداشته و ندارد.
  2. حکومتهای دست نشانده ی حاکم بر مسلمین که اینها نیز یکی از کثیفترین دشمنان داخلی مسلمین در این یکی دو قرن گذشته بوده اند که تمام جنایات کفار سکولار و اشغالگر خارجی در سرزمینهای اسلامی از کانال این موجودات صورت گرفته است. چند مدت پیش که ۴۳ کشور در برابر ظلم و تجاوز چین علیه مسلمانان اویغور ابراز نگرانی کرده بودند و از چین خواسته‌ بودند که به حقوق مسلمین ترکستان شرقی احترام بگذارد ۱۴ کشور عربی از جمله عربستان سعودی، امارات، مصر، سودان، مراکش، الجزایر، عراق، لبنان، فلسطین، تونس، یمن، موریتانی، سومالی و لیبی در کنار حکومت چین قرار گرفتند.
  3. ۳-      دارالاسلام ایران و افغانستان که به دلیل تمرکز بر آمریکا و ناتو به عنوان «قریشِ مشرکِ زمانِ حاضر» و «سر افعی» و «شیطان بزرگ» مجبور به عدم واکنش در این زمینه شده اند. یعنی گاه دارالاسلام مجبور به بستن قراردادهائی چون «صلح حدیبیه» می شود که ممکن است حتی مجبور به دادن امتیازات و تنازلاتی هم شود که تنها مومنین واقعی می توانند این ظروف و موقعیتها را تحمل کرده و تابع رای دارالاسلام شوند همچنانکه در بیعت رضوان و صلح حدیبیه هیچ منافقی حضور نداشت و دارودسته ی منافقین در مدینه بودند.

بدون شک دارالاسلام در چنین وضعیت «اضطرار و ضرورتی» که قرار گرفته است به مشکلاتی که برای امثال ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه و سایر فراری های کنار دریای سرخ که گروه چریکی تشکیل داده بودند پیش آمده بود و یا به جنایاتی که قریش در حق امثال خبیب رضی الله عنه مرتکب می شوند راضی نیست، و اینکه نمی تواند واکنشی نشان دهد دلیل بر رضایت از این سختی هائی که برای مسلمین پیش می آید نیست بلکه دلیل آن «ضرورت»ی است که این عدم واکنش را بر دارالاسلام تحمیل کرده است.  

 به امید روزی که دارالاسلام در چنان موضع قدرتی قرار بگیرد و مسلمین بار دیگر به چنان وحدت فراگیری دست پیدا کنند که این حالت «ضرورت» برداشته شده و ما شاهد فتحهائی چون فتح مکه و آزادسازی تمام سرزمینهای اسلامی باشیم.

در این صورت مسلمینی که خواهان از بین رفتن اینهمه جنایت در سرزمینهای مختلف اسلامی هستند نباید به شعارهای تبلیغاتی رسانه های مختلف کفار سکولار اعتماد داشته باشند، همچنین نباید از حکومتهای دست نشانده ی خائن هم انتظار نصرت مسلمین را داشته باشند که همچون رژیم فاسد آل سعود و سایر حکومتهای فاسد و دست نشانده در کنار همین کفار سکولار جهانی قرار گرفته اند، بلکه تنها گزینه ی حقیقی برای تمام مسلمین در اتحاد و وحدت اسلامی و تقویت دارالاسلام است.

دیدگاهتان را بنویسید