توشه مشتاق از سیرت شهدای اهل سنت عراق که پوزه آمریکا را به خاک مالیده و افتخارات امت را زنده کرده و روح جهاد و شهادت را در کالبد خفته امت دمیدند (۹)

توشه مشتاق از سیرت شهدای اهل سنت عراق که پوزه آمریکا را به خاک مالیده و افتخارات امت را زنده کرده و روح جهاد و شهادت را در کالبد خفته امت دمیدند (۹)

به قلم: نورالدین بیرم(ابو عبدالرحمن)

ارائه: سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و احزاب مختلف آن

ابو عادل یا ابو فتحی التیوانی انصاری رحمه الله

ابو فتحی رحمه الله امیر مهمانخانه مهاجرین جدید در شهر العبیدی بود یعنی مهاجرینی که آموزش ندیده بودند و در گروهک های مجاهدین تقسیم بندی نشده بودند. ایشان بسیار کم صحبت بود و نسبت به مهاجران جدید بسیار مهربان و دلسوز بود و با نرمی با آنها رفتار می کرد و همچون پدری برایشان بود که به هر چیزی که برایشان نافع باشد حریص بود و بر آموزش اصول امنیتی بدانان و وجوب اطاعت از امیر و دیگر مسائلی که شناخت آنها برای مجاهد لازم بود صبور و شکیبا بود. ایشان مجاهدین را بسیار دوست داشت و خود را در برابر یک سرباز جدید آنان کوچک می پنداشت چه برسد در مقابل یک امیر قدیمی و در انفاق بر برادرانش نمونه و ضرب المثلی در جود و کرم بود.

روزی شدیدا تحت تأثیر سخنی قرار گرفتم که به من گفت؛ جریان از این قرار بود که روزی نزد من آمد و از اینکه برخی برادران در مهمانخانه تقاضای خرید برخی چیزها را می کنند گلایه کرد و گفت: فلانی و فلانی از من تقاضای خرید چیزهای غیر ضروری مثل برخی غذاها و نوشیدنیها و… را می کنند در حالیکه من می خواهم آنها به ساده زیستی و کمبود امکانات عادت کنند چون در میدان جهاد معمولا شرایط سخت و طاقت فرسایی حکمفرماست. به او گفتم: اگر معتقدی که برخی از این خریدها غیر ضروری هستند، خب آنها را نخر! و درباره میانه روی در هزینه اموال به برادران نصیحت کن تا تقاضای خرید اشیاء غیر ضروری را نکنند. او جوابی به من داد که هنوز طنین آن گوشم را می نوازد، او گفت: «ای ابا عبدالرحمن! قسم به الله من خجالت می کشم که درخواست یکی از برادران مجاهدم را رد کنم به خصوص مهاجرینی که فقط برای نصرت دین الله و دفاع از خون و ناموسمان به این سرزمین آمده اند، ای بسا یکی از آنها بزودی کشته شود در حالی که  من چیزی را که او طلب کرده بود از او منع کرده باشم در آن صورت چگونه خود را خواهم بخشید؟».

درود بر تو ای ابا فتحی چقدر تو بزرگواری و چقدر بر برادرانت مهربانی.

تراه إذا ما جئته متهللا          كأنك تعطيه الذي أنت سائله

فلو لم يكن في كفه غير روحه          لجاد بها فليتق  الله  سائله

هو البحر من أي النواحي أتيته         فلجته المعروف والجود

ترجمه: وقتی نزد او می روی چنان خوشحال است که گویی تو آنچه را که از او می خواهی به او عطا می کنی، اگر در دستش چیزی جز جانش نباشد آن را خواهد بخشید پس خواهنده آن باید مواظب باشد!، از هر طرف که به او نزدیک شوی او دریاست و جود و کرم و بخشش معروف است.

ابو فتحی رحمه الله اولین کشته گروه خمپاره انداز در نبرد العبیدی بود. او در این معرکه همچون شیر در برابر حمله ارتش سکولاریستها مقاومت می کرد و ترکشی از بمبهایی که دشمن در جواب خمپاره ها شلیک می کرد به او اصابت کرده و در اثر آن جان سپرد، از الله تعالی می خواهم که ابو فتحی را قبول کند. از الله تعالی می خواهم که از تو در بهشت به خوبی پذیرایی کند همانطور که از برادرانت پذیرایی می کردی و به تو احسان نماید همانطور که تو به آنها احسان می کردی همانا او جواد و کریم است.

دیدگاهتان را بنویسید