هدایت دست الله است و ایمان را تنها نصیب اهلش می کند

«احمد مانیو» در لباس سنتی ژاپنی ها و با شمشیر سامورائی ها به همراه  دو پسرش

هدایت دست الله است و ایمان را نصیب اهلش می کند

به قلم: مسعود سنه ای

بعضی اوقات در اطراف ما دیده می شود که  دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها که ما تحت عنوان «ضالین» و سرگردانان آنها را می شناسیم عقاید فاسد و رفتارها و اخلاقیات ضد اسلامی خود را آشکار می کنند و گاه با احزاب سکولار کافر که یکی از «مغضوب علیهم» هستند ابراز همدردی می کنند و در رسانه های خود هم چنان تبلیغ می کنند که انگار همه ی مردم با این مجرمین هستند!

دیدن این تعداد از افراد محدود با آنهمه تبلیغات گسترده گاه باعث می شود که عده ای احساس کنند با امر تازه ای روبرو هستند اما واقعیت این است که وجود این منحرفین امری تاریخی است و تنها مختص به زمان ما نیست.

 زمانی که در ارتش پیامبر صلی الله علیه وسلم در جنگ احد نزدیک به یک سوم مردان آنها جزو همین دارودسته ی منافقین می شوند و مسلمین را به نفع کفارسکولار(مشرک) رها می کنند به نظر شما الان باید در این جمعیت چند میلونی جامعه ی ما تعدادشان چند نفر باشد؟ اما می بینیم که تعداد این منحرفین امروزه بسیار کمتر از توقع ماست و عدد بسیار ناچیزی هستند در برابر انبوهی از مسلمین و مومنین پایبند و متعهد.   

اینها لیاقت آنرا ندارند که در گروه مومنین قرار بگیرند . الله به همه رزق و روزی می دهد چه انسان چه حیوان چه کافر و چه مسلمان اما به همه ی انسانها لیاقت داشتن ایمان را نمی دهد. صرفنظر از کسانی که در جامعه ی خودمان از کفر توبه کرده و وارد دایره ی مومنین شده اند با دو مثال از شرق و غرب زمین مساله را روشن می کنم:

  1. احمد مانیو در سن هجده سالگی به اسلام گروید و یکی از مشهورترین دعوتگران ژاپنی شد.

احمد مانیو می‌گوید:”معتقد بودم که اسلامی دینی متعصب است اما با خانواده‌ای مسلمان و عزیز آشنا شدم و به اسلام نزدیک گشتم و شروع به بحث و پژوهش در موردش نمودم و سبحان الله، آن را با دین حقیقی‌ای که در جستجویش بودم سازگار بود”.

هوگو، تازه مسلمانی از پدری سکولار آتئیست و مادری نصرانی
  • هوگو، پزشکی سوئدی و مسیحی و مسئول جوانان کلیسا بود، پدرش سکولاری آتئیست و مادرش نصرانی(مسیحی) است.

وی می‌گوید: ” در کلیسا شنیدم که در مورد اسلام سخن می‌گویند و قرآن را از اعمال شیطان می‌دانند وهنگامی که در اینترنت به قرآن با زبان عربی گوش دادم زیبایی و موزون بودن آن را حس کردم انگار که قرآن، بُعد دیگری دارد و من آن را تجربه کرده‌ام و نقطه‌ی تحول من شد.درباره اسلام مطالعه کردم و ترجمه معانی قرآن را خواندم و با کشیش‌ها بحث کردم و با مسلمانان نیز به گفتگو نشستم و احساس کردم که من از درونم یک مسلمان هستم لذا از خوردن گوشت خوک و شراب دست کشیدم.

هنگامی که به کلیسا می‌رفتم همه نماز خاص مسیحیت می‌خواندند ولی من سوره فاتحه را می‌خواندم و حس کردم تنها خودم را دارم فریب می‌دهم، پس تصمیم گرفتم شهادتین را بر زبان بیاورم و پیش از رمضان به اسلام بگروم تا بتوانم نماز بخوانم و روزه بگیرم.”

کسی که دلش را برای پذیرش حق باز گذاشته باشد و حق پذیر باشد الله تعالی او را به نعمت هدایت مفتخر می کند و ایمان را رزقش می کند؛ اما اگر کسی دلش را برای شیطان و هوا و هوسهای خود باز گذاشته باشد حتی اگر پیامبر خدا و آنهمه صحابی هم باشند و مستقیما دعوت را از خود پیامبر بشنوند باز مثل فرزند نوح و پدر ابراهیم و همسر لوط و نوح و یا ابولهب عموی پیامبر خاتم تسلیم هدایت نمی شوند و خود را از ایمان محروم می کنند، حالا چه رسد به افراد دیگر؛ و حتی اگر مثل عبدالله بن ابی رهبر منافقین دارالاسلام مدینه هم در اموری و به خاطر منافعی ادای مسلمین را در پاره ای موارد در بیاورند اما باز خود را از ایمان محروم می کنند.

پس با وجود این افراد که حکم علفاهای هرز را دارند، در مسیر شرعی که در پیش گرفتی شک نکن و تنها به ادامه ی صحیح مسیر از کانال جماعتی که توسط دارالاسلام تشکیل شده فکر کن و دقت کن در کارنامه ی خودت چه می نویسی .  

دیدگاهتان را بنویسید