درد دل و نقدی برادرانه از ملا محمد علوی در مورد بحث خوارج و تهاجم به جوانان صادق

درد دل و نقدی برادرانه از ملا محمد علوی در مورد بحث خوارج و تهاجم به جوانان صادق

به قلم : کارزان شکاک

ماموستای گرامی: من و شما و تمام برادران دیگری که دارای منهج سلفیت نوع سوم (نجدیت) بودند یا هنوز هستند می دانیم که قبل و بعد از اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس، در کنار جماعت انصارالاسلام و کتائب کوردستان شما یکی از فعالین پرتلاشی بودید که با نام توحید و جهاد شور و شوق بزرگی را در جهاد با اشغالگران و سکولاریستهای کافر محلی چون طالبانی و بارزانی ها و کومله ها و دمکراتها در میان جوانان کورد زبان تولید کردید.

همه ی مسلمین در جهاد با آمریکا و مزدورانش در کوردستان متفق هستند اما در کنار این دعوت مبارک هم من (زمانی که دارای تفکر نجدیت بودم) و هم شما و سایر دعوتگران به جهاد با آمریکا و مزدورانش سهمی کشنده و عاملی فاسد کننده ی جهاد را به بدنه ی اهل جهاد تزریق کردیم که ثمره اش شده دوری از منهج صحیح اسلامی و گسترش شرک تفرق و جنگ داخلی و تکفیر نابجای مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و در نهایت ضعف و سستی و فشل: فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكُم (انفال/۴۶)

ماموستای گرامی : این جوانانی که به پدر و مادر مسلمان و نماز خوان و اهل جمعه ی خودشان می گویند «مشرک» و شما تحت نام خوارج از آنها نام می برید و آنها را سگهای اهل جهنم معرفی کرده اید، آیا بر خلاف آموزشهای نجدیت و علمای نجد حکم داده اند؟ نه و رب الکعبه

این جوانان در واقع انسانهای صادق و باغیرتی هستند که مثل جماعت «دوله» تقیه و ریاکاری و حقه بازی را کنار گذاشته و منهج محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد را صادقانه پیاده می کنند و خیال می کنند در جایگاه امثال سیدنا ابراهیم علیه السلام هستند که باید از پدر مشرک خود برائت جویند و برای آنها دعا نخوانند و باید سایر احکام متعلق به مشرکین را در مورد آنها پیاده کنند!

در اینجا می توان گفت این جوانانی که با شعار دعوت به توحید باعث اینهمه صدمه زدن به توحید و اهل جهاد شده اند در واقع ثمره ی آموزشهای منهج نجدیتی هستند که امثال شما به جامعه تزریق کرده اید، آیا این انتهای ناجوانمردی نیست که اینگونه با این شاگردان صادق خودتان برخورد می کنید؟

 این جوانان بر اساس منهج نجدیت و با استناد به آرای علمای نجد با سایر مسلمین آلوده شده به بعضی از اشتباهات و خطاهای نظری (عقیدتی) و ظاهری (عملی) برخورد می کنند و با برداشتن عذرهای معتبر شرعی مورد اتفاق تمام مذاهب اربعه و حتی ظاهری ها و زیدی ها و جعفری ها، دست به تکفیر نابجای اطرافیان و جامعه ی خود می زنند؛ اگر اینها خوارج و به قول شما سگهای اهل جهنم هستند آیا این حکم مشمول محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد و تمام پیروان آنها نمی شود؟

ماموستای گرامی : این جوانانی که شما اینگونه ناجوانمردانه و خشن به آنها حمله کرده اید در میان هزاران جوان فاسد و ضد اسلام اطراف ما به سمت دین و دعوت به توحید آمده اند و انسانهای تشنه ی عدالت و باغیرتی هستند که بر خلاف ملاهای نان به نرخ روز خور و تنبل و تن پرور اطراف ما، بارها ثابت کرده اند حاضرند از نزدیکترین قوم و خویشان و نزدیکان خود و حتی از مال و ثروت و جانشان نیز به خاطر الله و دینش بگذرند؛ اما امثال شما مسیر را اشتباهی به ما و آنها معرفی کرده اید.

ماموستای گرامی : مشکل اساسی این برادران ما در برداشت اشتباه نجدیت از اصطلاحات «مشرک و مشرکین»، «اهل بدعت»، «عبادت»، «برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین» و سایر اشتباهات رایج نجدیت است . مشکل اینجاست نه این جوانان . و این مشکل را امثال شما و کسانی چون ملا عبدالحمید عالی مریوانی و… در جامعه ی ما تولید کرده اید.

ملا عبدالحمید عالی به صراحت در نواری صوتی گفت:” مشکل در تفکر نجدیت است و باید این تفکر را دور ریخت،چون تمام خوبی هائی که این تفکر دارد در سایر مذاهب اسلامی نیز وجود دارد بدون آنکه این مذاهب مضرات نجدیت را داشته باشند.”

ما به سرانجام عبدالحمید بعد از نجدیت کار نداریم، اما واقعیتی را گفته که انتظار می رود امثال شما نیز به آن پی ببرید، و بدون ترس از برچسبهائی که معمولاً زده می شود در ریشه کنی این آفتی که اگر وارد قلب شود آن را فاسد می کند و اگر وارد جامعه شود نیز باز جامعه را فاسد می کند هم مسیر با اهل سنت قرار گیرید.  

پس مشکل جای دیگری است ماموستا گیان. با قدردانی و تشکر از تمام زحماتی که در سایر امور شرعی کشیده اید اما این مشکل را خودتان درست کرده اید و انتظار داریم دست به اصلاح بزنید.

جنایت تازه ی غربیها و نظام حکومتی کابل بر علیه دختران بی گناه دبیرستان دشت برچی

جنایت تازه ی غربیها و نظام حکومتی کابل بر علیه دختران بی گناه دبیرستان دشت برچی

به قلم : علیرضا احمدی

حکومت حلقه به گوش و غلام غنی چند روز پیش به رسانه های آمریکائی اعلام کرد که دولت کابل قادر نیست امنیت تمام مدارس، مکان های مذهبی و مساجد را تامین کند. حکومت سکولار و حیله گر و خیانت پیشه ی آمریکا نیز با نقض عهد توافقنامه دوحه و عدم خروج در تاریخ تعیین شده، مذاکرات بین الافغانی را نیز به بن بست کشانده است.

علاوه بر این نیروهای ناتو نیز اعلام کرده اند که در آستانه خروج از افغانستان هستند و قرار است تا ۱۱ سپتامبر (سالروز حمله به برج‌های دوقلوی نیویورک) نیروهای این سازمان نظامی از افغانستان خارج شوند.

در این اوضاع و احوالی ما شاهد حملات مرگباری به مناطق مسکونی اهل سنت توسط هواپیمای حکومت مزدور کابل بوده ایم و در کنار این ما شاهد جنایات وحشتانکی هم در برابر شیعیان افغانستان هستیم .

در ۲۳ اردیبهشت سال گذشته چند مرد مسلح به بیمارستانی در منطقه  شیعه نشین دشت برچی حمله کردند و ۲۴ نفر را کشتند. شمار زیادی از قربانیان زنانی بودند که برای زایمان به بیمارستان مراجعه کرده بودند.

علاوه بر این دیروز ما شاهد جنایت و قتل عام دیگری از شیعیان بودیم که طی انفجاراتی در مقابل مدرسه دخترانه «سید الشهدا» در غرب کابل ۸۵ شهید شدند و ۱۴۷ زخمی نیز زخمی شدند که به دلیل وخیم بودن حال زخمیها امکان بالا رفتن تعداد کشته ها زیاد است.

با آنکه داعش مسئولیت این حمله را رد کرده و به گردن طالبان و استخبارات پاکستان انداخته است و طالبان هم مسئولیت حمله را رد کرده و به گردن داعش انداخته است اما خانواده‌ها و نزدیکان شهدای حادثه کابل حکومت حلقه به گوش این کشور و همچنین کشورهای اشغالگر و سکولار غربی غربی را عامل اصلی این حمله می‌دانند.

ما این جنایات آمریکا و ناتو و تمام مزدوران شناخته شده و پنهان آنها را نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم .

البته در تمام مذاهب اسلامی – چه شیعه و چه سنی –  کشتن زنان و کودکان در هر صورتی حرام است حتی اگر این کودکان یهودی یا مسیحی در حال جنگ باشند و تنها یاران شیطان مرتکب این جنایات می شوند همچنانکه همین روزها در فلسطین اشغالی انجامش دادند.

این یاروران شیطان دختران مسلمانی را در دهه آخر رمضان قتل عام کردند که این دختران روزه بودند.

آمریکا در استانه ی خروجش قصد دارد منطقه را نا امن کند تا در آینده جای پائی برای خود باقی بگذارد اما ملت مسلمان افغانستان هرگز فراموش نمی کنند که دشمن اصلی آمریکا است و ملت ما هر چه می کشد به خاطر جنایات آمریکا و مزدوران آشکار و پنهانش است.

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»، یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»، یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

اصل بر حرام بودن خون مسلمان است (۲)

پدیده ی خطرناک سهل انگاری و تساهل در قتل به ناحق انسانها، و غفلت از وعده های سهمگین و خطرناک به مجازات قاتل، بسیاری را ناامید و ضررمند دادگاه قیامت کرده است؛ در کنار اینها آیا بیچاره گانی که پای ماهواره های مثلث دروغساز نشسته و یا از طریق فضای مجازی با قلب یا زبان در کشتار مومنین همراه کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی مشارکت می کنند و به چنین جنایتی راضی هستند و حتی در جنگ با مومنین به کفار تمایل دارند و عده ای به این کفار تکیه کرده اند بیدار نمی شوند؟ آیا در حق الناس ظلمی بالاتر از این وجود دارد؟

الله تعالی بعد از ظالم خواندن کافران می فرماید : وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ (هود/۱۱۳) و به ظالمین میل و تمایل نداشته باشید و تکیه مکنید (که اگر چنین کنید) آتش دوزخ شما را فرو می‌گیرد، و (بدانید که) جز خدا دوستان و سرپرستانی ندارید و یاری نمی‌گردید.

و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: مَنْ أَعَانَ ظَالِماً لِيُدْحِضَ بِبَاطِلِهِ حَقّاً، فَقَدْ بَرِئَتْ مِنْهُ ذِمَّةُ الله وَذِمَّةُ رَسُولِهِ[۲] هر که ستمگرى را اعانت کند که بوسیله باطل خویش حقى را پایمال کند، از حمایت خدا و پیغمبر برون باشد.

پس کسی که در روز قیامت از سوی الله تعالی یاری نمی شود جزو مایوسین است.

بر این اساس علمائی چون امام شافعی در الاُم با شروط خاص خودش و امام بیهقی و دیگران به صورت مرسل آورده اند، و جعفری ها نیز از امام جعفر صادق نقل کرده اند: مَنْ شَرِكَ فِي دَمٍ حَرَامٍ، جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ: آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ  [3] کسی که در خون حرامی شرکت کند در روز قيامت برپيشاني او نوشته مي‌شود: او از رحمت خدا مايوس است‌؛ یا آمده است: مَنْ أَعَانَ عَلَى قَتْلِ مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ، لَقَى اللَّهَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ: آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اَللَّهِ [۴] هركس با نيم ‌كلمه در قتل مسلماني شركت داشته و بكشتن او كمك‌كرده باشد در روز قيامت برپيشاني او نوشته مي‌شود: او از رحمت خدا مايوس است‌.

تبلیغ و یا تحریک دیگران به قتل به ناحق مسلمین و یا پشتیبانی از کفار بر علیه مسلمین آنهم در قتل مسلمین و مشارک با قلب یا زبان یا مال و دست در این جرم عظیم در واقع یعنی کمک به خراب کردن ساختمانی که الله آن را ساخته است و تجاوزی آشکار است به حق دین الله و بندگان الله  و بدون شک (جرم وگناه) کشتن یک مسلمان در نزد الله متعالی بزرگ تر است از نابودی تمام دنیا.

بر این اساس رسول الله صلی الله علیه وسلم قسم می خورد که «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ » قسم با آن ذاتیکه جان من در دست اوست «لَزَوَالُ الدُّنْيَا» نابودی و از بین رفتن تمام دنیا «أَهْوَنُ عَلَى اللهِ» بر خدا آسانتر است «مِنْ قَتْلِ رَجُلٍ مُسْلِمٍ بِغَيرِ حَقٍّ »[۵]  از کشتن شخص مسلمانی به ناحق» .

ادامه

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ ۚ(در راه خدا بجنگ (حتي اگر هم تنها باشي) تو جز مسؤول خود نيستي) وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ (و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) ترغيب و تحريك کن.)عَسَى اللَّـهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ(امید است كه الله قدرت‌كافران را باز گيرد و از قدرت کافران جلوگیرى کند) وَاللَّـهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلًا (نسا/۸۴) و قدرت خدا بيشتر و مجازات او سخت‌تر است.‏

در این راستا و در لبیک به این دستور الله تعالی رسول الله صلی الله علیه وسلم  مي فرمايد:

  • لا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِن أُمَّتي يُقَاتِلُونَ علَى أَمْرِ اللهِ، قَاهِرِينَ لِعَدُوِّهِمْ، لا يَضُرُّهُمْ مَن خَالَفَهُمْ، حتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ وَهُمْ علَى ذلكَ.[۱] گروهی از امتم «همواره» و پیوسته و همیشه به دستور خداوند می جنگند در حالی که بردشمنانشان غالب هستند و مخالفت ديگران به ایشان ضرر می زنند، اینان تا روز قیامت، بر این حالت هستند.
  • جابر بن عبدالله رضی الله عنه نیزمی‌گوید: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن أُمَّتي يُقاتِلُونَ علَى الحَقِّ ظاهِرِينَ إلى يَومِ القِيامَةِ[۲] هميشه و «پیوسته» گروهی از امت من، تا روز قیامت، به خاطرحق می جنگند و بر همگان ظاهراند و پيروز خواهند بود.
  • همچنین از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: لَنْ يَبْرَحَ هذا الدِّينُ قائِمًا، يُقاتِلُ عليه عِصابَةٌ مِنَ المُسْلِمِينَ، حتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ.[۳] این دین «همواره » پابرجاست، گروهی از مسلمانان به خاطر آن می جنگند، تا اینکه قیامت بر پا شود.
  • ابو نُجَيْد عمران بن حُصَين رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده است که فرموده است: «لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ، حَتَّى يُقَاتِلَ آخِرُهُمُ الْمَسِيحَ الدَّجَّالَ»[۴] مرتّباً و پیوسته قسمتی از امّتم بر اساس حق می‌جنگند و بر مخالفانشان چیره‌اند؛ تا که آخرینشان با دجّال جنگ می‌کند.

سلمةَ بنَ نُفَيل رضی الله عنه می گوید: نزد رسول الله  صلی الله علیه وسلم نشسته بودم که شخصی گفت: ای رسول الله! مردم اسب‌هارا خوار کرده و بدان‌ها توهین نمودند و اسلحه‌ها را بر زمین گذاشتند؛ می گویند: جهادی نیست! جنگ به پایان رسیده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او رو کرد و فرمود:  كَذَبُوا، الْآنَ؟، الْآنَ جَاءَ الْقِتَالُ، (دروغ می‌گویند. الآن؟ هم اکنون جنگ فرارسیده است.) وَلَا يَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أُمَّةٌ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ، (همواره  و همیشه از امت من «امتی» برای حق  جنگ مسلحانه می‌کنند؛) وَيُزِيغُ اللَّهُ لَهُمْ قُلُوبَ أَقْوَامٍ، وَيَرْزُقُهُمْ مِنْهُمْ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، وَحَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ، [۵]  و الله دلِ گروهی را در مقابل آنان منحرف می‌کند و الله از آنان این گروه جنگجوی مومن را روزی می‌دهد تا که قیامت بر پا گردد و وعده‌ی الله محقق شود.

در این صورت جهاد و جنگ مسلحانه ی طائفه ی منصوره به صورت «امت» تا روز قیامت از کانالهای شرعی آن وجود دارد، پس دشمنان هرگز خیال نکنند که خواهند توانست شعله های جهاد و خروش سهمگین اهل جهاد را با کشتن چند مجاهد یا ویران کردن چند سرزمین خاموش خواهند کرد، و نکته ی قوت بخش دیگر اینکه در نهایت باذن الله علاوه بر قیامت، پیروز میدان در دنیا اهل جهادی هستند که در مسیر صحیح آن و در قالب «امت» درحرکت هستند.

الله تعالی می فرماید: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه/۳۳) خدا است که پیغمبر خود (محمّد) را همراه با هدایت و دین حق (به میان مردم) روانه کرده است تا این دین را بر «الدِّينِ» تمامش پیروز گرداند هرچند که سکولاریستها(مشرکان) نپسندند.‏

پس این به میل سکولاریستها نیست و برخلاف میل آنها در نهایت ما مفاهیم ۴ گانه ی دین اسلام  (۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش) را به جای تمام دین سکولاریستها حاکم و جایگزین خواهیم کرد، و تسلط و حاکمیت دین اسلام بر تمام اجزاء دین سکولاریسم امری حتمی و دست یافتنی است، وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ. هرچند که سکولاریستها(مشرکان) نپسندند.

ادامه

نصرت و یاری رژیم صهیونیستی به سبک مفتی های نجدی ساکن در دارالکفرها

,سند واگذاری فلسطین به کفار توسط آل سعود

نصرت و یاری رژیم صهیونیستی به سبک مفتی های نجدی ساکن در دارالکفرها

به قلم : ابوابرهیم هورامی

معمولاً دشمن در دو جبهه بر علیه مسلمین و اهل اسلام وارد جنگ می شود: یکی  جنگ مسلحانه و دیگری جنگ نرم و روانی و تبلیغی که بسیار خطرناکتر از جنگ مسلحانه است چون جنگ نرم ایمان و افکار مسلمین را هدف گرفته است نه جسم آنها را .

در این زمینه به ذکر دیدگاه چند نفر از مفتی های مطرح در میان گروههای مسلح نجدیت در مورد جماعت حماس را بیان می کنیم به امید آنکه جرقه یا باشد جهت شناخت این اشخاص.  همه می دانیم که جماعت حماس در کنار جهاد اسلامی تنها نیروی جهادی در برابر رژیم صهیونیستی هستند که نمایندگی اتحاد ملت مسلمان فلسطین را در این جهاد انجام می دهند و بدون شک حمله به حماس یعنی حمله به ملت مجاهد فلسطین و  تضعیف جهاد فلسطین و خدمت به رژیم صهیونیستی .

 ابومحمد مقدسی می گوید: ما با تاسف و صراحت می گوییم که ما در نصرت دین و ملت خویش متکی به حماس نیستیم و به حماس هیچگونه امیدی نداریم تا زمانیکه به روند خود اصرار داشته و توبه نکرده و دست از انحرافات خود ندارد. (فنحن نقولها بصراحة وألم إننا لا نعوّل على حماس في نصر ديننا أو شعبنا ولا نعقد على شعاراتها وحماسها الآمال ما دامت مصرّة لم تتب ولم تتخل عن هذه الانحرافات ..)

ابوقتاده فلسطینی هم که نشان و علامت تخریب جهاد در تمام سرزمینهای اسلامی و خادمی مخلص در جبهه ی جنگ روانی دشمنان شده است به بهانه ی اینکه حماس به جای حکومت فلسطین نگفته حکومت امارت اسلامی، می گوید: حماس به دین الله و امانت اللهه خیانت کرده، و خونهای شهدا را هدر داده و..  این یک جاهلیت صریح است که هیچ گونه اسلامی در آن وجود ندارد و تمامی عذر و بهانه هایی را که آنان درباره رها کردن حکومت بر اساس شریعت بیان می کنند را می توان بر زیان طاغوتیان امروز جاری ساخت… باید گفت که حماس در معرکه ایمان شکست خورد و نمی توانند از این مرحله سربلند خارج شوند و این مسئله نشان می دهد که آنان مستحق خلافت بر روی زمین نیستند” (ولكن حماس خانت دين الله، وخانت أمانة الله، وفرطت في دماء الشهداء، …. هذه جاهلية صريحة لا إسلام فيها، وكل عذر يأتون به يستطيع أي طاغوت معاصر أن يقوله اليوم ليعتذر به …. سيكون هذا الإمتحان دليلاً على أنهم لا يستحقون الخلافة في الأرض)

به نظر شما اگر همین الان حماس را کنار بزنیم چه کسی جانشین او می شود تا بر زمین فلسطین و بخصوص غزه حکومت کند؟ قطعاً رژیم صهیونیستی یا مزدورانش چون محمود عباس .  این همان چیزی است که این مفتی ها به سبک دیگری می خواهند.

سند واگذاری فلسطین به کفار توسط آل سعود

ابوبصیر طرطوسی هم می گوید: خالد مشعل و در پس او حماس دروازه ایران برای شیعه کردن فلسطین هستند و این همان چیزی است که آیات و روحانیون تهران خواستار آن هستند و متاسفانه مشعل نیز هر آنچه را که آنان می خواهد در اختیار آنان گذاشته است.” (خالد مشعل ـ ومن ورائه حركته حماس ـ بوابة إيران لتشييع فلسطين، والشعب الفلسطيني .. هذا الذي يريده ساسة وآيايات وأحبار ورهبان طهران من وراء الاحتفاء بزيارة مشعل ـ وغيره من القيادات السنية ـ إليهم .. وللأسف فقد أعطاهم مشعل ما يريدون)

حماس جهت تجزیه ی دشمن و فراهم کردن بیشترین متحدین ممکن در برابر این دشمن اشغالگر جهت اتحاد فلسطینی ها تحت حاکمیت خودش و جلوگیری از جنگ داخلی بر دو عنصر تمرکز کرده است: ۱- آنهائی که شریعت را مبنای مبارزه قرار داده اند بر این اساس با آنها متحد می شود ۲- آنهائی که ملیت و نژاد را مبنا قرار داده اند و بدون درگیری اینها را نیز در جبهه ی تحت رهبری خودش قرار داده است

همین اتحاد فلسطینی ها نیز باعث نگرانی آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدین آنها شده است . چون این دشمنان جنگ میان فلسطینی ها را می خواهند نه اتحاد انها را به همین دلیل می بینیم که ابوبصیر طرطوسی وارد میدان شده و با شبهاتی شبه اسلامی می گوید: تاکید بر وحدت ملی که موجب از میان رفتن عقیده ولاء و براء می شود و…دوم: وحدت وطنی به این معناست که تفاوتی میان ابو جهل با ابو بکر وجود ندارد؛ زیرا هر دوی آنها از یک وطن هستند. (التأكيد على الوحدة الوطنية التي تعني تغييب عقيدة الولاء والبراء في الله …الوحدة الوطنية التي تعني عدم التفريق بين أبي جهل القرشي المكي الوثني، وبين أبي بكر الصديق القرشي المكي؛ لأن كلاهما ينتميان إلى وطن واحد ..)

 این است واقعیت مفتی های نجدی ساکن در دارالحربهای انگلیس و کانادا و اردن و … در تضعیف جبهه ی جهادی مسلمین و خدمت واضح و آشکار آنها به جبهه ی دشمن که به اصطلاح به جهادی بودن نیست شهرت یافته اند حالا بماند نجدی های درباری آل سعود و… .

  آیا کسی هست پند بگیرد؟ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ (قمر/۲۲)

دارودسته ی جولانی میمونهای ساحه ی جهاد یا ….

دارودسته ی جولانی میمونهای ساحه ی جهاد یا ….

به قلم : عبدالله مهاجر

زمانی بود که طارق عبدالحمید از مفتی های تفکر نجدیت به همراه سایر مفتی هیا نجدیت چون ابوقتاده فلسطینی و ابومحمد مقدسی و هانی السباعی و ابوبصیر طرطوسی و …  توسط دارودسته ی جولانی به عنوان علمای بزرگوار جهاد از آنها یاد می شد، سخنان آنها جهت کشت و کشتار جماعت ابوبکر بغدادی حکمی بالاتر از آیات قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم و مذاهب اربعه پیدا کرده بود.

با این وجود دیدیم که تمام این نور چشمی های دارودسته ی جولانی به همراه سایر شرعی های اصلی این گروه از آن فاصله گرفته و بلکه با انواع فتواها به معرفی چهره ی خائنانه و حتی کفری و مزدور بودن آن پرداختند.

طارق عبدالحلیم در این باره می گوید: “هیئت تحریر الشام میمون های ساحه هستند که بزرگان را کنار زده اند تا افراد بی سابقه و بسیار کوچک را وارد عرصه کنند”

میمون یعنی حیوانی که در ظاهر شباهتهائی به انسان دارد و از خودش اختیاری ندارد و ادای دیگران را در می آورد؛ به دیگر سخن یعنی جولانی و دارودسته اش تنها در ظاهر شباهتهائی به اهل جهاد دارند و از خودشان اختیاری ندارند و تنها ادای اهل جهاد را در می آورند!

اما اختیار جولانی و گروهش در دست کیست؟ همین علمای نور چشمی سابق گروه جولانی که همگی دارای منهج نجدیت هم هستند الان می گویند: جولانی و دارودسته اش از خود اختیاری ندارند و مزدور حکومت سکولار ترکیه و طبعاً مجری نقشه ها و اهداف متحدین ترکیه چون آمریکا و ناتو و روسیه هستند؛ البته به قول ایمن الظواهری هم گروه جولانی خائن و ناکث هستند.

به نظر شما رای تمام این علما و مفتی های نجدیت که روزگاری مرجع گروه جولانی بودند با مواضع دارودسته ی جولانی و شخص جولانی تطبیق و همسوئی دارد؟

اگر دارد، پس ملا فتاحی و سایر زیر دستان جولانی باید از این جنایات و خیانتها و غدرها و مزدوری ها بیشتر از مفتی های مورد پذیرششان اطلاع داشته باشند، چون بخشی از این گروه مجرم هستند.

به نظر شما :

  • علت اطاعت امثال ملا فتاحی از گروه خائن و مزدور جولانی که خیانتش برای همه واضح و روشن شده است چیست؟
  • چرا امثال ملا فتاحی در برابر اینهمه خیانت و جنایت سکوت کرده اند و دچار کتمان حقایق هم شده اند؟

همه ی ما انتظار داشتیم ملا فتاحی که اینهمه دم از عدالت و تطبیق شریعت الله و امر به معروف و نهی از منکر و… می زند در برابر این خیانتها و جنایتهای آشکار رهبرش موضع می گرفت و روشنگری می کرد اما متاسفانه می بینیم  چون توان توجیه اینهمه جرم آشکار رهبرش را ندارد  ناچاراً دچار «خیانت سکوت» به اهل سنت شده است و در جرمهای رهبرش نیز مشارکت می کند .  

به نظر شما آیا چند نفر باقی مانده با دارودسته ی جولانی و گروهک فتاحی هم تا این اندازه در جنایت پیش رفته اند که نتوانند از این جرمها فاصله بگیرند و این گروه شبه مافیائی را ترک کنند؟

معیار و مناط تشخیص دارالاسلام و دارالکفر نامیدن کشوری

معیار و مناط  تشخیص دارالاسلام و دارالکفر نامیدن کشوری

ارائه دهنده: محمد رستمی

زمانی که اقوال مختلف اهل علم را بررسی می کنیم متوجه می شویم که این علمای بزرگوار دو سبب و علت را برای حکم بر سرزمین‌ بیان می‌کنند:

  1.  قوّت و غلبه.
  2. نوع احکامی‌ که بر آن تطبیق می‌شود.

ابن حزم رحمه الله می‌گوید: «و قول رسول الله صلی الله علیه و سلم که می‌فرماید: «أنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسلِمٍ أَقَامَ بَينَ أَظهُرِ المُشرِكِينَ»؛ «من از هر مسلمانی که بین سکولاریستها (به زبان عربی =مشرکین) زندگی کند بیزارم» آنچه که ما گفتیم را مشخص می‌کند، و اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم منظورش از آن دارالحرب بوده، وگرنه رسول الله صلی الله علیه و سلم عاملانش را بر خیبر مستقر می‌کرد، در حالی که همه‌ی آن‌ها یهودی بودند، و زمانی که اهل ذمه در سرزمین‌شان غیر از آن‌ها زندگی نمی‌کند پس ساکنان آن بخاطر فرمانروایی بر آن‌ها یا تجارتی در بین آن‌ها کافر یا فاسق نامیده نمی‌شود، بلکه او مسلمان نیکوییست و سرزمین‌شان سرزمین‌ اسلام است نه دارالشرک، زیرا که سرزمین‌ به کسانی منسوب می‌شود که بر آن غلبه و حکم دارند و مالک آن می‌باشند».

و از ابویوسف و محمد بن الحسن رحمهما الله روایت است: «زمانی که احکام شرک را در آن ظاهر کردند پس سرزمین‌شان دارالحرب می‌شود، زیرا سرزمین‌، به ما یا به آن‌ها به اعتبار غلبه و قوّت نسبت داده می‌شود، پس هر جایی که حکم سکولاریستها (به زبان عربی =مشرکین) چیره باشد آنجا قوّت از آن سکولاریستها (به زبان عربی =مشرکین)  می‌باشد، پس دارالحرب است، و هر سرزمینی که در آن حکم اسلام چیره باشد پس قوت در آن از آن مسلمین است».

و شوکانی رحمه الله می‌گوید: اعتبار در سرزمین‌ با چیرگی کلمه می‌باشد، پس اگر اوامر و نواهی برای اهل اسلام بود طوری که کافران نتوانند کفرشان را چیره کنند مگر با اجازه‌ی اهل اسلام، پس این دارالإسلام است، و ظهور خصلت‌های کفری در آن ضرری نیست، زیرا که با قوّت و غلبه‌ی کفار ظاهر نشده است، همانگونه که اهل ذمه از یهود و نصاری و معاهدینی که در دارالإسلام ساکن‌اند مشاهده می‌کنیم، و زمانی که امر برعکس باشد پس حکم هم برعکس است».

در این صورت واضح است که معیار و مناطر دارالکفر و دارالحرب نامیدن کشوری این است که :

  1. قانون اساسی آن کشور بر اساس قوانین شریعت الله باشد . حالا فرق نمی کند بر اساس کدام مذهب اسلامی باشد مهم این است بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد .
  2. علاوه بر این باید قدرت حکومتی و حاکمیت نیز در اختیار مسلمین باشد و رهبر جامعه مسلمان باشد نه یهودی یا نصرانی یا سکولار(مشرک) یا مجوس و صابئی .

الان نگاه کن و ببین کدام کشور بر اساس این معیارهاست؟

درسها و عبرتهائی از هتاکی سکولاریستهای کُرد به الله و قرآن و پیامبر و اسلام و… در رمضان امسال و «خیانت سکوت» احزاب به ظاهر اسلامگرا و…

درسها و عبرتهائی از هتاکی سکولاریستهای کُرد به الله و قرآن و پیامبر و اسلام و… در رمضان امسال و «خیانت سکوت» احزاب به ظاهر اسلامگرا و…

به قلم : کیوان مریوانی

این روزها که دهه ی آخر رمضان است و مسلمین سعی می کنند بهترین اعمال را در این روزها و  شبها انجام دهند به امید آنکه بتوانند به فضیلت لیله القدر دست پیدا کنند که  الله تعالی در موردش می فرماید: لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿قدر/۳﴾ شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است؛ شهرستان ما مریوان دیروز و امروز شاهد اتفاقات تکراری قابل تأملی بود که بر هر مسلمانی لازم است در آن تاملی داشته باشد .

دیروز کوردهای سکولار جهت تحریک مسلمین و اهانت به عقاید کوردهای مسلمان شروع کردند به توهین به الله و قرآن و رسول الله صلی الله علیه وسلم اسلام و مسجد و … و هر آنچه از دهن نجسشان برآمد در ملاء عام بر علیه این مقدسات اسلام گفتند.

بعد از تذکرات مکرر در نهایت عده ای از کوردهای باغیرت مسلمان به این فحاشی ها واکنش نشان دادند که منجر به بسته شدن موقتی دهن فحاشان شد اما واکنشها بسیار قابل توجه بود:

  1. سکولاریستهای خائن و مزدور کُرد جهت جلوگیری از بسیج عمومی مسلمین کورد بر علیه خود در رسانه های ماهواره ای خود اعلام کردند که این دسته از مسلمینی که واکنش نشان داده اند سلفی ها و تکفیری ها و… بوده اند، در حالی که دروغ می گفتند و اینها مردم غیر حزبی اهل سنت کورد  بودند.  حتی اگر یک  مسیحی یا یهودی هم بودند که در برابر توهین کنندگان به الله و بهشت و جهنم واکنش نشان داده اند باز باید هر مسلمانی از آنها حمایت کند چه رسد به اینکه این افراد باغیرتی که در برابر این سکولاریستهای فحاش ایستاده اند دسته ای از مسلمین با هر فکر و مذهب و تفسیری باشند.
  2. سکولاریستهای خائن در شبکه های ماهواره ای و مجازی خود طبق عادت همیشگی کا داند با انواع دروغها و تهمتها، طرفداران خود را به بسیج عمومی در برابر این چند مسلمان باغیرت تحریک می کردند و… در حالی که تعداد طرفداران این سکولاریستهای خائن در برابر کوردهای مسلمان بسیار ناچیز و بی ارزش است.
  3. در این راستا شما هرگز ندیدید که حزبی های به ظاهر اسلامگرای  طرفدار مکتب احمد مفتی زاده با تمام شاخه هایش و اخوانی ها و سلفی های درباری و حتی نمایندگان شوراهای محلی و بخصوص ملاهای مساجد و… در برابر این توهین سکولاریستها به الله و قرآن و رسول الله صلی الله علیه وسلم و اسلام و بهشت و جهنم و… از خود واکنشی نشان دهند در حالی که برای یک مساله ی بی ارزشی چون فَرَنجی (جلیقه ی سنتی) آنهمه غوغا و سرو صدا راه انداختند.
  4. به دنبال این «خیانت سکوت» مرگبار ملاهای سنتی و احزاب متنوع به ظاهر اسلامگرائی که همیشه پیام آور سستی و ذلیلی و تحمیل انواع عذابهای روحی و روانی بر مسلمین و حتی راه بازکن انواع ترورها بر مسلمین کورد بوده اند، احزاب سکولار مسلح نیز به نیروهای امنیتی ایران حمله کرده و افرادی را کشته و زخمی کردند.
  5. نیروهای امنیتی ایران نیز در واکنش به این اقدامات مجرمانه ی نیروهای غیر مسلح و مسلح سکولارکُرد چند نفر از عاملان اصلی این جرم بزرگ را دستگیر کرده و گروهک مسلح آنها را نیز به پشت مرزهای ایران فراری داد و به این شکل در برابر این مجرمین ایستاد.

اینها اتفاقاتی گذرا در این یکی دور روز دهه ی آخر رمضان سال ۱۴۰۰ شمسی بود که می تواند هر اهل خرد و عقلی را به تامل وادارد.

این رویدادی تازه نیست بلکه به کرات توسط سکولاریستهای کورد تکرار شده است و در سکوتی مرگبار نادیده گرفته شده است. به عنوان مثال کُردهای سکولار به صورت آزادانه در کردستان عراق می توانند همچون مریوان حلبچه ای و پیرلقمان و ملاکمتیار و … در پناه قوانین سکولاریستی حاکم بر این منطقه بدترین توهینها را به مقدسات اسلام انجام دهند و سایر کُردهای سکولار نیز گاه به بهانه ی حمله ی اردوغان سکولار به کُردهای سکولار طرفدار اوجالان قرآنها را می سوزانند و گاه جهت مبارزه با خود اسلام بدترین فحاشی ها را انجام داده و می دهند.

بدون شک ما نه این جنایت چند دهه ی گذشته ی سکولاریستها را فراموش می کنیم و نه می بخشیم و در عین حال در داخل مرزهای ایران هر گونه جنگ مسلحانه با این کوردهای سکولار و مزدور را نیز غیر شرعی می دانیم اما از توی مسلمان می پرسم: آیا وقت آن نرسیده که بیدار شوی و یکبار برای همیشه دست از این حزب بازی ها برداری و در برابر این سکولاریستها صف واحدی شویم؟

به مناسبت دهمین سالگر شاهادت شیخ اسامه بن لادن : آمریکا دشمن شماره یک، هرگز به آمریکا و مزدورانش اعتماد نکنید

به مناسبت دهمین سالگر شاهادت شیخ اسامه بن لادن :  آمریکا دشمن شماره یک، هرگز به آمریکا و مزدورانش اعتماد نکنید

به قلم: محسن صادقی /سقز

بعد از آنکه بر اثر خیانت حکومت سکولار پاکستان  نیروهای آمریکائی از محل اختفای شیخ اسامه بن لادن تقبله الله آگاهی پیدا کردند و شیخ اسامه (به گواهی همسرش که همراه او در همان منزل بود) عملیات استشهادی انجام داد و زنده به دست آمریکائی ها نیافتاد، حکومت جنایتکار آمریکا در جنگ روانی خود دست به نشر دروغهائی در قالب مدارک زد که بسیار قابل توجه است . چون راست و دروغ را جهت پذیرش دروغ خودش با هم مخلوط کرده بود .

در میان دروغهای متعددی که به شیخ اسامه بن لادن نسبت داده بودند دو دروغ بزرگ آن برایم جالبتر بود که دوست دارم به آن بپردازیم :

  1. دروغاهائی در مورد دیدگاه شیخ اسامه بن لادن و القاعده ی بن لادن نسبت به دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران

همه می دانیم که شیخ اسامه بن لادن مثل دکتر عبدالله عزام  دارای دیگاه اخوانی سید قطب تقبله الله بودند و با آنکه شیخ اسامه  بر علیه آمریکا و سایر متحدین ان و حکام مزدور عرب و عجم فتوا داد اما هرگز بر علیه دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران فتوائی نداد بلکه در هنگام ضرورت ناموس و فرزندان خود را نیز دست ایران سپرد و به ایران روانه کرد.

با این وجود حکومت دروغگو و حیله گر آمریکا که در زندگی شیخ اسامه نتوانسته است مطلبی دال بر درگیری با دارالاسلام ایران پیدا کند در سند سازی های جعلی پس از مرگ شیخ اسامه دست به کار شد و اعلام کرد :

  • مدارک جدید حاکی از روابط پرتنش القاعده با ایران است
  • این اسناد نشان می دهد که بن لادن ایران را قلدرمآب، مبهم و رمزآلود می دانست.‎
  • روابط القاعده با ایران در هاله ای از بی اعتمادی دوطرفه و منافع به شدت متضاد به تصویر می کشد‫.‎‎
  • طبیعت واقعی روابط ایران و القاعده هنوز برای تصمیم گیرندگان سیاسی غربی روشن نیست اما مدارک جدید تاییدی است بر اجماع قبلی چهره های سیاسی غرب مبنی بر این که ایران و القاعده مشترکات و منافع اندکی دارند‫.
  • در سال ۱۹۹۸ نیروهای سنی القاعده در حمله به مزارشریف به قتل هشت دیپلمات ایرانی و همچنین افغان که با ایران روابط مذهبی و فرهنگی داشتند و یک نیروی شیعه به شمار می رفتند، متهم شدند. [در حالی که برای همه واضح و آشکار شد که قاتل نیروهای ایرانی نه طالبان بود نه القاعده بلکه دستورش از پاکستان رسید و عامل کشتار حکومت سکولار پاکستان بود البته به دستور اربابش آمریکا]

بدون شک مشترکات تمام مسلمین به هزاران مورد می رسد که یکی از آنها دشمنی مشترک چون آمریکاست. هر مسلمان آگاهی باید بر این مشترکات متمرکز شود و از اختلافات ریز فقهی و قابل چشم پوشی دوری کند .

  • دومین دروغ بزرگ به این بر می گردد که اعلام کردند در منزل شیخ اسامه بن لادن مجموعه‌ای از فیلم‌های جنسی را در تعداد قابل توجهی سی‌دی  پیدا کرده اند

بعد از نشر این دروغ آشکار توسط بخش تحقیقاتی آکادمی نظامی وست پوینت ارتش آمریکا، باز طبق همیشه ابتدا شبکه ی العربیه وابسته به آل سعود در بوق و کرنای خود دمید و بعد شبکه های جهانی کفار چون «نشنال ژئوگرافیک» و سایر رسانه های کفار سکولار جهانی به تفصیل مانور دادند!

سوالاتی از یک شیعه به اهل انصاف از اهل سنت

سوالاتی از یک شیعه به اهل انصاف از اهل سنت

به قلم: علیرضا مرادخانی

من یک شیعه هستم و احساس می کنم جریان شما در مسیر بیداری اسلامی و وحدت اسلامی حرکت می کند. اما کسانی هم در میان شیعه و سنی وجود دارند که در میان کتباهای قدیمی دنبال نکاتی هستند که به وحدت میان مسلمین صدمه بزنند .

امروز در گروهی تلگرامی با برجسته کردن خواجه نصیر الدین طوسی عده ای در حال حمله به تمام شیعیان و بخصوص ایران بودند. در اینجا کاری به خواجه نداریم و تنها من خطاب به این دسته از افراد (البته اگر معاند  نباشند) چند سوال ساده می پرسم:

  1. خواجه نصیرالدین طوسی یک نفر بود اما چند هزار از اهل سنت در ارتش مغول مسلمین را قتل و عام می کردند؟
  2. آیا شیعه بود که به نهضت فلسطین خیانت کرد ؟
  3. آیا شیعه در حال نابودی لیبی و کشت و کشتار اهل سنت آنجاست؟
  4. آیا شیعه صومالی را نابود کرد؟
  5. آیا شیعه در حال کشت و کشتار اهل سیناء است ؟
  6. آیا هواپیماهای کفار از فرودگاههای شیعیان بغداد را زیر آتش گرفتند و آنهمه جنایت تا کنون آفریده اند؟
  7. آیا مفتی ها ساکن در آل سعود و انگلیس و کانادا و اردن و ترکیه و…  که آنهمه خونهای حرام شده  را از شیعه و سنی حلال کرده اند یکی از شیوخ و ملاهای شیعه هستند؟
  8. چرا در زمان شاه پهلوی آمریکائی همه ی عرب تابع آن شدند اما پس از انقلاب ۵۷ همه بر علیه ایران شدند؟ مگر شاه هم شیعه نبود؟
  9. حزب الله که تنها یک حزب است را سرزنش می کنید که چرا فلسطین را آزاد نمی کند ؟ اما دولتها و حکومتهای عربی چون آل سعود و اردن و مصر و ترکیه و…. که همگی به صورت سری در پی کسب رضایت اسرائیل هستند را سرزنش نمی کنید؟
  10. آیا تشیع است که علماء و رهبران اسلامی را در بنگلادش اعدام می کند؟
  11. آیا شیعه در ازبکستان آنهمه مسلمان را به بدترین شیوه ی ممکن می کشد؟
  12. آیا شیعه در تاجیکستان و ترکمنستان حتی در نماز و روزه و عبادات اهل سنت دخالت می کند؟
  13. آیا شیعه مسلمانان مالی و طوارق را قتل عام کرد؟
  14. آیا اردوغان شیعه است که در جلو ارتش کفر در حال قتل عام مسلمین است؟
  15. و…

در تمام این سوالات منظورم از شیعه یعنی تشیع حاکم بر مسئولین نظام ایران نه تشیع انگلیسی که فرقی با تسنن آمریکائی در دشمنی و خیانت به اسلام و مسلمین ندارند.