احزب سکولار کردستان عراق با اخراج آمریکائی ها از عراق مخالفت کردند

احزب سکولار کردستان عراق با اخراج آمریکائی ها از عراق مخالفت کردند

به قلم: شاهو سنه ای

کُردهای سکولار عراق که برای تمام دشمنان ملت مسلمان کُرد و عرب عراق خیانت و مزدوری کرده اند شک ندارند که سرنوشت آنها مثل تمام مزدورانی است که آمریکا و انگلیس و سایر کفار بعد از اتمام کار آنها را رها کرده اند به همین دلیل موجودیت خود را با موجودیت اشغالگران و دشمنان ملت می بینند و چنانچه این اشغالگران خارج شوند و این مزدوران را تنها بگذارند قطعاً توسط ملت خود نابود می شوند. واقعیتی که بارها و بارها در تمام کشورهای دنیا اتفاق افتاده است.

احزاب سکولار بارزانی و اتحادیه ی میهنی عراق به عنوان دو حزب عمده ی کردستان عراق همچون احزاب سکولار کومله ها و دمکراتهای کردستان ایران و همچون حزب کارگران اوجالان مزدوری خود را با خدمت به صدام حسین سکولار شروع کردند تا اینکه (مثل زنان هرجائی) بعد از دست به دست شدنهای متعدد توسط قدرتهای جهانی و منطقه ای هم اکنون در اختیار آمریکا و ناتو درآمده اند.

در ژانویه ۲۰۲۰ پارلمان عراق درخواست خروج نیروهای خارجی از این کشور به خصوص نیروهای آمریکایی را مصوب کرد. در واکنش به این اقدام، کفاح محمود، مشاور سابق ریاست اقلیم کردستان عراق در این باره مدعی شد: گروه‌های سیاسی که خواستار اخراج آمریکایی‌ها هستند نماینده تمامی عراقی‌ها نیستند که به دنبال منافع کشورشان باشند…. و مصوبه پارلمان نیز بیانگر نظر همه عراقی‌ها نیست و طبق خواسته احزاب شیعه است.

اما این هم دروغی دیگر از هزاران دروغ دیگری است که احزاب سکولار کُرد تحویل ملت مسلمان منطقه داده اند، چون تمام مسلمین خواستار اخراج اشغالگران خارجی و مزدوران محلی آنها از سرزمینهای خود هستند؛امری که مزدوران را از سرانجام خود به دست ملت به هراس انداخته است.

 همه می دانیم تمام عربهای اهل سنت سالها با آمریکائی ها و انگلیسی ها و تمام مزدوران آنها جنگیدند و به دنبال آن کوردهای اهل سنت و شیعه هم در این جنگ تا آنجائی که توانسته اند یاریگر این مسلمین عرب و ترکمان در جنگ با اشغالگران خارجی بوده اند. پس این دروغگویان شرم نمی کنند؟

احزاب سکولار کُرد و طرفداران فاسد آنها با چه جرئی در میان خشم توفنده ی ملت مسلمان کُرد و عرب و ترکمان و … دوام خواهند آورد؟!

همه باید بدانند که آمریکا هرگز متحد نخواسته، آمریکا مزدور می خواهد؛ و زمانی که کارش با مزدوران تمام شد مثل دستمال توالت آنها را بعد از اتمام کارش دور خواهد ریخت.

این سرانجام تمام ایرانی ها و افغانها و … است که دل به آمریکا و انگلیس و سایر کفار خوش کرده اند.

آسیب شناسی گفتمانی تنازلی سران قوه ی مجریه ی دارالاسلام ایران

آسیب شناسی گفتمانی تنازلی سران قوه ی مجریه ی دارالاسلام ایران

به قلم: عدنان پاوه ای

به صورت کلی می توان گفت امامت‌محوری (ولایت فقیه)، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین پایه های کلی حرکت انقلابی آیت الله خمینی به شمار می رود . هر کدام از این پایه ها پیام آور مفاهیمی هستند که غیر از مومنین دیگران نمی توانند آنها را هضم کنند.

به عنوان مثال زمانی که آیت الله بهشتی اصل پنجم را مبنی بر اینکه: ولی فقیه امام امت اسلامی است را مطرح کرد بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد، امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود و کلاً مسئولین اجرائی آن زمان سر همین یک کلمه ی ولایت فقیه (به قول اهل سنت ولایت مجتهد) به هم ریخت، اما با قدرت خاص مدیریتی آیت الله خمینی و اطرافیان او چون آیت الله بهشتی و آیت الله خامنه ای و دیگران این اقدامات ایزائی مخالفین خنثی شد.

پنج روز بعد از فوت آیت الله خمینی و در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ ی بعد از مرگ ایشان می بینیم که آیت الله رفسنجانی راجع به ولایت فقیه (یا ولایت مجتهد نزد اهل سنت) دو تغییر جالب را نشان داد: ۱- به جای کلمه ی «امام» از کلمه ی «رهبر» استفاده کرد و به جای «امّت» عبارت «ملّت» را به کار برد.

به این شکل به تدریج سیستم ملت گرائی سکولاریستها و دموکراسی خواهان جایگزین سیستم امت گرائی اسلام می شد . امری که مخالف پایه های انقلابی آیت الله خمینی بود. در کنار این باز زمانی که«امّت» تبدیل شد به «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران ایمانی» که وظایفی مشخص در برابر هم دارند تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و «هموطن»، همان چیزهائی که جاهلیت دنیای سکولار لیبرال برای آن دعوت می دهد.

به دنبال این می بینیم که عبارت «عدالت» هم در دوران ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی تبدیل به عبارت «توسعه»شد. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و  پیامبر تعریف می کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.

به دنبال این باز ما در عرصه‌ی بین‌الملل شاهد تغییر دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» بودیم و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی». زمانی که گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌هایی که خودشان پذیرای آسیب‌اند‼

به این شکل پنج پایه و کلیدواژه‌ی قرآنی آیت الله خمینی که اساس گفتمان نهضت انقلاب اسلامی ۵۷ بود، خواسته یا ناخواسته توسط آیت الله هاشمی تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که لیبرالیستها می‌خواستند.

اگر در فکر اصلاح هستیم باید از همین کلید واژه ها شروع کنیم که اساس همه ی آنها ولایت فقیه (به قول شیعیان جعفری) یا ولایت مجتهد (به قول تمام مذاهب اهل سنت) است؛ این اساسی است که قرنهاست به هم ریخته و سایر اساسها را نیز متزلزل کرده است و هم اکنون که بار دیگر این اساس بنا شده است عده ای در تلاشند به شیوه های مختلفی آنرا تخریب کنند تا کل ساختمان نهضت انقلابی مسلمین به هم بریزد.

ولایت مجتهد یا همان ولایت فقیه آرزوی تمام علمای تمام مذاهب اسلامی در طول تاریخ بوده است و امّت‌گرایی و عدالت‌گستری و جهاد با مستکبرین و حاکمیت پیدا کردن مستضعفین از اهداف بزرگی هستند که از کانال رهبری مجتهد به سبک قرآنی آن حاصل می شوند.

پس لطفاً فریب نخوریم و تنازل نکنیم و خیال نکنیم با تنازل کردن از اصول دشمنان از ما راضی خواهند شد. چون کفار سکولار جهانی و دارودسته ی منافقین داخلی تنها به نابودی تمام اصول ما و تسلیم شدن ما به قوانین خودشان راضی هستند، مگر سرانجام مورسی در مصر را ندیدیم؟ یا دیروز سرانجام دارودسته ی غنوشی در تونس را ندیدیم؟ یا …

تجربه ی مجدد اعتماد مسلمین به اخوان الشیاطین و سکولاریستها در تونس

چهره شاخص اخوان الشیاطین تونس (النهضه) عبدالفتاح ‌مورو در حال رقص با با یک رقاصه تونسی به نام مریم‌بن‌مولاهم. تا این اندازه هم پیش رفتند اما سکولاریستها تنها به نابودی آنها راضی هستند و این دم تکان دادنهای اخوان الشیاطین سودی ندارد

تجربه ی مجدد اعتماد مسلمین به اخوان الشیاطین و سکولاریستها در تونس

ارائه دهنده: محسن صادقی (سقز)

اخوان الشیاطین یعنی برادران شیطانها . یعنی کسانی که به جای برادری با مسلمین با شیاطین برادری می کنند . زمانی بود که جماعتی به نام اخوان المسلمین توسط امام شهید باذن الله حسن البناء تاسیس شد و این امام بزرگوار در راه اهدافی که اخوان المسلمین داشت شهید شد. به دنبال آن منهج اخوان به دو بخش تقسیم شد :

  1. منهجی که توسط کسانی چون سید قطب تقبله الله تا کنون ادامه یافته  که همان اخوان المسلمین واقعی است.
  2. منهج که توسط الهضیبی تا کنون ادامه داشته که به جای برادری با مسلمین برادری با شیاطین سکولار را انتخاب کرده اند. اینها اخوان الشیاطینی هستند که با انحرافات خود مصیبتهای زیادی برای مسلمین تولید کرده اند.  

صرفنظر از تجربیات متعدد کشورهای مختلف، در مصر ما شاهد تجربه ی خونین مورسی بودیم و از تونس هم خبر می‌رسد که قیس سعیّد رئیس‌جمهور سکولار آن کشور بر بی‌فقهان نادان اخوان الشیاطین کودتا کرده و اعلام نموده که پارلمان و دولت باید منحل شود و هر کس هم بخواهد مخالفت کند با قوه قهریه نظامیان مواجه خواهد شد!!

فراموش نکرده‌ایم زمانی را که این سکولار به کمک حزب خبیث و سکولارمآب اخوان الشیاطین تونس به رهبری غنوشی پلید و موروی بی‌اخلاق به ریاست‌جمهوری رسید همه آنانی که منهج کژ و منحرفی داشتند خوشحال شدند و مردم مسلمان را به حمایت از این فرد سکولار تشویق می‌کردند اما در همان وقت نیز علمای فقیه اهل سنت و جماعت بارها هشدار دادند که سکولارها دشمن اسلام هستند پس نباید همانند اردوغان فریب این شخص سکولار را بخورید اما جاهلان، هشداردهندگان را جزو غلات و خوارج و افراطی خواندند!!

زمان گذشت تا اینکه برای بار هزارم ثابت شد که جماعت نادان و فاسد العقیده اخوان الشیاطین از سوی سکولارها مورد خیانت قرار گرفت و مثل دستمال توالتِ استفاده‌شده پرت شد.

این جماعت که بزدلی خود را زیر ماسک عبارت‌هایی همچون میانه‌روی، دگرپذیری، مصلحت، تجدید و دموکراسی پنهان می‌کند و با همین شعارهای پوچ و غیرواقعی از جهاد و دعوت می‌گریزد و همیشه خود را به دامان دشمنان دین می‌اندازد بارها از یک سوراخ گزیده می‌شود اما بازهم به خود نمی‌آید و با پافشاری خود بر پیمودن باطل، تعجب عاقلان را برمی‌انگیزد!

رئیس‌جمهور سکولار تونس، رئیس پارلمان که غنوشی پلید است را از آنجا بیرون راند و او و اعضای حزبش را حقیرانه و ذلیلانه از مناصب حکومتی دور کرد.

با این حال غنوشی پلید و حزبِ در خواب مانده اش پس از آنکه قیس سعید برایشان نیروهای نظامی را بکار گرفته بازهم به شیوه بزدلان که دموکراسی و جنبش مسالمت‌آمیز است فرا می‌خوانند درست مثل معلولان جسمی و عقلی که قادر به کاری نیستند!

تاریخ دهه اخیر ثابت کرد که تغییر بدون داشتن قدرت، محال است و هر کس که با داشتن قدرت و نیروی نظامی مسلمانان مخالفت کند نادانی بیش نیست که در بیابان توهمات خود سرگردان است. مسلمانان باید از اوامر الله متعال و پیامبرش ﷺ پیروی کنند و از راههای شرعی اقدام کنند و به سرسپردگان نادان و فاسد العقیده‌ای همچون اخوان الشیاطین و اتحادیه علمای طاغوت قطر که در دین دموکراسی و تبعیت طاغوتان هضم شده‌اند گوش ندهند.

الله متعال در چند سال اخیر بارها ناشرعی بودن و بی‌ثمر ماندن راه‌های سیاسی و مسالمت‌آمیز را به امت بزرگوار اسلام ثابت کرده است و روز به روز تعداد بیشتری به این شیوه‌های وارداتی جاهلی کافر می‌شوند، البته بجز جاهلان اخوان الشیاطین که بزدلی و دنیادوستی خود را زیر ماسک این اراجیف پنهان می‌دارند.

خطر دارودسته ی منافقین و عوامل نفوذی در اغتشاشات اخیر دارالاسلام ایران را جدی بگیریم

خطر دارودسته ی منافقین و عوامل نفوذی در اغتشاشات اخیر دارالاسلام ایران را جدی بگیریم

به قلم: جابر کعبی (اهواز)

زمانی که مردم حق طلب خوزستان در مورد مساله ی کم آبی مشکلات خود را بیان کردند و رهبریت دارالاسلام ایران هم جانب مردم وفادار خوزستان را گرفت ما شاهد چند مساله ی مهم بودیم که در سرانه های ماهواره ای و مجازی دشمنان منعکس نشد:

  1. این رسانه ها هرگز تصاویر و کلیپهای اغتشاشگران نفوذی در میان مردم را نشر نداده اند که مسلحانه اقدام به تیر اندازی می کردند
  2. این رسانه ها هرگز خبر کشته شدن نیروهای انتظامی و پلیس و سربازان توسط این اغتشاشگران مسلح را نشر ندادند.
  3. این رسانه ها به دروغ خبر کشته شدن و مرگ عده ای را پخش کرده بودند هرگز کلیپهای ارسال شده توسط این افراد که مرگ خود را تکذیب کرده بودند نشر ندادند.
  4. این رسانه ها هرگز خبر رفع مشکلات آبی مردم خوزستان و جاری شدن آب در رودخانه های خوزستان را نشر ندادند.
  5. و…..

یعنی اینها خیال می کنند مردم مسلمان ایران هنوز متوجه سانسور بازی ها و چهره ی واقعی این دشمنان پشت این نقاب عوام فریبانه نشده اند؟ یعنی خیال می کنند نمی دانیم اهداف اینها تنها ضربه زدن به ملت ایران و از هم پاشی درونی ملت ما جهت بازگشت مجدد اشغالگران آمریکائی و اروپائی به ایران و چپاول مجدد منابع مادی ما و تبدیل کشور مستقل ما به کشوری فاسد و دست نشانده همچون رژیمهای آل سعود است؟

اگر در زمان جنگ احد یک سوم از مردان مسلح ارتش رسول الله صلی الله علیه وسلم جزو دارودسته ی منافقین بودند و از جنگ کناره گیری کردند الان باید تعداد این افراد چند نفر باشد؟

پس اگر در جمعیت مثلاً ده میلونی تهران چند هزار نفر از این موجودات را دیدید بدانید که تعداد اینها در زمان رسول الله صل یالله علیه وسلم بسیار بیشتر از این موجودات ناچیز بود، مهم این است که ما همچون صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم وحدت اسلامی خود را حفظ کنیم و این موجودات را با قدرت نظامی مدیریت کنیم . چون دارودسته ی منافقین تنها با قدرت نظامی مدیریت می شوند و آنهمه آیه ی قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و آنهمه صحابه رضی الله عنهم اجمعین هم نتوانست با سخن و دلیل آنها را رام و مدیریت کند و تنها قدرت نظامی آنها را مدیریت کرد . به همین دلیل الله تعالی می فرماید از قدرت نظامی مومنین بیشتر از الله می ترسند: «لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ» (حشر/۱۳)

در این صورت باید مسئولین دارالاسلام ایران به این نکته ی مهم در مورد اغتشاشگران توجه داشته باشند و باید بدانند که اگر رهبر کسی چون رسول الله صلی الله علیه وسلم و سربازان او هم کسانی چون ابوبکر و عمر و علی و سایر صحابه رضی الله عنهم باشند باز نمی توانند این موجودات را با سخن و حکمت و دلیل قانع و راضی کنند .

اینها دنبال دلیل و اصلاح جامعه نیستند، اینها دنبال اغتشاش و خرابی و نابودی دارالاسلام هستند و زبان آنها زبان زور است و بدون شک تنها با قدرت و زور مدیریت می شوند. پس این سخن و راهکار الله در مورد این موجودات را جدی بگیریم.

جوانان ما هم لازم است که فریب این موجودات را نخورند و خودشان را در صف این موجودات قرار ندهند. چون آنوقت آنها به راحتی می توانند خودشان را در میان این جوانان گم کنند و تشخیص آنها غیر ممکن می شود. پس سپر و فدائی این دشمنان داخلی و نفوذی ها نشوید.  

تراژدی گورستان زنان گمنام در حکومت سکولاریستهای کورد (کردستان عراق)

تراژدی گورستان زنان گمنام در حکومت سکولاریستهای کورد (کردستان عراق)

به قلم: کیوان مریوانی

سکولاریستها کورد همچون تمام سکولاریستهای حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشنین اولین ارمغان آنها برای مسلمین فساد و بی بندوباری جنسی و سپس فساد اداری و اقتصادی و… بوده است .

زمانی که سرلشکر «حسن نوري»، مدير اداره‌ اطلاعات استان سليمانيه‌‌  می گوید:” بنا بر آمارهاي رسمي تنها در شهر سليمانيه‌ چهارصد مرکز تن فروشي وجود دارد…. پارلمان منطقه‌ کردستان عراق تاکنون هيچ قانوني درباره منع تن فروشي تصويب نکرده‌ و به‌ همين دليل، هيچ نهادي حق دستگيري آنها را ندارد و همين کار نيروهاي امنيتي را سخت کرده‌ است، زيرا آنها نمي توانند با آنها برخورد کنند.” این سخن مخالفین حکومت سکولار و کارتونی کردستان عراق نیست بلکه سخن خود آنهاست که به فساد اخلاقی مناطق تحت حاکمیت خود و تاراج آبرو و غیرت و نوامیس کوردها و بی بندوباری جنسی شهادت می دهند.

در کنار این رئیس اتحادیه ی مردان (یه کیتی پیاوانی کوردستان) رسماً اعلام می کند که پدیده ی زشت عوض کردن همسران در میان کوردهای سکولار کردستان عراق مد شده است.! یعنی مردها جهت لذت بیشتر، زنان خود را با همدیگر عوض می کنند. اینهم گواهی دیگری از خود کفار سکولار.

یا زمانی که : «مسرور بارزانی» نخست وزیر اقلیم کردستان عراق قضیه فروش ۵۰ ساله نفت اقلیم کردستان عراق به رژیم صهیونیستی از کانال حکومت سکولار ترکیه را به عنوان یکی از پرونده های فساد مطرح کرده است؛ اینهم گواهی خود سکولاریستها مبنی بر فساد اقتصادی و اداری و دزدی و چپاول ثروتهای ملت مسلمان کورد توسط این سکولاریستهای دزد و خائن و وطن فروش است.

 ثمره ی این فساد جنسی و اقتصادی حاکمیت سکولاریستها در کفرستان عراق تولید گورستانی بی نام و نشان در سلیمانیه است، مشهور به گورستان سیوان. این گورستان مدفن هزاران زن و کودکی است که سنگ قبر ندارند و با آنکه مشخصات و اسناد و مدارک این افراد در شهرداری وجود دارد اما تنها با عدد و شماره معرفی می شوند، چون خانواده ها مایه ی ننگ می دانند که اثری از آنها بر زمین وجود داشته باشد حتی بر سنگ قبر.

در این قبرستان زنانی خاک شده اند که به دلایل اتهاماتی مبنی بر انحرافات جنسی توسط اطرافیان خود به قتل رسیده اند و جسد آنها در جائی پرت شده و در نهایت توسط شهرداری خاک شده اند. زمانی که فحشاء بر ملا می شود اکثر مردها خودشان اقدام به قتل این دختران و زنان می کنند و زمانی که عده ای آنها را نکشند، دیگران به مردهای خانواده می‌گویند تو بی‌شرفی، تو بی‌ناموسی و آنها را طرد می‌کنند. مردها برای این که غرورشان را جبران کند این دختران و زنان را می‌کشند.

 همچنین مکان دفن کودکانی است که بر اثر تجاوز و روابط نامشروع متولد شده اند و توسط زن یا اطرافیان زن به قتل رسیده اند و در جائی پرت شده و توسط شهرداری حکومت سکولار کوردها در این گورستان دفن شده اند.

این یکی از ثمرات حاکمیت سکولاریستها و قوانین سکولاریستی بر این بخش از سرزمینهای اسلامی است که تمام سکولاریستهای فاسد و بی ناموس در برابر این تولیداتی که کرده اند لال و خاموش شده اند و سکوتی مرگبار کرده اند.

سکولاریستهای خائن و فاسد زمانی که قضیه ی این گورستان چند هزار نفری فاش شد کسانی چون  قباد طالبانی (معاون نخست‌وزیر) را به محل فرستاده و بعد از گرفتن عکس یادگاری و کاشتن نهال و گذاشتن دسته گل وعده دادند که برای این گورها سنگ قبر درست شود. این واکنش نهائی این سکولاریستهای فاسد تا کنون بوده است.

اما واکنش مسلمین به این سکولاریستهای بی ناموس و فاسد باید نابود کردن عقاید سکولاریستی و دور ریختن احزاب سکولار و حاکمیتهای سکولار باشد که ثمره ی همه ی آنها در تمام زمانها و مکانها غیر از فساد چیز نبوده است.

این حکومت سکولار کوردی  و سایر حاکمیتهای سکولار باید عبرتی برای کوردهای مسلمان و با ناموس ایرانی باشند و کوردها باید بدانند که تنها تطبیق قانون شریعت الله است که راه نجات آنها و سایر ملل بوده نه جاهلیت از نوع سکولاریستی یا عشایری آن.

اظهارات سخنگوی امارت اسلامی در مورد ناپدید و کشته‌شدن صدها نفر در سپین‌بولدک

اظهارات سخنگوی امارت اسلامی در مورد ناپدید و کشته‌شدن صدها نفر در سپین‌بولدک

از چند‌ روز به اینسو کانال‌های تبلیغاتی، سخنگویان و دیگر طبل‌چیان دشمن مزدور آوازه پخش می‌کنند که گویا پس ازآنکه مجاهدین ولسوالی سپین بولدک ولایت قندهار از نزد دشمن تصرف کردند، دست به کشتار و گرفتاری صدها نفر تسلیم شده‌گان زده اند و آوازه‌های دیگری. ما این پروپاگند را به جدیت رد می‌نمائیم، پس ازانکه ولسوالی سپین بولدک در کنترول مجاهدین درآمد، با همه عساکر و پولیسِ یکجا شده روش نیک صورت گرفته و دران جا به هیچکسی زیان نرسیده است. البته، دو نفر در مربوطات بولدک بر اثر خصومت شخصی کشته شده اند، که ما در تلاش گرفتاری عاملان آن و پیگیری قضیه هستیم. اینکه آوازه‌های بی‌اساس در منطقه در مورد کشتارها از سوی مجاهدین پخش می‌شود، ما ادارات بشری و بین‌المللی و رسانه‌ها را دعوت می‌دهیم که برای اطمینان بیش‌تر به ولسوالی سپین بولدک سفر بکنند، ما سهولت‌ها را برای شان مساعد می‌کنیم، آن‌ها ثابت کنند که در کجا کسی کشته شده است؟

قاری محمد یوسف احمدی سخنگوی امارت اسلامی

۱۴/۱۲/۱۴۴۲هـ ق

۲/۵/۱۴۰۰ هـ ش ــ ۲۰۲۱/۷/۲۴

مفتی های جولانی توجیه مزدوری برای ناتو و خیانت خود با سکوت ابومحمد مقدسی

مفتی های جولانی توجیه مزدوری برای ناتو و خیانت خود با سکوت ابومحمد مقدسی

به قلم: مجاهد مهاجر

ابومحمد مقدسی نجدی که قبلاً یکی از نور چشمی های دارودسته ی جولانی نجدی و مفتی های آنها بود این روزهای آماج حملات این گروه نجدی قرار گرفته است . بخصوص زمانی که این گروه و به همراه سایر احزاب نجدی در مسیر نقشه ها و اهداف ناتو قرار گرفته و جنگ فی سبیل الله را تبدیل به جنگ فی سبیل ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه کردند و صدای کسانی چون ابومحمد مقدسی را هم درآوردند.

در اینجا عبدالرزاق مهدی یکی از شیوخ نجدی طرفدار دارودسته ی مافیائی ناتو به جای صحبت کردن و دادن حکم شرعی در مورد مزدوری دارودسته ی جولانی و سایر گروهها برای حکومت سکولار ترکیه که عضوی از ارتش کفار ناتو و نماینده ی کفار ناتو در منطقه است، با طرح سوالهائی از این واقعیت فرار کرده و ابومحمد مقدسی نجدی را نیز چنان نشان می دهد که او هم فرقی با آنها ندارد. چون هم ترکیه متحد نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی و سایر کفار ناتو و آمریکا بر علیه مسلمین است و هم حکومت سکولار اردن . به همین دلیل سوالاتی را مطرح کرده است که جالب توجه است و می گوید:

“بعد از اینکه حکم اردوغان، حکومت و ارتش وی را مشخص کردید؛حکم هر کدام از موارد زیر چگونه است:

۱-پادشاه اردن عبد الله بن حسین هاشمی به شکل مشخص؟

۲-حکومت اردن که شریعت را بر قرار نساخته است؟

۳-ارتش اردن (به شکل جمعی و خاص) که با مجاهدین در حال مبارزه است و با ارتش اسراییل همکاری می کند؟

۴-عملیات بر علیه سفارت ها و اهداف بین المللی در اردن به ویژه منافع و سفارت اسراییل؟

۵-نمازخواندن در مساجد و در پشت خطیبانی که برای پادشاه اردن دعا می کنند و اگر آنها چنین کاری کنند آیا معذور هستند؟

اگر از پاسخ طفره بروید و به دلیل منافع خاص خود درباره اردن خود را معذور بدانید از همین رو از باب اولی باید فصایلی که عقیده مشخص دارند و در پشت سر آنان هزاران نفر از مسلمین به دلیل منفعت عمومی درباره ترکیه قرار دارند را معذور بدانید،عذر شما هرچه می خواهد باشد و تازمانی که در کشورت در امنیت به سر می بری و در سلامتی هستی و روزی خود را می یابی همانند عذر کسی که امنیت را از دست داده و از بیماری وفقر در رنج است!”

این واقعیت این شیوخ و مفتی های نجدی است که دارید می بینید. مگر نجدی های اطراف ژنرال حفتر در لیبی را نمی بینید که در آنجا در کنار این سکولار مرتد به سنی کشی مشغول هستند؟ یا در مصر و یمن و … چه؟

ملافتاحی نجدی و پس مانده های گروه نجدی انصار الاسلام نیز بخشی از این داستان هستند. اینها روزانه و در جلو چشمان خود تانکها و نیروهای نظامی ارتش سکولار ترکیه را می بینند که سالهاست به نیابت از کفار ناتو و آمریکا در سومالی و افغانستان و یمن و سوریه و عراق و … بر علیه مجاهدین جنگیده و همین الان هم برای مجاهدین امارت اسلامی افغانستان شاخ و شانه می کشد و تهدید به اشغالگری می کند.

پس : این گروههای نجدی خیال نکنند ما کارنامه ی آنها در جلو دست نداریم

اربکی‌ها یا سنگوری های افغانستان که اینبار در لباس بسیج مردمی فرورفته اند را بیشتر بشناسیم

اربکی‌ها یا سنگوری های افغانستان که اینبار در لباس بسیج مردمی فرورفته اند را بیشتر بشناسیم

به قلم: علیرضا احمدی(بامیان)

اگر به تاریخ باستان نگاه کنیم رومیها جهت جنگ با کشورهای دیگر از مزدوران استفاده می کردند . این کار امروزه به یک استراتژی تبدیل شده است که به آن می گویند جنگ نیابتی . یعنی کشوری یا افرادی به نیابت و به نمایندگی از کشور یا افراد دیگری وارد جنگ می شوند.

مثلاً امروزه آل سعود و امارات به نیابت از آمریکا در یمن در حال جنگ هستند یا حکومت سکولار ترکیه به نیابت از کفار اتحادیه ی اروپا (ناتو) در سومالی و لیبی و عراق و سوریه و افغانستان و… در حال جنگ است . به همین شکل این کفار در سرزمینهای مختلف افرادی را نیز اجیر کرده اند که به نیابت از آنها وارد جنگ با دشمنانشان شوند.

برنامه ی تولید اربکی ها یا سنگوری ها در افغانستان توسط جنرال بدنام آمریکایی دیوید پتریوس آغاز شد، البته در عراق هم گروههائی تحت عنوان صحوات توسط آمریکا ساخته شدند که همین ژنرال مدتی رهبریت و هدایت آنها را بر عهده داشت. این ژنرال بدنام آمریکا در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ میلادی از فرماندهان ارشد ناتو در بوسنی و هرزگووین بوده‌است که تاریخ شاهد جنایت این کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای منطقه ای صرب در حق مسلمین است.

اینها با تولید مزدوران داخلی تحت عنوان صحوات در عراق یا اربکی در افغانستان  دو هدف عمده داشتند:

اول : اینکه توسط افغانها به آزار و اذیت و ایجاد دشمنی فی مابین افغانها دست بزنند، تا بدینوسیله زمینهء جنگ و درگیری داخلی را مهیا سازند و بعد از ایجاد ظلمت و تاریکی و با استفاده ازان، کوله بار خود را ببندند و کوچ کنند.

دوم : اینکه برای رسیدن به اهداف فوق باید از افرادی همانند اربکی ها استفاده نموده و از اینها قربانی بگیرند ، زیرا آنها می دانستند که ملت افغان تحمل بی بند و باری های ملیشه های اربکی را نخواهند داشت. به علت اینکه کارکردها و عملکردهای ملیشه های گلم جم و سربازان کمونیستی هنوز هم در اذهان مردم زنده است و اکنون هم داستانهای جنایات آنها در مجالیس سیاسی گرم است و علاوه بر آن، در هر شهر و قریه ، آثار و نشانه های بجامانده از آنزمان تاکنون دیده می شود.

اربکی ها امروز کاپی و نمونه ای از تکرار عملکرد سربازان کمونیستی دیروز است. آنها در نهایت بدست مجاهدین نابود شد ند و سرانجام محتوم ، برای اربکی ها نیز نابودی و بربادی می باشد. این همان حقیقت است که آمریکائیان نیز در مورد عاقبت آنها آگاهی دارند و هدفمندانه آنها را به دهان شیر می اندازند.

ادامه

تحولات اقتصادی دارالاسلام از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم تا زمان عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه تجربه ای برای دارالاسلام کنونی ایران

تحولات اقتصادی دارالاسلام از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم تا زمان عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه تجربه ای برای دارالاسلام کنونی ایران

به قلم: مسعود سنه ای

اگر به تاریخ تمام ملل دنیا نگاه کنیم متوجه می شویم که رشد اقتصادی به صورت تدریجی و در طی چندین دهه و حتی چندین قرن صورت گرفته است اما با این وجود خیلی از این کشورهایی که به رشد اقتصادی رسیده اند نتوانسته اند رفاه اقتصادی برای تمام افراد جامعه ی خود را تجربه کنند.

رسیدن به رفاه اقتصادی و سپس تامین امنیت برای تمام اعضای دارالاسلام : الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ (قریش/۴) یکی از اهداف اساسی قانون شریعت الله و مسئولین دارالاسلام است. اما زمانی که دارالاسلام تشکیل می شود قطعاً با وجود آنهمه دشمن خارجی و عوام نفوذی داخلی در ابتدا با مشکلات اقتصادی زیادی دست و پنجه نرم می کند و رسیدن به این رفاه اقتصادی زمان بر و تدریجی است.

در زمان حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم مومنینی وجود داشتند که همه چیز خود را جهت حفظ ایمانشان رها کرده بودند که به آنها «اهل صفه» می گفتند. اینها حتی سرپناهی برای زندگی نداشتند به همین دلیل در گوشه ای از صحن مسجد زندگی می کردند. یا کسانی چون مصعب بن عمیر رضی الله عنه وجود داشتند که با آنهمه رفاه و امکانات اقتصادی در مکه زمانی که شهید شد لباسش اندازه ی تمام بدنش نبود و…  

اما به تدریج دارالاسلام بعد از چند سال به چنان درجه ای از رفاه اقتصادی در زمان عمر بن عبدالعزیز رحمه الله رسید که: جارچی در خیابان‌ها گشت می‌زد و می‌گفت:

  • چه کسی می‌خواهد ازدواج کند که به وی زن بدهیم؟
  • چه کسی می‌خواهد برایش خانه بسازد که برایش خانه بسازیم؟
  • چه کسی بدهی دارد که بدهی‌اش را بپردازیم؟
  • چه کسی می‌خواهد به حج یا عمره برود که اورا ببریم؟!

این عبارات وجملات نه در عصر تمدن اروپا و آمریکا و استرالیای سکولار ونه هم در کشورهای سرمایه‌دار و نفت‌خیز دست نشانده و نه در کشورهای سوسیالیست شوروی و چین و …گفته شده است.

زکات مال مردم را نزد عمر بن عبدالعزیز رحمه الله آوردند، گفت: به نیازمندان بدهید! گفتند: در سرزمین اسلامی نیازمندی وجود ندارد. گفت: با آن، لشکر مسلمانان را تجهیز کنید، گفتند: لشکریان اسلام، نیازی ندارد و خروشان به سرزمین‌ها در گردش اند! گفت: با آن پول، جوانان را زن بدهید، گفتند: هرکس می‌خواست ازدواج کند، به او زن دادیم و هنوز هم مال باقی مانده! گفت: بدهی بدهکاران را بپردازید، گفتند: بدهی شان را پرداختیم اما هنوز هم مال باقی‌ست! گفت: بدهی اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) را بپردازید، پرداخت کردند وهنوز هم مال باقی بود، گفت: به اهل علم بدهید، از آن مال به اهل علم دادند باز هم مال وجود داشت. و در اخیر مقوله مشهورش را گفت:

گندم بخرید وبر سر کوه‌ها بریزید تا نگویند: پرندگان در سرزمین مسلمانان گرسنه اند!

مسلمین چنانچه در مسائل اقتصادی استقلال خود را حفظ کنند و وابسته نباشند و در مسیر صحیح آن حرکت کنند بدون شک به تدریج آینده ای درخشان را تجربه خواهند کرد هرچند ممکن است سازندگان دارالاسلام همچون «اهل صفه» یا سابقون الاولون ی چون مصعب بن عمیر رضی الله عنه مشکلاتی را تجربه کنند.

تجربه ی علی ابن ابی طالب رضی الله عنه به ما می آموزد: در برابر اغتشاشگران و مخربین در کنار دارالاسلام ایران باشیم

تجربه ی علی ابن ابی طالب رضی الله عنه به ما می آموزد: در برابر اغتشاشگران و مخربین در کنار دارالاسلام ایران باشیم

ارائه دهنده: سیف الله (سرپل ذهاب)

اگر به رسانه های مختلف ماهواره ای و فضای مجازی کفار سکولار جهانی و احزاب دست نشانده و مزدور محلی آنها و دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) داخلی دقت کرده باشیم متوجه خواهیم شد که همگی با سوء استفاده از مشکلات ناشی از خشکسالی که دامنگیر اکثر کشورهای خاورمیانه و… گشته و اشتباهات مدیریتی عده ای از مسئولین باعث نارضایتی عده ای از مسلمین خوزستان شده است، سعی دارند از این مشکل در راه رسیدن به اهداف ضد اسلامی خود سوء استفاده کنند.

آنچه‌که این رسانه های معاند و عوام نفوذی آنها در میان مردم حق طلب قصد انجام آن را دارند مطالبه ی حق و اصلاحگری نیست بلکه تلاشی آشکار جهت تخریب و ویرانی و نابودی دارالاسلام و خرج کردن ملت ایران در راه اهداف دشمنان ایران است. نظاره گر و بی طرف بودن مسلمین در برابر اجرای نقشه ها و اهداف مخرب این دشمنان خارجی و محلی ممکن است باعث تولید فاجعه و مشکلات ریز و درشت و مصیبت برای ملت مسلمان ما شود.

عمیر رضی الله عنه روایت می‌کند:  روزی از روزها  علی رضی الله عنه داشت برای ما سخنرانی می کرد. در حین سخنرانی خوارج سروصدا کردند و نظم جلسه را بر هم زدند و علی مجبور شد که سخنرانی را قطع کند و از منبر پایین بیاید.علی بن ابی طالب رضی الله به خانه رفت و ما نیز به دنبالش رفتیم. ایشان ناراحت و گرفته بود و گفت: آیا می دانید که مثال من و شما و قتل عثمان مانند سه گاو و شیری است که  در جنگلی زندگی می کردند؟  به دنبال این ادامه داد: یکی از این گاوها سفید، یکی سیاه و دیگری حنایی بود. هرگاه شیر می‌خواست بر گاوها حمله‌ور شود آن‌ها دست‌به‌دست هم می‌دادند و همانند یک جسم واحدی جلوی شیر را می‌گرفتند و شیر نمی‌توانست هم‌زمان بر سه گاو حمله کند.

شیر به فکر چاره‌ای افتاد تا اتحاد و هم‌بستگی‌شان را در هم بشکند و از بینش ببرد؛ بنابراین پیش گاو سیاه و حنایی‌رنگ رفت و به آن‌ها گفت: این گاو سفید با آن رنگِ روشن و درخشانش، از فرسنگ‌ها دورتر به چشم می‌آید و این مسئله منجر به کشف محل اختفای ما توسط انسان‌ها می‌شود. و هنگامی که محل پنهان‌شدنِ ما لو برود همه‌ی ما نابود خواهیم شد، پس به من اجازه دهید تا شرّ این گاو سفید را از سرمان کوتاه کند و انگهی با خیال راحت، در کنار هم، و بدون این‌که خطری ما را تهدید کند، در این جنگل، با امنیت تمام زندگی می‌کنیم.

گاو سیاه و حنایی‌رنگ به شیر اجازه دادند تا دوست‌شان را تکه‌پاره کند. شیر بعد از دریافت مجوزِ قتل، با خیال راحت، و جلوی چشم دو گاوِ دیگر، گاو سفید را درید و شکمی از عزا درآورد، بدون این‌که خطری از جانب آن دو گاو دیگر او را تهدید کند. چند روز گذشت و شیر دوباره گرسنه شد و به فکر شکار افتاد. پیش گاو حنایی رفت و گفت: رنگ من و تو نزدیک به هم است، اما این گاو سیاه، همانند لکه‌ای بزرگ از دور پیداست و محل اختفای ما را لو می‌دهد. اگر اجازه دهی من او را به قتل می‌رسانم تا محل اختفای ما کماکان از دیدِ شکارچی‌ها پنهان بماند.گاو حنایی اجازه داد و شیر، با خیال راحت شکم گاو سیاه را پاره کرد.

مدتی گذشت و شیر پیش گاو حنایی آمد و بدون مقدمه گفت: من آمده‌ام تا تو را بخورم! گاو حنایی گفت: مرا؟ شیر: بله تو را. گاو حنایی: پس اجازه بده تا قبل از کشته شدن فریادی بزنم و دلم را خالی کنم تا بغضم فرو نشیند. شیر: اجازه داری.گاو سه مرتبه با صدای بلند فریاد کشید: من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. ألا إني أكلت يوم أكل الثور الأبيض. علی بن ابی طالب رضی الله بعد از بیان این داستان، چنین نتیجه‌گیری کرد: “من همان روزی سست، ضعیف و بی‌کَس شدم که عثمان به قتل رسید.”[۱] الا و انی لما وهنت یوم قتل عثمان .

بله، تمام مسلمین قدرت و هیبتشان در حکومتشان و رهبریت اسلامیشان خلاصه می شود، و این قدرت و هیبت است که در برابر کفار آشکار و پنهان و در برابر مسلمین نامتعادل و نامیزان باعث پیاده شدن فریضه ی ارهاب «تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِوَعَدُوَّکُم» به عنوان یک عامل بازدارنده می شود. تنها کافیه که ما در برابر دشمنان این قدرت حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا بدیل اضطراری اسلامی در برابر دشمنان الله و خودمان سکوت کنیم تا نتایج تلخ و ناگوارش را در آینده ای نزدیک خودمان و حتی نوادگانمان بچشند.

پس در این جنگ نرم و تهاجمی کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی در کنار دارالاسلام ایران بمانیم و نظاره گر و تماشاچی نباشیم.


[۱] ابن ابی شیبه، المصنف، (متولد ۱۵۹ قمری- وفات ۲۳۵ قمری) باب ۳، کتاب الجمل، شماره روایت ۳۹۰۸۸ صفحه  457؛ انتشارات : عربستان سعودی، جدة، شرکه دارالقبلة، / سوریه، دمشق، موسسه علوم القرآن، (۱۴۲۷قمری-۲۰۰۶ نصرانی) / قامت بطباعته و اخراجه: لبنان، بیروت، دارالقرطبه   / أنبأنا عبد الوهاب بن المبارك قال‏:‏ أنبأنا أبو الفتح أحمد بن محمد الحداد قال‏:‏ أخبرنا أبو بكر أحمد بن علي بن إبراهيم بن منجويه أن الحاكم أبا أحمد محمد بن أحمد بن إسحاق الحافظ أخبرهم قال‏:‏ أخبرنا عبد الله بن سليمان بن الأشعث قال‏:‏ حدثنا الحسين بن عرفة قال‏:‏ حدثنا عباد بن عباد بن حبيب بن المهلب بن أبي صفرة عن مجالد بن سعيد عن عمير بن زودي.