انتصاب یکی از بزرگان اهل سنت به عنوان مشاور ریاست جمهوری دارالاسلام ایران

انتصاب یکی از بزرگان اهل سنت به عنوان مشاور ریاست جمهوری دارالاسلام ایران

به قلم: سردار منگور / پیرانشهر

بعد از ریاست جمهوری رئیسی این چندمین بار است که از میان اهل سنت کسانی به مسئولیتهای مهم نظامی و سیاسی و اداری کشور منصوب می شوند.

ملا عبدالسلام کریمی در سال ۱۳۴۶ به دنیا آمده و در رشته ی زبان و ادبیات عرب  دارای درجه دکترا و همچنین  دارای گواهی افتا و اجتهاد در مذهب شافعی در سال ۱۳۷۰ است.

این ملای صاحب فتوا و اجتهاد در مناصب مهم حکومتی و آموزشی انجام وظیفه کرده است مثل: فرماندار شهرستان دیواندره به مدت ۵ سال، رئیس دانشگاه‌های پیام نور مریوان و سنندج به مدت ۵ سال، معاون برنامه‌ریزی و نیروی انسانی سازمان آموزش و پرورش استان کردستان به مدت ۵ سال، مدیرکل سازمان جمع‌آوری و فروش اموال تملیکی استان کردستان و مدیر مرکز تخصصی علوم اسلامی امام شافعی سنندج از جمله سوابق اجرایی و مدیریتی  این ملای اهل سنت است.

 این ملای اهل سنت طی حکمی از سوی رئیس جمهوری دارالاسلام ایران جناب آقای رئیسی به عنوان «مشاور رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی» منصوب شد.

 به امید تداوم همین مسیر انقلابی در دارالاسلام ایران توسط وفاداران به آرمانهای انقلاب اسلامی که برای تمام مذاهب به رسمیت شناخته ی جعفری و حنفی و مالکی و شافعی و حنبلی و زیدی همیشه منبع خیر و برکت بوده اند.

نگرش آیت الله خامنه رهبر دارالاسلام ایران به ام المومنین عایشه

نگرش آیت الله خامنه رهبر دارالاسلام ایران به ام المومنین عایشه

ارائه دهنده: شیعه علی

آیت الله خامنه رهبر دارالاسلام ایران بارها اعلام کرده است که: ” اینجانب همچون بسیاری از علمای اسلام و دلسوزان امت اسلامی بار دیگر اعلام میکنم که هرگفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلاف میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدسات هریک از گروه های مسلمان یا تکفیریکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام و حرام شرعی است.”

به همین دلیل از همان ابتدا تا کنون از ام المومنین عایشه با همان لفظ نام برده اند . ایشان خودش مومن است و به همین دلیل از ام المومنین هم با همین عنوان یاد می کند که در اینجا به ذکر چند نمونه اشاره می کنم.

ایشان در سالروز عید سعید مبعث می گوید: اولْ‌عامل به همه‌‌ی احکام اسلام، خودِ شخص نبی مکرم اسلام بود. از قول ام‌المؤمنین عایشه نقل شده است که سؤال کردند راجع به پیغمبر – اخلاق پیغمبر، رفتار پیغمبر – گفت: «کان خلقه القرآن»؛ (شرح نهج البلاغه‌‌ی ابن ابی الحدید، ج ۶، ص ۳۴۰) اخلاق او، رفتار او، زندگی او، تجسم قرآن بود.( ‌۲۹/۴/۸۸)

یا در خطبه های نماز جمعه تهران می گوید: زیرانداز پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) یک حصیر بود؛ بالش او از چرمی بود که از لیف خرما پر شده بود؛ قوت غالب او نان جو و خرما بود. نوشته‌اند که هرگز سه روز پشت سر هم از نان گندم – نه غذاهای رنگارنگ – شکم خود را سیر نکرد. امّ‌المؤمنین عایشه می‌گوید که گاهی یک ماه از مطبخ خانه ما دود بلند نمی‌شد. (۱۳۷۹/۰۲/۲۳)

حتی زمانی که در مورد جنگ جمل صحبت می کند اینگونه از ام المومنین عایشه و سایر صحابه سخن می گوید: اصحاب جمل بودند که عایشه‌ی ام‌المؤمنین، با آن احترامی که بین مسلمین دارد، جزو اینهاست. طلحه و زبیر نیز، دو نفر از اقدمین مسلمانان، از صحابیهای بزرگ پیامبر، از دوستان خود امیرالمؤمنین و بعضاً خویشاوند – زبیر، پسر عمه‌ی امیرالمؤمنین و پیامبر بود – اینها همه یک طرف مجتمع بودند، (دیدار اقشار مختلف مردم۲۶/۱/۷۰)

با این وجود ریشه توهین کنندگان به ام المومنین را معرفی می کند و می گوید: الان دلارهای نفتی دارد یک جاهائی صرف میشود؛ بنده خبر دارم، اطلاع دارم. اینها گزارشهایش غالباً گزارشهائی است که پخش نمیشود. در بعضی از کشورهای اسلامی مثل ریگ پول میریزند برای اینکه در بین سنیها اجتماع ضد شیعه درست کنند. این از این طرف؛ از آن طرف هم به یک گوینده‌ی به اصطلاح شیعی پول میدهند که در تلویزیون، به نام شیعه، ام‌المؤمنین عایشه را متهم کند، قذف کند، اهانت کند. روشها اینهاست. شما در مقابل این روشها چه کار میکنید؟ سنی چه کار میکنی؟ شیعه چه کار میکنی؟ از کارهای اینها گول نخوریم. اختلاف برای آنها بیشترین و بزرگترین نعمت است.( جمع روحانیون شیعه و اهل سنت کرمانشاه‌ ۲۰/۷/۹۰)

البته رهبر دارالاسلام ایران به این هم اکتفاء نمی کند بلکه فتوا می دهد که : ” اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمد(ص) -می شود.”

نگرش تمجیدی آیت الله خامنه رهبر دارالاسلام ایران به اصحاب پیامبر (ص)

نگرش تمجیدی آیت الله خامنه رهبر دارالاسلام ایران به اصحاب پیامبر (ص)

ارائه دهنده: شیعه علی

آیت الله خامنه رهبر دارالاسلام ایران  به صراحت اعلام کرده است که : امروز هر حنجره‌ای که به وحدت دنیای اسلام دعوت کند، حنجره‌ی الهی است، ناطق من اللّه است. هر حنجره‌ای و زبانی که ملتهای مسلمان را، مذاهب اسلامی را، طوایف گوناگون اسلامی را به دشمنی با یکدیگر تحریک کند و عصبیتها را علیه یکدیگر تحریک کند، ناطق من الشیطان است.(۱۳۹۲/۰۳/۱۸)

در اینجا به بحث صحابه می پردازیم . ایشان در دیدار با اقشار مختلف مردم در مورد پیامبر و اصحابش می گوید: زحمات و مجاهدتها و سختی کشیدنها و گرسنگی خوردنهای دهساله‌ی رسول اکرم(ص) و یارانش، باعث شد که نیم قرن بعد از رحلت آن حضرت، بیشتر از نیمی از دنیا در اختیار مسلمانان باشد.

سختیهای زیادی در زمان پیامبر تحمل شد. سرگذشت اصحاب صُفّه را که می‌دانید. لباس قرض دادن به یکدیگر را که شنیده‌اید. آنها در آن زمان، با یک خرما در میدان جنگ مقاومت می‌کردند. نفر اول خرما را می‌مکید تا از شیرینی آن مقداری جان بگیرد، بعد از دهانش بیرون می‌آورد و به نفر دوم می‌داد و او هم می‌مکید و قدری او هم جان می‌گرفت و سپس خرمای دوبار مکیده را به نفر سومی می‌داد که او فرو بدهد. این گونه زندگی می‌کردند، این‌طور سختی می‌کشیدند و این‌طور کمبود داشتند.

در ابتدای کار، فشار روی آنها از همه طرف زیاد بود. اول کار، همان پنج، شش ماه و یک سال اول نیست؛ پنج، شش ماه در عمر یک مسافرت، اول کار محسوب می‌شود، نه در عمر یک ملت و نه در عمر یک تاریخ نو. در عمر یک ملت، ده سال و بیست سال، چند روز محسوب می‌شود.

در دوران پیامبر(ص)، مردم سختیها را تحمل کردند؛ اما بعد از آن‌که پایه محکم شد، آن مجاهدتها و فداکاریها و اخلاصها و تربیتها، موجب شد که این حرکت آن‌چنان سریع ادامه پیدا کند که پنجاه سال بعد از رحلت پیامبر، بیشتر از نیم دنیا در اختیار مسلمانها باشد. در آن زمان چنین بود و امروز هم همان گونه است (.۱۳۶۸/۰۸/۲۴)

آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در خصوص توهین عده ای شیعه نما به  شخصیتهای مورد پذیرش اهل سنت می گوید:«آن شیعه‌ای هم که از روی نادانی و غفلت یا گاهی از روی غرض ، این را هم سراغ داریم و افرادی را هم از بین شیعیان می‌شناسیم که فقط مسأله‌شان مسأله‌ نادانی نیست، بلکه مأموریت دارند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند ـ به مقدسات اهل سنت اهانت می‌کند، عرض می‌کنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعی و خلاف قانون است.»

جلال طالبانی هم قاضی محمد را بی آبرو و نماینده خط شوروی و مانعی در برابر کوردها می دانست

جلال طالبانی هم قاضی محمد را بی آبرو و نماینده خط شوروی و مانعی در برابر کوردها می دانست

به قلم: مسعود سنه ای

امروز کلیپ کوتاه اما جالبی از جلال طالبانی رئیس جمهور دست نشانده عراق و رئیس حزب اتحادیه‌ی میهنی کردستان در خصوص قاضی محمد به دستم رسید که می تواند برای کم هوش ترین سکولار هم تلنگری باشد که از این قاضی مرتد و تمام سکولاریستهائی که پس او تولید شده اند دوری کند.

حالا طالبانی در این کلیپ می گوید: ” از ایران قاضی محمد و اینا و از عراق ملا مصطفی بارزانی را آورده‌ بودند و کاک زیاد که‌ من می‌شناسم فردی محترم و با شخصیت بود، خودش نمی‌خواست و می‌گفت من توانایی انجام این کار را ندارم.مراتب و افراد عشایری را و کهن عشایری را به‌ سرکردایتی کرد آوردند و ژ.ک به‌ حزب دمکرات تبدیل شد ولی اینگونه‌ شکست نمی‌خورد و از بین برود. من این را در کتابم هم نوشته‌ام  و این شکست و ضرری بود که‌ شوروی بر سر کرد آورد.باید می‌گذاشتند ژ.ک حزبی ملی و جماهیری و منظم می‌بود و فعالیت خود را می‌کرد. چون در آن خرده‌ بورژوا،جوتیار(کشاورز)،کارگر و مغازه‌دار و دانشجو را جمع می‌کرد. و این عقب نشینی بزرگی بود. همانگونه‌ که‌ مشخص است رهبری حزب دمکرات تسلیم شده‌ بود. یعنی اگر قاضی محمد اعدام نمی‌شد و شاه این خریت را نمی‌کرد می‌بایست تاریخ کرد به‌ تسلیم شدن و چیز دیگری از آن نام می‌برد. قاضی محمد با اعدام و محاکمه‌ توانست خود را دوباره‌ بخرد وگرنه‌ رهبر جمهوری کشوری به‌ پیشواز لشکر دشمن برود و پیش پای آن قربانی بکند؟؟؟!!!این چه‌ معنی می‌دهد؟ تنها مسئله‌ایی که‌ او را آزاد کرد، مرگ قاضی بود وگرنه‌ آبرورفتگی تمامی بود. و نگذاشت که‌ ژ.ک دوران طبیعی خود را طی کند. خط شوروی خط غلطی بود”

این سخنان جلال طالبانی که سکولاری از خودشان است کافی است که هر سکولاری بداند نطفه ی  سکولاریستها در میان کردها با خیانت به ملت مسلمان کورد و خدمت به بیگانگان منعقد شده است و حتی اگر به صدها حزب هم تقسیم شوند ماهیتشان فرقی نمی کند و تنها نوع خیانتشان عوض می شود و اربابانشان تغییر می کنند.  همه ی ما داریم می بینیم که همین الان هم تمام احزاب کافر سکولار کوردی برای یکی از دشمنان ملت مسلمان کورد مزدوری و خیانت و جاشیگری می کنند.

« سعادت بشر تنها از راه قانون خدا به دست می آید» این جمله ایست از نشریه نیشتمان در سال ۱۳۲۴، مقاله آشتی، تنیا و… که به عنوان شعار اصلی و محوریت برنامه ها و اهداف کومله ی ژ-ک شناسانده می شود.

توضیح آنکه : جمعیت ژ.کاف که مخفف «ژیانه وه ی کورد» یا «ژیانه وه ی کوردستان» یا «ژیانی کورد» است ابتدا در سلیمانیه اعلام موجودیت می کند و در سال ۱۳۱۹ یکی از مبلغین اسلامی کرد به نام ملا احمد فوزی از سلیمانیه وارد مهاباد می شود و در آن جا کلاس های درس و خطا به خود را پیرامون قرآن و سنت و فقه شافعی دایر می نماید که در ضمن این دروس از ظلم و ستم حاکم بر مردم خود و راه رهایی ملت مسلمان از مصیبت هایی که ظالمان بر سرشان می آورند صحبت می کند به گونه ای که پس از مدتی عده ای از عقلا و صاحبان قلب سلیم تصمیم می گیرند که از بندگی بندگان خود را نجات داده و تنها در بندگی خدای واحد در آیند.

در جریان همین درس های مُلا احمد فوزی است که ۱۶ نفر از اهالی مهاباد در باغی گرد آمده و اعلام موجودیت کومله ی ژ-ک را می کنند (۱۹۴۲م).

ادامه

حقوق بشر سکولاریستی یا حقوق بشر اسلامی

حقوق بشر سکولاریستی یا حقوق بشر اسلامی

به قلم: کیوان مریوانی  

بدون شک هر مکتبی تعریفی از حقوق دارد. از نگاه اسلام حقوق انسانها چیزی است و از نگاه سکولاریستها و دیگران حقوق تعریف دیگری دارد. پس اگر بگوئیم در اسلام حقوق بشر به سبک سکولاریستها وجود ندارد سخن درستی گفته ایم و یا اگر گفته شود که در سکولاریسم حقوق بشر به سبک اسلام وجود ندارد باز سخن درستی گفته شده است.

در فلسفه حقوق بشري غربي ملاك اومانيسم است و حقوق را مطلق در نظر مي‌گيرند، به نحوي كه تسليم هيچ محدويتي بيرون از حيطه بشري نمي‌گردد و بر همين اساس است كه بند ۲ ماده ۲۹ اعلاميه جهاني حقوق بشر كه متأثر از تفكر سکولار ليبراليستي است، تنها عامل محدوديت حقوق و آزادي‌هاي افراد را مزاحمت با حقوق و آزادي‌هاي ديگران و مقتضيات اخلاقي جامعه دموكراتيك مي‌داند، بر اين تفكر سكولاريستي انواع فساد و فحشا را تجويز مي‌كند، و ارزش‌هاي شریعتهای آسمانی را با قدرت نظامی و اسلحه حذف مي‌كند و بدين سان مقام شامخ انسانيت را تنزل مي‌دهند.

 در واقع فلسفه‌اي كه پشتوانه حقوق بشر غربي است، انسان مداري و اومانيسم سكولار ليبراليستي است و فقط به تن انسان توجه نموده و نيازهاي مادي او را مورد توجه قرار داده است و جهان را براي جسم انسان نه براي روح انسان مي‌خواهد و انسان را مالك خويش و جهان مي‌داند، فلذا هيچ محدوديتي براي او قائل نيست، فلذا  شریعتهای آسمانی را يك تقيد و محدوديت مي‌داند و انسان را نه مكلف بلكه فقط محقّ مي‌داند و او را بريده از خداوند و فطرت به حساب مي‌آورد.

امّا در نظام حقوقي اسلام، اعتبار قوانين اراده تشريعي خداوند متعال است و بر اين اساس «خدا محوري» را صحيح مي‌داند و بس و خداوند را مبدأ هستي و كمال مطلق مي‌داند كه همه بسوي او در حركتند و در اين حركت و صورت هرگز اين حقوق استنباط شده از مباني شريعت نمي‌تواند مطلق باشد.  از نظرگاه حقوق اسلامي، قانون گذاري فقط حق خداوند است و او بر اساس يك اصل مشترك بين همه انسان‌ها دست به تشريع مي‌زند و آن اصل و امر مشترك فطرت الهي است.

پس قانون الهي است كه بايد بر فرد و اجتماع حكم كند و اين از اراده تشريعي الله نشأت مي‌گيرد و الله با توجه به شناخت و آگاهي همه جانبه بر انسان و به حكم يك امر مشترك بين انسان‌ها يعني فطرت قانونگذاري مي‌كند و چون قانونگذاري او بر فرد و اجتماع است، ‌فلذا دين و شريعت  الله ايدئولوژيك است و صرف يك احساس نيست فلذا بايد مبناي حركت و زندگي انسان باشد.

به این شکل، حقوق در میان سکولاریستها یعنی هر کسی که تابع قوانین سکولاریستی آنها باشد حق دارد و هر کسی که تابع بی چون و چرای قوانین سکولاریستی نباشد نه حقی دارد و نه حقوقی. اما در اسلام قاعده فرق دارد و این دیکتاتوری در تحمیل قوانین بر مردم وجود ندارد.  در حقوق بشر جهاني مبتني بر دين اسلام بر جهان، انسانها  سه دسته مشخص هستند: ۱- مسلمین ۲- کفار اهل کتاب (یهود و نصارا) و شبه اهل کتاب (مجوس و صابئین) ۳- کفار مشرک یا سکولار.

مسلمین که از قوانین اسلامی تبعیت می کنند و از تمام مزایا و حقوق اسلامی برخوردارند، کفار اهل کتاب و شبه اهل کتابی هم که اهل ذمه شده اند باز از قوانین خاص خود تبعیت می کنند و هیچ اجباری در پذیرش قوانین اسلامی ندارند . پس حق و خقوق خود را بر اساس شریعت خود دارند. اما کفار سکولار یا مشرک یا باید تابع قوانین اسلامی شوند یا باید بجنگند.

قرآن به عنوان اصلي‌ترين منبع فقه و حقوق اسلامي به مسلمانان دستور مي‌دهد که با انسانها آنگونه که الله دستور داده است برخورد کنند و هر حقی که الله داده است از کسی نگیرند. چنان چه ملاحظه مي‌شود فقه اسلامي توانايي جهاني شدن را دارد، چون لازمه جهاني شدن آن است كه يا به همه فرهنگ‌ها توجه شود يا دست كم قدر مشترك همه نظام‌هاي حقوقي اخذ شود و فقه و حقوق اسلامي اين ويژگي را دارد که ضامن امنیت برای تمام فرهنگهای منشعب از ساکنین دارالاسلام شود.  

رونمائی از دروغهای خالد الحایک یکی از بزرگترین محدثین نجدیت

رونمائی از دروغهای خالد الحایک یکی از بزرگترین محدثین نجدیت

به قلم: ابوابراهیم هورامی

این روزها که همه ی مسلمین تلاش دارند که با تمرکز بر مشترکات خود با هم اتحادی در برابر دشمنان اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و طاغوتهای محلی درست کنند نجدیت با تمام شاخه هایش به عنوان یک میکروب و مانع در برابر این جریان بیداری قرار گرفته است که از هیچ تحریف و دروغ و قیچی کاری سخنان بزرگان گذشته و چنگ زدن به آراء شاذ گذشتگان جهت تولید جنگ داخلی کوتاهی نمی کند. انگاری مجری جنگ روانی دشمنان بر علیه مسلمین شده اند.

در این روزها که ما شاهد قتل عام صدها مسلمان شیعه مذهب در قندوز و قندهار توسط گروه مسلح نجدی بغدادی هستیم و در کنار آن روزی نیست که یکی از اهل سنت افغانستان به جرم طالب بودن ترور نشود یا ذبح نشود و یا بر اثر بمبگذاری های کنار جاده ای توسط همین گروه نجدی قتل عام نشوند، در بخش جنگ روانی نیز نجدی ها بیکار ننشسته اند و به سبک خودشان به ترویج این جنایات کمک می کنند. یکی از این دورغگوها خالد الحایک است که نزد نجدیت به یکی از بزرگترین محدِّثین معاصر شناخته شده است.  نگاه کنید این شخص چگونه عموم شیعیان را تکفیر می کند:

می گوید: تمامی آنها امروز علماء و عوامشان بر یک مذهب هستند.. برای الله شریک قائل میشوند و به سوی غیر او دعاء و نذار میکنند,

ج: آیا با همین بهانه نبود که محمد بن عبدالوهاب آنهمه اهل سنت سرزمین وحی را کشت و با انگلیسی های کافر بر علیه حکومت اسلامی عثمانی متحد شد و هزاران مسلمان اهل سنت را به همین بهانه ها قتل عام کرد؟ بزرگترین محدِّثین معاصر چرا از ابتدائی ترین اصول فقه هم خبر ندارد و به این سادگی مسلمین را که در مورد توسل و شنیدن مردگان و نذر و … دیدگاه دیگری داشته اند تکفیر می کند؟

می گوید: و بسیاری از آنان معتقد به تحریف قرآن هستند,

ج: شما نگاه کنید همین الان کدام مرجع تقلید یا کدام دسته و گروه معتقد به تحریف قرآن هستند؟ آیا چنین کسانی وجود دارند؟ مگر همین شیعیان در برابر فتنه تحریف قرآن صدها کتاب و رساله ننوشته اند؟ این بزرگترین محدِّث معاصر نجدیت چرا دروغ می گوید؟

می گوید: همانطور که میبینید اهل سنت را در هرجا که توان داشته باشند قتل عام میکنند, و زنانشان را غصب میکنند, و غیر آن!!

ج: باور کنید هر اهل سنتی که در ایران یا افغانستان یا حتی در سایر مناطق با شیعیان زندگی کرده باشد خنده اش می گیرد و می فهمد که این شخص کذاب دارد دروغ می گوید. این است یکی از بزرگترین محدِّثین معاصر نجدیت.  نجدیت یعنی قیچی کاری، یعنی دروغ و تدلیس.

می گوید: همچنین به طرز نماز ما نماز نمیخوانند و از سنت نبی ما اتباع نمیکنند,

ج: یعنی هر کسی به سبک نجدیت نماز نخواند علماء و عوامشان مسلمان نیست و  خونش حلال است؟ باور کنید روش نماز حنفی ها با مالکی ها و شافعی ها و … در مواردی با هم متفاوت است حتی در دست گرفتن هم با هم یکی نیستند چه رسد به قرائت پشت سر امام و قنوت و…. آیا یکی از این مذاهب همدیگر را به این بهانه تکفیر کرده اند؟ خیر . فقط از نجدیت چنین دیوانگی هائی بر می آید.

می گوید: بعد از تمام اینها بگوییم: آیا علماء در تکفیر علماء و عوامشان اختلاف دارند?!…آیا عوام آنها تابع علمایشان نیستند?!…

ج: منظورش از علماء، نجدی ها هستند که به صدها دسته تقسیم شده اند و هیچ یک آن دیگری را قبول ندارند اما در تکفیر مسلمین به بهانه های پوچ و غیر شرعی هم صدا شده اند و گروههائی مسلح چون گروه بغدادی هم مجری این سخنان دروغین و پوچ شده اند.  

بله، درست فهمیده اید: نجدیت یعنی پیام آور مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن کفار اصلی، یعنی تفرق میان مسلمین یعنی ذلیلی و شکست برای مسلمین. در یک کلام: نجدیت یعنی: آفتی که باید به سبک اسلامی آن همچون سایر آفتها برداشته شود.

انفجار در بزرگترین مسجد شیعیان قندهار تکرار فجایع جاهلان و فریب خورده ها

انفجار در بزرگترین مسجد شیعیان قندهار تکرار فجایع جاهلان و فریب خورده ها

به قلم: شفاء محتسب امیر المومنین

متاسفانه مجریان و بازیگران سناریوی نوشته شده و توسط کفار سکولار خارجی و مزدوران محلی آنها اینبار بزرگترین مسجد شیعیان در ولایت قندهار افغانستان مشهور به مسجد بیبی فاطمه یا «امام بارگاه» را مورد هدف قرار دادند.

 با آنکه قومندانی امنیه قندهار گفت: حفاظت از این مسجد را اهل تشیع خودشان به عهده گرفته بودند و اجازه اسلحه هم داشتند؛ اما نتوانستند امنیتش را بگیرند؛ لذا در آینده نیروهای خودمان امنیت چنین اماکنی را می‌گیرند.

و با آنکه امارت اسلامی افغانستان در پیوند به انفجار امروز این مسجد اعلامیه صادر کرد و گفت: امارت اسلامی انفجار برمردم ملکی دریک مسجد درقندهار رانکوهش میکند، آن راجنایت بزرگ میداند و به نیروهای امنیتی دستور میدهد، که عاملین همچو حوادث رابزودی دستگیر نمایند وبه پنجه شریعت بسپارند. همچنان امارت اسلامی باخانواده های قربانیان این حادثه تأثرات عمیق خودرا ابرازمیدارد.

اما این سخنان از مسئولیت حکومت امارت اسلامی افغانستان در قبال تامین جان و ناموس و مال و آبروی مسلمین نمی کاهد و به هر حال آنها مسئولیت ریشه کنی این جرمهای سازمان یافته را دارند.

امروز متاسفانه بر اثر جهالت و تبعیت از جاهلان تعداد زیادی از مسلمین به خاک و خون کشیده شدند، مسلمانی که ارزش خونش از خانه کعبه بالاتر است؛ و این تنها به دلیل تفاسیر غلطی است که امروزه در میان مسلمین رایج شده است و به جای اینکه دشمنان سکولار را هدف قرار دهند به برادر کشی روی اورده اند و به بهانه های واهی شروع به ایجاد تفرقه در جامعه نوپایی پرداخته اند که بعد از دهها سال امروز باید مصائبی را که حکام سکولار همچون زخمهای عمیق بر پیکر این جامعه خسته از جنگ و اشغال وارد کرده اند را ترمیم می کردند اما می بینیم که متاسفانه مجبور می شوند تا اگر رمقی مانده باشد را صرف نزاع داخلی کنند و این ان چیزی بود که زمانی باعث شد تا خلافت اسلامی از بین رفت و ما صدها سال است که تاوان جهالت و زیاده خواهی کسانی را پرداخت می کنیم که تابع هوای نفسشان شدند .

همان گونه که امروز تابع هوای نفس شده اند و به جای اینکه جهاد را به سرزمینهای تحت اشغال سکولارهای هند و برمه و …. ببرند متاسفانه در سرزمین داراسلام به بهانه جهاد با مشرک جنگ را بر مسلمین تحمیل کرده اند بدون اینکه واقعا بدانند مشر ک کیست ؟

ایا فرقه های اسلامی مانند صوفی و درویش و شافعی و حنفی و جعفری مشرک هستند؟ ایا نمی بینیم الله تعالی حتی نصرانی و یهود و مجوس و صابئی را مشرک نمی خواند؟ پس چگونه ما مسلمینی را که دارای قران مشترک ، قبله مشترک ، احکام مشترک و ….. هستند را مشرک می خوانیم؟ چگونه کسانی را که این همه اشتراک با ما دارند را مشرک می خوانیم و دست به کشتار انان می زنیم در حالی که مشرکین واقعی را در چین و هند و برمه و امریکا و….. رها کرده ایم.؟!

 مشرک کسی است که چهار معنای دین را یعنی حق حاکمیت و قانون گذاری و اطاعت و جزا و پاداش را از الله می گیردو به غیر الله می دهد یعنی سکولارها، که به زبان قران به انان مشرک و یا احزاب گفته می شود.

 چه هنگام مسلمانان جاهل بیدار می شوند و دشمن واقعی خود را می شناسند ؟

وحدت درمانی است که باید مانند واکسنی برای جلوگیری از تسلط سکولارها به تمام مسلمین تزریق شود و ما به جای اینکه تفاوتهای بسیار ناچیز یکدیگر را ببینیم بر آنهمه مشترکات متعدد تمرکز کنیم. جز وحدت هیچ چاره ای نیست

دوستان الله، سبک گفتمان با آنها و حکم توهین سکولاریستها و دارودسته ی منافقین به مسئولین دارالاسلام و عموم مومنین

دوستان الله، سبک گفتمان با آنها و حکم توهین سکولاریستها و دارودسته ی منافقین به مسئولین دارالاسلام و عموم مومنین

بسم الله و الحمدلله

 اما بعد: السلام علیکم.

متاسفانه چند لحظه پیش ما شاهد جنایتی در مسجد جامع گذر سید آباد از ولایت قندوز افغانستان بودیم که ثمره ی برداشت غلط نجدیت از مفهوم مشرک و مشرکین و تکفیر نابجای اهل قبله است. در این جنایت جدید نجدیت که در حین ادای نماز جمعه صورت گرفت بیشتر از ۱۰۰مومن نمازگذار ظالمانه کشته شده و بیشتر از ۲۰۰ نفر نیز زخمی شده اند. در حالی این مسلمین با اجتهادات و تاویلات اشتباه نجدیت قتل عام می شوند که کفار سکولار نیز به بدترین شیوه ی ممکن مسلمین را در ترکستان شرقی و غربی و یمن و سومالی، و در کل، از اندونزی در شرق اسلامی گرفته تا نیجریه در غرب اسلامی قتل عام می کنند. اللَّهُمَّ إنِّي أَعْتَذِرُ إلَيْكَ ممَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ وأَبْرَأُ إلَيْكَ ممَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ. [۱]

این روزها از سوی کفار سکولار خارجی و داخلی و بخصوص از سوی دارودسته ی منافقین و سکولار زده های محلی به بهانه های مختلفی به پیروان شریعتهای آسمانی و بخصوص پیروان آخرین شریعت الله تعالی و مسئولین دارالاسلام توهین و بد زبانی می شود و سخنان ناروائی گفته می شود.

مومنینی که از شناخت اساسی شرعی برخوردار نیستند به سادگی از توهینهای سکولاریستهای کافر و دارودسته ی منافقین و مومنین جاهل نسبت به مخالفین خود از شریعتهای آسمانی و حتی مذاهب مختلف اسلامی و مسئولین دارالاسلام به سادگی چشم پوشی می کنند و تنها در برابر توهین به مذهب و فرقه و گروه و دسته خودشان واکنش نشان می دهند، این، کجروی و اشتباه بزرگی است که تنها از دلی بیمار و آلوده و گاه جاهل و فریب خورده سرچشمه می گیرد که هنوز از یکطرف عظمت الله تعالی و شریعت الله تعالی در دلش مستحکم نشده است و از سوی دیگر از جایگاه پست و بی ارزش احزاب سکولار نجس و سکولارزده های سرگردان و دمدمی مزاجی که مجری جنگ روانی دشمنان بر علیه مومنین و دارالاسلام هستند آگاهی های شرعی ندارد و همچنین از جایگاه مومنین جاهلی که کارگران بی مزد و مجانی شیطان و یارانش شده اند خبر ندارند، یا خبر دارند اما تابع هوای نفس شده اند.

 الله تعالی می فرماید: لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا (نساء/۱۴۸) الله دوست نمی‌دارد که کسی به سخنان زشت صدا بلند کند مگر آن که ظلمی به او رسیده باشد، همانا که الله شنوا و داناست.

پس شخص می تواند با کلماتی زشت که شریعت اجازه داده است صدایش را در برابر کسی که به او ظلم کرده است بلند کند، قطعاً این کار خوبی است، اما شخص می تواند خوبتر را انجام دهد و از چنین کلمات زشتی صرفنظر کند. اما دقت داشته باشیم اگر شخصی که به او ظلم شده است با کلمات زشتی ظالم را مورد خطاب قرار داد کار بدی نکرده است بلکه بین خوب و خوبتر کار خوب را انتخاب کرده است.

در اینجا مهمتر این است که دقت داشته باشیم از نگاه شریعت الله تعالی ظلم چیست و ظالم کیست؟ ظلم غیر از آنچه در معنی تاریکی و سیاهی به کار رفته است[۲] یعنی هر عقیده و تفکر و هر گفتار و سخن و هر عمل و رفتاری که مخالف قانون شریعت الله تعالی و مخالف حقی باشد که الله تعالی به عنوان حق و حد و مرز معرفی کرده است؛ و ظالم هم کسی است که : مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (بقره/۲۲۹) هرکسی که از حدود و مرزهای ( اوامر و نواهی و دستورات و قوانین) الله تجاوز کند، بی‌گمان این چنین کسانی ظالم و ستمگرند.

ادامه

اهمیت و جایگاه اتحاد در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم (۱)

اهمیت و جایگاه اتحاد در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم (۱)

به قلم: ابوبکر الخراسانی

«امت» یعنی: جمعی متحد که به سوی هدف متحدی در حرکت هستند. این امت ممکن است متحدا به سوی هدفی باطل و ظالمانه در حرکت باشند مثل مغولها یا کفار سکولار کنونی یا امتهای فاسد گذشته، یا ممکن است امتی متحد باشند که به سوی هدفی شرعی و مبارک در حرکت باشند. مثل امت رسول الله صلی الله علیه وسلم در عصر خودش یا عصر صحابه قبل از آنکه در میان آنها تفرق و جنگهای داخلی اتفاق بیافتد و باعث فتح آنهمه سرزمین در روی کره زمین شد.

حالا رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد این امت متحدش که دنبال یک هدف واحد هستند می فرماید: إنَّ اللَّهَ لا يجمعُ أمَّتي علَى ضلالةٍ ويدُ اللَّهِ معَ الجماعةِ. (صحیح ترمذی۲۱۶۷) بدون شک الله امت من را بر گمراهی جمع نمی کند و دست الله با جماعت است .

 همه می دانیم که اجماع این امت که جماعت واحدی را تولید می کند تنها از کانال یک شورای واحد به وجود می آید، و باز همه می دانیم که این اجماع واحد نیازمند قدرتی اجرائی است که آنرا به اجراء در آورد و از جماعت واحد محافظت کند و از تفرقه اندازان جلوگیری کند، و این قدرت اجرائی هم چیزی جز قدرت حکومتی دارالاسلام نیست. 

پس امتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید بر گمراهی اجتماع نمی کنند ثمره ی شورای اولی الامری است که این شورا هم از پشتیبانی قدرت نظامی و حکومتی دارالاسلام برخوردار است. پس در محافظت از وحدت و امت واحد و جماعت واحد هیچ گزینه ی دیگری غیر از گزینه  و نعمت بزرگ دارالاسلام وجود ندارد.

نعمت بزرگ دارالاسلام است که رای واحد و اجماع واحد شورای اولی الامر را به اجراء در می آورد و از امت واحد و جماعت واحد مسلمین که باعثعزّت و قدرت و شوکت مسلمین مى‏شود محافظت می کند.

بدون شک اکثریت و جماعتی که به سبک اسلامی آن توسط شورای اولی الامر به وجود می آید در تمام اموری که در حیطه تخصص آن است نشانه حقانیت است و اقلیتی که خارج از جماعت به هر بهانه ای دست به مخالفت بزند نشانه باطل بودن آن است. همان اقلیتی که در عصر عثمان بن عفان و علی بن ابی طالب و حسن بن علی ظهور نامبارکی کردند که صدمات ناشی از تمرد آنها تا کنون نیز ادامه دارد.

توضیح آنکه : زمانی که شورای اولی الامر پزشکان در کشوری به وجود می آید و حکمی صادر می کند این حکم نشانه برحق بودن است و مخالفت با آن نشانه باطل بودن است. به همین سادگی . چون این شورای متخصصین در واقع نخبگان پزشکی هستند که اجماع واحد را ارائه می دهند و کسی حق سرپیچی و سرخود کار کردن و تفرقه اندازی ندارد.

به همین شکل شوراهای اولی الامر نظامی و مهندسی و منابع طبیعی و فقهی و قضائی و امنیتی و … هم در دارالاسلام  همین جایگاه را دارند و رای واحد آنها یعنی اجماع واحد آنها باعث تولید جماعت واحدی می شود که این جماعت واحد در واقع همان امتی است که متحداً به سوی هدف واحدی حرکت می کند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در اهمیت و جایگاه این وحدت میان امتش و جایگاه جماعت واحد می فرماید:  

  • من فارق الجماعةَ قَيْدَ شِبرٍ فقد خلع رِبقةَ الإسلامِ من عُنُقِهِ (أبو داود ۴۷۵۸، وأحمد۲۱۵۶۱ وابن أبي عاصم في «السنة»۸۹۲) هر کس یک وجب از جماعت جدا شود خدا طوق  مسلمانى (حقوق مسلمان در دنیا) را از گردنش مى‏برد. ( و مشمول حقوق اسلامی مسلمین در دنیا نمی شود نه اینکه مرتد شده باشد)

ادامه دارد …. ان شاء الله

وحدت مورد نظر رهبران دارالاسلام ایران (۱)

وحدت مورد نظر رهبران دارالاسلام ایران (۱)

ارائه: شیعه علی

دارالاسلام ایران از زمان پیدایش آن در سال ۱۳۵۷ تا کنون به نام اسلام فعالیت کرده است و سعی کرده است تمام مذاهب به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی را (جعفری، حنفی، مالکی، شافعی، زیدی) به تعامل و وحدت دعوت دهند، هر چند با گروههای مسلح منتسب به تشیع (چون گروه رجوی یا فرقان و …) یا گروههای منتسب به تسنن ( چون گروههای مسلح بلوچ یا وهابی ها و..) به دلایل کاملاً امنیتی برخورداتی داشته است که این برخوردات را همین الان هم امارت اسلامی افغانستان و هر حکومتی با مخلین امنیت عمومی دارد . پس حساب این مخلین امنیت عمومی از حساب این مذاهب اسلامی به رسمیت شناخته شده جداست.

در این مجموعه سعی بر آن است که به سخنان مستند رهبران دارالاسلام ایران در مورد مسأله ی مهم اتحاد و وحدت اسلامی میان مسلمین بپردازیم و سعی می کنم از رهبر فعلی شروع کنم.

آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران می گوید:

  •  قرآن از زبان پیامبر اکرم به مسیحیان آن زمان میگوید: «تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الاّ نعبد الاّ اللَّه و لا نشرک به شیئا». آن وقت فرقه‌های مسلمان، با خدای واحد، پیغمبر واحد، قرآن واحد، قبله‌ی واحد، عبادت واحد، این همه مشترکات و مسلّمات، چند موضوع مورد اختلاف را وسیله قرار بدهند برای دشمنی! این، خیانت نیست؟ این، غرض‌ورزیِ غرض‌ورزان و غفلتِ غافلان نیست؟ هر کسی که در این زمینه تقصیری بکند، پیش خدای متعال مؤاخَذ است؛ چه شیعه باشد، چه سُنی. (دیدار اقشار مردم در سالروز میلاد امام علی ابن ابی طالب(ع) ۱۷/مرداد/۱۳۸۵)
  • همه بدانند، اینجور نباشد که کسی از یک گوشه‌ای خیال کند دارد از شیعه دفاع می کند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنی ضد شیعه و غیر شیعه را برانگیزد. این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از ولایت نیست. اگر باطنش را بخواهید، این دفاع از آمریکاست؛ این دفاع از صهیونیست‌هاست. (دیدار جمعی از مردم در روز عید غدیر ۲۷/آذر/۱۳۸۷)
  • در مسأله‌ی وحدت، دو نقطه یا دو جهت‌گیری اساسی وجود دارد که هر کدام به تنهایی، حایزاهمیت هستند. وقتی ما شعار وحدت را می دهیم، این دو نکته‌ی اساسی باید مورد توجه ما باشد و همین ها برای زندگی عملی مسلمین کارساز است:

یکی از این دو نکته، عبارت از رفع اختلافات و تناقض ها و درگیری ها و تضادها و کارشکنی هاست که از قرنها پیش تا امروز، میان طوایف و فِرَق مسلمین وجود داشته است و همیشه هم این تناقض ها به ضرر مسلمین تمام شده است. اگر به تاریخ اسلام برگردیم، خواهیم دید که زمام و مبدأ همه و یا قسمت اعظم این تعارض ها و تناقض ها، به دستگاههای قدرت مادّی برمی گردد.

تاریخ اسلام را ملاحظه کنید، خواهید دید که از اختلافات اولیه – یعنی مسأله‌ی خلق قرآن و امثال آن – تا بقیه‌ی اختلاف هایی که در طول زمان، بین فِرَق اسلامی – مخصوصاً در زمان های بیشتری بین شیعه و سنی – اتفاق افتاده است، تقریباً سر نخ این اختلافات در تمام بلاد اسلامی، دست قدرتهاست. (دیدار شرکت کنندگان در کنفرانس وحدت‌ اسلامی ۱۶/مهر/۱۳۶۹)

ادامه دارد  به امید خدا…..