حقوق بشر سکولاریستی یا حقوق بشر اسلامی

حقوق بشر سکولاریستی یا حقوق بشر اسلامی

به قلم: کیوان مریوانی  

بدون شک هر مکتبی تعریفی از حقوق دارد. از نگاه اسلام حقوق انسانها چیزی است و از نگاه سکولاریستها و دیگران حقوق تعریف دیگری دارد. پس اگر بگوئیم در اسلام حقوق بشر به سبک سکولاریستها وجود ندارد سخن درستی گفته ایم و یا اگر گفته شود که در سکولاریسم حقوق بشر به سبک اسلام وجود ندارد باز سخن درستی گفته شده است.

در فلسفه حقوق بشري غربي ملاك اومانيسم است و حقوق را مطلق در نظر مي‌گيرند، به نحوي كه تسليم هيچ محدويتي بيرون از حيطه بشري نمي‌گردد و بر همين اساس است كه بند ۲ ماده ۲۹ اعلاميه جهاني حقوق بشر كه متأثر از تفكر سکولار ليبراليستي است، تنها عامل محدوديت حقوق و آزادي‌هاي افراد را مزاحمت با حقوق و آزادي‌هاي ديگران و مقتضيات اخلاقي جامعه دموكراتيك مي‌داند، بر اين تفكر سكولاريستي انواع فساد و فحشا را تجويز مي‌كند، و ارزش‌هاي شریعتهای آسمانی را با قدرت نظامی و اسلحه حذف مي‌كند و بدين سان مقام شامخ انسانيت را تنزل مي‌دهند.

 در واقع فلسفه‌اي كه پشتوانه حقوق بشر غربي است، انسان مداري و اومانيسم سكولار ليبراليستي است و فقط به تن انسان توجه نموده و نيازهاي مادي او را مورد توجه قرار داده است و جهان را براي جسم انسان نه براي روح انسان مي‌خواهد و انسان را مالك خويش و جهان مي‌داند، فلذا هيچ محدوديتي براي او قائل نيست، فلذا  شریعتهای آسمانی را يك تقيد و محدوديت مي‌داند و انسان را نه مكلف بلكه فقط محقّ مي‌داند و او را بريده از خداوند و فطرت به حساب مي‌آورد.

امّا در نظام حقوقي اسلام، اعتبار قوانين اراده تشريعي خداوند متعال است و بر اين اساس «خدا محوري» را صحيح مي‌داند و بس و خداوند را مبدأ هستي و كمال مطلق مي‌داند كه همه بسوي او در حركتند و در اين حركت و صورت هرگز اين حقوق استنباط شده از مباني شريعت نمي‌تواند مطلق باشد.  از نظرگاه حقوق اسلامي، قانون گذاري فقط حق خداوند است و او بر اساس يك اصل مشترك بين همه انسان‌ها دست به تشريع مي‌زند و آن اصل و امر مشترك فطرت الهي است.

پس قانون الهي است كه بايد بر فرد و اجتماع حكم كند و اين از اراده تشريعي الله نشأت مي‌گيرد و الله با توجه به شناخت و آگاهي همه جانبه بر انسان و به حكم يك امر مشترك بين انسان‌ها يعني فطرت قانونگذاري مي‌كند و چون قانونگذاري او بر فرد و اجتماع است، ‌فلذا دين و شريعت  الله ايدئولوژيك است و صرف يك احساس نيست فلذا بايد مبناي حركت و زندگي انسان باشد.

به این شکل، حقوق در میان سکولاریستها یعنی هر کسی که تابع قوانین سکولاریستی آنها باشد حق دارد و هر کسی که تابع بی چون و چرای قوانین سکولاریستی نباشد نه حقی دارد و نه حقوقی. اما در اسلام قاعده فرق دارد و این دیکتاتوری در تحمیل قوانین بر مردم وجود ندارد.  در حقوق بشر جهاني مبتني بر دين اسلام بر جهان، انسانها  سه دسته مشخص هستند: ۱- مسلمین ۲- کفار اهل کتاب (یهود و نصارا) و شبه اهل کتاب (مجوس و صابئین) ۳- کفار مشرک یا سکولار.

مسلمین که از قوانین اسلامی تبعیت می کنند و از تمام مزایا و حقوق اسلامی برخوردارند، کفار اهل کتاب و شبه اهل کتابی هم که اهل ذمه شده اند باز از قوانین خاص خود تبعیت می کنند و هیچ اجباری در پذیرش قوانین اسلامی ندارند . پس حق و خقوق خود را بر اساس شریعت خود دارند. اما کفار سکولار یا مشرک یا باید تابع قوانین اسلامی شوند یا باید بجنگند.

قرآن به عنوان اصلي‌ترين منبع فقه و حقوق اسلامي به مسلمانان دستور مي‌دهد که با انسانها آنگونه که الله دستور داده است برخورد کنند و هر حقی که الله داده است از کسی نگیرند. چنان چه ملاحظه مي‌شود فقه اسلامي توانايي جهاني شدن را دارد، چون لازمه جهاني شدن آن است كه يا به همه فرهنگ‌ها توجه شود يا دست كم قدر مشترك همه نظام‌هاي حقوقي اخذ شود و فقه و حقوق اسلامي اين ويژگي را دارد که ضامن امنیت برای تمام فرهنگهای منشعب از ساکنین دارالاسلام شود.  

رونمائی از دروغهای خالد الحایک یکی از بزرگترین محدثین نجدیت

رونمائی از دروغهای خالد الحایک یکی از بزرگترین محدثین نجدیت

به قلم: ابوابراهیم هورامی

این روزها که همه ی مسلمین تلاش دارند که با تمرکز بر مشترکات خود با هم اتحادی در برابر دشمنان اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و طاغوتهای محلی درست کنند نجدیت با تمام شاخه هایش به عنوان یک میکروب و مانع در برابر این جریان بیداری قرار گرفته است که از هیچ تحریف و دروغ و قیچی کاری سخنان بزرگان گذشته و چنگ زدن به آراء شاذ گذشتگان جهت تولید جنگ داخلی کوتاهی نمی کند. انگاری مجری جنگ روانی دشمنان بر علیه مسلمین شده اند.

در این روزها که ما شاهد قتل عام صدها مسلمان شیعه مذهب در قندوز و قندهار توسط گروه مسلح نجدی بغدادی هستیم و در کنار آن روزی نیست که یکی از اهل سنت افغانستان به جرم طالب بودن ترور نشود یا ذبح نشود و یا بر اثر بمبگذاری های کنار جاده ای توسط همین گروه نجدی قتل عام نشوند، در بخش جنگ روانی نیز نجدی ها بیکار ننشسته اند و به سبک خودشان به ترویج این جنایات کمک می کنند. یکی از این دورغگوها خالد الحایک است که نزد نجدیت به یکی از بزرگترین محدِّثین معاصر شناخته شده است.  نگاه کنید این شخص چگونه عموم شیعیان را تکفیر می کند:

می گوید: تمامی آنها امروز علماء و عوامشان بر یک مذهب هستند.. برای الله شریک قائل میشوند و به سوی غیر او دعاء و نذار میکنند,

ج: آیا با همین بهانه نبود که محمد بن عبدالوهاب آنهمه اهل سنت سرزمین وحی را کشت و با انگلیسی های کافر بر علیه حکومت اسلامی عثمانی متحد شد و هزاران مسلمان اهل سنت را به همین بهانه ها قتل عام کرد؟ بزرگترین محدِّثین معاصر چرا از ابتدائی ترین اصول فقه هم خبر ندارد و به این سادگی مسلمین را که در مورد توسل و شنیدن مردگان و نذر و … دیدگاه دیگری داشته اند تکفیر می کند؟

می گوید: و بسیاری از آنان معتقد به تحریف قرآن هستند,

ج: شما نگاه کنید همین الان کدام مرجع تقلید یا کدام دسته و گروه معتقد به تحریف قرآن هستند؟ آیا چنین کسانی وجود دارند؟ مگر همین شیعیان در برابر فتنه تحریف قرآن صدها کتاب و رساله ننوشته اند؟ این بزرگترین محدِّث معاصر نجدیت چرا دروغ می گوید؟

می گوید: همانطور که میبینید اهل سنت را در هرجا که توان داشته باشند قتل عام میکنند, و زنانشان را غصب میکنند, و غیر آن!!

ج: باور کنید هر اهل سنتی که در ایران یا افغانستان یا حتی در سایر مناطق با شیعیان زندگی کرده باشد خنده اش می گیرد و می فهمد که این شخص کذاب دارد دروغ می گوید. این است یکی از بزرگترین محدِّثین معاصر نجدیت.  نجدیت یعنی قیچی کاری، یعنی دروغ و تدلیس.

می گوید: همچنین به طرز نماز ما نماز نمیخوانند و از سنت نبی ما اتباع نمیکنند,

ج: یعنی هر کسی به سبک نجدیت نماز نخواند علماء و عوامشان مسلمان نیست و  خونش حلال است؟ باور کنید روش نماز حنفی ها با مالکی ها و شافعی ها و … در مواردی با هم متفاوت است حتی در دست گرفتن هم با هم یکی نیستند چه رسد به قرائت پشت سر امام و قنوت و…. آیا یکی از این مذاهب همدیگر را به این بهانه تکفیر کرده اند؟ خیر . فقط از نجدیت چنین دیوانگی هائی بر می آید.

می گوید: بعد از تمام اینها بگوییم: آیا علماء در تکفیر علماء و عوامشان اختلاف دارند?!…آیا عوام آنها تابع علمایشان نیستند?!…

ج: منظورش از علماء، نجدی ها هستند که به صدها دسته تقسیم شده اند و هیچ یک آن دیگری را قبول ندارند اما در تکفیر مسلمین به بهانه های پوچ و غیر شرعی هم صدا شده اند و گروههائی مسلح چون گروه بغدادی هم مجری این سخنان دروغین و پوچ شده اند.  

بله، درست فهمیده اید: نجدیت یعنی پیام آور مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن کفار اصلی، یعنی تفرق میان مسلمین یعنی ذلیلی و شکست برای مسلمین. در یک کلام: نجدیت یعنی: آفتی که باید به سبک اسلامی آن همچون سایر آفتها برداشته شود.

انفجار در بزرگترین مسجد شیعیان قندهار تکرار فجایع جاهلان و فریب خورده ها

انفجار در بزرگترین مسجد شیعیان قندهار تکرار فجایع جاهلان و فریب خورده ها

به قلم: شفاء محتسب امیر المومنین

متاسفانه مجریان و بازیگران سناریوی نوشته شده و توسط کفار سکولار خارجی و مزدوران محلی آنها اینبار بزرگترین مسجد شیعیان در ولایت قندهار افغانستان مشهور به مسجد بیبی فاطمه یا «امام بارگاه» را مورد هدف قرار دادند.

 با آنکه قومندانی امنیه قندهار گفت: حفاظت از این مسجد را اهل تشیع خودشان به عهده گرفته بودند و اجازه اسلحه هم داشتند؛ اما نتوانستند امنیتش را بگیرند؛ لذا در آینده نیروهای خودمان امنیت چنین اماکنی را می‌گیرند.

و با آنکه امارت اسلامی افغانستان در پیوند به انفجار امروز این مسجد اعلامیه صادر کرد و گفت: امارت اسلامی انفجار برمردم ملکی دریک مسجد درقندهار رانکوهش میکند، آن راجنایت بزرگ میداند و به نیروهای امنیتی دستور میدهد، که عاملین همچو حوادث رابزودی دستگیر نمایند وبه پنجه شریعت بسپارند. همچنان امارت اسلامی باخانواده های قربانیان این حادثه تأثرات عمیق خودرا ابرازمیدارد.

اما این سخنان از مسئولیت حکومت امارت اسلامی افغانستان در قبال تامین جان و ناموس و مال و آبروی مسلمین نمی کاهد و به هر حال آنها مسئولیت ریشه کنی این جرمهای سازمان یافته را دارند.

امروز متاسفانه بر اثر جهالت و تبعیت از جاهلان تعداد زیادی از مسلمین به خاک و خون کشیده شدند، مسلمانی که ارزش خونش از خانه کعبه بالاتر است؛ و این تنها به دلیل تفاسیر غلطی است که امروزه در میان مسلمین رایج شده است و به جای اینکه دشمنان سکولار را هدف قرار دهند به برادر کشی روی اورده اند و به بهانه های واهی شروع به ایجاد تفرقه در جامعه نوپایی پرداخته اند که بعد از دهها سال امروز باید مصائبی را که حکام سکولار همچون زخمهای عمیق بر پیکر این جامعه خسته از جنگ و اشغال وارد کرده اند را ترمیم می کردند اما می بینیم که متاسفانه مجبور می شوند تا اگر رمقی مانده باشد را صرف نزاع داخلی کنند و این ان چیزی بود که زمانی باعث شد تا خلافت اسلامی از بین رفت و ما صدها سال است که تاوان جهالت و زیاده خواهی کسانی را پرداخت می کنیم که تابع هوای نفسشان شدند .

همان گونه که امروز تابع هوای نفس شده اند و به جای اینکه جهاد را به سرزمینهای تحت اشغال سکولارهای هند و برمه و …. ببرند متاسفانه در سرزمین داراسلام به بهانه جهاد با مشرک جنگ را بر مسلمین تحمیل کرده اند بدون اینکه واقعا بدانند مشر ک کیست ؟

ایا فرقه های اسلامی مانند صوفی و درویش و شافعی و حنفی و جعفری مشرک هستند؟ ایا نمی بینیم الله تعالی حتی نصرانی و یهود و مجوس و صابئی را مشرک نمی خواند؟ پس چگونه ما مسلمینی را که دارای قران مشترک ، قبله مشترک ، احکام مشترک و ….. هستند را مشرک می خوانیم؟ چگونه کسانی را که این همه اشتراک با ما دارند را مشرک می خوانیم و دست به کشتار انان می زنیم در حالی که مشرکین واقعی را در چین و هند و برمه و امریکا و….. رها کرده ایم.؟!

 مشرک کسی است که چهار معنای دین را یعنی حق حاکمیت و قانون گذاری و اطاعت و جزا و پاداش را از الله می گیردو به غیر الله می دهد یعنی سکولارها، که به زبان قران به انان مشرک و یا احزاب گفته می شود.

 چه هنگام مسلمانان جاهل بیدار می شوند و دشمن واقعی خود را می شناسند ؟

وحدت درمانی است که باید مانند واکسنی برای جلوگیری از تسلط سکولارها به تمام مسلمین تزریق شود و ما به جای اینکه تفاوتهای بسیار ناچیز یکدیگر را ببینیم بر آنهمه مشترکات متعدد تمرکز کنیم. جز وحدت هیچ چاره ای نیست

دوستان الله، سبک گفتمان با آنها و حکم توهین سکولاریستها و دارودسته ی منافقین به مسئولین دارالاسلام و عموم مومنین

دوستان الله، سبک گفتمان با آنها و حکم توهین سکولاریستها و دارودسته ی منافقین به مسئولین دارالاسلام و عموم مومنین

بسم الله و الحمدلله

 اما بعد: السلام علیکم.

متاسفانه چند لحظه پیش ما شاهد جنایتی در مسجد جامع گذر سید آباد از ولایت قندوز افغانستان بودیم که ثمره ی برداشت غلط نجدیت از مفهوم مشرک و مشرکین و تکفیر نابجای اهل قبله است. در این جنایت جدید نجدیت که در حین ادای نماز جمعه صورت گرفت بیشتر از ۱۰۰مومن نمازگذار ظالمانه کشته شده و بیشتر از ۲۰۰ نفر نیز زخمی شده اند. در حالی این مسلمین با اجتهادات و تاویلات اشتباه نجدیت قتل عام می شوند که کفار سکولار نیز به بدترین شیوه ی ممکن مسلمین را در ترکستان شرقی و غربی و یمن و سومالی، و در کل، از اندونزی در شرق اسلامی گرفته تا نیجریه در غرب اسلامی قتل عام می کنند. اللَّهُمَّ إنِّي أَعْتَذِرُ إلَيْكَ ممَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ وأَبْرَأُ إلَيْكَ ممَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ. [۱]

این روزها از سوی کفار سکولار خارجی و داخلی و بخصوص از سوی دارودسته ی منافقین و سکولار زده های محلی به بهانه های مختلفی به پیروان شریعتهای آسمانی و بخصوص پیروان آخرین شریعت الله تعالی و مسئولین دارالاسلام توهین و بد زبانی می شود و سخنان ناروائی گفته می شود.

مومنینی که از شناخت اساسی شرعی برخوردار نیستند به سادگی از توهینهای سکولاریستهای کافر و دارودسته ی منافقین و مومنین جاهل نسبت به مخالفین خود از شریعتهای آسمانی و حتی مذاهب مختلف اسلامی و مسئولین دارالاسلام به سادگی چشم پوشی می کنند و تنها در برابر توهین به مذهب و فرقه و گروه و دسته خودشان واکنش نشان می دهند، این، کجروی و اشتباه بزرگی است که تنها از دلی بیمار و آلوده و گاه جاهل و فریب خورده سرچشمه می گیرد که هنوز از یکطرف عظمت الله تعالی و شریعت الله تعالی در دلش مستحکم نشده است و از سوی دیگر از جایگاه پست و بی ارزش احزاب سکولار نجس و سکولارزده های سرگردان و دمدمی مزاجی که مجری جنگ روانی دشمنان بر علیه مومنین و دارالاسلام هستند آگاهی های شرعی ندارد و همچنین از جایگاه مومنین جاهلی که کارگران بی مزد و مجانی شیطان و یارانش شده اند خبر ندارند، یا خبر دارند اما تابع هوای نفس شده اند.

 الله تعالی می فرماید: لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا (نساء/۱۴۸) الله دوست نمی‌دارد که کسی به سخنان زشت صدا بلند کند مگر آن که ظلمی به او رسیده باشد، همانا که الله شنوا و داناست.

پس شخص می تواند با کلماتی زشت که شریعت اجازه داده است صدایش را در برابر کسی که به او ظلم کرده است بلند کند، قطعاً این کار خوبی است، اما شخص می تواند خوبتر را انجام دهد و از چنین کلمات زشتی صرفنظر کند. اما دقت داشته باشیم اگر شخصی که به او ظلم شده است با کلمات زشتی ظالم را مورد خطاب قرار داد کار بدی نکرده است بلکه بین خوب و خوبتر کار خوب را انتخاب کرده است.

در اینجا مهمتر این است که دقت داشته باشیم از نگاه شریعت الله تعالی ظلم چیست و ظالم کیست؟ ظلم غیر از آنچه در معنی تاریکی و سیاهی به کار رفته است[۲] یعنی هر عقیده و تفکر و هر گفتار و سخن و هر عمل و رفتاری که مخالف قانون شریعت الله تعالی و مخالف حقی باشد که الله تعالی به عنوان حق و حد و مرز معرفی کرده است؛ و ظالم هم کسی است که : مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (بقره/۲۲۹) هرکسی که از حدود و مرزهای ( اوامر و نواهی و دستورات و قوانین) الله تجاوز کند، بی‌گمان این چنین کسانی ظالم و ستمگرند.

ادامه

اهمیت و جایگاه اتحاد در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم (۱)

اهمیت و جایگاه اتحاد در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم (۱)

به قلم: ابوبکر الخراسانی

«امت» یعنی: جمعی متحد که به سوی هدف متحدی در حرکت هستند. این امت ممکن است متحدا به سوی هدفی باطل و ظالمانه در حرکت باشند مثل مغولها یا کفار سکولار کنونی یا امتهای فاسد گذشته، یا ممکن است امتی متحد باشند که به سوی هدفی شرعی و مبارک در حرکت باشند. مثل امت رسول الله صلی الله علیه وسلم در عصر خودش یا عصر صحابه قبل از آنکه در میان آنها تفرق و جنگهای داخلی اتفاق بیافتد و باعث فتح آنهمه سرزمین در روی کره زمین شد.

حالا رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد این امت متحدش که دنبال یک هدف واحد هستند می فرماید: إنَّ اللَّهَ لا يجمعُ أمَّتي علَى ضلالةٍ ويدُ اللَّهِ معَ الجماعةِ. (صحیح ترمذی۲۱۶۷) بدون شک الله امت من را بر گمراهی جمع نمی کند و دست الله با جماعت است .

 همه می دانیم که اجماع این امت که جماعت واحدی را تولید می کند تنها از کانال یک شورای واحد به وجود می آید، و باز همه می دانیم که این اجماع واحد نیازمند قدرتی اجرائی است که آنرا به اجراء در آورد و از جماعت واحد محافظت کند و از تفرقه اندازان جلوگیری کند، و این قدرت اجرائی هم چیزی جز قدرت حکومتی دارالاسلام نیست. 

پس امتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید بر گمراهی اجتماع نمی کنند ثمره ی شورای اولی الامری است که این شورا هم از پشتیبانی قدرت نظامی و حکومتی دارالاسلام برخوردار است. پس در محافظت از وحدت و امت واحد و جماعت واحد هیچ گزینه ی دیگری غیر از گزینه  و نعمت بزرگ دارالاسلام وجود ندارد.

نعمت بزرگ دارالاسلام است که رای واحد و اجماع واحد شورای اولی الامر را به اجراء در می آورد و از امت واحد و جماعت واحد مسلمین که باعثعزّت و قدرت و شوکت مسلمین مى‏شود محافظت می کند.

بدون شک اکثریت و جماعتی که به سبک اسلامی آن توسط شورای اولی الامر به وجود می آید در تمام اموری که در حیطه تخصص آن است نشانه حقانیت است و اقلیتی که خارج از جماعت به هر بهانه ای دست به مخالفت بزند نشانه باطل بودن آن است. همان اقلیتی که در عصر عثمان بن عفان و علی بن ابی طالب و حسن بن علی ظهور نامبارکی کردند که صدمات ناشی از تمرد آنها تا کنون نیز ادامه دارد.

توضیح آنکه : زمانی که شورای اولی الامر پزشکان در کشوری به وجود می آید و حکمی صادر می کند این حکم نشانه برحق بودن است و مخالفت با آن نشانه باطل بودن است. به همین سادگی . چون این شورای متخصصین در واقع نخبگان پزشکی هستند که اجماع واحد را ارائه می دهند و کسی حق سرپیچی و سرخود کار کردن و تفرقه اندازی ندارد.

به همین شکل شوراهای اولی الامر نظامی و مهندسی و منابع طبیعی و فقهی و قضائی و امنیتی و … هم در دارالاسلام  همین جایگاه را دارند و رای واحد آنها یعنی اجماع واحد آنها باعث تولید جماعت واحدی می شود که این جماعت واحد در واقع همان امتی است که متحداً به سوی هدف واحدی حرکت می کند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در اهمیت و جایگاه این وحدت میان امتش و جایگاه جماعت واحد می فرماید:  

  • من فارق الجماعةَ قَيْدَ شِبرٍ فقد خلع رِبقةَ الإسلامِ من عُنُقِهِ (أبو داود ۴۷۵۸، وأحمد۲۱۵۶۱ وابن أبي عاصم في «السنة»۸۹۲) هر کس یک وجب از جماعت جدا شود خدا طوق  مسلمانى (حقوق مسلمان در دنیا) را از گردنش مى‏برد. ( و مشمول حقوق اسلامی مسلمین در دنیا نمی شود نه اینکه مرتد شده باشد)

ادامه دارد …. ان شاء الله

وحدت مورد نظر رهبران دارالاسلام ایران (۱)

وحدت مورد نظر رهبران دارالاسلام ایران (۱)

ارائه: شیعه علی

دارالاسلام ایران از زمان پیدایش آن در سال ۱۳۵۷ تا کنون به نام اسلام فعالیت کرده است و سعی کرده است تمام مذاهب به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی را (جعفری، حنفی، مالکی، شافعی، زیدی) به تعامل و وحدت دعوت دهند، هر چند با گروههای مسلح منتسب به تشیع (چون گروه رجوی یا فرقان و …) یا گروههای منتسب به تسنن ( چون گروههای مسلح بلوچ یا وهابی ها و..) به دلایل کاملاً امنیتی برخورداتی داشته است که این برخوردات را همین الان هم امارت اسلامی افغانستان و هر حکومتی با مخلین امنیت عمومی دارد . پس حساب این مخلین امنیت عمومی از حساب این مذاهب اسلامی به رسمیت شناخته شده جداست.

در این مجموعه سعی بر آن است که به سخنان مستند رهبران دارالاسلام ایران در مورد مسأله ی مهم اتحاد و وحدت اسلامی میان مسلمین بپردازیم و سعی می کنم از رهبر فعلی شروع کنم.

آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران می گوید:

  •  قرآن از زبان پیامبر اکرم به مسیحیان آن زمان میگوید: «تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الاّ نعبد الاّ اللَّه و لا نشرک به شیئا». آن وقت فرقه‌های مسلمان، با خدای واحد، پیغمبر واحد، قرآن واحد، قبله‌ی واحد، عبادت واحد، این همه مشترکات و مسلّمات، چند موضوع مورد اختلاف را وسیله قرار بدهند برای دشمنی! این، خیانت نیست؟ این، غرض‌ورزیِ غرض‌ورزان و غفلتِ غافلان نیست؟ هر کسی که در این زمینه تقصیری بکند، پیش خدای متعال مؤاخَذ است؛ چه شیعه باشد، چه سُنی. (دیدار اقشار مردم در سالروز میلاد امام علی ابن ابی طالب(ع) ۱۷/مرداد/۱۳۸۵)
  • همه بدانند، اینجور نباشد که کسی از یک گوشه‌ای خیال کند دارد از شیعه دفاع می کند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنی ضد شیعه و غیر شیعه را برانگیزد. این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از ولایت نیست. اگر باطنش را بخواهید، این دفاع از آمریکاست؛ این دفاع از صهیونیست‌هاست. (دیدار جمعی از مردم در روز عید غدیر ۲۷/آذر/۱۳۸۷)
  • در مسأله‌ی وحدت، دو نقطه یا دو جهت‌گیری اساسی وجود دارد که هر کدام به تنهایی، حایزاهمیت هستند. وقتی ما شعار وحدت را می دهیم، این دو نکته‌ی اساسی باید مورد توجه ما باشد و همین ها برای زندگی عملی مسلمین کارساز است:

یکی از این دو نکته، عبارت از رفع اختلافات و تناقض ها و درگیری ها و تضادها و کارشکنی هاست که از قرنها پیش تا امروز، میان طوایف و فِرَق مسلمین وجود داشته است و همیشه هم این تناقض ها به ضرر مسلمین تمام شده است. اگر به تاریخ اسلام برگردیم، خواهیم دید که زمام و مبدأ همه و یا قسمت اعظم این تعارض ها و تناقض ها، به دستگاههای قدرت مادّی برمی گردد.

تاریخ اسلام را ملاحظه کنید، خواهید دید که از اختلافات اولیه – یعنی مسأله‌ی خلق قرآن و امثال آن – تا بقیه‌ی اختلاف هایی که در طول زمان، بین فِرَق اسلامی – مخصوصاً در زمان های بیشتری بین شیعه و سنی – اتفاق افتاده است، تقریباً سر نخ این اختلافات در تمام بلاد اسلامی، دست قدرتهاست. (دیدار شرکت کنندگان در کنفرانس وحدت‌ اسلامی ۱۶/مهر/۱۳۶۹)

ادامه دارد  به امید خدا…..

یا الله از شادمانی آن لحظه ی کفار سکولار شرقی و غربی و یهود وحشت دارم

یا الله از شادمانی آن لحظه ی کفار سکولار شرقی و غربی و یهود وحشت دارم

به قلم: پیرو آیین حنیف ابراهیم

یا الله میدانی که دوست ندارم بدست یک تکفیری افراطی کشته شوم یا یکی از آنها  بدست من کشته شود

زیرا در آن لحظه هر دوی ما ندای الله اکبر سر میدهیم و پس از آن هر کدام ما کشته شود قلب یهود و کفار سکولارشرقی و غربی شادمان خواهد شد

 پس هر دو شکست خوردیم و آنها پیروز شدند و سپس آن  طاغوتها با خیال آسوده به فتنه انگیزی ادامه خواهند داد

زیرا می‌دانند که تا وقتی امت اسلام به چنین سرطان تفرق و جنگ داخلی گرفتار است آنقدر ضعیف خواهد بود که هرگز قدرت آسیب رساندن جدی به هیچ یک از حکومت‌های شیطانی آنها نخواهد داشت

و من هنگام کشته شدنم بدست تکفیری های افراطی  [شیعه انگلیسی و سنی آمریکائی] که اسرائیل را رها کرده و بجان مسلمین افتاده اند و مسلمین را به جنگ داخلی و مسلمان کشی می کشانند، از شادمانی آن لحظه ی کفار سکولار جهانی و یهود وحشت دارم

اهمیت و جایگاه اتحاد اسلامی میان مسلمین

اهمیت و جایگاه اتحاد اسلامی میان مسلمین

به قلم: براهندک بلوچ

اتحاد از نظر مفهومی با وحدت فرق دارد . اتحاد یعنی اینکه چند گزینه با اختلافاتی که با هم دارند بر روی مشترکات با هم یکی می شوند. مثل اتحاد حنفی ها با جعفری ها و شافعی ها و زیدی ها و … . در اینجا همه قبول دارند که در مواردی با هم اختلاف دارند اما با این وجود بر مشترکاتی که با هم دارند با هم یکی می شوند.

اما وحدت در اصطلاح به معنای یکی بودن است که از آن به واحد تعبیر می کنند،یعنی اینکه همه در همه چیز مثل هم هستند. زمانی که ما به سوی وحدت اسلامی دعوت می کنیم هدف و امیدمان همین است اما ابتدا باید از اتحاد اسلامی میان مذاهب و تفاسیر اسلامی شروع کنیم تا به تدریج دلهایمان به هم نزدیک شود و با مناصحه و مشاوره ی دلسوزانه و صبورانه به تدریج اختلافات هم برداشته شوند.

پس شک نداشته باشیم همین الان یکی از نیازهای اساسی مسلمین برای رسیدن به شکوفایی و سعادت، برخورداری از مولفه‌ی ارزشمند اتحاد و هماهنگی بین همه ی ما می باشد. امروزه بسیاری از مشکلات و دگرگونی هایی که گریبانگیر ما شده است به خاطر فقدان عنصر اتحاد و همبستگی بین ما است که دشمنان هم از این نقطه ضعف ما سوء استفاده کرده اند.

در این اتحاد اسلامی که ما برای آن تلاش می کنیم همه پذیرفته ایم  که با وجود هزاران نقطه ی مشترک اما در مواردی دارای نقاط متفاوت هستیم. پس سعی می کنیم جنبه های مشترک خود را تقویت کنیم و از این حیث خود را هر چه بیشتر به یکدیگر نزدیک کنیم.

الله جل جلاله می فرماید: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا[آل عمران/۱۰۳] و همگى به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسیله وحدت‏]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید . و تهدید کرده است که مسلمین اهل تفرقه و پراکندگی نشوند و چنانچه اهل تفرقه شوند عذاب سختی برای آنها وجود دارد و می فرماید:« وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ [آل عمران/۱۰۵[ و مانند کسانى نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آنکه نشانه‏هاى روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمى دارند.

مگر اینهمه مشترکات مسلمین نشانه های روشن الله نیستند که برای اتحاد و وحدت میان مسلمین به ما رسیده است؟

ما اگر دست از اتحاد بکشیم و اهل تفرقه شویم اولین صدمه ی آن به خودمان و فرزندان و ما و حتی نسلهای بعدی می رسد. چون توانایی و قدرت لازم برای رسیدن به پیروز در برابر دشمن را از دست می دهیم و دشمنان بر ما مسلط می شوند . به همین دلیل الله جل جلاله این نکته را به  مومنین یادآورمی شود که با عدم اتحاد و همبستگی به سستی و شکست مواجه می شوند و می فرماید: « وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ [انفال/۴۶] و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است».

پس بیائید سخن الله جل جلاله را گوش دهیم و فریب دشمنان قسم خورده ی مسلمین را نخوریم و با اتحاد با تمام مسلمین حنفی و جعفری و شافعی و حنبلی و غیره راه نفوذ دشمنان و بخصوص کفار سکولار خارجی و احزاب سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی را در میان خود مسدود کنیم و در مسیر پیشرفت و ترقی و قدرتمند شدن واقعی قرار بگیریم.

راه قدرتمند شدن واقعی در اتحاد و وحدت اسلامی است و راه شکست و ذلیلی و بی ابهتی و سستی در تفرق است. شما کدام راه  را انتخاب می کنی؟

واکنش مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان به کشتار نمازگزاران مسجد شیعیان قندوز

واکنش مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان به کشتار نمازگزاران مسجد شیعیان قندوز

به قلم: فضل احمد هراتی

روز چهارشنبه  14 میزان ۱۴۰۰ رسانه ها اعلام کردند که در مدرسه دینی «مظهر العلوم» در منطقه «دیری» ولایت خوست انفجاری رخ داد که بر اثر آن ۱۵ شاگرد این مدرسه کشته و زخمی شدند. به دنبال این جنایت مولوی محمد نبی عمری که از سوی امارت اسلامی به حیث والی ولایت خوست تعیین گردیده است، روز جمعه در صفحه توییتر خود از بازداشت ۵ عضو داعش خبر داد.

در همان روز جمعه و در هنگام نماز جمعه در منطقه خان آباد مرکز ولایت قندز در مسجد مسلمانان اهل تشیع انفجاری رخ داده که براثر آن قریب به ۳۰۰ نفر از این برادران مسلمان ما شهید و زخمی شدند و گروه نجدی داعش مسئولین این جنایت را بر عهده گرفت.

آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران نیز با برادر خطاب کردن مسئولین دارالاسلام افغانستان پیامی به شرح زیر داد:

بسم الله الرحمن الرحیم . حادثه‌ی تلخ و مصیبت‌بار انفجار در مسجد منطقه خان‌آباد استان قندوز که به جان‌باختن جمع زیادی از مؤمنان نمازگزار انجامید، ما را داغدار کرد. از مسئولان کشور همسایه و برادر افغانستان جداً انتظار می‌رود که عاملان خونخوار این جنایت بزرگ را به مجازات برسانند و با تدابیر لازم از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کنند. از خداوند متعال رحمت و علوّ درجه برای شهیدان این حادثه و شفای عاجل برای آسیب‌دیدگان و صبر و سکینه برای کسان و بازماندگان آنها مسألت می‌کنم. سیّدعلی خامنه‌ای ۱۷ مهر ۱۴۰۰

سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهور دارالاسلام ایران نیز پیامی ارسال کرد که متن پیام آن به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم / انا لله و انا الیه راجعون

شهادت و جراحت جمع زیادی از مردم بی گناه افغانستان که در مکانی مقدس به عبادت مشغول بودند، را به ملت افغانستان و همه جامعه بشری تسلیت عرض می کنم.

این جنایت که در ابتدای ماه ربیع، ماه وحدت بین مسلمانان، ولی با هدف اختلاف افکنی بین مسلمانان انجام شد، به دست کسانی صورت پذیرفت که ماهیت ضد­انسانی و ضد­دینی آنها بر همگان آشکار است. بر کسی پوشیده نیست که رشد و نمو این جریان تروریستی تکفیری، با حمایت­ها و برنامه­ های امریکا صورت پذیرفته است و این کشور در سال های اخیر، شرایط را برای گسترش فعالیت جنایتکاران داعشی در افغانستان تسهیل کرده و مانع از ریشه کنی آنها شده است.

اینجانب با ابزار نگرانی از تداوم اقدامات تروریستی و ترکیب فتنه مذهبی با فتنه قومی، که بخشی از پروژه امنیتی جدید آمریکا برای افغانستان است تاکید می کنم جمهوری اسلامی ایران همچون گذشته، آماده حمایت­های همه جانبه از خواهران و برادران افغانستانی است و امیدواریم با هوشیاری گروه­های افغان و تشکیل دولتی فراگیر، بخش بزرگی از این نقشه خنثی شده و انشا الله مردم افغانستان بتوانند روی آرامش را ببینند. والسلام علیکم و رحمت الله / سید ابراهیم رئیسی

«ذبیح الله مجاهد»، سخنگوی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان نیز ضمن شهید نامیدن این نمازگزاران در پیامی در صفحه توئیتر خود نوشت: ظهر امروز در منطقه خان آباد مرکز ولایت قندز در مسجد هموطنان اهل تشیع انفجاری رخ داده که براثر آن تعدادی از هموطنان ما شهید و زخمی شدند. ذبیح الله مجاهد بار دیگر ضمن محکوم کردن انفجار در نماز جمعه شیعیان در شهر قندوز گفت: انفجار دیروز با جدیت دنبال خواهد شد و سخت ترین مجازات در انتظار عاملان آن خواهد بود … واحد ویژه امارت اسلامی در منطقه حضور داشته و بررسی در این رابطه آغاز شده است.

نجدیت به بهانه ی توخالی مشرک بودن، این مسلمین را قتل عام می کند و لازم است نجدیت در افکار خود در مفاهیمی چون مشرک و مشرکین و عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین تجدید نظر کنند و گرنه این حلقه از زنجیر جنایات قطع نخواهد شد.

دعوت برای خلافت یا تفرق و هرج و مرج و کمک به دشمنان؟

دعوت برای خلافت یا تفرق و هرج و مرج و کمک به دشمنان؟

به قلم: ابوبکر الخراسانی

بعد از آنکه مسلمین خلافت اسلامی را از دست دادند و گرفتار حکومتهای پادشاهی ظالمانه و مستبدانه شدند رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده داده است: ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ( رواه أحمد عن النعمان بن بشير) به دنبال آن دوباره خلافت به منهج نبوت بر می گردد.

حکومت اسلامی به روش رسول الله صلی الله علیه وسلم  در واقع پیام آور نظم و نظام و عدالت و قسط بیشتر و بازگشت شورا ی اولی الامر و اجماع واحد و جماعت واحد و امت واحد و بازگشت نظارت عمومی همه ی مومنین بر امور جامعه است. پس این آرزوی ما است که بار دیگر به این خلافت بر گردیم .

 اما عده ای وجود دارند که با شعار بازگشت به این خلافت مبارک در واقع نه تنها کمکی به ارتقای این دارالاسلام دارای حکومت بدیل اضطراری اسلامی به خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ نمی کنند بلکه «عملاً» برای انهدام این دارالاسلام و تولید احزاب و گروههای متفرق قدم بر می دارند و بی نظمی و هرج و مرج را تولید می کنند .

همه ی ما در افغانستان و الجزائر و سومالی و یمن و لیبی و عراق و سایر بلاد مسلمین و بخصوص در سوریه شاهد این هرج و مرج توسط این احزاب مختلف بوده ایم که قرنها قبل از سوی اهل فن به ما سفارش شده است که از ورود به مناطقی از این دست دوری کنیم و در آن نمانیم و گفته شده است:

  • إذا مررتَ ببلدَةٍ ليسَ فيها سُلطانٌ فلا تدخُلْها
  • فإذا دخلَ أحدُكُمْ بلدًا ليسَ بهِ سلطانٌ فلا يُقِيمَنَّ بهِ

اگر از جائی رد شدی که آنجا حاکم واحدی نداشت وارد آنجا نشو و در آن نمان و مقیم نشو.

این چیزی است که عده ای با نام جهاد و با شعار خلافت برای مسلمین می خواهند که نه تنها مسلمین را به وضعی بهتر از این راهنمائی نمی کنند بلکه مسلمین را به هرج و مرج و کشتار و جنگ داخلی و دزدی و تاراج و هتک نوامیس و در نهایت به ذلیلی و شکست و تسلط دشمنان راهنمائی می کنند.

سفارش اهل علم همین است که وارد این احزاب مختلف به ظاهر جهادی نشو که هر کدام ساز خودشان را می زنند و همه ی آنها خودشان را برحق می دانند و همه ی آنها به بهانه های مختلف دستشان به خود همدیگر و سایر مسلمین بی دفاع رنگین شده است.

وارد شدن به احزاب به ظاهر جهادی متفرق کمک به قتنه و مسلمان کشی و کمک به ذلیل شدن مسلمین و کمک به قوت گرفتن کفار خارجی و منافقین داخلی است.