وه‌ڵامێك بۆ ئه‌و که‌سانه‌ی ئه‌ڵێن ئێستا جیهاد وجودی نی یه‌!

وه‌ڵامێك بۆ ئه‌و که‌سانه‌ی ئه‌ڵێن ئێستا جیهاد وجودی نی یه‌!

نوسینی / مسلم کوردی

بسم الله‌ الرحمن الحیم

________________________________________

الحمدلله والصلاة والسلام علی رسول الله‌ محمد وعلی اله ‌وصحبه ‌ومن والاه‌: أما بعد،،

________________________________________

له ‌پاش سوپاس و ستایشی خوای په‌روه‌ردگار که‌ دروستی کردوین که ‌‌ئه‌مان ژێنێت و وه‌که‌ ئه‌مان مرێنێت ، وه‌ سه‌لات و سه‌لامیش خواش له‌سه‌رگیانی پیرۆزی پێغه‌مبه‌ری خۆشه‌ویستمان* محمد* (صلی الله‌ علیه‌ وسلم)…. وه‌ڕه‌حم به‌زه‌یی بڕژێ به‌سه‌ر یارو یاوه‌رانی تا ڕۆژی دوای.

ادامه

امنیت و آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد (۵ ) [باقی مانده مبحث مبانی امنیت – امنیت ملّی/چگونگی نفوذ]

امنیت و آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد (۵ ) [باقی مانده مبحث مبانی امنیت – امنیت ملّی/چگونگی نفوذ]

استاد مجاهد ابوعبیده عبدالله العدم

ترجمه: م . ابراهیمی

{بیشتر مردم به سبک یکنواختی در زندگی عادت کرده اند و عادات و رفتارهایی تقلیدی و تکراری را دنبال می کنند چه در لباس پوشیدن و یا چه در خوردن و نوشیدن و یا در سفر و نقل و انتقالاتشان و حتی هنگام خوابشان و همچنین در لهجه و لحن سخن گفتشان با دیگران}.

بسیاری از مردم به روندی یکنواخت و شیوه ای معین در زندگی شان عادت کرده اند، این برای انسان عادی مسئله ای ساده است و از آن غفلت می کند و احدی بدان اهمیت نمی دهد اما برای یک انسان مجاهد فی سبیل الله این مسأله مهم و مضری است که باید خود را از آن برهاند، او نباید اسیر عادت باشد یعنی نباید به سبک یکنواختی در زندگی خود عادت کند. مثلاً اینکه عادت کند همیشه به کافه معینی برود و هیچ وقت آن را ترک نکند و یا اینکه عادت کند که دائماً در یک مسیر معین پیاده روی کند چون روزمرگی دشمن درجه یک مجاهد است، در صورتی که روزمرگی و حرکات روزانه خود را هر روز تغییر ندهی – به خصوص اگر در خارج و یا در کشورهای پلیسی فعالیت می کنی- این پرتگاه خطرناکی برای مردان چریکی و یا برای کسانی خواهد بود که در کشورهای خارجی فعالیت می کنند.

“حسن سلامة” فرمانده فلسطینی مشهور که به امیر سرخ مشهور بود، درباره اش می گویند که او اماکن خواب و رفت و آمد خود را همانند تعویض لباسهایش، تغییر می داد! آنقدر اماکن خود را تغییر می داد که انگار لباسهایش را عوض می کند برای همین مدتی طولانی موساد اسرائیلی را قبل از اینکه او را ترور کند، از یافتن خود درمانده کرده بود . شیخ “عبدالله عزام”که کشته شد، دشمنان الله عزو جل توانسته بودند از طریق روزمرگی و عادات تکراری که ایشان داشت در قتل او موفق شوند، او همیشه در یک خیابان واحد حرکت می کرد و دشمنان وقتی تحرکات او را زیر نظر گرفتند متوجه شدند که او این مسیر را تغییر نمی دهد، برای همین این کار برای سازمان اطلاعات آسان شد که بمبی را در مسیر حرکت او بگذارند و در نتیجه بعد از آن ایشان شهید شد -رحمه الله-.

ادامه

امنیت و آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد ( ۳ ) [ادامه بحث مبانی عمومی امنیّت]

امنیت و آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد ( ۳ ) [ادامه بحث مبانی عمومی امنیّت]

استاد مجاهد ابوعبیده عبدالله العدم

ترجمه: م . ابراهیمی

اصل چهارم از اصول امنیت: اطلاعات فقط برای کسی که به او ربط دارد.

این نیز اصل مهمی از اصول امنیت می باشد و التزام برادر مجاهد به آن، او را از گرفتار شدن به بسیاری از مشکلات مصون می دارد. این اصل عبارت است از: اطلاعات فقط برای کسی که به او ربط دارد.

{اطلاعات فقط به کسی باید داده شود که با آن اطلاعات تعامل داشته و از آن استفاده می کند مثلا اینکه مکلّف به حفظ آن باشد یا اینکه عنصر رابطی باشد که وظیفه رساندن ان اطلاعات را دارد یا اینکه مأموریتی دارد که این اطلاعات او را برای ادای وظیفه اش کمک می کند}[۱]:

ما همیشه اطلاعات را فقط به کسی می دهیم که آن اطلاعات به کارش ربط داشته باشد، ما اطلاعات را به هر کسی نمی دهیم. مثلاً تو در بخش رسانه ای و تبلیغاتی کار می کنی: اطلاعاتی که مربوط به بخش رسانه ای است فقط به کسانی داده می شود که در دایره کار رسانه ای هستند، این اطلاعات مثلاً به کسی که در بخش خارجی کار می کند نباید داده شود، بیشتر از نیازش به او اطلاعات نده، چرا؟ برای اینکه به هر اندازه یک برادر اطلاعات بیشتری داشته باشد به همان اندازه خطرش بیشتر است، سازمانهای اطلاعاتی کشورها هر شخص را به اندازه اطلاعاتی که دارد ارزش گذاری می کنند، به اندازه اطلاعاتی که داری برای اداره اطلاعات کشورت اهمیت پیدا می کنی، به هر اندازه اطلاعات تو کمتر باشد خطر تو نیز برای جماعت و برای کار کمتر خواهد بود و به هر اندازه اطلاعات بیشتری داشته باشی خطرت برای خودت و برای جماعت بیشتر خواهد بود.

ادامه

آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد ( ۲ ) [مبانی عمومی امنیّت]

آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد ( ۲ ) [مبانی عمومی امنیّت]

استاد مجاهد ابوعبیده عبدالله العدم

ترجمه: م . ابراهیمی

درس دوم

[مبانی عمومی امنیّت]

حال درباره مبانی و اصول عامّ امنیّت و اطلاعات سخن می گوییم و در این درس به آن می پردازیم تا برادر مجاهد از آنها مطلع باشد. این مبانی عامّ پیرو حرکت تبدیل و تغییر نمی باشد. ما در درس گذشته درباره مسائل امنیتی سخن گفتیم و خاطرنشان نمودیم که امنیت در یک قالب جامد و غیر متحرک نیست بلکه در بحث امنیت اموری وجود دارد که هماهنگ و پا به پای تکنولوژی و پیشرفت حرکت می کنند مثلاً امنیت اتصالات و ارتباطات در زمان حال با امنیت اتصالات در ده سال پیش به سبب پیشرفت و تکنولوژی فرق می کند و نیز ابزار دشمن در جنگ او با مجاهدین پیشرفت کرده است.

اما مبانی عمومی که درباره آن سخن خواهیم گفت مبانی و اصولی ثابت هستند که با تغییر زمان و مکان تغییر نمی یابند بنابراین برادر مجاهد باید تلاش نماید که بدانان چنگ زند و در آنها مهارت یابد تا کار جهادی استمرار یابد و از دست دشمنان الله عزو جل به دور باشد.

الله تعالی می فرماید:{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ: اي كساني كه ايمان آورده*ايد ! احتياط نمائيد} این یک قاعده است، قاعده کار امنیتی عبارت است از: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ }، این قاعده عظیمی از قواعد اسلام و از قواعد این دین می باشد یعنی: احتیاط و آماده باش. این سخن {که خطاب به تمامی مؤمنین است به مهمترین قواعد سازنده در جامعه مسلمان و محور اساسی اشاره می کند که مفهوم امنیت عامّ در جماعت مسلمان بر آن متمرکز می باشد، در این آیه بیان نموده که احتیاط و آماده باش بر تمامی مؤمنین واجب و وظیفه ای شرعی می باشد} همانند نماز، همانطور که نماز وظیفه ای شرعی می باشد احتیاط و آماده باش و رعایت امنیت در برابر دشمن وظیفه ای شرعی در هنگام صلح و جنگ است، نه فقط در جنگ بلکه در صلح هم چنین است زیرا در وقت صلح نیز دشمن جواسیس خود را برای جمع اوری اطلاعات درباره دولت یا مکان یا جماعتی که تو در آن کار می کنی یا در آن زندگی می کنی می فرستد چرا که همانطور که قبلاً توضیح دادیم دشمن در صورتی که اطلاعات کافی از دشمن خود که با آن می جنگد نداشته باشد امکان پیروزی در جنگ برایش وجود ندارد.

ادامه

امنیت و آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد ( ۱ ) [امنيت و اطلاعات]

امنیت و آموزش  چگونگی پرورش  و هدایت جهاد ( ۱ ) [امنيت و اطلاعات]

استاد مجاهد ابوعبید عبدالله العدم

ترجمه: م . ابراهیمی

درس اول

[امنيت و اطلاعات]

تعریف امنیت و اهمیت و مشروعیت آن در اسلام

بسم الله و الحمدلله و الصلاة و السلام علی رسول الله، اللهم لا سهل إلا ما جعلته سهلاً و أنت تجعل الحزن إذا شئت سهلاً.

در ابتدا دعا می کنم که الله تعالی هجرت و جهادمان را قبول فرماید و ما و شما را برای طاعت و نصرت و خدمت به دین و تمکین شریعتش در زمین به کار گیرد و او را حمد و سپاس می گوییم که ما را در این روزگار از میان میلیونها تارکین جهاد و تارکین نصرت این دین، برگزید و به فضل و کرم و رحمتش ما را انتخاب کرد تا از حریم این دین دفاع کنیم و با دشمنان او و دشمنان دین مبارزه کنیم، بی شک این نعمت بزرگی از جانب الله است که بر ما ارزانی داشته است و از او می خواهیم که راهی را که شروع کرده ایم برایمان به اتمام برساند و خاتمه ما و شما را شهادت در راهش قرار دهد.

قبل از اینکه این دوره آموزشی را شروع کنیم دوست دارم که عملیات مبارکی که اخیراً توسط برادر قهرمان مان ابودجانه خراسانی “همّام بن خلیل أبو ملّال البلوی” صورت گرفت را به امت اسلام تبریک بگویم.

عملیاتی که از نظر امنیتی و اطلاعاتی بسیار دقیق و پیچیده بود و پایگاه جاسوسی را در منطقه “خوست” در پایگاه “تشامیان” هدف قرار داد، این پایگاه مراکز و دفاتر فرماندهی هواپیماهای جاسوسی-هواپیماهای بدون سرنشین- را در میان دیوارهایش جای داده بود و این عملیات منجر به کشته شدن هفت تن از افسران عالی رتبه اطلاعات آمریکا-cia-شد که بر برنامه های جاسوسی و پرونده های امنیتی و اطلاعاتی در پاکستان و افغانستان نظارت داشتند به اضافه افسری از اطلاعات اردن به اسم سرهنگ “شریف علی بن زید”.

بدون تردید این عملیاتی که دستگاه اطلاعاتی آمریکا دریافت کرد شدیدترین و خسارت بارترین ضربه تاریخ این سازمان می باشد چرا که در طول تاریخ ciaو در اوج مبارزه آن با kgbروسیه و سازمانهای اطلاعاتی شرقی، تاریخ این سازمانهای اطلاعاتی عملیاتی همانند این عملیات پیچیده و دقیق را به یاد ندارند، عملیاتی که طی آن سازمان القاعده انواع و اشکال گوناگون نیرنگ و فریب و روشهای گوناگونی را برای نفوذ به سازمان اطلاعاتی آمریکا cia و نیز سازمان اطلاعات اردن به کار برد تا اینکه این عملیات مبارک به این شکل و بدین نحو انجام گرفت.

ادامه

آشنایی با جهاد دراسلام در قالب ۵۰ سوال و جواب مختصر

آشنایی با جهاد دراسلام در قالب ۵۰ سوال و جواب مختصر

محمد مسعود ازهر

ترجمه : ابو عبدالله مصلحی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه ی مترجم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله و کفی و سلام علی عباده الذین اصطفی

عزت و ذلت دو گزینه متفاوت هستند . پیروان همه ی ادیان جهان و مکاتب فکری دوست دارند برای خود واژه ی اول را انتخاب کنند. اما در شیوه و راههای حصول این گزینش ، تفکر هر دین و مکتبی با ادیان و مکاتب دیگر فرق می کند. شرع مقدس اسلام برای بدست آوردن این گزینه ، راه «جهاد» را برگزیده است. خداوند متعال عزت و سربلندی مسلمانان را در «جهاد»و ذلت و خواری را ذر ترک آن  قرارداده است. از زمانی که «جهاد» در شریعت مقدس اسلام مشروع گردید ، زندگی پر افتخار و سراسر عزت و سربلندی از آن مسلمانان گشت و فصل جدیدی از زندگی برای آنان آغاز گردید. کفر جهانی- یهود و نصاری – که ذلت خود را در مشروعیت «جهاد» در اسلام و ادامه راه اسلاف توسط مسلمانان می دید، با تمام نیرو و امکانات وارد صحنه شد تا «جهاد» را که تا سیزده قرن محبوب ترین کلمه ی مسلمانان بود و در طول این مدت مسلمانان در مورد آن وحدت کلمه داشتند و حتی دو رای متفاوت در امت اسلامی در مورد آن پیدا نشده بود، نابود و از اذهان مسلمانان محو سازد و در این راستا به موفقیت هایی هم دست یافت. تا زمانی که مسلمانان این فریضه را با چنگ و دندان زنده نگه داشته بودند، از یهود و نصاری باج می گرفتند، اما وقتی که این فریضه را به فراموشی سپردند، به یهود و نصاری باج می دهند که نمونه ی اسف بار و کمر شکن این باج، از دست رفتن حاکمیت کامل بر قدس عزیز، آن قبله ی نخستین رسول الله (صلی الله علیه وسلم) به طرزی غمناک و به حاشیه راندن مسلمانان عراق و افغانستان از فضای سیاسی آن دو مملکت بزرگ و تجاوز به ناموس و دین مسلمانان در سرتاسر جهان و به غارت بردن ثروت و دارایی کشورهای اسلامی است. این کلمه ی عزت آفرین حتی با توجه به چهارصد و پنجاه آیه ی قرآنی و احادیث متعدد رسول الله(صلی الله علیه وسلم) در بین طبقه ی خواص هم غریب است و جای آن را شعارها و راهپیمایی های تو خالی و سرگرم کننده که از غرب به ارمغان آورده شده، پر نموده است. فالی الله المشتکی !

ادامه

وَجَــاهــِدْهــُم بــِهِ جِـهـَادًا كــَبـِيـرًا . جهاد بالقلم فرعى از جهاد باللسان و جهاد بالبيان

وَجَــاهــِدْهــُم بــِهِ جِـهـَادًا كــَبـِيـرًا . جهاد بالقلم فرعى از جهاد باللسان و جهاد بالبيان

نـویـسـنده: نصيراحمد نويدی

خداوند متعال ميفرمايد: “ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطرُونَ”
برادرعزیز
خواهرگرانقدر!
جهاد بالقلم فرعى از جهاد باللسان و جهاد بالبيان ميباشد که قرآن عظيم الشان در مورد اهمیت آن ميفرمايد: ” وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا” و جهاد بکن با ايشان (کفار) با زبانت، جهادى بزرگ و گسترده. آيهْ مباركهْ فوق مکى بوده و به اتفاق مفسرين منظور از جهاد در آن، جهاد باللسان يا جهاد با زبان ميباشد.
جهاد با زبان که يکى از وسائل مهم نشردعوت اسلامى و دفاع از عقيده و ارزشهاى دينى ميباشد، انواعى دارد که جهاد بالقلم يکى ازمهمترین آنها ميباشد. مجالها و ميدانهاى رسانه هاى چاپى نيز بسيار زياد است که نمونه هاى انترنت، کتاب، روزنامه، مجله، جريده، بروشور و غيره ميباشد.
متأسفانه در عصريکه ما زندگى ميکنيم بيشتر آنچه که در ميدان رسانه هاى چاپى به نشر ميرسد روحیهء دین ستیزی دارند. در کشور ما افغانستان خاصتا بعد از اشغال این کشورتوسط نیروهایی اجنبی، وضع بهمين منوال است. بيشتر رسانه هاى چاپى که از طرف غرب تمويل ميگردند و يا هم توسط عقول مريض به پيش برده ميشود، اسلام و ارزشهاى تاريخى ملت ما را مورد هجوم قرار داده  وذهنیت هارا مغشوش می سازند. روزانه ده ها صفحه در مطبوعات چاپى افغانستان و صدها صفحه‌‌ء انترنتى منسوب به افغانها، مطالبى را به نشر ميرسانند که بشکلی از اشکال ارزشهاى دينى ما را مورد تاخت و تاز قرار ميدهند.
بــرادر عــزيــز و خــواهــر گــرامـى !
آيا گاهى فکر نموده ايد، که اين همه نشرات ضد دينى و خلاف واقع تا چى حدى حيات ايمانى نسل جديد ما را تهديد مى نمايد؟ و آيا ميدانيد که چگونه فکر ارتدادى بعنوان مرض مهلک از لابلاى اين نشرات بخورد و جوانان ما داده ميشود؟
پيشگامان فکر ارتدارى در جامعهء ما دو گروه ميباشند: يکى شيفته گان غرب که تمدن غرب را با تمام تلخ و شيرين آن در مجال فکر و انديشه، اخلاق و عادات و نظام هاى اجتماعى و سياسى بحيث مادل قابل پسند و الگوى  ايده آل خود قبول نموده و براى تعميم اين فکر از طرق مختلف بشمول رسانه هاى چاپى کار مى کنند.
دوم حرکتهاى قومى تاجيک، پشتون، هزاره ازبک وغيره که کوشش دارند تا زير ادعاى کاذب وطن دوستى و خدمت به مليت معين کار اسلامى را زير سوال برده و جوانان را ناخود آگاه بطرف ارتاد دينى دعوت نمايند. کم نيستند سايتهايى که همين اکنون صحابه و تابعين رضوان الله علیهم را مهاجمين بى فرهنگ توصيف نموده بازگشت به جاهليت قومى را بهتر از زندگى در روشنايى اسلام ميدانند.
اين همه افکار و نوشته ها بى اثر نبوده و افکار تعدادى از جوانان ما رابه مرورزمان  مغشوش خواهد ساخت.  آنانيکه اخيراً بحثهاى مقايسهء اسلام و قوم گرايى را در فيس بوک تعقيب نموده باشند، خطورت اين مرض را بهتر از ديگران ميتوانند درک نمايند.
البته ما از نويسندگان ليبرال و قوم پرست شکوه و گلايه اى نداريم زيرا که هر دو نظريه بعنوان انديشه هاى وارداتى از غرب, اساساً در دشمنى با دين و معنويت قرار دارند. اما شکوه از آنانيست که در سنگر حق قرار دارند و با سلاح قلم و نويسندگى مجهز ميباشند، اما متأسفانه احساس مسؤلیت نکرده وسلاح شان را بکار نمى گيرند. شاید این عده دوستان ما خود شانرا به این فریب میدهند که خداوند حافظ دین خود است وکید دشمنان را خنثی خواهد ساخت.
درحالیکه سنت خداوندی برهمین رفته است که حق با رجال وازطریق بکار بستن درست اسباب تحقق می یابد نه بشکل خرق عادت وخلاف معمول. بدون شک باطل ازبین رفتنی است اما بخاطر ابطال باطل، اظهار حق امرى حتمى ميباشد ” وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا”
برادر و خواهریکه توان نويسندگی داری اما به این کارمبادرت نمی ورزی!
در حاليکه کشمکش ميان حق و باطل به اوج خود رسيده و در ميدان رسانه هاى چاپى ما روز تا روز چهره هاى جديدى در صف دفاع از باطل مى پردازند، آيا جاى تأسف نيست که جايگاه تو درين ميان خاليست؟ آنانيکه چيزى جز جهالت و تاريکى در بساط ندارند، توانسته اند ذهن جوانان ما را مغشوش سازند و اما شما را که خداوند عقول تانرا بواسطهء نور حقيقت منور ساخته است چرا به ميدان وارد نميشود؟ در حاليکه قلمهاى دشمنان اسلام چون شمشير برنده روزانه قلب فكر صدها جوان ما را ميدرد و ايشانرا قتل معنوى مى نمايند! شما را چى شده است که همت نموده، در سنگر بايستيد و با ريختن آب حيات اسلام در کام تشنه گان حقيقت ايشانرا از گمراهى و ضلالت و افتادن در گودال هلاکت معنوى نجات دهيد؟
اى برادر و خواهريکه توان نويسندگى داری اما خواب غفلت بر چشمانت طارى بوده و ازين سلاح در معرکهء حق و باطل استفاده اى نمى برى، بدان که يا امروز، همين امروز قلمت را بکار انداخته بدفاع از عقيده و رد شهبات دشمنان اسلام خواهى پرداخت و الا هيچ وقت چنين فرصتى را نخواهى يافت.
اوضاع امروز ما در افغانستان بى شباهت به وضح شبه قارهء هندى در صد سال پيش نيست که اقبال لاهورى را مجبور ساخته بود بگويد:
فرنگى صيد بست از کعبه و دير
صدا از خانقاهان رفت، لا غير
حکايت پيـش مـلا باز گفتـم
دعا فرمود يا رب عاقبت خير
به خاطر داشته باش که اگر احساس مسئوليت نکرده و در معرکه‌ حق و باطل حد اقل در حد نوشتار و جهاد قلمى بى تفاوت ماندى، خداوند جل جلاله نيز از تو خواهد پرسيد، انگاه و در پيشگاه خداوند چه جوابى خواهى داد؟
درحالیکه هرکدام ازما درروزقیامت ازنعمت ها ومواهبی پرسیده خواهیم شد که ازطرف خداوند جل جلاله برای ما اعطاء گردیده است. این نعمت ها درحدیثی ازاحادیت گهربار پیامبررحمت علیه الصلاة والتسلیمات چنین بیان گردیده است:
“لا تَزُولُ قَدمَا عبْدٍ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ عُمْرِهِ فِيمَ أَفْنَاه، وَعَنْ عِلْمِهِ فِيم فَعَلَ فِيه، وعَنْ مالِهِ منْ أَيْنَ اكْتَسبه، وَفِيمَ أَنْفَقَه، وَعَن جِسْمِهِ فِيمَ أَبْلاهُ ” رواه الترمذي
تودرسنگری ازسنگرهای اسلام قرارداری!پاسداری ازین سنگر وظیفهء ایمانی ات می باشد، مگذار که دشمن ازطرف تو وارد حریم اسلام گردد.
خداوند هادی همهء ما باد-آمین

اسلام مبارزه مي کند

اسلام مبارزه مي کند

شهيد سيد قطب(رحمه الله)

آنهايي که خيال مي کنند که مکتبهاي اجتماعي ديگر دنيا مي توانند آنچنان که اسلام مي تواند ، با ستمگريها و ستمگران و ياغيان و قلدران مبارزه کرده و از ستمديده ها و زجر کشيده هاي محروم اجتماعات بشري دفاع کند يا کاملا” اشتباه مي کنند يا کاملا” مغرض هستند يا از اسلام و حقيقت آن چيزي درک نکرده اند ، اين از يک طرف ;و آنهايي که خيال مي کنند مسلمان هستند ولي با ستمگريها و بيدادگريها نمي جنگند و از حقوق همه رنج ديده ها و ستم کشيده هاي جهان دفاع نمي کنند يا کاملا” در اشتباه هستند يا بي شک منافق هستند يا از اسلام چيزي نفهميده اند و اين از طرف ديگر. اصولا” اسلام در اساس و جوهر خود جنبشي آزاديبخش است که نخست دل افراد و سپس اجتماعات بشري را اصلاح و آزاد مي کند . اگر کسي واقعا با نور اسلام هدايت يافت ، او ديگر از هيچ نيرويي نمي ترسد و جز به قدرت الهي در قبال هيچ زورمندي سر تعظيم فرود نمي آورد و چنين فردي در برابر هيچ گونه ظلم وستمي ساکت نمي نشيند ، اگرچه اين ظلم و ستم بر شخص او نباشد و در گوشه دور افتاده اي بر انساني ديگر روا داشته شود .

ادامه

جنگ کنونی گروهکهای منتسب به اهل سنت در سوریه

جنگ کنونی گروهکهای منتسب به اهل سنت در سوریه

به قلم: منصور امارتی

امروزه در میان مومنین اهل جهاد ما کمبودی از لحاظ وجود مجاهدین شجاع و فداکار نداریم بلکه بزرگترین مشکل و بحران ما در عدم فهم صحیح منهج و مفاهیم اسلامی و انحراف در دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و در عدم حرکت در مسیر وحدت اسلامی یا اتحاد اسلامی است که کار گروهی جدی و با برنامه و منضبط و پیوسته و خالی از اضطراب و بی­قراری و انقطاع اهل جهاد را به پیش می برد.   

هر کس که در میادین جهاد زندگی کرده و از جوانان امت اسلامی دوری نگزیده باشد و در عمل دعوی یا جهادی گروهی شرکت کرده یا با اهل دعوت و جهاد و جماعت­های آن اختلاط کرده باشد، می­داند که ما از نقص و کمبود افراد شجاع و یا صالح و یا افراد متقی و صاحب ورع، یا کسانی که استعداد قربانی دادن و فداکاری در راه خداوند را داشته باشند، رنج نمی­بریم چرا که در امت اسلام مردان بسیاری هستند که در عهد و پیمانشان با خداوند متعال صادقند و زندگیشان را برای نصرت دین خداوند تخصیص داده­اند و مرگ در راه خداوند از بزرگ­ترین آروزهای آنهاست.

اما فقط با سلاح دین و اخلاص و ورع و تقوی و عواطف و احساسات و حب جهاد و استشهاد و مرگ در راه نصرت دین و مانند اینها از معانی پاک و خصلت­های ستوده، دین خداوند پیروز نمی­شود و دشمن شکست نمی­خورد و فقط به مجرد اینها به اهدافمان نمی­رسیم و آرزوهایمان ـ در نصرت دین ـ را تحقق نمی­بخشیم.

زمانی که الله متعال می فرماید: فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ‏(نساء /۸۴) در راه خدا بجنگ (حتي اگر هم تنها باشي و باك نداشته باش. چرا كه وعده نصرت و پيروزي به تو داده شده است). تو جز مسؤول (اعمال) خود نيستي.

پس به این نگاه نکن که چه کسانی وارد میدانهای جهاد می شوند یا نمی شوند تو تنها مسئول خودت هستی؛ اما آنچه که کامل­تر و اصلح­تر است و خداوند متعال آن را برای دین و اهل آن می­پسندد، آن است که قتال و جهاد در قالب یک صف باشد همانطور که خداوند تعالی آن را «صف» نامیده و فرموده است:إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ‏(صف/ ۴) خداوند كساني را دوست مي‌دارد كه در راه او متحد و يكپارچه در خط و صف واحدي مي‌رزمند، انگار ديوار سربي بزرگي هستند.‏

این صف واحد در میان اهل جهاد نیز تنها از عهده یک جماعت واحد با یک رهبر واحد و با یک فرمان و دستور واحد برمی آید نه از عهده گروهها و احزاب متفرقی که رهبران متعدد دارند و صفهای متعددی برای خود درست کرده اند و از فرمانهای متعددپیروی می کنند و الله چنین اهل تفرقی را دوست ندارد.

جماعت واحد است که برنامه­ی واضح و استراتژی مستحکم و هدفمند و خاص خود را دارد، که در برای رسیدن به آنچه از تمکـین و حکومت اسلامی که مسلمانان بدان نیازمنـدند حرکت می­کند و در این اهداف اولویات را رعایت کرده و متناسب با مکاید و نقشه­های دشمنان و سطح نظامی و کید و مکر آنان، عمل می­نماید، به نحوی که رهبران آن جماعت پیوسته بر آگاهیشان نسبت به شریعت و معرفتشان نسبت به واقع می­افزایند.

آیا شما چنین جماعت واحدی را در میان احزاب مختلف و متفرق منتسب به اهل سنت در ادلب و اطراف آن می بینید؟ یا گروهکهای متفرقی را در مهلکه ی ادلب می بینید که اکثراً اختیار خود را به تصمیمات کفار خارجی از کانال حکومت سکولار ترکیه داده اند و هیچ یک آن دیگری را قبول ندارد؟

صحوه سازی و ملیشه سازی آخرین حربه آمریکا در سرزمینهای اسلامی

صحوه سازی و ملیشه سازی آخرین حربه آمریکا در سرزمینهای اسلامی

( به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ما شاهد تولید صدها حزب و گروه و ملیشه با افکار مختلف بودیم که در نهایت بعد از ارتکاب جنایات مختلف همه به دامان غرب و آمریکا پناه بردند. این روزها که امارت اسلامی هم در افغانستان پیروز شده است باز زمزمه های تولید ملیشه ها به گوش می رسد . به همین دلیل مناسب دیدیم این مقاله را باز نشر کنیم)

به قلم : احمدسليمان فارسی

هنر ملیشه سازی در افغانستان وسیله از وسایل اشغالگران در این کشور است، اما آخرین حربه که نشاندهنده عجز و ناتوانی اشغالگر در اشغال افغانستان است.

روسها نیز در سالیان اخیر اشغال به این حربه متوسل گردیدند زیرا روسها نتوانستند که جریان جهادی علیه نظام مارکسیستی و ولینعمتان آن را متوقف بسازند تا بتوانند خوابهای آشفته مارکس و انگلس و لنین و استالین را در افغانستان تعبیر کنند. بعد از گذشت چند سالی به این حربه پناه بردند افراد اجیری را گماشتند تا متولی این دسیسه علیه افغانستان شوند.

البته روسها در هنر ملیشه سازی سابقه در کشور های مانند چیچین و داغستان و غیره داشتند که در آن زمان این کشور ها جز قلمرو اتحاد جماهیر شوروی بود اتحادی که از هم شکست و فروپاشید.

چون روسها از ساختار نژادی افغانستان آگاهی کامل داشتند بنابراین این آگاهی، ملیشه ها را تشکیل دادند دوستم و افراد اجیرش را که بعد ها به گلم جم ها ( کسانی اموال مردم را در میدان جنگ غارت میکردند و گلیم کنایه از اموالی است که این دزدان آن را به یغما میبردند وجم در اصل فارسی جمع است)شهرت یافتند وبرخی این ها را دوستمی می گفتند این ها عبارت از ازبک هایي بودند که به از شکل از اشکال به نظام مارکسیستی پیوسته بودند این در حالی بود که شمال افغانستان مالامال از مجاهدان ازبک تباری بود که علیه روسها می جنگیدند روسها با چنین برنامه‌ ای این ملیشه های ازبک تبار را در جنوب افغانستان که اکثریت ساکنان آن پشتون اند، روانه داشتند و علیه مجاهدین جنگانیدند.

ادامه