آسیب شناسی گفتمانی تنازلی سران قوه ی مجریه ی دارالاسلام ایران

آسیب شناسی گفتمانی تنازلی سران قوه ی مجریه ی دارالاسلام ایران

به قلم: عدنان پاوه ای

به صورت کلی می توان گفت امامت‌محوری (ولایت فقیه)، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین پایه های کلی حرکت انقلابی آیت الله خمینی به شمار می رود . هر کدام از این پایه ها پیام آور مفاهیمی هستند که غیر از مومنین دیگران نمی توانند آنها را هضم کنند.

به عنوان مثال زمانی که آیت الله بهشتی اصل پنجم را مبنی بر اینکه: ولی فقیه امام امت اسلامی است را مطرح کرد بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد، امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود و کلاً مسئولین اجرائی آن زمان سر همین یک کلمه ی ولایت فقیه (به قول اهل سنت ولایت مجتهد) به هم ریخت، اما با قدرت خاص مدیریتی آیت الله خمینی و اطرافیان او چون آیت الله بهشتی و آیت الله خامنه ای و دیگران این اقدامات ایزائی مخالفین خنثی شد.

پنج روز بعد از فوت آیت الله خمینی و در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ ی بعد از مرگ ایشان می بینیم که آیت الله رفسنجانی راجع به ولایت فقیه (یا ولایت مجتهد نزد اهل سنت) دو تغییر جالب را نشان داد: ۱- به جای کلمه ی «امام» از کلمه ی «رهبر» استفاده کرد و به جای «امّت» عبارت «ملّت» را به کار برد.

به این شکل به تدریج سیستم ملت گرائی سکولاریستها و دموکراسی خواهان جایگزین سیستم امت گرائی اسلام می شد . امری که مخالف پایه های انقلابی آیت الله خمینی بود. در کنار این باز زمانی که«امّت» تبدیل شد به «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران ایمانی» که وظایفی مشخص در برابر هم دارند تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و «هموطن»، همان چیزهائی که جاهلیت دنیای سکولار لیبرال برای آن دعوت می دهد.

به دنبال این می بینیم که عبارت «عدالت» هم در دوران ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی تبدیل به عبارت «توسعه»شد. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و  پیامبر تعریف می کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.

به دنبال این باز ما در عرصه‌ی بین‌الملل شاهد تغییر دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» بودیم و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی». زمانی که گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌هایی که خودشان پذیرای آسیب‌اند‼

به این شکل پنج پایه و کلیدواژه‌ی قرآنی آیت الله خمینی که اساس گفتمان نهضت انقلاب اسلامی ۵۷ بود، خواسته یا ناخواسته توسط آیت الله هاشمی تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که لیبرالیستها می‌خواستند.

اگر در فکر اصلاح هستیم باید از همین کلید واژه ها شروع کنیم که اساس همه ی آنها ولایت فقیه (به قول شیعیان جعفری) یا ولایت مجتهد (به قول تمام مذاهب اهل سنت) است؛ این اساسی است که قرنهاست به هم ریخته و سایر اساسها را نیز متزلزل کرده است و هم اکنون که بار دیگر این اساس بنا شده است عده ای در تلاشند به شیوه های مختلفی آنرا تخریب کنند تا کل ساختمان نهضت انقلابی مسلمین به هم بریزد.

ولایت مجتهد یا همان ولایت فقیه آرزوی تمام علمای تمام مذاهب اسلامی در طول تاریخ بوده است و امّت‌گرایی و عدالت‌گستری و جهاد با مستکبرین و حاکمیت پیدا کردن مستضعفین از اهداف بزرگی هستند که از کانال رهبری مجتهد به سبک قرآنی آن حاصل می شوند.

پس لطفاً فریب نخوریم و تنازل نکنیم و خیال نکنیم با تنازل کردن از اصول دشمنان از ما راضی خواهند شد. چون کفار سکولار جهانی و دارودسته ی منافقین داخلی تنها به نابودی تمام اصول ما و تسلیم شدن ما به قوانین خودشان راضی هستند، مگر سرانجام مورسی در مصر را ندیدیم؟ یا دیروز سرانجام دارودسته ی غنوشی در تونس را ندیدیم؟ یا …

خطر دارودسته ی منافقین و عوامل نفوذی در اغتشاشات اخیر دارالاسلام ایران را جدی بگیریم

خطر دارودسته ی منافقین و عوامل نفوذی در اغتشاشات اخیر دارالاسلام ایران را جدی بگیریم

به قلم: جابر کعبی (اهواز)

زمانی که مردم حق طلب خوزستان در مورد مساله ی کم آبی مشکلات خود را بیان کردند و رهبریت دارالاسلام ایران هم جانب مردم وفادار خوزستان را گرفت ما شاهد چند مساله ی مهم بودیم که در سرانه های ماهواره ای و مجازی دشمنان منعکس نشد:

  1. این رسانه ها هرگز تصاویر و کلیپهای اغتشاشگران نفوذی در میان مردم را نشر نداده اند که مسلحانه اقدام به تیر اندازی می کردند
  2. این رسانه ها هرگز خبر کشته شدن نیروهای انتظامی و پلیس و سربازان توسط این اغتشاشگران مسلح را نشر ندادند.
  3. این رسانه ها به دروغ خبر کشته شدن و مرگ عده ای را پخش کرده بودند هرگز کلیپهای ارسال شده توسط این افراد که مرگ خود را تکذیب کرده بودند نشر ندادند.
  4. این رسانه ها هرگز خبر رفع مشکلات آبی مردم خوزستان و جاری شدن آب در رودخانه های خوزستان را نشر ندادند.
  5. و…..

یعنی اینها خیال می کنند مردم مسلمان ایران هنوز متوجه سانسور بازی ها و چهره ی واقعی این دشمنان پشت این نقاب عوام فریبانه نشده اند؟ یعنی خیال می کنند نمی دانیم اهداف اینها تنها ضربه زدن به ملت ایران و از هم پاشی درونی ملت ما جهت بازگشت مجدد اشغالگران آمریکائی و اروپائی به ایران و چپاول مجدد منابع مادی ما و تبدیل کشور مستقل ما به کشوری فاسد و دست نشانده همچون رژیمهای آل سعود است؟

اگر در زمان جنگ احد یک سوم از مردان مسلح ارتش رسول الله صلی الله علیه وسلم جزو دارودسته ی منافقین بودند و از جنگ کناره گیری کردند الان باید تعداد این افراد چند نفر باشد؟

پس اگر در جمعیت مثلاً ده میلونی تهران چند هزار نفر از این موجودات را دیدید بدانید که تعداد اینها در زمان رسول الله صل یالله علیه وسلم بسیار بیشتر از این موجودات ناچیز بود، مهم این است که ما همچون صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم وحدت اسلامی خود را حفظ کنیم و این موجودات را با قدرت نظامی مدیریت کنیم . چون دارودسته ی منافقین تنها با قدرت نظامی مدیریت می شوند و آنهمه آیه ی قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و آنهمه صحابه رضی الله عنهم اجمعین هم نتوانست با سخن و دلیل آنها را رام و مدیریت کند و تنها قدرت نظامی آنها را مدیریت کرد . به همین دلیل الله تعالی می فرماید از قدرت نظامی مومنین بیشتر از الله می ترسند: «لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ» (حشر/۱۳)

در این صورت باید مسئولین دارالاسلام ایران به این نکته ی مهم در مورد اغتشاشگران توجه داشته باشند و باید بدانند که اگر رهبر کسی چون رسول الله صلی الله علیه وسلم و سربازان او هم کسانی چون ابوبکر و عمر و علی و سایر صحابه رضی الله عنهم باشند باز نمی توانند این موجودات را با سخن و حکمت و دلیل قانع و راضی کنند .

اینها دنبال دلیل و اصلاح جامعه نیستند، اینها دنبال اغتشاش و خرابی و نابودی دارالاسلام هستند و زبان آنها زبان زور است و بدون شک تنها با قدرت و زور مدیریت می شوند. پس این سخن و راهکار الله در مورد این موجودات را جدی بگیریم.

جوانان ما هم لازم است که فریب این موجودات را نخورند و خودشان را در صف این موجودات قرار ندهند. چون آنوقت آنها به راحتی می توانند خودشان را در میان این جوانان گم کنند و تشخیص آنها غیر ممکن می شود. پس سپر و فدائی این دشمنان داخلی و نفوذی ها نشوید.  

تحولات اقتصادی دارالاسلام از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم تا زمان عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه تجربه ای برای دارالاسلام کنونی ایران

تحولات اقتصادی دارالاسلام از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم تا زمان عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه تجربه ای برای دارالاسلام کنونی ایران

به قلم: مسعود سنه ای

اگر به تاریخ تمام ملل دنیا نگاه کنیم متوجه می شویم که رشد اقتصادی به صورت تدریجی و در طی چندین دهه و حتی چندین قرن صورت گرفته است اما با این وجود خیلی از این کشورهایی که به رشد اقتصادی رسیده اند نتوانسته اند رفاه اقتصادی برای تمام افراد جامعه ی خود را تجربه کنند.

رسیدن به رفاه اقتصادی و سپس تامین امنیت برای تمام اعضای دارالاسلام : الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ (قریش/۴) یکی از اهداف اساسی قانون شریعت الله و مسئولین دارالاسلام است. اما زمانی که دارالاسلام تشکیل می شود قطعاً با وجود آنهمه دشمن خارجی و عوام نفوذی داخلی در ابتدا با مشکلات اقتصادی زیادی دست و پنجه نرم می کند و رسیدن به این رفاه اقتصادی زمان بر و تدریجی است.

در زمان حاکمیت رسول الله صلی الله علیه وسلم مومنینی وجود داشتند که همه چیز خود را جهت حفظ ایمانشان رها کرده بودند که به آنها «اهل صفه» می گفتند. اینها حتی سرپناهی برای زندگی نداشتند به همین دلیل در گوشه ای از صحن مسجد زندگی می کردند. یا کسانی چون مصعب بن عمیر رضی الله عنه وجود داشتند که با آنهمه رفاه و امکانات اقتصادی در مکه زمانی که شهید شد لباسش اندازه ی تمام بدنش نبود و…  

اما به تدریج دارالاسلام بعد از چند سال به چنان درجه ای از رفاه اقتصادی در زمان عمر بن عبدالعزیز رحمه الله رسید که: جارچی در خیابان‌ها گشت می‌زد و می‌گفت:

  • چه کسی می‌خواهد ازدواج کند که به وی زن بدهیم؟
  • چه کسی می‌خواهد برایش خانه بسازد که برایش خانه بسازیم؟
  • چه کسی بدهی دارد که بدهی‌اش را بپردازیم؟
  • چه کسی می‌خواهد به حج یا عمره برود که اورا ببریم؟!

این عبارات وجملات نه در عصر تمدن اروپا و آمریکا و استرالیای سکولار ونه هم در کشورهای سرمایه‌دار و نفت‌خیز دست نشانده و نه در کشورهای سوسیالیست شوروی و چین و …گفته شده است.

زکات مال مردم را نزد عمر بن عبدالعزیز رحمه الله آوردند، گفت: به نیازمندان بدهید! گفتند: در سرزمین اسلامی نیازمندی وجود ندارد. گفت: با آن، لشکر مسلمانان را تجهیز کنید، گفتند: لشکریان اسلام، نیازی ندارد و خروشان به سرزمین‌ها در گردش اند! گفت: با آن پول، جوانان را زن بدهید، گفتند: هرکس می‌خواست ازدواج کند، به او زن دادیم و هنوز هم مال باقی مانده! گفت: بدهی بدهکاران را بپردازید، گفتند: بدهی شان را پرداختیم اما هنوز هم مال باقی‌ست! گفت: بدهی اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) را بپردازید، پرداخت کردند وهنوز هم مال باقی بود، گفت: به اهل علم بدهید، از آن مال به اهل علم دادند باز هم مال وجود داشت. و در اخیر مقوله مشهورش را گفت:

گندم بخرید وبر سر کوه‌ها بریزید تا نگویند: پرندگان در سرزمین مسلمانان گرسنه اند!

مسلمین چنانچه در مسائل اقتصادی استقلال خود را حفظ کنند و وابسته نباشند و در مسیر صحیح آن حرکت کنند بدون شک به تدریج آینده ای درخشان را تجربه خواهند کرد هرچند ممکن است سازندگان دارالاسلام همچون «اهل صفه» یا سابقون الاولون ی چون مصعب بن عمیر رضی الله عنه مشکلاتی را تجربه کنند.

تجربه ی علی ابن ابی طالب رضی الله عنه به ما می آموزد: در برابر اغتشاشگران و مخربین در کنار دارالاسلام ایران باشیم

تجربه ی علی ابن ابی طالب رضی الله عنه به ما می آموزد: در برابر اغتشاشگران و مخربین در کنار دارالاسلام ایران باشیم

ارائه دهنده: سیف الله (سرپل ذهاب)

اگر به رسانه های مختلف ماهواره ای و فضای مجازی کفار سکولار جهانی و احزاب دست نشانده و مزدور محلی آنها و دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) داخلی دقت کرده باشیم متوجه خواهیم شد که همگی با سوء استفاده از مشکلات ناشی از خشکسالی که دامنگیر اکثر کشورهای خاورمیانه و… گشته و اشتباهات مدیریتی عده ای از مسئولین باعث نارضایتی عده ای از مسلمین خوزستان شده است، سعی دارند از این مشکل در راه رسیدن به اهداف ضد اسلامی خود سوء استفاده کنند.

آنچه‌که این رسانه های معاند و عوام نفوذی آنها در میان مردم حق طلب قصد انجام آن را دارند مطالبه ی حق و اصلاحگری نیست بلکه تلاشی آشکار جهت تخریب و ویرانی و نابودی دارالاسلام و خرج کردن ملت ایران در راه اهداف دشمنان ایران است. نظاره گر و بی طرف بودن مسلمین در برابر اجرای نقشه ها و اهداف مخرب این دشمنان خارجی و محلی ممکن است باعث تولید فاجعه و مشکلات ریز و درشت و مصیبت برای ملت مسلمان ما شود.

عمیر رضی الله عنه روایت می‌کند:  روزی از روزها  علی رضی الله عنه داشت برای ما سخنرانی می کرد. در حین سخنرانی خوارج سروصدا کردند و نظم جلسه را بر هم زدند و علی مجبور شد که سخنرانی را قطع کند و از منبر پایین بیاید.علی بن ابی طالب رضی الله به خانه رفت و ما نیز به دنبالش رفتیم. ایشان ناراحت و گرفته بود و گفت: آیا می دانید که مثال من و شما و قتل عثمان مانند سه گاو و شیری است که  در جنگلی زندگی می کردند؟  به دنبال این ادامه داد: یکی از این گاوها سفید، یکی سیاه و دیگری حنایی بود. هرگاه شیر می‌خواست بر گاوها حمله‌ور شود آن‌ها دست‌به‌دست هم می‌دادند و همانند یک جسم واحدی جلوی شیر را می‌گرفتند و شیر نمی‌توانست هم‌زمان بر سه گاو حمله کند.

شیر به فکر چاره‌ای افتاد تا اتحاد و هم‌بستگی‌شان را در هم بشکند و از بینش ببرد؛ بنابراین پیش گاو سیاه و حنایی‌رنگ رفت و به آن‌ها گفت: این گاو سفید با آن رنگِ روشن و درخشانش، از فرسنگ‌ها دورتر به چشم می‌آید و این مسئله منجر به کشف محل اختفای ما توسط انسان‌ها می‌شود. و هنگامی که محل پنهان‌شدنِ ما لو برود همه‌ی ما نابود خواهیم شد، پس به من اجازه دهید تا شرّ این گاو سفید را از سرمان کوتاه کند و انگهی با خیال راحت، در کنار هم، و بدون این‌که خطری ما را تهدید کند، در این جنگل، با امنیت تمام زندگی می‌کنیم.

گاو سیاه و حنایی‌رنگ به شیر اجازه دادند تا دوست‌شان را تکه‌پاره کند. شیر بعد از دریافت مجوزِ قتل، با خیال راحت، و جلوی چشم دو گاوِ دیگر، گاو سفید را درید و شکمی از عزا درآورد، بدون این‌که خطری از جانب آن دو گاو دیگر او را تهدید کند. چند روز گذشت و شیر دوباره گرسنه شد و به فکر شکار افتاد. پیش گاو حنایی رفت و گفت: رنگ من و تو نزدیک به هم است، اما این گاو سیاه، همانند لکه‌ای بزرگ از دور پیداست و محل اختفای ما را لو می‌دهد. اگر اجازه دهی من او را به قتل می‌رسانم تا محل اختفای ما کماکان از دیدِ شکارچی‌ها پنهان بماند.گاو حنایی اجازه داد و شیر، با خیال راحت شکم گاو سیاه را پاره کرد.

مدتی گذشت و شیر پیش گاو حنایی آمد و بدون مقدمه گفت: من آمده‌ام تا تو را بخورم! گاو حنایی گفت: مرا؟ شیر: بله تو را. گاو حنایی: پس اجازه بده تا قبل از کشته شدن فریادی بزنم و دلم را خالی کنم تا بغضم فرو نشیند. شیر: اجازه داری.گاو سه مرتبه با صدای بلند فریاد کشید: من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. من همان‌روزی خورده شدم، که گاو سفید خورده شد. ألا إني أكلت يوم أكل الثور الأبيض. علی بن ابی طالب رضی الله بعد از بیان این داستان، چنین نتیجه‌گیری کرد: “من همان روزی سست، ضعیف و بی‌کَس شدم که عثمان به قتل رسید.”[۱] الا و انی لما وهنت یوم قتل عثمان .

بله، تمام مسلمین قدرت و هیبتشان در حکومتشان و رهبریت اسلامیشان خلاصه می شود، و این قدرت و هیبت است که در برابر کفار آشکار و پنهان و در برابر مسلمین نامتعادل و نامیزان باعث پیاده شدن فریضه ی ارهاب «تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِوَعَدُوَّکُم» به عنوان یک عامل بازدارنده می شود. تنها کافیه که ما در برابر دشمنان این قدرت حکومت اسلامی علی منهاج نبوه یا بدیل اضطراری اسلامی در برابر دشمنان الله و خودمان سکوت کنیم تا نتایج تلخ و ناگوارش را در آینده ای نزدیک خودمان و حتی نوادگانمان بچشند.

پس در این جنگ نرم و تهاجمی کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین بومی در کنار دارالاسلام ایران بمانیم و نظاره گر و تماشاچی نباشیم.


[۱] ابن ابی شیبه، المصنف، (متولد ۱۵۹ قمری- وفات ۲۳۵ قمری) باب ۳، کتاب الجمل، شماره روایت ۳۹۰۸۸ صفحه  457؛ انتشارات : عربستان سعودی، جدة، شرکه دارالقبلة، / سوریه، دمشق، موسسه علوم القرآن، (۱۴۲۷قمری-۲۰۰۶ نصرانی) / قامت بطباعته و اخراجه: لبنان، بیروت، دارالقرطبه   / أنبأنا عبد الوهاب بن المبارك قال‏:‏ أنبأنا أبو الفتح أحمد بن محمد الحداد قال‏:‏ أخبرنا أبو بكر أحمد بن علي بن إبراهيم بن منجويه أن الحاكم أبا أحمد محمد بن أحمد بن إسحاق الحافظ أخبرهم قال‏:‏ أخبرنا عبد الله بن سليمان بن الأشعث قال‏:‏ حدثنا الحسين بن عرفة قال‏:‏ حدثنا عباد بن عباد بن حبيب بن المهلب بن أبي صفرة عن مجالد بن سعيد عن عمير بن زودي.

مطالبات برحق مردم خوزستان و خطر توطئه گران نفوذی

مطالبات برحق مردم خوزستان و خطر توطئه گران نفوذی

به قلم: جابر کعبی (اهواز)

در این روزهای خشکسالی که تقریباً تمام خاورمیانه را در بر گرفته است ما شاهد اعتراضاتی مبنی بر مدیریت منابع آب شرب، کشاورزی و دام و پروژه‌های انتقال آب در استان خوزستان هستیم که در میان مطالبات برحق مردم (بخصوص آن‌هایی که در مسیر رودخانه کرخه قرار دارند و متضرر شدند) حرکاتی مشابه تخریبگران نفوذی دیده می شود که نمی توان این اقدامات جنون آمیز و حتی فتنه گرایانه را به ملت شریف منطقه نسبت داد.

در چنین وضعیتی که پیش آمده است مردم حق طلب و مسئولین امنیتی باید پیش بینی نفوذ این افراد توطئه گر و فرصلت طلب تخریب گر را داشته باشند و اجازه ی مانور دهی به این اشخاصِ اکثراً بی دردِ سوء استفاده چی یا مزدور را ندهند که دنبال اهدافی غیر از مطالبات برحق مردم هستند.

در کنار این مردم باید جهت کسب مطالبات برحق خود از کانالهای قانونی آن اقدام کنند که خوشبختانه این کانالهای مختلف نیز وجود دارند و بدانند که هر گونه اقدامی غیر از اقدامات قانونی و مدنی در واقع زمینه سازی برای سوء استفاده ی دشمن و عوامل نفوذی آنها خواهد بود که تماماً به ضرر آنها و صدمه ای به کلیت دارالاسلام ایران است چون همه ی اجزاء ایران همچون اعضای یک بدن هستند که صدمه دیدن و بیمار شدن یکی از اعضای آن منجر به تب و تاب تمام بدن خواهد شد؛ و مسئولین اجرائی نیز لازم است که اجازه ندهند حقوق و مطالبات برحق مردم بر روی زمین بماند.

امروزه گروههای سکولار مختلفی در میان قومیتهای مختلف ایرانی توسط کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای سازماندهی و هدایت می شوند که این احزاب سکولار نه تنها مطالبات برحق ملت ایران برایشان مهم نیست بلکه قربانی شدن ملت هم برایشان اهمیتی ندارد مادام که اهداف اربابان آنها را در تضعیف دارالاسلام ایران تامین می کند.

در میان ملت مسلمان و همیشه در صحنه ی خوزستان نیز احزاب دست نشانده ای چون گروهک الاحوازیه و سایر خودباختگانی وجود دارند که همچون احزاب سکولار کومله ها و دمکراتهای کردستان و دارودسته ی رجوی سابقه ی مشخصی در مزدوری برای اجانب دارند که خیانت آنها به ملت خودشان از زمان صدام حسین سکولار تا کنون واضح و آشکار بوده است.  

اگر ملت هوشیار نباشند باز ما شاهد کشته سازی هائی جهت خوراک تبلیغاتی و رسانه ای دشمنان توسط این مزدوران نفوذی خواهیم بود که حتی ممکن است مطالبات برحق مردم را نیز به انحراف کشانده و به حاشیه ببرند و مردم نتوانند در جو امنیتی به وجود آمده به مطالبات برحق خود نیز برسند.

حفظ دارالاسلام مساله ی اساسی و استراتژیک مومنین

حفظ دارالاسلام مساله ی اساسی و استراتژیک مومنین

به قلم: کارزان شکاک

اگر به تمام منابع فقهی مذاهب مختلف اسلامی مراجعه کنیم متوجه می شویم که حفظ دین مقدم بر حفظ جان، مال و دنیا و تمام خواسته های دنیوی ماست و برای حفظ دینمان باید به اسبابی شرعی پناه ببریم که دینمان را حفظ کنیم.

بزرگترین و اساسی ترین ابزاری که می تواند از دین و سپس از جان، نسل، آبرو، ناموس و سایر ضروریات ما در برابر دشمنان آشکار خارجی و دارودسته ی منافقین داخلی محافظت کند قدرت حکومتی دارالاسلام است که مظهر و نماینده ی اراده ی تمام مسلمین و ضامن ترقی و پیشرفت همه جانبه ی جامعه در تمام جنبه های مختلف عقیدتی و مادی است.

البته در زمان ما و با وجود آنهمه پیمانهای امنیتی و نظامی جهانی و محاصره ها و محدودیتهای مختلف اقتصادی که کفار سکولار جهانی متوجه دارالاسلام کرده اند، حرکت طبیعی دارالاسلام در مسیر طبیعی رشد و ترقی با موانعی روبرو شده است.

با این وجود اگر به تاریخ اروپا نگاه کنیم که بعد از رنسانس تا کنون و به مدت بیشتر از ۴ قرن با تاراج منابع مادی سرزمینهای دیگر به اینجا رسیده است، دارالاسلام ما با تمام محدودیتهائی که برایش به وجود آمده است با اتکاء به داشته های خودش بعد از ۴ دهه پیشرفتی شگفت انگیز داشته است، هر چند هنوز اهدافی وجود دارند که جهت رسیدن به آنها نیاز به تدرج و مرور زمان وآمادگیهای لازم دارند.

ما برای دارالاسلام خود همچون کشوری مستقل، اهداف و آرزوهای والائی را در سر داریم اما باید متوجه باشیم که با توجه به مشکلات امنیتی و اقتصادی که دارالکفرهای سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای برای ما فراهم کرده اند، باید با درک «وضع موجود» و اولویت بندی نیازهای خود بپذیریم که : بعد از حفظ ایمان، حفظ دارالاسلام در اولویت اول هر مومنی است که سپری جهت حفظ دین و جان و ناموس و آبرو و مال ما در برابر کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنهاست و رسیدن به سایر نیازهای مادی در اولویتهای بعدی قرار دارند.

چنانچه جهت رسیدن به نیازهای مادی در غیر زمان خودش، تابع تبلیغات کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مزدور بومی و دارودسته ی منافقین داخلی شویم که موجودیت دارالاسلام را هدف قرار داده اند، بدون شک هر گونه همراهی با آنها حکم تخریب و بازدارنگی را دارند.

دارالاسلام در معرض جنگ آشکار تبلیغاتی و روانی دشمنان قرار گرفته است و حتی کسانی که گوشه گیری می کنند و همه اش غر می زنند و ایراد می گیرند و در برابر این جنگ روانی واکنش نشان نمی دهند بدون شک دچار خیانت سکوت شده و باید نزد الله تعالی پاسخگوی بی تفاوتی ها خود باشند.  

مومنینی که به «بیماری تخصص در مسائل ریز و رها کردن مسائل اساسی و استراتژیک» دچار شده اند در تحلیل اوضاع کلی موجود و هدایت امور مانع بزرگی ایجاد می کند و در انتقادات خودشان مسائل اصلی وزیربنائی و اولویتهای اصلی جهاد و دارالاسلام را نادیده می گیرند، و توجه خودشان را فقط به مسائل فرعی و ریز درجه چندم محدود می کنند که نیاز روز مسلمین نیست، و اولویت الان مسلمین نیست، و به درد الان مسلمین نمی خورد، و پاسخی برای سوال الان مسلمین نیست.

پس: دارالاسلام خود را دریابیم که حفظ آن مساله ی اساسی و استراتژیک مومنین است که به وسیله ی آن سایر ضروریات هم حفظ می شوند.

در ایران امیرالمومنین که باید از او در معروف و عدم معصیت اطاعت شود کیست؟

در ایران امیرالمومنین که باید از او در معروف و عدم معصیت اطاعت شود کیست؟

به قلم: عبدالباسط بازماندگان(مدرسه ی علم دینی اهل سنت خنج)

عده ای مسلمینی که نسبت به منابع فقهی اهل سنت جاهل هستند و تحت تاثیر جو تبلیغاتی رسانه ای و شبهات دارودسته ی منافقین قرار گرفته اند و یا نسبت تشیع و سایر مذاهب و تفاسیر اسلامی مخالف خود کینه ی نابجا دارند به عنوان شبهه ای جهت حمله به مخالفین بیان می کنند که شما ایران را دارالاسلام می دانید پس امیرالمومنین این دارالاسلام چه کسی است؟

عده ای از اهل سنت از بیان حقیقت می ترسند چون از عواقب آن و برچسبهائی که باید بخورد هراس دارد. اما زمانی که ما بر اساس تمام منابع اهل سنت متوجه شدیم که ایران کنونی دارالاسلام است (یعنی سرزمینی که بر اساس قوانین شریعت الله اداره می شود) قطعاً دارالاسلام نیز مثل سایر دارالکفرها نیاز به رهبر دارد و این یک ضرورت است که در منابع فقهی به این رهبر می گویند:  امام.

 الماوردی رحمه الله در واجب و ضروری بود وجود رهبریت برای دارالاسلام می‌گوید: «الْإِمَامَةُ: مَوْضُوعَةٌ لِخِلَافَةِ النُّبُوَّةِ فِي حِرَاسَةِ الدِّينِ وَسِيَاسَةِ الدُّنْيَا، وَعَقْدُهَا لِمَنْ يَقُومُ بِهَا فِي الْأُمَّةِ وَاجِبٌ بِالْإِجْمَاعِ».( الأحکام السلطانية از الماوردی، ص: ۱۵) امامت برای جانشینی مقام نبوت، در پاسداری دین و سیاست دنیا وضع گردیده است، و عقد آن برای کسی که در بین امّت برای انجام آن به پا می‌خیزد به اجماع واجب است.

ابن حزم اندلسی هم می گوید: اتّفق جَمِيع أهل السّنة وَجَمِيع المرجئة وَجَمِيع الشِّيعَة وَجَمِيع الْخَوَارِج على وجوب الْإِمَامَة (الفصل في الملل والأهواء والنحل از ابن حزم ۴/۷۲)همۀ اهل سنّت و همۀ مرجئه‌ها و همۀ شیعیان و همۀ خوارج بر واجب بودن امامت اتفاق نظر دارند.

حالا این رهبر دارالاسلام ممکن است یکی چون خلفای راشدین رضی الله عنهم اجمعین یا عمر بن عبدالعزیز و صلاح الدین ایوبی باشد یا ممکن است یکی از شاهان فاجر و ظالم بنی امیه یا بنی عباس یا عثمانی ها و سایر شاهان سلجوقی و سامانی و غزنوی و غیره باشد. به هر حال در تمام موارد و بخصوص در حالت ضرورت و اضطرار باید مقاصد شریعت را در نظر داشت.

صحابی بزرگوار و خلیفۀ راشد علی بن ابی طالب رضی الله عنه می‌گوید: «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ إِمَارَةٍ بَرَّةً كَانَتْ أَوْ فَاجِرَةً. قِيلَ لَهُ: هَذِهِ الْبَرَّةُ قَدْ عَرَفْنَاهَا فَمَا بَالُ الْفَاجِرَةِ؟ قَالَ: يُؤَمَّنُ بِهَا السَّبِيلُ، وَيُقَامُ بِهِ الْحُدُودُ، وَيُجَاهَدُ بِهِ الْعَدُوُّ، وَيُقْسَمُ بِهَا الْفَيْءُ. (منهاج السنة النبوية از ابن تیمیه ۱/۵۴۸) مردم حتما باید امیری داشته باشند حال چه نیکوکار باشد چه بدکار. به او گفته شد: امیر نیکوکار را می‌دانیم، اما حکمت از امیر بدکار چیست؟ علی رضی الله عنه گفت: بوسیلۀ او راه‌ها امن می‌شود و حدود اقامه می‌شود و با دشمن جهاد کرده می‌شود و اموال فیء تقسیم می‌شود.

به همین سبب جمهور فقهاء اطاعت از ظالمی ‌که مقاصد و اهداف امامت را ضایع نساخته باشد واجب دانسته‌اند، شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می‌گوید: وَأَمَّا نَفْسُ الْوِلَايَةِ وَالسُّلْطَانِ فَهُوَ عِبَارَةٌ عَنِ الْقُدْرَةِ الْحَاصِلَةِ، ثُمَّ قَدْ تَحْصُلُ عَلَى وَجْهٍ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ، كَسُلْطَانِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِينَ، وَقَدْ تَحْصُلُ عَلَى وَجْهٍ فِيهِ مَعْصِيَةٌ، كَسُلْطَانِ الظَّالِمِينَ. (منهاج السنة النبوية از ابن تیمیه ۱/۵۳۰) و اما خود ولایت و سلطان که عبارت است از قدرتی که حاصل شده است، و ممکن است از وجهی که الله و رسولش دوست دارند حاصل شده باشد، مانند سلطه و فرمانروایی خلفاء راشدین، و ممکن است از وجهی که در آن معصیت وجود دارد حاصل شده باشد، مانند سلطۀ ظالمان.

در این صورت تفکر اطاعت از رهبریت دارالاسلام در معروف و در غیر معصیت ناشی از اجماع صحابه و تمام مذاهب اسلامی است، و اینکه عده ای زیر بار این اجماع مسلمین نمی رود صرفاً به دلایل نفسانی و فرقه بازی و حزب بازی و کینه ی نابجا از مذاهب و تفاسیر مخالف آنهاست نه تبعیت از منابع شرعی و اجماع صحابه و مذاهب اسلامی . این دسته در شهر خود هم از مُلا و شیخ و مولوی هم مذهب خودشان که با او مخالف هستند پیروی نمی کنند چه رسد به سایر مذاهب اسلامی.

هم اکنون در دارالاسلام ایران با وجود قانونی اساسی کلی که بر اساس مذهب جعفری تدوین شده و قوانین مدنی محلی که بر اساس مذاهب شافعی و حنفی در میان مردم حکم می شود ما هم شاهد امنیت هستیم و هم سایر مقاصد شریعت، اگر خود مردم بخواهند.

دارالاسلام ایران نماد قدرت برتر منطقه

دارالاسلام ایران نماد قدرت برتر منطقه

به قلم: فضل احمد خراسانی

الله تعالی می فرماید: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰) برای ( جنگ با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو و قوة و ( از جمله ) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی ) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در تفسیر این آیه می فرماید: {وَأَعِدُّوا لهمْ ما اسْتَطَعْتُمْ مِن قُوَّةٍ}، أَلَا إنَّ القُوَّةَ الرَّمْيُ، أَلَا إنَّ القُوَّةَ الرَّمْيُ، أَلَا إنَّ القُوَّةَ الرَّمْيُ. (مسلم۱۹۱۷ /  صحيح أبي داود۲۵۱۴) آگاه باشيد ! « قوّه » همان تيراندازي است، آگاه باشيد ! « قوّه » همان تيراندازي است.

در این راستا دارالاسلام ایران توانسته است با قدرت سیاسی غیر قابل نکار و قدرت بازدارندگی نیروهای مختلف مسلح و امنیتی غیر قابل کتمان، سپری باشد در برابر کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها؛ و به همگان نشان داده است که دارالاسلام ایران هم اکنون نماد و قدرت برتر منطقه شده است .  

نیروهای مسلح دارالاسلام ایران با تولید تجهیزات و تسلیحات نظامی توانسته است یك قدرت برتر در تولید فناوری های دفاعی در سطح منطقه خاورمیانه شود وعمق استراتژیك خود را در منطقه گسترش دهد و شرایط خود را بر این دشمنان سکولار جهانی چون آمریکا و طاغوتهای منطقه ای تحمیل کند و چنان «ترس و ارهابی» در دل این دشمنان آشکار (که آنها را می بینیم و می شناسیم) و دشمنان پنهان داخلی (گروه منافقین که در میان ما پنهان شده اند و ما آنها را نمی شناسیم) به وجود آورده است که توان هر گونه عمل جنون آمیز را از آنها گرفته است.

دارالاسلام ایران در این شرایط تحریمهای مختلف اقصادی توانسته است با استفاده از همه ظرفیت‌های دانشگاهی و صنعتی و شركت های دانش بنیان كشور صنعت نظامی و دفاعی خود را به مرحله ای از خودکفائی برساند. به عنوان مثال با تولید ادوات ضد تانك، ضد زره، ضد راكت، كشتی ها و ناوچه های دریایی، اژدرها، هواپیماهای نظامی با سرنشین و بدون سرنشین، سیستم های جنگ الكترونیك و نبرد سایبری، انواع سامانه های متحرك و زمینی و فوق مدرن و انواع موشکهای متعدد كوتاه برد، میان برد و دور برد با ۷۰۰ کیلومتر برد مراکز حساس احزاب سکولار و مرتد حزب دمکرات کردستان ایران در عراق و  پایگاههای آمریکا در عین الاسد عراق و پایگاه سکولارهای اوجالان (مزدوران کنونی آمریکا) در دیرالزور سوریه را به صورت نقطه ای مورد هدف قرار دهد.  

دارالاسلام ایران به دلیل تحریمهای مختلف اقتصادی مبنا را به دلیل تحریم‌ها، نمی‌توانست بر خرید تسلیحات بگذارد و مجبور شد تلاش خود را معطوف به تولید و ایجاد زیرساخت‌های لازم جهت استفاده از دانش متخصصان بومی به‌منظور طراحی و تولید تسلیحات و تجهیزات روز بگذارد به همین دلیل می بینیم به دلیل تولید داخلی براساس اعلام مراکز ارزیابی‌کننده بین‌المللی، بودجه نظامی ایران در سال ۲۰۱۹ چیزی حدود ۱۷ میلیارد دلار بوده که این رقم حدود یک‌چهارم بودجه نظامی عربستان سعودی در همین سال است.

آل سعود امارات، قطر، کویت، عراق، عمان و حتی اردن و سوریه، مبنای خود را خرید تسلیحات نظامی از سایر کشورها به‌خصوص قدرت‌های جهانی گذاشتند و با آنکه در ظاهر  قدرت نظامی این کشورهای خریدار را بالا برده است اما در مجموع عامل قدرت دائمی برای این کشورها به حساب نمی‌آید بلکه می‌تواند عامل تضعیف این کشورها نیز باشد که با قطع همکاری غربی‌ها و فروشنده ها ضرباتی غیر قابل انکار را متحمل شوند و زمین‌گیر شوند.

این مساله روی دیگری هم دارد. در سنجش میزان توانمندی نظامی کشورها، مراکزی مانند گلوبال فایرپاور (Global Firepower) با بررسی ۵۵ مولفه از جمله تجهیزات و فناوری‌های پیشرفته، جزئیات توان نظامی نیروهای هوایی، زمینی، دریایی و سایر امکانات نظامی و دفاعی و نیز امکانات اقتصادی، ثبات مالی و منابع طبیعی، قدرت نظامی کشورهای مختلف را مورد ارزیابی قرار داده که در جدیدترین گزارش این مرکز، ایران در سال ۲۰۲۰ در رتبه چهاردهم قدرت‌های نظامی جهان و بالاتر از کشورهایی همچون عربستان، رژیم صهیونیستی، استرالیا، امارات، کویت، عراق، قطر، پاکستان، آذربایجان، قزاقستان، عمان و … قرار دارد.

این جایگاه دارالاسلام ایران «در وضع موجود» است.

پیروزی ملت «بزرگ» دارالاسلام ایران در برابر دشمنان «کوچک» در انتخابات ۱۴۰۰

پیروزی ملت «بزرگ» دارالاسلام ایران در برابر دشمنان «کوچک» در انتخابات ۱۴۰۰

به قلم: شاهو سنه ای

در این انتخابات سه جریان ۱- کفار سکولار جهانی ، ۲- احزاب سکولار محلی و ۳- دارودسته ی منافقین خیلی سعی کردند در یک جبهه ملت ایران و بخصوص اهل سنت ایران را از حضور در انتخابات منصرف و دلسرد کنند اما در نهایت دیدیم بعد از انتخابات خودشان ناامید و دلسرد شدند.

در واقع این حضور مردم در انتخابات شوراهای مختلف و ریاست جمهوری واکنش طبیعی ملتی آزاد و مختار به تمام دشمنان داخلی و خارجی است و همچنین پیامی آشکار به آندسته از مسلمین فریب خورده ای است که با جهالت و کج اندیشی در جبهه ی مثلث شوم دشمنان دین و ملت خود قرار گرفتند تا بدانند که ملت مسلمان دارالاسلام ایران به حرکت قوی و میلونی خود ادامه خواهد داد هر چند اینها هم نباشند.

اینها لازم است به خود یادآوری کنند که حتی اگر چون جنگ اُحُد نزدیک به یک سوم از افراد واجد الشرایط هم جزو مومنین ضعیف الایمان و دارودسته ی منافقین قرار بگیرند باز این نهضت توسط مومنین راستین و صادق آن به حرکت خود ادامه خواهد داد. باذن الله.

البته قابل ذکر و دقت است که اکثریت قاطع رای ندهندگان هم کسانی بودند که از برنامه های اقتصادی و مبارزه با مفاسد اداری جریان به اصطلاح اصلاح طلب لیبرال خسته شده بودند؛ اینها بدون شک بخشی از بدنه ی همین نظام و دارالاسلام هستند و هرگز در جبهه ی دشمنان قرار نخواهند گرفت، هر چند با عدم مشارکت خود و بی طرفی دچار کوتاه بینی  واضح و آشکاری شده اند؛ عدم مشارکیت این طیف عظیم از ملت ایران اعتراض به مسئولین اجرائی قوه ی مجریه در داخل نظام است نه اصل نظام؛ به همین این پیروزی ملت ایران بر دشمنان داخلی و خارجی، پیروزی اینها نیز هست.  

به هر حال این میزان مشارکت در تمام کشورهای دنیا که در آن مردم در رای دادن آزاد هستند وجود دارد و انتخابات ریاست جمهوری ایران ۱۴۰۰ش به نسبت میزان شرکت کنندگان چیزی چون انتخابات ریاست جمهوری سوئیس در سال۲۰۱۱ به میزان ۴۹٫۱ و پرتغال در سال۲۰۱۱به میران ۴۶٫۵۲ و یا بالاتر از آمریکا در سال۲۰۱۰ به میزان مشارکت۴۱٫۵۹  است .      

رهبر طریقت بین المللی کسنزانیه : تمام دروایش ما در ایران باید به عنوان یک واجب دینی به آقای رئیسی رأی دهند

رهبر طریقت بین المللی کسنزانیه : تمام دروایش ما در ایران باید به عنوان یک واجب دینی به آقای رئیسی رأی دهند

به قلم: محمود مریوانی

کسنزانیه طریقتی بین المللی است که در کنار قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و مذاهب اربعه جهت تزکیه و پاک کردن روح خود دارای روش خاصی است.

این طریقت در ایران هم دارای پیروان زیادی در شهرهای مختلف سنی نشین است. به دلیل نشر انواع تبلیغات مختلف توسط احزاب کافر سکولار و موضع گیری دسته ای از چند چهره های داخلی و جاهلینی که بیشتر از شبکه های ماهواره ای مختلف و بخصوص شبکه های طرفدار افکار محمد بن عبدالوهاب تقلید می کردند، بعضی از دروایش کسنزانی دچار سرگردانی شده بودند.

شیخ نهرو کسنزانی ، شیخ کنونی طریقت کسنرانی در پاسخ به سوال دراویش ایران در انتخابات ریاست جمهوری به تمام این سرگردانی ها خاتمه داد و در پیامی گفت:

“ضروری است تمام دراویش ایران در انتخابات ایران مشارکت کنند، این یک وظیفه ی ملی آنهاست، درویش کردستان ایران در انتخابات مشارکت کنند و این بر آنها واجب است، و ما آقای رئیسی را شخصی مناسب می دانیم، چون ایشان از آل بیت نبوی است و ایشان می تواند به همه ملت و میهن ایران خدمت کند با همه اقوام و تنوعها. پیروز و مبارک است شرکت مردم در انتخابات ایران و واجبی دینی و ملی است بر هر درویش کسنزانی در ایران.”

   در این صورت ما دروایش کسنزانی مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران را یک وظیفه ی دینی می دانیم و علاوه بر آن به آقای رئیسی رای می دهیم؛ و به جای دنباله روی از احزاب کافرسکولار و گروههای منافق صفت داخلی که نقاب اسلامی به چهره زده اند و گروههای جاهل پیرو محمد بن عبدالوهاب، از شیخ خود پیروی می کنیم .