شبهه ای در مورد اتحاد دارالاسلام ایران با روسیه در سوریه و آل سعود با آمریکا و ناتو و روسیه وچین و…

شبهه ای در مورد اتحاد دارالاسلام ایران با روسیه در سوریه و آل سعود با آمریکا و ناتو و روسیه وچین و…

به قلم : شاهو سنه ای

می گویند: حکومت ایران در سوریه به دعوت رسمی دولت سوریه دخالت نظامی می‌کند اما به حضور آمریکا در کشورهای عربی منطقه اعتراض دارد و پیگیر خروج آمریکا از منطقه است.امریکا هم به دعوت رسمی کشورهای عربی منطقه در منطقه حضور دارد.

در همین ابتدا باید به این نکته ی بسیار مهم دقت کنیم که یک «حکومت اسلامی» دارالاسلام با حاکمیتهای محلی کفار پیمان می بندد و انحصار این پیمان بستن ها تنها در اختیار یکی از «۳ابزار» برتر است نه افراد و گروههای متفرق اسلامی و دارالکفرهای تحت حاکمیت طاغوتهای محلی که گاه می خواهند با استناد به این حقها، انحرافات حرکتی و حتی خیانت و مزدوری خود برای کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای و بومی را توجیه کنند که مصداق« كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ» شده اند.

در این زمینه ی پیمان بستن، رسول الله صلی الله علیه وسلم حاکم دارالاسلام مدینه با کفار یهودی اطراف مدینه و با کفار نصرانی نجران و با کفار مجوس الاحساء و همچنین با کفار مشرک بنی خزاعه و کفار مشرک بنی ضمره و …. پیمان بست.

پس ذات پیمان بستن با کفار مشکلی ندارد. همچنانکه در این زمینه ما شاهد اتحادهای مختلفی از سوی حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی مختلف با کفار بوده ایم و همین الان هم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با تمام کشورهای کافر دنیا و با دارالاسلام ایران دارای پیمانهای نوشته و نانوشته ای است.  

در اینجا به دو سوال اساسی می رسیم :

  1. معیار و مناط دارالاسلام نامیدن سرزمینی چیست؟ قانون اساسی و مسلمان بودن رهبر.
  2. رهبر دارالاسلام بر علیه چه کسانی با این کفار مختلف متحد شد؟ بر علیه کفار مشرک قریش

حالا، دارالاسلام ایران با کفار روسی و سایر کفار بر علیه کفار آمریکائی و ناتو و متحدین آنها چون رژیم صهیونیستی متحد شده است. آیا مسلمانی هست که به چنین پیمانی ایراد شرعی بگیرد؟

البته متاسفانه دسته هائی از گروههای نجدی منتسب به اهل سنت مثل دارودسته ی جولانی و احرارالشام و …. و احزابی سکولار چون ارتش آزاد نیز توسط این کفار آمریکائی و ناتو در سوریه مورد سوء استفاده قرار گرفته و خوراک جنگهای این کفار شده اند و خواسته یا ناخواسته جنگی نیابتی از سوی این کفار را نمایندگی می کنند. در چنین حالتی اینها همچون اربکی های افغانستان و همچون صحوات عراق در جبهه ی آمریکا و ناتو قرار گرفته اند و جنگ با آنها در واقع جنگ با آمریکا و ناتو محسوب می شود نه با اهل سنت.

پس در اینجا مهم است که پیمان با کفار باید بر علیه کفار و جبهه ی کفار باشد. اما آل سعود بر علیه چه کسانی با آمریکا و ناتو و روسیه و چین و اتحادیه آفریقا متحد شده است؟ دقیقاً بر علیه مجاهدین و انقلابیون شریعت گرای اهل سنت.

چرا اهل سنت؟ چون به گواهی روزنامه ی سعودی الریاض ۸۵ درصد حملات هوائی تحالف اشغالگران در عراق و سوریه توسط آل سعود انجام شد. اما لازم است بدانید که در تمام این حملات تماماً مجاهدین اهل سنت مورد هدف قرار گرفتند و حتی یک شیعه هم مورد هدف قرار نگرفت بلکه به شیعیان عراق به رهبری صدر هم کمک مالی میلون دلاری کردند و هم ماشینهای مختلف ضد گلوله داند.  در سومالی هم یک نفر شیعه وجود ندارد و تماما اهل سنت مورد هدف قرار گرفته اند. در مصر و مالی و لیبی و… هم به همین شکل بوده است. در یمن هم اهل سنت شافعی مذهب و زیدی ها و بعد القاعده ی سنی مذهب مورد هدف آل سعود و اربابان آن چون آمریکا بوده اند.

آل سعود با روسیه هم بر علیه مجاهدین چچن شافعی مذهب متحد شد و با چین نیز در سرکوب مسلمین اویغور متحد و همنوا شده است. حتی با احزاب سکولاری چون پیشمرگهای بارزانی و کمونیستهای حزب کارگران اوجالان بر علیه اهل سنت متحد شده است .  پس آل سعود در تمام دنیا با تمام کفار بر علیه مسلمین و بخصوص تمام اهل سنت متحد شده است. نکته  مهمتر اینکه آل سعود کفار را به سرزمین حرمین آورده و سرزمین حرمین توسط آمریکا وناتو اشغال شده است و رژیم آل سعود رژیمی دست نشانده است.

با چنین کارنامه ی روشنی از دارالاسلام مستقل ایران و طاغوتهای دست نشانده ی آل سعود آیا می توان گفت ایندو با کفار اتحادهائی بسته ند و با یک چشم وابستگی و مزدوری آل سعود و اتحاد دارالاسلام مستقل ایران با کفار بر علیه کفار را دید و توجیه کرد؟ هرگز

توهین مداح جوادیه تهران به شخصیتهای مورد پذیرش اهل سنت، جرمی خلاف فتوای مراجع تقلید و جرمی مخالف قانون اساسی ایران

توهین مداح جوادیه تهران به شخصیتهای مورد پذیرش اهل سنت، جرمی خلاف فتوای مراجع تقلید و جرمی مخالف قانون اساسی ایران

به قلم: ابوبکر الخراسانی

امروز و در فضای مجازی دسته هایی از اهل سنت به شیوه های مختلف نگرانی و ناراحتی خود نسبت به توهین یک مداح در جوادیه ی تهران نسبت به شخصیتهای اهل سنت را بیان کرده اند و دارودسته ی منافقین و بخصوص احزاب سکولار و مرتد هم به نحوی خواستند به این بهانه به کل نظام ایران و به کل تشیع حمله کنند که با هوشیاری اهل سنت تیرشان به سنگ خورد.

زمانی که شیعیان انگلیسی در جوادیه  ی تهران به شخصیتهای مورد احترام اهل سنت توهین می کردند و آمریکا و مزدورانش در پاکستان شیعیان را در ولایت پنجاب به خاک و خون کشیدند؛ این پیامی برای کم هوش ترین انسان است که هم توهین کنندگان جوادیه و هم قاتلین پنجاب به صورت مستقیم یا غیر مستقیم همگی از یک ارباب کافر خارجی دستور می گیرند.

آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران فتوا می دهد: اهانت به نمادهای برادران اهل سنت، از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر اسلام(ع)، عایشه حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به‌ویژه سیدالانبیاء پیامبر اعظم حضرت محمد(ص) می‌شود.

در جای دیگری هم می گوید: آن شیعه‌ای هم که از روی نادانی و غفلت یا گاهی از روی غرض ـ این را هم سراغ داریم و افرادی را هم از بین شیعیان می‌شناسیم که فقط مسأله‌شان مسأله‌ نادانی نیست، بلکه مأموریت دارند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند ـ به مقدسات اهل سنت اهانت می‌کند، عرض می‌کنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعی و خلاف قانون است.

در این زمینه ما می توانیم به فتوای مراجع تقلید دیگر ایران چون جوادی آملی و … نیز مراجعه کنیم و تنها شیعیان انگلیسی طرفدار توهین و فحاشی هستند که حساب این دسته جداست چون خود شیعیان و مسئولین نظام و حتی رهبر ایران هم از زبان این موجودات در امان نیستند.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (یکشنبه، ۱۱ آبان) مجلس با طرح الحاق دو ماده به کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده) به منظور تامین نظر شورای نگهبان موافقت کردند.

بر همین اساس، یک ماده به عنوان ماده (۴۹۹مکرر) به کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده) مصوب ۲/۳/۱۳۷۵ با ۱۹۲ رأی موافق، ۷ رأی مخالف و ۱۳ رأی ممتنع از مجموع ۲۴۲ نماینده حاضر در صحن علنی به‌شرح زیر الحاق ‌شد:

هرکس از طریق توهین به ادیان الهی یا مذاهب اسلامی مصرح در قانون اساسی یا قومیت‌های ایرانی و یا از طریق طرح مطالب خلاف واقع یا نسبت‌های ناروا درخصوص مسائل قومی، دینی یا مذهبی موجب ایجاد تفرقه یا خشونت در جامعه گردد، چنانچه مشمول حد نباشد به حبس و جزای نقدی درجه پنج یا یکی از این دو مجازات محکوم می‌شود.

در تبصره این ماده آمده است: چنانچه جرم موضوع این ماده در قالب گروه مجرمانه سازمان‌یافته ارتکاب یابد و یا از سوی مأموران یا مستخدمان دولتی یا عمومی در حین انجام وظیفه یا به مناسبت آن واقع شود و یا از طریق نطق در مجامع عمومی یا با استفاده از ابزارهای ارتباطی در فضای واقعی یا مجازی منتشر شود، مجازات مقرر به میزان یک درجه تشدید می‌شود.

پس این شخصی که در جوادیه توهین کرده است یک مجرم است. مجرمی است که بر خلاف فتوای مراجع تقلید و بر خلاف قانون اساسی عمل کرده است و باید متناسب با جرمش مجازات شود.

آیا برای شما عجیب است شخصی در کشوری جرم کند؟ این شخص هم مجرم است و مجرم بودن این شخص ربطی به نظام و مسئولین ندارد. همچنانکه اگر کسی زنا کند یا آدم بکشد یا سایر جرمها را مرتکب شود ربطی به نظام ندارد مادام که نظام حکومتی چنین جرمهائی را حرام و ممنوع کرده است.

در فرانسه شخص توهین می کند و حکومت هم مدافع اوست . در اینجا می توان نظام را هدف گرفت . اما در دارالاسلام ایران چه که هم فتوا در حرام بودن آن هست و هم قانون آنرا جرم می داند و مستحق پیگیری؟

رهبر دارالاسلام ایران یک نفر از اهل سنت را به عنوان فرماندهی نیروی دریایی ارتش ایران منصوب کرد

رهبر دارالاسلام ایران یک نفر از اهل سنت را به عنوان فرماندهی نیروی دریایی ارتش ایران منصوب کرد

به قلم: سیروان هورامی

رهبر دارالاسلام ایران بارها اعلام کرده اند که این انقلاب و حاکمیت متعلق به تمام مسلمین است . در اموری که انتصاب آن در حیطه ی رهبری بوده این موارد بسیار دیده شده است . به عنوان مثال به مدت ۱۰ سال محمد حسین رجبی به عنوان فرمانده سپاه بیت المقدس کردستان  از اهل سنت انتخاب شدند و امروز هم دیدیم که دریادار «شهرام ایرانی» از اهل سنت و متولد سال ۱۳۴۶ محله شریف آباد سنندج، فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب شده است.

این انتصابات در مراکز حساس نظامی سپاه و ارتش نشان از اعتماد رهبری دارالاسلام ایران به نخبگان اهل سنت دارد . اگر مسئولین اجرائی که خود را به اصطلاح اصلاح طلب نامیده اند و تنها شعار داده اند انتظار می رود دولت جدید آقای رئیسی که در راستای اهداف و برنامه های رهبری قدم بر می دارد در  زمینه ی به کار گیری نخبگان اهل سنت این رفتارهای رهبریت را الگوئی شایسته برای خود انتخاب کنند .

نخبگان شریعت گرا و انقلابی اهل سنت ایران به اهداف رهبریت اعتماد داشته و دارند و با آنکه دسته هائی از اهل سنت فریب رسانه های سکولار و مولوی ها و خطبای به اصطلاح اصلاح طلب و رفرمیست و لیبرال زده ی غربی را خورده بودند و در مسیری دیگر قرار گرفته بودند با این وجود وقایع ثابت کرده است که تنها معتقدین به اصول انقلابی می توانند در مدیریت اسلامی زندگی آنها صادق باشند.

 مولوی ها و ملاها و شیخهای اهل سنت نیز لازم است دست از عوام زدگی کشیده و به منهج صحیح اسلامی و انقلابی اهل سنت برگردند و یک بار برای همیشه به کفار سکولار جهانی و محلی و دارودسته  ی منافقین (سکولار زده ها)ی داخلی «نه»بگویند.

جامعه ی اهل سنت که توسط افکار و فرهنگ سکولاریستی و تهاجم رسانه ای بی سابقه ی کفار سکولار و دارودسته  ی منافقین داخلی در حال نابودی است با عوام زدگی و نان به نرخ روز خوری و چند چهره بودن اصلاح نمی شود.  

جامعه ی اهل سنت نیاز به سنی زاده بودن ندارد، چون خود به خود تولید می شود، بلکه نیاز به متخصصین و نخبگانی دارد که صادقانه به اصول انقلابی اسلامی آشنا بوده و عملگرا باشند.

اهل سنت به تعداد تمام شوراها و انجمنهای مردم نهاد و سندیکاها و … فرصت اصلاحگری و فعالیت دارد.

من از علمای دینی و بخصوص از مسئولین مدارس دینی اهل سنت می پرسم: برای این مکانها چند نفر متخصص بر اساس مذهب خودتان تربیت کرده اید؟ 

از اهل سنت هم می پرسم: این ملاها چند نفر تولید کرده اند و ما چند نفر متخصص از مذهب شافعی یا حنفی خودمان در این مناصب داریم؟

پس اهل سنت نیاز به سنی زاده بودن ندارد بلکه به متخصصین آگاه و انقلابی از میان اهل سنت نیاز دارد.

اولین واکنش مسئولین عالیرتبه ی دارالاسلام ایران به آزاد سازی افغانستان توسط امارت اسلامی

اولین واکنش مسئولین عالیرتبه ی دارالاسلام ایران به آزاد سازی افغانستان توسط امارت اسلامی

ارائه دهند: علیرضا بامیانی

سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی امنیت دارالاسلام ایران  ثبات و رفاه را حق مردم افغانستان دانست و گفت: شکست نظامی و خروج آمریکا از افغانستان باید به فرصتی برای احیای زندگی، امنیت و صلح پایدار در این کشور تبدیل گردد… ایران برای برقراری ثبات که نیاز نخست امروز افغانستان است تلاش خواهد کرد و به‌عنوان کشور همسایه و برادر، همه گروه‌ها را دعوت به دستیابی برای توافق ملی می‌کند… ایران با رصد هوشیارانه تحولات در این کشور، به مناسبات همسایگی با افغانستان پایبند است.

علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران هم در توییتی ” سخنان سوزناک” وزیر دفاع اداره کبال را نشانه‌ای از ” آثار اشغال ۲۰ ساله افغانستان توسط آمریکا و عمق نفوذ و تاثیرگذاری واشنگتن در دولت این کشور” دانسته است.

رسول موسوی، دستیار وزیر خارجه ایران، از طالبان با عنوان “امارت اسلامی” یاد کرد و با اطلاع‌رسانی درباره سلامت دیپلمات‌های ایرانی و کارکنان سرکنسولگری ایران در هرات، می گوید این شهر “در اختیار نیروهای امارت اسلامی در آمده است”.

قالب روابط و حمایت دارالاسلام ایران از امارت اسلامی افغانستان

قالب روابط و حمایت دارالاسلام ایران از امارت اسلامی افغانستان   

به قلم: فیض احمد هراتی

حمایت دارالاسلام ایران از گروهها و حکومتهای مختلف اسلامی، تابع نگرش آنها به اتحاد مذاهب مختلف اسلامی بر اساس معیارهای مشترک، و پرهیز از تفرق، و تمرکز بر کفار سکولار و اشغالگر جهانی به رهبری آمریکا به عنوان دشمنان اصلی و «سر افعی» بوده است.

اسامه بن لادن تقبله الله از آمریکا به عنوان «سر افعی» یاد می کرد و سید قطب تقبله الله نیز از آمریکا به عنوان «شیطان بزرگ» نام می برد؛ به همین دلیل بیداری اسلامی جبهه ای است که بر اتحاد و سپس وحدت اسلامی و تمرکز بر این دشمن اصلی است که در این زمان نقش قریش در زمان جاهلیت را بازی می کند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم با تمرکز بر این «سر افعی» با یهودیان مدینه و نصرانی های نجران و مجوس الاحساء و مشرکین بنی خزاعه و بنی ضمره و… متحد شد و توانست با تشکیل جبهه ی متحدی بر این «سر افعی» پیروز شود.  

در این صورت اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم توانست با اتحاد بر مشترکات ناچیزی که با این کفار در زمینه های دنیوی داشت بر علیه «سر افعی» زمان خودش به چنان قدرت و پیروزی دست پیدا کند، بدون شک ما مسلمین با تمرکز بر هزاران مشترکات دینی و آنهمه منافع دنیوی آسانتر می توانیم با اتحادی اسلامی دست پیدا کنیم و بر «شیطان بزرگ» و «سر افعی» زمان خود یعنی آمریکا و متحدینش به عنوان دشمنان مشترک تمام مذاهب اسلامی پیروز شویم.

دارالاسلام ایران با این نگرش و قالب، از همان ابتدای تشکیل آن و به مدت چهار دهه دیپلماسی خارجی خود را با کشورها و احزاب کافر و کشورها و جماعتهای اسلامی شکل داده است.

در اینجا، خود این کشورها و احزاب و جماعتهای اسلامی و غیر اسلامی هستند که تعیین می کنند دارالاسلام ایران چگونه برخوردی با آنها داشته باشد. به عنوان مثال حماس  و جهاد اسلامی در میان فلسطینی های شافعی مذهب در این ۴ دهه خودشان تعیین کرده اند که دارالاسلام ایران یک حامی و پشتیبان صادق آنها باشد؛ و دارالاسلام ایران هم برای این حمایت هزینه های زیادی را متحمل شده است اما هرگز لحظه ای دست از حمایت این برادران اهل سنت ما در فلسطین برنداشته است.  

در برابر، به عنوان مثالی دیگر، با آنکه دارالاسلام ایران به ابومصعب زرقاوی در ایران پناه داد و بعد او را در جنگ با آمریکا حمایت کرد و حتی مدتی ابومصعب زرقاوی با گروه شیعه مذهب صدر در کربلا و نجف بر علیه اشغالگران آمریکائی و انگلیسی جنگید اما زمانی که تفکر نجدیت خود را آشکار کرد و تمام شیعیان را مشرک و مرتد خواند و به اعتماد ایران خیانت کرد و بدون توجه به نصایج شیخ اسامه بن لادن تقبله و سایر رهبران القاعده جنگ خود را متوجه شیعیان و سایر گروههای اهل سنت کرد، می بینیم که واکنش ایران و حتی سایر جماعتهای اهل سنت جهادی هم با او تغییر کرد.

در اینجا ابومصعب زرقاوی و حزب او که منجر به تشکیل دولت اسلامی بغدادی شد، خودشان تعیین کردند که دارالاسلام ایران و حتی امارت اسلامی افغانستان و سایر جماعتهای جهادی چگونه برخوردی با آنها داشته باشند.

  امارت اسلامی افغانستان نیز که در این دو دهه بر علیه آمریکا و ناتو جهاد کرده نشان داده است که از همین دیپلماسی دارالاسلام ایران در برخورد با «سر افعی» زمان ما و اتحاد اسلامی با تمام مذاهب اسلامی و پرهیز از هر گونه جنگ داخلی میان مسلمین پیروی می کند.

همین «قالب» و رویه ی مشترک باعث حمایتهای دارالاسلام ایران در اشکال مختلف به امارت اسلامی افغانستان شده است. امارت اسلامی افغانستان، مولوی اختر منصور رحمه الله یکی از رهبران خود را در تحکیم این روابط صحیح اسلامی میان دارالاسلام ایران و دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان فدا کرده است.

امروزه که امارت اسلامی افغانستان ظرفیتهای لازم درونی برای مقابله و مقاومت در برابر «سرافعی» معاصر را پیدا کرده  و مسلمین شیعه و سنی افغانستان هم با حسن نیت به آن روی آورده اند و از حمایتهای قوی مردمی برخوردار است امید می رود روابط آن با دارالاسلام ایران از حالت اتحاد اسلامی به وحدت اسلامی ارتقاء یابد و مایه ی چشم روشنی و بازگشت ابهت و عزت از دست رفته ی مسلمین در جهان و منطقه شوند.  

هشدار دارالاسلام ایران به عراق در مورد تحرکات مشکوک کفارسکولارخارجی و اخراج مزدوران مسلح کورد از کردستان عراق

هشدار دارالاسلام ایران به عراق در مورد تحرکات مشکوک کفارسکولارخارجی و اخراج مزدوران مسلح کورد از کردستان عراق

به قلم: اسعد رستمی

آمریکا و ناتو و بخصوص رژیم صهیونیستی که از نظر نظامی و دیپلماسی سیاسی در منطقه دچار شکست فاحشی شده اند تلاش دارند بسترهائی جهت نا امنی توسط احزاب سکولار کوردی و غیر کوردی و اعراب دست نشانده را در منطقه فراهم سازند و اینبار جنگی نیابتی توسط این مزدوران را بر علیه دارالاسلام ایران مدیریت کنند.

شمخانی نماینده ی رهبر دارالاسلام ایران و دبیر شورای عالی امنیت ملی در دیدار با فواد حسین وزیر امور خارجه عراق گفت: رفتارهای مشکوکی که اخیرا آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در منطقه آغاز کرده اند،بستر سازی برای ایجاد ناامنی و سوء تفاهم میان کشورهای حوزه خلیج فارس است…. با اشراف کامل نسبت به اهداف و پشت پرده‌های این اقدامات برای خنثی‌سازی طرح‌های ضربه زننده به ثبات منطقه کاملا آماده‌ایم.

علاوه بر این در مورد احزاب مسلح سکولار مخالف دارالاسلام ایران که در کردستان عراق اردوگاه نشین شده و ابزار دست آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی شده اند هشدار داد: از دولت عراق می خواهیم که نسبت به اخراج این گروهها از کردستان عراق تحرک جدی تری داشته باشد تا ایران مجبور به اقدام پیشدستانه برای جلوگیری ازتداوم شرارت تروریستهای مسلح درکردستان عراق نشود.

در این دیدار فواد حسین وزیر خارجه عراق نیز خاطر نشان ساخت: با هر گروه و جریانی که  به هر نحو بخواهد از خاک عراق برای تهدید امنیت ایران سوء استفاده کند قویا برخورد خواهیم کرد.

این هشداری جدید و باذن الله آغازی برای پایان این احزاب سکولار و مرتد کومله ها و دمکراتها و کارگردان اوجالان و غیره در کفرستان عراق است که از زمان صدام حسین تا کنون در حال مزدوری برای دشمنان ملت مسلمان کورد و خیانت به دین و ملت هستند.

نابودی این احزاب سکولار کوردی همچون دارودسته ی رجوی از عراق، آرزوی هر مسلمانی است و فرق ندارد این موجودات سکولار با چه چیزی یا توسط چه کسی از بین می روند.

نمونه ای از دشمنی کفار سکولار جهانی با ملت ایران قبل از حمایت ایران از حماس و یمن و…

نمونه ای از دشمنی کفار سکولار جهانی با ملت ایران قبل از حمایت ایران از حماس و یمن و…

به قلم: شاهو سپنجی پاوه ای

عده ای در فضای مجازی و حتی در شبکه های ماهواره ای تبلیغ می کنند که علت اینهمه تحریم و محدودیت برای ایران این است که ایران از گروههایی چون حماس فلسطین و حزب الله لبنان یا جهاد اسلامی فلسطین یا شافعی ها و زیدی های یمن یا گروههای مختلف شیعی و سنی عراقی و … حمایت می کند که این جماعتها و گروهها مخالف آمریکا و ناتو هستند.

اگر واقعیتهای تاریخی را نگاه کنیم متوجه می شویم که این سخنان تنها سخنان انسانهای جاهل یا دشمنان آگاه است .  اگر به قحطحی بزرگی که کفار سکولار انگلیسی مصادف با جنگ جهانی اول در بین سالهای ۱۲۹۸–۱۲۹۶ شمسی نگاه کنیم که طی آن بیشتر از ۱۰ میلیون ایرانی کشته شدند متوجه می شویم که عمق دشمنی این سکولاریستها با ملت ایران و سایر ملل ضعیف به استراتژی های این کفار سکولار بر می گردد.

در این زمان کل جمعیت ایران نزدیک به ۱۹ میلیون نفر بود که بیشتر از نصف آن بر اثر سیاستهای کفار سکولار جهانی از بین رفت. این در واقع یک نسل کشی عظیم و هولوکاستی واقعی توسط سکولاریستهاست که ملت ایران را باید در برابر سیاستهای سکولاریستها هوشیار کند و اجازه ندهند سکولاریستها با شعارهای دروغین ملی گرائی و زبان و …. آنها را فریب دهند.

داناهو، افسر و نماینده دولت انگلیس اینگونه قحطی بزرگ ایران را روایت می‌کند : “اجساد چروکیده مردان و زنان در معابر عمومی افتاده‌اند. در میان انگشتانشان مشتی علف که از کنار جاده کنده‌اند به چشم می‌خورد. با خوردن این علف‌ها می‌خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند.”

آن زمان ایران نه برنامه اتمی داشت و نه از غزه و لبنان و سوریه و عراق و یمن حمایت می‌کرد.

آنهایی که میگویند اگر ما در مقابل انگلیس سر خم کنیم و به حرف امریکا گوش دهیم آنها با ما کاری ندارند و میگذارند مثل بقیه‌ی دنیا زندگی آرام داشته باشیم به این تجربه‌ تاریخی نگاه کنند.

پس این محاصره ی اقتصادی و اینهمه محدودیت توسط کفار سکولار جهانی را امری تصادفی ندانید بلکه ریشه در تاریخ دارد و بدانید کسانی که با هر بهانه ای در جبهه و در کنار این کفار سکولار جهانی بر علیه ملت خود قرار گرفته اند خائن ترین و پست ترین طبقات ملت ایران هستند.

ارزش و جایگاه جنگ روانی وحوش صهیونیست علیه دارالاسلام ایران

جایگاه جنگ روانی وحوش صهیونیست علیه دارالاسلام ایران

به قلم: عثمان محمدی

در منطقه ی ما مثالی هست که می گوید: سگی که از دور عوعو می کند پاچه نمی گیرد. به نظر شما رژیم صهیونیستی که توسط دو متحد کوچک ایران در شهر غزه و جنوب لبنان زمینگیر شده و بارها در برابر این بازوهای ایران شکست خورده است و ارباب او آمریکا نیز ذلیلانه در عراق و افغانستان شکست خورده و در حال اخراج کامل از این دو کشور است، چگونه می تواند پاچه ایران را بگیرد؟

مقامات صهیونیست می گویند ایران دور آنها «حلقه‌ی آتش» کشیده است؛ در شمال حزب‌الله، در شمال شرقی گروههای مسلح در سوریه و ارتش این کشور و از شرق نیز گروه‌های عراقی قرار دارند. اسرائیلی‌ها بُرد موشک‌ها و امکانات پهپادی گروه‌ها در این مناطق را تخمین زده‌اند و مطمئن‌اند که این سلاح‌ها توان نفوذ به اراضی اشغالی و هدف‌گیری صهیونیست‌ها را دارند.

از جنوب، اتحادیه ی شافعی ها و حوثی‌های یمن  نیز- با وجود فاصله بیش از ۱۰۰۰ مایل بین یمن و رژیم صهیونیستی – اما رژیم صهیونیستی از ترس حملات اتحادیه ی شافعی ها وحوثی‌ها دو سامانهٔ موشکی در این قسمت قرار داده است.

تنها در جنگ ۱۲روزهٔ غزه اتاق عملیاتی در بیروت بین حزب الله، حماس و سپاه پاسداران برای مدیریت نبرد میان گروه‌های مختلف تشکیل شد و اسماعیل قاآنی فرمانده سپاه قدس  رشماً در تلویزیون ایران اعلام کردکه ما نه تنها متحدان حماس نیستیم؛ بلکه گروه‌های مقاومت در عراق، سوریه، یمن و حتی پاکستان و افغانستان ممکن است در جنگ علیه رژیم صهیونیستی مشارکت کنند.

بدرالدین حوثی از حماس خواست تا به او اجازه دهند حمله‌ای پهبادی و موشکی علیه ارتش اسرائیل  داشته باشد، تماس‌ها و هماهنگی‌ها بین برخی از گروه‌های عراقی، حماس و جهاد اسلامی فلسطین برقرار شد، جبهه ی جهانی اسلامی برضد سکولاریسم و سایر جماعتهای مختلف اهل سنت و شیعه نیز جهت یاری به مسلمین فلسطین اعلام آمادگی نمودند.

غزه شهری در فلسطین اشغالی است که رژیم صهیونیستی را زمینگیر کرده است ، حالا در این نقشه کل فلسطین را با یکی از استانهای ایران مقایسه کنید . آنوقت توله های صهیونیست از دور برای ایران واق واق می کنند

پس شکی نیست که این «توله» با وجود این «حلقه ی آتش» ی که دورش کشیده شده تنها از دور عوعو می کند و هرگز جرئت پاچه گیری مستقیم ایران را ندارد و چنانچه غلطی مرتکب شود می داند که دوران «بزن دررو» تمام شده و ایران کشوری چون حکومتهای دست نشانده ی عرب نیست که غلطهایش را بدون پاسخ بگذارد.

به عنوان مثال: نشریه آمریکایی نیویورک تایمز نوشت اسرائیل به آمریکا «اطلاع» داده است که نیروهای آنها با در ۶ اوریل استفاده از مین، یک شناور ایرانی را در دریای سرخ را هدف قرار دادند؛ مدتی بعد از حمله به کشتی تجاری ساویز که حتی یک نفر زخمی هم در بر نداشت دیدیم که رسانه های رژیم صهیونیستی اعلام کردند که بعد از آن یک کشتی باری متعلق به یک شرکت اسرائیلی در اثر اصابت موشک در منطقه دریای عمان در شمال اقیانوس هند آسیب دید و به ظن مقامات رژیم صهیونیستی ایران عامل پرتاب این موشک بوده است. همچنین چند روز قبل یک کشتی دیگر متعلق به رژیم صهیونیستی (مرسر استریت) در اثر انفجار در دریای عمان مورد حمله قرار گرفت و قبل از آن چند مامور امنیتی آن ترور شدند و…

اگر آمریکا (سگ هار اصلی) به عنوان مادر «توله» ای به نام رژیم صهیونیستی در دوران ضعف و بی امکاناتی ایران، با کمک تمام مزدوران عرب و غیر عرب از ابتدای انقلاب و تحمیل جنگ تحمیلی ۸ساله و پرورده کردن مزدورانی چون دارودسته ی رجوی و دمکراتها و کومله ها و صدها گروه دیگر نتوانسته هیچ غلطی بکند بدون شک در این دوران که ایران در اوج قدرت نظامی و به عنوان قدرت برتر منطقه محسوب می شود، این توله ی او هم تنها از دور عوعو می کند.

پس به جنگ روانی این موجودات اهمیتی ندهید و تنها ضمن حفظ وحدت، قدرت خود را اضافه کنیم.

خواسته های ایران از طالبان

خواسته های ایران از طالبان

به قلم: ابوبکر الخراسانی

خواسته های ایران و طالبان برای همدیگر کاملاً واضح و روشن  و ساده و قابل فهم است. هر دو در پی تطبیق قانون شریعت الله و ایجا راههائی جهت ایجاد وحدت اسلامی و تمرکز بر هزاران نقطه ی مشترک و پرهیز از تفرق و جنگ داخلی هستند.

در این زمینه سخن زیاد است اما به صورت مختصر و اشاره وار: زمانی که علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در تهران با هیئت سیاسی طالبان به ریاست ملا عبدالغنی دیدار کرد نکات مهمی روشن شد که به چند مورد اشاره می کنیم. در این دیدار، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران گفت:

  • آمریکا به دنبال صلح و امنیت در افغانستان نیست.
  • امنیت افغانستان به‌ویژه در استان‌های هم‌مرز با ایران «امری غیرقابل اغماض» است.

ملا عبدالغنی برادر هم :

  • حفظ امنیت مرزهای افغانستان و ایران را مورد تأکید قرار داد و آمادگی طالبان را برای همکاری در این زمینه اعلام کرد
  • بر ضرورت مشارکت همه اقوام در تعیین سرنوشت افغانستان تأکید کرده است و گفت: ما معتقدیم که در آینده افغانستان همه اقوام و طوایف باید مشارکت داشته و ایفای نقش نمایند.
  • با هر جریانی که مزدور آمریکا باشد می‌جنگیم.

البته طالبان از همان ابتدا نیز در برابر دو امر مهم سهل انگاری نکرده است:

  • اجازه نداده است که هیچ گروهی جنگ شیعی سنی راه بیندازد. جنگ با گروه جند الله ازبکستان به رهبری عثمان مشهور است. این گروه شیعیان را می ربود و آنها را به جرم شیعه بودن می کشت که توسط جماعتی از طالبان که در آن زمان ملا هیبت الله آخوند زاده رهبریت آنها را بر عهده داشت سرکوب شدند.
  • اجازه نداده است هیچ گروه مسلح مخالف ایران در خاک افغانستان باقی بماند و می بینیم که گروههای مختلف بلوچ  از افغانستان اخراج شده و به دامان پاکستان (عامل آمریکا و آل سعود) رفته اند.

دارالاسلام ایران با کارنامه ای ۴۰ساله می تواند پشتوانه ی محکمی برای طالبان و سایر گروههای جهادی اسلامی در سراسر دنیا باشد به شرطی که همگی بر محور هزاران مشترکات اسلامی و تمرکز بر دشمن اصلی و سر افعی (که امروزه آمریکاست) تمرکز کنند.

اینهمه نقاط مشترک و دشمنان مشترک و اهدافی مشترک می توانند بزرگترین ابزارهای اتحاد و وحدت اسلامی میان مسلمین شوند.

پاسخ ایران به رژیم صهیونیستی به سبک خودش

پاسخ ایران به رژیم صهیونیستی به سبک خودش

به قلم: محسن صادقی (سقز)

یکی از سیاستهای رژیم صهیونیستی در صحنه ی بین المللی این است که جنایاتی را انجام می دهد و در برابر آن سکوت می کند. یعنی نه آن را می پذیرد و نه رد می کند.

این روزها ما شاهد ترور چند مامور بلند پایه ی رژیم صهیونیستی بوده ایم، با آنکه انگشت اتهام به سوی حکومت ایران است اما مسئولین ایران سکوت کرده اند؛ در کنار این بعد از آنکه نفتالی بنت نخست وزیر رژیم صهیونیستی اعلام می کند که ایران در سوریه برای ما تهدید است و… چند ساعت بعد پاسخ حرف‌های نسنجیده ونابخردانه خود را در ۲۰۰ کیلومتری سواحل عمان دریافت می کند .

بله، ما شاهد حملات پهبادی روز گذشته به کشتی نفت کش ۲۸هزار تنی مرسر استریت رژیم صهیونیستی در آبهای خلیج فارس بودیم، بعد از این حمله باز انگشت اتهام به سوی دارالاسلام ایران است، اما دارالاسلام ایران از همه درخواست دلیلی بر اثبات این حمله از سوی ایران نموده است .

این یعنی پاسخ به رژیم صهیونیستی به سبک خودش که تا کنون کسی در دنیا توانائی این پاسخ دهی دقیق و هوشمندانه را نداشته است همچنانکه با حمله ی آشکار موشکی ایران به پایگاههای آمریکا در عراق کشوری در دنیا جرئت انجام آن را تا کنون نداشته است.

کفار سکولار جهانی لازم است به خود بیایند و بدانند که دوران «بزن در رو» تمام شده است و چنانچه در جائی ضربه ای می زنند باید در جاهای مختلفی منتظر خوردن ضربات مشابه و شاید شدیدتر هم از سوی ایران باشند.