شبهات بی اساس سکولاریستهای به بن بست رسیده در مورد کفر به طاغوت و شورا و زن و..

شبهات بی اساس سکولاریستهای به بن بست رسیده در مورد کفر به طاغوت و شورا و زن و..

به قلم: محسن صادقی / سقز

این روزها که شعله های اغتشاشات خیابانی ۱۴۰۱ش رو به خاموشی گراییده و اغتشاشگران سکولار دوباره به لاک نفاق خود در فضای مجازی و جنگ روانی با اسلام و شریعت گرایان پناه آورده اند یکی از اینها برای من نوشته بود: من خودم ملی مذهبی و اهل تحقیق هستم اما مطرح کردن کفر به طاغوت و شوراها و غیره در اسلام بی اساس است مثل یهودی و مسیحی اینها هم اختراعات شماهاست، زمانی که حتی یک پیامبر زن نداریم عدالت در اسلام چه معنی می دهد؟

اولاً کسی که ادعا می کند باید دلیل ارائه دهد که دلیلی در این متن نمی بینم بلکه تنها اتهام می بینم .

در پاسخ به اتهامات این شخص :

  1. الله تعالی می فرماید : ولقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت فمنهم من هدی الله و….  (و بدون شک ما در میان هر امتی پیغمبری فرستادیم که خدای یکتا را پرستید و از بتان و فرعونان دوری کنید، پس بعضی مردم را خدا هدایت کرد و بعضی دیگر ضلالت و گمراهی بر آنان حتمی شد، اکنون در روی زمین گردش کنید تا بنگرید عاقبت آنان که (انبیاء را) تکذیب کردند به کجا رسید (و آنها چگونه هلاک ابدی شدند).) نحل/۳۶
  2. انسانها در طول زندگی خود نیاز به اجتهادات متناسب با نیازهای روز خود دارند . الله تعالی جهت از بین بردن اختلافات و تفرق میان مردم ابزاری حیاتی به نام شورا را دستور داده است و می فرماید : والذين استجابوا لربهم وأقاموا الصلاة وأمرهم شورى بينهم ومما رزقناهم ينفقون (و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا می‌دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند) شورا/۳۸ / این شورا توسط معاویه از بین رفت و باید دوباره وارد میدان شود تا اختلافات از بین برود . این یگانه راهکار اسلام است .
  3. کتاب مقدس یهودی ها و مسیحی ها و مجوس و صابئین تحریف شده اند و طبیعی است که مخالفتهایی با عقل سالم و بخصوص با شریعت پیامبر خاتم داشته باشند . تنها این اسلام است که قابل تحریف نیست . چون الله محافظ آن است . إنا نحن نزلنا الذكر وإنا له لحافظون
  4. هیچ کسی نمی تواند ثابت کند که همه ی پیامبران مرد بوده اند و در میان آنها زن نبوده است . الله تعالی تنها اسم بعضی از پیامبران را اورده است . الله تعالی می فرماید : و رسلا قد قصصنا هم علیک من قبل و رسلا لم نقصصهم علیک (و رسولانی هم که شرح حال آنها را از پیش بر تو حکایت کردیم و آنهایی را که حکایت ننمودیم) نساء/۱۶۴

در ضمن این شبهات بیشتر به سخنان بی پایه و اساس آتئیستها شباهت دارد تا به سخنان یک شخص اهل تحقیق . من ملی مذهبی های مختلفی در میان شیعه و سنی را می شناسم و با بسیاری از دیدگاههای التقاطی که ملی مذهبی ها به مفاهیم اسلامی نگاه می کنند مخالفم با این وجود فکر نمی کنم این اشخاص تا این اندازه بی سواد باشند که چنین سخنانی را بر زبان برانند .

روشنگری در راستای تبیین «توهین» و  انواع گفتمان با اشخاص مختلف

روشنگری در راستای تبیین «توهین» و  انواع گفتمان با اشخاص مختلف

به قلم: آغسار تورکمن

بعد از اغتشاشات اخیر (۱۴۰۱ش) در دارالاسلام ایران و الفاظی که از این موجودات اغتشاشگر بر علیه قرآن و حجاب و اسلام و اهل علم و مسجد و… شنیدیم دوست دارم که به نکات زیر به خوبی بیاندیشید و بدانید که بعضی از انسانها لیاقتشان کمتر از یک انسان معمولی است و در بعضی موارد ، شایستگی  اعمال و صفاتی را در خود پرورش می دهند که مستحقش هستند.   

در آيات زيادی از قرآن كريم برای تحقير مشبّه و زشت جلوه دادن آن و زمينه‌سازی تنفر عمومی از آن مشبّه ر ا به چيزی تشبيه می‌كنند كه در خواری و پستی در نزد مخاطب معروف باشد. اين غرض نيز در قرآن به كار گرفته شده است. به‌عنوان مثال آنجا كه در دنائت و پستی و سفاهت كافران را به چهار پايان تشبيه می‌كند بلكه از آنان هم پست‌تر می‌خواند. «أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ آنها همچون چهار پايانند، بلكه گمراه تر اينان همانا غافلانند»، (الأعراف/۱۷۹)

آیه ۱۷۵ سوره اعراف از کسی صحبت میکند که آیات خدا را دور انداخته و بجای آن پيوسته هوس خود را دنبال کرده، و در ادامه آن آیه ۱۷۶ چنين می فرماید: «و اگر می خواستیم او را با آیات خود بلند مي کردیم ولی او زمین گیر شد و پيوسته هوس خود را دنبال نمود، بنابر اين او مانند سگ میماند، اگر بار روی آن بگذاری له له می زند اگر هم آنرا رها کنی له له می زند. اينست نمونه کسانیکه آیات خدا را دروغ می پندارند. داستانهای واقعی را بگو با امید به اینکه اینها بينديشند».

له له زدن سگ تنفس سريع است با دهانی باز و با زبانی معمولاً افتاده به بيرون از دهان. سگ در حالت عادی ميان ۳۰ تا ۴۰ نفس می زند و در حالت له له زدن ميان ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفس. سگ اغلب هنگام بالا رفتن دمای گرمای بدنش له له می زند تا خود را خنک کند، چون غده های عرقی کافی برای خنک نمودن خود ندارد، (کمی در پاها دارد که برای خنک نمودن بدن آن کافی نيست). بنابر اين با له له زدن خود را خنک می کند. در نفس زدن هوای خنک وارد بدن ميشود و هوای گرم از بدن خارج می شود و به اين وسيله خود را تهويه و خنک ميکند.

سگ علاوه بر دليل فوق که “بالا رفتن دمای گرمای بدن وی” بود، بدلايل زياد ديگری همچون تشنگی، شادی، خوشنودی، ناخوشنودی، برخورد ناگهانی با چيزی، کار و خستگی، درد های روانی و جسمی، اندوه و غيره نيز له له میزند.

آيه گفت نمونه کسانيکه آيات خداوند را دروغ می پندارند مانند سگ است که چه بار روی آن بگذاری و چه آنرا بحال خود واگذاری در هر حال له له خود را می زند. بنابر شناختی که از سگ داريم معنی اين تشبيه اينست که فرد دين ستيز در هر حال دين ستيزی خود را دارد چه دين بنوعی با او کاری داشته باشد و چه نداشته باشد. ما امروزه درستی اين گفته آيه را در غرب می بينيم. امروزه در غرب دين اساساً با کسی کاری ندارد، ولی دين ستيزان دين ستيزی خود را دارند. يعنی اين از سرشت آنهاست همانگونه که له له زدن سگ نيز از سرشت خود آنست و می تواند هيچ ربطی به کار و رفتار انسان با آن نداشته باشد. (و سرشت انسان البته از نظر قرآن بدست خود انسان است).

 همچنین تشبیهات دیگری را نیز در همین زمینه می یابیم  :

ادامه خواندن روشنگری در راستای تبیین «توهین» و  انواع گفتمان با اشخاص مختلف

راز فتوحات سریع امارت اسلامی افغانستان بر حکومت دست نشانده ی آمریکا

راز فتوحات سریع امارت اسلامی افغانستان بر حکومت دست نشانده ی آمریکا

به قلم: فضل احمد هراتی

بر خلاف عده ای که گمان میکردند کفار سکولار واشغالگر آمریکا و ناتو آگاهانه افغانستان را رها کرده تا امارت اسلامی آن را اشغال کند معلوم شد آمریکا وغرب سکولر کلا از این پیشروی ها غافلگیر شده اند وانتظار داشتند مدت زمانی یکساله طول بکشد.

 چرا که در این مدت بیست سال زیرساخت خوب و استعداد امنیتی بالایی را در ارتش افغان ودست نشاندگانشان بزعم خود فراهم کرده بودند واینک بعد از این فضاحت آمریکا ناکام مانده ومیگوید پشیمان نیست که افغانستان را ترک کرده چون معتقد است کارکردن با این مزدوران فعلی آب در هاون کوبیدن است و تصمیم دارد با امارت اسلامی وارد تعامل شود

 در همین حین به مزدورانش در کابل چنان وانمود می‌کرد که گویا هنوز پشتیبانش است تا از انتقام دولتی که مانند گربه در قفس زندانی شده وممکن است برای حفظ بقا وبدنام کردن امارت اسلامی و چه بسا گروگان گرفتن اتباع آمریکایی جهت تضمین حمایت عملی آمریکا واکنش غیرمترقبه ای را انجام دهد ودر کل کاخ سفید در شرایط مختلف راه کارهای مختلف دارد تا اگر بفرض محال دولت توانست امارت اسلامی را عقب براند بگوید ما همچنان حامی شما بودیم وامتیازهای خود در افغانستان را حفظ کند واگر امارت اسلامی پیروز شد بقای خود در کابل وعدم گزند رساندن به خود را حفظ کند تا در آینده بتواند تحولات منطقه را از خود افغانستان بررسی کند وچه بسا بتواند در صورت نارضایتی از دولت تشکیل شده امارت اسلامی در براندازی وکودتا و همچنین دلگرم کردن مخالفان داخلی و خارجی افغانستان جهت فشار بر دولت آتی فعالیت کند .

در کل آمریکا در هیچ صورتی بیخیال این قضیه نمیشود چرا که از روز سقوط کابل و تشکیل امارت اسلامی در افغانستان زنگ خطر برای دموکراسی آمریکایی بصدا در خواهد آمد چون نظام شریعت با تعاملات نظام سکولار سرمایه داری کاملا در تضاد است بهمین دلیل بود که در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی اقدام به همکاری ودفع خطر این نظام که اختلافات زیادی با ارزشهای نظام سرمایه داری غربی داشت با افغانها وتمامی گروههای مخالف کرد تا از هم مرز شدن این دولت با ایران و پاکستان وکلا نزدیک شدن به خلیج منبع شیردهی گاوهای پر شیرش جلوگیری کند چون میترسید مردم این کشورها هم از نظام سکولار آمریکایی زده شوند وخود را در دامان این نظام قرار دهند که گویا در این تقریر اشتباه کرده بودند ونظام کمونیستی و سوسیالیستی کلا با افکار و خواسته های کشورهای اسلامی علی الخصوص مردم مسلمان در تضاد آشکار است.

 اما اینک با مطالعه رفتار مردم منطقه وزمینه عقیده ای مشترک با امارت اسلامی  وسرخوردگی وپایمال شدن غرور ملی‌شان توسط دولتمردان شأن در تعامل با فلسطین وخنثی کردن بهار عربی وقضایای مشابه که با پشتیبانی کامل آمریکا صورت گرفته کاخ سفید مطمئن است تجربه افغانستان میتواند سرآغازی به صدور این تجربه به کشورهای دست نشانده شود تا آنها هم آمریکا را بالکل از منطقه اخراج کنند علی الخصوص اینکه گروه هایی مانند القاعده واخوان المسلمین  و غیره در میان این مردم فعالیت داشته و به صورت پنهانی آنها را بر علیه آمریکا وسیاستهایش در منطقه تحریک میکنند ودرتمامی مشکلات مسلمانان انگشت اتهام را به سوی آمریکا و همپیمانان منطقه ای و همچنین دست نشاندگانش نشانه رفته اند

برادران و خواهران، ما امتی هستیم که پیروزیمان نه بعلت امکانات ونه نفرات است بلکه خداوند ما را به خاطر فضل و کرم خود واثبات اینکه دینش وپایداری در این راه سبب پیروزی میشود ما را نصرت میدهد وگرنه تجهیزات و نفرات ما در مقابل دلتا فورس نیروی ویژه آمریکا و اس ای اس نیروی ویژه بریتانیا که چیزی نیست، تنها عقیده ما وسپس دلاوری وجان برکفی مومنان به نصرت خدایی سبب پیروزی میشود وگرنه قبل از سقوط عثمانی مسلمانان که بی انگیزه وبی رسالت شده بودند بزرگترین ناوگان جهان بنام مسعودی و همچنین قطار جنگی معروف صحرا را داشتند که حتی سوژه بازی های کامپیوتری معاصر شده است ودر چند جنگ بزرگ بر انگلیس پیروز شدند اما هنگامی که تمدنی در اثر بی لیاقتی افرادش رو به سقوط نهاد هیچ ارتش وهیچ‌جنگ افزاری را یارای ادامه بقایش نیست.

سخنی خطاب به خواهران  در تربیت جهـادی

سخنی خطاب به خواهران  در تربیت جهـادی

مؤلف: ع. محمود فلسطینی
مترجم: صادق . م

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

الحمد لله حمدًا كثيرًا طيبًا مباركًا فيه والصلاة والسلام على رسول الله الأمين خير خلق الله وعلى آله الطيبين الطاهرين وعلى أصحابه جميعًا الغر الميامين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين .. وبعد:

خواهران مسلمانم:
در این جلسه که با شما هستم، قلبهایی شکسته و اندوه­بار، پاره پاره می­شوند. هر چند زنان از درجات مختلفی در فهم، هوش و یادگیری برخوردارند اما می­خواهم مسائلی را آشکار و صریح برایتان روشن کنم. مسائلی که درگذشته از آن­ها منع شده­اید .. چیزی که دیگران می­خواهند از زنان بسازند، اینست که آنان را از فطرتشان، و اسلام و دینشان خارج گردانند.

مجتمعات و جوامع ما بدون شک در این مرحله و قبل از ظهور استعمار در سرزمین­هایمان، فقط می­توانم و بگویم که: زن مظلوم بوده­اند .. مردان ما در روستاها و شهرها هرگز نتوانستند به ارزش زن پی ببرند. و اینکه عظمت و ارزش این مخلوق بزرگ در این جامعه و سایر جوامع چه قدر است؟

مرد عقب افتاده­ای که از دین خداوند متعال چیزی نفهمیده­است، گمان می­کند زن فقط یک کالا مانند لوازم بی ارزش خانه است، حتی در بعضی از جوامع اسلامی شاید به مرد اجازه داده شود همسرش را بکشد و کسی از خانواده­اش نتواند به این کار اعتراض کند ـ پس او مانند کالای فانی است ـ یا کاملا به مرد اجازه داده شده که او را هلاک کند و کسی از او سوالی نپرسد، به این معنا که دید مسلمانان جاهل نسبت به زن برگشته است به همان نگاهی که در جاهلیت به زن می­شد. برای این مخلوق از نظر انسانی و شخصیتی ارزشی قائل نیستند .. پس اهل کفر می­آیند و این وضعیت پر از بدختی زن را می­بینند و می­فهمند که زن دریچه اطمینان است، یعنی زن کلید خیر و شر برای جوامع است. در نتیجه یکی از ارکان تلاششان، در خانواده­ها و شهرها و جوامعمان فاسد کردن زن و خارج کردن او از نقش اصلی و درستش می­باشد، تا جایی که او را به بازی­ می­گیرند و او را که قبلاً کالایی برای مرد خانه بود به کالایی برای همه مردان تبدیل می­کنند!

با حرف­های شیرین و عبارات دلنشین به سوی سرزمینمان آمده­اند، از زن می­خواهند از قید و بندهایش رها شود و حقوق­اش را ـ آنگونه که آن­ها گمان می­کنند ـ بشناسد.

آنها در حالی که افرادی بدذات هستند و رواشناسی زن و واقعیت روانی آن­ها را در سرزمین­های ما مورد مطالعه قرار داده­اند. می­آیند و می­گویند: «ای زن؛ مورد ظلم واقع شدی و حقوقت پایمال شد.» گفته­های آن­ها همه درست و صحیح است و شکی در آن نیست و بحثی در مورد آن نداریم.

اما آیا درمان این امر، کاری است که آن­ها انجام می­دهند؟

ادامه خواندن سخنی خطاب به خواهران  در تربیت جهـادی

شناختی مختصر بر کارنامه ی  حکومت سکولارآمریکا 

شناختی مختصر بر کارنامه ی  حکومت سکولارآمریکا 

به قلم: محسن صادقی/سقز

حکومت سکولار آمریکا که چندین دهه قبل توسط سید قطب رحمه الله به عنوان «شیطان بزرگ» نامیده شد که خطر آن از خطر کمونیستهای شوروی و چینی هم نزدش بیشتر بود و به همین دلیل از سوی اهل جهاد به عنوان «سر افعی» به آن نگریسته می شود که باید به عنوان دشمن اصلی بر آن تمرکز کرد و از هر گونه جنگ جانبی خودداری کرد دارای کارنامه ای سیاه است که به صورت مختصر حکومت سکولار آمریکا برای ما تداعی : 

  •  واژه‌ای است برای خون ریزی و تخریب و عقب نگه داشتن ملل ضعیف
  • واژه‌ای است برای دشمنی با قوانین شریعت الله و دارالاسلام و مسلمین شریعت گرا
  • واژه‌ای است برای تحمیل و زورگوئی و اشغال‌گری ملت‌ها.
  • واژه‌ای است برای زیر پا گذاشتن حقوق بشر به صورت عمومی‌ ‌و مسلمانان به صورت خصوصی.
  • واژه‌ایست که تمامی‌ ‌پلیدی‌ها و خباثت‌ها در آن جمع شده است.

شیخ ناصر الفهد  که الله تعالی از زندان آل سعود آزاداش گرداند، در کتاب (التبیان فی کفر من اعان الامریکان ۱/۴۳) درباره‌ی آن کسانی که گمان می‌‌کنند که آمریکا کشوری پیشرفته و متمدن است می‌‌فرماید: «آمریکا تنها در جنگ ویتنام در ۱۹۶۳ (۱۶۰) هزار انسان را کشت و (۷۰۰) هزار نفر را فقط شکنجه داد و ۳۱ هزار زن را اغتصاب کرد و کلیه‌ی ۳ هزار نفر را در آورد و ۴ هزار نفر را سوزاند و ۴۶ روستا را با سلاح شیمایی از بین برد».

این کدام پیشرفت و حقوق بشر است که حکومت سکولار آمریکا درباره‌اش سخن می‌‌گوید. آیا این خنده دار نیست که انسان‌های نفهم و نادان بدان معتقدند که حکومت سکولار آمریکا پیشرفته و مدافع حقوق بشر است؟ کدام بشر؟ بشر سکولار؟ یا بشر مسلمان شریعت گرا هم شاملش می شود ؟ یا فقط شامل بخشی از بشرهای سکولار می شود؟

شیخ عبدالله عزام می گوید: «خلاصة أمريكا عبارة عن مجموع اللصوص والأشرار في أوروبا الذين نبذهم مجتمعهم فهاجروا ، عبارة عن شذاذ الآفاق هاجروا إلى العالم الجديد بعد أن اكتشفها كولمبس ، ووجدوا شعباً يعيش في أرضٍ جديدةٍ ، فبدأوا به تمزيقاً وتقتيلاً وأفنوه ، ولم يبق منه إلا بضعة ملايين ، سواء من الهنود الحمر أو من الأسبانيين في كولورادو وأنديانا وغيرها ، أبقوا بقية باقية عبارة عن ماذا ؟ عبارة عن متاحف ، عبارة عن قطعٍ قديمةٍ يراها الزائرون لأمريكا»( خربت امریکا: ابی جندل الازدی۱/۳۸).

ترجمه: «خلاصه آمریکا: عبارت است از جماعتی دزد و اشرار هستند که از اروپا کوچ کرده اند و نزد جامعۀ خود منفور و فریب خورده هستند و عبارتند از عده‌ای شاذ از همه‌ی دنیا که به دنیای جدیدی که کولمبوس آن را کشف نموده است کوچ کرده‌اند، که دیدند در این زمین جدید ملتی زندگی می‌‌کنند (که هندی ها بودند)، پس شروع به کشتن و بریدن کردند و باقی نماند از آنها مگر چند میلیونی از هندی‌ها و سرخ پوستان و اسپانیائی‌های کولورادو و اندیانا و غیره». 

دکتر عبدالعظیم محمود الدیب می گوید: «هرکس تاریخ اروپا را بخواند به چند جنایت و خرابی و حادثه بر می‌‌خورد که اگر قطره‌ای از این امور وارد دریای تاریخ ما شود، آن را کثیف و تار می‌‌نماید و رنگ آن را سیاه و تاریک می‌‌کند، اما غرب توانسته است خود را از این تاریخ بیرون بکشد و خود را به نصیحت خواه ملتش بشناساند و آنگونه شده است که بعضی از ما به اشخاص تاریخی اروپا افتخار می‌‌ورزند».

البته لازم است بدانیم که در جنگ کرۀ شمالی، آمریکا ۳۵ هزار سربازش را از دست داد، در ویتنام نزدیک به ۵۰ هزار سربازش قربانی شدند و در چندین جنگ دیگر هزاران سربازش را از دست داده است. اما با این وجود درس عبرت نگرفت و به عراق و افغانستان و یمن و سوریه و غیره حمله‌ای وحشیانه نمود و شروع به اشغال گری کرد و چند دهه است که برای دارالاسلام ایران نیز خط و نشان می کشد و از دور پاس می کند و هر چند وقت یکبار توله سگهای مزدورش را در قالب احزاب سکولار چند نفره ی کومله ها و دموکراتهای کردستان و گروه مزدوران رجوی و اوجالان و … جهت تخریب و ترورهایی روانه دارالاسلام ایران می کند.

کسی که ۷ میلیون نفر به وسیله او اسلام آورده است کیست؟

کسی که ۷ میلیون نفر به وسیله او اسلام آورده است کیست؟

ارائه: شاهو سنه ای

دوست داشتم مطلبی را از «وب سایت خبری امة اليوم» خدمت آند دسته از عزیزانی ارائه دهم که امر دعوت عمومی را نایده گرفته اند و خیال می کنند دعوت کردن فقط متعلق به طبقه ی خاصی است، در حالی که شخص با آگاهی بر تنها یک آیه و یک حدیث و یک مساله ی شرعی هم می تواند اهل دعوت شود .

اگر شخص بر یک حکم شرعی آگاهی کامل و دقیق دارد می تواند با رعایت امانتداری و عدم خروج از الجماعة و «با رعایت حد و حدود خود» به فرمایش رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل کند که می فرماید: «بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً» (بخاری۳۴۶۱) از طرف من ابلاغ کنید هرچند يک آيه (=يک مسأله) باشد. یا سنتی از سنتهای رسول الله صلی الله علیه سولم مثل حفر چاه یا ساختن اماکن عمومی و غیره را زنده کند و به درجه ای دست پیدا کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده اش را داده و می فرماید: مَنْ أَحْيَا سُنَّتِي فَقَدْ أَحَبَّنِي، وَمَنْ أَحَبَّنِي كَانَ مَعِي فِي الْجَنَّةِ.(سنـــــن الترمـــــذی / ۲۶۷۸) هر کس سنتی از سنتهای من را زنده کند، من را دوست خواهد داشت، و هر کس من را دوست داشته باشد در بهشت همراه من است.

در این زمان شخصیت­هایی که زمان شاهد آن است .. و نام آنها را با آب طلا نوشته است نیز وجود دارند. این مرد که جزء صالحان است بعد از اسلام آوردن ۷ میلیون نفر توسط وی دنیا را وداع گفت. به تاکید که بسیاری از مردم نمی­دانند که او کیست؟

او یکی از شیرمردان این امت است که ۷ ميلیون نفر به وسیله وی اسلام آورده­اند. وی بعد از ۲۹ سال دعوت به اسلام در آفریقا و بنای ۵۷۰۰ مسجد و سرپرستی از ۱۵۰۰۰ یتیم و حفر ۹۵۰۰ چاه در آفریقا و بنا کردن ۸۶۰ مدرسه ۴ دانشگاه و ۲۰۴ مرکز اسلامی و موارد بسیار دیگر که ما در مورد آن اطلاعی نداریم و باید آنها را با آب طلا نوشت، او شیخ دکتر عبدالرحمن السميط ـ رحمه الله تعالى ـ است.

پس شایسته دیدم که زندگی نامه این شخص را در اینجا قرار دهم تا از او درس بگیریم و بعد از درس گرفتن از خود بپرسیم که چگونه می­توانیم به این سوالات پاسخ دهیم که ما برای اسلام چه چیزی را تقدیم کرده­ایم و برای بشریت چه کاری انجام داده ایم.

عبد الرحمن بن حمود السميط داعی کویتی در سال ۱۹۴۷ در کویت متولد شد او مؤسس کمیته کمک­های مستقیم به آفریقا بوده و ریاست آن را نیز برعهده داشته است وی همچنین رئیس هیئت تحقیق و مطالعات اسلامی بوده است.بعد از اینکه وی ۲۹ سال از زندگی خود را صرف دعوت در آفریقا کرد بیش از ۷ میلیون آفریقایی توسط وی مسلمان شدند.

وی قبل از فعال شدن در امور خیریه یک پزشک متخصص در امراض داخلی و دستگاه گوارشی بوده است. او پس از گرفتن لیسانس پزشکی و جراحی از دانشگاه بغداد فارغ تحصیل شد وی سپس یک مدرک تحصیلی را در مورد بیماری­های مناطق حاره­ای از دانشگاه لیورپول در سال ۱۹۷۴ گرفت و در پایان، کارشناسی ارشد خود را در رشته تخصصی امراض داخلی و دستگاه گوارش از دانشگاه ماکجل در کانادا دریافت کرد.

آیا با ذکر این نمونه در زمان خودمان هنوز تماشاچی و نظاره گر و منفعل و منفی باف هستی و دست از  غرزدنهای تمام نشدنی ات بر نداشته ای و جزو «اهل دعوت عمومی» نشده ای؟ 

درخواست پناهندگی از سکولاریستها در هنگام ضرورت و جبران آن در صورت توانایی

هنر برخورد با سیستم جاهلی / درخواست پناهندگی از سکولاریستها در هنگام ضرورت و جبران آن در صورت توانایی

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

ابن اسحاق روایت کرده است :

رسول الله صلی الله علیه وسلم  زمانی که از طایف به قصد مکه برگشت، کسی را نزد اخنس بن شریق فرستاد و از او درخواست پناهندگی کرد. اخنس جواب داد که من دارای پیمان و قرارداد هستم؛ بنابراین قدرت پناه دادن را ندارم. بعد از او نزد سهیل بن عمرو فرستاد، او نیز گفت : بنی عامر به بنی کعب پناه نمی دهند. سپس نزد مطعم بن عدی فرستاد و مطعم درخواست پناهندگی رسول الله صلی الله علیه وسلم  را پذیرفت.

در مختصر السیره ی عبدالله بن محمد آمده است : « رسول الله صلی الله علیه وسلم  چند روزی در تاکستان به سر برد و زمانی که خواست به مکه برگردد، زید بن حارثه گفت : چگونه پیش قریش برمی گردی و حال آنکه شما را بیرون کرده اند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود : ای زید! خداوند چاره ساز و مشکل گشا است؛ خواهی دید که دری را بگشاید، خداوند یاور و پشتیبان دین خود است. به قصد مکه به راه افتاد. مردی از اهل خزاعه را نزد مطعم بن عدی فرستاد و از او خواست، چنانچه تمایل دارد به او پناهندگی بدهد. مطعم درخواست رسول الله صلی الله علیه وسلم  را پذیرفت و به اقوام و فرزندان خود دستور داد که خود را مسلح کنند ود ر کنار بیت الحرام به صورت آماده باشد بایستند تا رسول الله صلی الله علیه وسلم  در امنیت به مکه وارد شود. رسول الله صلی الله علیه وسلم  همراه زید حرکت کرد تا به بیت الحرام رسید. در این موقعیت مطعم بر شتر مخصوصش سوار شد و به اهل قریش رو کرد و گفت : من محمد را پناه داده ام و کسی حق ندارد برای او مزاحمت ایجاد کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم  قبل از هر چیز در کعبه نشست و دو رکعت نماز به جای آورد و در بستر امن و حمایت و حفاظت مطعم و بستگانش به منزل خود برگشت.[۱]

چنانچه سفر رسول الله صلی الله علیه وسلم  به طائف با دو هدف «دعوت و درخواست یاری بود»، بی تردید اکنون به درخواست پناهندگی و حماست شخصی از رهبران مکه منجر شده است. و در روایتی که گذشت متوجه شدیم که همین سکولاریستهای قریش رسول الله صلی الله علیه وسلم  را از مکه بیرون کرده بودند و زید به رسول الله صلی الله علیه وسلم  گفت : «راستی چگونه پیش قریش برمی گردی و حال آنکه شما را بیرون کرده اند؟» اما رسول الله صلی الله علیه وسلم  مطمئن بود که فرستاده ی خدات و پیروزی و گشایش خدادادی نزدیک است و به ویژه زمانی که محنت شدت یابد و بلا افزون گردد، خداوند به فریاد بندگان خود خواهد رسید.

اخنس بن شریق از بنی زهره، هم پیمان بنی هاشم و بنی تمیم، در پیمان «حلف الفضول» بودند. بنابراین او به بهانه ی این که هم پیمان است و هم پیمان قدرت قبول پناهندگی ندارد، زیربار این مسئولیت نرفت. شاید بتوان گفت که قانون پناهندگی مبنی بر پناهندگی قبیله ای برای قبیله ی دیگر بوده باشد و قانون حمایت شامل حمایت قبیله از فرزندان خود بوده است، مانند حمایت ابوطالب از فرزندان خود.

سهیل بن عمرو از پناه دادن رسول الله صلی الله علیه وسلم  خودداری کرد و برخورد خود را چنین توجیه کرد که گویا، بنی عامر نباید به بنی کعب پناهندگی بدهند. سهیل و رسول الله صلی الله علیه وسلم  از جهت نسبی در «لوئی» به هم می رسیدند و بعد از لوئی بنی کعب و بنی عامر از هم جدا می شدند. ما نسبت به حدود این سنت ها و رسم های جاهلی بی خبریم و نمی دانیم که چرا بنی عامر نمی توانست به بنی کعب پناهندگی دهد؟! اما ظاهراً نزد خودشان مسأله واضح بوده است یا اینکه سهیل خواسته است جهت فرار از این پناهندگی به توجیه بپردازد.

پس از این دو نفر رسول الله صلی الله علیه وسلم  از مطعم بن عدی رهبر بنی نوفل بن عبد مناف که شاخه ی سوم تبار عبد مناف بود، درخواست پناهندگی کرد. فرزندان عبد مناف به چهار شاخه تقسیم شده بودند : بنی هاشم، بنی عبدالمطلب، بنی عبد شمس، و بنی نوفل. مطعم بهتر از همه کس نسبت به خطر و حساسیت این کار مطلع بود و چه بسا احتمال می داد که به دشمنی او با تمام قریش منجر شود؛ چرا که او می بایست با هر نوع تهدیدی علیه رسول الله صلی الله علیه وسلم  مبارزه کند. اگرچه این حمایت منجر به جنگ بین او و قریش گردد.

هنوز از یاد نبرده ایم که مطعم در زمان حمایت ابوطالب از رسول الله صلی الله علیه وسلم  چقدر بر همبستگی قریش اصرار می ورزید! رسول الله صلی الله علیه وسلم  در این لحظه فراموش نکرده است که مطعم همان کسی است که هنگامی که ابوطالب تبادل عماره بن ولید با رسول الله صلی الله علیه وسلم  را نپذیرفت اورا سرزنش کرد و به ابوطالب گفت : ابوطالب! قسم به خدا قوم تو منصفانه با تو به میان آمده و تلاش کرده اند که تو را از این بحران نجات دهند. عماره بن ولید را بگیر و به پسری خود قبول نما و محمد را به قریش تسلیم کن. از این بهتر چه می خواهی؟ ابوطالب به او جواب داد : نه، قسم به خدا این انصاف نیست، پسرشان را به من دهند که او را خدمت کنم و پسرم را به آنها بدهم که او را بکشند! این مطعم برای شکست من انجمن تشکیل داده ای و قوم قریش را بر من شورانده ای. نه نه، برو هرچه دوست داری بکن! آری، مطعم همان کسی است که امروز رسول الله صلی الله علیه وسلم  از او درخواست پناهندگی می کند. در این موقعیت دشوار و حساس، آیا با تحمل هزینه ی دشمنی با قوم خود به رسول الله صلی الله علیه وسلم  پناهندگی بدهد یا همچون دیگران شانه از زیر بار این مسئولیت سنگین خالی نماید؟

او موضع شرافتمندانه  و افتخار آفرینی انتخاب نمود که تاریخ آن را حفظ کرده است. به درخواست رسول الله صلی الله علیه وسلم  جواب مثبت داد و فرزندان و سربازان خود را مسلح و با نمایش به سوی کعبه ، اعلام کرد که به رسول الله صلی الله علیه وسلم  پناهندگی داده است و رسول الله صلی الله علیه وسلم  این دعوتگر با تدبیر همراه زید در فضای امنیتی که با درخواست خود مهیا کرده بود به طواف کعبه پرداختند و پیامبر با حمایت و حفاظت آنان بعد از طواف به خانه ی خود بازگشت. این سیلی محکمی بود که با قدعلم کردن سکولاریستهای بنی نوفل در مقابل سکولاریستهای قریش نواخته شد. اما بنی نوفل با رهبری مطعم نیز همچون بنی هاشم با رهبری عبدالمطلب که مردانی و شرافتمندی خود را در دفاع از رسول الله صلی الله علیه وسلم  به اثبات رساندن بر آیین شرکی خود همچنان ماندند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم  این دفاع شرافتمندانه مطعم همراه با جان نثاری های او جهت نقض پیمان تحریم را در یاد و خاطره ی خود حفظ کرده بود و در جنگ بدر که هفتاد نفر از سران قریش را به اسارت گرفته بود، فرمود : «ای کاش امروز مطعم بن عدی زنده بود به خدا این اسیرها را به او می بخشیدم.

مطعم بن عدی کافرسکولاری بود و از نظر عقیدتی تفاوتی با سکولاریستهای قریش نداشت. ابوجهل و ابولهل نیز همچون مطعم درخواست پناهندگی و یاری رسول الله صلی الله علیه وسلم  به وجود این تفاوت ها واقف بود. و اکنون در هنگام قدرت نیکی های او را فراموش نکرده است و در جواب درخواست قریش مبنی بر آزاد کردن هفتاد نفر از اسیران که متشکل از سران سکولارقریش بود، می فرماید : «اگر مطعم اینجا بود و درخواست پناهندگی می کرد آنها را به او می بخشیدم».

ظاهراً حمایت مطعم محدود به حمایت از شخص رسول الله صلی الله علیه وسلم  بوده است نه مبنی بر آزادی دعوت. به همین دلیل می بینیم، رسول الله صلی الله علیه وسلم  به جستجو مکان دیگری است که دعوت خود را در آنجا آزادانه آغاز کند


۱- مختصره السیره، ۱۲۵

مختصری از تاریخ فرقه های اسلامگرا و جماعتهای جهادی کردستان عراق

مختصری از تاریخ فرقه های اسلامگرا و جماعتهای جهادی کردستان عراق

ارائه: معتصم

کار گروهی سیاسی اسلامی در کردستان عراق ‌به‌بیش ازهفتاد سال قبل برمی گردد؛ زمانی که ‌برای اولین بار مدرسه ی “اخوان المسلمین” در سال ۱۹۵۲میلادی (۱۳۳۰ هجری شمسی) به‌شهر حلبچه‌آمد، درحالی که در آن زمان ادبیات فکری و دید سیاسی اسلامی اخوان المسلمین فرازونشین های فراوانی داشت.

۱- در اوایل دهه ی هشتاد قرن گذشته ” ‌لشکر اسلام” که حاصل تلاش “‌عباس شبک” بود شکل گرفت اما پس از مدت کوتاهی حزب اتحادیه میهنی کردستان به آسانی توانست در آنها نفوذ کند وریشه‌ دار شود و با تبلیغات مناسب وفعالیتهای مستمر افراد زیادی را جذب و به طرف هدف مورد نظر خود سوق داد، تا اینکه سال ۱۹۸۲میلادی (۱۳۶۰ هجری شمسی) توانست یک گرز بزرگ نظامی را برپیکره ی آنها وارد نماید و قوت وتوان آنها را به طور کلی از آنها گرفت. و سرانجام در سال ۱۹۸۶میلادی (۱۳۶۴ هجری شمسی) به‌کلی نابود شدند.

۲- در سال ۱۹۸۲میلادی (۱۳۶۰ هجری شمسی) گروه‌اخوان المسلمین کردستان تلاش کردند تا شاید به کمک وحمایت ایران ‌یک گروه سیاسی را به نام انصار تشکیل بدهند، اما از طرف ایران هیچ گونه پاسخی به درخواست آنها داده نشد. این خود باعث شد که‌ آرام آرام بیشتر افراد حامی و طرفدارشان از این گروه جدا شوند. و دیگر اعضای آنها توانستند با ‌مدیریت “صلاح الدین محمد بهاالدین” به‌گروه‌(اخوانی عراق) بپیوندند اما به طور ‌رسمی در سال ۱۹۸۶میلادی (۱۳۶۴ هجری شمسی) به اخوان المسلمین عراق ملحق شدند.

۳- در سال ۱۹۸۵میلادی (۱۳۶۳ هجری شمسی) “رابطه‌اسلامی” کردستان به‌ریاست “ماموستا شیخ محمد برزنجی” در ایران تشکیل شد که شاخه ی نظامی آن ” لشکر قرآن” نام گرفت . بدین شکل ادامه‌ یافت تا در سال ۱۹۸۷میلادی (۱۳۶۵ هجری شمسی) به ریشه‌ و بنیانی (ستون و دیواری) برای ‌تشکیل “حرکه‌اسلامی” تبدیل شد.

۴- در سال ۱۹۸۷میلادی (۱۳۶۵هجری شمسی) وقتی استاد “ملا عثمان” رحمة الله علیه و برادر و طلاب و شاگردان و طرفدارانش برای مبارزه ی مسلحانه و جهاد فی سبیل الله، ‌از شهرها بیرون رفتند و با “ر‌ابطه‌اسلامی” یکی شدند و “حرکه‌ اسلامی” رادر کردستان عراق شکل دادند… به این صورت باقی ماندند تا سال ۱۹۹۹میلادی (۱۳۷۷هجری شمسی). در این سال گروه مبارزین اسلام (دسته دوم اخوان المسلمین در منطقه‌) و “حرکه اسلامی” در کردستان عراق گروهی با نام “بزوتنه وه ی اسلامی” ‌را تشکیل دادند. ولی “حرکه‌اسلامی” بخاطر چند دلیل داخلی و خارجی در تاریخ ۳۰-۵-۲۰۰۱ میلادی (۹/خرداد/۱۳۸۰ هجری شمسی) به ‌رهبری استاد” شیخ محمد برزنجی” و امیریت “علی باپیر” از آنها جدا شدند.

بعدها “بزوتنه وه ی اسلامی” به ‌سه ‌قسمت دیگر انشقاق پیدا کرد‌:

۱- حرکه‌ اسلامی ‌به ‌ریاست استاد”علی عبدالعزیز” رحمة الله علیه.

۲- جندالاسلام به‌رهبری “ابوعبدالله ‌شافعی” ( کاک وریا هولیری) که‌ در تاریخ ۱-۹-۲۰۰۱میلادی (۱۰- شهریور- ۱۳۸۰ هجری شمسی) که ‌رسمیت خودشان را اعلام کردند (با برادران توحید که ‌نزدیک پنجاه نفر بودند متحد شدند)

۳- گروه “اصلاح” به‌ رهبری ” ماموستا کریکار”

سرانجام ‌”جندالاسلام” و “اصلاح” در تاریخ ۱۰-۱۲-۲۰۰۱ میلادی (۱۹/آذر/ ۱۳۸۰ هجری شمسی) به هم پیوستند و گروه “انصارالاسلام” را به‌رهبری “کریکار” تشکیل دادند. (پاک) نام دوم انصار الاسلام است به معنی ‌پشتیبانان اسلام کردستان.

۵- درسال ۲۰۰۶ میلادی (۱۳۸۴ هجری شمسی) گروه معروف به کتایب کردستان وابسته ‌به ‌دولت اسلامی عراق که زیر نظر گروه القاعده بودند رسمیت خود رابا انجام چند عملیات نظامی علیه نیروهای حکومت دست نشانده ی اقلیم کردستان عراق در کوههای “پنجوین”( که ‌یکی از شهرهای مرزی عراق- ایران است)، اعلام کردند.

هم اتوبوسی که اسباب هدایت شد

هم اتوبوسی که اسباب هدایت شد

به قلم: پدرام سنندجی

سلام

من پس از پایان پایان ترم و تعطیلات تابستانی در داخل اتوبوس با یکی از دانشجویانی که به نظر من وخیلیها جاش و ضد کرد محسوب می شد در مورد  کردستان، هورامان، زبان هورامی و ارتباط آن با دیگر لهجه های ایرانی، تاریخ اسلام وخود اسلام و بخصوص احزاب سکولار کردی وارد صحبت شدیم .

 او معلوماتش دراکثر موارد وخصوصاً در مورد احزاب سکولاری که من ازشون طرفداری می کردم بیشتر بود وحرفهاش هم مستند بود و هم با واقعیت می خون ، اما من که زیر بار نرفتم .

 او در پایان این سایت شما را به من معرفی کرد و من بعد سه ماه تحقیق همه چیز برایم روشن شد . اما دو مشکل اساسی دارم:

  1.  من مطمئنم اگر با این تفکراتم در جمع دوستانم  به  ابراز کفر به طاغوت و مسئله ی بسیار اساسی  برائت از سکولاریستها (مشرکین) بپردازم دیگران مرا مسخره کرده ومارکهایی چون کهنه پرست ،عقب مانده و… می چسبانند . اما بیشتر از این می ترسم که اگر در مورد کفر آشکار حزبهای سکولاری همچون دمکرات، کومله ، پژاک ، پ.ک.ک ،یه کیه تی و…. صحبت کنم آ نها مرا متهم به جاشیگری و ضد کردی نمایند چون من در داخل اینها بوده ام اینها بدون هیچ مدرک ودلیلی تنها به جرم مخالفت با سکولاریسم ویا حزبهای سکولار مورد دلخواهشان انسان را متهم به هر چیز زشت و غیر انسانی  می نمایند .

اینها اگر کومله باشند ، پژاکیها را متهم به جاشیگری میکنن ویا اگر پژاکی باشند کومله ودمکرات را ضد کردی می دانند . در مور پارتی و یه کیتی و… هم قاعده همین است و همه ی اینها اسلامیها را متهم می کنند .

  • اگر بگویم ایران فعلی دارالاسلام است و باید وظایفی در برابر آن انجام دهیم کلاً من را متهم به همه چیز می کنند. بابا ما حتی جرئت نمی کنیم بگوئیم مثلا در فلان روستای ما گاز کشی داریم اما در پایتخت کردستان عراق نیست یا آب آشامیدنی ما و راههای ما اینگونه است و … و کردستان عراق اینگونه است !

ما واقعا در یک نوع حماقت زندگی می کردیم در حالی که تحصلیکرده هم هستیم؛ واقعاً مشکل احزاب سکولار با اسلام و قوانین اسلام است و برایشان فرق ندارد این مجری قوانین اسلامی یک شافعی باشد یا مالکی یا شیعه یا حنفی و غیره.

ذات سکولاریسم و دموکراسی با قوانین اسلام سازگار نیست. تو یا باید قوانین خدا را قبول کنی یا قوانین سکولاریستی را و برای طرفداران احزاب سکولار گزینه ی سومی وجود ندارد.

من در این تعطیلات مطالعاتم را در زمینه اسلام  و دارالاسلام و سکولارها بیشتر خواهم کرد. لطفاً در روش گفتگو با امثال من با نرمی و دلسوزی برخورد کنید و با دلیل صحبت کند . تا می توانید حرف خودتان و برداشت خودتان در مورد احزاب را نیاورید و بلکه سند بیاورید از اسلام هم که صحبت می کنید دلیل بیاورید نه برداشت خودتان و عقل خودتان را . این را از این همسفر محترم خودم که اهل مریوان بود یاد گرفتم .

برایم دعای خیر کنید.

باتشکر واحترام  ….. پدرام سنندجی (دانشجوی علوم پزشکی )

هنر برخورد با سیستم جاهلی / کاستن از تعداد دشمنان سکولار در تنگنای جنگ و مبارزه با رعایت اصول گفتگو و مذاکره

هنر برخورد با سیستم جاهلی / کاستن از تعداد دشمنان سکولار در تنگنای جنگ و مبارزه با رعایت اصول گفتگو و مذاکره

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

گفتگوهای ویژه ای که بین عتبه بن ربیعه رهبر بنی امیه و رسول الله صلی الله علیه وسلم  با هم تبادل شد و شامل تشویق و تطمیع های تکراری است اکنون در دست ماست. عتبه بن ربیعه که از بزرگان عرب و رهبر بنی امیه بود هنگامی که سکولاریستهای قریش در انجمن گردهم آمده بودند از آنها تقاضا کرد که با محمد گفتگو کنند و چند چیز را به او پیشنهاد نمایند شاید یکی از آنها را بپذیرد و هر چه را انتخاب کند به او بدهند تا از قریش دست بردارد.

عتبه به رسول الله صلی الله علیه وسلم  چنین گفت : «تو در میان ما نسب عالی داری اما دعوت تو مایه ی تفرقه ی مردم شده است؛ به سخن من گوش کن چند چیز را به تو پیشنهاد می کنم، شاید یکی از آنها را بپذیری: اگر منظور تو از این کار ثروت است از اموال خود آنقدر به تو می دهیم تا از همه ی ما ثروتمندتر شوی. اگر شرافت و مقام می خواهی، تو را به پیشوایی خود برمیگزینیم و هیچ کاری را جز به صلاحدید تو انجام نمی دهیم. و اگر آن کسی که به نزد تو می آید جنی است و قدرت دفع آن را نداری برای علاج تو از علوم پزشکی کمک می خواهیم و مخارج آن را بر عهده می گیریم تا شفا یابی».

رسول الله صلی الله علیه وسلم  به سخنان او گوش داد تا سخنانش به پایان رسید، سپس فرمود: ای پدر ولید! سخنانت تمام شد ؟

پدر ولید گفت : بلی.

رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود : پس اکنون تو هم به من گوش فرا ده.

پدر ولید گفت : بفرما.

رسول الله صلی الله علیه وسلم  شروع کرد به خواندن سوره فصلت (سجده) :

«بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیم* حم* تَنزِیلٌ مِنَ الرَّحمنِ الرَّحیمِ* کِتبٌ فُصِّلَت ءایتُهُ قُرءاناً عَرَبِیَّا لِقَومٍ یَّعلَمُونُ* بَشیراً و نَذیراً* فَأَعرَضَ أَکثَرُهُم فَهُم لا یَسمَعُونَ …»[۱]

:«این کتاب نامه ای است از جانب رحمتگر مهربان، کتابی است که آیات آن به روشنی بیان شده است، قرآنی است به زبان عربی واضح برای مردمی که می دانند. بشارتگر و هشدار دهنده است. ولی بیشتر آنان به حق پشت کردند در نتیجه چیزی نمی شنوند …».

عتبه سراپا گوش بود و به آیات قرآن گوش می داد و در مقابل خود کسی را می دید که به ثروت و مقام و فرمانروایی طمع ندارد و به این صورت فریب نمی خورد. او مریض نیست بلکه از حقیقت سخن می راند، مردم را به نیکی می خواند، با ملایمت از حقیقت دفاع می کند و عباراتی می گوید که از فرط بلاغت نمونه ی اعجاز هستند؛ بنابراین از گوش دادن بدان خسته نشد، تا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم  به سجده رسید و به سجده رفت. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود :

ادامه خواندن هنر برخورد با سیستم جاهلی / کاستن از تعداد دشمنان سکولار در تنگنای جنگ و مبارزه با رعایت اصول گفتگو و مذاکره