شما صهيونيسم و سكولاريسم را دشمن شماره يك مسلمين مي دانيد و علمايي چون ابوبصير معتقد هستند كه  مي توان  بر عليه شيعيان و مسلمين  ظالم و شورشگر با همين كفارهمكاري نمود و پشتيباني كرد؟ (۱)

شما صهيونيسم و سكولاريسم را دشمن شماره يك مسلمين مي دانيد و علمايي چون ابوبصير معتقد هستند كه  مي توان  بر عليه شيعيان و مسلمين  ظالم و شورشگر با همين كفارهمكاري نمود و پشتيباني كرد؟ (۱)

(سلسله درسهاي: پرسش از ما و شما،  پاسخ  ساده از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )[۱]

بسم الله والحمد لله؛ اما بعد:

من هم فتواي اين شخص ساکن در دارالحرب انگلیس را ديده ام. متاسفانه بسياري از مسلمين از دشمن شناسي شرعي و درجه بندی شرعی دشمنان برخوردار نيستند، به همين دليل به راحتي آلت دست ديگران قرار مي گيرند و از ثبات چنداني برخوردار نيستند و اغلب همچون يك وسيله در اختيار دشمنانشان قرار گرفته و خواسته يا ناخواسته  در صف دشمنان قرار مي گيرند و به سركوب ديگر مسلمين پرداخته و عملاً پيروزي قانون شريعت الله و تشكيل جامعه اي اسلامي را به تاخير مي اندازند.

 اما اينكه دشمن شماره يك مسلمين كيست كاري به اجتهاد و راي من و شما ندارد؛ زماني كه الله متعال مي فرمايد : ”  لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ (۸۲) وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (۸۳) ”   / المائده    صراحتاً مشركين يا همين سكولاريستهاي كنوني و يهود را دشمن شماره يك مسلمين معرفي نموده است و من در جزوه « سكولاريسم دشمن شماره يك … چرا ؟ » توضيحات كاملي در اين زمينه داده ام و نياز به دوباره گويي نيست؛ در اينجا تصميم با ناظر و خواننده است كه كدام تشخيص و راي را درست و صحيح مي داند، تشخيص و راي الله متعال را درست مي داند يا امثال ابوبصير و غيره را!

شايد براي مقلدينش امر تازه اي باشد، اما در تاريخ بشريت – و بخصوص تاريخ اسلام – وجود مفتيان سوء چيز تازه اي نبوده و نيست ؛ هر جا ظلمي بر عليه خداپرستان شده است دستان كثيف دين فروشان خائن هم وجود دارد . زماني كه  در تاريخ ۳/۹/۲۰۱۴ ابوبصير طرطوسي  فتوايي مبني بر «الانتصار بالكافر على دفع ظلم وبغي المسلم » صادر نمود و براي چندمين بار در تاريخ اسلامي چند قرن اخير  ياري كردن كفار بر عليه مسلمين را جايز دانست، خاطرات همكاري گروههايي از مسلمين در اندلس با كفار محارب  و ياري گروههايي از مسلمين با مغولها در حمله به سرزمينهاي مسلمان نشين را ياد آور شد كه در پي آن تمام مسلمين اندلس به صورت تدريجي از بين رفتند و  جنايات مغولها نيز نيازي به ياد آوري نيست .البته در اين بيانيه ياري كردن كفار بر عليه مسلمين با عناون ديگري هم ذكر شده است: تعاون و همكاري !  

و براي مستحكم نشان دادن و مستدل كردن اين فتواي غير شرعي و مخرب خود ، آيات و احاديث و آراي علمايي را نيز جهت عوام فريبي آورده است كه  همگي  در راستاي اهدافي كه مد نظرش بوده اند  تفسير و ارائه شده اند  نه معني و هدف واقعي آنها . از آن جمله مي توان به اين روايت اشاره كرد كه : قال صلى الله عليه وسلم:” ستُصالحون الرومَ صُلحاً آمناً، فتغزون أنتم وهم عدواً من ورائهم ــ وفي رواية: عدواً من ورائكم ــ فتسْلَمون وتغنمون …”[۲]

در اين حديث مساله ي صلحي آمده است كه در آن مسلمين در امنيت قرار مي گيرند، بله؛ شما اگر دقت كنيد كلمه ي « صُلحاً آمناً » آمده است نه همكاري و پشتيباني كردن كفار بر عليه مسلمين!  اما اين شخص مقيم انگليس در كمال تعجب و بي حيايي غير قابل وصفي،  معني و مفهوم حديث را غلط به كار برده و علاوه بر آن به لفظ  «عدواً» مي چسبد و استنباط مي كند كه مي توان بر عليه كمونيستها و بت پرستان و شيعيان و خوارج با كفار اصلي همكاري نموده و پشتيباني نمود ! در اينجا حرفي از رژيم صهيونيستي و سكولاريستهاي مرتد محلي  وجود ندارد!! و مي گويد : أن الحديث قال:” عدواً “، ولم يحدد صفة وهوية واسم هذا العدو .. فقد يكون هذا العدو شيوعياً ملحداً .. أو مشركاً من عبدة الأوثان .. أو من الروافض الحاقدين .. أو من الخوارج الأشرار؛ شر الخلق والخليقة، كما جاء وصفهم في الأحاديث النبوية .. فهذه الأصناف كلها تحتملها لفظة وكلمة ” عدواً “.


[۱] تاریخ این سلسله از پرسش و پاسخها به اواخر دهه هشتاد شمسی بر می گردد

[۲] صحيح الجامع:۳۶۱۲

اگر دقت کنید اهل جهاد و مسلمین شريعت گرا دشمناني چون آمريكا و ناتو را در برابر خود دارند كه قدرت برتر دنيا هستند، چگونه مي توان با وجود اينها حكومت اسلامي تشكيل داد؟

اگر دقت کنید اهل جهاد و مسلمین شريعت گرا دشمناني چون آمريكا و ناتو را در برابر خود دارند كه قدرت برتر دنيا هستند، چگونه مي توان با وجود اينها حكومت اسلامي تشكيل داد؟

(سلسله درسهاي: پرسش از ما و شما،  پاسخ ساده از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )[۱]

بسم الله والحمد لله؛ اما بعد :

ج :  در همين ابتدا بايد  چند باره بگويم كه در هيچ جنگي – غير از غزوه حنين با درسهايي كه داشت –  مسلمين هرگز نه از نظر تعداد و نه از نظر تجهيزات نظامي بر دشمنانشان برتري نداشته و حتي مساوي هم نبوده اند. البته كساني كه از الفباي جنگ سر رشته اي داشته باشند و يا حداقل آثار كساني چون سان تزو را مطالعه كرده باشند خواهند فهميد كه قواعدي كلي بر جنگ حاكمند كه تاريخ بشريت را پوشش داده و در طول زمان و مكان تغييري نمي يابند و قواعد خاص جنگ هم تابع اسباب ويژه اي هستند كه  تنها كساني مي توانند در مورد آن صحبت كنند كه در قواعد كلي جنگ تخصص داشته باشند.

 صحبت در مورد جنگ  به صورت عمومي و جهاد و قتال به صورت اخص در اسلام گسترده است و از حوصله ي يك سوال چند سطري خارج مي باشد، اما آنچه لازم به ذكر است اينكه تمام كساني  كه  اين شبهات را پخش كرده و در برابر «الجماعة» و مجاهدين شريعت گرا قرار گرفته اند هيچ تخصصي در اين زمينه ندارند و مشتي درسخوانده ي كتابخانه اي و كاريكاتور ماهواره اي دين فروش و منافق و يا علماي ذليل در سرزمينهاي كفار و تحت كنترل احزاب مرتد سکولارهستند كه  از باز و بسته كردن يك اسلحه ي سبك هم عاجز بوده و حتي روش جنگيدن با يك چاقو را نيز بلد نیستند چه رسد به  اينكه از كاربرد يك نارنجك يا بمب يا موشك آگاه باشند و تنها چيزي كه به آنها رسيده است ترس و هراس و واهمه است و …. . اين در حالي است كه از الفباي فقه اسلامي اين است كه تنها كسي مي تواند در مورد چيزي فتوا دهد كه فقه و تخصص آن چيز را داشته باشد.

 به هر حال ، در غزوه ي احزاب (سکولاریستها) که به غزوه خندق هم مشور است، سكولاريستهاي قريش تمام متحدين خود را با خود همراه كرده بودند، از دين يهود و يهوديان و منافقين مسلمان نماي داخل مدينه و اطراف آن به عنوان يك ابزار و وسيله استفاده مي نمودند. يهوديان وظيفه ي جاسوسي را بر عهده گرفته بودند و منافقين نيز از دورن  در جنگ رواني و سست نمودن اراده و ايمان مسلمين  جهت جهاد و مبارزات مسلحانه فعاليت داشتند.

منافقين در هنگام محاصره همه جانبه ي مسلمين  با  آنكه در كندن خندق مشاركت داشتند و خود را به ظاهر شريك مسلمين در اين مصيبت مي دانستند اما به اصحاب مي گفتند رسول الله صلي الله عليه وسلم  وعده ي فتح روم وقيصر و كسرا را به ما مي دهد اما نمي توانيم برويم دستشويي !! .

با اين وجود ديديم كه مسلمين هم كسرا را فتح كردند هم روم و قسطنطنيه را و اسلام به سراسر دنيا رسيد ولاكن المنافقین لا یعلمون. منافقين كنوني هم  كه در قالب اخوان الشياطين و نجدی ها آل سعود و دين فروشان خورده پاي بومي منتسب به تصوف و غیره فرو رفته اند همان جملات را در قالب ديگري بيان مي كنند. اينها مي گويند تا زماني كه آمريكا وجود دارد و مي تواند ناتو و ساير قدرتها را با  خود همراه كند و تا زماني كه  ما اسلحه و مهمات آنها را نداريم  نبايد در برابر اشغالگريهاي آمريكا بايستيم و مثل عراق و كوردستان عراق و افغانستان و يمن و صومال و مصر و پاكستان وغيره هرچه از ثروت و ذخاير و ناموس و غيره  خواست در اختيارش قرار دهيم  و هر قانون و حكومتي هم كه بر ما تحميل كرد قبولش كنيم  تا كي؟ تا زماني كه دلش را به دست بياوريم و راضيش كنيم از طريق بازيهاي انتخاباتي قدرت را به قانون شريعت الله  واگذار نماند !. اما ديديم كه در كشورهايي مثل تركيه و عراق آمريكا را راضي نمودند و خودشان جانشين نوكران قبلي شدند،  اما هرگز قانون شريعت جايگزين قانون كفري سكولاريسم  نشده و نخواهد شد و بلكه خودشان به نوكراني وفادارتر براي آمريكا و خطرناكتر براي مسلمين تبديل گشتند.

براي اين منافقين سبك مغز دنيا دوست،  آمريكا و قدرت نظامي و مادي آن جايگزين الله متعال و قدرت بي كران آن گشته است. و العياذ بالله چنين مي پندارند كه بدون خواست و اراده ي امريكا هيچ تغييري در دنيا رخ نمي دهد. البته با آنكه بر زبان نمي رانند اما منظورشان اين است كه فقط مسلمين نمي توانند بر خلاف اراده ي آمريكا كاري انجام دهند و گرنه هوشي مينه در ويتنام و كاسترو در كوبا و ديگران مي توانند هر كاري بكنند اما مسلمين نه! چر ؟ چون در ميان مسلمين موجودات فاسد و خائن دنيا دوستي مثل آنها وجود دارد و بايد گفت تا زماني كه اين موجودات در راس کار هستند هيچ تغييري در زندگي مسلمين رخ نخواهد داد چه رسد به اينكه بتوانند دشمنان خارجي را بيرون برانند. چون جسمي كه از دورن فاسد و بيمار گشته باشد قدرت مقابله با دشمن خارجي را ندارد هر چند كه اين دشمن خارجي يك پشه يا مگس باشد.

اين منافقين و مرتدين سكولار از درون مسلمين را فاسد و بيمار كرده اند. اينها  عملاً به آمريكا  ايمان آورده و مومنين به طاغوت و آمريكا هستند نه الله متعال. اما مومنين مسلمان به الله اعتماد و اطمينان دارند و يقين دارند كه هركسي كه قانون الله را ياري برساند الله متعال نيز به اندازه ي شايستگيش به وي ياري مي رساند و در اين راه  بايد آزمايشاتي را نيز در آزمايشگاه قتال و جنگ مسلحانه بگذراند. الله متعال مي فرمايند: أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُمۖ مَّسَّتۡهُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُواْ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِۗ أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيب (البقرة:٢١٤)


[۱] تاریخ این پرسش و پاسخ به دهه ۸۰ شمسی بر می گردد.

چرا مجاهدین در سراسر دنیا این همه جنگ می کنند ، مگر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم  هم اینگونه بوده اند و سابقه ای در اسلام دارد ؟

چرا مجاهدین در سراسر دنیا این همه جنگ می کنند ، مگر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم  هم اینگونه بوده اند و سابقه ای در اسلام دارد ؟

(سلسله درسهاي : پرسش از ما و شما ،  پاسخ ساده از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )

بسم الله والحمد لله 

اما بعد :

ج : در ابتدا به عرض مبارکتان برسانم که بیشترین جنگهای دنیا توسط سکولاریستها( = احزاب / مشرکین) و اهل کتاب صورت گرفته و می گیرد و در این چند دهه ی گذشته جنگ مجاهدین شریعت گرا در واکنش به دیکتاتوری و جنگ افروزی و اشغالگری سکولاریستهای جهانی و نوکران محلی اشان می باشد . پس در وضع موجود ، مجاهدین در حال انجام عبادت فرض عین جهاد دفع هستند، فرض عینی مانند نماز.

نکته ی دیگر اینکه، آیا می دانید که این اسلام چگونه به من و شما رسیده است؟ از هر پنج نفر از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم چهار نفرشان در این راه به شهادت رسیده اند، به دیگر سخن ۸۰ درصد از یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم در جنگ و قتال جهت رساندن دعوت به مردم و آزاد نمودن انسانها از بردگی انسانها و نابود کردن طاغوتها شهید شده اند .!

طاغوتها در هر نقطه ای از دنیا که بفهمند مسلمین قصد پیاده نمودن قانون الله را دارند، با اتحاد با منافقین محلی  سعی در نابودی آن داشته و دارند .

 در مکه مسلمین نه اسلحه ای داشتند و نه کسی را کشته بودند، اما سیستم پلید سکولاریستی جنگ را بر آنها تحمیل کرد و با کشتن و شکنجه ی تعدادی از مسلمین، آنها را مجبور به هجرت و فرار از وطن نمود .

در نتیجه،  و به صورت طبیعی،  این اسلام با آشتی آشتی و انتخابات پارلمانی دارالندوه ها و تسلیم شدن به طاغوتها و قمه زنی دراویش و عربده ها و رقص اهل بدعت به ما نرسیده و به نسلهای بعدی هم منتقل نمی شود. بلکه به همان شیوه ای منتقل می شود که اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم منتقلش کردند، با ایمان راسخ، هدایت قرآن و قدرت اسلحه.

الله متعال این ترکیب زیبا و تعادل میان شدت با کفار و مهربانی با همدیگر را اینگونه به تصویر می کشاند :  مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ (الفتح :٢٩)

دانلود رایگان کتاب :عذر به جهل و اقامه ی حجت نبوی، بهانه ای جهت ادای یک وظیفه / اثر شیخ ابوحمزه المهاجرهورامی

دانلود رایگان کتاب :عذر به جهل و اقامه ی حجت نبوی، بهانه ای جهت ادای یک وظیفه / اثر شیخ ابوحمزه المهاجرهورامی

جلد اول به صورت پی دی اف:

جلد دوم به صورت پی دی اف:

جلد اول به صورت ورد:

جلد دوم به صورت ورد:

متن کامل کتاب عذر به جهل و اقامه ی حجت نبوی، بهانه ای جهت ادای یک وظیفه / اثر شیخ ابوحمزه المهاجرهورامی

عذر به جهل و اقامه ی حجت نبوی، بهانه ای جهت ادای یک وظیفه

به قلم : شیخ ابوحمزه المهاجرهورامی

بسم الله و الحمد لله

اما بعد:

پس از اینکه انسان به دنیا می آید اصل در مورد آن این است که نسبت به احکام دین و روش اداره ی زندگی دنیوی خود جاهل و بی علم است. جهت رفع این جهل و نادانی، الله متعال سه ابزار در اختیار انسان قرار داده است: گوش (شنیدن)، چشم (دیدن) و قلب (جهت تعقل، تفقه و فهم داده های گوش و چشم). الله متعال می فرمایند: وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(نحل/۷۸) خداوند شما را از شكمهاي مادرانتان بيرون آورد در حالي كه چيزي  نمي‌دانستيد ، و او به شما گوش و چشم و دل داد تا سپاسگزاري كنيد.

با در اختیار داشتن این سه ابزار، شریعت اسلام، در همان ابتداء، در مساله ی عقیده، تقلید را جایز نمی داند . در این صورت در اساسی ترین مسأله ی زندگی، انسان به صورت تدریجی و پشت سر نمودن موانع از حالت جهل به حالت علم ارتقاء می یابد. زمانی که قبل از قبول توحید علم قرار می گیرد « فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» (قتال/۱۹) بدون شک مبین این امر مهم است که جهلی وجود دارد که باید با علم ابتدا برداشته شود تا انسان به «لَا إِلَهَ» یا کفر به طاغوت و «إِلَّااللَّهُ» یا ایمان به الله و قوانین و فرامینش دست یابد، و به دنبال آن ممکن است مسلمان در راه رفع این جهل دچار انواع اشتباهات و حتی گناهان غیر عمدی گردد. این نوع از جهل، با جهل در امور اجرائی و عملی جامعه که از دایره ی شخصی خارج شده و به محدوده ی حق الناس ختم می گردد تفاوتهائی دارد. این هم تابع قوانین خاص خود است. اما باز در همان قالب جهل مورد محاسبه قرار می گیرد.

در این صورت جهل در عقیده از بچگی شروع می شود و به صورت تدریجی به علم منتهی می گردد و در عقیده هم تقلید جایز نیست تا انتظار داشته باشیم زود رفع گردد . یعنی باید به همین ترتیب تدریجی و بر اثر خطا وتکرار و به صورت شخصی کسب گردد.

جهل در هر صورتی «فقر» مذمومی است که منشأ بسیاری از گرفتاریها، ناهنجاریها، قوانین انحرافی، فرهنگهای غلط و جرمها می گردد، که بسیاری از زندگیهای فردی و اجتماعی انسانها را آلوده، آشفته و مسموم نموده است. در این صورت جهل یک مانع در برابر رشد و تکامل انسان است که باید با علم و آگاهی برداشته شود، و غیره قابل تصور است که الله متعال در مورد جاهلی که عملی را انجام دهد اما مفهوم حقیقی آن را درک ننموده، یا اصلاً تصوری از حرام بودن یا ممنوعیت عمل خود نداشته، و یا اینکه جهل در اموری چون درک عقیده و یادگیری احکام شریعت و اموری چون فراموشی و خطاء که برای مسلمین غیر قابل اجتناب است، بی تفاوت مانده باشد.

اسلام جهت رفع فقر مادی راهکارهائی چون سیستم زکات، انفاق، صدقه و… را در نظر گرفته است و انتظار می رود که جهت رفع فقر معنوی نیز دارای راهکارهائی باشد. چون شخص جاهل در میان اطرافیان و مردم جامعه زندگی می کند و پیداست که جهل آثار غیر قابل انکاری بر روابط اجتماعی افراد دارد. در  اثنای این رابطه ممکن است شخص جاهل موجب خساراتی به حقوق معنوی و عقیدتی دیگر مسلمین و یا حقوق مادی آنها گردد؛ شریعت باید حد و حدود و قوانین مربوط به جبران یا عدم جبران خسارتها و جلوگیری از ضایع شدن حقوق متضررین، در عین توجه به نظم عمومی که باعث آسیب به حقوق شخص جاهل نیز نگردد، را در نظر گرفته باشد. بر این اساس یکی از مهمترین شروط در قوانین اسلام برای مسلمان، جایگاه جهل در عمل و مسأله ی عمدی و غیر عمدی بودن عمل و اختیار یا اکراه در عمل است.

در شریعت الله جهل یک امر نسبی بوده و نمی توان در یک شکل ثابتی آن را پیاده نمود، بلکه باوجود دشواری کشف حقایق و کثرت شبهه واقسام جهل در امور مختلف، یک کار دقیق قضائی است که دارای شرایط مختلفی می باشد . به عنوان مثال جهل در جرمهای مربوط به  امور شخصی و حق الله بر بندگانش  با جهل در جرمهای مربوط به حق الناس که حقی از مردم اتلاف شده و شریعت جهت جبران خسارت مطالباتی را درخواست نموده تفاوتهائی دارد. پس با شناخت ماهیت جهل می توان جزئیات آن را بررسی کرد.

در این صورت در عالم حقوق و شریعت اسلامی رای بر آن است که صرف ارتکاب گفتار و عمل مجرمانه موجب محکومیت و اعمال مجازات نمی شود، و ممکن است با دخیل شدن عوامل وشرایطی خاص، چنین عمل مجرمانه ای به کسی که مرتکب آن شده است غیر قابل انتساب باشد. بر خلاف قوانین سکولاریستی، شریعت اصل را بر این قرار داده که همه افراد از بعضی از اعمال مجرمانه آگاهی ندارند و تعدادی از مسلمین وجود دارند که به اقتضای مسیری که طی می کنند نسبت به اموری جاهل می باشند و باید از کانالهای صحیح و سالم آگاه شوند.

از حقوق فردی مردم بر حکومت اسلامی وظیفه ی آگاه سازی آنهاست، تا زمانی که چنین وظیفه ای صورت نگرفته است انتظار عمل صحیح و رعایت حقوق عمومی ویااجرای حدود امر شایسته ای نیست. جالب است بررسی شود که در بسیاری از احکام شریعت، شخص نابالغ از بسیاری از تکالیف و مجازراتها معاف گشته است. دلیل آن این است که این شخص در طول اینهمه سال جاهل بی اراده ای است که در پی کسب علم و آگاهی و اراده  در تکاپو و تلاش است و حکومت اسلامی و دعوتگران اهل توحید باید اسباب تکامل این آگاهی و دانش و اراده را برایش فراهم نموده باشند. این تکاپو و تلاش مخل نظم اجتماعی اسلامی نیست بلکه حیات بخش به آبی است که رکود و سکون در آن سبب گندیدگی و اغتشاش اجتماعی می گردد .

تکاپو و تلاش در کسب دانش و آگاهی رکن زیر بنائی زندگی فردی و اجتماعی مسلمین را تشکیل می دهد؛ حتی در بسیاری از امور رایج، علم و آگاهی معیار صحت عمل می گردد . به عنوان مثال شافعیان و مالکیان و حنبلیان شرط صحت بیع را مجهول نبودن مبیع و ثمن دانسته و «جهالت فاحش»[۱]  به مورد معامله را موجب  بطلان بیع می دانند.[۲] در اینجاست که ابن حزم اندلسی بیشتر از هزار سال پیش در مورد قوانین اجرائی جامعه نیز گفته است:” امر و نهی قانون، باید به مردم ابلاغ شود . پیش از ابلاغ، شخص تکلیف به رعایت قانون ندارد.”

در این صورت، در سفر جهل به دانش، مسأله ی عذر به جهل از مسائل مهم و اساسی شریعت اسلام  برای مسلمین است که  به اموری چون وارد نمودن یک کافر به اسلام یا خارج نمودن یک مسلمان از اسلام و وارد نمودن آن به دایره ی کفر می پردازد . رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: «لا یجتمعُ الإیمان والكفر فی قلب امرئ »[۳]،- ایمان و كفر در قلب یك شخص جمع نمی شوند. یعنی یا شخص مسلمان است یا کافر.

ادامه خواندن متن کامل کتاب عذر به جهل و اقامه ی حجت نبوی، بهانه ای جهت ادای یک وظیفه / اثر شیخ ابوحمزه المهاجرهورامی

شما صهيونيسم و سكولاريسم را دشمن شماره يك مسلمين مي دانيد و علمايي چون ابوبصير معتقد هستند كه  مي توان  بر عليه شيعيان و مسلمين  ظالم و شورشگر با همين كفارهمكاري نمود و پشتيباني كرد ؟

شما صهيونيسم و سكولاريسم را دشمن شماره يك مسلمين مي دانيد و علمايي چون ابوبصير معتقد هستند كه  مي توان  بر عليه شيعيان و مسلمين  ظالم و شورشگر با همين كفارهمكاري نمود و پشتيباني كرد ؟

(سلسله درسهاي : پرسش از ما و شما ،  پاسخ  از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )

بسم الله والحمد لله 

اما بعد :

من هم فتواي اين شخص  را ديده ام . متاسفانه بسياري از مسلمين از دشمن شناسي شرعي و درجه بندی شرعی دشمنان برخوردار نيستند، به همين دليل به راحتي آلت دست ديگران قرار مي گيرند و از ثبات چنداني برخوردار نيستند و اغلب  همچون يك وسيله در اختيار دشمنانشان قرار گرفته و خواسته يا ناخواسته  در صف دشمنان قرار مي گيرند و به سركوب ديگر مسلمين پرداخته و عملاً پيروزي قانون شريعت الله و تشكيل جامعه اي اسلامي را به تاخير مي اندازند.

 اما اينكه دشمن شماره يك مسلمين كيست  كاري به اجتهاد و راي من و شما ندارد ؛ زماني كه الله متعال مي فرمايد : ” لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ (مائده/۸۲) ”   صراحتاً مشركين يا همين سكولاريستهاي كنوني و يهود را دشمن شماره يك مسلمين معرفي نموده است و من در درس دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان و در جزوه « سكولاريسم دشمن شماره يك … چرا ؟ »  توضيحات كاملي در اين زمينه داده ام و نياز به دوباره گويي نيست ؛  در اينجا تصميم با ناظر و خواننده است كه كدام تشخيص و راي  را درست و صحيح مي داند ، تشخيص و راي الله متعال را درست مي داند يا امثال ابوبصير و غيره را !

شايد براي مقلدينش امر تازه اي باشد، اما در تاريخ بشريت – و بخصوص تاريخ اسلام – وجود مفتيان سوء چيز تازه اي نبوده و نيست؛ هر جا ظلمي بر عليه خداپرستان شده است دستان كثيف دين فروشان خائن هم وجود دارد . زماني كه  در تاريخ ۳/۹/۲۰۱۴ ابوبصير طرطوسي  فتوايي مبني بر «الانتصار بالكافر على دفع ظلم وبغي المسلم » صادر نمود و براي چندمين بار در تاريخ اسلامي  چند قرن اخير  ياري كردن كفار بر عليه مسلمين را جايز دانست، خاطرات همكاري گروههايي از مسلمين در اندلس با كفار محارب  و ياري گروههايي از مسلمين با مغولها در حمله به سرزمينهاي مسلمان نشين را ياد آور شد كه در پي آن تمام مسلمين اندلس به صورت تدريجي از بين رفتند و  جنايات مغولها نيز نيازي به ياد آوري نيست .البته در اين بيانيه ياري كردن كفار بر عليه مسلمين با عناوین ديگري هم ذكر شده است: تعاون و همكاري !   

و براي مستحكم نشان دادن و مستدل كردن اين فتواي غير شرعي و مخرب خود ، آيات و احاديث و آراي علمايي را نيز جهت عوام فريبي آورده است كه  همگي  در راستاي اهدافي كه مد نظرش بوده اند  تفسير و ارائه شده اند نه معني و هدف واقعي آنها . از آن جمله مي توان به اين روايت اشاره كرد كه : قال صلى الله عليه وسلم:” ستُصالحون الرومَ صُلحاً آمناً، فتغزون أنتم وهم عدواً من ورائهم ــ وفي رواية: عدواً من ورائكم ــ فتسْلَمون وتغنمون …” ( صحيح الجامع:۳۶۱۲ )

در اين حديث مساله ي صلحي آمده است كه در آن مسلمين در امنيت قرار مي گيرند ، بله ؛ شما اگر دقت كنيد كلمه ي «صُلحاً آمناً » آمده است نه همكاري و پشتيباني كردن كفار بر عليه مسلمين !  اما اين شخص مقيم انگلیس  در كمال تعجب و بي حيايي غير قابل وصفي،  معني و مفهوم حديث را غلط به كار برده و علاوه بر آن به لفظ  « عدواً » مي چسبد و استنباط مي كند كه مي توان بر عليه كمونيستها و بت پرستان و  شيعيان و خوارج با كفار اصلي همكاري نموده و پشتيباني نمود ! در اينجا حرفي از رژيم صهيونيستي و سكولاريستهاي مرتد محلي  وجود ندارد!! و مي گويد : أن الحديث قال:” عدواً “، ولم يحدد صفة وهوية واسم هذا العدو .. فقد يكون هذا العدو شيوعياً ملحداً .. أو مشركاً من عبدة الأوثان .. أو من الروافض الحاقدين .. أو من الخوارج الأشرار؛ شر الخلق والخليقة، كما جاء وصفهم في الأحاديث النبوية .. فهذه الأصناف كلها تحتملها لفظة وكلمة ” عدواً “.

در حالي كه خود او و هر مسلمان آگاهي مي داند كه روش برخورد با مرتدين  بسيار متفاوت تر از روش برخورد با كفار اصلي است و در ميان كفار اصلي هم يهوديان در بدترين جايگاه قرار گرفته اند، اما اين شخص در همان اوايل سال ۲۰۰۲ نصارا در زماني كه مقدمات حمله به عراق توسط آمريكا و انگليس چيده مي شد كتابي  منتشر مي كند كه در آن تمام شيعيان دنيا را مرتد معرفي مي كند و با اين كار قصد دارد جنگي مذهبي در عراق راه بياندازد تا با ضعيف نمودن مسلمين و مشغول كردن آنها به همديگر جاده براي تسلط كامل انگليس و آمريكا در عراق هموار گردد و از اتحاد مردم عراق  بر عليه اشغالگران جلوگيري شود .

هنوز جويبار قتل عام شيعه و سني در عراق در جريان است كه در سوريه هم ابتدا فتوا مي دهد كه مخالفين آمريكا و ناتو خوارج هستند و اينها بدتر از يهود و نصارا مي باشند. به دنبال اين فتواي سراسر كذب و دروغ هزاران مسلمان به قتل رسيده و هنوز هم كشته مي شوند و جويباري ديگر از خون مسلمين  به راه افتاد . اما به اين حد از عوام فريبي و خيانت قناعت نكرد و چنين فتوايي را داد كه بر مبناي آن مسلمين مي توانند با دشمنان محارب قانون شريعت الله  و اشغالگر  سرزمينهاي مسلمين، بر عليه مسلمين  مجاهد و آزادي خواه  همكاري داشته باشند .

همين براي عاقلان كافي است تا مفتيان انگليس و غرب را بهتر تشخيص دهند. با اينكه در اين فتوا  مي گويد كه شخصاً همكاري كردن و ياري رساندن  به آمريكا را شايسته نمي داند، اما در فتواهاي ديگرش همكاري كردن با تركيه ي عضو ناتو و متحدينش را شايسته دانسته و به مدح آن هم مي پردازد . !

 به ديگر سخن همكاري و پشتيباني كردن اعضاي ناتو مانند انگليس و فرانسه و آلمان و غيره بر عليه مسلمين، كه متحد و هم پيمان  آمريكا هستند اشكال ندارد؛ اما به صورت مستقيم با آمريكا مشكل دارد ! چرا؟ يعني فرق همكاري و پشتيباني كردن آمريكا با واسطه يا بي واسطه در چيست؟  اين شخص مخاطبين خود را چقدر احمق و نادان فرض كرده است!؟

Рой андозийи пружайи азими хуқуқдоний ва вакилсозий аз конолхойи амр ба маъруф ва нахий аз мункар ва ислохгарий ва касби қудрат дар дорул ислом.

Рой андозийи пружайи азими хуқуқдоний ва вакилсозий аз конолхойи амр ба маъруф ва нахий аз мункар ва ислохгарий ва касби қудрат дар дорул ислом.

(пиёда шуда аз суханронийи тасвирийи: шайх Абу Хамза мухожир хўромий хафизахуллох)

Бисмиллахир рохманир рохим. Аммо баъад: ассаламу алайкум ва рохматуллохи ва барокатух. Донушжуёни мухтарам хийли хуш омадид.

Хамма медонемки жавомеъи имрузий ба се дастайи комилан мушаххас тақсим шуданд:

۱-Дорул куфрхойи тахти хокимият куффори секулярки секуляристхо ё ба забони арабий мушрикин ё ахзоб онхоро идора мекунанд.

۲-Дорул куфри тахти хокимияти насронийхо дар довлати шахри подшохийи вотиконки бо жамияти хўвл ва хўши хазор нафар танхо нуқтайи дар дунёстки тавассути насронийхо (масихийхо) идора мешавад.

۳-Дорул куфрики тавассути муслимин ва бо қавонини фиқхи еки аз мазохиби исломий ё дар мавориди тавассути ижмоъи вохиди шўройи улил амри муслимин идора мешавад.

Алова бар ин хамма медонемки дар дорул куфрхойи тахти хокимияти куффори секуляр танхо қавонини секуляристий хоким хастанд онхам бо қудрати низомий ва хукуматий, ва тамоми қавонини шариати аллох таолоки мухолифи қавонини секуляристий бошанд бо диктоторийи хар чи тамомтар аз умури ижроийи жомеъа хазф шуда ва кинор зада мешаванд ва каси қодир ба анжоми қавонини аз шариати аллох нестки мухолифи қавонини секуляристий бошанд ва чунончи ба қонуни аз қавонини шариати аллох таоло амал кунадки мухолифи қавонини секуляристий бошад дар дорул куфрхойи секуляр хамчун ек мужрим бо у бархурд мешавад. Дар дорул куфри насроний довлати шахри подшохийи вотикан нез ижоза вуруди муслимин ба он вужуд надорад ва танхо насронийхо дар он сукунат доранд. Дар ин сурат танхо дар дорул исломхо муслимин метавонанд ба қавонини шариати аллох таоло амал кунанд. Ин воқеияти дунёйи кунунийи мост.

ادامه خواندن Рой андозийи пружайи азими хуқуқдоний ва вакилсозий аз конолхойи амр ба маъруф ва нахий аз мункар ва ислохгарий ва касби қудрат дар дорул ислом.

Онхойики мегуянд аллохро қабул доранд аммо зери бори ахкоми аллох намераванд

Онхойики мегуянд аллохро қабул доранд аммо зери бори ахкоми аллох намераванд

Бисмиллахир рохманир рохим

Аммо баъад: ассаламу алайкум ва рохматуллохи ва барокатух

Мушкили шайтон дар ин будки аллох хукм  дод ва огохона, амдан ва ба мейли худиш аз ин хукм сарпичий кард ва ба ин шикл кофар гардид,

 «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ» (بقره/۳۴)

пас мушкилиш дар анжоми бисёри аз ибодот ё адами пазириши аллох ё адами тарс аз аллох ва ……набуд; шайтон хамон ибодатхойиро мекардки соири малоикайи муқарраб мекарданд. Чун аз жин буд ва ба чанон жойгохи расида будки мустақиман бо аллох таоло сухбат мекард ва ……..

Секуляристхойи махаллий хам мумкин аст бахши аз хамон ибодатхойиро анжом дихандки мо анжом медихем аммо мушкили онхо дар ин астки бисёри аз ахкоми аллохро намепазиранд ва ахкоми дигариро ба жойиш қарор медиханд. Дақиқан хамон кори шайтон.

Мушрикин нез хукми аллохро қабул надоранд ва гарна ба худи аллох иймон доранд ба хамин далил астки аллох таоло дар мовриди иймони инхо мефармояд:

 وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ (یوسف/۱۰۶)

Шайтонро нигох кунид……… уки ба вужуди аллох иймон дошта ва дорад ва далили ин гуфтайи ин оя аз сурайи хашр астки аллох мефармояд:

 كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ (حشر/)

кори онхо хамчун шайтон астки ба инсон гуфт кофар шу аммо хенгомики кофар шуд гуфт: ман аз ту безорам, ман аз худовандики парвардигори оламиён аст метарсам!

Бисёри аз секуляристхойи махаллий ва дорудастайи мунофиқини атрофи худитро нигох кун……онхоки ла илаха иллаллох мегуянд!  Аммо таслими қонуни шариати аллох дар масоили хукуматдорий нестанд ин ла илаха иллаллох гуфтан суди ба холишон надорад ва аллох дар мовриди мунофиқон мефармояд:

 إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا (نساء/۱۴۵)

Дар ин сурат инки фалоний мегуяд ман ба аллох эътиқод дорам аммо фалон хукми шариатро қабул надорам фовран ёди шайтон биёфт ва мутмаъин бош ин шахс дар соири ибодот ва тарс аз аллох ба жойгох ва гарди пойи шайтон хам намерасад.

Дини шумо чист? Ислом ё секуляризм?

Дини шумо чист? Ислом ё секуляризм? [۱]

Бисмиллахир рохманир рохим.

«إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ، وَنَسْتَعِينُهُ، وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا، وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ»

Ба рости хамд ва сипос танхо лойиқи худо аст, уро шукр мегуем ва аз у дархости кўмак ва бахшиш мекунем ва панох мебарем ба худо аз бадийхойи нафсхойимон ва аз бадийхойи аъмолимон, хар касики худо уро хидоят кунад хеч каси наметавонад уро гумрох кунад ва хар касики худованд уро гумрох намоянд хеч каси наметавонад уро хидоят дихад ва шаходат медихамки хеч илохи бар хаққи бар жуз аллох нестки танхо ва бешарик аст, ва шаходат медихамки Мухаммад банда ва фристодайи у аст.

– یأْ أیهَاْ الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون” (آل عمران /۱۰۲)

“эй касоники иймон овардаид он чунонки шойиста аст, тақвойи аллохро дошта бошид ва намирид магар онки мусалмон бошид”.

– یأْ أیهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِیراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَیکُمْ رَقِیبَاً  (نساء /۱)

“эй мардумон аз парвардигоритон бипархезид, парвардигорики шуморо аз ек инсон биёфарид ва ( сипас) хамсаришро аз новъи у офарид ва аз он ду нафар мардон ва занони фаровони пахш кард. Ва аз худойи бипархезидки хамдигарро баду сўганд медихид, ва дурий кунид аз инки пейванди хешовандиро гусихта дорид  зеро бегумон худованд муроқиби шумо аст”. 

 یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب / ۷۰)

“эй мўъминон аз худо бипархезид ва сухани хақ ва дуруст бигуйид. Дар натижа худо ( тўвфиқи хейритон медихад ва) аъмолитонро ник мегардонад ва гунохонитонро мебахшояд. Аслан хар каси аз худо ва пайғамбариш фармонбурдорий кунад, қатъан ба пийрузийи бузурги даст меёбад.”

Аммо баъад:

  إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ ”

росттарин сухан китоби худо, ва бехтарин равиш, равиши Мухаммад саллаллоху алайхи васаллам аст, ва бадтарин умур навоварий дар дин аст, ва хар тоза пейдо шудайи дар дин, бидъат; ва хар бидъати гумрохий ва хар гумрохий дар оташ аст.

Ассаламу алайкум ва рохматуллохи ва барокатух

Аллох таоло мефармояд:

 قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (توبه/۲۹)

Бо касони аз ахли китобки на ба худо, ва на ба рузи қиёмат иймон доранд, ва на чизироки худо ва фристодаш тахрим карданд харом медонанд, ва на ойини хақро мепазиранд, бижангид то замоники хозиъона ба андозайи тавоноий, жизъяро бипардозанд.

Бидуни шак ахли китоб нез барои худ тасаввуроти аз худо ва қиёмат ва халол ва харом бар пояйи ақоиди худ доранд аммо аллох таоло чанин тасаввуротиро қабул надорад ва танхо ақоидиро мепазирадки аз забони охарин фристодаш баён шуданд.

Дар ин сурат дар таърифи истелохоти мутаъаллиқ ба шариатхойи осмоний чун аллох, шахид, “дин”, зиндагийи баъдий ва соири маворид нез бояд дидки аллох таоло чи таърифи аз он дорад ва соири таваххумот, таъориф ва тасаввуроти зидди шаръийро дур рехт.

ادامه خواندن Дини шумо чист? Ислом ё секуляризм?

در جنگ کنونی بین دارالاسلام با کفار تنها دارودسته ی منافقین نظاره گر و بی طرف هستند

در جنگ کنونی بین دارالاسلام با کفار تنها دارودسته ی منافقین نظاره گر و بی طرف هستند

پیاده شده از سخنرانی تصویری: شیخ المجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

بسم الله و الحمد لله؛ اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

زمانی که روزانه حداقل ۱۷ بار در نمازهای خود سوره ی الفاتحه یا کلید قرآن را می خوانیم  که در نگرش علمای بزرگوار ما کل قرآن تفسیر همین سوره است، از  سه دسته ی ۱- أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ  2- الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ  3- الضَّالِّينَ یاد می کنیم؛ ما با معرفی الله و تعهدی که به او می دهیم از او می خواهیم که ما را در مسیر ۱- أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ  قرار دهد نه مسیر  2- الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ  3 و- الضَّالِّينَ. حالا معقول است ندانیم اینها چه کسانی هستند؟

الله تعالی در سوره ی بعد از آن یعنی بقره این سه دسته را ۱- مُتَّقِينَ ۲- الَّذِينَ كَفَرُوا ۳- وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ (منافقین و دارودسته ی منافقین) معرفی می کند. یعنی از نگاه قرآن و شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، انسانها خارج از این ۳ دسته نیستند و باید هر مومنی به راحتی بتواند آنها را از همدیگر تشخیص دهد و جدا کند.  

کفار نیز از زمان پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم تا روز قیامت ۵دسته ی اصلی هستند: ۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ ۳- وَالنَّصَارَىٰ ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/۱۷) البته کسانی هم هستند که در میان مسلمین مرتد می شوند: مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ (مائده/۵۴) که اینها در نهایت جزو دسته ی  یکی از این کفار ۵گانه ی اصلی می شوند.

الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ (احزاب/۶۰) تا زمانی که در میان مسلمین هستند و ادای مسلمین را در می آورند و از دارالاسلام جدا نشده اند جزو مسلمین محسوب می شوند و مثل سایر مسلمین احکام شریعت بر آنها تطبیق داده می شود. 

زمانی هم که دارالاسلام تشکیل می شود باز ما شاهد سه واکنش متفاوت هستیم:

دانلود به صورت ورد:

دانلود به صورت pdf:

  1. قطعاً کفار۵گانه ی اصلی به همراه مرتدین و منافقین آشکار شده با آن مخالف هستند؛
  2. ۲-     مومنین هم با پیش آمدن مشکلاتی از سوی این کفار مختلف و بخصوص از سوی احزاب یا مشرکین یا سکولاریستها تنها بر ایمان و تسلیم شدن آنها در برابر اوامر الله و شریعت الله و اطاعت بیشتر آنها از رهبریت دارالاسلام اضافه می شود: وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا (احزاب/۲۲)
  3. در برابر، الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ (احزاب/۶۰) که خود را عاقلتر و مدرنتر و امروزی تر از سایر مومنین و حتی از رسول الله صلی الله علیه وسلم و آنهمه « السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ» می دانستند و می گفتند: أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ ۗ (بقره/۱۳) و در میان آنها خشکه مقدسهایی وجود دارند که در تزکیه خودشان را بالاتر از پیامبر هم می دانستند و می گفتند: ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي ۚ (توبه/۴۹) به ما در جهاد اجازه معافی ده و ما را در فتنه ( دختران زیباروی رومی) میفکن و … این «الضَّالِّينَ» و موجودات سرگردان با دهها صفت دیگری که در قرآن بیان شده همیشه تمایل دارند مومنین را در برابر کفار تنها بگذارند و در جنگ روانی به عنوان ستون پنجم دشمن عمل می کنند و دوست دارند کفار سکولار بر دارالاسلام پیروز شوند و در میان مسلمین غیر از معذورین تنها این دسته هستند که یاری مجاهدین و دارالاسلام را ترک می کنند و دوست دارند از دور تنها نظاره گر باشند و امروزه با رسانه های مجازی و ماهواره ای و یا تلفنی اخبار مجاهدین و دارالاسلام به آنها برسد . البته حتی اگر هم امروزه کفار سکولار به مجاهدین و دارالاسلام حمله کنند اینها اگر اهل جنگ هم باشند خیلی کم وارد جنگ می شوند. الله تعالی در وصف این گروه می فرماید: وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ ۖ وَلَوْ كَانُوا فِيكُمْ مَا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا (احزاب/۲۰) و اگر آن احزاب (=مشرکین= سکولاریستها) بار دیگر بر علیه دارالاسلام لشکر کشند و برگردند باز منافقان آرزوشان این است که در میان اعراب بادیه (از جنگ آسوده و برکنار) باشند و از اخبار جنگی شما جویا شوند، و اگر هم در میان (سپاه) شما حضور پیدا کنند جز اندکی نمی جنگند.
ادامه خواندن در جنگ کنونی بین دارالاسلام با کفار تنها دارودسته ی منافقین نظاره گر و بی طرف هستند