دوستان الله، سبک گفتمان با آنها و حکم توهین سکولاریستها و دارودسته ی منافقین به مسئولین دارالاسلام و عموم مومنین

دوستان الله، سبک گفتمان با آنها و حکم توهین سکولاریستها و دارودسته ی منافقین به مسئولین دارالاسلام و عموم مومنین

بسم الله و الحمدلله

 اما بعد: السلام علیکم.

متاسفانه چند لحظه پیش ما شاهد جنایتی در مسجد جامع گذر سید آباد از ولایت قندوز افغانستان بودیم که ثمره ی برداشت غلط نجدیت از مفهوم مشرک و مشرکین و تکفیر نابجای اهل قبله است. در این جنایت جدید نجدیت که در حین ادای نماز جمعه صورت گرفت بیشتر از ۱۰۰مومن نمازگذار ظالمانه کشته شده و بیشتر از ۲۰۰ نفر نیز زخمی شده اند. در حالی این مسلمین با اجتهادات و تاویلات اشتباه نجدیت قتل عام می شوند که کفار سکولار نیز به بدترین شیوه ی ممکن مسلمین را در ترکستان شرقی و غربی و یمن و سومالی، و در کل، از اندونزی در شرق اسلامی گرفته تا نیجریه در غرب اسلامی قتل عام می کنند. اللَّهُمَّ إنِّي أَعْتَذِرُ إلَيْكَ ممَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ وأَبْرَأُ إلَيْكَ ممَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ. [۱]

این روزها از سوی کفار سکولار خارجی و داخلی و بخصوص از سوی دارودسته ی منافقین و سکولار زده های محلی به بهانه های مختلفی به پیروان شریعتهای آسمانی و بخصوص پیروان آخرین شریعت الله تعالی و مسئولین دارالاسلام توهین و بد زبانی می شود و سخنان ناروائی گفته می شود.

مومنینی که از شناخت اساسی شرعی برخوردار نیستند به سادگی از توهینهای سکولاریستهای کافر و دارودسته ی منافقین و مومنین جاهل نسبت به مخالفین خود از شریعتهای آسمانی و حتی مذاهب مختلف اسلامی و مسئولین دارالاسلام به سادگی چشم پوشی می کنند و تنها در برابر توهین به مذهب و فرقه و گروه و دسته خودشان واکنش نشان می دهند، این، کجروی و اشتباه بزرگی است که تنها از دلی بیمار و آلوده و گاه جاهل و فریب خورده سرچشمه می گیرد که هنوز از یکطرف عظمت الله تعالی و شریعت الله تعالی در دلش مستحکم نشده است و از سوی دیگر از جایگاه پست و بی ارزش احزاب سکولار نجس و سکولارزده های سرگردان و دمدمی مزاجی که مجری جنگ روانی دشمنان بر علیه مومنین و دارالاسلام هستند آگاهی های شرعی ندارد و همچنین از جایگاه مومنین جاهلی که کارگران بی مزد و مجانی شیطان و یارانش شده اند خبر ندارند، یا خبر دارند اما تابع هوای نفس شده اند.

 الله تعالی می فرماید: لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا (نساء/۱۴۸) الله دوست نمی‌دارد که کسی به سخنان زشت صدا بلند کند مگر آن که ظلمی به او رسیده باشد، همانا که الله شنوا و داناست.

پس شخص می تواند با کلماتی زشت که شریعت اجازه داده است صدایش را در برابر کسی که به او ظلم کرده است بلند کند، قطعاً این کار خوبی است، اما شخص می تواند خوبتر را انجام دهد و از چنین کلمات زشتی صرفنظر کند. اما دقت داشته باشیم اگر شخصی که به او ظلم شده است با کلمات زشتی ظالم را مورد خطاب قرار داد کار بدی نکرده است بلکه بین خوب و خوبتر کار خوب را انتخاب کرده است.

در اینجا مهمتر این است که دقت داشته باشیم از نگاه شریعت الله تعالی ظلم چیست و ظالم کیست؟ ظلم غیر از آنچه در معنی تاریکی و سیاهی به کار رفته است[۲] یعنی هر عقیده و تفکر و هر گفتار و سخن و هر عمل و رفتاری که مخالف قانون شریعت الله تعالی و مخالف حقی باشد که الله تعالی به عنوان حق و حد و مرز معرفی کرده است؛ و ظالم هم کسی است که : مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (بقره/۲۲۹) هرکسی که از حدود و مرزهای ( اوامر و نواهی و دستورات و قوانین) الله تجاوز کند، بی‌گمان این چنین کسانی ظالم و ستمگرند.

ادامه

پیام تبریک شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی و سخنانی چند با ملت و مسئولین دارالاسلام افغانستان

پیام تبریک شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی و سخنانی چند با ملت و مسئولین دارالاسلام افغانستان[۱]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بعد از شکست و فرار آمریکا به عنوان سر افعی و پرچمدار مشرکین یا سکولاریستها در زمان حاضر و همچنین شکست و فرار متحدین آن چون ناتو و مزدوران آنها از افغانستان و پیروزی بزرگ مردم مجاهد و متحد افغانستان بر این اشغالگران خارجی و مزدوران حلقه به گوش داخلی دوست دارم با توجه به تجربیات خود در افغانستان به صورت موردی به چند نکته به صورت مختصر اشاره کنم:

  1. آمریکا و تمام کفار سکولار جهانی و منطقه ای بر اساس قاعده ی: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/۲۱۷) ( مشرکان = سکولاریستها) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از آئینتان برگردانند؛ همیشه با زبان زور و اسلحه و جنگ با ما وارد گفتگو می شوند تا اینکه بتوانند ما را از ۴ محتوا و مفهوم دین خودمان (یعنی:۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش) تهی و خالی کنند یا به کلی ما را از ظاهر اسلام نیز دور کنند؛ به همین دلیل تنها زبان زور را متوجه می شوند و باید از موضع قدرت نظامی شرایط خود را بر آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی تحمیل کرد.
  2. آمریکا و متحدین آن برای چندمین بار در سرزمینهای اسلامی شکست خورده و به کم هوش ترین مسلمان نشان داد که آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی در برابر اتحاد و وحدت هر ملتی ببرهای کاغذی بیش نیستند.

آمریکا بعد از نصرت الله تعالی بر اثر ایمان و اتحاد و صبر مجاهدین شکست خورد، و شکست آمریکا در افغانستان تنها شکست در یک منطقه ی مشخص نیست بلکه شکست پروژه ای است که دین اسلام و مومنین را مورد هدف قرار داده است که در عصر حاضر با انقلاب اسلامی ۵۷ در ایران جرقه های آن زده شد تا اینکه به الان افغانستان رسیده است.[۲]

  • برای چندمین بار ثابت شد که آمریکا و متحدین آن و سایر کفار سکولار جهانی و منطقه ای هرگز نمی توانند و حتی نمی خواهند برای مسلمین در سرزمینهای اسلامی امنیت و آسایش به وجود بیاید و خیری به مسلمین برسد و قادر به تامین امنیت و رفاه و آزادی های شرعی و رسیدن خیر به مسلمین نیستند بلکه همیشه پیام آور دیکتاتوری و ظلم و فساد در عقیده و رفتار برای مسلمین بوده اند. الله جل جلاله می فرماید: مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ ۗ  (بقره/۱۰۵) هرگز کافران از اهل کتاب و از سکولاریستها (مشرکان) دوست ندارند که بر شما خیری از جانب خدایتان نازل شود.

البته حتی نمی توانند امنیت مزدورانشان را نیز بعد از آنکه آنهمه جنایت را به وسیله آنها انجام داده و منفور ملت کرده اند تضمین کنند. پس مانده های مزدوران در مناطقی چون سایگون و کابل، به تمام دنیا سرانجام کسانی را نشان داد که امنیت و اختیار خودشان را دست آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی داده بودند و خیال می کردند آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی و منطقه ای امنیت مزدورانشان را بعد از اتمام کار تضمین می کنند؛ اما همه دیدیم که آمریکا و سایر کفار سکولار و اشغالگر جهانی غیر قابل اعتماد هستند. آنها مزدور و دستمال توالت می خواهند نه متحد.  

  • برای چندمین بار ثابت شد که دست نشاندگان آمریکا و سایر کفار سکولار جهانی و منطقه ای در برابر اراده ی ملت خود ایستاده اند و موجودیت آنها با موجودیت این اربابان گره خورده است و چنانچه رها شوند بزدلانی هستند که قدرت هیچ گونه مقاومتی را ندارند و توسط ملت خودشان نابود می شوند.
  • امارت اسلامی به صورت مختصر از ابتدای پیدایش آن تا کنون برای اخراج کفار سکولار خارجی و مزدوران داخلی آنها و تطبیق قانون شریعت الله و تشکیل جامعه ای مستقل که متعلق به تمام مذاهب و قومیتهای افغانستان باشد و همچنین جهت ایجاد رابطه ی برادری اسلامی با دارالاسلامهای خارج از افغانستان تشکیل شده است. اینها ارزشهائی هستند که باعث شده اند ما از این برادران حمایت و دفاع کنیم . یعنی در واقع ما از اصول و ارزشهای آنها دفاع و حمایت کرده ایم نه از مختصات و تفاسیر خاص مذهبی و برداشتهای خاص آنها، و تا زمانی که بر اساس این اصول و ارزشها حرکت کنند از حمایت تمام مومنین جهان برخوردار خواهند شد و به این شکل می توان گفت همچون گذشته از این به بعد نیز خود امارت اسلامی است که تعیین می کند ما و سایر مومنین چگونه برخوردی با آنها داشته باشیم.

ادامه

به بهانه ی تکرار تجربیات بوگیرها در نظام دموکراسی احزاب سکولار یا مشرکین: اینبار در تونس

به بهانه ی تکرار تجربیات بوگیرها در نظام دموکراسی احزاب سکولار یا مشرکین: اینبار در تونس

ترجمه سخنرانی تصویری: شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله [۱]

بسم الله و الحمدلله ؛ اما بعد: اسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در برخورد با نظام حکومتی سکولاریستها یا اَلْأَحْزَاب یا مشرکین تنها روش، روش انقلابی است؛ و رفتن به مسیر اصلاحگری و بازی های سیاسی رایج دموکراسی خواهان در واقع حرکت در مسیر انحراف و فریب مسلمین و کمک به طولانی شدن عمر سکولاریستهاست.

الله تعالی در بدترین حالتِ محدودیت و شکنجه ی مسلمین در دارالکفر مکه به رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند که خطاب به اَلْأَحْزَاب سکولار کافربگوید: لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (کافرون/۶) یعنی: ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت ۴- مجازات و پاداش شما مال خودتان و آن ۴ تای مال دین خودم برای خودم؛ نه من با اطاعت از این قوانین کفری به جای قوانین الله به عبادت شما می پردازم نه شما هم حاضر هستید از قوانین شریعت الله و حاکمیتی که بر اساس این قوانین شکل گرفته است اطاعت کنید؛ پس مال خودتان برای خودتان و مال خود برای خودم ….

چرا؟ چون اصل برای سکولاریستها: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/۲۱۷) است. یعنی: جنگ مسلحانه تا اینکه مسلمین را از محتوا و مفاهیم ۴گانه ی دین خالی کنند و برگردانند. پس هر گونه مداهنه و سازشی مثل آنچه  شوراي مردمان تركستان در شهر «قوقان»در وادي فرغانه ازبكستان در سال ۱۳۳۶ق(۱۲۹۶ش/ ۱۹۱۷ن) مرتکب شد،یا مثل آنچه«كمیسريت مركزي مسلمانها» درشهر «قازان» تاتارستان در سال رمضان سال ۱۳۳۶ق (۱۲۹۷ش/۱۹۱۸ن) مرتکب شدند، یا مثل آنچه جبهه نجات اسلامی الجزایر بین سالهای ۱۳۹۰ق(۱۳۵۰ ش) رجب سال۱۴۱۲ق(۱۳۷۰ش) انجام داد، یا مثل انچه که حزب مورسی در مصر یا الغنوشی در تونس در همین نزدیکی ها انجام دادند یا مشابهین آنها در سراسر دنیا انجام می دهند هرگز منجر به منصرف کردن این سکولاریستها از این سیاست کلی حذفگرائی نمی شود و اَلْأَحْزَاب یا سکولاریستها تنها به کنار زدن مسلحانه ی قوانین شریعت الله از اداره ی زندگی حکومتی و اجرائی جامعه راضی هستند.  

اصل برای مسلمین هم، ابتدا برائت از سکولاریستها و اَلْأَحْزَاب، و کفر به اَلْأَحْزَاب و سکولاریستهاست؛ ابتدا از خودشان بعد از عقایدشان: إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ (ممتحنه/۴) ما از شما و از چیزهائی که بغیر از خدا عبادت می کنید، بیزار و گریزانیم، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنائیم و به شما کفر کرده ایم و شما را پوشانده ایم انگار برای ما در روی زمین وجود ندارید.

این مرحله مثل دوران مکی یا دوران ابراهیم علیه السلام است که مسلمین قدرت حکومتی و دارالاسلامی ندارند که به آن هجرت کنند، یا هست و جزو مستضعفین دارای عذری هستند که توان هجرت ندارند؛ به همین دلیل ابتدا برائت از اَلْأَحْزَاب مختلف سکولار یعنی برائت از تمام نهادهای اداری و حکومتی آنها صورت می گیرد مثل: برائت از پارلمان و دارالندوه های آنها (همچنانکه عمر بن خطاب که در پارلمان اَلْأَحْزَاب مکه به عنوان نماینده ی قوم بني عدي حضور داشت و علاوه بر آن وظایف سفیر قریش و وزیر امورخارجه را نیز عهده دار بود بعد از ایمان آوردن دیگر وارد این پارلمان نشد و در آن حضور پیدا نکرد)؛ یا برائت از حاکم شدن و سلطان و رهبر شدن سکولاریستها با قوانین سکولاریستی (مثل آنچه که مشرکین به رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد دادند)[۲].

لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (کافرون/۶) در همان ابتدای بعثت نازل شد و امر به : فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ‏(حجر/۹۴) پس آشکارا بیان کن آنچه را که بدان فرمان داده می‌شوی و از اَلْأَحْزَاب یا مشرکان سکولاریستها روی بگردان و به آنها اعتناء مکن نیز باز در همان دوران پرمشقت مکه و بی حکومتی نازل شد که یکی از هزینه های این انقلابیگری و مقاومت، محاصره ی اقتصادی و اجتماعی مسلمین در شعب ابی طالب و شکنجه کش کردن کسانی چون سمیه رضی الله عنه بود.

آزمایشهای مختلف مسلمین از همین دوران شروع می شود و کسانی چون ابراهیم علیه السلام در همین دوران حاکمیت سکولاریستهاست که به آتش انداخته می شوند. یا امثال نوح علیه السلام بعد از آنهمه تبلیغ به ناچار شاهد نابودی قوم سکولارش می شود. یا رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لَقَدْ أُخِفْتُ فِي اللَّهِ وَمَا يُخَافُ أَحَدٌ، وَلَقَدْ أُوذِيتُ فِي اللَّهِ وَمَا يُؤْذَى أَحَدٌ.[۳]همانا آنقدر در راه الله ترسانده شده‌ام که کسی این‌چنین ترسانده نشده است، و آنقدر در راه الله اذیت و آزار به من رسانده شده که هیچ کسی چنین اذیت و آزاری به خود ندیده است.

ادامه

تفريغ الإصدار المرئي الدعوي : احتجاجات علی تجارب «المزیلات للعفنة» فی النظام الدیمقراطی للاحزاب الدیموقراطیة أو المشرکین، هذه المرّة فی تونس

تفريغ الإصدار المرئي الدعوي : احتجاجات علی تجارب «المزیلات للعفنة» فی النظام الدیمقراطی للاحزاب الدیموقراطیة أو المشرکین، هذه المرّة فی تونس

موعظةٌ للشيخ المجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی – حفظه الله

بسم الله و الحمدلله ؛ اما بعد: اسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

لِلمُواجِهة ضِد النِّظام الحُکومی للّسِکولاریین او ألاحزاب أو المُشرکین، لابدّ من النَّهجِ الثَوریّ، و السّیر علی طریق الاصلاح و الألعاب السیاسیة الرائجة بین هواة الدیمقراطیة فِی الحَقیقة لَیسَ الّا التّحریفُ و التَخدِیع للأمة المُسلمة و مُساعَدة السِکولاریین لطول أعمارهم .

یأمر الله تعالی رسولَه صلی الله علیه و سلم فی دار الکفر مَکَة المکرمة فی أشَدِّالحالات وَ اُضیَقِها و حینما یُذاقُ المسلمون ألواناً من التَعذِیبِ و التّضییق، ان یخاطِبَ الأحزاب السِّکولاریة و یقول : لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (الکافرون :۶) یعنی ۱- القوة الحکومیة ۲- الاحکام و الشریعة ۳- الطاعة ۴- المکافاة و الجزاء ، هذه المتعلقة بکم و الاربعة المتعلقة بدینی تبقی لی ، فلن اطیعکم فی الاحکام الکفریة عوضاً عن الشریعة الالهیة و لا انتم مطیعون لأحکام شریعة الله التّی تَشَکّلت عَلی أساسِ هذِهِ الاحکام، فالتّی لکم تبقی لکم و التّی لی تبقی لی…

لماذا ؟ لأن الاصلَ فی السکولاریین: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا. (البقرة :۲۱۷ )  ای: الحرب النَاریة حَتّی تفریغِ المُسلمین عن المَفاهیم وَ الفَحوی الأربعة للدّین و إرجاعِهم الی ما کانوا علیها . فایّ مُداهَنة و مُصالحة کما ارتَکَبَتها شوری الشَّعب التَرکستانی فی مدینة قوقان فی وادی فرغانة اُزبَکستان فی عام ۱۳۳۶ الهجریة القمری (، ۱۲۹۶ الهجری الشمسی ، ۱۹۱۷ المیلادی) او کالّتی قامت بها: المندوبیة المرکزیة للمسلمی «قازان » تاتارستان فی رمضان عام ۱۳۳۶ ه ق ،( ۱۲۹۷ ه ش ، ۱۹۱۸ المیلادی ،) او کما عملتها جبهة النجاة الجزائریة فی الاعوام ۱۳۹۰ ه ق ، (۱۳۵۰ ه ش الی ۱۴۱۲ ، ۱۳۷۰) او کما قامت بها الحزبُ التابعُ لمُورسی فی مَصر او الغَنوشی فی تونس خلال الاعوام الماضیة القریبة أو ما تقوم بها المشابهاتُ و مثیلاتُهم فِی العالَم وَ لَم یَنتَهِ إلی قِناعَتهم بأن لا یَلُوذُوا إلی القَتلِ و إلاضطهاد، وَ الاحزاب او السکولاریین لا ترضَی إلّا بِإبعاد الأحکام الشّریعة إلالهِیَة عن الادارة المعاشیة الحکومیة و التنفیذیة باستخدام القوة و السّلاح.

و الاصلُ عند المسلمین أیضاً، بَراءَ ةً مِن السِّکولاریین و الأحزاب و کفرٌ بالأحزاب و بالسِکولاریین، بدایةً عنهم ثمّ عقائدهم: إِنّا بُرَآءُ مِنكُم وَمِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ كَفَرنا بِكُم (الممتحنة : ۴)

هذه المرحلة مماثلة للفترة المکیّة أو مثل ایام سیدنا ابراهیم علیه السلام التّی لاقوة حکومة للمسلمین و لاتوجد دارللاسلام حتی یهاجروا إلیها، أو هی موجودة لکنهم لا استطاعة لهم لاستضعافهم او الأعذار اخری علی الهجرة، من اجل ذلک تبدأ البراءة من الأحزاب المختلفة السکولاریة ای البراءة من النظم الاداریة و الحکومیة المتعَلقة بهم، کالبراء ة عن البرلمان و دورالندوة کما عمله عمربن الخطاب رضی الله عنه فی برلمان الاحزاب بمکة، اذ کان مندوبا لقوم بنی عدی و بالاضافة الی ذلک، کان سفیر قریش و وزیراً للامور الخارجیة، و بعد ان آمن لم یدخل البرلمان و لم یحضره. او البراءة من ان یصبح سکولاریا بالاحکام السکولاریة سلطانا او امیرا (کالاقتراح الذی عرضه المشرکون علی رسول الله صلی الله علیه و سلم . [۱]

لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (الکافرون : ۶) نزلت فی بدایة البعثة و أمرت ب: فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ (الحجر :۹۴) فاصدع بما تومر و أعرض عن الأحزاب او المشرکین السکولاریین و لا تعتن بهم ، هذه الآیات نزلت فی الفترة الشاقّة بمکة المکرمة، واحدی هذه النتاج للاستقامة و الاعمال الثوریة، الحصار الإقتصادی و الإجتماعی ضد المسلمین فی شعب ابی طالب و التعذیب حتی الشهادة لبعض المسلمین کسمیة رضی الله عنها.

 یَبدا ابتلاء المسلمین و امتحانهم منذ هذه الأدوار و یُقدف افراد کابراهیم علیه السلام فی ایام حکومة السکولاریین فی النار او کنبی الله نوح علیه السلام یشاهدهلاک  قومه السکولاریین بعد ان دعاهم مراراً الی التوحید. أو رسول الله صلی الله علیه و سلم یقول : لَقَدْ أُخِفْتُ فِي اللَّهِ، وَمَا يُخَافُ أَحَدٌ، وَلَقَدْ أُوذِيتُ فِي اللَّهِ، وَمَا يُؤْذَى أَحَدٌ[۲]

ادامه

تقوای از الله یعنی چه؟ چگونه میزان تقوای خود را بسنجیم؟

تقوای از الله یعنی چه؟ چگونه میزان تقوای خود را بسنجیم؟ [۱]

بسم الله الرحمن الرحیم

“إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ ، وَنَسْتَعِينُهُ ، وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا، وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ”

«به راستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است، او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و آمرزش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از شرور نفسهایمان و از بدی های اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده او است».

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ» (۱۰۲آل عمران)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید!

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا»(احزاب ۷۰)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از الله بپرهیزید و سخن حق بگویید.»

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا»(نساء/ ۱)؛ ای مردمان ! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و ( سپس ) همسرش را از نوع او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی ( بر روی زمین ) منتشر ساخت . و از خدائی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید؛ و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا که بیگمان خداوند مراقب شما است .

یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَاخْشَوْا یَوْماً لَّا یَجْزِی وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیْئاً إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ‏(٣٣/ لقمان) ای مردمان ! از خدا بپرهیزید، و از روزی بترسید که نه پدری مسؤولیّت اعمال فرزندش را می‌پذیرد و کاری برای او برآورده می‌کند، و نه فرزندی اصلاً مسؤولیّت اعمال پدرش را می‌پذیرد و کاری برای او برآورده می‌سازد . وعده خدا (به فرا رسیدن قیامت) حق است . پس زندگانی دنیا شما را گول نزند و فریبکار شما را درباره خدا نفریبد .

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏(۱۸/ حشر) ای مؤمنان ! از خدا بپرهیزید و هر کسی باید بنگرد که چه چیزی را برای فردا (ی قیامت خود) پیشاپیش فرستاده است . از خدا بپرهیزید، خدا آگاه از هر آن چیزی است که می‌کنید .

“أما بعد : إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ ” راست ترین سخن کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در خلال بحثهائی که این چند روزه  در هورامان داشتیم عده ای از بزرگواران دوست داشتند بدانند تقوا یعنی چه؟ تقوای از الله یعنی چه؟  مگر می شود از الله پرهیز کرد؟  چگونه اهل تقوا و پرهیزشویم؟ چگونه میزان پرهیزکاری خود را بسنجیم؟

اجازه دهید این مورد را  که به نفس و قلب ما ربط دارد، کمی مفصل و جزئی بررسی کنیم چون متاسفانه عده ی زیادی از مسلمین و حتی عده ای از مومنین به خاطر جهل به « تقوای از الله » فریب کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای مرتد محلی و بخصوص فریب دارودسته ی منافقین یا سکولار زده های بومی خورده اند.  

ادامه

آنهائی که می گویند الله را قبول دارند اما زیر بار احکام الله نمی روند

آنهائی که می گویند الله را قبول دارند اما زیر بار احکام الله نمی روند[۱]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مشکل شیطان در این بود که الله حکمی داد و او آگاهانه، عمدا و به میل خودش از این حکم سرپیچی کرد و به این شکل کافر گردید، «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ» (بقره/۳۴) پس مشکلش در انجام بسیاری ازعبادات یا عدم پذیرش الله  یا عدم ترس از الله و… نبود؛ شیطان همان عبادتهائی را می کرد که سایر ملائک مقرب می کردند. چون از جن بود و به چنان جایگاهی رسیده بود که مستقیما با الله تعالی صحبت می کرد و….

سکولاریستها ی محلی هم ممکن است بخشی از همان عبادتهائی را انجام دهند که ما انجام می دهیم  اما مشکل آنها در این است که بسیاری از احکام الله را نمی پذیرند و احاکم دیگری را به جایش قرار می دهند . دقیقا همان کار شیطان

مشرکین نیز حکم الله را قبول ندارند و گرنه به خود الله ایمان دارند به همین دلیل است که الله تعالی در مورد ایمان اینها می فرماید:وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ (یوسف/۱۰۶)

شیطان را نگاه کنید….. او که به وجود الله ایمان داشته ودارد و دلیل این گفته این آیه ازسوره حشراست که الله میفرماید: كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ (حشر/)ﻛﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﻮ ﺍﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻴﺰﺍﺭم، ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﻯ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻋﺎﻟﻤﻴﺎﻥ ﺍﺳﺖ میترسم!

بسیاری از سکولاریستهای محلی و دارودسته ی منافقین اطراف خودت را نگاه کن…. آنها که لا اله الا الله میگویند! اما تسلیم قانون شریعت الله در مسائل حکومتداری نیستند این لا اله الا الله گفتن سودی به حالشان ندارد و الله درمورد منافقان میفرماید:إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا (نساء/۱۴۵)

در این صورت اینکه فلانی می گوید من به الله اعتقاد دارم اما فلان حکم شریعت را قبول ندارم فوراً یاد شیطان بیافت و مطمئن باش این شخص در سایر عبادات و ترس از الله به جایگاه و گرد پای شیطان هم نمی رسد.


[۱] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

دانلود کامل کتاب : «التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت»

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت»

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ ۚ(در راه خدا بجنگ (حتي اگر هم تنها باشي) تو جز مسؤول خود نيستي) وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ (و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) ترغيب و تحريك کن.)عَسَى اللَّـهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ(امید است كه الله قدرت‌كافران را باز گيرد و از قدرت کافران جلوگیرى کند) وَاللَّـهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلًا (نسا/۸۴) و قدرت خدا بيشتر و مجازات او سخت‌تر است.‏

در این راستا و در لبیک به این دستور الله تعالی رسول الله صلی الله علیه وسلم  مي فرمايد:

  • لا تَزَالُ عِصَابَةٌ مِن أُمَّتي يُقَاتِلُونَ علَى أَمْرِ اللهِ، قَاهِرِينَ لِعَدُوِّهِمْ، لا يَضُرُّهُمْ مَن خَالَفَهُمْ، حتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ وَهُمْ علَى ذلكَ.[۲] گروهی از امتم «همواره» و پیوسته و همیشه به دستور خداوند می جنگند در حالی که بردشمنانشان غالب هستند و مخالفت ديگران به ایشان ضرر می زنند، اینان تا روز قیامت، بر این حالت هستند.
  • جابر بن عبدالله رضی الله عنه نیزمی‌گوید: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: لا تَزالُ طائِفَةٌ مِن أُمَّتي يُقاتِلُونَ علَى الحَقِّ ظاهِرِينَ إلى يَومِ القِيامَةِ[۳] هميشه و «پیوسته» گروهی از امت من، تا روز قیامت، به خاطرحق می جنگند و بر همگان ظاهراند و پيروز خواهند بود.
  • همچنین از جابر بن سمره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمود: لَنْ يَبْرَحَ هذا الدِّينُ قائِمًا، يُقاتِلُ عليه عِصابَةٌ مِنَ المُسْلِمِينَ، حتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ.[۴] این دین «همواره » پابرجاست، گروهی از مسلمانان به خاطر آن می جنگند، تا اینکه قیامت بر پا شود.
  • ابو نُجَيْد عمران بن حُصَين رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده است که فرموده است: «لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ، حَتَّى يُقَاتِلَ آخِرُهُمُ الْمَسِيحَ الدَّجَّالَ»[۵] مرتّباً و پیوسته قسمتی از امّتم بر اساس حق می‌جنگند و بر مخالفانشان چیره‌اند؛ تا که آخرینشان با دجّال جنگ می‌کند.

سلمةَ بنَ نُفَيل رضی الله عنه می گوید: نزد رسول الله  صلی الله علیه وسلم نشسته بودم که شخصی گفت: ای رسول الله! مردم اسب‌هارا خوار کرده و بدان‌ها توهین نمودند و اسلحه‌ها را بر زمین گذاشتند؛ می گویند: جهادی نیست! جنگ به پایان رسیده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او رو کرد و فرمود:  كَذَبُوا، الْآنَ؟، الْآنَ جَاءَ الْقِتَالُ، (دروغ می‌گویند. الآن؟ هم اکنون جنگ فرارسیده است.) وَلَا يَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أُمَّةٌ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ، (همواره  و همیشه از امت من «امتی» برای حق  جنگ مسلحانه می‌کنند؛) وَيُزِيغُ اللَّهُ لَهُمْ قُلُوبَ أَقْوَامٍ، وَيَرْزُقُهُمْ مِنْهُمْ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، وَحَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ، [۶]  و الله دلِ گروهی را در مقابل آنان منحرف می‌کند و الله از آنان این گروه جنگجوی مومن را روزی می‌دهد تا که قیامت بر پا گردد و وعده‌ی الله محقق شود.

در این صورت جهاد و جنگ مسلحانه ی طائفه ی منصوره به صورت «امت» تا روز قیامت از کانالهای شرعی آن وجود دارد، پس دشمنان هرگز خیال نکنند که خواهند توانست شعله های جهاد و خروش سهمگین اهل جهاد را با کشتن چند مجاهد یا ویران کردن چند سرزمین خاموش خواهند کرد، و نکته ی قوت بخش دیگر اینکه در نهایت باذن الله علاوه بر قیامت، پیروز میدان در دنیا اهل جهادی هستند که در مسیر صحیح آن و در قالب «امت» درحرکت هستند.

دانلود به صورت فایل ورد Word :

دانلود به صورت فایل PDF :


[۱]  پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

[۲] صحیح مسلم ۱۹۲۴

[۳] صحیح مسلم ۱۵۶

[۴] صحیح مسلم ۱۹۲۲  // كنز العمّال : ۳۴۴۹۵

[۵] احمد  19934  / الألباني: صحيح الجامع۷۲۹۴

[۶] صحيح النسائي ۳۵۶۳  / شعيب الأرناؤوط: تخريج صحيح ابن حبان ۷۳۰۷ / ابن جرير الطبري: مسند عمر۲/۸۲۶  / كُنْتُ جَالِسًا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ج، فَقَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَذَالَ النَّاسُ الْخَيْلَ، وَوَضَعُوا السِّلَاحَ، وَقَالُوا: لَا جِهَادَ قَدْ وَضَعَتِ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا، فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ج بِوَجْهِهِ، وَقَالَ: كَذَبُوا الْآنَ، الْآنَ جَاءَ الْقِتَالُ، وَلَا يَزَالُ مِنْ أُمَّتِي أُمَّةٌ يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ، وَيُزِيغُ اللَّهُ لَهُمْ قُلُوبَ أَقْوَامٍ، وَيَرْزُقُهُمْ مِنْهُمْ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ، وَحَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ، وَالْخَيْلُ مَعْقُودٌ فِي نَوَاصِيهَا الْخَيْرُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَهُوَ يُوحَى إِلَيَّ أَنِّي مَقْبُوض غَيْرَ مُلَبَّثٍ، وَأَنْتُمْ تَتَّبِعُونِي أَفْنَادًا، يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ، وَعُقْرُ دَارِ الْمُؤْمِنِينَ الشَّامُ

دانلود کامل کتاب : مشرکین یا «الأحزاب» یا سکولاریستها و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل

مشرکین و احکام آنها در شریعت اسلام و در ادبیات گفتمانی اهل تأویل

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله

بسم الله و الحمدلله

اهمیت پرداختن به بحث «مشرکین» یا «الأحزاب» یا سکولاریستها در «وضع موجود»

خود شناسی و دشمن شناسی صحیح در طول تاریخ نیاز اساسی هر عقیده و قومی جهت کسب پیروزی بوده است و کسانی که در این پروسه از خود ضعف نشان داده اند یا وارد دام دشمنان شده و فریب خورده اند و به نحوی دچار سرگردانی و بر هم زدن معادلات صحیح شده اند، بدون شک پیروزی را دو دستی به دشمن خود تقدیم کرده و شکست و ذلیلی را برای خود پذیرفته اند.

یکی از خطرات بزرگی که از عدم خودشناسی اسلامی و عدم شناخت صحیح دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان متوجه مسلمین می شود این است که شخص از یک سو احکامی که متعلق به کفار است را بر مومنین تطبیق می دهد، یا احکامی که متعلق به مومنین است را بر کفار تطبیق می دهد؛ و از سوی دیگر احکامی که متعلق به دسته های مختلف و مجزای کفار است را بر هم زده و احکام یکی از کفار را بر سایرین تطبیق می دهد و به این شکل هم در خود شناسی مصیبت و مشکل درست می کند و هم در دشمن شناسی، و طبعاً کسی که نه خودش را خوب بشناسد و نه دشمنش را در هر جنگی شکست می خورد.

ابن عمر رضی الله عنهما  در مورد یکی از صفات خوارج می گوید: إِنَّهُمُ انْطَلَقُوا إِلَى آيَاتٍ نَزَلَتْ فِي الكُفَّارِ، فَجَعَلُوهَا عَلَى المُؤْمِنِينَ.[۱] آن‌ها به سراغ آیاتی که در مورد کفار نازل شده است می‌روند و آن آیات را بر مسلمانان قرار می‌دهند.

معمولاً اولین ثمره ی برهم زدن تعادل در نگرش به مسلمان و کافر این است که اینها آیاتی که در مورد کفار مشرک نازل شده است را بر مسلمین تطبیق می دهند به همین دلیل زمانی که به این شکل مسلمین را در جایگاه یکی از کفار مثل کفار مشرک قرار دادند آنوقت به دلیل نزدیکی به مسلمین و دوری مشرکین اصلی، جنگ داخلی با مسلمین را شروع می کنند و ناچاراً مشرکین را رها می کنند، که این هم یکی دیگر از صفات خوارج است که : يَقْتُلون أَهْلَ الإسلامِ ويَدَعونَ أَهْلَ الأَوْثانِ[۲]. مسلمانان را می‌کشند و بت‌پرستان (مشرکین = سکولاریستها) را رها می‌کنند.

دانلود به صورت فایل ورد Word :

دانلود به صورت PDF :


[۱]   فتح الباري  12 / 282-286

[۲]   البخاري ۴۳۵۱- ۳۳۴۴، ومسلم ۱۰۶۴٫

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۵)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۵)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

سوالات (۲) 

س ۶: بیشتر کسانی که باعث کشت و کشتار شده اند و به نام تترس یا هر عنوانی مسلمین را به ناحق کشته اند از اهل علم نبوده اند و اهل علم آنها را تزکیه نکرده اند. مگر غیر از این است؟

ج:  ابتدا بسیار مهم است که روشن شود که منظور شما از اهل علم کدام دسته از ملاها و مولوی ها  شیوخ است؟  نکته دیگر اینکه لازم است به نکته ی مهمی اشاره کنم که در واقع نوعی آسیب شناسی جهاد و اهل آن به شمار می رود .

در جهاد و جنگ مسلحانه اصل بر وحدت فرماندهی و وحدت دستور است و جنگ مسلحانه تحت هیچ عنوانی تعدد و تفرق را نمی پذیرد، برخلاف جریانات مختلف فکری و اجتهادی که می توانند در شورائی واحد متعدد و مختلف باشند.

 معیار برای رهبریت در اسلام هم بر این است که این رهبریت باید مجتهد باشد یا به قول شیعه ها باید فقیه باشد. در این زمینه بین هیچ یک از مذاهب اسلامی اختلافی وجود ندارد .

 زمانی که رهبر در چنین جایگاهی قرار بگیرد می تواند طیفهای مختلف جامعه را مدیریت و هدایت کند، اما زمانی که این رهبریت وجود نداشته باشد این طیفهای مختلف بر اساس تجربه و خطا به پیش می روند و گاه در جایگاهی قرار می گیرند که خودشان می شوند رهبر و معیار.

الله تعالی با خطاب قرار دادن مومنین می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ (ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا و از پیغمبر اطاعت کنید، و از صاحبان امر از خودتان اطاعت کنید)، فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ (و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا و پیغمبر او برگردانید،) إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ (اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید) . ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (نساء/۵۹) این کار برای شما بهتر و خوش سرانجام تر است .‏

اگر به « وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ – صاحبان امر از خودتان باشند» با «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ – برای حل کردن تمام  مشکلات به قرآن و سنت برگردید» دقت کنیم بسیار ساده و آسان متوجه می شویم که رهبر جامعه باید یکی از مومنین باشد و بر اساس قرآن و سنت حکم کند و اگر در موردی اختلافی پیش آمد باید برای حل آن به قرآن و سنت مراجعه کند.

در این صورت مومنی که به عنوان رهبر انتخاب می شود نمی تواند به غیر قرآن و سنت حکم کند «إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ» (یوسف/۶۸) و در اختلافاتی هم که به وجود بیاید نمی تواند به غیر قرآن و سنت مراجعه کند، چون « وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ (شوری/۱۰) در هر چیزی که اختلاف داشته باشید، حکم آن به خدا واگذار می‌گردد.

پس کسی می تواند رهبر میدانهای جهاد و اداره ی امور زندگی حکومتی مومنین شود که در قانون و حقوق اسلامی متخصص باشد، و به قول اهل فقه: باید مجتهد باشد . به همین ترتیب در سلسله بحثهائی که در مورد «وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی» و «دارالاسلام و دارالکفر» داشتیم در بخش رهبریت سخنان اهل فقه را بیان کرده بودم که لازم می بینم جهت تذکر و یادآوری این سخنان اهل فقه رحمهم الله را خدمت شما بازگو کنم:

ادامه

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۴)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۴)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

جمع بندی و سوالات 

می توانیم واضح و آشکار از منابع شرعی ببینیم که اصل بر عصمت و حرام بودن خون و مال مسلمان است و ریختن به ناحق خون مسلمان و تلف کردن مالش حرام است «كُلُّ المُسْلِمِ علَى المُسْلِمِ حَرامٌ، دَمُهُ، ومالُهُ، وعِرْضُهُ»[۲] و حکم کفار معاهد و اهل ذمه هم در این زمینه همچون حکم مسلمین است.

و با استناد به  منابعی چون: «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» (بقره/۱۹۰) متوجه می شویم که اصل بر این است که هر کسی از دشمن که در جنگ مشارکت دارد کشتنش مجاز است و فرقی ندارد جزو جنگجوها باشد یا نباشد و کشتن زنان و کودکان و پیران و تمام کسانی که مشابه اینها در جنگ مشارکت ندارند جایز نیست چون در کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب بر خلاف کفار سکولار(مشرک) علتی که باعث می شود شخص کشته شود توانائی و مشارکت شخص در جنگ است نه فقط کفر او.      

زمانی هم که دشمن این موارد ممنوع شده را به عنوان سپر انسانی و مالی مورد استفاده قرار می دهد بر اساس «الضَّرُورَاتُ تُبِيحُ المَحظُورَاتِ»[۳] در هنگام ضرورتی قطعی و همگانی جهت محافظت از اسلام و دارالاسلام و مسلمین و جلوگیری از پیشروی و قتل عام بیشتر مسلمین و نابودی ارتش مسلمین صدمه زدن به این موارد منع شده بر اساس «مٰا أُبیحَ‏‎ لِلضَّرُورَةِ يُقَدَّرُ بقَدْرِها»[۴] یا «تُقَدَّرُ الضَّرُورَاتُ بِقَدْرِهَا»  به اندازه ی لازمی که بتواند این ضرورت را از بین ببرد نه بیشتر از آن مباح می شود، آنهم به شرطی که ترس آن برود که با ترک جنگ با کفار ضرر قطعی و عام بیشتری متوجه مسلمین شود و تیر اندازی و حمله به این سپر انسانی در هنگام جنگ باشد و هیچ راه دیگری وجود نداشته باشد که از آن راه بتوان به کفار دست پیدا کرد مگر بعد از تیر اندازی به این سپرهای انسانی، و زمانی که از روی ناچاری و اجبار مجبور به تیر اندازی شدیم باید تا جائی که می توانیم و امکانش هست از هدف قرار دادن و ضربه زدن به این سپرها دوری کرد و هدف و قصد و نیت مجاهدِ تیرانداز و انجام دهنده ی عملیات از تیر اندازی و عملیاتش کفار محارب باشد و دست یابی به مصلحت موجود در هدف قرار دادن کفاری که به این سپرها تترس کرده اند بر شک و خیال غلبه کرده باشد.

زمانی هم که این حالت ضرورت از بین می رود و مسلمین از شر دشمن در امان هستند و ترسی از آنها بر مسلمین وجود ندارد بر اساس قاعده ی «مَا جَازَ لِعُذْرٍ بَطَلَ بِزَوَالِهِ» صدمه زدن به این سپر انسانی از مسلمین و اهل ذمه و حتی معصوم الدمها از کفار غیر معاهد نیز جایز نیست چون اهل ذمه نیز در مساله ی تترس حکمشان همچون حکم مسلمین است.

ادامه