«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۵)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۵)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

سوالات (۲) 

س ۶: بیشتر کسانی که باعث کشت و کشتار شده اند و به نام تترس یا هر عنوانی مسلمین را به ناحق کشته اند از اهل علم نبوده اند و اهل علم آنها را تزکیه نکرده اند. مگر غیر از این است؟

ج:  ابتدا بسیار مهم است که روشن شود که منظور شما از اهل علم کدام دسته از ملاها و مولوی ها  شیوخ است؟  نکته دیگر اینکه لازم است به نکته ی مهمی اشاره کنم که در واقع نوعی آسیب شناسی جهاد و اهل آن به شمار می رود .

در جهاد و جنگ مسلحانه اصل بر وحدت فرماندهی و وحدت دستور است و جنگ مسلحانه تحت هیچ عنوانی تعدد و تفرق را نمی پذیرد، برخلاف جریانات مختلف فکری و اجتهادی که می توانند در شورائی واحد متعدد و مختلف باشند.

 معیار برای رهبریت در اسلام هم بر این است که این رهبریت باید مجتهد باشد یا به قول شیعه ها باید فقیه باشد. در این زمینه بین هیچ یک از مذاهب اسلامی اختلافی وجود ندارد .

 زمانی که رهبر در چنین جایگاهی قرار بگیرد می تواند طیفهای مختلف جامعه را مدیریت و هدایت کند، اما زمانی که این رهبریت وجود نداشته باشد این طیفهای مختلف بر اساس تجربه و خطا به پیش می روند و گاه در جایگاهی قرار می گیرند که خودشان می شوند رهبر و معیار.

الله تعالی با خطاب قرار دادن مومنین می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ (ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا و از پیغمبر اطاعت کنید، و از صاحبان امر از خودتان اطاعت کنید)، فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ (و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا و پیغمبر او برگردانید،) إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ (اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید) . ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (نساء/۵۹) این کار برای شما بهتر و خوش سرانجام تر است .‏

اگر به « وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ – صاحبان امر از خودتان باشند» با «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ – برای حل کردن تمام  مشکلات به قرآن و سنت برگردید» دقت کنیم بسیار ساده و آسان متوجه می شویم که رهبر جامعه باید یکی از مومنین باشد و بر اساس قرآن و سنت حکم کند و اگر در موردی اختلافی پیش آمد باید برای حل آن به قرآن و سنت مراجعه کند.

در این صورت مومنی که به عنوان رهبر انتخاب می شود نمی تواند به غیر قرآن و سنت حکم کند «إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ» (یوسف/۶۸) و در اختلافاتی هم که به وجود بیاید نمی تواند به غیر قرآن و سنت مراجعه کند، چون « وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ (شوری/۱۰) در هر چیزی که اختلاف داشته باشید، حکم آن به خدا واگذار می‌گردد.

پس کسی می تواند رهبر میدانهای جهاد و اداره ی امور زندگی حکومتی مومنین شود که در قانون و حقوق اسلامی متخصص باشد، و به قول اهل فقه: باید مجتهد باشد . به همین ترتیب در سلسله بحثهائی که در مورد «وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی» و «دارالاسلام و دارالکفر» داشتیم در بخش رهبریت سخنان اهل فقه را بیان کرده بودم که لازم می بینم جهت تذکر و یادآوری این سخنان اهل فقه رحمهم الله را خدمت شما بازگو کنم:

ادامه

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۴)

«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۴)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

جمع بندی و سوالات 

می توانیم واضح و آشکار از منابع شرعی ببینیم که اصل بر عصمت و حرام بودن خون و مال مسلمان است و ریختن به ناحق خون مسلمان و تلف کردن مالش حرام است «كُلُّ المُسْلِمِ علَى المُسْلِمِ حَرامٌ، دَمُهُ، ومالُهُ، وعِرْضُهُ»[۲] و حکم کفار معاهد و اهل ذمه هم در این زمینه همچون حکم مسلمین است.

و با استناد به  منابعی چون: «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» (بقره/۱۹۰) متوجه می شویم که اصل بر این است که هر کسی از دشمن که در جنگ مشارکت دارد کشتنش مجاز است و فرقی ندارد جزو جنگجوها باشد یا نباشد و کشتن زنان و کودکان و پیران و تمام کسانی که مشابه اینها در جنگ مشارکت ندارند جایز نیست چون در کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب بر خلاف کفار سکولار(مشرک) علتی که باعث می شود شخص کشته شود توانائی و مشارکت شخص در جنگ است نه فقط کفر او.      

زمانی هم که دشمن این موارد ممنوع شده را به عنوان سپر انسانی و مالی مورد استفاده قرار می دهد بر اساس «الضَّرُورَاتُ تُبِيحُ المَحظُورَاتِ»[۳] در هنگام ضرورتی قطعی و همگانی جهت محافظت از اسلام و دارالاسلام و مسلمین و جلوگیری از پیشروی و قتل عام بیشتر مسلمین و نابودی ارتش مسلمین صدمه زدن به این موارد منع شده بر اساس «مٰا أُبیحَ‏‎ لِلضَّرُورَةِ يُقَدَّرُ بقَدْرِها»[۴] یا «تُقَدَّرُ الضَّرُورَاتُ بِقَدْرِهَا»  به اندازه ی لازمی که بتواند این ضرورت را از بین ببرد نه بیشتر از آن مباح می شود، آنهم به شرطی که ترس آن برود که با ترک جنگ با کفار ضرر قطعی و عام بیشتری متوجه مسلمین شود و تیر اندازی و حمله به این سپر انسانی در هنگام جنگ باشد و هیچ راه دیگری وجود نداشته باشد که از آن راه بتوان به کفار دست پیدا کرد مگر بعد از تیر اندازی به این سپرهای انسانی، و زمانی که از روی ناچاری و اجبار مجبور به تیر اندازی شدیم باید تا جائی که می توانیم و امکانش هست از هدف قرار دادن و ضربه زدن به این سپرها دوری کرد و هدف و قصد و نیت مجاهدِ تیرانداز و انجام دهنده ی عملیات از تیر اندازی و عملیاتش کفار محارب باشد و دست یابی به مصلحت موجود در هدف قرار دادن کفاری که به این سپرها تترس کرده اند بر شک و خیال غلبه کرده باشد.

زمانی هم که این حالت ضرورت از بین می رود و مسلمین از شر دشمن در امان هستند و ترسی از آنها بر مسلمین وجود ندارد بر اساس قاعده ی «مَا جَازَ لِعُذْرٍ بَطَلَ بِزَوَالِهِ» صدمه زدن به این سپر انسانی از مسلمین و اهل ذمه و حتی معصوم الدمها از کفار غیر معاهد نیز جایز نیست چون اهل ذمه نیز در مساله ی تترس حکمشان همچون حکم مسلمین است.

ادامه

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۳) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۳)]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۳) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۳)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۳)

  • «ضَمَان» در حالتی که ضرورت رفع شده و ضرورتی وجود ندارد و شخص به خاطر «نیاز» جنگ مرتکب کشتن سپر انسانی از مسلمین شود

در اینجا هم باز فقهاء همان قول سابق را دارند و غیر از حنفی ها [۲] (که امام الحسن بن زياد حنفی هم باز با اتفاق سایر فقهاست[۳]) تمام فقهای مالکی و شافعی و حنبلی[۴] و اوزاعی و لیث[۵] و جعفری ها[۶] بر این باورند که شخص تیر انداز و انجام دهنده ی عملیات که خون مسلمانی را در غیر حالت ضرورت ریخته است گناهکار و مجرم است، چون اقدام به قتل مسلمان حرام است و ترک قتل کافر جایز است، و نمی توان با توصل به امر حرام و محظوری یک امر مباح را انجام داد، حالا چه رسد به روح یک مسلمان. [۷]

به عنوان مثال زمانی که سکولاریستهای (مشرکین) قریش مانع حضور حجاج دارالاسلام به مکه می شوند الله تعالی می فرماید: وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاءٌ مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَئُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۖ لِّيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ ۚ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (فتح/۲۵) اگر مردان و زنان مؤمنی را لگدمال نمی‌کردید که ( در میان آنان هستند و) شما ایشان را نمی‌شناسید و از این راه عیب و عار و زیان و ضرری ناآگاهانه به شما نمی‌رسید ( خداوند هرگز مانع این جنگ نمی‌شد . دست شما را از ایشان کوتاه کرد) تا خدا هر که را بخواهد غرق رحمت خود سازد. اگر (کافران و مؤمنان ضعیفی که در مکه نهانی ایمان آورده‌اند) از یکدیگر جدا می‌بودند، کافران ایشان را (با غلبه شما بر آنان) به عذاب دردناکی گرفتار می‌کردیم.‏

در اینجا هنوز ضرورت جنگی وجود ندارد و مسلمین دارالاسلام هم هرگز برای جنگ نیامده بودند، و ضرورت بیعت بر مرگ رضوان با صلح حدیبیه هم از بین می رود، بر خلاف زمان فتح مکه که مسلمین به نیت فتح پایتخت سکولاریستهای جزیره العرب حمله کرده بودند .

در هنگامی که ضرورتی وجود ندارد الله تعالی به دلیل اینکه مومنین را نمی توان از کفار تشخیص داد به خاطر وجود این مومنین صدمه زدن به این کفار را منع می کند چون صدمه زدن به این کفار ممکن است منجر به صدمه زدن به مومنین هم شود. البته زمانی هم که ضرورت جنگی پیش می آید رسول الله صلی الله علیه وسلم مکانهائی را جهت عدم صدمه رسیدن به مومنین و حتی کفار غیر محارب هم اعلام می کند . از خانه های خودشان گرفته تا حضور در مسجد الحرام و یا خانه ی ابوسفیان و… و به این شکل راه را برای جدا کردن و تمیز مومنین و غیر محاربین از کفار محارب باز می کند.

به همین دلیل است که امام قرطبی رحمه الله در تفسیرش با آوردن اقوال مختلفی می گوید: اگر مومنین از میان کفار جدا می شدند که صدمه ای به آنها نرسد الله تعالی با شمشیر، کفار را عذاب می داد، ضحاک می گوید اما الله تعالی به خاطر این مومنین این عذاب توسط شمشیر را از کفار دور می کند … و ادامه می دهد: این آیه دلیلی است بر مراعات کافر در حرمت مومن، زمانی که اذیت کردن کافر ممکن نباشد مگر با اذیت کردن مومن.[۸] به همین شکل امام اوزاعی رحمه الله هم به این آیه استدلال می کند که الله تعالی چگونه به خاطر این مومنین عذاب با شمشیر مجاهدین دارالاسلام را از کفار سکولار قریش دور می کند.[۹]

ادامه

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۲)]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۲)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۲)

الله تعالی می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِکَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِیمَ کُنتُمْ  (بیگمان کسانی که فرشتگان ( برای قبض روح در واپسین لحظات زندگی) به سراغشان می‌روند و ( می‌بینند که به سبب ماندن با کفّار در کفرستان ، و هجرت نکردن به سرزمین ایمان) بر خود ستم کرده‌اند، بدیشان می‌گویند: کجا بوده‌اید ( که اینک چنین بی توشه مرده‌اید و بدبخت شده‌اید؟) قَالُواْ کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الأَرْضِ  (عذرخواهان ) گویند: ما بیچارگانی در سرزمین (کفر) بودیم  (ونتوانستیم به قوانین شریعت عمل کنیم. چون به عنوان مثال در دارالکفرهای سکولاریستها اصلاً نمی توان به قوانین شریعت الله در اداره ی زندگی اجتماعی و حکومتی و … عمل کرد. فرشتگان بدیشان)) قَالْوَاْ أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِیهَا  (گویند: مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن کوچ کنید؟) فَأُوْلَئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِیراً ‏(نساء/۹۷) جایگاه آنان جهنم است، و چه بد جایگاهی و چه بد سرانجامی!‏

ابن کثیر رحمه الله می گوید: این آیه ی کریمه عام است در مورد تمام کسانی که در میان مشرکین (سکولاریستها) اقامت داشته باشند در حالی که قادر به هجرت باشند و توانائی برپای داشتن دین را نداشته باشند؛ چنین شخصی به اجماع (فقهاء) به نفس خودش ظلم کرده و مرتکب حرام شده است[۲] بر پا داشتن دین هم تنها شامل اعمال خاص فردی چون نماز و روزه و حج نمی شود بلکه برپا داشتن دین یعنی بر پا داشتن تمام دین با هر ۴ معنی و مفهومش، یعنی اسلام کامل با تمام محتویات آن. الان یا شخص ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودش بخشی از اسلام را انجام نمی دهد و دچار جرم می شود و خودش را به اندازه ی جرمش مستحق آتش جهنم می کند، یا اینکه به میل خودش در دارالکفرها می مانند و ۱- آگاهانه ۲- عمداً  خود را در جایگاهی قرار می دهند که بالاجبار مجبور به ترک بخشهائی از دین اسلام و عمل بر اساس قوانین غیر اسلامی و بخصوص قوانین سکولاریستها (مشرکین) می شوند و به این شکل اینها نیز قادر به عمل به بخشی از اسلام نمی شوند و مجبور به انجام قوانینی غیر از قوانین شریعت الله شده و مرتکب جرم می شوند و خودشان را به به اندازه ی جرمشان مشمول آتش و عذاب جهنم می کنند. فَأُوْلَئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِیراً ‏(نساء/۹۷)

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز جهت جلوگیری از این ظلم بزرگِ در حق شخص و دارالاسلام می فرماید:

  • لاَ تَسْتَضِيئُوا بِنَارِ الْمُشْرِكِينَ[۳] از آتش سکولاریستها (مشرکین) به خود روشنایی نکنید. یعنی فاصله ی خود با جوامع سکولار را رعایت کنید و به گونه ای نباشد که آتش آنها بتواند محل سکونت شما را روشن کند. 
  • لَا تُسَاكِنُوا الْمُشْرِكِينَ وَلَا تُجَامِعُوهُمْ فَمَنْ سَاكَنَهُمْ أَوْ جَامَعَهُمْ فَهُوَ مِثْلُهُمْ [۴] در لفظی دیگر «فليس منا [۵]»  در میان سکولاریستها (مشرکین) سکونت نکنید و در جمع آنان وارد نشوید، پس هر کسی در میان آنها سکونت کرد یا در جمع آنها حظور پیدا کرد؛ مانند آنان است. و در لفظی دیگر: از ما نیست.
  • من جامعَ المشرِكَ وسَكنَ معَهُ فإنَّهُ مثلُهُ [۶] هر کس با مشرک باشد و در کنار او سکونت کند و زندگی کند مانند او است.
  • أَنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ يُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِ الْمُشْرِكِينَ [۷] من از هر مسلمانی که در بین سکولاریستها (مشرکین) اقامت داشته باشد، برائت می جویم.

امام الذهبي رحمه الله  می گوید : ظاهر این حدیث عمومی است و تمام کسانی را که اختیاراً و به میل خودشان با مشرکین یکجا می شوند و با آنها سکونت می کنند را در بر می گیرد و مشمول کسانی که ناتوان از هجرت باشند یا در حالت ضرورت و اضطرار قرار گرفته باشند نمی شود .[۸]  به این شکل این احادیث کسانی را خطاب قرار می دهد که در دارالکفر تحت حاکمیت سکولاریستها (مشرکین) زندگی می کنند و توان هجرت به دارالاسلام را نیز دارند اما هجرت نمی کنند.[۹]

بر این اساس بود بعد از تشکیل دارالاسلام مدینه کسانی از صحابه رضی الله عنه زمانی که می خواستند به رسول الله صلی الله علیه وسلم بیعت دهند یکی از مفاد بیعتشان این بود که از دارالکفر تحت حاکمیت سکولاریستها جدا شوند:

ادامه

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۱)]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۱)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۱)

حالا اگر مسلمانی در مقوله مالکیت و سایر حقوق فردی و اجتماعی دچار انحراف شد و خلاف این دستورات شریعت عمل کرد جهت حفظ مصلحت اجتماعی و عدالت، نهاد اجتماعی « ضَمَان» (تعهد، التزام ، به عهده گرفتن، کفالت[۲]، حفظ و حراست) و جبران خسارت وارد عمل می شود و شخص باید در همین دنیا جهت ایجاد و تداوم نظم، امنیت و عدالت اجتماعی پاسخگوی اعمال خودش باشد، و مسئولیت انحراف و نقض تعّهدات اجتماعی خودش را بپذیرد و خسارات وارده را جبران کند.  

درواقع « ضَمَان» همان شیء یا مالی است که در حفظ آن کوتاهی شده و باید خسارتی که وارد شده است جبران شود،[۳] این خسارت را باید ضامنی که متعهد شده جبران کند که در اینجا دارالاسلام  تحت حاکمیت«۳ابزار»  به همراه شخص ضرر رسان در این مسائل مالی متعهد هستند که دَین خسارت دیده را پرداخت کنند. 

در اینجا با تمرکز بر مساله ی تترس می گوئیم اگر دشمن به کسانی تترس کرد و کسانی را به عنوان سپر انسانی خود قرار داد که شرعاً تیراندازی به سوی آنها حرام است و مسلمین به سوی دشمن تیر اندازی کردند و این سپرهای انسانی هم مورد اصابت قرار گرفتند در این صورت از«ضَمَان» چه چیزی بر آنها لازم می شود و در مجازاتهای دنیوی چه چیزی متوجه آنها می شود؟

  • «ضَمَان» کشتن مسلمانی که به صورت سپر انسانی قرار گرفته است در حالت ضرورت:

فقهاء رحمهم الله در چنین حالت ضرورتی که مصلحت اسلام و دارالاسلام و ارتش بزرگتر از مصلحت حفظ سپر انسانی است از باب دفع مفسده ی بزرگ با احتمال مفسده ی کوچکتر، اتفاق دارند که بر شخص مجاهد تیرانداز و انجام دهنده ی عملیات نه گناهی است و نه مورد مواخذه قرار می گیرد و مسلمانی هم که به عنوان سپر انسانی قرار گرفته است شهادت رزقش شده است.[۴]باذن الله . 

با آنکه این مسلمان مجاهد و انجام دهنده ی عملیات که در حالت ضرورت و نیاز به خاطر مصلحت اسلام و دارالاسلام و ارتش مسلمین مجبور و مکره به قتل این سپرهای انسانی شده و مورد مواخذه قرار نمی گیرد و به اتفاق فقهاء قصاص هم نمی شود – چون قصاص با تجویز عملیات و تیراندازی در این حالات سازگار نیست[۵] – اما فقهاء رحمهم الله مساله ی «ضَمَان» را مطرح کرده اند، و چنانچه شخص انجام دهنده ی عملیات احتمال دهد که این سپر انسانی کشته می شود و علم داشته باشد و بداند که تیر اندازی او و عملیاتش منجر به قتل شخص مسلمان و اهل ذمه ای می شود که به عنوان سپر انسانی قرار گرفته است مشمول کفارت یا دیه می شود و دیه از بیت المال مسلمین پرداخت می شود چون انجام عملیات در حالت ضرورت بر علیه دشمنی که مسلمین را به عنوان سپر انسانی قرار داده است مصلحت ضروری و قطعی و عام اسلام و دارالاسلام و تمام مسلمین است.

البته در زمینه پرداخت دیه و کفاره هم بین فقهاء ۳ دیدگاه به وجود آمده است:

ادامه

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۰)]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۰)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۲)

  1. هیچ راه و وسیله ی دیگری برای جنگ با کفار و رسیدن به کفار وجود نداشته باشد مگر با تیر اندازی به سپر انسانی.

به زبانی دیگر: بر علیه این جبهه ی دشمن نمی توان جبهات سیتماتیک دیگری را باز کرد و از راهها و کانالهای دیگری به این دشمن حمله کرد مگر با کشتن این سپرهای انسانی.

امام قرطبی رحمه الله می گوید: کشتن سپر انسانی مجاز است و ان شاء الله در آن اختلافی وجود ندارد،  و آنهم زمانی است که مصلحتی ضررویِ کلیِ قطعیِ وجود داشته باشد. ضروری به این معنی : که امکان وصول و رسیدن به کفار وجود ندارد مگر با کشتن این سپر انسانی.کلی این است که با قتل سپر انسانی مصحلت همه مسلمین حاصل می شود. قطعیه نیز این است که مصلحت حاصل از قتل سپر انسانی، قطعی است. [۲]

ابن مفلح حنبلی رحمه الله نیز می گوید: اگر مسلمین را به عنوان تترس و سپر انسانی به کار گرفتند زمانی که جنگ در جریان نیست یا امکان دست یابی به کفار بدون تیر اندازی به این سپر وجود داشته باشد یا از شر این کفار محارب در امان باشیم ، تیر اندازی به سوی این مسلمین سپر شده جایز و صحیح نیست، اما اگر ترسی بر مسلمین باشد مثل جریان داشتن جنگ یا اینکه امکان دست یابی به کفار وجود نداشته باشد جز با تیر اندازی به این سپر انسانی در این صورت به سوی این سپر انسانی تیر اندازی می شود.[۳]

امروزه به دلیل پیشرفت تکنولوژی نظامی و اطلاع رسانی، راههای جنگ مسلحانه بسیار زیاد شده اند و می توان در مواردی بسیار ساده تر از گذشته از کشتن این سپرهای انسانی صرفنظر کرد و ۱- با تغییر روش ۲- و ابزار حمله ۳- و یا با تغیر مکان یا زمان حمله و عملیات، به هدف جهادی خود هم رسید.

علاوه بر این امروزه بر خلاف اسیر مکره در داخل زندانها و مراکز پلیس و پادگانهای نظامی و وزارتهای مختلف حکومتی و امثالهم که ثابت هستند اکثراً دشمنی که در خیابانها و کوچه ها پرسه می زند «اهداف متحرکی» هستند که ضربه زدن به آنها اکثراً نیاز به آگاهی های به روز شده ی نظامی و صبر و دقت کافی دارد.

ادامه

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۹)]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۹)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۱)

دیدیم و می بینیم که دسته ای بدون قید و بدون رعایت ظوابط تترس با استناد به تترس ریختن خون معصوم و حرام شده ی مردم را در عملیاتهای مختلف برای خود مباح می کنند که لازم است به ذکر شروطی پرداخت که فقهاء رحمهم الله برای هدف قرار دادن سپرهای انسانی که ریختن خونشان در شریعت حرام است این شروط را تعیین کرده اند:

  1. تشخیص داده شود که با ترک جنگ کردن با کفار به مسلمین ضرری حتمی و خطری قطعیِ محقَّق و بزرگتر مثل شکست ارتش «۳ابزار» و اشغال دارالاسلام و قتل عام سایر مسلمین و از بین رفتن اسلام در منطقه و  رخ دادن سایر مفاسد به اعضای دارالاسلام برسد که ابن تیمیه اتفاق علماء را در این زمینه آورده است[۲] و چنانچه در حالت سپر قرار دادن انسانها با ترک جنگ با کفار ضرری متوجه مسلمین نشود حکم  خون این سپرهای انسانی بر اصل آن باقی می ماند که حرام بودن است. «مَا جَازَ لِعُذْرٍ بَطَلَ بِزَوَالِهِ».

اگر کشتن سپرهای انسانی یا وارد کردن ضررهای مالی حرام شده ضرر و خسارتش بیشتر از ترک دشمن و انجام عملیات علیه دشمن باشد یا حتی اگر ضرر و خسارت مساوی باشد در این صورت نباید به این سپرهای انسانی و مالی صدمه ای زد چون : اَلضَّرَرُ لاَ يُزَالُ بِمِثْلِهِ.[۳] و باید عملیات را به تأخیر انداخت یا دنبال راهکارهای دیگری گشت چون مفسده ی کشتن مسلمان بالاتر از مصلحت کشتن کافر است.

به عنوان مثال ممکن است که دشمن برای دزدی و تاراج اموال مسلمین آمده باشد و بعد از انجام دزدی به مواقع قبلی خودش بر گردد و عقب نشینی کند یا به صورت گذری از میان نمازگذاران یا تجمعات مردمی یا مدارس و بازارها و… عبور کند.

در این حالات با آنکه به سادگی می توان به این کفار دست یافت اما هزاران بار تجربه کرده ایم که ضرر انجام عملیات در چنین مکانهائی نه تنها مساوی با ضرری نیست که دشمن به مسلمین وارد می کند بلکه بسیار بیشتر از ضرری است که خود دشمن به مسلمین  وارد می کندو اصلاً نمی توان چنین جرمهائی را تترس نامید یا حتی با تترس قیاس کرد و بعد با گفتن « يُبْعَثُونَ علَى نِيَّاتِهِمْ »[۴] دل خود را خوش کرد و  با « كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ» در «امانی » و توهم سیر کرد، چون: لَّیْسَ بِأَمَانِیِّکُمْ وَلا أَمَانِیِّ أَهْلِ الْکِتَابِ مَن یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ وَلاَ یَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِیّاً وَلاَ نَصِیراً ‏(نساء/۱۲۳) نه به آرزوهای شما و نه به آرزوهای اهل کتاب است . هرکس که کار بدی بکند در برابر آن کیفر داده می‌شود، و کسی را جز خدا یار و یاور خود نخواهد یافت.

در اینجا نه تنها باید ضرر ناشی از کشته شدن پدر و سرپرست خانواده یا مادر و فرزند یا معلول شدن آنها را در نظر گرفت بلکه باید تبعات و ضررهای غیر قابل انکار اجتماعی ناشی از آن در خانواده را نیز در نظر گرفت، حالا ضررهای مالی بماند که در درجات بعدی قرار دارد. نباید در این جرم آشکار نسبت به مسلمین و در این پایمال کردن بزرگترین حق الناس، با کفار اشغالگر و مزدوران محلی آنها همکاری کرد و ضررها و مشکلاتی بیشتر به اینهمه مشکل و ضررهای مسلمین اضافه کرد. 

 جهادی مطلوب شریعت الله تعالی است که ازهر لحاظ نافع ترين براي مسلمانان و پاكترين براي دين و دعوت باشد و نباید به این شکل دنبال هدفهای سهل و آسان گشت آنهم با تحمیل اینهمه ضرر به مسلمین. 

ادامه

نگاه شما به تترس عمل شما را مشخص می کند [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۸)]

نگاه شما به تترس عمل شما را مشخص می کند [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۸)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

نگاه شما به تترس عمل شما را مشخص می کند

بدون کمترین تلاشی و صرفاً با دیدن و شنیدن امور متعلق به التترس متوجه می شویم که عقاید و جایگاه آن سپر انسانی و صاحبان سپر مالی در واکنش مسلمین نسبت به این سپرهای انسانی و مالی تاثیر مستقیم و اساسی دارد.

یعنی اگر آن سپر انسانی یکی از مسلمین یا کفار اهل ذمه باشد واکنش ما به شیوه ای است و اگر آن سپر انسانی یکی از کفار غیر معاهد و محارب و بخصوص کفار مشرک و سکولار و یا کفار مرتد باشد باز واکنش ما به گونه ای دیگر است. در مورد اموال سپر شده هم باز همین چندگانگی در رفتار مجاهدین مشاهده می شود.

پس بسیار مهم است که نگرش شما به این سپرهای انسانی یا مالی چگونه باشد؟ چون این نگرش پیش نیاز اساسی و راهنمای عمل در جامعه و بخصوص جهاد فی سبیل الله  و درک و فهم اساسی مساله ی تترس به عنوان یکی از صورتهای اجتناب ناپذیر جهاد است.

به عنوان مثال بسیار مهم است که نگرش شما به اصطلاح شرک چگونه است؟ چون الله تعالی در مورد کسی که شرک کرده است می فرماید: إِنَّهُ مَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ ‏(مائده/۷۲) بیگمان هر کس شریکی برای خدا قرار دهد ، خدا بهشت را بر او حرام کرده است (و هرگز به بهشت قدم نمی گذارد) و جایگاه او آتش (جهنم) است. و ستمکاران یار و یاوری ندارند.‏

حتی خطاب به رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (زمر/۶۵) به تو و به یکایک پیغمبران پیش از تو وحی شده است که اگر شرک‌ کنی کردارت (باطل و بی‌پاداش و) هیچ و نابود می‌شود، و از زیانکاران خواهی بود .‏

در کنار این باز خیلی مهم است که نگرش شما به کفار مشرک و مشرکین که دسته ای از کفار ۶گانه ی آشکار هستند چگونه باشد چون مشرکین دسته ای از این کفار ۶گانه ی آشکار هستند که با محوریت اصل برائت از آنها این دسته از کفار مشمول احکام و قوانین خاصی می شوند که با کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب تفاوتهای اساسی دارد.

ادامه

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۷)]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۷)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۲)

این اعمال مجرمانه هیچ ربطی به تترس در منابع شرعی ندارد. شما فقط تصور کنید که در خانواده ای که یکی از اعضای آن عضو این احزاب سکولار و مرتد یا از طرفداران آن باشد و با مواد منفجره تمام اعضای خانواده به خاطر همین یک مجرم قتل عام شوند آنوقت میزان و عمق جنایت نسبت مسلمین را خودتان متوجه شوید، چون اکثر ما هم گاه که با خانواده های خود جمع می شویم یکی یا چند نفر از همین نخاله و لکه های ننگ را در جمع خود می بینیم.

یا شما تصور کنید که در بازاری چند هزار نفره در حال تردد هستید و کافر سکولار و اشغالگری یا مرتدی سکولار و مزدور هم از این بازار می خواهد عبور کند و آنوقت بمبی برای شکار این کفار عبوری قرار داده باشند و طی آن صدها بی گناه هم کشته یا زخمی شوند حالا چه این کافر اشغالگر یا مرتد محلی کشته شود یا نشود. به نظر شما این جنایت آشکار در حق مسلمین و غیر نظامیان چه ربطی به تترس خواسته شده در منابع شرعی دارد؟

یا تصور کنید که شما برای ادای نماز به مسجدی می روید که در این مسجد هم یکی از این سکولاریستهای مرتد حضور دارد و آنوقت به خاطر همین انسان خبیث انفجاری در مسجد رخ دهد و آنهمه نماز گذار قتل عام شوند!! یا حتی در کعبه آنهمه بت قرار داشته باشد و ابولهب و زنش و چندین ساحر و مشرک دیگر هم در آن قرار گرفته اند و مسلمین هم به همراه مشرکین در حال ادای نماز و حج و عمره باشند و یکی از این اهل جهاد نا آگاه به خاطر وجود این بتها و کفار محارب و جهنمی مثل ابولهب و زنش در آن بمب گذای انجام دهد آنوقت ثمره چه خواهد بود؟

به همین دلیل می بینیم که کلاً مسیر عوض می شود و به جای اینکه طی عملیاتهای دقیق و برنامه ریزی شده و نقشه های حساب شده ای نظامی ها و پایگاههای آنها مورد هدف قرار گیرد اینها به خود زحمت نمی دهند و سهل ترین و ساده ترین و بی زحمت ترین هدفها را انتخاب می کنند و اصل می شود هدف قرار دادن غیر نظامی ها به بهانه ی ترساندن نظامی ها. یعنی کاری بر عکس تترس شرعی که در آن، هدف قرار دادن نظامی ها و نجات سپرهای انسانی و غیر نظامیان در دستور کار قرار می گیرد.

 زمانی که تترس را اینگونه از قالب و مفهوم شرعی آن خارج کردند و بدعت را جایگزین آن کردند  پیاده کردن همان سیاستی که کفار نسبت به مسلمین انجام داده اند در دستور کار قرار می گیرد: قتل عام زنان و کودکان و پیران و جوانان و نابودی منازل و منابع مادی و کشاورزی مسلمین با بمبهای چند تنی و حتی فسفری و شیمیائی و غیره جهت ترساندن مسلمین.

 این روش کفار است نه مسلمین، اما توسط مجریان جنگ روانی کفار  چون ابوقتاده فلسطینی و امثالهم برای مسلمین تئوریزه می شود و لباسی شبه اسلامی هم بر تن آن می کنند آنهم صرفاً جهت صدمه زدن به مسلمین .

ادامه

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۶)]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۶)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۱)

الله تعالی می فرماید: لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ ۚ (توبه/۱۲۰) هیچ تشنگی و خستگی و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی‌رسد، و گامی به جلو برنمی‌دارند که موجب خشم کافران شود، و به دشمنان دستبرد و صدمه ای نمی‌زنند ( و ضرب و قتل و جرحی نمی‌چشانند و اسیر و غنیمتی نمی‌گیرند) مگر این که به واسطه آن، کار نیکوئی برای آنان نوشته می‌شود.

در برابر این دو تاکتیک کلی:

  • وَلاَ یَطَؤُونَ مَوْطِئاً یَغِیظُ الْکُفَّارَ
  • وَلاَ یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّیْلاً

 در خشمگین کردن و صدمه و آسیب زدن به کفار هم شریعت الله ظوابط و مرزبندهای مشخص و دستور العمل خاص اسلام را بیان کرده است که راهنمای عمل مومنین در خشمگین کردن و صدمه زدن به کفار محارب و جنگجو است، و نمی توان جهت رسیدن به این دو هدف از هر وسیله ای استفاده کرد؛ در واقع برخلاف کفار، برای ما هدف وسیله را توجیه نمی کند.

  بر این اساس باید مواظب بود که با تفسیر اشتباه از مقابله به مثل کردن در دام شیطان در صدمه زدن به منهج اسلامیِ دعوت و جهاد نیافتیم، و کار به جائی کشیده نشود که ناخواسته الگوی عمل شما دشمنان ما شوند، و دشمنان دستور عمل برای شما صادر کنند، و به این شکل طبق نقشه ی دشمنان در ضربه زدن به منهج پاک جهاد فی سبیل الله حرکت کنید.

مذاهب حنفی[۲] و مالکی[۳] و شافعی[۴] و حنبلی[۵] و ظاهری[۶] و شیعه در مورد روش برخورد با ساکنان سنگر قلعه به مواردی اشاره کرده اند که تنها در مورد ساکنین سنگر قلعه و دژها به کار می رود.

چنانچه عرض کردم در هنگام جهاد، قلعه یعنی سنگر نظامی بزرگتر؛ و تمام آنهائی که در سنگر جنگی – چه یک نفره چه دو نفره و چه چند نفره – در برابر ما قرار گرفته اند در جایگاه جنگجویانی قرار گرفته اند که باید با انواع تکنولوژی نظامی مشروع با آنها وارد جنگ شد.

در این صورت قواعدی که بر سنگرهای نظامی – چه کوچک و چه بزرگ – حاکم است فرق دارد با قواعدی که بر سایر مکانهای غیر نظامی حاکم است، به همین دلیل است که سفارش می شود که مثلاً کشاورزان را نکشید یا زنان و کودکان و راهبها و … را نکشید، اما چنانچه همین انسانها در سنگر قلعه و دژ قرار گرفتند به حکم ضرورت ممکن است صدمه ببینند همچنانکه عالم دینی و راهب قلعه ی یهودیان اطراف مدینه به همراه زنان و جنگجویان و دیگران صدمه دیدند. 

در این صورت باید در روش خود بین کسانی که در سنگر قرار گرفته اند و آنهائی که در سنگر نیستند فرق گذاشت و نباید حکمی که متعلق به سنگر نشینان است را بر سایرین تطبیق داد حتی اگر همه ی آنها کافر باشند.

ادامه