«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۲)]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۲)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۲)

الله تعالی می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِکَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِیمَ کُنتُمْ  (بیگمان کسانی که فرشتگان ( برای قبض روح در واپسین لحظات زندگی) به سراغشان می‌روند و ( می‌بینند که به سبب ماندن با کفّار در کفرستان ، و هجرت نکردن به سرزمین ایمان) بر خود ستم کرده‌اند، بدیشان می‌گویند: کجا بوده‌اید ( که اینک چنین بی توشه مرده‌اید و بدبخت شده‌اید؟) قَالُواْ کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الأَرْضِ  (عذرخواهان ) گویند: ما بیچارگانی در سرزمین (کفر) بودیم  (ونتوانستیم به قوانین شریعت عمل کنیم. چون به عنوان مثال در دارالکفرهای سکولاریستها اصلاً نمی توان به قوانین شریعت الله در اداره ی زندگی اجتماعی و حکومتی و … عمل کرد. فرشتگان بدیشان)) قَالْوَاْ أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِیهَا  (گویند: مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن کوچ کنید؟) فَأُوْلَئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِیراً ‏(نساء/۹۷) جایگاه آنان جهنم است، و چه بد جایگاهی و چه بد سرانجامی!‏

ابن کثیر رحمه الله می گوید: این آیه ی کریمه عام است در مورد تمام کسانی که در میان مشرکین (سکولاریستها) اقامت داشته باشند در حالی که قادر به هجرت باشند و توانائی برپای داشتن دین را نداشته باشند؛ چنین شخصی به اجماع (فقهاء) به نفس خودش ظلم کرده و مرتکب حرام شده است[۲] بر پا داشتن دین هم تنها شامل اعمال خاص فردی چون نماز و روزه و حج نمی شود بلکه برپا داشتن دین یعنی بر پا داشتن تمام دین با هر ۴ معنی و مفهومش، یعنی اسلام کامل با تمام محتویات آن. الان یا شخص ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودش بخشی از اسلام را انجام نمی دهد و دچار جرم می شود و خودش را به اندازه ی جرمش مستحق آتش جهنم می کند، یا اینکه به میل خودش در دارالکفرها می مانند و ۱- آگاهانه ۲- عمداً  خود را در جایگاهی قرار می دهند که بالاجبار مجبور به ترک بخشهائی از دین اسلام و عمل بر اساس قوانین غیر اسلامی و بخصوص قوانین سکولاریستها (مشرکین) می شوند و به این شکل اینها نیز قادر به عمل به بخشی از اسلام نمی شوند و مجبور به انجام قوانینی غیر از قوانین شریعت الله شده و مرتکب جرم می شوند و خودشان را به به اندازه ی جرمشان مشمول آتش و عذاب جهنم می کنند. فَأُوْلَئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِیراً ‏(نساء/۹۷)

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز جهت جلوگیری از این ظلم بزرگِ در حق شخص و دارالاسلام می فرماید:

  • لاَ تَسْتَضِيئُوا بِنَارِ الْمُشْرِكِينَ[۳] از آتش سکولاریستها (مشرکین) به خود روشنایی نکنید. یعنی فاصله ی خود با جوامع سکولار را رعایت کنید و به گونه ای نباشد که آتش آنها بتواند محل سکونت شما را روشن کند. 
  • لَا تُسَاكِنُوا الْمُشْرِكِينَ وَلَا تُجَامِعُوهُمْ فَمَنْ سَاكَنَهُمْ أَوْ جَامَعَهُمْ فَهُوَ مِثْلُهُمْ [۴] در لفظی دیگر «فليس منا [۵]»  در میان سکولاریستها (مشرکین) سکونت نکنید و در جمع آنان وارد نشوید، پس هر کسی در میان آنها سکونت کرد یا در جمع آنها حظور پیدا کرد؛ مانند آنان است. و در لفظی دیگر: از ما نیست.
  • من جامعَ المشرِكَ وسَكنَ معَهُ فإنَّهُ مثلُهُ [۶] هر کس با مشرک باشد و در کنار او سکونت کند و زندگی کند مانند او است.
  • أَنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسْلِمٍ يُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِ الْمُشْرِكِينَ [۷] من از هر مسلمانی که در بین سکولاریستها (مشرکین) اقامت داشته باشد، برائت می جویم.

امام الذهبي رحمه الله  می گوید : ظاهر این حدیث عمومی است و تمام کسانی را که اختیاراً و به میل خودشان با مشرکین یکجا می شوند و با آنها سکونت می کنند را در بر می گیرد و مشمول کسانی که ناتوان از هجرت باشند یا در حالت ضرورت و اضطرار قرار گرفته باشند نمی شود .[۸]  به این شکل این احادیث کسانی را خطاب قرار می دهد که در دارالکفر تحت حاکمیت سکولاریستها (مشرکین) زندگی می کنند و توان هجرت به دارالاسلام را نیز دارند اما هجرت نمی کنند.[۹]

بر این اساس بود بعد از تشکیل دارالاسلام مدینه کسانی از صحابه رضی الله عنه زمانی که می خواستند به رسول الله صلی الله علیه وسلم بیعت دهند یکی از مفاد بیعتشان این بود که از دارالکفر تحت حاکمیت سکولاریستها جدا شوند:

ادامه

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۱)]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۱)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

«ضَمَان» یا جبران خسارت وارده به سپرهای انسانی و مالی(۱)

حالا اگر مسلمانی در مقوله مالکیت و سایر حقوق فردی و اجتماعی دچار انحراف شد و خلاف این دستورات شریعت عمل کرد جهت حفظ مصلحت اجتماعی و عدالت، نهاد اجتماعی « ضَمَان» (تعهد، التزام ، به عهده گرفتن، کفالت[۲]، حفظ و حراست) و جبران خسارت وارد عمل می شود و شخص باید در همین دنیا جهت ایجاد و تداوم نظم، امنیت و عدالت اجتماعی پاسخگوی اعمال خودش باشد، و مسئولیت انحراف و نقض تعّهدات اجتماعی خودش را بپذیرد و خسارات وارده را جبران کند.  

درواقع « ضَمَان» همان شیء یا مالی است که در حفظ آن کوتاهی شده و باید خسارتی که وارد شده است جبران شود،[۳] این خسارت را باید ضامنی که متعهد شده جبران کند که در اینجا دارالاسلام  تحت حاکمیت«۳ابزار»  به همراه شخص ضرر رسان در این مسائل مالی متعهد هستند که دَین خسارت دیده را پرداخت کنند. 

در اینجا با تمرکز بر مساله ی تترس می گوئیم اگر دشمن به کسانی تترس کرد و کسانی را به عنوان سپر انسانی خود قرار داد که شرعاً تیراندازی به سوی آنها حرام است و مسلمین به سوی دشمن تیر اندازی کردند و این سپرهای انسانی هم مورد اصابت قرار گرفتند در این صورت از«ضَمَان» چه چیزی بر آنها لازم می شود و در مجازاتهای دنیوی چه چیزی متوجه آنها می شود؟

  • «ضَمَان» کشتن مسلمانی که به صورت سپر انسانی قرار گرفته است در حالت ضرورت:

فقهاء رحمهم الله در چنین حالت ضرورتی که مصلحت اسلام و دارالاسلام و ارتش بزرگتر از مصلحت حفظ سپر انسانی است از باب دفع مفسده ی بزرگ با احتمال مفسده ی کوچکتر، اتفاق دارند که بر شخص مجاهد تیرانداز و انجام دهنده ی عملیات نه گناهی است و نه مورد مواخذه قرار می گیرد و مسلمانی هم که به عنوان سپر انسانی قرار گرفته است شهادت رزقش شده است.[۴]باذن الله . 

با آنکه این مسلمان مجاهد و انجام دهنده ی عملیات که در حالت ضرورت و نیاز به خاطر مصلحت اسلام و دارالاسلام و ارتش مسلمین مجبور و مکره به قتل این سپرهای انسانی شده و مورد مواخذه قرار نمی گیرد و به اتفاق فقهاء قصاص هم نمی شود – چون قصاص با تجویز عملیات و تیراندازی در این حالات سازگار نیست[۵] – اما فقهاء رحمهم الله مساله ی «ضَمَان» را مطرح کرده اند، و چنانچه شخص انجام دهنده ی عملیات احتمال دهد که این سپر انسانی کشته می شود و علم داشته باشد و بداند که تیر اندازی او و عملیاتش منجر به قتل شخص مسلمان و اهل ذمه ای می شود که به عنوان سپر انسانی قرار گرفته است مشمول کفارت یا دیه می شود و دیه از بیت المال مسلمین پرداخت می شود چون انجام عملیات در حالت ضرورت بر علیه دشمنی که مسلمین را به عنوان سپر انسانی قرار داده است مصلحت ضروری و قطعی و عام اسلام و دارالاسلام و تمام مسلمین است.

البته در زمینه پرداخت دیه و کفاره هم بین فقهاء ۳ دیدگاه به وجود آمده است:

ادامه

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۰)]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۲۰)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۲)

  1. هیچ راه و وسیله ی دیگری برای جنگ با کفار و رسیدن به کفار وجود نداشته باشد مگر با تیر اندازی به سپر انسانی.

به زبانی دیگر: بر علیه این جبهه ی دشمن نمی توان جبهات سیتماتیک دیگری را باز کرد و از راهها و کانالهای دیگری به این دشمن حمله کرد مگر با کشتن این سپرهای انسانی.

امام قرطبی رحمه الله می گوید: کشتن سپر انسانی مجاز است و ان شاء الله در آن اختلافی وجود ندارد،  و آنهم زمانی است که مصلحتی ضررویِ کلیِ قطعیِ وجود داشته باشد. ضروری به این معنی : که امکان وصول و رسیدن به کفار وجود ندارد مگر با کشتن این سپر انسانی.کلی این است که با قتل سپر انسانی مصحلت همه مسلمین حاصل می شود. قطعیه نیز این است که مصلحت حاصل از قتل سپر انسانی، قطعی است. [۲]

ابن مفلح حنبلی رحمه الله نیز می گوید: اگر مسلمین را به عنوان تترس و سپر انسانی به کار گرفتند زمانی که جنگ در جریان نیست یا امکان دست یابی به کفار بدون تیر اندازی به این سپر وجود داشته باشد یا از شر این کفار محارب در امان باشیم ، تیر اندازی به سوی این مسلمین سپر شده جایز و صحیح نیست، اما اگر ترسی بر مسلمین باشد مثل جریان داشتن جنگ یا اینکه امکان دست یابی به کفار وجود نداشته باشد جز با تیر اندازی به این سپر انسانی در این صورت به سوی این سپر انسانی تیر اندازی می شود.[۳]

امروزه به دلیل پیشرفت تکنولوژی نظامی و اطلاع رسانی، راههای جنگ مسلحانه بسیار زیاد شده اند و می توان در مواردی بسیار ساده تر از گذشته از کشتن این سپرهای انسانی صرفنظر کرد و ۱- با تغییر روش ۲- و ابزار حمله ۳- و یا با تغیر مکان یا زمان حمله و عملیات، به هدف جهادی خود هم رسید.

علاوه بر این امروزه بر خلاف اسیر مکره در داخل زندانها و مراکز پلیس و پادگانهای نظامی و وزارتهای مختلف حکومتی و امثالهم که ثابت هستند اکثراً دشمنی که در خیابانها و کوچه ها پرسه می زند «اهداف متحرکی» هستند که ضربه زدن به آنها اکثراً نیاز به آگاهی های به روز شده ی نظامی و صبر و دقت کافی دارد.

ادامه

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۹)]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۹)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

شروط و ظوابط مباح شدن خون سپرهای انسانی (۱)

دیدیم و می بینیم که دسته ای بدون قید و بدون رعایت ظوابط تترس با استناد به تترس ریختن خون معصوم و حرام شده ی مردم را در عملیاتهای مختلف برای خود مباح می کنند که لازم است به ذکر شروطی پرداخت که فقهاء رحمهم الله برای هدف قرار دادن سپرهای انسانی که ریختن خونشان در شریعت حرام است این شروط را تعیین کرده اند:

  1. تشخیص داده شود که با ترک جنگ کردن با کفار به مسلمین ضرری حتمی و خطری قطعیِ محقَّق و بزرگتر مثل شکست ارتش «۳ابزار» و اشغال دارالاسلام و قتل عام سایر مسلمین و از بین رفتن اسلام در منطقه و  رخ دادن سایر مفاسد به اعضای دارالاسلام برسد که ابن تیمیه اتفاق علماء را در این زمینه آورده است[۲] و چنانچه در حالت سپر قرار دادن انسانها با ترک جنگ با کفار ضرری متوجه مسلمین نشود حکم  خون این سپرهای انسانی بر اصل آن باقی می ماند که حرام بودن است. «مَا جَازَ لِعُذْرٍ بَطَلَ بِزَوَالِهِ».

اگر کشتن سپرهای انسانی یا وارد کردن ضررهای مالی حرام شده ضرر و خسارتش بیشتر از ترک دشمن و انجام عملیات علیه دشمن باشد یا حتی اگر ضرر و خسارت مساوی باشد در این صورت نباید به این سپرهای انسانی و مالی صدمه ای زد چون : اَلضَّرَرُ لاَ يُزَالُ بِمِثْلِهِ.[۳] و باید عملیات را به تأخیر انداخت یا دنبال راهکارهای دیگری گشت چون مفسده ی کشتن مسلمان بالاتر از مصلحت کشتن کافر است.

به عنوان مثال ممکن است که دشمن برای دزدی و تاراج اموال مسلمین آمده باشد و بعد از انجام دزدی به مواقع قبلی خودش بر گردد و عقب نشینی کند یا به صورت گذری از میان نمازگذاران یا تجمعات مردمی یا مدارس و بازارها و… عبور کند.

در این حالات با آنکه به سادگی می توان به این کفار دست یافت اما هزاران بار تجربه کرده ایم که ضرر انجام عملیات در چنین مکانهائی نه تنها مساوی با ضرری نیست که دشمن به مسلمین وارد می کند بلکه بسیار بیشتر از ضرری است که خود دشمن به مسلمین  وارد می کندو اصلاً نمی توان چنین جرمهائی را تترس نامید یا حتی با تترس قیاس کرد و بعد با گفتن « يُبْعَثُونَ علَى نِيَّاتِهِمْ »[۴] دل خود را خوش کرد و  با « كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ» در «امانی » و توهم سیر کرد، چون: لَّیْسَ بِأَمَانِیِّکُمْ وَلا أَمَانِیِّ أَهْلِ الْکِتَابِ مَن یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ وَلاَ یَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِیّاً وَلاَ نَصِیراً ‏(نساء/۱۲۳) نه به آرزوهای شما و نه به آرزوهای اهل کتاب است . هرکس که کار بدی بکند در برابر آن کیفر داده می‌شود، و کسی را جز خدا یار و یاور خود نخواهد یافت.

در اینجا نه تنها باید ضرر ناشی از کشته شدن پدر و سرپرست خانواده یا مادر و فرزند یا معلول شدن آنها را در نظر گرفت بلکه باید تبعات و ضررهای غیر قابل انکار اجتماعی ناشی از آن در خانواده را نیز در نظر گرفت، حالا ضررهای مالی بماند که در درجات بعدی قرار دارد. نباید در این جرم آشکار نسبت به مسلمین و در این پایمال کردن بزرگترین حق الناس، با کفار اشغالگر و مزدوران محلی آنها همکاری کرد و ضررها و مشکلاتی بیشتر به اینهمه مشکل و ضررهای مسلمین اضافه کرد. 

 جهادی مطلوب شریعت الله تعالی است که ازهر لحاظ نافع ترين براي مسلمانان و پاكترين براي دين و دعوت باشد و نباید به این شکل دنبال هدفهای سهل و آسان گشت آنهم با تحمیل اینهمه ضرر به مسلمین. 

ادامه

نگاه شما به تترس عمل شما را مشخص می کند [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۸)]

نگاه شما به تترس عمل شما را مشخص می کند [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۸)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

نگاه شما به تترس عمل شما را مشخص می کند

بدون کمترین تلاشی و صرفاً با دیدن و شنیدن امور متعلق به التترس متوجه می شویم که عقاید و جایگاه آن سپر انسانی و صاحبان سپر مالی در واکنش مسلمین نسبت به این سپرهای انسانی و مالی تاثیر مستقیم و اساسی دارد.

یعنی اگر آن سپر انسانی یکی از مسلمین یا کفار اهل ذمه باشد واکنش ما به شیوه ای است و اگر آن سپر انسانی یکی از کفار غیر معاهد و محارب و بخصوص کفار مشرک و سکولار و یا کفار مرتد باشد باز واکنش ما به گونه ای دیگر است. در مورد اموال سپر شده هم باز همین چندگانگی در رفتار مجاهدین مشاهده می شود.

پس بسیار مهم است که نگرش شما به این سپرهای انسانی یا مالی چگونه باشد؟ چون این نگرش پیش نیاز اساسی و راهنمای عمل در جامعه و بخصوص جهاد فی سبیل الله  و درک و فهم اساسی مساله ی تترس به عنوان یکی از صورتهای اجتناب ناپذیر جهاد است.

به عنوان مثال بسیار مهم است که نگرش شما به اصطلاح شرک چگونه است؟ چون الله تعالی در مورد کسی که شرک کرده است می فرماید: إِنَّهُ مَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ ‏(مائده/۷۲) بیگمان هر کس شریکی برای خدا قرار دهد ، خدا بهشت را بر او حرام کرده است (و هرگز به بهشت قدم نمی گذارد) و جایگاه او آتش (جهنم) است. و ستمکاران یار و یاوری ندارند.‏

حتی خطاب به رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (زمر/۶۵) به تو و به یکایک پیغمبران پیش از تو وحی شده است که اگر شرک‌ کنی کردارت (باطل و بی‌پاداش و) هیچ و نابود می‌شود، و از زیانکاران خواهی بود .‏

در کنار این باز خیلی مهم است که نگرش شما به کفار مشرک و مشرکین که دسته ای از کفار ۶گانه ی آشکار هستند چگونه باشد چون مشرکین دسته ای از این کفار ۶گانه ی آشکار هستند که با محوریت اصل برائت از آنها این دسته از کفار مشمول احکام و قوانین خاصی می شوند که با کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب تفاوتهای اساسی دارد.

ادامه

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۷)]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۲) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۷)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۲)

این اعمال مجرمانه هیچ ربطی به تترس در منابع شرعی ندارد. شما فقط تصور کنید که در خانواده ای که یکی از اعضای آن عضو این احزاب سکولار و مرتد یا از طرفداران آن باشد و با مواد منفجره تمام اعضای خانواده به خاطر همین یک مجرم قتل عام شوند آنوقت میزان و عمق جنایت نسبت مسلمین را خودتان متوجه شوید، چون اکثر ما هم گاه که با خانواده های خود جمع می شویم یکی یا چند نفر از همین نخاله و لکه های ننگ را در جمع خود می بینیم.

یا شما تصور کنید که در بازاری چند هزار نفره در حال تردد هستید و کافر سکولار و اشغالگری یا مرتدی سکولار و مزدور هم از این بازار می خواهد عبور کند و آنوقت بمبی برای شکار این کفار عبوری قرار داده باشند و طی آن صدها بی گناه هم کشته یا زخمی شوند حالا چه این کافر اشغالگر یا مرتد محلی کشته شود یا نشود. به نظر شما این جنایت آشکار در حق مسلمین و غیر نظامیان چه ربطی به تترس خواسته شده در منابع شرعی دارد؟

یا تصور کنید که شما برای ادای نماز به مسجدی می روید که در این مسجد هم یکی از این سکولاریستهای مرتد حضور دارد و آنوقت به خاطر همین انسان خبیث انفجاری در مسجد رخ دهد و آنهمه نماز گذار قتل عام شوند!! یا حتی در کعبه آنهمه بت قرار داشته باشد و ابولهب و زنش و چندین ساحر و مشرک دیگر هم در آن قرار گرفته اند و مسلمین هم به همراه مشرکین در حال ادای نماز و حج و عمره باشند و یکی از این اهل جهاد نا آگاه به خاطر وجود این بتها و کفار محارب و جهنمی مثل ابولهب و زنش در آن بمب گذای انجام دهد آنوقت ثمره چه خواهد بود؟

به همین دلیل می بینیم که کلاً مسیر عوض می شود و به جای اینکه طی عملیاتهای دقیق و برنامه ریزی شده و نقشه های حساب شده ای نظامی ها و پایگاههای آنها مورد هدف قرار گیرد اینها به خود زحمت نمی دهند و سهل ترین و ساده ترین و بی زحمت ترین هدفها را انتخاب می کنند و اصل می شود هدف قرار دادن غیر نظامی ها به بهانه ی ترساندن نظامی ها. یعنی کاری بر عکس تترس شرعی که در آن، هدف قرار دادن نظامی ها و نجات سپرهای انسانی و غیر نظامیان در دستور کار قرار می گیرد.

 زمانی که تترس را اینگونه از قالب و مفهوم شرعی آن خارج کردند و بدعت را جایگزین آن کردند  پیاده کردن همان سیاستی که کفار نسبت به مسلمین انجام داده اند در دستور کار قرار می گیرد: قتل عام زنان و کودکان و پیران و جوانان و نابودی منازل و منابع مادی و کشاورزی مسلمین با بمبهای چند تنی و حتی فسفری و شیمیائی و غیره جهت ترساندن مسلمین.

 این روش کفار است نه مسلمین، اما توسط مجریان جنگ روانی کفار  چون ابوقتاده فلسطینی و امثالهم برای مسلمین تئوریزه می شود و لباسی شبه اسلامی هم بر تن آن می کنند آنهم صرفاً جهت صدمه زدن به مسلمین .

ادامه

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۶)]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۱) [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۶)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

تقلید از کفار در ریختن خونهای حرام شده و مقابله به مثل کردن(۱)

الله تعالی می فرماید: لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ ۚ (توبه/۱۲۰) هیچ تشنگی و خستگی و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی‌رسد، و گامی به جلو برنمی‌دارند که موجب خشم کافران شود، و به دشمنان دستبرد و صدمه ای نمی‌زنند ( و ضرب و قتل و جرحی نمی‌چشانند و اسیر و غنیمتی نمی‌گیرند) مگر این که به واسطه آن، کار نیکوئی برای آنان نوشته می‌شود.

در برابر این دو تاکتیک کلی:

  • وَلاَ یَطَؤُونَ مَوْطِئاً یَغِیظُ الْکُفَّارَ
  • وَلاَ یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّیْلاً

 در خشمگین کردن و صدمه و آسیب زدن به کفار هم شریعت الله ظوابط و مرزبندهای مشخص و دستور العمل خاص اسلام را بیان کرده است که راهنمای عمل مومنین در خشمگین کردن و صدمه زدن به کفار محارب و جنگجو است، و نمی توان جهت رسیدن به این دو هدف از هر وسیله ای استفاده کرد؛ در واقع برخلاف کفار، برای ما هدف وسیله را توجیه نمی کند.

  بر این اساس باید مواظب بود که با تفسیر اشتباه از مقابله به مثل کردن در دام شیطان در صدمه زدن به منهج اسلامیِ دعوت و جهاد نیافتیم، و کار به جائی کشیده نشود که ناخواسته الگوی عمل شما دشمنان ما شوند، و دشمنان دستور عمل برای شما صادر کنند، و به این شکل طبق نقشه ی دشمنان در ضربه زدن به منهج پاک جهاد فی سبیل الله حرکت کنید.

مذاهب حنفی[۲] و مالکی[۳] و شافعی[۴] و حنبلی[۵] و ظاهری[۶] و شیعه در مورد روش برخورد با ساکنان سنگر قلعه به مواردی اشاره کرده اند که تنها در مورد ساکنین سنگر قلعه و دژها به کار می رود.

چنانچه عرض کردم در هنگام جهاد، قلعه یعنی سنگر نظامی بزرگتر؛ و تمام آنهائی که در سنگر جنگی – چه یک نفره چه دو نفره و چه چند نفره – در برابر ما قرار گرفته اند در جایگاه جنگجویانی قرار گرفته اند که باید با انواع تکنولوژی نظامی مشروع با آنها وارد جنگ شد.

در این صورت قواعدی که بر سنگرهای نظامی – چه کوچک و چه بزرگ – حاکم است فرق دارد با قواعدی که بر سایر مکانهای غیر نظامی حاکم است، به همین دلیل است که سفارش می شود که مثلاً کشاورزان را نکشید یا زنان و کودکان و راهبها و … را نکشید، اما چنانچه همین انسانها در سنگر قلعه و دژ قرار گرفتند به حکم ضرورت ممکن است صدمه ببینند همچنانکه عالم دینی و راهب قلعه ی یهودیان اطراف مدینه به همراه زنان و جنگجویان و دیگران صدمه دیدند. 

در این صورت باید در روش خود بین کسانی که در سنگر قرار گرفته اند و آنهائی که در سنگر نیستند فرق گذاشت و نباید حکمی که متعلق به سنگر نشینان است را بر سایرین تطبیق داد حتی اگر همه ی آنها کافر باشند.

ادامه

حالتهائی که در آن ضرورت کشتن سپر انسانی از بین می رود و ضرورتی نمی ماند [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۵)]

حالتهائی که در آن ضرورت کشتن سپر انسانی از بین می رود و ضرورتی نمی ماند [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۵)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

حالتهائی که در آن ضرورت کشتن سپر انسانی از بین می رود و ضرورتی نمی ماند

در مغنی المحتاج آمده است که: اگر کفار به مسلمین تترس کردند و مسلمین را به عنوان سپرهای انسانی قرار دادند- حتی اگر یک مسلمان باشد- یا اینکه ذمی ها را به عنوان سپر قرار دادند، چنانچه ضرروتی به تیر اندازی به سوی آنها وجود نداشته باشد به عنوان امر واجبی جهت محافظت از مسلمین و اهل ذمه دست از جنگیدن با این کفار بر می داریم.

علاوه بر این در همین منبع آمده است که اگر کفار زنان و کودکان خودشان را به عنوان سپری جهت محافظت از خودشان قرار دادند و ضرروتی به تیر اندازی به سوی آنها وجود نداشت، به عنوان امر واجبی رها کردن آنها واجب است تا اینکه جنگ منجر به کشته شدن غیر ضروری این زنان و کودکان کفار نشود که از کشتن آنها نهی شده ایم … البته با ذکر رای دیگری می گوید چنانچه این حیله ی دشمن در سپر قرار دادن فرزندان و زنانشان منجر به تعطیل شدن جهاد یا محافظت از قلعه های آنها شود می توان آنها را با منجنیق مورد هدف قرار داد. [۲]

فقهاء رحمهم الله  چون الإمـام مالك[۳] والأوزاعي[۴] والليث[۵] والقَفّال[۶] والبغوي[۷] و شافعی و النووی[۸] وابن قدامة [۹]و الشربيني[۱۰] و… حالتهائی را معرفی کرده اند که اگر اتفاق بیافتند ضرورت هم از بین می رود و نمی توان به سپر انسانی صدمه ای زد . به عنوان مثل گفته اند:

  1. اگر بین مسلمین و کفار جنگ در جریان نباشد
  2. یا  جنگ بین کفار و مسلمین كشتاری سخت  نباشد
  3. یا اینکه راهی وجود داشته باشد که بدون قتل سپر انسانی به این کفار ضربه زد و امکان ضربه زدن به دشمن از راهی غیر از کشتن سپر انسانی وجود داشته باشد.
  4. یا اینکه مسلمین از شر دشمنانشان در امان باشند و ترسی از جانب کفار بر مسلمین وجود نداشته باشد. [۱۱]

زمانی که به این شکل ضرورت از بین می رود[۱۲] و جنگ هم در جریان نیست یا امکان ضربه زدن به کفار بدون صدمه زدن به این سپرهای انسانی و مالی مسلمین وجود دارد شافعی ها و حنبلی ها[۱۳] و حسن بن زياد از حنفی ها و شیعیان امامی[۱۴] می گویند صدمه زدن به این سپرهای انسانی و مالی مسلمین جایز نیست.  و امام شافعی[۱۵] رحمه الله به صراحت در الأم و امام بغوی[۱۶] رحمه الله در التهذيب هم بیان می کنند که اگر به سوی مسلمانی در غیر حالت ضرورت تیر اندازی شود و بداند که این شخصی که به سویش تیر اندازی می کند مسلمان است شخص قاتل قصاص می شود.

ادامه

صدمه زدن به سپرهای انسانی و مالی نزد فقهاء [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۴)]

صدمه زدن به سپرهای انسانی و مالی نزد فقهاء [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۴)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

صدمه زدن به سپرهای انسانی و مالی نزد فقهاء رحمهم الله

الإمام أبو بكر الجصاص رحمه الله  روایت می کند که امام مالک می گوید: زمانی که مسلمین اسیر شده در کشتی کفار باشند آتش زده نمی شود، به دلیل سخن الله تعالی : وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِیبَکُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَیْرِ عِلْمٍ لِیُدْخِلَ اللَّهُ فِی رَحْمَتِهِ مَن یَشَاءُ لَوْ تَزَیَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِیماً  (فتح/۲۵)اگر مردان و زنان مؤمنی را لگدمال نمی‌کردید که (در میان آنان هستند و) شما ایشان را نمی‌شناسید و از این راه عیب و عار و زیان و ضرری ناآگاهانه به شما نمی‌رسید (خداوند هرگز مانع این جنگ نمی‌شد. دست شما را از ایشان کوتاه کرد) تا خدا هر که را بخواهد غرق رحمت خود سازد. اگر (کافران و مؤمنان ضعیفی که در مکه نهانی ایمان آورده‌اند) از یکدیگر جدا می‌بودند، کافران ایشان را (با غلبه شما بر آنان) به عذاب دردناکی گرفتار می‌کردیم .‏

زمانی که در میان این کفار چنین مسلمینی وجود داشتند رسول الله صلی الله علیه وسلم از حمله به این کفار صرفنظر کرد، و چنانچه کفار از مسلمین جدا می شدند کفار را عذاب می داند. و اوزاعی می گوید: به دلیل قول الله تعالی : وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاءٌ مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَئُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۖ (فتح/۲۵)اگر کفار به فرزندان مسلمین تترس کنند به سوی آنها تیر اندازی نمی شود، و وسیله ی حمل و نقلی که در آن اسرای مسلمین باشد آتش زده نمی شود، قول لیث بن سعد هم این است که قلعه ها با منجنیق مورد حمله قرار می گیرند و چنانچه اسرای مسلمین در آن باشند و آسیبی ببینند حکم «خطأ» را دارد و چنانچه کفار به این اسرای مسلمان تترس کنند به سوی آنها تیر اندازی می شود و هدف و قصد دشمن است.[۲]

امام الصنعاني رحمه الله هم در «سُبُل السَّلام» می گوید: مالک و اوزاعی بر این باورند که کشتن زنان و کودکان [مسلمان]به هیچ عنوان جایز نیست، حتی اگر کفار اهل جنگ به زنان و کودکان تترس کنند (و از آنها به عنوان سپرهای انسانی استفاده کنند) یا در قلعه یا کشتی که این زنان و کودکان با آنها هستند تحصن کرده باشند، در چنین حالاتی باز جنگیدن با آنها یا غرق کردن آنها جایز نیست.[۳]

امام شافعی رحمه الله در مورد هدف قرار دادن قلعه ها با منجنیق که در آنها زنان و کودکان کفار و یا اسرای مسلمین وجود دارند می گوید: اگر در قلعه ی مشرکین زنان و کودکان و اسرای مسلمین وجود داشت، هدف قرار دادن قلعه با منجنیق مشکلی ندارد بدون آنکه منازل مسکونی هدف قرار گرفته شوند، مگر اینکه رویاروئی و جنگ مسلمین از قلعه نزدیک باشد که در این صورت دیوار و ساختمان قلعه مورد هدف قرار می گیرد، اما چنانچه افراد داخل قلعه نیز در جنگ شرکت کردند در این صورت منازل و افراد داخل قلعه هم مورد هدف قرار می گیرند، و چنانچه در حین جنگ و درگیری و رویاروئی مسلمین، کفار کودکان مسلمین یا غیر مسلمین را به عنوان سپر خود قرار دادند اشکالی ندارد با کفار جنگ شود و به صورت عمد جنگجوهای کفار مورد هدف قرار گیرند؛ اگر جنگ و درگیری وجود نداشت دوست دارم از آنها دست برداشته شود تا اینکه امکان اینکه جنگ با آنها بدون این سپرهای انسانی وجود داشته باشد ممکن شود.[۴]

ادامه

مرجع مدیریت کننده ضرورت پیش آمده و چگونگی برخورد با مساله ی تترس [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۳)]

مرجع مدیریت کننده ضرورت پیش آمده و چگونگی برخورد با مساله ی تترس [«التَتَرُّس» اصطلاحی جهت کسب مصلحتی «ضروری، قطعی و کلی»؛ یا ابزاری جهت توجیه «انحراف» و «جنایت» (۱۳)]

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله [۱]

مرجع مدیریت کننده ضرورت پیش آمده و چگونگی برخورد با مساله ی تترس

تا اینجا متوجه شدیم همچنانکه برای طعام و خوراک و بسیاری از امور دیگر حالت ضرورت و اضطرار وجود دارد در زمینه ی خون حرامی که نباید ریخته شود نیز ضروتهائی به وجود می آید که ریختن چنین خونهای حرامی را مباح می کند . و این ضرورت هم دارای شرایط و قیودی است مثل:

  1. ضرورت «قائمةً بالفعل» باشد و اتفاق افتاده باشد و چیزی توهمی یا چیزی که در انتظار وقوع آن باشیم نباشد، چون بر توهم و توقع و انتظار نمی توان احکام را تخفیف داد.
  2. ضرورت به گونه ای باشد که تلف شدن نفس یا از بین رفتن مصالح ضروری چون الدِّين والنفس والمال والعقل والعِرْض حتمی و قطعی باشد.
  3. شخصی که در معرض ضرورت قرار گرفته است برای دور کردن ضرر از خودش راه و وسیله ی دیگری از مباحات را پیدا نکرده باشد و ناچار باشد که با این امر غیر شرعی ضرر را دفع کند.
  4. قاعده ی «الضَّرُورَاتُ تُبِيحُ المَحْظُورَاتِ» را با قاعده ی «تُقَدَّرُ الضَّرُورَاتُ بِقَدْرِهَا» مقید کند و تنها به اندازه ی کمترین حد ممکن که ضرر را دفع کند از این امر حرام شده استفاده کند.
  5. تنها تا زمانی می تواند از این امر حرام شده استفاده کند که عذری که امر حرام شده را مباح کرده وجود داشته باشد و زمانی که عذر از بین رفت حکم بر اساس قواعد فقهی چون : «إِذَا زَالَ الخَطَرُ عَادَ الحَظْرُ» یا «إِذَا زَالَ المَانِعُ عَادَ المَمْنُوعُ» یا «مَا جَازَ لِعُذْرٍ بَطَلَ بِزَوَالِهِ» بر اصل آن بر می گردد، یعنی حکم باز بر حرام بودن آن بر می گردد و دیگر مباح نیست.

امام شافعی رحمه الله در الأم می گوید:هر چیزی که از حرام در معنیّ حلال می شود تنها در آن معنی خاص حلال می شود، پس زمانی که آن معنی از بین رفت حکم به اصل التحریم و حرام بودن بر می گردد. [۲]   

یعنی خانمی که در هنگام عمل جراحی مجبور می شود بخشی از بدن خودش را به نامحرم نشان دهد این کار تنها مختص همین مکان و تنها مختص به همان زمان مشخص است، و زمانی که ضرورت در زمان و مکان خاص تمام شد حکم به همان حالت حرام قبلی بر می گردد و چنین شخصی نمی تواند با قیاس به این ضرورت در سایر حالات هم اندام خود را به نمایش بگذارد و مروج « تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ » باشد. یا مجاهدی که ضرورت تعریف شده ی جنگی در شریعت از بین رفته است دیگر نمی تواند به بهانه ی تترس خونهای حرام شده را برای خود مباح کند.

  • کاری که شخص در هنگام ضرورت انجام می دهد از ضرری که در هنگام ضررورت وجود دارد کمتر باشد، و چنانچه کمتر از ضرر اصلی نباشد یا حتی با آن مساوی باشد این حرام مباح نمی شود. مثل اکراه و مجبور کردن شخص به کشتن مومنین . چون جان کسی که کشته می شود کمتر از جان قاتل نیست. بلکه با هم مساوی هستند و این جایز نیست «الضَّرَرَ لَا يُزَالُ بِمِثْلِهِ».

حالا چه مرجعی برای مدیریت این تخصص و ضرورت پیش آمده وجود دارد که می تواند در مساله ی مهم تترس به عنوان بزرگترین و عظیم ترین ضرورت زندگی اجتماعی انسانها که به مصالح مرسله گره و اجتهاد خورده است رای و حکم صادر کند؟

ادامه