امروز ۱۷آذر۱۴۰۱ش انشقاق و جدائی گروهی جدید از دارودسته ی جولانی در ادلب سوریه

امروز ۱۷آذر۱۴۰۱ش انشقاق و جدائی گروهی جدید از دارودسته ی جولانی در ادلب سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

زمانی که جولانی خودش به ابوبکر بغدادی خیانت و بغی کرد دسته های زیادی با او بغی نکردند و از گروه او جدا شدند، باز زمانی که جولانی به ایمن الظواهری خیانت کرد و بیعتش را شکست باز دسته های زیادی با او همراه نشدند و برای خودشان گروه جدیدی مثل حراس الدین و غیره تشکیل دادند؛ زمانی هم که جولانی ارتش ناتو را از کانال حکومت سکولار ترکیه واترد ادلب کرد و رسما در خدمت ناتو قرار گرفت باز عده ی زیادی از او جدا شدند؛ به همین ترتیب هر گاه خیانتی از سوی جولانی دیده می شد عده ای از او کناره گیری می کردند و این انشقاق با خیانتهای مکرر جولانی به مردم و جماعتهای مختلف تکرار شده است.

در تازه ترین انشقاق، امروز ما دیدیم که أحرار صوفان از هيئة الجولاني  به صورت گروهی از هیئت جولانی جدا شده و به حركة أحرار الشام الشرعية  ملحق شدند . البته در این میان اعمال أبو عمشة از گروه جولانی در مسائل مادی نیز تاثیر داشت .

به این شکل كتيبة أبو جعفر از  مرتبات لواء الساحل ومجموعات النخبة ومشاة الرديف وصنوف المضاد والتحصين به شکل کامل از گروه جولانی جدا شد.

 همه منتظر توطئه ی جدید و جنگ فروشی گروه مافیایی بر علیه این مجموعه ی جدا شده هستیم، این عادت و سنت سیئه ی این گروه مافیایی در برابر مخالفین بوده است.

آیا روزی می رسد که گروهک چند نفره ی ملا فتاحی هم  زنجیر غلامی جولانی را از گردن خود بیرون بکشند و دست از جنگ فی سبیل ناتو بردارند؟

ضرب و شتم پیرمردی کورد توسط استخبارت گروه جولانی

ضرب و شتم پیرمردی کورد توسط استخبارت گروه جولانی

به قلم: مجاهد مهاجر

این روزها جرم و جنایات گروه جولانی در حق مردم عادی اهل سنت فراگیر و حتی بی پرده و گسترده و آشکار شده است.

 قبلاً گروه جولانی به بهانه های مختلف تنها به احزاب و گروههای مخالف خود جنگ می فروخت و آنها را به نفع حکومت سکولار ترکیه (نماینده ی ناتو) سرکوب و مدیریت می کرد اما این روزها کارهایی را نسبت به زندگی عادی مردم ستمدیده انجام می دهد که شاید بتوان گفت بشار سگ نیز نسبت به مردم عادی انجام نمی دهد و برای مردم عادی این کارها تنها مختص رژیم صهیونیستی بوده است.

امروز ۱۶آذر ۱۴۰۱ش نیروی استخبارات و امنیتی جولانی پیر مردی ۸۰ ساله به اسم على الحاج أنور أبو رمزي الكردي از روستای جويق در اطراف عفرین را مورد ضرب و شتم قرار دادند که برای ناظرین باعث تعجب شد! چون دارودسته ی جولانی قبلاً اینگونه آشکارا چنین جرمهایی را انجام نمی دادند و بیشتر این جرمها را پنهانی و در زندانها و دور از چشم مردم انجام می دادند و همیشه یک بهانه ی اماده هم برای توجیه جنایتشان داشتند اما این بار مردم همه چیز را دیدند و علت این جرم را نیز می دانستند.

على الحاج أنور أبو رمزي الكردي، این پیرمرد ۸۰ ساله از طریق مسیر عفرین- راجو می خواست به سر زمین کشاورزی خودش برود و بر گروه جولانی اعتراض کرد که چرا بیشتر از ۱۸ درخت از درختهای زیتون او را قطع کرده اند؟ زمانی که امنیتی های جولانی زور گوئی کردند و حرف زور زدند این پیرمرد ۸۰ ساله به آنها گفت: «أنتم مثل احتلال اليهود لفلسطين» شما مثل اشغالگران یهودی هستید برای فلسطین.

تنها به دلیل گفتن این تشبیه و تنها به همین بهانه، امنی های جولانی این پیرمرد را جلو چشم همه مورد لت و کوب و شکنجه قرار دادند.

البته این پیر مرد ۸۰ ساله ی کورد با آنکه او را در صورت رسانه ای کردن این واقعه تهدید به مرگ و زندان کرده اند اما واقعیت این جنایت را به صورت صوتی نشر داده و در اختیار همگان قرار داده است.

این است گسترش و اجرای عدالت برای مردم به سبک جولانی و مُلا فتاحی .

چرا رسانه های جهانی در برابر این جرمهای جولانی و امثالهم سکوت کرده اند؟ اگر این جرم را یکی از سربازان امارت اسلامی انجام میداد به نظر شما سازمانهای دفاع از حقوق سنگ و چوب و حیوان و بشر و درخت وووو چه سر و صدائی بر پا می کردند؟ اما در برابر جنایات آشکار این گروه مافیائی لال شده اند. چرا؟

چون فعلاً جولانی و گروهش پیاده نظام ارتش ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه شده اند و فعلاً ارتش ترکیه به نمایندگی از ناتو در ادلب حضور دارد .

آیا قرار نیست عده ای جاهل بیدار شوند؟

جولانی و سرکوب مسلمین مخالف ترکیه در ادلب سوریه

جولانی و سرکوب مسلمین مخالف ترکیه در ادلب سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

زمانی که أم صالح عبدان مادر دو شهید از جولانی به عنوان جاسوس عصر در شمال سوریه درخواست کرد که فرزندش را از زندان آزاد کند همه از شکوائیه ی او تعجب کردند! چرا؟ چون جولانی از او وفرزندش خواسته اند که یا ۵۰هزار دلار پرداخت کنند یا اینکه زمینی که چند صد سال است متعلق به خانواده ی آنهاست را تخلیه کنند!!

این وضع و حال ساکنان اصلی ادلب است حالا وضع و حال پناهنده های سایر منطق سوریه یا وضع و حال مهاجرین سایر کشورها در ادلب باید چگونه باشد؟

البته مسلمین استان ادلب و اطراف آن دربرابر این ظلم و بی عدالتی های جولانی سکوت نکرده اند؛ در نزدیکترین اقدام ما شاهد انفجار بمب انقلاب بر علیه جولانی در وسط ادلب توسط خواهرمان «أم النور» در تظاهارت و اعتراضات دیرحسان هستیم.

البته زمانی که در این هوای سرد ۱۵ کودک بی سرپرست در منطقه «البرکات» در وسط ادلب تحت حاکمیت جولانی به صورت کارتن خوابی شب و روز خود را سپری می کنند و در عین حال أحمد زيدان از فرماندهان جولانی ۳۰۰ هزار دلار را جهت صرف ترمیم یک ملعب به خبرنگار الجزیره پرداخت می کند نباید انتظاری بیشتر از این از مردم ستمدیده ی ادلب داشت که با چشم سر اینهمه بی عدالتی و ظلم را می بینند.  

نکته ی مهم دیگر اینکه جولانی با سایر گروههای مسلح دیگر هم درگیری دارد. از حراس الدین ( شاخه القاعده ی الظواهری در سوریه) بگیر تا انصار و گروه ترکستانیها و مسلم چچنی و … حتی با احرار الشام نیز تا زمانی روابط حسنه دارد که احرار طبق میل ترکیه در حرکت باشد. به عنوان مثال دیروز مصطفى السالم كفرعويد وأبوجعفر عاديات که به مدت یک ماه در زندان جولانی بودند آزاد شدند. اتهام آنها این بود که این دو نفر تابع رهبریت شرعی در حرکت احرار الشام بودند. البته اسلحه ی ابوجعفر و ماشین بیکاب مصطفی را نیز پس نداند!

با این وجود زمانی که دیروز ۱۴آبان ۱۴۰۱ش در شهر الأتارب نیروهای نظامی حکومت سکولار ترکیه در حال حرکت بودند وحشیانه یک زن به اسم رحمة علي نجار و یک کودک به اسم غنى سعيد را جلو چشم آنهمه مردم زیر گرفتند و این زن و کودک را به قتل رساندند که باعث خشم عظیم مردم این منطقه و شروع اعتراضات آنها به ارتش ترکیه و حتی محاصره ی ارتش ترکیه و سنگ باران کردن این مدرعات و تانکهای نفر بر ترکیه در این شهر شده است. ارتش ترکیه که به نمایندگی از ناتو در استان ادلب حضور پیدا کرده و با حمایت جولانی این بخش از شمال سوریه را اشغال کرده است.

اما نکته ی تاسف انگیز اینکه همه شاهد حمایت مزدوران جولانی از ارتش ترکیه هستند و می بینیم که نیروهای جولانی به حمایت از ارتش جنایتکار و قاتل ترکیه به مردم حمله کرده و شلیک هوائی می کنند تا با ایجاد رعب و وحشت مردم معترض را متفرق کنند!

این است چهره ی واقعی جولانی و گروهش که ابومحمد مقدسی شاهدی می دهد که جولانی جاسوس ترکیه است و مردم سوریه نیز با چشم خود خیانتها و مزدوری های جولانی برای حکومت سکولار ترکیه در خاک سوریه را می بینند.

به نظر شما فرق جولانی با دوستُم افغانستان و احمد شاه مسعود افغانستان در خیانت به مسلمین و مزدوری برای دشمنان در چیست؟ هیچی. تنها در شعارهای آنها و میزان عوام فریبی آنهاست. دوستُم مرتد خبیث صدها بار از جولانی دغلباز در اعلام مزدوری خودش صادقتر است.

آیا چنین خائنینی چون مُلا فتاحی می توانند در مورد مرگ مشکوک یک سکولار بی حجاب در ایران بیانیه حمایت از مظلوم صادر کنند و مردم را به شورش تحریک کنند در حالی که در کارنامه ی خودشان هزاران جنایات آشکار مثل جنایت دیروز در حق زنان و کودکان وجود دارد؟

مولوی عبدالحمید زاهدان با مطرح کردن رفراندوم برای ایران دنبال چی هست؟

مولوی عبدالحمید زاهدان با مطرح کردن رفراندوم برای ایران دنبال چی هست؟

به قلم: حکیم الله سمنگانی

اخوان این درخواست  مولانا از نظر شما چطور هست؟

زمانی که به منابع فقهی اسلامی مراجعه می کنیم می فهمیم که نباید درخواست رفراندوم میدادند  با  تمام احترامی ک ب ایشان قائلم ولی این کار از نظر شریعت مقبول نیست.

چون رفراندوم بین اسلام است و کفر سکولاریسم که به مردم گفته می شود بین اسلام و کفر کدام را می خواهید و اسلام و کفر به همه پرسی گذاشته می شودو اگر اکثریت به کفر سکولریزم و دموکراسی کفری رای دادند باید همه تابع آن شوند و قوانین کفری سکولریزمرا قبول کنند مثل آمریکا و اروپا و ووو.   

چون این رفراندوم بر اساس رای مردم صورت میگیرد و نوعی انتخابات است و مولوی عبدالحمید گفته که باید ناظرهای بین المللی بر آن نظارت کنند که این ناظرها نیز تماما کفار سکولاری چون آمریکا و ناتو و روسیه و چین هستند. 

حالا بالفرض  اصلاً رفراندوم برگزار شود و مردم مخالفت هم کنند نهاد بین مللی کفار سکولار چکار است  در رابطه با مسلمین؟

کفر برای اسلام چه نقشی دارد ک ما آنها را ناظر بدانیم؟

اصلاً باید مولوی ابتدا مطرح می کردند این رفراندوم در چ زمینه هست؟

اگر این زمینه باشد که مردم با دارالاسلام فعلی موافق هستند یا به دارالکفری سکولار؟ بالفرض ک همه با  وجود دارالاسلامی که شیعیان آن را اداره کنند مخالفت کردند آیا رای دادن به دارالکفر در فقه و مذهب اسلامی ما صحیح است ؟؟

حتی اگر حکومتی سکولار و دارالکفری سکولار بر ایران حاکم شود آیا راضی خواهد بود که مثلاً حنفی های بلوچستان و غیره بر اساس مذهبشان خودمختاری داشته باشند؟ یا کُردها و جنوبی های شافعی مذهب بر اساس مذهبشان خودمختاری داشته باشند و قوانینشان بر اساس مذهبشان باشد؟ هرگز راضی نمی شود. چون سکولاریسم یک دیکتاتوری است و تنها قوانین خودش را می خواهد.

پس چ دلیلی دارد مولوی اول خودش را با این درخواست خطرناک کفری ایجاد شبهه کند ثانیا  ایا خون جوانان مسلمانبا ر فراندومی که در نهایت به دارالکفر ختم می شود برابر می شود؟

از همین جهت شریعت می گوید این کار نباید صورت میگرفت و اشتباه بوده

دقیقا رفراندوم هم مثل انتخابات است و مسلمین باید از خودشان بپرسند حالا رای برای چی؟

رای اکثریت؟ که باز می شود همان دموکراسی سکولاریستها و این از نظر شریعت جرم بسیار کلان و بزرگی است. پناه بر الله .

مولوی عبدالحمید زاهدان مشروعیت ساز سکولاریسم یا ابزار مدیریت جریان مخالف نظام ایران در بلوچستان (۴)

مولوی عبدالحمید زاهدان مشروعیت ساز سکولاریسم یا ابزار مدیریت جریان مخالف نظام ایران در بلوچستان (۴)

به قلم: براهندک بلوچ

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی خطیب مسجد مکی زاهدان در خطبه نماز جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱ش می گوید: “چقدر بر سر قوه قضاییه فریاد زده شده که این اعدام‌ها به ضرر کشور است. اعدام در حیات طیبه آن‌حضرت (صلی‌الله‌علیه‌وسلم) و در سیره خلفای راشدین و حیات بابرکت امیرالمومنین حضرت علی نبوده است. شما این اعدام‌ها را از کجا آورده‌اید؟‌ این‌ اعدام‌ها به ضرر کشور و اسلام است. کسی که جرمی مرتکب می‌شود، باید زندانی شود یا به شیوه دیگری مجازات شود.”

این سخن آقای اسماعیل زهی دقیقاً سخن سکولاریستهائی است که خواهان لغو حکم اعدام هستند حتی اگر شخص مرتکب قتل هزاران نفر شده باشد یا هر جنایتی را مرتکب شده باشد که هم اکنون در بیشتر از ۱۱۰ کشور سکولار جهان مجازات اعدام لغو شده است.

اما آیا این سخن در تضاد آشکار با قانون شریعت الله مبنی بر قصاص قاتلین و مرتدین و جنایتکاران نیست؟ آیا شایسته است اینگونه در حمایت از کفار سکولار  با قانون شریعت الله جنگید و مخالفت کرد؟

صرفنظر از موارد مشروع در اعدام کفار مجرم، رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد مسلمین می فرماید: لا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ يَشْهَدُ أَنْ لا إلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللَّه إلاَّ بِإِحْدَى ثَلاثٍ : وَالنَّفْسُ بِالنَّفْسِ، الثَّيِّبُ الزَّانِي وَالتَّارِكُ لِدِينِهِ الْمُفَارِقُ لِلْجَمَاعَةِ . ريختن خون هيچ شخص مسلماني که گواهي مي دهد اله بر حقي جز خداوند وجود ندارد و من فرستاده ي خدا هستم حلال نيست مگر به يکي از اين سه چيز : ۱ ـ کسي که عمداً قتل نفس کرده باشد . ۲ ـ زن و مردی که دوران تاهل و ازدواج را درک کرده باشند و زنا کنند. ۳ ـ کسي که دينش را رها کرده و از جماعت مسلمين خارج گردد.

آقای اسماعیل زهی تو و سایر سکولاریستها راست می گوئید یا رسول الله صلی الله علیه وسلم؟ قطعا تو و تمام سکولاریستها به بیراهه رفته اید و رسول الله صلی الله علیه وسلم راست می گوید.

الله متعال نیز ضمن فرمان به اعدام جنایتکاران و قصاص قاتلین می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى (بقره/۱۷۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! درباره کشتگان ،  ( قانون مساوات و دادگری ) قصاص بر شما فرض شده است. وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (بقره/۱۷۹) ‏ای صاحبان خرد ! برای شما در قصاص ، حیات و زندگی است( قانون قصاص را برای شما وضع کردیم تا از تجاوز و خونریزی بپرهیزید) باشد که تقوا پیشه کنید .‏

قصاص و اعدام مجرمینی که شرعاً مستحق اعدام هستند حکم صریح الله و رسول است جناب اسماعیل زهی که تو و اکثر سکولاریستهای جهان با این حکم صریح الله مخالفت می کنید (البته کفار سکولار هزاران جنایت را در حق مسلمین و سار مخالفین خود انجام می دهند و مرتک قتل هزاران انسان می شوند)؛ آیا می دانی ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودت و اختیاری با یک حکم شریعت مخالفت کنی و حکم دیگری را جایگزین آن کنی در شریعت الله حکمش چیست؟

الله تعالی در مورد حکم کردن به قانون شریعتش می فرماید:  وَأَنِ احْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن یَفْتِنُوکَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَیْکَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُصِیبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ کَثِیراً مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ‏(مائده/۴۹)و در میان آنان طبق چیزی حکم کن که خدا بر تو نازل کرده است ، و از امیال و آرزوهای ایشان پیروی مکن ، و از آنان برحذر باش که ( با کذب و حق‌پوشی و خیانت و غرض‌ورزی ) تو را از برخی چیزهائی که خدا بر تو نازل کرده است به دور و منحرف نکنند . پس اگر ( از حکم خدا رویگردان شدند و به قانون خدا) پشت کردند ، بدان که خدا می‌خواهد به سبب پاره‌ای از گناهانشان ایشان را دچار بلا و مصیبت سازد. بیگمان بسیاری از مردم ( از احکام شریعت ) سرپیچی و تمرّد می‌کنند و فاسق هستند.‏

أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْماً لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ (مائده/۵۰) ‏آیا ( آن فاسقان از پذیرش حکم بر طبق آنچه خدا نازل کرده است سرپیچی می‌کنند و ) جویای حکم جاهلیّت هستند؟ آیا چه کسی برای افراد معتقد بهتر از خدا حکم می‌کند؟‏

آقای اسماعیل زهی متوجه شدی با مخالفت با این قانون شریعت الله و هم مسیر شدن با سکولاریستها خودت را در چه طبقه یا قرار داده ای؟

مولوی عبدالحمید زاهدان مشروعیت ساز سکولاریسم یا ابزار مدیریت جریان مخالف نظام ایران در بلوچستان (۳)

مولوی عبدالحمید زاهدان مشروعیت ساز سکولاریسم یا ابزار مدیریت جریان مخالف نظام ایران در بلوچستان (۳)

به قلم: براهندک بلوچ

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه حنفی های مسجد مکی زاهدان از یکطرف مردم را انقلابی و طرفدار نظام و غیره معرفی می کند و تمام تلاش او این است که نظام، بلوچهای حنفی بیشتری را در ارگانهای نظامی و حکومتی خودش پذیرش کند به همین دلیل تمام بسیجی های روستاها و شهرهای حنفی نشین بلوچستان از طرفداران ایشان هستند، در کنار این، باز می بینیم که از چند سال قبل تا کنون می خواهد نوعی یاس و ناامیدی را القاء کند که مثلاً مردم با نظام نیستند و به نحوی مردم را از نظام جدا کند که متاسفانه تا حدودی در مورد طرفدارانش موفق هم بوده؛ به عنوان مثال چند سال پیش می گوید: “همۀ ما به‌خوبی می‌دانیم که امروز آن انگیزه‌های سابق و چهل سال گذشته در مردم وجود ندارد.”!!

امسال و در خطبه‌های نماز جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱ علاوه بر انکه خواستار برگزاری «رفراندوم بین نظام اسلامی حاکم بر ایران با نظام کفری سکولاریستی» آنهم با «حضور ناظران سکولار بین‌المللی» برای «تغییر سیاست‌ها» بر اساس «خواسته‌های اغتشاشگران» می شود با تحریف تاریخی ناشیانه ای درخصوص ریشه‌های انقلاب اسلامی ۵۷ می گوید: “آن زمان که ملت ایران انقلاب کرد و روحانیت پیشاپیش بود، ملت دلیل انقلاب خود را نبود آزادی می‌دانست. آزادی برای بشر از هر چیزی مهم‌تر است. بشر اگر همه‌چیز داشته باشد و آزادی نداشته باشد، هیچ‌چیز به کامش نمی‌نشیند.”

آقای اسماعیل زهی محترم هم ما و هم شما می دانیم که در زمان حکومت سکولار پهلوی  «آزادی» انواع فحشاء و مفاسد اخلاقی و رفتاری وجود داشت و ایران را تبدیل کرده بودند به مرکز فساد خاورمیانه، اما مسلمین انقلابی که انقلابی اسلامی را راه انداخته بودند خواستار از بین رفتن این «آزادی»  های ضد اسلامی بودند و «آزادی»  را می خواستند که شریعت تعریف شده باشد.  

به نظر شما اینهمه سحر و بازی با کلمه ی «آزادی» به چه معناست؟

حالا شما بفرمائید که این اغتشاشگران هرزه و سکولار دنبال چه نوع «آزادی»  هستند؟ اگر تجزیه و تحلیل هم نمی کنی و مطالب و بیانیه های آنها را نیز نمی خوانی فقط کافی است که عکسهای آنها را ببینی تا بدانی که این زنان و دختران هرزه ای که به همراه جوانان هرزه تر و وحشی تر از خودشان به خیابانها ریخته اند چه نوع «آزادی»  را می خواهند؟ آیا «آزادی»  بر اساس شریعت الله و یکی از مذاهب اسلامی را می خواهند یا «آزادی» بر اساس بی بندوباری جنسی و اخلاقی که حکومت سکولار پهلوی رایج کرده بود و هم اکنون در کشورهای سکولار نیز وجود دارد؟

پس «آزادی» مورد نظر مردم مسلمان ایران در انقلاب اسلامی ۵۷ با «آزادی» مورد نظر این اغتشاشگران کاملا متفاوت و متمایز است و دو چیز کاملاً  مختلف و متضاد هستند؛ مردم ایران بر علیه نوعی از آزادی پست و بی ارزشی قیام کردند که هم اکنون اغتشاشگران برای بازگرداندن آن به خیابانها ریخته اند و چند «وحشی ضعیف» هم در قالب لیدر و قاتل در میان این اغشاشگران پست ترین جنایات را نسبت به مسلمین شریعت گرا و انقلابیون و حافظان امنیت مردم انجام می دهند.

حالا آقای اسماعیل زهی شما بفرمائید این نوع هرزه گری و آزادی سکولاریستی که این هرزه های اغشتاشگر با شعار «آزادی» می خواهند چه جایگاهی در مذهب حنفی دارد؟ به دنبال پاسخ شرعی به این سوال بفرمائید: شمائی که خواهان چنین «آزادی» در جامعه هستی آیا حاضری چنین «آزادی» را که اغتشاشگران می خواهند به زنان و دختران و عروس خودت بدهی؟

آقای اسماعیل زهی خودت هم می دانی واضح داری با کلمه «آزادی» مغالطه می کنی و جهت راضی نگه داشتن مخاطبین  رسانه ای خودت بر خلاف مذهبت و تمام مذاهب اسلامی سخنپرانی می کنی.شما قدم در مسیری می گذارید که اسلاف تو ۸۰ سال پیش در پاکستان آنرا به عنوان یک تجربه ی تلخ برای ملت ما و سایر مسلمین پاکستان طی کرده اند اما بدانید که قطعاً همچون خطیبانی که در پاکستان ملت حنفی را به سکولاریستها فروختند و بلوچها و سایرین را در راستای اهداف سکولاریستها و انگلیس خرج کردند نخواهید توانست با تکرار تاریخ، بلوچهای ایران را نیز در راستای اهداف احزاب سکولار و آمریکا خرج کنید چون شریعت گرایان و بیداری اسلامی و اهل دعوت و جهاد چنین اجازه ای را به شما و امثال شما نخواهند داد.

پس بدان که این هیجانات مدیریت شده و مستانه ی اغتشاگران سکولار و توده های دنباله رو می گذرد اما شما و چند خطیب رسانه ای می مانید با کارنامه ای از سخنان متفاوت و متناقض که قطعاً مورد پذیرش بیداری اسلامی و اهل دعوت و جهاد نخواهد بود.

صدور حکم قتل مرتدین و مجریان جنگ تبلیغی پس از فتح مکه

صدور حکم قتل مرتدین و مجریان جنگ تبلیغی پس از فتح مکه

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی و کارزان شکاک ( از درسهای استاد هورامی ) 

رسول خدا صلی الله علیه وسلم در بدو ورود به مکه یارانش را دستور داد که با کسی نجنگند، مگر کسی که با آنان جنگ را آغاز کند، با این وجود حکم قتل تعدادی از سکولاریستها و مرتدین را با اسم و عناوین مشخص صادر کرد ، هرچند زیر پرده ی کعبه پیدا شوند:

۱- عبدالله بن سعد؛ زیرا وی قبلاً مسلمان شده بود و از جمله کاتبان وحی بود و از دین مرتد و به جبهه ی سکولاریستهای قریش پیوست. او به عثمان بن عفان پناه برد ، چون برادر شیری وی بود. عثمان هم تا زمانی که مردم آرام شدند و وضعیت مکه سامان یافت او را نزد خود مخفی نگه داشت، سپس پیش رسول خدا صلی الله علیه وسلم رفت تا برای وی امان بگیرد. رسول خدا صلی الله علیه وسلم مدتی ساکت شد. سپس درخواست عثمان را پاسخ داد و پس از اینکه عثمان برخاست به یاران دور و بر خود فرمود : «بدان خاطر ساکت شدم تا یکی از شما برخیزد و گردن وی را بزند.» یکی از یاران انصاری گفت :« چرا به من اشاره نفرمودی؟» فرمود : «پیامبران با شاره مردم را نمی کشند».

۲- عبدالله بن خطل از خاندان تیم، او قبلاً مسلمان شده بود و رسول خدا صلی الله علیه وسلم وی را فرستاد تا صدقات را جمع آوری کند و مردی از انصار را به عنوان همکار به همراه وی فرستاد. گوسفندی را برای وی سر ببرد و برای وی غذایی آماده کند و سپس خوابید . زمانی که از خواب بیدار شد دید که همکار وی این کار را انجام نداده است و به وی حمله کرد و او را کشت، سپس مشرک شد و دو کنیز داشت که در هجو رسول خدا آواز می خواندند و رسول خدا دستور داد آن دو کنیز هم به همراه وی کشته شوند. سعید بن حریث و ابوبرزه اسلمی به همراه هم وی راکشتند. یکی از کنیزها نیز کشته شد و دیگری فرار کرد تا بعدها امان دریافت کرد.

۳- حویرث بن نقیذ که رسول خدا صلی الله علیه وسلم را در مکه آزار می داد. ابن هشام می گوید : عباس بن عبدالمطلب می خواست فاطمه و ام کلثوم دختران رسول خدا را از مکه به مدینه انتقال دهند. حویرث به دختران رسول خدا صلی الله علیه وسلم رسید و آنقدر آنان را هل داد که به زمین افتادند. این مرد توسط علی بن ابوطالب کشته شد.

۴- مقیس بن حبابه. وی قاتل یکی از انصار بود که برادر وی را از روی خطا کشته بود و پس از قتل مرد انصاری به میان سکولاریستهای  قریش و کیش شرک برگشت. مردی از اقوام وی به نام نمیله بن عبدالله او را کشت.

۵- سارا کنیز یکی از خاندان عبدالمطلب که در مکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم را آزار می داد، اما عده ای برای وی امان دریافت کردند.

۶- عکرمه بن ابوجهل که به یمن فرار کرد. ام حکیم دختر حریث بن هشام همسر عکرمه مسلمان شد و از رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای عکرمه درخواست امان کرد و رسول خدا به وی امان داد، سپس به دنبال وی راهی یمن شد و را به حضور رسول خدا صلی الله علیه وسلم برگرداند و مسلمان شد.

مولوی عبدالحمید زاهدان مشروعیت ساز سکولاریسم یا ابزار مدیریت جریان مخالف نظام ایران در بلوچستان(۲)

مولوی عبدالحمید زاهدان مشروعیت ساز سکولاریسم یا ابزار مدیریت جریان مخالف نظام ایران در بلوچستان(۲)

به قلم: براهندک بلوچ

نکته ی بسیار ریز و مهمی که در ابتدای ادامه ی این بحث لازم است به آن اشاره کنم این است که شما در سخنان مولوی عبدالحمید و گرگیچ و نقشبندی و امثالهم در میان احناف منطقه ما، نوعی مبهم و کلی گوئی و تضاد و حتی تناقض می بینید، یعنی حتی واضح می بینید که یکی به میخ و یکی به نعل زدن که بیشتر به جنگ زرگری شبیه است تا سخنان اهل فقه شرعی نزد این طیف از مولوی ها تبدیل به فرهنگ شده است؛ از یک سو سخنانی می گویند که سکولاریستها(مشرکین/ احزاب) و سکولار زده ها(دارودسته ی منافقین) را راضی می کند و در عین حال سخنانی مخالف همین سخنان می گویند که شریعت گرایان را نیز از خود راضی کنند و این تنها صفت دارودسته ی منافقین است که هم می خواهند مومنین از آنها راضی شوند و هم کفار: وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ (بقره/۱۴)

به عنوان مثال مولوی عبدالحمید اسماعیل یکبار می گوید که من این نظام حاکم بر ایران را با دموکراسی مقایسه می کنم و دقیقاً چند ثانیه بعد از آن می گوید من این نظام را با خلفای راشدین مقایسه می کنم !!.

یا همین مولوی اسماعیل زهی در جایی می گوید که ما مسئولینی متعهد به اسلام و ارزشهای اسلامی می خواهیم که عدالت خلفای راشدین اجرا شود و دقیقا در جای دیگری جهت نماینده شدن کفار سکولار محلی بر مردم می گوید: ” شورای محترم نگهبان شرط «التزام عملی به اسلام» را برای تایید صلاحیت افراد قرار داده است؛ مگر این شورا می‌خواهد برای مساجد امام جماعت و یا برای مدارس دینی استاد و مدرّس تعیین کند که چنین شرطی را گذاشته است؟! “

یا می بینیم که گرگیچ در مراسم نمازجمعه (۲۰ آبان۱۴۰۱) شهرستان گالیکش می گوید: خواسته بنده و عموم مردم این است اگر در ایران مظلومیت و صدای ما را نمی شنوند و به حق خود نرسیم، نهادهایی که مدعی حقوق بشر هستند همچون شورای حقوق بشر سازمان ملل و دادگاه لاهه ورود کنند و «فقط به یک محکومیت و انزجار اکتفا نکنند و حق مظلومین را از انسان‎های حق نشناس بگیرند».دقیقاً پشت سر این و از زبان سخنرانان جلسه‎ی تحلیل و بررسی “حادثه جمعه خونین خاش” در مدرسه دینی مدینة العلوم خاش می گوید: اگر صدای ما در این‎جا شنیده نشود به درگاه الهی فریاد و شکایت خود را می رسانیم و…

فضل الرحمن کوهی زندانی بند ویژه روحانیت، وکیل آباد مشهد هم که آنهمه در مورد مزیتهای حکومت اسلامی و صبر و …صحبت می کرد اینبار در زندان جهت آزادی از زندان و بازگشت به کار مولوی گری با دست به دامن شدن کفار سکولار جهانی و تهدید به «خودکشی از طریق اعتصاب غذا» کرده و می گوید: اگر تا روز دوشنبه (۲۳آبان۱۴۰۱) حرف من گوش داده نشد، از برادر خود حاجی فقیر محمد و پسرم حافظ نوح و از تمام بستگان خود می خواهم صدای مرا به مجامع حقوق بشری برسانند تا انسان دوستان به داد من برسند…بنده روز چهارشنبه (۲۵آبان ۱۴۰۱) اعتصاب خود را شروع می کنم… تا زمانی که به مطالبه های بنده موافقت نشد، اعتصاب را ادامه خواهم داد، حتی که جسد من از زندان بیرون برود، و این ننگ و بدنامی برای مسئولان بماند”. (بلا تشبیه مثل تهدید جاهلهای سکولار در زندان که همه دیده ایم یا مثل تهدید دختری که اگر من را به فلانی ندهید غذا نمی خورم یا قرص می خورم و خودم را می کشم و..) بعد همین مُلاها و مولوی ها می آیند و از استقامت و صبر یوسف علیه السلام و هزاران نفر مثل ایشان در زندان و هنگام مصیبت سخنپرانی می کنند آنوقت خودشان ….

به هر حال اینها همگی بدون استثناء حقوق بگیر این نظام و بیمه شده ی این نظام و… هستند ودهها سخنرانی در اسلامی بودن حکومت ایران دارند با این وجود و با وجود دادگاهای مختلف اسلامی می خواهند حکم را نزد کفار ببرند! به نظر شما اگر عمر بن خطاب (که اینها شب و روز جهت تولید تفرقه بیشتر از آن یاد می کنند) بود حکم اینها را با شمشیر نمی داد؟ همان حکمی بین آن یهودی و آن به ظاهر مسلمان صادر و اجرا کرد.

مولوی عبدالحمید زاهدان مشروعیت ساز سکولاریسم یا ابزار مدیریت جریان مخالف نظام ایران در بلوچستان(۱)

مولوی عبدالحمید زاهدان مشروعیت ساز سکولاریسم یا ابزار مدیریت جریان مخالف نظام ایران در بلوچستان(۱)

به قلم: براهندک بلوچ

با آنکه شک ندارم مولوی عبدالحمید مدیر و امام جمعه اهل سنت مسجد مکی زاهدان خود را یکی از سربازان نظام ایران می داند و تمام تلاش او بر این است که بلوچهای حنفی را به مشارکت در بخشهای مختلف اداری و نظامی و امنیتی  ایران تشویق و ترغیب کند و رهبر ایران را نیز رهبر تمام مسلمین شیعه و سنی می داند و… با این وجود متناسب با شرایط حاکم بر جامعه، و جهت مدیریت افکار عمومی طیف مخالف و عوام سخنانی را بر زبان می راند که به نظر بنده این سخنان تنها مصرف رسانه ای و موقت و ابزاری جهت مدیری این طیف و مراحل گذار ندارند بلکه با تاثیراتی که بر جامعه می گذارد به نحوی طیفی از جامعه را در نهایت نه تنها از نظام حاکم بر ایران بلکه از خود اسلام و شریعت گرائی جدا می سازد و آشکارا، مدیریت شده یا ندانسته، برای این طیف و حرکت به سوی سکولاریسم مشروعیت سازی هم می کند.

به عنوان مثال شما به سخنان مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی در همایش تجلیل از فعالان ستاد انتخاباتی روحانی سال ۹۶ دقت کنید که می گوید: ” خواسته ی اهل سنت این است که ایران مطرح بشه، وطن مطرح بشه، مذهب مطرح نشه، دین بین ما و بین الله تعالی است”

صرف نظر از آنکه این مولوی مسجد مکی با چه حقی از جانب اهل سنت ایران صحبت می کند و چه عواملی او را وسوسه کرده است که خیال کند سخنگوی اهل سنت ایران است؟، فقط دقت کنید آیا این سخن، درخواست اصلی سکولارها و دموکراسی خواهان سکولار و ملی گرا نیست که می گویند دین اسلام امری شخصی بین الله و مردم است و نباید مذهب مطرح شود و تنها باید وطن و خاک مطرح شود؟ آیا این همان اسلام آمریکائی نیست که می خواهد مسلمین را به آداب طهارت و مسائل شخصی مشغول کند و در عوض مسائل حکومتی و اجرائی جامعه را به کفار سکولار جهانی و محلی بسپارد؟

سید قطب رحمه الله چه زیبا گفته است که  آب و خاک و علف تنها حیوانات را با هم متحد می کند بلکه تنها عقیده است که مسلمین را با هم یکی می کند و در جای دیگری می گوید: وقتیکه پیوند خویشاوندی میان محمدﷺ و خویشاوندانش گسسته شد، رابطه عقیده، مهاجرین و انصار را با هم پیوند داد و این پیوند، مسلمانان عرب و برادرانشان «صهیب رومی» و «بلال حبشی» و «سلمان فارسی» را باهم ربط داد و تعصّبِ قبیله و تعصّبِ نژاد و تعصّبِ وطن جملگی ناپدید گشتند و پیامبرخداﷺ بدانها فرمود: «دعوها فإنها منتنه: آنها را فروگذارید چون گند و مُتعفّن هستند و به آنها فرمود: «از ما نیست کسی که با تعصّب بمیرد» و بدین ترتیب، عمر این تَعفّن یعنی تَعفّن تعصّبِ خویشاوندی به سر رسید و این غرور یعنی غرور نژادی مُرد و این پلیدی یعنی پلیدی ملیّت زدوده شد و بشر به دور از تَعفّن گوشت و خون و آلودگی خاک و زمین، در فضای عطرآگین افق‌های بلند بیاسود. از آن روز دیگر وطن انسان مسلمان، خاک نبود بلکه وطن او «دارالاسلام» بود. یعنی دیاری که عقیده اسلامی بر آن حکم میرانَد و تنها شریعت خدا درآن اجرا میگردد و دیاری که فرد مسلمان در آن پناه میگیرد و به دفاع از آن می پردازد و در راه حمایت و گسترش دادن قلمرو آن به شهادت میرسد.”

پس مولوی گرامی این را بدان که تنها حیوانات هستند که بر اساس خاک و آب و علف با هم متحد می شوند و برای مومنین تنها عقیده و دارالاسلام مهم است. هویت یک مسلمان عقیده اسلامی اوست و وطن او نیز دارالاسلام که این دارالاسلام بر اساس قوانین شریعت الله بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی اداره می شود. این است مناط و معیار دارالاسلام یا دارالکفر بودن سرزمینی . یعنی حاکمیت یا عدم حاکمیت قوانین شریعت الله .

در این صورت هر کسی که با نام اسلام و مذهب به سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهد و یا افکار و جامعه را به آن سو هدایت می کند در واقع برای تشکیل دارالکفر به جای دارالاسلام تلاش و زمینه سازی و مشروعیت سازی می کند و این تنها صفت دارودسته ی منافقین و «ضالین» است نه صفت مومنین و «انعمت علیهم».

سخنی با مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی زاهدان در مورد زنان و رفراندوم

سخنی با مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی زاهدان در مورد زنان و رفراندوم

به قلم: کیوان مریوانی

مولوی عبدالحمید اینکه گفته ای که :”امروز بیشترین اعتراضات از سوی زنان است که مورد تبعیض قرار گرفته‌اند. زنان به دانشگاه می‌روند، تحصیل می‌کنند و بسیاری از آن‌ها از مردان ماهرتر هستند و استعداد بالاتری دارند. این زنان شایستگی و لیاقت دارند و باید به‌کار گرفته شوند.”

آیا اغتشاش و روسری سوزی ها و لختی گری هایی که توسط دختران راهنمائی و دبیرستانی و یا اکثرا دختران هرزه ی بی حجاب خیابانی صورت می گیرد به خاطر این است که اینها استعداد و تخصص داشتند و چون در استخدام مورد تبعیض قرار گرفته اند به خیابانها ریخته اند؟ یا کسانی هستند که توسط رسانه های دشمنان مدیریت می شوند و از اساس با قوانین شریعت الله مخالفت می کنند؟ آیا مشکل اینها متخصص بودن و معطل شدن برای کار است یا مشکل اینها اصل حجاب و قوانین شریعت الله است؟ واقعاً متوجه نیستی مولوی یا خودت را به ناآگاهی زده ای؟

آقای اسماعیل زهی خودت گفته ای: “عده زیادی از دین تنفر پیدا کرده‌اند. زنان به حجاب تنفر پیدا کرده‌اند و این هم از عملکرد ماست.”

بدون شک یکی از ریشه های گرایش دسته هایی از جوانان اهل سنت به سکولاریسم الرویبضه و خطبایی هستند که در امور عامه تخصص ندارند اما به دلیل نبود علمای بزرگوار یا کنار زدن علما و در دست گرفتن منابر مساجد و رسانه ها توسط این خطبا، دسته هایی از جوانان دین را در همین علما می بینند و به همین دلیل به سادگی دچار انحراف می شوند.

اما علت اصلی سوزاندن روسری ها و دادن شعارهای هنجار شکنانه در مخالفت آشکار با قوانین شریعت الله را باید در وجود داروسته ی منافقین (سکولار زده ها) دانست که همیشه وجود دارند و تنها منتظر فرصت و بهانه ای هستند  که نهاد ضد اسلامی خود را آشکار کنند. پس وجود این افراد امری عادی است اما امر غیر عادی این است که عده ای از خطبای ما در جبهه ای قرار گرفته اند که یک سر آن به کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی ختم می شود و سر دیگر آن به این چند جوان بسیار بددهان و بی اخلاق و در عین حال ضعیف وحشی ختم می شود که همچون اغتشاشگران گاهگاهی به کوچه و خیابانها می ریزند.    

مولوی اسماعیل زهی گرامی: یعنی شما با پشوانه ی همینها ادعای رفراندوم داری؟ و برای همینها گلوی خودت را پاره می کنی و همه چیز را با هم قاطی کرده ای و اینهمه این شاخ و آن شاخ می کنی؟

بعد: از خود پرسیده ای که رفراندم بین چی و چی؟ همه می دانند که منظور از رفراندومی که سالهاست کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی برای دارالاسلام ایران شعارش را می دهند و هم اکنون تو هم ادعایش را داری در واقع انتخاباتی برای پذیرش کفر سکولاریسم و دموکراسی یا پذیرش اسلام (بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی) است. آیا سری به مذهبت زده ای تا بدانی بر اساس مذهبت دچار چه جرم بزرگی شده ای؟

یعنی واقعا تو خیال می کنی اگر به فرض محال این نظام حاکم بر دارالاسلام ایران همین الان برود مذهب حنفی تو یا مذهب شافعی کوردها و جنوبی ها حاکم می شود؟ خودت هم می دانی که جول منفی است؛ پس کمی فکر کن که چرا علمای اهل سنت ایران و بخصوص علمای جنوب ایران تا کنون هرگز کوچکترین سخنی نگفته اند که به نفع این اغتشاشگران سکولار باشد و تنها شما و چند خطیبی مثل حسن امینی که رسانه ای شده اید در این جبهه ی جنگ روانی لیبرالها قرار گرفته اید؟

روزی می رسد که علمای ما بار دیگر سر بلند می کنند و به مردم خواهند گفت که خطبای رسانه ای با آنها چه کرده اند؛ اما این را نیز بدانید که اهل سنت واقعی ایران به نوعی بیزاری از شما و امثال شما دست یافته اند؛ پس سعی کنید از این جو رسانه ای لیبرالها  خارج شوید و بار دیگر به منهج صحیح اهل سنت برگردید.