واقعیت جنگ و جناحهای کورد در سوریه

واقعیت جنگ و جناحهای کورد در سوریه

به قلم: کارزان شکاک

چنانچه بر همگان آشکار گردیده است ، دو جناح امپریالیستی شرق و غرب سوریه را از طریق متحدین خود محل زورآزمائی و امتیازگرفتنهای رایج دیپلوماسی دنیای پلید سیستم سکولاریستی نموده اند . در این راستا عده ای از کشورها ی منطقه و احزاب داخلی سوریه،  هرکدام به نوبه ی خود طرف یکی از جناحهای بین المللی را گرفته  و به نام مردم مظلوم سوریه صحبت می کنند . در این میان کوردستان سوریه نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به روشنی آثار این دو امپریالیست جهانی را مشاهده می نمائیم که در لباس یکی از احزاب کوردی خود را به نمایش درآورده اند .

در یک طرف این قضیه جناح طرفدارامپریالیستهای روسیه قرار دارد که در قالب پ.ک.ک و نماینده اش در کوردستان سوریه ، پ. ی .د ( حزب اتحاد دموکراتیک  کردستان سوریه )  و شاخه ی نظامی آن ه . پ . گ ( نیروی محافظ خلق ) خود را به نمایش درآورده است و هم اکنون در اجاره ی آمریکا قرار گرفته اند و با نام کورد و دفاع از کورد ، مردم کورد را قربانی عقاید  سکولار سوسیالیستی خود و اربابان خارجی خود چون آمریکا و روسیه می کنند و در برابر مخالفین خود قرار می دهند .

در طرف دیگر این قضیه جناح طرفدار آمریکا – ناتو و احزاب سکولارلیبرال محلی قرار دارند که از ۳ کانال ابراز وجود کرده اند :

  •  یکی از طریق حزب سکولارلیبرال دموکرات کوردستان عراق به رهبری بارزانی که احزابی چون حزب سکولارلیبرال دموکرات کوردستان سوریه ( الپارتی ) و….. حزب دموکرات عراق یک سری از کردهای سکولار لیبرال سوریه را جمع کرده با عنوان شورای ملی کردستان (۱۶ حزب سکولار لیبرال کورد) که این‌ها نزدیک به مسعود بارزانی هستند و می‌گویند ما هم هستیم و در کوردستان سوریه سهم می‌خواهیم. (ترکیه از طریق بارزانی با این کردهای سکولار لیبرال هم کار می‌کند)
  • و دیگری احزاب سکولارلیبرال  دیگری چون  جبهه آزادیبخش کوردستان و نیروهایی وابسته به نواف راغب بشیر که وابستگی خود را به حکومت سکولاریست ترکیه اعلام نموده  اند و عفرین و سایر مناطق کورد نشین پاک شده از پ.ک.ک را اداره می کنند.
  • و در نهایت جماعتهایی چون لواء جبهه الاکراد که خود را عضوی از ارتش آزاد سوریه می دانند . اینها خواهان دخالت اربابان خود در اشغال سوریه هستند . با توجه به نوع نگرانی های ارتش آزاد سوریه این ارتش دنبال کاهش نقش احزاب کرد طرفدار جناح روسیه – چین  و کوردهای شریعت گرا در مناطق کردنشین است.

یعنی اگر چه اولویت ارتش آزاد تابع ناتو – آمریکا ،  آن است که تضاد با نظام را پیگیری کند اما در وهله بعد اگر تضاد با نظام به نتیجه رسید و یا به هر دلیلی کنار رفت ، تضاد با این کوردها افزایش می یابد. اینها نمی دانند که امريكا دوست بى اعتبار، مغرض و بى مروت است و دشمن آشتى ناپذير اسلام و مسلمانان . كسانيكه بر دوستى امريكا اعتماد می كنند، يا بسياركودن اند و يا در قلب شان ذره اى از ايمان وجود ندارد، امريكا مزدور می پسندد نه دوست و رفيق، مزدوريكه براى تأمين منافع امريكا به قربانى كردن خود و كشورش آماده باشد.

حالا دخالت آمریکا – ناتو ( اتحادیه ی اروپا ) در سوریه چه به پیروزی منجر شود و چه به شکست در هر صورت به ایجاد حالتی از هرج ومرج در میان مردم منجر می شود که برای سالیانی دراز ادامه خواهد داشت مثل آنچه در عراق و افغانستان رخ داد .

وقتی به واقعیت موجود این احزاب و گروههای سکولار سوسیالیستی یا لیبرال  کورد می نگریم ، آشکارا مشاهده می کنیم که هر کدام از این احزاب و دسته ها ،  دارای اربابان خاص خود هستند که ملت مسلمان کورد را برای مصالح و سیاستهای این اربابان قربانی و خرج می کنند .  و تاسف انگیزتر اینکه هرکدام خود را در رسانه هایشان نماینده ی ملت کورد و مخالف خود را دشمن ملت کورد  معرفی می کنند .  و فاجعه آمیزتر اینکه هیچ یک از جناحهای شرق یا غرب و یا رژیم بشار اسد و ارتش آزاد ، به وجود آنها به عنوان یک ملت و دادن حداقل  خودمختاری به آنها نیز اقرار نمی کنند .

دارودسته ی منافقین و دفاع از قوانین سکولاریستی و سکولاریستها اینبار با نام عمر بن خطاب

دارودسته ی منافقین و دفاع از قوانین سکولاریستی و سکولاریستها اینبار با نام عمر بن خطاب

به قلم: ا. ترکی
این روزها باز در میان دارودسته  منافقین ( سکولار زده ها)ی میان اهل سنت شایع شده است که عمر بن خطاب چرا به غیر ما انزل الله حکم میکرد !!!

شبهه قدیمی بود و عباد و بندگان حکام سکولار معاصر از ترسشان ،  از دوباره بیان کردن آن پشیمان شده بودند که مباداحقیقت آنان در فدا کردن اسلام بر مصالح وشهوات خود آشکار شود .
و این را از بعضی از کسانی می شنوم که خداوند بر گوش وچشمشان مهر زده است وآنها را از چهار پایان نیز گمراه تر قرار داده است و از یادگیری و مشغول شدن به اصل دین وتوحید اعراض می کنند و کلامشان این است که فاروق روزی که که حکم سرقت سارقان را در سال رماده (قحطی)انجام نداد حکم به ما انزل الله نکرد .
می گویم : همانطور که اهل علم می گفتند:وقتی مومن موحد و آشنا به دینش این گمراهی ها و جهالات مرکب را می بیند باید متوجه نعمت الله تعالی شود و از  این نعمت شکر گذار باشد ، این نعمت همان نعمت توحید واسلام وفهم دین همانطور که باری تعالی می فرماید: (یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً) [البقرة: ۲۶۹] یعنی« حکمت را به هرکس که بخواهد ( و شایسته بیند ) می دهد ، و به هرکس که حکمت داده شود ، بیگمان خیر فراوانی بدو داده شده است» بعضی از سلف می گفتند:به هرکسی قرآن عطا شود و ببیند کسی بالاتر از او است پس نعمت الله را در حق خود نمی شناسد .
سپس به اختصار می گویم :برای شما در آنچه که قبلا بیان کردیم روشن شد که حکم به غیر ما انزل الله بر دو معنی است:یکی حکم به غیر ما انزل الله که در آن تبدیل شرع صورت می گیرد که کفر است و دیگری عبارت است از ظلم در حکم و قضاوت بر اساس هوی وهوس و شهوت بدون استحلال .
و آن چیزی که مشخص است ؛ کار عمر بن خطاب از هیچ یک از انواع بالا نیست  و بحث کردن بیش از حد در این مورد ضایع کردن وقت است ، بلکه توضیح زیاد در این مورد خوار وخفیف دانستن خواننده ی کتاب و و کوچک شمردن عقل اوست . چون که امر بسیار واضحی است  و توضیح واضحتر  الا برای دیوانه نیست .
واما کار عمر بن خطاب در این مورد در سال قحطی اجتهاد محض مصیب بوده که به خاطر آن ماجور می شود ان شاءالله و این کار قطعا و بدون شک از حکم بما انزل الله است و در هیچ حالی از آن خارج نیست  . به این دلیل که اعمال برای مقاصد شریعتی است که رسول الله صلی الله علیه واله وسلم به خاطر آن مبعوث شده است و آن حفظ مصالح اساسی شرعی مردم و حاصل کردن بزرگترین آنها و دور کردن مفاسد از آنها
و این مصالح شرعیه با ضابطه و معلوم هستند . با استقراء نصوص شرعی بر آنها(یعنی بر وجود این مصالح نصوص شرعی دلالت می کند)و این مصالح تابع هوا وهوس واستحسانات نیست همانطور که بعضی از سفیهان این گونه فکر می کنند . و بعضی از اینها ضروری و برخی (حاجی) مبهم یا نیاز و دیگری تحسینی تکمیلی …

 واما ضروریات شش تا هستند دین، نفس ، عقل ،نسب، آبرو ، و مال  . و علی الاطلاق این ها مهم ترین مصالح هستند ، وبالاترین و مهم ترین اینها دین وتوحید است و زمانیکه این ضروریات با هم تعارض پیدا کردند ویا یکی با نیاز و تکمیلی تعارض پیدا کرد قطعا آنچه که ضروری است را مقدم می کنند ، در این هیچ خلافی و اختلافی وجود ندارد .
ولی اگر دو تا از مصالح ضروری با هم تعارض کردند ،  تقدیم با مهم ترین وبزرگترین اینها است وفدا کردن پایین تر به بالاتر و یا دور کردن مفسده بزرگتر با کوچکتر از آن… صورت مي گيرد .  این باب بزرگی در فقه است و این از بزرگترین مقاصد شریعت است و حكم آن و قواعدش  ، و هر کس موفق به فهم و شناخت ان شود قطعا موفق به فهم بسیاری از اسرار شریعت خواهد شد . فهم این باب و تطبیق آن در واقع دنیا ، بدون شک از اصول شریعت است و از حکم بما انز ل الله است  . و اجتهاد عمر رضی الله عنه چیزی جز در این باب نبوده است . ايشان مصلحت حفظ جان را بر مصلحت حفظ مال مقدم کرده است ، زمانیکه آن دو مصلحت با هم تعارض داشتندو مردم در مخمصه ی بزرگی بودند . و ضرورت محظورات را مباح می کند .
و خوردن مال مسروق توسط سارق ، مانند خوردن مردار در این گونه مواقع است و این مباح است ، بلکه در نظر طائفه ای از اهل علم واجب است ، زمانیکه موجب هلاک می شود ؛  و کسی که نمی خورد و می میرد خداوند را نافرمانی کرده است ، چون جان خود را از بین برده است  . همانطور که ابن حزم می گوید:و به این قول باری تعالی استدلال می کند: (وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ) [النساء: ۲۹] یعنی« نفس های خود را نکشید(یا خود را نکشید) ومی گوید : و این به عموم لفظ به تمام موارد اقتضا می کند.[۱]
و امام عمر رضی الله عنه مفسده ی بزرگ را به قدر توانایی با مفسده ی کوچکتر دفع کرده است و از دو مصلحت بزرگ دفاع کرده است (ارواح مردم وجانهایشان )به فوت شدن پایین تر از آن ، یعنی مال هایشان به خاطر تعارضی که در بین دو مصلحت ضروری به وجود آمده بود ، واین از فقاهت امام عمر است در تحکیم مقاصد شریعت و مصالح وضروریاتی که حدود برای حفظ آنها گذاشته شده است . و از آنها است که مفاسد دور می شود و به این خاطر امام ابن قیم رحمه الله می گوید: واین مقتضی قواعد شریعت است»[۲]

پس این نیز حکم به ما انزل الله است و آنگونه نیست که دشمنان الله می پوشانند واین واضح وآشکاراست و فاصله ی بسیار دوری بین این دو مقوله است .

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَنْ کَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ


[۱] المحلى فی (حد السرقة)

[۲] أعلام الموقعین (۳/۱۱) فی (تغیر الفتوى بتغیر الزمان والمکان) فصل (سقوط حد السرقة أیام المجاعة) وذکر فیه أثر عمر: ”أن غلمان حاطب سرقوا ناقة رجل من مزینة وأقروا على أنفسهم، فقال: یا کثیر بن الصلت اذهب فاقطع أیدیهم، فلما ولى بهم، ردهم عمر ثم قال: أما والله لولا أنی أعلم أنکم تستعملونهم وتجیعونهم حتى إن أحدهم لو أکل ما حرم علیه حل له، لقطعت أیدیهم. وأیم الله إذ لم أفعل لأغرمنک غرامة توجعک، ثم قال: یا مزنی بکم أریدت منک ناقتک؟ قال: بأربعمائة. قال عمر: اذهب فأعطه ثمانمائة“ وذکر مذهب أحمد رحمه الله فی سقوط الحد عام المجاعة، وتضعیف الغرم على من درىء عنه الحد والقود لسبب شرعی.

دیروز علوش از آخور انگلیس سردرآورد و امروزدارودسته ی جولانی

دیروز علوش از آخور انگلیس سردرآورد و امروزدارودسته ی جولانی

به قلم: ابوخالد کوردستانی

دیروز زهران علوش امیر جیش اسلام دمکراسی خواه و قهرمان سباعی ، مقدسی ، طرطوسی ، ابوقتاده و عرعور سر از آخور اطلاعات انگلیس درآورد و به تدریج جولانی هم در همان مسیر متحدش بود تا اینکه امروزه رسماً ارتش ناتو (ترکیه) را وارد ادلب سوریه کرده و سرسپردگی زیر مجموعه اش را اعلام کرده است.

زمانی هم که روشنفکران شریعت گرا اعلام می نمودند که کسانی چون ارتش آزاد ، جیش علوش و دهها کتیبه و لواء دیگر ساخته و پرداخته ی آل سعود ، ترکیه ، آمریکا ، انگلیس و … هستند ، بسیاری از ملاها و شیوخ کتابخانه ای محدود بین نجدیت به چنین روشنفکرانی لقب تندرو ، خوارج و… داده و چنین ابراز می داشتند که با روشن شدن چنین دسیسه هایی جهاد در سوریه ، عراق ، لیبی ، فلسطین ، یمن ، افغانستان و غیره در معرض خطر قرار می گیرد !!.

زهران علوش نجدی در آخرین دیدار با رسانه های آمریکایی نقاب ریاکارانه ی خود را برداشت و رسماٌ اعلام نمود که خواهان حکومتی دمکراتیک برای سوریه است نه حکومتی اسلامی . این پهلوان پنبه ی صحوات شام و علمای نجدی کتابخانه ای محدود بین ، قبل از مرگش بنا به درخواست بخش خارجی سازمان جاسوسی انگلیس ( ام آی ۶ ) وارد لندن پایتخت انگلیس گردید؛ اما پروژه ی ناتمام او را جولانی می خواهد تکمیل کند.

  آیا این جهادی که امثال علوش و جولانی به فتوای نجدی های کتابخانه ای و با پوشش رسانه ای وسیع جهانی ( حتی شبکه های فارسی منتسب به اهل سنت چون کلمه ، وصال حق و غیره نیز دلداده ی همین جریان فاسد اند ) در حال انجام دادنش هستند جهاد در راه الله و جهت تشکیل حکومتی اسلامی و خدمت به بندگان الله است ؟ یا جهادی است در راه انگلیس و آمریکا و صهیونیستها جهت تشکیل حکومتی سکولار و دمکراسی خواه و خیانت به دین و ملت ؟  آیا چنین ثمره و نتیجه ای ارزش آنهمه آواره و کشته و زخمی و یرانی را  دارد؟

سوریه با داشتن ۱۱ میلیون آواره و هزاران کشته و زخمی به صورت خرابه ای درآمده است که با کلمات خونین علمای کتابخانه ای محدود بین چون طرطوسی و مقدسی و ابوقتاده و عرعور و دیگر مشابهین ممکن است تبدیل به گورستانی واقعی برای مسلمین  گردد و اگر ثمره ای هم در بر داشته باشد نصیب انگلیس ، آمریکا ، اسرائیل ، ترکیه ، آل سعود و دیگر دشمنان قانون شریعت الله گردد ، علمای کتابخانه ای محدود بینی که هر یک هزاران کیلومتر آنطرفتر در انگلیس و اردن وسعودی و .. مشغول زندگی و خوشگذرانی خود می باشند .

    در زیر شما بخشی از ثمره ی کلمات خونین علمای کتابخانه ای محدود بین چون طرطوسی و مقدسی و ابوقتاده و عرعور و غیره را شماهده فرمائید :

https://www.youtube.com/watch?v=s57o3ZR-dJk&feature=youtu.be

القاعده در سوریه و سرنوشت مهاجرین اهل سنت در باتلاق شمال سوریه

در سوریه اهل سنت در راه آمریکا و ناتو خرج می شود. تنها اهل سنت است که ضرر کرده و گروههای مافیایی سودش را می خورند.

القاعده در سوریه و سرنوشت مهاجرین اهل سنت در باتلاق شمال سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

به صورت متناوب هر چند وقت یکبار ما شاهد کشته شدن مهاجرین اهل سنتی هستیم که زمانی خیال می کردند برای دفاع از اهل سنت و جهاد با کافران و… وارد سوریه شده اند، اما این روزها مهاجرین با چشم سر می بینند هر کسی که از کانال دارودسته ی جولانی برای ترکیه و ناتو مزدوری نکند و هر کسی که تابع دستورات صادر شده توسط ناتو و آمریکا از کانال دارودسته ی جولانی نباشد امنیت ندارد و باید منتظر ترور خود توسط مزدوران داخلی یا هواپیماهای بدون سرنشین باشد، در حالی که مزدوران جولانی آزادانه زندکی می کنند.

جماعت حراس الدین که به عنوان القاعده ی ایمن الظواهری شناخته می شود و دارای تفکرات نجدیت است تقریبا یک سال است از سوی دارودسته ی جولانی که آنهم دارای تفکرات نجدیت است به دلیل برخی مشاکل در ساحه ی سوریه علناً غیر فعال شده اما جواسیس و منافقین با این حال دست از سر افراد این جماعت بر نمی دارند و با همکاری امریکا و ناتو و حتی روسیه هر چند وقت یک بار برخی از مجاهدین و فرمانده های این جماعت را به شهادت می رسانند .

پریروز هم ما شاهد شهادت یکی از برادران همکار با مسلم الشیشانی و مجروح شدن دخترانش و همسرش در بمباران روس ها در خانه اش بودیم . جماعت جولانی چند روز پیش به بهانه های واهی به گروه مستقلی نزدیک به ابومسلم چچنی حمله کرد که باعث کشته شدن چند مهاجر و چند نیروی مزدور جولانی هم شد.

این خیانت ها و حملات به مجاهدین مهاجر را قطعا همین افراد که در ساحه بیش از هر عملی شعار می دهند انجام می دهند؛ دارودسته ی جولانی و سایر گروههای همسو با آن مدتهاست که نقشی بیش از شعار و تصویربرداری و گزارش دادن به کذب به مردم در ساحه و خارج از سوریه نداشتند و ندارند!

امروزه القاعده در سوریه و سایر گروههای مستقل در کنار دارودسته ی خائن جولانی کاملاً راکد و بی تحرک شده اند و عده ای مثل گروهک ملا فتاحی به نام رباط در حال تن پروری و شعار دادن در فضای مجازی هستند.

سوریه برای مهاجرین اهل سنت به خاطر اینکه:

  1. تمام گروههای موجود همگی وهابی (نجدی) هستند ورود به سوریه یعنی ورود به یکی از این گروههای نجدی و حمایت از آن
  2. تفرق بر تمام گروهها حاکم شده و نه شورای واحد و نه رهبر واحدی دارند به همین دلیل همه ی این گروهها دستشان به خون همدیگر آلودهش ده و منتظر فرصت جهت انتقام هستند.
  3. باید بی چون و چرا در مساله اعلان جنگ یا صلح یا عقب نشینی و حمله و… تابع دستورات آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه و بعد زا کانال دارودسته ی جولانی باشند و گرنه باید بهای سرپیچی خود را با خود خود بدهند

تبدیل به باتلاقی شده است که شخص به محض ورود به آن خواسته یا ناخواسته در آن فرو می رود.

 امروزه اهل سنت سوریه به همراه مهاجرینی که از سایر کشورها به سوریه آمده اند در راه اهداف و نقشه های آمریکا و ناتو بر علیه روسیه و ایران خرج می شوند.

تکرار می کنم: این جنگ آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی با ایران و روسیه است و ربطی به جنگ شیعه یا سنی و.. ندارد اما اهل سنت توسط این گروهها در راه آمریکا و ناتو خرج می شوند.

چرا باید خاک سوریه را ترک کنید؟

چرا باید خاک سوریه را ترک کنید؟

به قلم: مجاهد مهاجر

جهاد زمانی که از مسیر صحیح آن خارج می شود و اختیار آن را تاجران جهاد و بخصوص کفار سکولار خارجی جهت تسویه حسابهای بین خودشان یا گرفتن امتیازاتی از همدیگر و به دست اوردن منافع مادی به دست می گیرند، در چنین شرایطی باید این میدانهای «مهلکه» را ترک کرد . چون این جنگها و کشت و کشتارها ربطی به مومنین مجاهد ندارد و جنگ دیگران است نه ما.

به عنوان مثال شما اگر به کارنامه ی  جنگ گروهکهای متفرق و رنگارنگ و متفرق در سوریه از ابتدا تا کنون که به نام اهل سنت کار می کنند نگاه کنید متوجه خواهید شد که این گروهکها در خدمت منافع و تامین امنیت رژیم صهیونیستی و حکومت سکولار ترکیه (از اعضای اصلی ناتو و متحد استراتژیک رژیم صهیونیستی) و همچنین در خدمت منافع و تامین امنیت کشور دست نشانده ی اردن به عنوان حیاط خلوت رژیم صهیونیستی و مرکز جاسوی آمریکا بوده اند.

پس مانده های این گروهکهای متفرق که هم اکنون در ادلب محدود شده اند قویترین آنها دارودسته ی جولانی است (که عملاً مجری طرحهای دشمنان اصلی اسلام و مسلمین از کانال حکومت سکولار ترکیه شده است) به نحوی عمل می کند که اهداف رژیم صهیونیستی در خاک سوریه، يعني تامين امنيت و منابع راهبردی آن برآورده مي شود.

ماندگاری این گروهکها در ادلب باعث گسترش قلمرو ناتو نیز شده است به نحوی که ارتش سکولار ترکیه آزادانه در ادلب و ریف آن جولان می دهد همچنانکه آمریکا در مناطق تحت کنترل کوردهای سکولار و مرتد اوجالان آزادانه جولان می دهد.

وجود این گروهکهای دست نشانده و مزدور در شمال سوریه و اقدامات آنها باعث شده است که حتی جماعتهای اسلامی مجاهدی هم که در شمال سوریه واقعاً دشمن کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها هستند در لاک دفاعي فرو رفته و با خود سانسوری و محافظه کاری شدید مشغول به مقابله با بحران های داخلی خود شوند؛ چون اهداف آنها از جهاد با آنچه که مجبور به انجام آن شده اند سازگاری ندارد به همین دلیل با موجی از نارضایتی و ریزش اعضای خود طرف هستند و یا چون جماعت مسلم چچنی یا حراس الدین و… باید شب و روز در فکر دفع توطئه های دارودسته ی جولانی باشند.   

تمام این اتفاقات باعث می شود که همین گروهها و جماعتهای جهادی مخلص هم توانائی های جهادی خود در برابر کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی را از دست بدهند که نتيجه آن باز تغيير معادلات قدرت به نفع آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی و حتی حکومت سکولار بشار اسد خواهد بود.

این واقعیتی است که گروههای مختلف منتسب به اهل سنت در شمال سوریه با آن دست و پنجه نرم می کنند و این حقایق به تمام کسانی که به ایمان و قیامت خود اهمیت می دهند می گویند:

چشمانت را باز کن، فریب بلعمهای باعورا و تاجران جهاد را نخور و خودت را از این «مهلکه» بکش بیرون و اجازه نده  تو را در راه اهداف کفار جهانی و محلی خرج کنند.  

بلند شدن صدای پاپ و سکوت احزاب سکولار و سکولار زده های داخلی در برابر کشته شدن پناهجویان

بلند شدن صدای پاپ و سکوت احزاب سکولار و سکولار زده های داخلی در برابر کشته شدن پناهجویان

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

این روزها ما شاهد یخ بستن و غرق شدن پناهجویان مسلمان افغانی و کورد و حتی کشته شدن این پناهجویان با تیر مستقیم کفار سکولار اروپائی هستیم. با آنکه با وجود دارالاسلام، فرار این عده به دارالکفرهای سکولار کاملاً غیر شرعی است و هیچ دلیل شرعی برای توجیه این فرار وجود ندارد و درواقع برای این فراری ها نوعی «مهلکه» در دنیا و قیامت محسوب می شود اما واکنش احزاب سکولار و بخصوص دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها در این مدت برای من جالب بوده.

غیر از آنهمه مشکلات و جنایاتی که کفار سکولار در اروپای شرقی و بخصوص در بلاروس بر سر این پناهجویان آورده اند چند روز پیش یکی از جوانان ثلاث باباجانی در سرما یخ بست و چهارشنبه هم ۲۷ مرد و زن و کودک هنگام عبور از کانال مانش فرانسه به مقصد انگلیس غرق شدند که اکثریت آنها از کوردهای اهل سنت شمال عراق بودند.   

اقلیم کردستان عراق که بیشتر از ۲۹ سال است توسط احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها اداره می شود با داشتن آنهمه منابع نفت و گاز و معادن طلا و نقره و … و آنهمه درآمد ناشی از گمرکات و غیره و با وجود پشتیبانی تمام کفار سکولار جهانی اروپائی و آمریکا و غیره از آن و سرازیر شدن کمکهای مالی و نظامی این کفار سکولار به این اقلیم کوچک، الگوی دزدی و فساد در منطقه شده است. کار به جائی رسیده که با وجود انهمه منابع نفتی تمام اقلیم به اندازه ی یک روستای صعب العبور هورامانات ایران دارای گاز و برق و آب سالم آشامیدنی نیست. این است آینده و الگوئی که احزاب سکولار برای ملت ما می خواهند.

با تمام این جنایات ما شاهد واکنشهای جالبی از سوی دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) در برابر اینهمه کورد فراری در سرزمینهای کفار سکولار بوده ایم. احزاب سکولار و سکولارزده ها کلاً لال شده اند و اگر خبری را از روی ناچاری نشر بدهند اسمی از جنایات کفار سکولار نمی آورند. اینهمه انسان کشته می شود اما آنها لال شده اند اما اگر یک قاتل جنایتکار وابسته به گروههای مسلح سکولار توسط مسئولین امنیتی دارالاسلام ایران دستگیر و مجازات شود سروصدای آنها بلند شده و بیانیه های مختلف آنها به سازمانهای مختلف جهانی و منطقه ای و… در تمام رسانه ها نشر می شود و… پس انتظار از این دروغگویان فرصت طلب در خیر رساندن به ملت مسلمان ما انتظاری نابجاست.

عده ای انتظار داشتند که مثل مثل اشاره پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک‌های جهان به جانباختن پناهجویان در کانال مانش و درخواست از انگلیس و فرانسه برای احترام به انسانیت پناهجویان، این مدافعین دروغین و فرصت طلب نیز بیانیه ای می دادند و از حقی در برابر کفار سکولار جهانی به نفع مسلمین حمایت می کردند اما دریغ از یک واکنش به نفع مسلمین و به ضرر کفار سکولار.  

حسن امینی و لیست و بلند و بالایش به همراه طبرزدی سکولار کجاست تا بیانیه ای بر علیه کفار سکولار جهانی و به نفع این پناهجویان نشر دهد؟ حسن امینی حاکم شرع گروه چند نفره اش کجاست که با وجود مخالفت اطرافیانش، به جلال طالبانی و احزاب سکولار کورد عراقی بابت حاکمیت بر کردهای عراق تبریک می گوید اما در برابر اینهمه جنایت و فساد آنها و فراری شدن اینهمه جوان کورد از مناطق تحت حاکمیت آنها و کشته شدن آنها در سرزمنیهای کفار سکولار سکوت کرده است؟ حسن امینی و دارودسته اش کجا هستند که در برابر اینهمه سرکوب دانشجویان و قتل آنهمه خبرنگار در مناطق تحت حاکمیت بارزانی ها و طالبانی ها سکوت کرده اند؟  

اینها مگر قتل اینهمه خبرنگار را ندیده اند؟ مثل : ئامانج باباخانی و همسرش که خبر نگار بودند به همراه فرزندشان در سلیمانه قتل عام شدند، ودات حسین خبرگزر روژنیوز در سال ۲۰۱۶ در دهوک وحشیانه کشته شد،سردشت عثمان دانشجوی وبلاگ نویسی که تنها بعد از یک هفته از نشر نقد و مقاله اش بر علیه مفاسد حکومت بارزانی از جلو دانشکده ربوده شده و ۲ روز بعد به قتل رسید، كاوە محمد احمد معروف به کاوه گرمیانی تنها یک منتقد مجازی بود که در مقابل منزل خودش در شهر کلار از توابع استان سلیمانیه به قتل رسید، یعقوب رسول نیز یک وبلاگ نویس منتقد بود که صرفاً به دلیل برملا کردن چند مفسده ی احزاب سکولار حاکم بر اقلیم کردستان عراق در شهر قلعه دزه از توابع استان سلیمانیه در برابر دیدگان همسرش به قتل رسید، به همین شکا افراد دیگری چون سوران مامه حمه نیز که صرفاً کار رسانه ای در فضای مجازی داشتند به قتل رسیدند.

برای عاقلان جهت شناخت سکولار زده ها همین کافی است…..

جنگ تحمیلی بر یمن لکه ی ننگین دیگری در کارنامه ی نجدیت درباری آل سعود و القاعده ی الظواهری و گروه بغدادی

جنگ تحمیلی بر یمن لکه ی ننگین دیگری در کارنامه ی نجدیت درباری آل سعود و القاعده ی الظواهری و گروه بغدادی

به قلم: ابراهیم قشمی

این روزها که اتحادیه ی مجاهدین شافعی و زیدی های یمن به دروازه های شهر استراتژیک مأرب (مرکز استان مأرب) رسیده است و بخش‌هایی از بلندی‌های «بلق» و سد مأرب را به کنترل خود در آورده‌اند ما شاهد تغییر و تحولاتی در جبهات مختلف جنگ هم هستیم .

در جبهه ی آمریکا و ناتو و جنگ نیابتی آل سعود و امارات ما شاهد حضور گروههای نجدی درباری وابسته به آل  سعود و همچنین نجدی های جهادی وابسته به گروه القاعده ی ایمن الظواهری و گروه نجدی داعش هستیم! امری که باعث تعجب و حیرت بسیاری از اهل دعوت و جهاد شده است و کار به جائی رسیده است که طرفداران این دو گروه نجدی سعی در سانسور اخبار و سکوت در این خیانت آشکار کرده اند.. (القاعده اسامه بن لادن اخوانی و وحدت گرا بود و بر آمریکا و سایر کفار و مزدوران  آنها تمرکز کرده بود… بر خلاف القاعده ی الظواهری که نجدی و اهل تفرقه و ذلیلی است و در سوریه و یمن و غرب آفریقا در کنار کفاردر حال قتال است)

این جبهه ی ناهمگون به چنان خفت و ذلتی رسیده است که  «صغیر بن عزیز» رئیس خائنین عبدربه منصور هادی و مقیم ریاض، ناامید از ریاض، با خواهش و تمنا از این سفارتخانه به آن سفارتخانه می‌رود و با دست گدائی و خیانت به دامان سفرا و نمایندگان کفار سکولارغربی چون «ژان ماری صفا» سفیر غیر مقیم فرانسه در یمن و «سریل کریسنر» وابسته نظامی سفارت فرانسه و  سرهنگ «پیتر لی جاسک» وابسته نظامی سفارت انگلیس در یمن و سرهنگ «مارت وایت من» وابسته نظامی سفارت آمریکا در یمن متوسل شده است. علاوه بر این با سرهنگ «حرب محمد ناجی» وابسته نظامی سفارت دیکتاتور جنایتکار مصر در یمن نیز جهت یاری دیدار می کند.

خود عبد ربه منصور هادی که مزدورانش مثل مزدوران افغانستان و کُردهای عراق و سوریه و سایر مزدوران از انواع حمایت‌های نظامی، لجستیکی، سیاسی و اقتصادی و انواع موشک‌های بالستیک و پهپادها بهره‌مند بوده اند در تاریخ ۱۵ آبان ماه در دیدار با «تیم لیندرکینگ» فرستاده ویژه دولت آمریکا به یمن به صراحت به نا کارآمدی مزدورانش اقرار کرده و گفت که جلوی مبارزین شافعی و حوثی‌ها را بگیرید.  

مزدورانی که دین و وطن و  ناموس خود را در برابر اشغالگران خارجی فروخته اند هرگز قابل اعتماد و اتکاء نبوده و نیستند. مگر در افغانستان ندیدیم؟ مگر در عراق و سوریه نمی بینیم؟ در مورد یمن هم «عبدالخالق عبدالله» مشاور ولی‌عهد ابوظبی چندی پیش در صفحه توئیتر خود نوشت: «اعتماد به دولت مستعفی و ارتش آن به حد صفر رسیده است. آنها شایسته حمایت سخاوتمندانه ائتلاف عربی نیستند. هر دقیقه و هر دلاری که برای دولت مستعفی هزینه می‌شود، ضرر است.»

جبهه ی متشکل از آمریکا و ناتو و آل سعود و مزدورانش و گروههای نجدی القاعده ی الظواهری و بغدادی در سال‌های گذشته تلاش کرده با فرافکنی دلیل اتحادشان با هم و دلیل پیروزی‌ها و دستاوردهای اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن را دخالت و حضور مستقیم ایران و حزب‌الله معرفی کند؛ دروغی کاملاً آشکار که «صغیر بن عزیز» رئیس ستاد مشترک مزدوران منصور هادی در گفت‌وگو با شبکه «الیمن الیوم» به صراحت گفت که تاکنون هیچ اسیر یا کشته‌ای از نیروهای ایرانی یا لبنانی در یمن گزارش نشده است.

در برابر این رسوائی واضح نجدیت درباری و به اصطلاح جهادی در یمن در۲۰ مهرماه ۶۰۰ کیلومتر دیگر از استان مأرب در عملیاتی موسوم به «طلوع پیروزی» آزاد شد و ما شاهد پیوستن ۸۰۰ مجاهد شافعی مذهب از قبایل «جبل مراد» در استان مأرب صف خود را از خائنین  جدا کرده و به صف مجاهدین شافعی و زیدی حاکم بر پایتخت یمن پیوستند. هواپیماهای آمریکا و ناتو و آل سعود و امارت نیز در ۲۴ ساعت گذشته حملات خود را تشدید کرده و با ریختن هزاران بمب از مسلمین شافعی استان مارب انتقام می گیرند.

بدون شک جنگ بر علیه اتحادیه شافعی ها و زیدی های آزادی خواه یمن یکی دیگر از لکه های ننگین و سیاهی است که نجدیت آل سعود و به اصطلاح جهادی در کارنامه ی سیاه خودش ثبت می کند.

خیانت و تجاوز جنسی فرماندهان گروه جولانی به نوامیس اهل سنت سوریه

خیانت و تجاوز جنسی فرماندهان گروه جولانی به نوامیس اهل سنت سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

از زمانی که جولانی به عنوان سرباز ابوبکر بغدادی در سوریه شروع به جنگ کرد و به دنبال آن به ابوبکر بغدادی خیانت کرد و به ظاهر به ایمن الظواهری بیعت داد تا خیانتش به بغدادی پوشانده شود اما به ایمن الظواهری هم خیانت کرد و لقب خائن و ناکث را از ایمن الظواهری گرفت تا کنون در حال خیانت به تمام گروهها و جماعتها و مردم عادی اهل سنت بوده است.

جولانی با این خیانتهای آشکاری که به اهل سنت کرده است در عوض خادم وفادار کفار سکولار جهانی و گروههای سکولاری چون ارتش آزاد از کانال حکومت سکولار ترکیه بوده است و همه داریم سربازان و تانکهای ارتش ترکیه را در ادلب و مناطق تحت اشغال او می بینیم.

در موقعیتهای مختلف کسانی که فریب خورده بودند به تدریج از این گروه مافیایی جولانی جدا شدند، از مفتی ها و شرعی های جولانی بگیر تا سربازان عادی؛ اما کسانی که بعد از اینهمه جنایت و خیانت و فساد در کنار جولانی مانده اند در واقع کسانی فاسد هستند که آگاهانه به مفاسد این گروه مافیایی راضی هستند.

دو روز پیش پرونده ی رسوایی و اعترافات ثامر الحسين معروف به أبو أحمد الشامي یکی از فرماندهان صف اول و بلند پایه ی دارودسته ی جولانی برملا شد که با زبان خودش اعتراف می کند که به چندین زن از اهل سنت تجاورز کرده است. این شخص اعتراف می کند که به دادگاههای تحت حاکمیت جولانی وارد شده و زنهائی که با شوهران خود اختلاف داشتند را کمک می کرد که طلاق بگیرند و بعد با اینها زنا می کرد.!!!

مردم که از جنایات گروه مافیائی و حلقه به گوش جولانی خسته شده اند به صورت خودجوش این مجرم را دستگیر کرده و بر تن این شخص لباس زیر زنانه می پوشانند و بعد او را به قتل می رسانند.

با آنکه رسانه های دروغگوی طرفدار جولانی اعلام کردند که این مجرم در منزلش به خاطر بیماری مرده است اما نشر این کلیپ و اعترافات این مجرم با لباس زیر زنانه میزان دروغگوئی طرفداران جولانی را برای احمق ترین انسان برملا کرد و ثابت شد که اصلاً نباید به سخنان طرفداران خائن جولانی اعتماد کرد.

اهل سنت باید بدانند که هم اکنون غیر از مشتی فاسد و مجرم و خلافکار کسی اطراف جولانی نمانده است و نباید گول شعارهای فریبنده ی آنها را به بهانه های دروغین دفاع از اهل سنت ووو..خورد.

گروهک چند نفره ملا فتاحی که تا کنون با جولانی مانده است بعد از اینهمه رسوائی و جنایت چه توضیحی برای اهل سنت دارد؟

القاعده از تشیکلاتی فرامذهبی وحدت گرا تا سازمانی نجدی تفرقه گرا و مخرب

القاعده از تشیکلاتی فرامذهبی وحدت گرا تا سازمانی نجدی تفرقه گرا  و مخرب

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

جرقه های تشکیلات القاعده توسط دکتر عبدالله عزام از دعوتگران اهل جهاد متعلق به جماعت اخوان المسلمین در پیشاور پاکستان زده شد و با رهبری اسامه بن لادن که او هم متعلق به همان جماعت اخوان المسلمین بود مستحکم و استوار گردید.

همچنانکه واضح است منهج و روش اخوان المسلمین بر اتحاد فراگیر مسلمین و تمرکز بر دشمن اصلی یعنی آمریکا متمرکز بود و کسی چون سید قطب آمریکا را «شیطان بزرگ» می نامید، به همین دلیل در القاعده دکتر عبدالله عزام و اسامه بن لادن شما شاهد جنگ مذهبی میان مسلمین یا طرفداری از مذهبی بر علیه سایر مذاهب اسلامی نیستید، به همین دلیل هر گونه جنگ مذهبی محکوم می شود.

واضح ترین دلیل این سیاست روشن این است که القاعده با آنکه بر علیه تمام کشورهای منطقه فتوای جهاد صادر کرد اما بر علیه دارالاسلام ایران فتوائی صادر نکرد و علاوه بر آن هر گونه اقدامات مخرب جنگ مذهبی با شیعیان که از سوی کسانی چون زرقاوی صورت می گرفت فوراً محکوم می شد و در زمان نیاز و حمله آمریکا به افغانستان نیز اسامه بن لادن و سایر رهبران درجه یک القاعده زنان و ناموس و فرزندان خود را دست ایران دادند و به ایران فرستادند و حتی بعضی از رهبران به ایران پناه آوردند.

این تشکیلات که در دوران جنگ با سکولار سوسیالیستهای شوروی در افغانستان در شهر پیشاور تأسیس شد از ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۱ رهبری آن را اسامه بن لادن به عهده داشت که هدف خود را جهاد با کفار سکولار و اشغالگر جهانی و تمرکز بر دشمن اصلی یعنی آمریکا می‌دانست.

در این دوره القاعده در جنگ امارت اسلامی افغانستان علیه اشغالگران شوروی و آمریکا و ناتو مشارکت می کند و به ناو جنگی یو.اس.اس.کول آمریکا در اکتبر ۲۰۰۰ حمله می کند که به روایتی ۱۷ ملوان آمریکایی کشته شدند.در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیز با ربودن ۴ هواپیمای مسافربری و زدن دو هواپیما به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک و دیگری به مرکز پنتاگون، که این حمله حدودا ۳ هزار نفر تلفات بر جای گذاشت.

این کارنامه ی دور اول القاعده است اما در دور دوم (۲۰۱۱-تاکنون)  که با رهبری ایمن الظواهری نجدی شروع می شود  تفکر نجدیت تفکر غالب می شود و به این شکل بیماری های رایج نجدیت هم مثل تفرق و مشغول شدن مسلمین به مسلمین  و حرکت خواسته یا ناخواسته بر اساس نقشه های دشمنان اصلی، القاعده را هم آلوده و مسموم می کند.

این دوره‌ی انحراف و انحطاط القاعده ی نسل دوم باعث شده است جهاد تبدیل به قتالی سرگردان شود که اکثراً لوله های اسلحه از نشانه روی به سوی آمریکا و ناتو و سایر کفار اصلی  به سوی مسلمین غیر نجدی و حتی نجدی های مخالف آنها نشانه رود و حتی در افغانستان که مرکز اصلی آنها بود به کلی محو شدند؛ چون از همان ابتدا، نجدیت، مردم و مجاهدین افغان را مشرک و قبرپرست و … می نامیدند.  در یمن نیز به جای جنگ علیه آمریکا و ناتو و مزدوران آنها چون ائتلافی که آل سعود و امارات به نیابت از آمریکا و ناتو پرچمدار آن هستند جنگ را بر انقلابیون آزادی خواه شافعی و زیدی یمن تحمیل کرده اند و عملاً در جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم فاسد آل سعود قرار گرفته اند.

در سوریه نیز باز می بینیم که این جماعت در جبهه ی مزدوران جولانی قرار گرفته اند که عملاً از ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه دستور می گیرند و حتی ارتش ترکیه را در ادلب اسکورت کرده اند و تحت محافظت و موافقت دولت کفری سکولار ترکیه قرار گرفته اند.

این است سرانجام هر جماعتی که تفکر نجدیت را به عنوان منهج و معیار برخورد با سایر مسلمین قرار دهد: مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تفرق و جنگ داخلی و شکست و ذلیلی برای مسلمین و  عملاً رها کردن کفار اصلی و حرکت بر اساس نقشه ها و اهداف دشمنان اصلی.

جنگ تحمیلی دارودسته ی جولانی بر علیه مهاجرین اهل سنت در جبل الترکمان عبرتی برای اهل عقل و فهم

جنگ تحمیلی دارودسته ی جولانی بر علیه مهاجرین اهل سنت در جبل الترکمان عبرتی برای اهل عقل و فهم

به قلم: مجاهد مهاجر

امروزه جنگ در شمال سوریه تبدیل به جنگی نیابتی شده است که دو گروه عمده به نیابت از کفار جهانی این جنگ را به پیش می برند:

  1. گروه کمونیستهای اجازه ای پ.ک.ک که مزدوران استراتژیک رژیم بشار اسد هستند و فعلاً در اجاره ی آمریکا می باشند
  2. گروه جولانی با دارودسته ای که از سکولارهای ارتش آزاد و غیره شکل گرفته و بر ادلب حاکمیتی نیابتی از سوی ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه دارند و در راستای اهداف ناتو در حرکت هستند.

تمام فعالیتهای این دو دسته تابع سیاستهای بین المللی آمریکا و ناتو و روسیه است. یعنی از تسلیم حلب و اتوبوسهای سبز گرفته تا جنگهای داخلی و تا اعلام جنگ کردنها و صلح کردنها همه و همه تابع توافقات بین المللی پشت پرده است که این مجریان جنگ روانی انجامش می دهند.

در کنار اینها گروههای دیگری هم هستند که سعی دارند خود را تحت عنوان «مستقلین» معرفی کنند  که بیشتر از مهاجرین سایر کشورها به سوریه هستند. اینها که در اطراف ادلب جمعی جداگانه برای خود تشکیل داده اند کاملاً برای خودشان و سایر ناظرین بین المللی واضح است که به قصد جهاد وارد سوریه شده اند اما عملاً در مسیر تفرق و جنگ داخلی و ذلیلی و سردرگمی و یاس و ناامیدی و گاه ناچاری قرار گرفته اند.

این جماعتی که دارودسته ی جولانی جهت معامله بین روسیه و ترکیه با آن جنگید به فرماندهی ابو علی مصری و ابو عبدالله آذری(ترکی) اداره می شود و از سال ۲۰۱۴  که در منطقه «ریف مهندسین ۲» در حومه حلب شکل گرفتند تا کنون جدا از سایر گروهها بودند و به اصطلاح مستقل بودند، اما یکبار توسط دارودسته ی جولانی محاصره و چندین نفر از آنها کشته و زخمی شدند.

پس از این حمله ی جولانی پس مانده های این جماعت به مناطق شرق سوریه تحت سیطره گروه بغدادی رفتند اما گروه بغدادی نیز با آنها جنگید. در نتیجه به صورت پنهانی خود را به اطراف ادلب رساندند و کتیبه‌ی «جند الخلافة» را در منطقه‌ی دانا تاسیس کردند و جهت پرهیز از جنگ داخلی از دانا به جبل الترکمان رفتند چون دارودسته ی جولانی در ان زمان موجودیتی در جبل الترکمان نداشت.  امیر فعلی این جماعت ابو حنیف آذری است و نائب او ابو جابر آذری و شرعی عام آن ابو فداء جزائری و مسئول نظامی آن نیز ابو خلیل آذری است. یعنی گروهی که اکثریت مطلق آن را مهاجرین تشکیل می دهد.

اتفاقات همین یکی دو روز قبل جبل الترکمان بعد از آنهمه اتفاقات ناگواری که برای مهاجرین رخ داده است ثابت کرد که ۱- دستورات اداره کنندگان ادلب از خارج می رسد ۲- هر مهاجری که ذلیلی خود را در قالب و شعار «بیعت» برای جولانی و اربابانش تقدیم نکند بدون شک حذف خواهد شد.

دارودسته ی جولانی قبل از آنکه بخواهند شخص یا گروهی مستقل را حذف یا محدود کنند ابتدا با جنگ رسانه ای و روانی زمینه را برای این کار فراهم می کنند ؛ گاه به آنها تهمت خوارج می زنند یا می گویند گروگان گیری کرده اند گاه می گویند دزد هستند و …. اما بزرگترین تهمتی که به مخالفین خود جهت حذف آسان آنها می زنند تهمت وابستگی به گروه بغدادی است.

زمانی که شخص یا گروهی این برچسب را خورد یعنی: ۱- شخص یا گروه کلکش کنده است ۲- پشتیبانی جهانی و منطقه ای برای حذف این شخص یا گروه فراهم شده است ۳- اگر این شخص یا گروه از مخالفین گروه بغدادی هم بوده باشد و سالها در کنار خودشان بر علیه گروه بغدادی هم جنگیده باشد باز فایده ای برایشان ندارد.

پس مهاجرین واضح فهمیده اند که اگر تابع بی چون چرای جولانی و اربابان جولانی نشوند جنگ جولانی بر علیه آنها هرگز متوقف نخواهد شد چون هر شخص یا گروهی که در مسیر اهداف و نقشه های آمریکا و ناتو قرار بگیرد مثل مانعی است که باید برداشته شود.