دارودسته ی جولانی میمونهای ساحه ی جهاد یا ….

دارودسته ی جولانی میمونهای ساحه ی جهاد یا ….

به قلم : عبدالله مهاجر

زمانی بود که طارق عبدالحمید از مفتی های تفکر نجدیت به همراه سایر مفتی هیا نجدیت چون ابوقتاده فلسطینی و ابومحمد مقدسی و هانی السباعی و ابوبصیر طرطوسی و …  توسط دارودسته ی جولانی به عنوان علمای بزرگوار جهاد از آنها یاد می شد، سخنان آنها جهت کشت و کشتار جماعت ابوبکر بغدادی حکمی بالاتر از آیات قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم و مذاهب اربعه پیدا کرده بود.

با این وجود دیدیم که تمام این نور چشمی های دارودسته ی جولانی به همراه سایر شرعی های اصلی این گروه از آن فاصله گرفته و بلکه با انواع فتواها به معرفی چهره ی خائنانه و حتی کفری و مزدور بودن آن پرداختند.

طارق عبدالحلیم در این باره می گوید: “هیئت تحریر الشام میمون های ساحه هستند که بزرگان را کنار زده اند تا افراد بی سابقه و بسیار کوچک را وارد عرصه کنند”

میمون یعنی حیوانی که در ظاهر شباهتهائی به انسان دارد و از خودش اختیاری ندارد و ادای دیگران را در می آورد؛ به دیگر سخن یعنی جولانی و دارودسته اش تنها در ظاهر شباهتهائی به اهل جهاد دارند و از خودشان اختیاری ندارند و تنها ادای اهل جهاد را در می آورند!

اما اختیار جولانی و گروهش در دست کیست؟ همین علمای نور چشمی سابق گروه جولانی که همگی دارای منهج نجدیت هم هستند الان می گویند: جولانی و دارودسته اش از خود اختیاری ندارند و مزدور حکومت سکولار ترکیه و طبعاً مجری نقشه ها و اهداف متحدین ترکیه چون آمریکا و ناتو و روسیه هستند؛ البته به قول ایمن الظواهری هم گروه جولانی خائن و ناکث هستند.

به نظر شما رای تمام این علما و مفتی های نجدیت که روزگاری مرجع گروه جولانی بودند با مواضع دارودسته ی جولانی و شخص جولانی تطبیق و همسوئی دارد؟

اگر دارد، پس ملا فتاحی و سایر زیر دستان جولانی باید از این جنایات و خیانتها و غدرها و مزدوری ها بیشتر از مفتی های مورد پذیرششان اطلاع داشته باشند، چون بخشی از این گروه مجرم هستند.

به نظر شما :

  • علت اطاعت امثال ملا فتاحی از گروه خائن و مزدور جولانی که خیانتش برای همه واضح و روشن شده است چیست؟
  • چرا امثال ملا فتاحی در برابر اینهمه خیانت و جنایت سکوت کرده اند و دچار کتمان حقایق هم شده اند؟

همه ی ما انتظار داشتیم ملا فتاحی که اینهمه دم از عدالت و تطبیق شریعت الله و امر به معروف و نهی از منکر و… می زند در برابر این خیانتها و جنایتهای آشکار رهبرش موضع می گرفت و روشنگری می کرد اما متاسفانه می بینیم  چون توان توجیه اینهمه جرم آشکار رهبرش را ندارد  ناچاراً دچار «خیانت سکوت» به اهل سنت شده است و در جرمهای رهبرش نیز مشارکت می کند .  

به نظر شما آیا چند نفر باقی مانده با دارودسته ی جولانی و گروهک فتاحی هم تا این اندازه در جنایت پیش رفته اند که نتوانند از این جرمها فاصله بگیرند و این گروه شبه مافیائی را ترک کنند؟

چه کسی از منهج هیئت جولانی خبر دارد؟

چه کسی از منهج هیئت جولانی خبر دارد؟

به قلم : مسعود سنه ای

بعد از آنکه جبهه النصره  به فرماندهی جولانی به امیر سابق خود ابوبکر بغدادی خیانت کرد و مسبب آنهمه کشت و کشتار  میان جماعت بغدادی و دارودسته ی خودش تا همین الان شده است جهت توجیه این جنایات به القاعده بیعت داد و بعد از انکه آبها از آسیاب افتاد باز به القاعده هم خیانت کرد و  اسم دارودسته ی خودش را جبهة فتح الشام  گذاشت که دیدیم ایمن الظواهری او را خائن و ناکث نامید که تا همین الان هم از این سخن خود در برابر جولانی برنگشته اشت .

به دنبال این خیانت آشکار به القاعده  کسانی چون شیخ الدكتور سامی العریدی شرعی عام جبهه النصره  و فرماندهان بزرگ دیگری چون ابوجلیبیب و ابوخدیجه که شرعی و امیر غوطه‌ی شرقی دمشق بودند به همراه دهها فرمانده و سرباز دیگر از  دارودسته ی جولانی جدا شدند که یادستگیر و زندانی شدند ویا فراری شدند.

با این وجود این مرحله هم بخشی از نقشه بود که دیدیم بعد از چند ماه دارودسته ی جولانی به هيئة تحرير الشام تغییر اسم داد که این حزب جدید  در کنار افکار نجدیت از افکار مختلف و گروههای مختلف سکولار و دموکراسی خواهی  که زیر نظر حکومت سکولار ترکیه و رژیم آل سعود و آمریکا فعالیت داشتند شکل گرفته است.

زمانی که خطر گروه دولت اسلامی از بین رفت و سکولارهای پ.ک.ک هم شهرهای کورد نشین شمال سوریه را به حکومت سکولار ترکیه تحویل دادند این گروههای سکولار و دموکراسی خواه از درع فرات ترکیه و تحالف آمریکا علیه جماعت دوله به حضور در دارودسته ی جولانی تغییر وظیفه دادند.

تمامی این گروههای نجدی و سکولار دموکراسی خواه حکومت نجات ملی را تشکیل داده اند که از چند وزارت خانه هم شکل گرفته است.

با این وجود تا همین الان هم شما نمی توانید بفهمید که منهج واحد دارودسته ی جولانی چیست! به همین دلیل ما شاهد قبول قانونی شبیه قانون دمکراسی خواهانه ی اتحادیه طاغوتهای عرب برای ادلب و این حکومت وطنی و ملی دارودسته ی جولانی هستیم.

این است ثمره ی آنهمه جنایت و کشت و کشتار گروه نجدی جولانی و متحدین آن چون گروه ملا فتاحی و پس مانده های انصارالاسلام. چرا ملا فتاحی و گروهکش در برابر این طاغوتها و شریک جرمهایشان سکوت کرده اند؟

چند کلمه حرف حساب با دارودسته ی جولانی و فتاحی در ادلب سوریه

چند کلمه حرف حساب با دارودسته ی جولانی و فتاحی در ادلب سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

جولانی که با پشتوانه ی ابوبکر بغدادی برای خود دارودسته ای تشکیل داد به تدریج گروه خودش را از گروهی شبه جهادی تبدیل به گروهی مافیائی کرد و به سبک گروههای مافیائی به کشت و کشتار سایر گروههای مسلح اهل سنت در سوریه پرداخت.

 به یاد بیاورید زمانی که شیخ ابوبصیر الطرطوسی که زمانی آثار او را نشر می دادید در مورد جولانی می گفت: “همه می دانند اگر الجولانی نبود سطو و بغی دائمی علیه فصائل، مقر و سلاح آنها و اخراج مبارزان و فرماندهان آنان از سوریه وجود نداشت. هرکس که بخواهد … به وظیفه اصلاح و تصحیح روند انقلاب چشم داشته باشد، باید الجولانی جنایتکار هم پیمان البغدادی را محاسبه نماید و در غیر این صورت چنین فردی ترسو و دروغگوست است و نه با خودش، خانواده اش و ملتش و نه با انقلاب و دین خود صداقت دارد! من از محاسبه یک جبهه و یا هیئت حرف نمی زنم خیر. خیر هزار بار خیر. من تنها از محاسبه یک فرد حرف می زنم که نام او الجولانی جنایتکار است!”

حالا با چنین مشخصاتی نزد همه، باز می بینیم در این عصر ورشکستگی و رسوائی جهانی که این گروه در آن قرار گرفته است، از اهل سنت و چهره های مختلف جهادی چون ملا عمر طالبان و بخصوص شیخ اسامه بن لادن بسیار نام می برند و با اصرار قصد دارند در پوشش اهل سنت و نام این اشخاص واقعیت خود را پنهان کنند و در بین جوانان جاهل به میدانهای جنگ در سوریه برای خود اعتباری به دست بیاورند.

ما بارها عرض کرده ایم که این اشخاص هیچ ربطی منهج صحیح جهادی اهل سنت و هیچ ربطی به اسامه بن لادن و ملا عمر ندارند . چون اهل جهاد، قتال و کشت و کشتار بین مسلمین و رها کردن دشمن اصلی یعنی آمریکا را فتنه می دانند همانگونه که شیخ اسامه بن لادن بارها و بارها این هشدار را داده بود. علاوه بر این گروه جولانی همگی دارای منهج نجدی هستند در حالی که نه شیخ اسامه بن لادن نجدی بود و نه ملا عمر و منهج جهادی اهل سنت نیز از اشتباهات رایج نجدیت در تعامل به مسلمین و در دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان بری است.

اگر ما گفتمان جهادی اهل سنت و کسانی چون اسامه بن لادن و ملا عمر و شیخ عطیه الله و شیخ ابو یحیی و سایر بزرگان جهاد در میان اهل سنت را بازنشر می دهیم به این دلیل است تا مشخص شود این کشت و کشتاری که شما  با نام جهاد از آن نام می برید جهاد نیست بلکه ابتدا فتنه عظیم بین اهل سنت و جماعت است و بعد فتنه و نقشه ی دشمنان در تولید جنگ مذهی میان شیعیان و اهل سنت.  

تضاد منهج شما با منهج حنفی ملاعمر و طالبان و با منهج سید قطبی اسامه بن لادن مثل روز روشن است، حالا اگر ما این تضاد منهجی شما را بیان کردیم و همچنین بیان کردیم که در زمین واقع هم چقدر با این بزرگان جهاد در تضاد هستید به جای جواب شرعی باید از شماها تهمت و افترا بشنویم؟!

آیا دست برداشتن از برادر کشی و انحراف جهاد و دست برداشتن از پیاده کردن نقشه های ناتو و آمریکا از کانال حکومت سکولار ترکیه تا این اندازه سخت است که آشکارا مرتکب اینهمه انحراف آشکار از منهج اهل سنت و اینهمه جنایت می شوید؟

ما انتظار نداریم شماها از ما راضی شوید، چون روزی که تاجران جهاد و بازیگران آمریکا و ناتو از گفتار اهل سنت راضی شوند روزی است که ما منحرف شده ایم، و زمانی که می بینیم جوانان مشتاق عدالت و مشتاق تطبیق قانون شریعت الله از ماهیت جولانی و فتاحی و سایر گروهکهای ریز و درشت شام آگاه می شوند می فهمیم که در مبارزه با انحراف و منحرفین و بازگرداندن جهاد به مسیر صحیح آن و تمرکز بر دشمن اصلی و سر افعی (آمریکا) و پرهیز از جنگهای داخلی میان مسلمین قدمهای مهمی را برداشته ایم.  

دارودسته ی جولانی از جبهة النصرة لأهل الشام تا جبهه ی یاری آمریکا و ناتو

دارودسته ی جولانی از جبهة النصرة لأهل الشام تا جبهه ی یاری آمریکا و ناتو

به قلم : جعفر موکریانی

زمانی که جبهة النصرة لأهل الشام یعنی جبهه یاری برای اهل شام  در زمان جنگ داخلی سوریه  در ۳ بهمن ۱۳۹۰ شمسی موجودیت خود را اعلام کرد در واقع بخشی از جماعت دولت اسلامی عراق به رهبری ابوبکر بغدادی نجدی بود که معتقد بودند در عراق و سوریه می جنگند اما چشمشان به قدس است و آمریکا و ناتو را از متحدین اصلی رژیم صهیونیستی می دانستند که عراق را نیز به اشغال خود در آورده و مرتکب جنایات بی شماری شده بودند.  

جولانی نجدی به ابوبکر بغدادی نجدی و شعارهایش خیانت کرد و به ایمن الظواهری نجدی بیعت داد و ابتدا دکترین استراتژیک الظواهری را نشر می داد که معتقد بود که اگر قرار باشد ما فلسطین را فتح کنیم، باید دو جبهه را به روی فلسطین بگشاییم که یکی از این دو جبهه شام است و دیگری مصر است.

اما دیدیم که جولانی نجدی به ایمن الظواهری نجدی و شعارهای او هم خیانت کرد.

در سوریه زمانی که جبهة النصرة لأهل الشام به فرماندهی جولانی اعلام موجودیت کرد به تدریج نزدیک به ۸۰۰ گروه و فصیل و دسته ی دیگر هم اعلام موجودیت کردند که غیر از یک گروه از آنان (الفاروق) که به تفکرات اخوان المسلمین وابستگی داشت بقیه همگی دارای تفکرات نجدیت بودند و طبعاً هیچ گروه نجدی گروه دیگر را در هیچ جای این زمین قبول ندارد حالا چه رسد به سوریه!

 به همین دلیل با آنکه عده ای انتظار داشتنداین صدها گروه حداقل حول نجدیتی که قبول داشتند در مقابل دشمن با هم متحد شوند  و روابط استراتژیک برقرار کنند اما طبق سنت همیشگی این تفکر دنیا شاهد بود که تمام این گروههای نجدی پیرو محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد نوبتی با هم وارد جنگ و کشت و کشتار شدند و ثابت کردند که تفکر نجدیت چنانچه قدرتی در دست داشته باشد هرگز ظرفیت وحدت را ندارد و تنها در هنگام ضعف است که با دیگران ادعای اتحاد می کند.

دارودسته ی جولانی هم که مسابقه ی کشت و کشتار داخلی را با خیانت به امیر خود ابوبکر بغدادی شروع کرده بودند در سال ۱۳۹۲شمسی توسط جماعت ابوبکر بغدادی از استان دیرالزور اخراج شدند که ابتدا به حلب رفت و بعد با جنگهای فرسایشی که با سایر گروههای نجدی و بخصوص احرار الشام و جیش الاسلام و… انجام داد نهایتاً به ادلب رفت و با توافقی تدریجی با سکولاریستهای ارتش آزاد قدرتی برتر را در استان ادلب تشکیل داد.

در ادلب که ارتش سکولار آزاد و سایر ملی گراهای متحد با ترکیه و آمریکا را در خود جای داده است دارودسته ی جولانی تصمیم گرفت با ورود به بازی های سیاسی رایج پارلمانی و علنی کردن چهره ی رهبران خود به مخاطبین خود نشان دهد که حزبی مدنی است و مسائل پنهانی ندارد که طی ان آمریکا و ناتو و متحدین آنها چون رژیم صهیونیستی و سایر همسایه های سوریه از آن واهمه داشته باشند!

به همین دلیل ما بعد از چنین تجدید گفتمانی شاهد تجدید ساختار در جبهة النصرة لأهل الشام بوده ایم. اولین کار آنها جهت فرار از بار فشار، تغییر نام به جبهه فتح الشام بود تا از دایره گروههای جهادی سنتی خارج شوند و جز گروه هایی شوند که در مجامع سکولار بین المللی مشروع قلمداد می شوند به این امید که  هم اکنون و در آینده میدانی و سیاسی سوریه در کنج و انزوا نباشند و مورد حمله قرار نگیرند.

به این شکل می بینیم که دارودسته ی نجدی جولانی که هم اکنون تمرکز آن بر منطقه جغرافیایی استان ادلب است به تدریج از جبهه ای جهت یاری مسلمین اهل شام به جبهه ای جهت یاری آمریکا و ناتو تبدیل شده است و به تدریج از جماعتی مدعی تطبیق قانون شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی تبدیل شده است به یکی از بازی گران سیستم پارلمانی سکولاریستها که با کشتار سایر مجاهدین شریعت گرا سعی دارد خود را نزد آمریکا و ناتو و متحدین آن چهره ای نشان دهد که به اصطلاح میانه رو و بخشی از نیروهای ضد تروریسم جهانی است.

چرخش «عمل» القاعده در یمن نشان از چرخش در «منهج»

چرخش «عمل» القاعده در یمن نشان از چرخش در «منهج»

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

از ابتدای شکل گیری اتحادیه ی مسلمین انقلابی شافعی و زیدی در یمن و تصرف صنعا و قدرت گیری تدریجی این اتحادیه بر علیه اشغالگران سعودی – امارتی و مزدوران محلی آنها که جنگی نیابتی را به نمایندگی از آمریکا و ناتو و بر این مسلمین شافعی و زیدی تحمیل کرده اند روند تحولات با تغییرات محسوسی در میدانهای جنگ همراه بوده است.

تغییرات و تحولاتی که از سوی گروههای مختلف مزدور محلی در جنوب یمن اتفاق می افتد برای ما قابل پیش بینی است، چون این تغییرات مبنائی مصنوعی دارد و متأثر از بده و بستان های سیاسی میان دو بازیگر فعال خارجی در این نقطه از یمن یعنی ریاض و ابوظبی است؛ در واقع این ریاض و ابوظبی هستند که با مهره های خود به اتفاقات در جنوب هویت می بخشند.

اما اتفاق غیر قابل منتظره حضور گروههای مسلح نجدی منتسب به القاعده ی الظواهری و سایر گروههای مخالف آمریکا و ناتو و آل سعود در جبهه ی این کفار و مزدوران محلی در جنگ مأرب به عنوان یک منطقه استراتژیک است!

 در واقع مأرب به واسطه جایگاه استراتژیکی که دارد این قابلیت را دارا است تا زمینه های دومینوی شکست یا پیروزی هر کدام از طرفین را در جبهه های دیگر فراهم سازد. و دقیقاً زمانی که اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن  با بکارگیری مجموعه ای از پهپادهای صماد۳، موشک‌های بالستیک و کروزِ ذوالفقار و قدس در ۴ موج پیاپی عملیاتهائی را بر علیه منابع نفتی آل سعود و مزدوران محلی اش در مارب شدت بخشید و این عملیاتها از سطح اهداف اقتصادی و هشدار فراتر رفت و مراکز حساس نظامی و اطلاعاتی سعودی در ریاض را با موفقیت مورد هدف قرار داد، جماعت القاعده ی نجدی ایمن الظواهری به جبهه ی آل سعود و امارات و سایر مزدوران محلی آنها خزید.

در اینجا شما به توجه به شرایط میدانی در یمن به راحتی تفاوت القاعده ی سید قطبی شیخ اسامه بن لادن با القاعده ی نجدی ایمن الظواهری را به را حتی مشاهده می کنید.

این چرخش منهجی در واقع چرخشهای عملی و انحرافی فاجعه باری را شامل شده است که نشان از وقوع فجایع غیر قابل انکار است، فجایعی که در سوریه و لیبی هم شاهدش بوده ایم و قابل رصد و پیگیری است، که بدتر از همه این است همین سربازان القاعده به ترتیب توسط همین کفار و مزدوران محلی آنها در یمن و سوریه و… به قتل می رسند .  

سالهاست ما می گوئیم که دارودسته ی جولانی فی سبیل آمریکا و ناتو می جنگد اما…

سالهاست ما می گوئیم که دارودسته ی جولانی فی سبیل آمریکا و ناتو می جنگد اما…

به قلم: مجاهد مهاجر

بسیاری از برادران مجاهد ما گاه از ما گله داشتند که چرا شما می گوئید که دارودسته ی جولانی هیچ رابط به منهج جهادی شیخ اسامه بن لادن ندارند و فی سبیل ناتو و آمریکا می جنگند نه فی سبیل الله؟!!

همه ی ما می دانیم که اسامه بن لادن بر آمریکا به عنوان سر افعی و دشمن اصلی تمرکز کرده بود و تمام حملات خود را جهت ضربه زدن به آمریکا و متحدین آن چون ناتو و رژیم صهیونیستی برنامه ریزی و اجرا کرد و در نهایت با راهنمائی مزدوران پاکستانی و توسط آمریکا نیز به قتل رسید.

اما دارودسته ی جولانی چه؟ این گروه مافیائی از همان ابتدا کار خودش را با غدر و خیانت به امرای خود  شروع کرد و سپس با غدر و خیانت به تمام گروهها و فصایل شام و خدمت آشکار به ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه به حیات خود ادامه داده است. آیا کسی در یکی بودن آمریکا و ناتو بر علیه مسلمین شک دارد؟

اما این روزها جولانی چهره ی واقعی خودش را نشان داد و در گفت وگو با خبرنگار شبکه آمریکایی «فرونت لاین» به احمق ترین افرادی که با نام جهاد در اجرای طرحهای مافیائی از او تقلید و پیروی می کنند ثابت کرد که : گروه جولانی دارائی های راهبردی آمریکا در ادلب هستند و هیچ خطری را متوجه آمریکا نکرده و نمی کند و گفت:«ما خواستار این نیستیم که علیه کشورهای غربی، حملاتی انجام دهیم.»

البته این گروه که مستقیماً از کانال حکومت سکولار ترکیه هدایت می شوند مثل ارباب کوچ خود اردوغان هرگز برای رژیم صهیونیستی هم خطری ایجاد نکرده اند و علاوه بر آن حملات رژیم صهیونیستی در خاک سوریه و عراق را پوشش خبری داده و حتی در جنگ روانی در کنار این رژیم جنایتکار بوده اند.

روزنامه الکترونیکی «رأی‌الیوم» در زمینه ی این دیدار نوشت:  جولانی در تلاش است از رهگذر این اقدام، نفوذ ترکیه را در شمال سوریه حفظ کند… و ظاهرا طعم قدرت و رهبری، در زیر زبان جولانی مزه کرده است و او قصد دارد در مناطق اشغالی شمال سوریه، «دولت نجات» تشکیل دهد.

بله، دولت نجات، اما نجات چه کسانی؟

گروه جولانی به دنبال این مصاحبه اقدام به بازداشت ۶ عضو جماعت «حراس الدین» با حمله به منازل آنها در شهر ادلب و مناطقی در حومه «جسرالشغور» در غرب ادلب کردند.

الوطن نوشت: بازداشت‌های بعد از مصاحبه از جمله غیر سوری‌ها در راستای تلاش جولانی است تا وانمود کند که با تروریسم مبارزه می‌کند و ناظران امور این بازداشت‌ها را در واقع نوعی نشان دادن سرسپردگی به آمریکا دانستند.

آیا ملا فتاحی و سایر شرکای گروه مافیائی جولانی در ادلب سوریه پاسخی به اهل سنتی که اینگونه مورد معامله و خیانت قرار می گیرند دارند؟

بلوچستان پاکستان کارنامه ی فدرالیسم سکولاریستها برای بلوچهای ایران

بلوچستان پاکستان کارنامه ی فدرالیسم سکولاریستها برای بلوچهای ایران

کاتب: بِراهُندگ بلوچ

پاکستان از سال ۱۳۲۶شمسی (۱۹۴۷م) به صورت جمهوری فدرال و فدرالیسم و توسط سکولاریستها اداره می شود.  بلوچها در پاکستان دارای ایالت خاص خودشان به مرکزیت کویته هستند که مجلس محلی و ریاست آن نیز بر عهده ی مردم ایالت بلوچستان است که در واقع توسط سکولاریستهای ملی گرای بلوچ اداره می شود.

این تمام آن چیزی است که هم اکنون گروههای مسلح بلوچ و غیر مسلح چون سهاب و غیره خواستار آن هستند و مردم بلوچ را جهت رسیدن به آن در آرزو نگه داشته اند. اما ثمره ی نزدیک به ۸۰ سال حاکمیت سکولاریستهای ملی گرا و طرفدار فدرالیسم برای بلوچهای پاکستان چه بوده است؟

فقط کافی است یکی از شما از مرزهای شرقی ایران وارد ایالت بلوچستان شود تا به انتهای فجایع انسانی و اقتصادی و انواع مفاسد اداری و جنائی  و سبک فاجعه بار ساخت منازل و جاده ها و امکانات رفاهی چون برق و … پی ببرد.

در کنار این ما در بلوچستان پاکستان شاهد دهها گروه مسلح بلوچ هستیم که توسط خود بلوچهای حاکم بر ایالت بلوچستان پاکستان سرکوب می شوند و گاه رهبران آنها بدون دادگاهی اعدام صحرائی می شوند و تقریباً همین حکومت بلوچهای سکولار و طرفدار فدرالیسم هر گونه مخالفی را به شدیدترین شکل ممکن سرکوب و قتل عام می کنند و این در حالی است که درها را برای انواع مفاسد اخلاقی و جنسی و رشوه گیری و آدم ربائی باز کرده اند و پناهگاهی شده است برای قاتلین و جنایتکارانی که در ایران مرتکب جنایت و دزدی و قتلی شده اند.

در میان این گروههای مسلح بلوچی که مخالف حکومت فدرال و سکولار این بلوچها هستند نیز انواع و اقسام گروهها یافت می شود که با نژاد گرائی مخالف غیر بلوچها و بخصوص پشتونها هستند.

به عنوان مثال در شامگاه جمعه و در بهار ۱۳۹۴ شمسی یکی از همین گروههای مسلح ملی گرای بلوچ در منطقه ی مستونگ نزدیکی کویته ۲۲ مسافر عادی پشتون زبان حنفی مذهب را که عازم سفر به کراچی بودند به شکل فجیعی قتل عام کردند..

جرم این پشتوهای حنفی مذهب چه بود؟ تنها زبانشان . همین و بس.

طبق برخی آمارها، سی درصد جمعیت ایالت بلوچستان را سنی های پشتون‌ زبان تشکیل می‌دهند و ۴۰۰ هزار مهاجر اهل سنت افغان که عمدتا پشتون زبان هستند، در این ایالت فدرال و سکولار زندگی می‌کنند.

گروه مسلح ملی گرای یو.بی.ای (ارتش متحد بلوچستان) مسئولیت قتل این پشتونهای حنفی مذهب را به عهده گرفت و سخنگوی این گروه مسلح اعلام کرد که چریک‌های آنها به مهاجران حمله کرده‌اند. پیش از این نیز افراد زیادی از اهل سنت حنفی مذهب از جمله معلمان، بازرگانان، مغازه‌داران و خیاط‌ها به‌خاطر بلوچ نبودن در شهرهای مختلف ایالت بلوچستان ترور شده‌اند.

گول شعارهای سکولاریستها را نخورید، این چیزی است که امثال سهاب و سایر گروههای مسلح بلوچ ایرانی طرفدار فدرالیسم به شما وعده می دهند و با شعار اهل سنت و دفاع از اهل سنت قصد بسیج بلوچها جهت رسیدن به این هدف را دارند.

پس خیال نکنید این گروهها و حزبهای طرفدار فدرالیسم و دموکراسی چیز جدیدی آورده اند، بلکه طبق نقشه ی به بن بست رسیده و فاسدی حرکت می کنند که ۸۰ سال است بلوچهای پاکستان آن را طی کرده اند و همین الان بلوچستان و تاریخ به فساد این مسیر گواه داده است .

شیطان و یارانش تنها به فقر و فساد و فحشائی وعده می دهند که ما با چشمان خود در بلوچستان پاکستان می بینیم و فشحاء و بی اخلاقی و بی بندوباری طرفداران سهاب و سایر ملی گرا ها را نیز در جامعه ی اهل سنت ایران مشاهده می کنیم : الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ (بقره/۲۶۸)

آیا بلوچهای ایران کارنامه ی ۸۰ ساله ی پر از فقر و فساد حکومت ملی گراهای سکولار و طرفدار فدرالیسم در بلوچستان پاکستان را نمی بینند؟ آیا قرار نیست عبرت بگیرند؟

عدالت به سبک جولانی در شمال سوریه : اعدام صحرائی یک مهاجر به جرم زخمی کردن یک فرد سوریه ای

عدالت به سبک جولانی در شمال سوریه : اعدام صحرائی یک مهاجر به جرم زخمی کردن یک فرد سوریه ای

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

اگر منهج جهاد آلوده بود و یا منهجی ثابت وجود نداشت گروههای مسلح متفرق در نهایت سر از جاهلیت در می آورند و ثمره ای غیر از تنازل و شکست و حرکت بر اساس نقشه های دشمنان و در نهایت هدر دادن خودن و ناموس و مال و وطن مسلمین نخواهند داشت.

زمانی بود که عده ای چون دارودسته ی جولانی که گروهک چند نفره ی ملافتاحی هم بخشی از آنهاست ادعا می کردند که برای تطبیق قانون شریعت الله در شمال سوریه و دفاع از اهل سنت و اجرای عدالت و دهها شعار از این دست قیام کرده اند و گروههای دیگر را به عدم اجرای شریعت و دهها جرم دیگر متهم می کردند و جنگ را بر آنها تحمیل می کردند که دیدیم چگونه خون هزاران مسلمان اهل سنت را ریختند و حتی به گواهی المحیسنی، به ناموس زنان و دختران اهل سنت هم تجاوز کردند و زندانها را از زنان و مردان اهل سنت مخالف خود پر کردند! و در نهایت حکومتی تشکیل دادند بر اساس ملیت تحت عنوان «حكومة الإنقاذ الوطني»!! حکومت نجات ملی، نه حکومت نجات اسلامی . حالا پیدا کنید پرتقال فروش را.

از میان هزاران مورد در گذشته، دوست دارم به موردی از عدالت به سبک نجدی های دارودسته ی جولانی در همین نزدیکی ها اشاره کنم :

یکی از مهاجرین به نام ابودجانه الداغستانی به دلایلی به ابراهیم شاشو سوریه ای و از مسئولین همین حکومت نجات ملی حمله کرد و بعد از آنکه او را زخمی کرد متواری شد که در نهایت توسط دارودسته  ی جولانی در شهر دانا در شمال ادلب دستگیر شد .

نکته ی مهم این است که این شخص مهاجر نه تنها به شیوه ای شرعی دادگاهی نشد و نه تنها به اندازه ی جرمی که مرتکب شده بود جریمه نشد بلکه فوراً توسط دستگاه عدل جولانی و متحدینش بعد از شکنجه که آثار آن بر جسدش پیدا بود در ادلب اعدام صحرائی شد.!

این شخص مسلمان مهاجردارای هر عقیده ای که باشد باز مسلمان است و در قصاص باید مقابله به مثل کرد. کجای شریعت آمده است که در برابر زخمی کردن یکی از هم وطنانت باید مهاجری غیر سوری را بعد از شکنجه و زخمی کردن اعدام صحرائی کنی؟

ابودجانه الداغستانی حتی اگر مجاهدی مهاجر و اهل سنت هم نبود و یکی از کفار اهل ذمه هم بود باز باید به اندازه ی جرمش قصاص می شد نه بیشتر از آن.

ما در طول این سالها شاهد هزاران جرم سازمان یافته از این دست توسط دارودسته ی جولانی و متحدینش در حق اهل سنت و بخصوص مهاجرین اهل سنت بوده ایم.

آیا گروهک نجدی فتاحی و سایر متحدین گروه مافیائی جولانی چنین عدالتی را برای اهل سنت ایران می خواهند؟

 این گروهک چند نفره به همراه پس مانده های انصار که در خدمت نقشه های جولانی قرار گرفته اند خیال کرده اند اهل سنت کارنامه ی پر از جنایت آنها را نمی بینند؟

غلفت شیخ ابومصعب سوری در شهادتش بر جهاد الجزائر

غلفت شیخ ابومصعب سوری در شهادتش بر جهاد الجزائر

ارائه دهنده: ابوصلاح الدین الکوردی

شیخ ابومصعب سوری تقبله الله که سابقه ی مشخصی در عضویت در اخوان المسلمین سوریه و عضویت در جماعتهای جهادی اخوانی در سوریه چون الطلیعه المقاتله در دهه ی ۱۳۵۰شمسی را در کارنامه ی خود دارد و در دهه ی ۱۳۶۰ش هم کارنامه ای درخشان در اخوان المسلمین سوریه و دیدار با دکتر عبدالله عزام و شیخ اسامه بن لادن تقبلهما الله در پیشاور پاکستان و جهاد افغانستان را در کارنامه ی خود ثبت کرده است در کتاب خود تحت عنوان«مختصر شهادتی علی الجهاد فی الجزائر ۱۹۸۸-۱۹۹۶» به باز گوئی نکات مهم و انحرافات آشکاری اشاره کرده است اما متاسفانه به ریشه ی تمام این انحرافات اشاره نکرده است.

شیخ ابومصعب سوری با آنکه ابوقتاده فلسطینی را از عوام اصلی این انحرافات و کشت و کشتار زنان و کودکان و پیروان و جوانان مسلمان معرفی می کند اما بیان نمی کند که علت این جنایات و انحرافات کجاست؟ در مورد جهاد الجزائر هم از زبان شیخ عطية الله لیبی تقبله الله می گوید:

سال ۱۹۹۱ “جبهه اسلامی انقاذ” در انتخابات الجزائر با کسب ۸۲ درصد آرا به پیروزی دست یافت اما ارتش علیه این نتایج کودتا کرد. در سال ۱۹۹۲ درگیری های مسلحانه میان گروه های اسلامی و ارتش آغاز شد و مجاهدان از تایید اکثریت مردم الجزائر برخوردار بودند. چرا که آنها تا بعد از لغو نتایج انتخابات و تظاهرات هایی میلیونی (که با آتش مستقیم نیروهای ارتش هزاران نفر از تظاهرات کنندگان کشته شدند) دست به سلاح نبردند.

بین سال های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ مجاهدان زیر پرچم “الجماعة الإسلامية المسلحة” در موفق ترین تجربه جهادی در عصر حاضر یکپارچه و متوحد شده و بر بخش های بزرگی از الجزائر سیطره یافتند. سال ۱۹۹۴ جمال زیتونی معروف به «ابو عبدالرحمن امین» که فردی جنایتکار بود به فرماندهی “الجماعة الإسلامية المسلحة” رسید و تا سال ۱۹۹۵ جهل و انحراف وی آشکار نگردید.

در سال ۱۹۹۶ جنایایات، انحرافات و غلو جمال زیتونی شروع به نمایان شدن کرد. به دنبال آن گردان های مجاهد یکی پس از دیگری از “الجماعة الإسلامية المسلحة” خارج شدند. در مقابل جمال زیتونی هر کس که از این جماعت خارج می شد را تکفیر کرده و اقدام به جنگ علیه آنان نمود. مجاهدان توانستند جمال زیتونی را به قتل برسانند اما بعد از وی “عنتر زوابری” بر جای او نشست که جانی تر از جمال زیتونی بود.

در سال ۱۹۹۷ بار دیگر در الجزائر انتخابات برگزار شد و “الجماعة الإسلامية” شهرها و استان ها را به دلیل حضور در انتخابات تکفیر کرده و قتل عام های فجیعی را در حق مردم مرتکب شدند به طوریکه در خلال آن، غیرنظامیان و زنان و کودکان کشته شدند.

در سال ۱۹۹۷ بعد از این جنایت های وحشتناک مردم از مجاهدان بیزار شده و برای نجات از دست گروه “زوابری” به حکومت پناه بردند و از آن پس هر کسی که ریش داشت را به ارتش تسلیم می نمودند.”

آیا ما شاهد این تجربیات در چچن و عراق و سوریه و لیبی و تونس و یمن و….نبودیم و ندیدیم که چگونه مسلمین مجاهدین را رها کرده و تسلیم حکام مزدور و دست نشانده شدند؟

ریشه ی تمام این انحرافات تنها در منهج نجدیت و در اندیشه های محمد بن عبدالوهاب و شیوخ نجدی پیرو او است که در تمام سرزمینهای اسلامی یک ثمره و نتیجه دارد؛ به همین دلیل پیروان این تفکر با خیال راحت در تمام دارالکفرها از آزادی کامل جهت تبلیغ در ماهواره ها و منابر مساجد و کرسی های دانشگاههای مختلف و … برخوردارند و معمولاً تمام طاغوتها جهت ضربه زدن به جهاد و اتحاد مسلمین و مطیع کردن مسلمین (به سبکی دیگر) به پرورش و میدان دادن به این تفکر پرداخته اند.

تأملاتی گذرا بر سخنان ایمن الظواهری و تشابهات انور سادات با اردوغان و جولانی …(۱)

تأملاتی گذرا بر سخنان ایمن الظواهری و تشابهات انور سادات با اردوغان و جولانی و … (۱)

به قلم : م. عبدالسلام

ایمن الظواهری در حلقه ی دوم، حوالی دقیقه ۱۰، اصدار (عمر عبدالرحمن .. العمالق الذي لم ینحن) از شیخ مجاهد عمر عبدالرحمن رحمه الله تعالی نقل قول می کند که ایشان: «حکومت انور سادات را حکومت کافر و ظالم و فاسق میدانست، و او را «انور یهود» مینامید و فتوای قتل انور سادات را صادر کرد و صلح انور سادات با اسرائیل را کفر و خیانت می دانست؛ در حالیکه مخالفین و مخذلین شیخ، مخالف این را میپنداشتند».

حالا باید از ایمن الظواهری نجدی که منهج سید قطبی اسامه بن لادن را به نجدیت تغییر داد پرسید: انور سادات چه فرقی با اردوغان دارد؟ اردوغانی که جولانی و همپیمانانش با او ارتباط داشته و با او صلح کرده و آن را به ادلب وارد ساخته و از آن حمایت می کنند!؟

مگر ارتش ترکیه بخشی از ارتش کفار ناتو نیست؟ مگر همین ارتش سکولار ترکیه در کنار ناتو در اشغال افغانستان و جنگ با مجاهدین افغان و سومالی و یمن و عراق و سوریه و لیبی و … مشارکت ندارد؟

تأمل دوم:

ایمن الظواهری  در همین اصدار از شیخ مجاهد عمر عبدالرحمن رحمه الله تعالی نقل قول میکند که ایشان:« حکومت های خلیج را بخاطر موالات با یهود و نصارا و حکم به غیر ما انزل الله تکفیر کرده و جنگ خلیج ( جنگ عراق با کویت)  را جنگ بین طواغیت می پنداشت و می گفت: برای اسلامگراها جایز نیست که در این جنگ داخل شوند، و استعانت کشور های عربی از آمریکا را در این جنگ کفر میدانست! » . [ حوالی دقیقه ۱۳ ]

حالا باید به ایمن الظواهری نجدی و اقمار نجدی اش در ادلب گفت: نگاه کن چگونه امام عمر عبدالرحمن استعانت کشور های خلیج از آمریکا علیه صدام را کفر می دانست! در حالیکه هر دو طرف (صدام و باقی طواغیت خلیج) را هم کافر می پنداشت!

پس چگونه استعانت همپیمانان جولانی، احرار و زنکی و فیلق و… از آمریکا و تحالف و ناتو و  ترکیه و کشورهای عربی علیه سایر مسلمین کفر نباشد؟ در حالیکه سایر گروهها مسلمان هستند ولو اینکه در نظر شما «اهل بدعت و ظالم» باشند!

چرا کمی فکر نمی کنید؟