فتوای آیت الله خمینی بنیانگذار دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران بر علیه اشرار و مرتدین کوردستان یا بر علیه مردم اهل سنت کوردستان؟

فتوای آیت الله خمینی بنیانگذار دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران بر علیه اشرار و مرتدین کوردستان یا بر علیه مردم اهل سنت کوردستان؟

به قلم: کیوان مریوانی

این روزها که سالگرد فتوای آیت الله خمینی بر علیه مرتدین سکولار و احزاب مختلف سکولار ضد اسلامی چون کومله های کمونیست و دموکراتهای سوسیال دموکرات و احزاب چپ رنجبران و راه کارگر و چیرکهای فدائی خلق و حکمتیستها و… که همگی غیر بومی بوده و در میان دو حزب کومله و دمکرات خود را پنهان کرده بودند، می باشد، رسانه های مختلف سکولار مثل همیشه شروع به دروغسازی و وارونه جلوه دادن این فتوا کرده اند و می خواهند چنین نشان دهند که این فتوا بر علیه اهل سنت کوردستان بوده نه اشرار و مرتدین سکولار بومی و غیر بومی .

به همین دلیل با نشر اصل فتوا قضاوت را بر عهده  ی خود شما می گذارم و امیدوارم روی سیاه دروغگویان سکولار برای شما هم آشکار تر شود.

  • پیام به نیروهای ارتشی و مردم (پایان دادن به غائلۀ پاوه) (زمان: ۲۷ مرداد ۱۳۵۸ / ۲۴ رمضان ۱۳۹۹‏؛ مکان: قم‏؛ موضوع: فرمان پایان دادن به غائلۀ پاوه‏؛ مخاطب: نیروهای نظامی و انتظامی، ژاندارمری و دولت‏)

‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏ : از اطراف ایران، گروههای مختلف ارتش و پاسداران و مردم غیرتمند تقاضا کرده اند‏‎ ‎‏که من دستور بدهم به سوی پاوه رفته و غائله را ختم کنند. من از آنان تشکر می کنم؛ و به‏‎ ‎‏دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می کنم اگر با توپها و تانکها و قوای مجهز تا ۲۴‏‎ ‎‏ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسئول می دانم.‏

‏‏     من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می دهم که فوراً با تجهیز‏‎ ‎‏کامل عازم منطقه شوند؛ و به تمام پادگانهای ارتش و ژاندارمری دستور می دهم که‏‎ ‎‏ـ بی انتظارِ دستور دیگر و بدون فوت وقت ـ با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند؛‏‎ ‎‏و به دولت دستور می دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند.‏

‏‏     تا دستور ثانوی، من مسئول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می دانم. و در‏‎ ‎‏صورتی که تخلف از این دستور نمایند، با آنان عمل انقلابی می کنم. مکرر از منطقه‏‎ ‎‏اطلاع می دهند که دولت و ارتش کاری انجام نداده اند. من اگر تا ۲۴ ساعت دیگر عمل‏‎ ‎‏مثبت انجام نگیرد، سران ارتش و ژاندارمری را مسئول می دانم. والسلام.‏روح الله الموسوی الخمینی

  • حکم به ارتش در تعقیب و دستگیری اشرار کردستان (زمان: ۲۷ مرداد ۱۳۵۸ / ۲۴ رمضان ۱۳۹۹‏؛ مکان: قم‏؛ موضوع: تعقیب و دستگیری اشرار در کردستان‏؛ مخاطب: رؤسای ستاد ارتش، ژاندارمری و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‏)

‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏ : به رئیس کل ستاد ارتش، و رئیس کل ژاندارمری ‏‏[‏‏جمهوری‏‏]‏‏ اسلامی، ‏‏[‏‏و‏‏]‏‏ رئیس‏‎ ‎‏پاسداران کل انقلاب اکیداً دستور می دهم که به نیروهای اعزامی به منطقۀ کردستان‏‎ ‎‏دستور دهند که اشرار و مهاجمین را که در حال فرار هستند تعقیب نمایند، و آنان را‏‎ ‎‏دستگیر نموده و با فوریت به محاکم صالحه تسلیم کنند؛ و تمام مرزهای منطقه را با‏‎ ‎‏فوریت ببندند که اشرار به خارج نگریزند. و اکیداً دستور می دهم که سران اشرار را با‏‎ ‎‏کمال قدرت دستگیر نموده و تسلیم نمایند. اهمال در این امر، تخلف از وظیفه و مورد‏‎ ‎‏مؤاخذۀ شدید خواهد شد. والسلام.‏ ‏‏روح الله الموسوی الخمینی‏

«بسم الله الرحمن الرحیم

السّاعه خبر رسید که در سنندج «حزب دمکرات»، آنها ارتشیها و سازمان‌های آن‌ها را محاصره کرده‌اند، و اگر تا نیم ساعت دیگر کمک نرسد اسلحه‌ها را می‌برند؛ و از مسجد سنندج به ما اطلاع داده‌اند که حزب دمکرات زن‌های ما را به گروگان برده‌اند. اکیداً به کلیه قوای انتظامی دستور می‌دهم به پادگان‌های مراکز ابلاغ کنند که به قدر کافی به طرف سنندج حرکت کنند، و با شدت اشرار را سرکوب نمایند. پاسداران انقلاب- در هر محلی هستند- به مقدار کافی به طرف سنندج و کردستان- با پل هوایی- بسیج شوند و با شدت، تمام اشرار را سرکوب نمایند. تاخیر- و لو به قدر یک ساعت- تخلف از وظیفه، و به شدت تعقیب می‌شود. از ملت ایران می‌خواهم که مراقب باشند هر یک از مامورین تخلف کردند فوری اطلاع دهند. من انتظار دارم که تا نیم ساعت دیگر از قوای انتظامی به من خبر بسیج عمومی برسد؛ و السلام. ۲۸ مرداد ۵۸ . روح الله الموسوی الخمینی»

این اصل فتوای آیت الله خمینی بنیانگذار دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران بر علیه احزاب سکولار و مرتدی است که جنایات بیشماری را در حق مردم اهل سنت کوردستان مرتکب شده بودند و مردم اهل سنت کوردستان از مقامات حکومتی درخواست کمک و یاری در برابر این احزاب کمونیست و سویالیست ضد اسلام بومی و غیر بومی کرده بودند.

به هیچ چیز احزاب سکولار نمی توان باور کرد.

رُک گوئی مریدان نجدی دوله یا ترور شخصیتی مخالفین

رُک گوئی مریدان نجدی دوله یا ترور شخصیتی مخالفین

به قلم : ابوبکر الخراسانی

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: أفضلُ الجهادِ كلمةُ عدلٍ عند سُلطانٍ جائرٍ – أو أميرٍ جائرٍ -» [۱] بالاترين جهاد کلمه ‏ي عدل و حقي است که در برابر يک حاکم یا امیر جائر ادا شود.

اما کلمه و سخن عدل چیست؟

اگر دقت کنیم در ادبیات گفتمانی برادران «نجدی» ما نسبت به مخالفین مسلمان خود نوعی تندی و حتی فحاشی و اتهام زنی و بی عدالتی دیده می شود که تماماً ریشه در جهل به منابع شرعی اهل سنت و بخصوص برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین است، اما مریدان دوله (داعش) گاه گوی سبقت را در بی ادبی و بد دهنی و اتهام زنی از دیگر نجدی ها ربوده اند.  

بدون شک زبان نیز ابزاری است که منجر به انجام پاراه ای از رفتارها در انسان می شود که صراحت لهجه و قاطعیت در گفتار یکی از این رفتارهاست. این رفتار هم زمانی ارزشمند است که با دستورات شریعت الله مدیریت شده باشد و با سخنان رکیک و زننده آلوده نشده باشد.

رُک سخن گفتن یعنی گفتن حقایقی از شریعت که قطعاً به مصلحت مومنین و جامعه ی انسانی است نه جسارت در بی‌احترامی به دیگران و ترور شخصیتی مخالفین با اتهامات بی پایه و اساس و دروغین و سلیقه ای. اگر رُک گوئی و صراحت لهجه در کنار راستگوئی قرار نگیرد تبدیل به اتهام  و دروغی می شود که گوینده ی آن را مستحق حد می کند.

طرفداران دوله که اینهمه دم از تطبیق شریعت و اجرای حدود الله می زنند باید بدانند که خودشان مستحق این شده اند که بر آنها حد اتهام زنندگان به آبروی مومنین زده شود. اگر به رسانه های آنها نگاه کنید هیچ مسلمان مخالفی در داخل و خارج ایران باقی نمانده است که زخم زبان و اتهامات اینها در امان مانده باشد.

به یکی می گویند کووید زاهدان (ژلوفن زهی) به دیگری می گویند کووید هورامی(ابوحمزه رافضی هورامی) و …

ما این اشخاص را با ندای «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ» خطاب قرار داده و می گوئیم : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏(مائده/۸)

‏ای مؤمنان ! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با ایشان) دادگری و عدالت نکنید. دادگری و عدالت کنید که عدالت (به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتراست. از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید.‏

آیا «نجدی» ها و بخصوص مریدان دوله (داعش) در مدیریت زبان خود سخنان الله و رسولش صلی الله علیه وسلم را گوش می دهند و به منهج صحیح اهل سنت بر می گردند؟


[۱] أبو داود (۴۳۴۴) والترمذي (۲۱۷۴)، وابن ماجه (۴۰۱۱)

تدلیس خبری جماعت نجدی دوله در یمن و..

تدلیس خبری جماعت نجدی دوله در یمن و..

به قلم : عبدالله مهاجر

با آنکه جماعت نجدی دوله به همراه سایر گروههای مسلح و حتی غیر مسلح نجدی اکثراً شغل گیر دادن به سایر مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و در نهایت تولید جنگ داخلی و هدر دادن انرژی جهادی مومنین را برگزیده اند اما در برخورد با مخالفین گاه دیده شده که در خبر رسانی نیز دچار تدلیس می شوند.

مثلاً گروه دوله در عراق با گروههای مختلف اهل سنت در الانبار و غیره می جنگید و می گفت با روافض جنگیده در حالی که همه و از جمله مردم بومی می دانستند که جنگ با گروههای محلی اهل سنت بوده که مخالف جماعت دوله(داعش) بودند.

امروز هم با خبر شدیم که چند نفر از مجاهدین شافعی مذهب یمن را در وسط یمن و در منطقه ” قیفه” واقع در استان البیضاء به قتل رسانده و طبق معمول به جای اینکه بگوید با شافعی های اهل سنت جنگیده در اخبار خود نشر کرده که از «حوثی»های یمن کشته و همین حوثی ها زیدی را نیز رافضی معرفی می کند!!

در غرب آفریقا نیز با جماعتهائی چون القاعده و … می جنگد و نه تنها به صورت غیر شرعی آنها را تکفیر می کند بلکه آنها را جاسوس کفار فرانسوی و انگلیسی و آمریکائی معرفی می کند!!

تمام این اتهام زنی ها برای ترور شخصیتی مخالفین و پنهان کردن جنگ خودشان با اهل سنت است . آنها با اهل سنت در حال جنگ هستند اما می خواهند اهل سنت این را متوجه نشوند.

این یکی از همان ترفندهای این گروههای نجدی است که در تمام سرزمینهای اسلامی به کار برده اند و ربطی به نجدی های مسلح یا غیر مسلح ندارد . اگر به شبکه های ماهواره ای نجدی چون کلمه و وصال و … نگاه کنید اینها نیز از همین روش در برابر مخالفین استفاده می کنند.

واقعاً می توان گفت که انصاف و عدالت و راستگوئی نزد بسیاری از نجدی ها ته کشیده .

تکفیر قاری قرآن عبدالباسط، پرده برداری از تقیه ی سلفیت نجدیت گروه دوله

 تکفیر قاری قرآن عبدالباسط، پرده برداری از تقیه ی سلفیت نجدیت گروه دوله

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

اخیرا دسته ای از نجدی های طرفدار دوله با استناد به مصاحبه ی قاری مشهور جهان اسلام عبدالباسط عبدالصمد رحمه الله با یک مجری زن و یا نشستن در کنار شیعه ها حتی وی را شایسته ی آن نمی دانستند که برایش رحمه الله گفته شود و به نحوی وی را تکفیر کرده بودند.  این واکنش دقیقاً بازتاب اندیشه های کسانی چون ابوأنيسة الداغستاني یا همان ابوزید العراقی و ابواحمد الفرنسی و ابومرام الجزائری در میان دوله و دهها نفر مثل اینها در لجنه مفوضه دوله است که فله ای مسلمین را تکفیر می کردند.

کسانی چون ابوزید حتی مصافحه با کافر و یا عیادت کافر را هم کفر می دانستند و بخاطرش قاری قرآن محمدخلیل الحصری را تکفیر کردند، حالا باز شاهد دسته ای دیگر از مناصرین دوله هستیم که عبدالباسط را تکفیر می کنند.

زمانی که بیانیه ی ۷ صفحه ای پر از غلط‌های املایی و جهل منهجی و  انحراف عقیدتی و  ضعف حدیثی و  تلبیس وتدلیس با امضای حجی عبدالناصر نشر یافت و جهان اسلام در برابر زیاده روی دوله در تکفیر مسلمین یکپارچه ایستاد، شرعی ها و مناصرین دوله یک قدم عقب نشینی کرده و با متهم کردن العراقی خواستند نشان دهند که این تفکرات خوارج گونه مال ما نیست بلکه مال این چند نفر مشخص است که حتی کسانی چون ابن تیمیه و ابن قیم از زخم زبان اینها در امان نمانده بودند.

 کسی چون ابوانیسه غیر از تفکر نجدیت خاص خودشان هیچ شخص دیگری را اهل سنت خالص نمی دانستند بلکه یا می گفتند منتسب به اهل سنت یا اهل سنت آلوده یا اهل سنت اهل بدعت یا ….این شخص در دانشگاه محمد بن عبدالوهاب در سخنرانی‌اش گفته بود: هرکس که اهل سنت محض نیست از او قولش پذیرفته نیست مانند قرطبی و نووی و ابن حجر و ماوردی. همچنین می گفت: صحابه بخاطر بدری بودن قدامة بن مظعون رضي الله عنه را تکفیر نکرده اند و ابن تیمیه گفته که قدامه شراب را حلال دانسته بود خطا کرده است.

اینها فتوا می دادند مردمی که در اثر جنگ از رقه و موصل خارج شده و به مناطق کفار می روند مرتد میشوند‼ اما با نزدیک شدن جنگ به مقرهای امن خودشان ما شاهد بودیم که با اختیار به مناطق کفار گریختند.

در آن زمان هر کسی با عقاید این اشخاص مخالفت می کرد متهم به نفاق و تفرقه انداز و.. می شد . به همین دلیل حتی کسانی چون ترکی بنعلی مفتی دوله و قحطانی و دهها عالم موجود در دوله که به اینها اعتراض می کنند به صورتهای مشکوکی به قتل می رسند.

با تکرار این تفکرات در ابتدای خرداد ۹۹ توسط کانالهای دوله باید بر هر عاقلی روشن شده باشد که این عقاید برگرفته از سلفیت نوع سوم یا همان نجدیت است که اگر عده ای بتوانند مدتی از عوام پنهانش کنند اما نمی توانند انکارش کنند.

انتظار می رود این اشخاص که در لباس اهل سنت و سلفیت و انصار دوله تلاش می کنند سم غلو و مرض جهل را در بین جوانان اهل سنت انتشار دهند با تجدید نظر در اندیشه های علمای نجد و بازگشت به منهج صحیح اهل سنت دست از جهل و غلو خود کشیده و علنا توبه کنند نه اینکه تقیه نمایند.

اینها لازم است بدانند تا زمانی که حامل اندیشه های نجدیت هستند نفس و سینه‌ی آنها هیچگاه از شهوتِ تکفیر سیر نمی شود تا اینکه روزی چند بار مسلمین را تکفیر و تبدیع و تشریک و… کنند.

اگر می بینیم که بیداری اسلامی و جهاد مسلمین با آفت تفکرات نجدیت مواجه شده است باید دانست که شهوت تکفیر نابجای مسلمین هم شهوتی انحرافی است مثل سایر شهوتها و هیچ کس از امتحانات الهی در امان نیست و هیچ کس نباید خود را از گمراهی و امتحانات در امان ببیند و همه باید مدام از الله متعال ثبات و عافیت بر منهج صحیح اسلامی را خواسته و باید بسیار تضرع و دعا به درگاه خدا کرد تا بلکه الله ما را نیز بر منهج صحیح اسلامی ثابت قدم کرده و به ما نیز عافیت دهد .

عملکرد چهار مرحله ای گروه جولانی با جماعت دوله عبرتی برای اهل سنت

عملکرد چهار مرحله ای گروه جولانی با جماعت دوله عبرتی برای اهل سنت

 به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

همه می دانیم که جماعت دوله دارای منهج سلفیت علمای نجد است و بعد از شیخ محمد بن عبدالوهاب و فیصل الدویش و العتیبی کسی پیدا نشده است مثل جماعت دوله این منهج و عقیده را صادقانه و بدون تقیه و ریا در جامعه تطبیق دهد.

جماعت دوله زمانی که تبدیل به حکومت شد توانست با قدرت نظامی که داشت سرزمینهای وسیعی را در عراق و شام تحت کنترل خود در آورد. قبل از آن زمانی که حکومت عراق اسلامی اعلام شد، جماعت القاعده به امیری ابوحمزه المهاجر انحلال القاعده ی بلاد رافدین در عراق را اعلام نموده ودر دولت اسلامی عراق حل گردید؛ پس در این مناطق سازمانی به نام القاعده باقی نماند.

به دنبال کشته شدن ابوعمر بغدادی و ابوحمزه مهاجر نوبت به امیری ابوبکر بغدادی رسید. دولت عراق اسلامی به امیری ابوبکر بغدادی برای مردم سوریه شخصی به اسم ابومحمد جولانی که دارای منهج سلفیت علمای نجد بود را با نصف بیت المال تعیین کرد، اما جولانی زمانی که امیرش ابوبکر بغدادی دولت اسلامی در عراق و شام را اعلام کرد و خواهان پیوستن تمام نیروها تحت قرماندهی واحد شد دچار غدر و خیانت شد و جهت پوشش این خیانت و مدیریت نیروهایش ابتدا به الظواهری (که منهج القاعده را از منهج سید قطبی شیخ اسامه به منهج سلفیت علمای نجد تغییر داده بود) بیعت داد، اما چیزی نگذشت که به الظواهری هم خیانت کرد و الظواهری او را خائن نامید که هنوز از این سخن خود بر نگشته است.

جولانی مرحله ی دوم خیانتش به جماعت دوله را با اتحاد با سایر گروههای سکولار و غیر سکولار جهت تحمیل جنگ بر دوله شروع کرد. همین اقدام خائنانه ی جولانی که بوی نواقض اسلام از آن به مشام می خورد باعث جدا شدن تعداد زیادی از مخلصین گروهش و پیوستن مجدد به دوله شد.

ادامه

مسیر جماعت سلفی نجدی دوله در یمن

مسیر جماعت سلفی نجدی دوله در یمن

به قلم: ابوبکر الخراسانی

جماعت دوله با منهج سلفیت خاص نجدیت ابتدا جنگ را بر جماعت القاعده ی ایمن الظواهری تحمیل کرد که آنهم دارای منهج سلفیت خاص نجدیت است؛ بر خلاف القاعده ی شیخ اسامه که دارای منهج سید قطب بود.

هم اکنون که هر دو جریان توانسته اند در یمن همدیگر را ضعیف کنند و صدها نفر از همدیگر را به قتل برسانند، جماعت دوله حملات خودش را متوجه اتحادیه ی شافعی ها وزیدی های یمن کرده است که چندین سال است در برابر جنگ تحمیلی آمریکا و ناتو و مزدوران محلی اش به رهبری رژیم فاسد آل سعود و امارات ایستادگی کرده اند.

رسانه های جماعت دوله اعلام کردند که برای چندمین بار به مواضع این اتحادیه ی شافعی – زیدی حمله نموده و در تازه ترین حملات آنها ۵ پایگاه آنها را در کوه استراتژی «الشوب» و … تخریب کرده و در منطقه ی “الظهرة” در”قيفة” بیضاء وسط یمن یکی از شافعی ها را نیز اسیر کرده اند که به این اتحادیه ی شافعی – زیدی ضد آمریکائی – سعودی تعلق داشته.

با نگاهی گذرا به اخباری از این دست سوالاتی برای همه درست می شود:

  1. این جنگ به نفع کیست و چه کسانی به خاطر این جنگ ضرر می کنند؟
  2. چرا سلفی های نجدی نه تنها با خود بلکه با هیچ یک از مذاهب اسلامی سازگاری ندارند و به بهانه های واهی جنگ را بر مسلمین مخالف تحمیل می کنند؟

در سوریه و عراق جنگ میان سلفی های نجدی با هم و با سایر گروهها را دیدیم و ثمره ی تلخ و فاجعه آمیز آن برای مسلمین و نتایج شیرین و سودمند چنین جنگی برای کفار را دیدیم و هم اکنون نیز در یمن و افغانستان و لیبی و غیره باز شاهد تکرار چنین سناریوهائی هستیم .

آیا اهل سنت قرار نیست بیدار شود و با پی بردن به ماهیت این تفکر مخرب و کنار زدن آن، بار دیگر به منهج صحیح ائمه ی اربعه برگردد؟

چرائی جنگ تحمیلی جماعت دوله بر اتحادیه ی انقلابیون شافعی – زیدی یمن

چرائی جنگ تحمیلی جماعت دوله بر اتحادیه ی انقلابیون شافعی – زیدی یمن

به قلم:  مراد کامیارانی

می دانیم آل سعود و امارات و چند کشور عربی که به نیابت از آمریکا و ناتو جنگی خونین را بر انقلابیون شافعی و زیدی مذهب در یمن تحمیل کرده اند، هم اکنون در بدترین شرایط جنگی به سر می برند.

با آنکه مزدوران آمریکا و ناتو اکثر زیر ساختهای سرزمین یمن را نابود کرده و مرتکب بدترین فجایع جنگی و کشتار هزاران زن و مرد و کودک و پیر و جوان اهل سنت و عده ی قلیلی از شیعیان زیدی شده اند، و علاوه بر این، فقر و گرسنگی بی سابقه ای را بر مسلمین آن دیار تحمیل کرده اند که به تراژدی نام برده شده است، اما نتوانسته اند اتحاد شافعی ها و شیعیان زیدی را بر هم زده و انقلاب آنها را به چالش بکشانند.

در چنین شرایطی و در کنار مزدوران سکولار و سلفیون درباری آل سعود در عدن، ما شاهد دهها گروه سلفی نجدی در سرزمینهای خارج از حاکمیت انقلابیون شافعی – زیدی بوده ایم که نه تنها هرگز با هم متحد نشده و جبهه ی واحدی را تشکیل نداده اند، بلکه در نوبتهای مختلف با همدیگر و با سایر گروههای مخالف خود جنگیده اند که جنگ میان جماعت دوله و القاعده ی یمن مشهور شده است در حالی که هر دو دارای منهج سلفی نجدی هستند.

به دنبال آنکه این گروههای سلفی نجدی همچون سوریه و عراق و… همدیگر را ضعیف نموده و جایگاه خود را در میان اهل سنت یمن از دست داده اند هم اکنون تلاش می کنند با تهاجم به اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن که پایتخت را در اختیار دارند به نحوی برای خود کسب اعتبار نموده و جایگاهی به دست آورند. به همین دلیل دیدیم که جنگجویان جماعت دوله اعلام کردند به مواضع اتحادیه ی انقلابیون شافعی – زیدی یمن در ” القهوه” و ” الجرو” منطقه ” قیفه” واقع در البیضاء وسط الیمن (جائی که حتی یک شیعه ی زیدی هم وجود ندارد و کلاً توسط مجاهدین محلی شافعی مذهب مدیریت می شود)یورش برده اند.

 این جماعت با نشر کلیپی که از دو مجاهد اسیر و ریش سفید ضد آمریکائی – سعودی گرفته است مدعی شده که اینها به دلیل پیری و کهولت سن قدرت عقب نشینی و فرار نداشته اند به همین دلیل اسیر شده اند. البته جماعت دوله چند مقر و جایگاه این مجاهدین خود جوش شافعی مذهب را نیز به آتش کشیده اند و بعد از انجام این کار خودشان نیز فرار کرده و منطقه را تخلیه کرده اند.

اما واقعاً در زمان ضعف آل سعود و امارات و سایر مزدوران آمریکا و ناتو در یمن، جنگ تحمیلی جماعت دوله و سایر گروههای سلفی نجدی بر انقلابیون شافعی – زیدی یمن و دامن زدن به چنین جنگ داخلی میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین به نفع کیست؟

کشتن چند مجاهد شافعی مذهب یا حتی زیدی مذهب به بهانه های واهی مشرک بود یا حوثی بودن و… که در سنگرهای جهاد بر علیه آل سعود و امارات وسایر مزدوران آمریکا و ناتو قرار گرفته اند خدمت به کیست؟

در اینجاست که باید متوجه شویم چرا تمام دشمنان اسلام و طاغوتها حداقل یک گروه از سلفیون نجدی را در کنار خود دارند و به پروار بندی آنها می پردازند و مسجد و دانشگاه و تلویزیون و… در اختیارشان قرار می دهند و  یا به شیوه هائی سعی در رشد آنها در میان اهل سنت نموده اند.

ما با چشم خود در اطراف خود و سایر جوامع داریم می بینیم که این تفکر سلفیت نجدی اگر وارد قلب شود قلب را منحرف می کند و اگر وارد جهاد قومی شد قطعاً جهاد این قوم را نابود می کند و اگر وارد مجتمع مسلمین نیز شد با فرقه سازی و ایجاد شرکِ تفرق و مشغول نمودن مسلمین به مسلمین، اسباب فشل و سستی و بی ابهتی و ذلیلی و شکست مسلمین و در نهایت قدرت گیری کفار سکولار جهانی و طاغوتهای سکولار و ظالم محلی را فراهم می نماید و به این شکل جامعه را نیز فاسد می گرداند.

خلاص شدن از اشتباهات نجدیت و بازگشت به منهج اهل سنت

خلاص شدن از اشتباهات نجدیت و بازگشت به منهج اهل سنت

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

بنده در مقاله ای تحت عنوان «مسیر اصلاح دوله تنها خلاص شدن از اشتباهات نجدیت و بازگشت به اهل سنت» که در همین سایت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم نشر شده بود در پاسخ به ۳ سوال برخی از مناصرین دوله نکاتی را ارائه داده بودم که در کانالهای برادرانمان جوابیه ای نوشته بودند که شایسته می دانم نکاتی را خدمت همه عرض کنم:

بنده گفته بودم که :

  • در همان سوال اولش برای بالاتر از ۹۵ درصد از اهل سنت دنیا که با عذرهائی شرعی و با تأویلاتی از منابع شرعی نزد قبور دعا هائی می کنند هیچ عذری غیر از اکراه قائل نشده و مستقیما همه را تکفیر کرده است . این منهج «نجدیت»ی است که با آل سعود متولد شده و هیچ ربطی به منهج اهل سنت ندارد .

این عزیزان در جواب فرموده اند که :

  1. آمار عجیب غریب مذکور سندیت ندارد
  2. امور دین به سه قسمت تقسیم می شوند (۱- اصل دین : کفر به طاغوت و ولاء و براء و توحید و شرک و علم به لا اله الا الله و مقتضای آن . ۲- المسائل الظاهره : مثل حلال و حرام و…۳- المسائل الخفیه …)

در هر صورت در موارد اصل دین غیر از مکره قائل به عذری برای مسلمین نیست و در المسائل الظاهره نیز تنها برای تازه مسلمانان و افراد تربیت شده در مکانهائی مثل بادیه که امکان دسترسی به مسجد و مصحب برایشان وجود ندارد قائل به عذر است . 

در پاسخ به این عزیزان باید گفته شود که :

  • در سوال دوم هم بدون اشاره به منهج اهل سنت مستقیما رفته اند سراغ منهج «نجدیت» . یعنی تقلید محض و کورکورانه از تفسیر و تأویل علمائی که با آل سعود متولد شده اند.
  • در آخرین سوال هم رفته سراغ تکفیر علی تعیین تمام شیعیان ۱۲ امامی و صدور حکم ارتداد آنها ، آنهم بدون گذراندن آنها از ۴ فیلتر اصلی مورد پذیرش اهل سنت که عبارتند از : ۱- اثبات جرم ۲- تأئید جرم توسط الله و رسولش ۳- شروط تکفیر ۴- موانع تکفیر . در واقع در این بند هم به صراحت منهج اهل سنت را رد نموده و کورکورانه چسبیده اند به مراجع تقلید «نجدی»خاص خودشان .

ما به صراحت در همین چند سوالی که مطرح شده می توانیم به انحراف این اشخاص از منهج اهل سنت در مسأله ی عذرهای شرعی که قانون شریعت الله برای مسلمین قائل شده ، و مراحلی که برای تکفیر یک مسلمان اهل قبله نزد اهل سنت رایج است پی ببریم  .

باید با تأئید سوال دوم این افراد گفت: منهج این اشخاص در این مسائل و تعریف از اصطلاحات دیگری چون «مشرکین» و «اهل بدعت» بر اساس «نجدیت» است نه «اهل سنت» . و عزیزانی که قصد اصلاحات در گروه  دوله یا سایر گروههای سلفی نجدی را دارند ابتدا باید از دایره ی تنگ «نجدیت» خارج شده و دوباره وارد دایره ی وسیع اهل سنت شوند .

سلفیون نجدی بار دیگر مساجد اهل سنت را به خون کشیدند

 سلفیون نجدی بار دیگر مساجد اهل سنت را به خون کشیدند

به قلم: ابوبکر الخراسانی

سلفیون نجدی اهل تصوف و شیعیان را جزو کفار مشرک می دانند و  در رسانه های خود نیز مساجد آنها را ضرار و حتی بتخانه معرفی می کنند. در این صورت حکم سلفیت نجدی در مورد این دسته از مسلمین این است که اینها مشرک هستند و قطعاً باید مشمول حکم کفار مشرکی چون ابوجهل و ابولهب و امثالهم شوند.

البته این سلفیون نجدی به شاخه های مختلفی تقسیم شده اند  که در دو دسته ی عمده مشخص می شوند :

  1. دسته ای که تنها به بیان این منهج می پردازند و متناسب با وضع موجود جامعه ای که در آن زندگی می کنند عمل می کنند و معمولاً متناسب با خواست طاغوتها رنگ عوض می کنند .
  2. دسته ای دیگر که بدون ریا و صادقانه این منهج را در زندگی دنیوی ما تطبیق می دهند.

تفاوت این دو دسته در منهج و عقیده و تعاریف فقهی نیست بلکه تنها در این است که دسته ی دوم صادق هستند و دسته ی اول ریاکار و ترسو و نان به نرخ روز خوری هستند که تابع وضع موجود شده اند.

یکی از این گروههائی که صادقانه سلفیت نجدی را به مرحله ی اجراء درآورده جماعت دوله است که تا به حال به جرم مشرک بودن اقدام به منفجر کردن صدها مسجد و مکان عبادی مسلمین به بهانه ی صوفی یا شیعه یا طالبان بودن و…  کرده اند .  

 در تازه ترین اقدام این دسته از سلفیون نجدی و در نماز عشاء دیشب جمعه ۲۰ دی ماه  در ایالت کوئته پاکستان داخل یک مسجد درحالیکه مسلمانان مصروف ادای نماز بودند یکی از اعضای جماعت دوله با واسکت انفجاری اش خودش را منفجرساخت که بر اثر آن بیشتر از ۱۵ کشته و ۲۱ ازملت مظلوم ومسلمان را شهید وزخمی ساخت.  به دنبال این واقعه دوله مسئولیت را بر عهده گرفته و اعلام نمود که دراین حمله هدف کشتن اعضای طالبان بوده است در حالی که قاری محمد یوسف احمدی، سخنگوی طالبان اعلام نمود که اعضای آنها در این مسجد نبوده اند.

این حمله به مسجد اهل سنت زمانی اتفاق می افتد که سه‌شنبه گذشته خودروی نیروهای سپاه مرزی پاکستان در شهر کویته هدف انفجار بمب قرار گرفت که بر اثر آن دو نفر کشته و ۱۴ تن دیگر زخمی شدند که حزب‌الاحرار زیر مجموعه تحریک طالبان پاکستان مسؤولیت انفجار را برعهده گرفت.

حالا به فرض محال حتی اگر این مسلمین را جزو کفار مشرک به حساب می آورند چرا مساجد الله  جل جلاله را ویران می کنند؟!!

مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم کعبه را که در اختیار کفارمشرک بود ویران کرد؟ یا در حالی که صدها بت در آن قرار داشت اقدام به ادای عبادات اسلامی چون نماز و حج نمود؟!!  حتی زمانی که کعبه پر از بت بود مسلمین به سمت آن نماز می خواندند.

حالا سلفیون نجدی بر چه اساسی مسلمین را مشرک می دانند؟ بعد از آنکه چنین اشتباهی کرده اند چرا مساجد الله را مورد بی حرمتی و تخریب قرار می دهند؟

الله جل جلاله بین ما و این سلفیون نجدی حکم کند و  اهل سنت را از شر این تفکر مخرب نجات دهد که اگر وارد دل شود دل را فاسد می کند و اگر وارد جامعه شود جامعه را فاسد می کند.

علت عجیب تکفیر تمامی شاخه های القاعده توسط دوله

 علت عجیب تکفیر تمامی شاخه های  القاعده توسط  دوله

به قلم : مسعود سنه ای  

دوله  از طریق مجله نبا وابسته به رسانه مرکزی ان واقعیت نزاع بین ان و القاعده را توضیح داد و انان را مرتدین القاعده نامید با شاخه های مختلف ان و بیان کرد که دلیل این دشمنی دوستی و موالات با دشمنان دوله و پشتیبانی از انهاست که این به سبب قرار گرفتن انان در ورطه گمراهی های عقیدتی است که منجر به حکم به اسلام از عمل شرک اشکار شده است .

یعنی دوله تمام  ظوابط تکفیر و شروط و موانع تکفیر را کنار نهاده و تنها مخالفت با خودش را دلیل ارتداد القاعده اعلام کرده است . در این نگرش هر کسی که با دوله مخالفت کند یا با دوله بجنگد مرتد می شود!! یعنی مخالفت با دوله برابر است با مخالفت با الله و رسولش با این تفاوت اگر کسی سخنی یا عملی بر خلاف الله و رسولش از او سر بزند باید ظوابط تکفیر را در موردش رعایت کرد و چنانچه عذری معتبر و شرعی داشت از تکفیر وی دوری می شود  اما اگر کسی با دوله مخالفت کند بدون رعایت هیچ ظابطه ای و بدون قرار دادن هیچ عذری تکفیر می شود .

البته کسانی چون عدنانی بر خلاف این نسل جدید دوله علت اختلاف با القاعده را به مسائل دیگری ربط می دادند  و هر گز حاضر نشدند القاعده را تکفیر کنند . ابو محمد عدنانی در این زمینه می گوید :”” همانا اختلاف میان دوله و القاعده بر سر کشتن فلان یا بیعت فلانی نیست ، اختلاف با آنان بر سر صحواتی نیست که قبلا در عراق ما را بر ضد آنان یاری دادند،

اما قضیه، قضیه دین و منهجی است که منحرف گشته است ؛ منهجی که آشکار نمودن ملت ابراهیم و کفر به طاغوت و برائت از پیروانش و جهاد با آنان را با منهجی که به سازش و صلح طلبی ایمان دارد جایگزین کرده است و پشت اکثریت حرکت می کند ، منهجی که از ذکر جهاد و واضح گفتن توحید شرم دارد ، بنابراین الفاظش را با انقلاب و مردمی و خیزش و قیام و مبارزه و دفاع و اکثریت و دعوتی عوض می کند، و اینکه درباره روافض مشرک نجس چند رای و نظر وجود دارد و زمان دعوت آنان است نه جنگیدن با آنان،

القاعده امروز پشت سر اکثریت حرکت می کند آنان را امت می نامد و بر حساب دین با آنان مداهنه و سازش می کند و طاغوت اخوان؛ دشمن مجاهدان و حاکم بغیر شریعت رحمان طوری گشته که برایش دعا می شود و نسبت به او دلسوزی نشان داده می شود و به عنوان امید و آرزوی امت و قهرمانی از قهرمانانش وصف می گردد، نمی دانیم از کدام امت سخن می گویند و به کدام نتایج تلخ امید دارند ، و نصرانی های محارب و اهل شرک و بت پرستی همچون سیک و هندوس و غیره ، شرکای ملی محسوب می شوند که زندگی مسالمت آمیز و صلح طلبانه و پر از امنیت با آنان واجب است به الله سوگند هرگز چنین نیست !

حتی یک روز هم این منهج دولت اسلامی نبوده و هرگز نخواهد بود ، برای دوله ممکن نیست که با مردم حرکت نماید اگر درست رفتار کردند او هم درست رفتار کند و اگر بد کردند او هم بد کند و منهج دوله همچنان کفر به طاغوت و اعلام برائت از آن و اهلش ( مشرکین) ، و جهاد کردن علیه آنان با شمشیر و زبان و حجت و دلیل خواهد بود، هر کس با آن ( منهج) موافق بود از او استقبال می کند و هر کس با آن مخالف نماید هیچ اهمیتی به او نمی دهد حتی اگر خود را امت نام بگذارد و حتی اگر دوله به تنهایی در یک خندق باشد و دنیا در خندق دیگر “”

در این نگرش عدنانی هم باز هیچ دلیل شرعی برای تکفیر القاعده و مرتد خواندن القاعده وجود ندارد .

پس چرا سلفیت خاص نجدیت اینگونه بی محابا مخالفین خودش را تکفیر می کند؟

از الله متعال خواستاریم که ایمن الظواهری به خود آید و دست از سلفیت خاص نجدیت بکشد  تا  از این بیماریها و بیمارانی چون ابومحمد مقدسی و ابوقتاده و هانی و طارق و …به کلی خلاص شود و دوباره به منهج اهل سنت برگردد که کسانی چون سید قطب و عبدالله عزام و اسامه بن لادن تقبلهم الله و سایر مجاهدین مخلص ادامه دهنده اش بوده اند .

این میزان از تشدد سلفیت نجدی  شایسته ی مسلمانی نیست که به ایمان و قیامت خودش اهمیت می دهد