وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۳)

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۳)

به قلم: مجاهد دین

آن زمان نمی‌دانستیم اشکالش در کجاست. چون پیوسته الحذر الحذر می‌گفتیم که مواظب باشید که: «وهابیت تنها شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخورید» هرگز اجازه نمی‌دادیم کسی دربارۀ اصول فکری ما حرفی بزند. اگر می‌گفتند وهابی هستید، می‌گفتیم وهابیت فقط شعاریه که دشمنان اسلام روی مسلمانان واقعی (یعنی ماها) گذاشته‌اند تا بوسیلۀ این اسم با اهل سنت واقعی (یعنی ماها) مخالفت کنند. نزد ما بقیه اهل سنت واقعی نبودند، بلکه یک مشت صوفی قبوری و مرجئه و اشعری و … بودند. اینها هم که اهل سنت نیستند! می‌ماند ماها که معلوم می‌شود فقط ما اهل سنت هستیم چون از توحید حرف می‌زنیم و هدفمان احیای توحید و مبارزه با شرک است!

برادرانمان که هجرت کرده بودند و ما غبطه به هجرتشان می‌خوردیم، یک عده القاعده‌ای شده بودند، عده‌ای هم دوله‌ای، عده‌ای دیگر جبهة النصره‌ای، و عده‌ای دیگر نیز دیگر جماعت‌ها می‌رفتند. ما نیز در خانه‌هایمان به برادرانمان که هجرت کرده بودند افتخار می‌کردیم و هنوز اختلاف و درگیری و تکفیر شدن این جماعت‌ها توسط همدیگر پیش نیامده بود. برای اینکه ماهیتی که دعوت نجدی دارد، به شدت تفرقه پذیر و دشمن ساز و خشک است که هیچ گونه مخالفتی را برنمیتابد. یک دفعه دوله اعلام کرد که همۀ جماعت‌ها یا تقریبا اکثر جماعت‌ها کافر و مرتد هستند و انواع نواقض اسلام را مرتکب شده‌اند! ما نیز در خانه‌هایمان در بینمان وَلوَله به پا می‌شد. این اون را تکفیر می‌کرد، اون دیگری را تبدیع می‌کرد… به این شکل همدیگر را بخاطر حمایت از جماعت‌ها متهم می‌کردیم و تکفیر می‌کردیم و  خلاصه به این شکل تقدیر خداوند چنین بود که سر خودمان را خودمان قطع کنیم.

و این اتفاقات فقط مقدمه بودند.

خلاصه همان برادرانی که ده دوازه سال پیش در کلاس‌های پنهانی و زیر زمینی و مخفیانه و توسط مربیان گمراهی که تفکر نجدی را تدریس می‌کردند، یک روزگاری کنار هم بودند و یک فکر را داشتند، امروز دشمنان قسم خوردۀ همدیگر شده بودند. هردو یک حرف را می‌زدند منتها زاویۀ نگاهشان به مسائل متفاوت بود. همانند عدد ۹ انگلیسی که طرف مقابل آن را ۶ می‌بیند یا عدد ۸ فارسی که طرف مقابل آن را ۷ می بیند. ما معتقد بودیم که این عدد، ۹ است و هرکسی غیر آن را بگوید گمراه شده است! طرف مقابل هم قسما بالله می‌گفت و خدا را شاهد می‌گرفت که این عدد ۶ است و هرکسی غیر این را بگوید گمراه شده است! به این شکل حکم تکفیر یکدیگر را صادر کردیم و در فرصت مناسب همدیگر را می‌کشتیم. چنانکه جماعت‌های به اصطلاح سلفی جهادی این کار را می‌کردند.

ادامه

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۲)

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۲)

به قلم: مجاهد دین

ما اخلاص زیادی داشتیم اما مسیر درستی را طی نکردیم. چون در ذهن ما نقش بسته بود که: «وهابیت تنها شعاری برای مخالفت با اهل سنت است و نباید فریب بخوریم»

خیلی ها تحمل نیاوردند و هجرت کردند. یکی سمت القاعده و طالبان می‌رفت، دیگری به عراق می‌رفت. هدفی هم جز تمکین شریعت و بالا آوردن شعار توحید نداشتیم. وقتی می‌دیدیم برادرانمان قدرت پیدا کرده‌اند و اعلام جماعت و امارت و … می‌کنند، خیلی خوشخال می‌شدیم. می‌گفتیم وعدۀ خداوند در حال پدید آمدن است و طایفۀ منصوره ظاهر گشته است.

چنانکه گفتم، پیشتر در جامعه تبدیل به انسان‌هایی منزوی شده بودیم. شاید افسردگی گرفته بودیم. به مردم جامعه بد بین بودیم. اگر می‌گفتیم اصل در این مردمان بر کفر و شرک است، گفتنش برایمان سخت نبود. برای همین هجرت را انتخاب کردیم. از اینجا و آنجا و این شهر و آن کشور هجرت کردیم و مردمانی دور هم جمع شده بودیم که با اینکه با هم مهربان بودیم اما به شدت از دست مردمان عصبانی بودیم. ما در باور خودمان حکم صحابه‌ای را داشتیم که با مشقت‌های فراوان از دست مشرکان قریش و ابوجهل‌ها فرار کرده‌اند. یاد دلاوری‌های صحابه می‌افتادیم که چطور در جنگ‌ها، در مقابل پدر و برادر خودشان می‌ایستادند و بخاطر دفاع از توحید پدر و برادر خودشان را می‌کشتند! ما نیز قرار بود همین کار را با پدر و برادرهایمان بکنیم! اما این کجا و آن کجا!

خیلی اخلاص داشتیم، چون حاضر بودم خودمان را منفجر کنیم و از این دنیا برویم و شهادت طلبی (استشهادی) کنیم. و می‌کردیم. ما مزدور کسی نبودیم، از کسی پول نمی‌گرفتیم، بلکه قربة إلی الله بودیم. چون کسی که حاضر باشد به زندگی خودش پایان بدهد، قطعا برای مال دنیا چنین نکرده است بلکه هدفش شهادت بوده است. این کار فی نفسه اشکالی نداشت، اما اشکال در آنجا بود که انتقام ابوجهل و مشرکان قریش را از مردم اهل سنت اشعری و صوفی مسلک داخل مسجد و با منفجر کردن مسجد بر سر آنان می‌گرفتیم!  خودمان را در بین آنها منفجر می‌کردیم! و اشکالش آنجا بود که آمریکا ما را بمباران می‌کرد و ما انتقامش را از یک مسیحی دیگر در کشوری غیر از آمریکا و داخل کلیسایشان می‌گرفتیم.! چون مربی نداشتیم. اخلاص داشتیم اما مربی نداشتیم.

ادامه

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۱)

وهابیت شعاریست برای مخالفت با اهل سنت، فریب نخور! (۱)

به قلم: مجاهد دین

به نام خدای خالق تضاد ها؛ خدایی که خوب و بد، زشت و زیبا، سفید و سیاه، هدایت و گمراهی و اختلاف را بوجود آورد تا ما را بوسیلۀ آن آزمایش نماید.

امروز دلم گرفته بود چون پیام‌هایی برایم می‌آمد که مرا همانند نوش دارویی پس از مرگ سهراب می‌دانست. برای همین خواستم آنچه تجربه کردم را بنویسم تا شاید در این راه تاریک چراغی به دست کسی داده باشم. 

چون تو می‌بینی که شخص دغدغۀ دین را دارد، الله و رسولش را از ته دل دوست دارد، به عبارتی دیگر اخلاص بسیار زیادی دارد؛ آمادۀ خدمت کردن به اسلام است، هنوز چیزی یاد نگرفته است، می‌خواهد دین را یاد بگیرد، اما پیش چه کسی می‌رود تا این دین را به او یاد بدهد؟ مساله اینجا مهم می‌شود.

ده دوازده سال قبل را به یاد بیاورید… شک ندارم بسیاری از شما (سلفی جهادی‌ها) همینطور بودند. نوجوانان و جوانانی تر و تازه و پر انرژی و ساده و بدون غل و غش و کلک و ریا، پر از صفا و صمیمیت و پاکی و یک دلی بودیم و عشق الله و رسولش را داشتیم. با چه شور و شوق فراوانی سخنرانی‌های بعضی ماموستایان را می‌شنیدیم که دربارۀ توحید و شرک صحبت می‌کردند. به مسجد می‌رفتیم، آن مسجدهایی که جز چند تا پیر مرد کسی دیگر برای نمازهای فرض نمی‌آمد، اکنون پر شده بود از جوانانی که یکی دو صف را پر می‌کردند. پاهایی به هم چسپیده و شانه‌هایی تراز. البته شیرینی ایمان احساس می‌شد. قلبت به بهشت خوشحال بود و هموراه دوزخ جلوی چشمانت بود و از گناهان کوچک و بزرگ دوری می‌کردی. سواک همراه همیشگی‌ات بود و نشان از سیمای ساده و سنتی‌ات داشت. لباسی سفید و بی آلایش می‌پوشیدی، کمی ‌ریش داشتی و بخاطر زدن آن نزد بقیه برادران سرزنش می‌شدی. اما حقیقتاً کاملاً مبتدی و کاملاً بی‌سواد بودی. جز دو سه تا سخنرانی، و شاید دو سه تا کتاب و مقاله، چیز دیگری نداشتی.

ادامه

شبهه : با ابزار حکومت روابط بین مذاهب را سیاسی نکنید….

شبهه : با ابزار حکومت روابط بین مذاهب را سیاسی نکنید….

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرود

امروزه که ندای بیداری اسلامی و دور ریختن مسائل پوسیده ی تفرقه انداز توسط مذاهب مختلف اسلامی حنفی و مالکی و شیعه و شافعی و حنبلی وزیدی در دارالسالام ایران حال ریخته شدن به زباله دانی تاریخ است و مسلمین به تدریج قصد دارند به وحدتی اسلامی دست پیدا کنند دو گروه دچار ترس و هراس شده اند: یکی احزاب مختلف سکولار و دیگری دارودسته ی منافقین .

چرا ترس و هراس؟ چون وحدت همیشه منبع قدرت و شوکت و عزت بوده است، بخصوص وحدتی که با پشتوانه ی قدرت نظامی و حکومتی دارالاسلام همراه باشد و راه را بر تفرقه اندازان مخرب ببندد، و این برای کفار و دارودسته ی منافقین یعنی مصیبت؛ به همین دلیل بهترین گزینه را در این می بینند که بحث در مورد گفتگوی شرعی بین مذاهب اسلامی که در نهایت منجر به تقریب و نزدیکی این مذاهب می شود را بر نتابند و و مسلمین را بیشتر متمایل به جنگ و درگیری بین مذاهب اسلامی کنند.  

یکی از شبهاتی که این دشمنان مطرح می کنند این است که روابط بین مذاهب را سیاسی نکنید. یعنی حکومت کاری به نززدیکی یا دوری مذاهب نداشته باشد. چرا؟ چون اگر نظارت حکومتی وجود نداشته باشد مثل کشورهای سکولار قطعاً روز به روز ما شاهد تفرق بیشتر و تولید فرقه ها و مذاهب متنوع و رنگارنگ خواهیم بود به جای وحدت اسلامی .

همه باید بدانیم که حرکت در مسیر وحدت اسلامی و ایجاد وحدت اسلامی یک امر سیاسی است که الله تعالی به آن امر کرده است و می فرماید: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا. اگر قدرت حکومتی نباشد قدرتی وجود دراد که جلو تولید فرقه های مختلف را بگیرد و مسلمین را به سوی وحدت اسلامی هدایت کند؟ قطعاً خیر.

پس مشکل همه ی این احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین همین قدرت حکومتی دارالاسلام است. به همین دلیل به همراه تمام کفار سکولار جهانی جبهه ی واحدی را تشکیل داده و این دارالاسلام را مورد هدف قرار داده اند.

آیا کسانی در میان مومنین و حتی اهل دعوت را نمی بیند که به میل خود و به بهانه های مختلف بنی اسرائیلی گوشه گیری و تک روی و حزب بازی و فرقه گرائی را در پیش گرفته و در مسیر جنگ روانی همین احزاب مختلف سکولار و دارودسته ی منافقین قرار گرفته اند؟

اینکه سکولاریستها و دارودسته ی منافقین می خواهند مانع سازماندهای حرکتهای وحدت گرایانه ی مذاهب اسلامی توسط قدرت حکومتی دارالاسلام شوند شوند و مذاهب و جماعتها و فرقه های اسلامی را در مسیر تفرق و تحزب قرار دهند نیز باز عملی سیاسی است اما سیاستی ضد اسلامی و سکولار و حرکت در مسیر شیطان.

پس فریب دسیسه ها و جنگ روانی شیطان و یارانش را نخوریم.

مردم اهل سنت و امارت اسلامی طالبان و اهل تشیع افغانستان

مردم اهل سنت و امارت اسلامی طالبان و اهل تشیع افغانستان

به قلم : احمد امارتی

کسی که اطلاعات خود را از رسانه های کرایه شده امریکا می ګیرید نود فیصد انها تبلیغات و دروغ است. متاسفانه اطلاعات اکثر مردم از رسانه های مزدور یا متعصبین جاهل ګرفته شده ‍‌هیچ حقیقت ندارد . همین امروز در کابل مضاهره بود از طرف مترجمین، جواسیس و کارکنان امریکا و انها از بایدن خواستند که هر چی زود تر به انها ویزه امریکا داده شود چون ‍طالبان در پیشروی هستند و جان آنها در خطر است.. در میان اینها هم سنی زاده بود هم شیعه زاده.

برادر عزیز اینجا در افغانستان اهل تشیع مثل ایران نیستند من که خبر دارم اکثریت اهل تشیع ایران مخالف امریکا هستند اما در افغانستان بعد از سنی زاده ها که بزرګ ترين حامیان امریکا بودند شیعه زاده ها هم از آمریکا حمایت کردند و ما از این حقیقت چشم پوشی کرده نمیتوانیم اما حالا میایم به نظر امارت و نظر شخصی من در مورد اهل تشيع….

۱…. آنها مسلمان و هموطن ما هستند.

۲…. هیچګاه بر سر انها ظلم را قبول نداریم چون انها اقلیت هستند.

۳…. خون انها خون ماست، مال انها مال ماست،. عزت انها عزت ماست.

البته اینطور هم نیست که شیعه هم مخالف امریکا نیست نا امروز اکثر شیعه های از مناطق دور از امارت حمایت می کند و امارت از انها حمایت می کند……

باید بدانیم که دشمن اصلی منطقه و دشمن اصلی اسلام، امریکا هست و باید بر آمریکا و متحدین آمریکا تمرکز کرد که سالهاست به همراه متحدین جهانی و حکومتهای غلام و اجیر محلی بزرګ ترین جنګ علیه اسلام و امت مسلمه شروع کرده است.

بلکل ما مسلمین با تمام مذاهبی که داریم باید در برابر این دشمن مشترک متحد شویم و امت باید در برابر آنها ایستاد شود و منافع ملی خود را در خط دوم قرار بدهیم  و منافع اسلامی را اول تر قرار بدهیم.

ماموستا صالح دمامه و آسیب شناسی حکومت سکولار ترکیه در مقایسه با دارالاسلام ایران

ماموستا صالح دمامه و آسیب شناسی حکومت سکولار ترکیه در مقایسه با دارالاسلام ایران

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

اهل سنت کوردستان بدون آنکه نیازی به تحلیل و تئوری داشته باشد در این چند دهه ی گذشته تجربیات زیادی از مفاسد احزاب مختلف سکولاریستی را از سر گذرانده که هم اکنون هم نوعان کورد آنها در کردستان عراق و سوریه و ترکیه در حال تجربه ی تلخ و ناگوار آن هستند که توسط سکولاریستهای محلی و تورک بر آنها تحمیل می شود.

حکومت سکولاریستها در سراسر دنیا در مواردی چون سرکوب پیروان شریعتهای آسمانی و کنار زدن قانون شریعت الله از اداره ی زندگی اجتماعی انسانها و رواج انواع مفاسد فکری و اخلاقی و جنسی کارکردهای یکسانی داشته است که همه دیده ایم یا داریم می بینیم.

یکی از این حکومتهای سکولار حکومت سکولار ترکیه است که با ضدیت با قوانین شریعت الله هر گونه تحرکات شریعت گرائی را در جامعه سرکوب کرده و در عوض به تمام مفسدین اجازه ی فعالیت داده و بخشی از درآمد خود را از مالیات هم مفسدین اخلاقی و جنسی تامین می کند.

ماموستا صالح دمامه یکی از خطبای شهرستان بانه قبلاً به صورت منهجی با بحثهائی چون « شریعت الله یا شریعت ابوجهل؟» در این زمینه بحثهای مختلفی داشته است و هم اکنون در مثالی زنده و با مقایسه ی وضع موجود حکومت سکولار ترکیه با دارالاسلام ایران به نکات مهمی اشاره می کند . ایشان در مطالبی مقایسه ای می گوید:

” این مورد که فرموده «ذلکم و ساقوا»من هم توصیه میکنم به همه شما بخصوص آیه ۱۵۸ که می فرماید « و لا تقرب الفواحش…..»دچار فشحا و زنا نروید چه آشکارا و چه پنهانی. فاحشه چه آشکارا و چه پنهانی باشد فرقی ندارد هر چند که کشورهای غربی متاسفانه این درونشان هست و کشورهای شرقی هم بخش اعظمی در آنها هست و کشورهای اسلامی هم بخش زیادی ازش زنا دارد مانند دولت ترکیه جنایتکار که ده ها کاباره و مراکز زنا در آن هست. ۲۴ یا ۲۵ درصد از درآمد ترکیه از مشروب و زنا است ۲۴ یا ۲۵ درصد از بودجه این کشور خیلی کلمه زشتی هست که من بگم خودتان می دانید من چه میگویم  از بی اخلاقی و  زنا و فاحشکی و مشروب تامین می شود .

چقدر هم در آن مسجد هست. ترکیه از ایران ده ها برابر بیشتر مسجد دارد .همه ساکتند و بی صدا. اهل ایمانی ندارد دیگر، وقتی اینقدر فحشا و زنا باشد کجاست دختران و آدمهای با ایمان که امر به معروف و نهی از منکر کنند؟ در کشوری که میگوید اسلامگرا هم هستم  استغفر الله از آن اسلام که در آن هست. ده ها مراکز زنا در آن هست که در زمان شاه در ایران هم ده ها مراکز زنا به صورت آشکارا بوده حالا پنهانی آن جداست که خدا می فرماید . وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ می فرماید مسلمان زنا کارنیست”

ماموستا صالح دمامه واضح فاش می کند که در کشور سکولار ترکیه چند برابر ایران مسجد وجود دارد اما همه ساکت هستند و آنهمه فساد و فحشاء گسترش پیدا کرده است. اما باید گفت که گسترش اینهمه فساد و فحشاء به دلیل حاکمیت قوانین سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها در جامعه است و حتی اگر کسی هم بخواهد نمی تواند کاری انجام دهد. چون حکومت سکولار با قدرت حکومتی و نظامی و زندانهای مختلف کوچکترین تحرکات اسلامگرائی مخالف با قوانین سکولاریستی را سرکوب می کند. مگر ما همین کردستان سوریه را نمی بینیم؟ یا همین کردستان عراق را نمی بینیم؟

 در کردستان عراق که اینهم با قوانین سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها اداره می شود باز ما به عنوان مثال می بینیم که در شهری مثل سلیمانیه بیشتر از ۴۰۰ مرکز تن فروشی تحت عنوان سالنهای ماساژ وجود دارد، اما در برابر، علمای حق گو نیز یا به شیوه های مشکوکی کشته می شوند یا با تولید سناریوهائی روانه ی زندانهای طولانی مدت می شوند.

در این صورت اگر می بینیم که در دارالاسلام فعلی ایران علماء می توانند فعالیتهائی داشته باشند و از قدرت اصلاحگری برخوردارند به خاطر قوانین حاکم بر ایران است و اینکه در حکومت سکولار شاه پهلوی و حکومت سکولار کنونی ترکیه و تمام حکومتهای سکولار دنیا هم آنهمه مفاسد وجود دارد و کسی نمی تواند کاری انجام دهد باز به خاطر قوانین حاکم بر آنهاست.

بیانیه ی شورای «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» در مورد انتخابات شوراهای مختلف دارالاسلام ایران

بیانیه ی شورای «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» در مورد انتخابات شوراهای مختلف دارالاسلام ایران

بسم الله الرحمن الرحيم . الحمد لله والصلاة والسلام على أشرف المرسلين سيدنا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين.

امروزه در میان مسلمین کسانی هستند که خودشان را ذلیل و بی ارزش کرده اند و در برابر جنگ روانی کفار سکولار جهانی خود را باخته اند و ابزار دست احزاب مختلف سکولاریستی و ارتدادی محلی و دارودسته ی منافقین داخلی شده اند؛ اینها نیز جزو همانهائی هستند که «وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِم» ( حج/ ۱۸) «وخدا هركه را بي‌ارزش كند، هيچ كسي نمي‌تواند او را گرامي و ارزشمند کند»

این موجودات در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام دورانها وجود داشته و خواهند داشت، پس خطاب ما در این بیانیه به صورت خاص به مومنینی است که در برابر شریعت الله موضع «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» (بقره/۲۸۵) شنیدیم و اطاعت کردیم، گرفته اند.

در جمع بندی منابع شرعی متوجه می شویم: مناط، معیار و ملاک واحدی برای تعیین «دارالکفر»  یا «دارالاسلام» بودن سرزمینی وجود دارد به نام «قانون» و «حاکمیت» که به دنبال خود اطاعت زیر دستان و تعیین مجازت و پاداش این زیر دستان را نیز به همراه دارد، و این یعنی همان مفاهیم و محتوای چهار گانه ی دین  که عبارت بودند از: ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت و فرمانبرداری ۴- مجازات و پاداش.

حالا در سرزمینی که این چهار معنی و محتوای دین، مختص دین «اسلام» است «دارالاسلام» است و سرزمینی هم که این ۴ معنی و محتوای دین مختص «کفر» است و توسط یکی از «کفار۶گانه» ی آشکار یعنی: ۱- الَّذِينَ هَادُوا  2- وَالصَّابِئِينَ  3- وَالنَّصَارَىٰ  4- وَالْمَجُوسَ  5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مشرکین یا به زبان امروزین سکولاریستها) و ۶- مرتدین اداره می شود «دارالکفر» است.

در اینجا حق و ناحق با هم مخلوط نیست، ما هم اکنون در فتنه قرار نگرفته ایم، تعریف دارالاسلام و دارالکفر و معیارها و ملاک تشخیص این دو، هم در قرآن و هم در سنت صحیح و هم در آراء صحابه و هم در تمام مذاهب اسلامی مشخص و یکی است، و در برابر اینها ما با سخنان عده ای از علمای درباری و مفتی های طاغوتها و سخنان دارودسته ی منافقین و سکولار زده های لیبرال طرفیم؛ سخن واحد الله ورسولش و صحابه و تمام مذاهب اسلامی در برابر سخن این دسته قرار گرفته و هر دو سخن کاملاً مشخص و جدا از هم هستند. مهم این است شما کدام یک را می پذیری و در کدام طرف ایستاده ای؟

در این صورت می توانیم برای مشارکت خود در این سرنوشت جمعی در دارالاسلام ایران دلایلی کاملاً شرعی و عینی داشته باشیم، از جمله اینکه:

  1. از نظر عقیدتی و ایدئولوژیک «موظف» و «مکلف» به مشارکت اجتماعی در دارالاسلام هستیم بخصوص زمانی که دارالاسلام در مواجه با انواع جنگهای روانی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و حتی تهدیدهای نظامی قرار گرفته باشد که بی تفاوتی ما نوعی «خیانت» به دارالاسلام و «خدمت» به دارالکفرهای سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی و دارودسته ی منافقین داخلی خواهد بود.
  2. شوراهای مختلف و انجمنهای مردم نهاد در دارالاسلام ایران تنها کانالهای قدرت گیری ما و خدمت رسانی به مسلمین بر اساس «مذهب» خودمان هستند.
  3. شوراهای مختلف و نهادهای مختلف مردم نهاد در دارالاسلام تنها ابزارهای جلوگیری از تولید تفرق و حرکت به سوی وحدت اسلامی و رسیدن به شوراهای اولی الامر صنفها و تخصصهای مختلف هستند که در نهایت منجر به شورای اولی الامر واحد مسلمین می گردند.
  4.   «موجودیت» و «تقویت» ما در دارالاسلام ایران و «امنیت» ما با موجودیت و تقویت و امنیت دارالاسلام ایران گره خورده است و «تضعیف» دارالاسلام ایران بدون شک تضعیف تمام شریعتگرایان متصل به این دارالاسلام در سراسر دنیا و طبعاً منجر به تضعیف ما خواهد شد.

در این صورت واضح است که در همان ابتدای راه ما برای حفظ موجودیت و منافع اخروی و دنیوی خود میجنگیم که ثمرات این حضور به تمام اعضای دارالاسلام نیز خواهد رسید.

ما شریعت گرایان اهل سنت ایران به مدت ۴ دهه است که با قدرت حکومتی دارالاسلام ایران توانسته ایم در برابر کفار سکولار جهانی و بخصوص احزاب مختلف سکولار و مرتد محلی از اسلام و عزت و جان و ناموس و مال خود محافظت کنیم، اینها تحلیل تئوری نیست که نیاز به فکر کردن داشته باشد بلکه تجربیاتی است که ما شاهد وقوع آنها بوده ایم، علاوه بر این، تجربیات مختلف نشان داده است که ما به تنهائی هرگز توان مقابله با این سیل خروشان کفار متحد جهانی و مرتدین محلی را نخواهیم داشت و چنانچه این دارالاسلام از دست برود بدون شک دارالکفری سکولار جایگزین خواهد شد.

کسانی که آگاهانه یا جاهلانه در جهت تضعیف و نابودی این دارالاسلام در تلاش هستند و در جبهه ی جنگ روانی دشمنان قرار گرفته اند در واقع چه بخواهند چه نخواهند عزت را در درالکفرها و حاکمیت هریک از کفار آشکار ۶گانه و عقاید کفری آنها جستجو می کنند و بدون شک الله تعالی آنها را ذلیل خواهد کرد چنانچه  عمر بن خطاب رضی الله عنه به صورت کلی می گوید: «نحن قومٌ أعَزَّنا اللهُ بالإسلامِ ولو ابتغینا العِزَّةَ فی غیرها أذَلنا الله » [۱]خداوند ما را به اسلام عزت داده است اگر عزت را در جای دیگر جستجو کنیم،خداوند ما را خوار  و ذلیل می کند.

 به اقوام مختلفی در سرزمینهای اسلامی نگاه کنید که غیر از سیستم اسلام سیستم سکولاریسم ویکی از مذاهب مختلف دین  سکولاریسم را انتخاب کرده اند، نگاه کنید الله تعالی چگونه آنان را ذلیل کرده بعد از آنکه قرنها در عزت زندگی کردند؟!

بر این اساس، شورای بنیان جهاد علیه سکولاریسم در مناطق سنی نشین دارالاسلام ایران از تمام مسلمین و حتی اهل ذمه ای که خود را در سرنوشت جمعی این کشور شریک می دانند می خواهد که در عرصه های مختلف انتخابات دارالاسلام ایران مشارکت کرده و این مشارکت را قبل از هر چیز حضور در جنگ روانی بر علیه دشمنان اسلام و دارالاسلام و تقویت مومنین شریعت گرا بدانند.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شورای مدیریت «بنیان جهاد علیه سکولاریسم» در دارالاسلام ایران

۲۱/۳/۱۴۰۰ش


[۱] رواه الحاكم (۱/۱۳۰)، وصحَّحه الألباني في (سلسلة الأحاديث الصَّحيحة) (۱/۱۱۷)

در انتخابات ایران در صف اصلاحگرانی یا اپوزیسیون سکولار؟

در انتخابات ایران در صف اصلاحگرانی یا اپوزیسیون سکولار؟

ارائه دهنده: جمشید احمدی (سنندج)

با آنکه نگرشهای جماعت دعوت و اصلاح در مورد دموکراسی و … با نگرش ما متفاوت است اما موارد مختلفی وجود دارند که می توانند ما را در یک جبهه متحد کنند. یکی از این موارد نگرش ما به دارالاسلام ایران است .

با آنکه این جریان در تمام کشورهای سکولار هم دارای چنین نگرشی به صاحبان قدرت هستند با این وجود همین نگرش آنها حتی اگر در دمورد دارالاسلام ایران به صورت موقتی هم باشد باز می تواند مفید و قابل ارزش و استفاده باشد .  

ما در این روزها شاهد بررسی انتخابات ١٤٠٠ با حضور جمال اسماعیلی مسؤول هیأت اجرایی جماعت و صلاح قاسمیانی مسؤول ستاد انتخابات در جمع اعضای شعبه تهران و البرز بودیم که جمال اسماعیلی در این نشست ابراز داشت که هدف اولیه‌ی انتخابات چرخش قدرت و جابه‌جایی مسؤولان و ایجاد فرصت مدیریتی برای نگاه‌های مختلف جامعه است. وی در ادامه بیان کرد مشارکت اهل سنت در انتخابات پرهیز از عزلت و گوشه‌نشینی، تأکید بر حضور مؤثر و نقش‌آفرینی در راستای توسعه‌ی جامعه در ابعاد مختلف می‌باشد چرا که بهبود وضعیت سیاسی بر پایه مشارکت عمومی می‌تواند بستری مناسب برای بهبود جامعه در سایر ابعاد باشد.

صلاح قاسمیانی مسؤول ستاد انتخابات جماعت نیز در این نشست با تبیین اهمیت و نقش کلیدی سیاست بر همه حوزه‌های فردی و اجتماعی، تأکید کرد: «جماعت یک حزب سیاسی نیست که درصدد کسب قدرت و دستیابی به آن باشد، چرا که جماعت به‌عنوان یک تشکل مدنی، رسالت خود را در ابعاد فرهنگی و اجتماعی تعریف کرده است، اما اگر این جماعت بخواهد در سرتاسر ایران و به‌ویژه در مناطق قومی و مذهبی و مرزی فعالیت کند نمی‌تواند عنایت لازم را به موضوع سیاست نداشته باشد.»

وی در ادامه به مواضع سیاسی و انتخاباتی جماعت اشاره کرد و گفت: «گفتمان ما اصلاح‌گری است. ما در صف براندازان و اپوزیسیون قرار نمی‌گیریم و تغییر در همه حوزه‌های اجتماعی و بالأخص سیاست را در چارچوب اصلاح بدون خشونت و در عین امیدواری پی می‌گیریم و حداکثر استفاده‌ی لازم از همه فرصت‌ها و منافذ قانونی و از جمله انتخابات را به نفع آینده‌ی کشور، جامعه مدنی و اهل سنت می‌دانیم.»

این جماعت به نکته ی خیلی مهم و واقعی اشاره کرده اند و آن اینکه در این انتخابات دو موضع بیشتر وجود ندارد:

  1. شرکت کردن برای اصلاح بدونه خشونت
  2. شرکت نکردن و رفتن به صف براندازان و اپوزیسیون

قانون اساسی ایران بر اساس یکی از مذاهب اسلامی نوشته شده است و قطعاً با قوانین سکولاریستی سایر کشورها متفاوت است به همین دلیل فتواهای علماء در مورد حرام بودن شرکت در انتخابات سایر کشورهای سکولار و طاغوتی برای دارالاسلام ایران بی ارزش و نابجاست .

این برای همه واضح است که در برابر دارالاسلام ایران تنها دو جبهه و دو موضع وجود دارد . موضع شما در برابر دارالاسلام ایران چیه و در کدام جبهه قرار گرفته ای؟

وظایف ما در محافظت از سرنوشت جمعی در دارالاسلام ایران

وظایف ما در محافظت از سرنوشت جمعی در دارالاسلام ایران

به قلم : کارزان شکاک

زمانی که به صلح خلیفه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم حسن بن علی رضی الله عنهما با معاویه و تحویل خلافت به شاهی چون معاویه نگاه می کنیم، متوجه می شویم که بعد از آنهمه کشت و کشتار و مخالفت میان ارتش خلفای مسلمین (علی بن ابی طالب و حسن بن علی) با ارتش اهل بغی، پای سرنوشت جمعی دارالاسلام به میان می آید که محافظت از این سرنوشت جمعی وظایفی را متوجه تمام مومنین می گرداند، حتی اگر انجام این وظایف به قیمت دادن امتیازی بزرگ چون تنازل از حاکمیت و خلیفه بودن دارالاسلام باشد.

این سناریو بارها در تاریخ اسلام رخ داده است از حمایت صلاح الدین ایوبی شافعی مذهب از حکومت شیعه مصر در برابر کفار صلیبی گرفته تا حمایت ابن تیمیه از حکومت اهل بدعت در برابر حمله ی مغولها و…

به این شکل واضح است که سرنوشت جمعی و نقش‌گیری در امور اجتماعی دارالاسلام ، از لازمه و ضروریات زندگی اجتماعی مسلمین است. البته در کل اساس و بنیاد زندگی جمعی، بر تعامل و کنش متقابل میان فعالین اجتماعی استوار است و هر جمع و جماعتی که از صحنه تعاملات اجتماعی و بده و بستان‌های جمعی غایب باشد به طور طبیعی و قهری در انزوای اجتماعی قرار گرفته و کمتر در معرض تعاملات اجتماعی خواهد بود.

همچنانکه دوری از انجام وظایف فردی در شریعت نوعی جرم محسوب می شود به همین ترتیب دوری از انجام وظایف و تکالیف جمعی نیز جرم و گناه محسوب می شود بخصوص اگر این وظایف و تکالیف با سرنوشت جمعی تمام ساکنین دارالاسلام گره خورده باشد.

 امروزه با اینهمه تبلیغات وسیع و متنوع «مثلث دروغساز» ۱ – کفار  2- و دارودسته ی منافقین ۳- و مسلمین جاهلی که کارگران بی مزد شیطان شده اند و این دروغها را بدون تحقیق به دیگران منتقل می کنند، آگاهی بر وظایف جمعی در قبال دارالاسلام در برابر کفار مهاجم جهانی و مزدوران محلی آنها برای عده ای سخت و مشکل شده است.

اهل سنت ایران لازم است به این واقیعت مهم پی ببرند که هم اکنون در انتخاب بین دو جبهه قرار گرفته اند که سومی ندارد:

  1. جبهه ای که کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو آن را رهبریت می کند که در این جبهه تمام مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین با گرایشات مختلف سیاسی و فکری سنگر بندی کرده اند. البته متاسفانه دسته هائی از مسلمین جاهل هم ناخواسته در همین جبهه قرار گرفته اند بدون آنکه خود بدانند.
  2. جبهه ی دارالاسلام ایران که در این جبهه هم تمام گرایشات مختلف اسلامی شیعی و سنی با تفکرات و مذاهب مختلف در برابر جبهه ی کفار سنگر بندی کرده اند.

هم اکنون لازم است که شما با مراجعه به رای امام مذهب خودت (نه ملاها و مولوی های دست چندم مذهب و مجریان جنگ روانی دشمن در ماهواره ها) به این آگاهی دست پیدا کنی که جهت انجام تکالیف اجتماعی که الله بر تو واجب کرده باید در کدام جبهه قرار بگیری؟

بدون شک تمام مذاهب اسلامی به شما خواهند گفت که باید در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه تمام کفار و دنباله روان آنها قرار گیری.

امروزه و در دارالاسلام ایران که قانون اساسی آن بر اساس یکی از مذاهب اسلامی تدوین شده و اهل سنت نیز در امور داخلی خود و انتخاب شوراهای مختلف و زندگی فردی و خانوادگی و جمعی بر اساس مذهب خود از آزادی کاملی برخوردار هستند، ما در بوته ی آزمایش قرار گرفته ایم.

مشارکت ما در انتخاب شوراهای مختلف و انتخاب شایسته ترین و آگاهترین فرد به «فقه اسلامی»  نشانه بلوغ فکری و عقیدتی اهل سنت و ساز و کار دخیل‌شدن اهل سنت در تعیین سرنوشت جمعی خودش است.

اهل سنت ایران باید در راستای انجام تکالیف و وظایف اجتماعی خود در برابر دارالاسلام و همچنین عمل به وظایف جمعی در محافظت از سونوشت جمعی خود در دارالاسلام ایران، اجازه ندهد دشمنان داخلی و خارجی با شعور دینی و عقیدتی آنها بازی کنند.

در دارالاسلام ایران: پیش به سوی فتح شوراها و سندیکاها و انجمنهای مردم نهاد

در دارالاسلام ایران: پیش به سوی فتح شوراها و سندیکاها و انجمنهای مردم نهاد

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

اهل سنت کوردستان نزدیک به ۸ دهه است که بهای فساد عقیدتی و اخلاقی و مزدوری و خیانت سکولاریستهای جهانی و محلی را می دهد و بدون شک نمی تواند نظاره گر فعالیتهای خزنده ی تشکیلاتی و فرهنگی این خائنین در قالب سندیکاها و انجمنهای مختلف و ان جی اوها باشد.

کدام مسلمان کورد است به سهم خود بهای موجودیت این لکه های چرکین و ننگین سکولار را نپرداخته باشد؟ آیا زمان آن نرسیده است که انجمنها و سندیکاها و شوراهای مختلف خود را از نجاست این موجودات خائن و فاسد جارو و پاک کنیم؟

البته اهل سنت بلوچ و … در ایران به تازگی دارند وارد همان تجربیات سیاه و خائنانه ی سکولاریستها و دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) در فضای مجازی می شوند که اهل سنت کوردستان چندین دهه است آن را فدار کردن دین و فرهنگ و آبرو و ناموس و حیا و موجودیت خود تجربه کرده اند و همه داریم ثمرات این میوه ی خبیثه را در افراد و خانواده ها و فرهنگ و جامعه ی خود می بینیم .

ما اهل سنت بر اساس مذهب خودمان می توانیم در دارالاسلام ایران با این سکولاریستهای خائن وارد رقابت و مبارزه ای شویم که در آن از پشتوانه ی قدرت حکومتی نیز برخوردار شویم . این نعمتی است که شما هرگز در کردستان عراق یا سوریه یا ترکیه و سایر کشورهای سکولار دنیا هرگز تصورش را نخواهید کرد.

ما اهل سنت سالهاست فریب تبلیغات دروغین سکولاریستها را خورده و به جای مذهب، عامل نژاد را به عنوان هویت خود انتخاب کرده ایم . انحرافی آشکار که روزی نوه های ما به خاطر این انحراف و معامله ی خیانت بار همه ی شرکت کنندگان در این طرح خائنانه به دین و ملت را نفرین خواهند کرد.

چگونه نفرین نکنند در حالی که عده ای نژادی که از طریق آلت تناسلی پدران آنها به آنها رسیده است را به همراه قوانین کفری سکولاریستی جایگزین قرآن و سنت صحیح و احکام و قوانین شریعت الله و آنهمه فقه پویای اسلامی کرده اند؟

آیا وقت آن نرسیده است که به جای اینکه هویت خودمان را در آلت تناسلی پدران خود جستجو کنیم بار دیگر هویت خود را در اسلام و توحید و قانون شریعت الله تعریف کنیم؟

آیا وقت آن نرسیده است که در ایران با پشتوانه قانونی که داریم بر اساس مذهب خود وارد گود مبارزه شده و با تحمل سختی های این مبارزه سعی کنیم به تدریج این موجودات سکولار را از شوراها و سندیکاها و انجمنهای مختلف مردم نهاد جارو کنیم؟

پس بیائید همچون یک مجاهد سخنتی های مبارزه را به جان خریده و وارد مبارزه ای علنی با سکولاریستهای خائن و دارودسته  ی منافقین (سکولارزده ها) شویم .

ارزش این فرصت طلائی و حیاتی در دارالاسلام ایران را درک کنیم و کاری کنیم که پدران و مادران شرافتمند و آبرومندی برای فرزندان و نوه های خود باشیم و تاریخ محله، روستا، شهر، استان و منطقه  ی خود را به گونه ای بنویسیم که مورد رضایت الله تعالی باشد.

در این صورت بگذار سکولاریستهای خائن محلی و دارودسته ی منافقین تا می توانند سرو صدا و عوعو کنند و برچسب و تهمت بزنند و دروغ بگویند چون «الكلاب تنبح والقافلة تسير» قافله در حرکت است بگذار سگها تا می توانند عوعو کنند و سخن امام شافعی رحمه الله را در مورد این موجودات سکولار و دارودسته ی منافقین آویزه ی گوش خود کن که می فرماید:

قل ما شئت بمسبتي * فسكوتي عن اللئيم هو الجواب

لست عديم الرد لكن * ما من أسد يجيب على الكـــلاب

پس شیر باش و بدون توجه به تبلیغات و سم پراکنی های وسیع سگهای سکولار و دارودسته ی منافقین در شبکه های مختلف ماهواره ای و مجازی با قدمهائی سنجیده و حساب شده به پیش، چون می دانی خودت چه هستی و آنها چه هستند و این یعنی انتهای اعتماد به نفس.