هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد

هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد

پیاده شده از سخنرانی: آیت الله خامنه ای

بزرگترین دشمنی در این قسمت با اسلام، همین است که کسانی به نام اسلام، به نام دین خدا و به نام محبّت اهل بیت علیهم‌السّلام، خرافاتی را اشاعه دهند که وقتی کسانی از این خرافات اطّلاع پیدا می‌کنند، بگویند «اگر اسلام این است، ما این اسلام را نمی‌خواهیم!» این، ضربه‌ی بزرگی است.

 من در دو، سه سال قبل از این، راجع به قمه زدن مطلبی را گفتم و مردم عزیز ما، آن مطلب را با همه‌ی وجود پذیرفتند و عمل کردند. اخیراً مطلبی را کسی به من گفت که خیلی برایم جالب و عجیب بود. برای شما هم آن مطلب را نقل می‌کنم.

کسی که با مسائل کشور شوروی سابق و این بخشی که شیعه‌نشین است جمهوری آذربایجان آشنا بود، می‌گفت:

آن زمان که کمونیستها بر منطقه‌ی آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همه‌ی آثار اسلامی را از آنجا محو کردند. مثلًا مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیه‌ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه‌ای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود!

دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، برای آن‌ها یک وسیله‌ی تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، این‌گونه علیه دین استفاده می‌کند.

 هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد (.۱۳۷۶/۰۱/۰۱)

نقد منصفانه جهت اصلاح، بزرگنمائی نقاط ضعف وفتنه گری جهت تخریب

نقد منصفانه جهت اصلاح، بزرگنمائی نقاط ضعف وفتنه گری جهت تخریب

به قلم: مسعود سنه ای

نقد کردن یعنی بیان واقعی و بدون افراط مشکلات و نقاظ ضعفی که در شیوه ی اجرای مسئولین وجود دارد با ارائه راهکار مناسب و جایگزین مناسب . یعنی هم گفته می شود که این مشکل وجود دارد و هو راه حل رفع این مشکل هم ارائه می شود.

چنین نقد کردنی یعنی حرکت در راستای اصلاح مشکلات جامعه و مطالبه ی مطالبات مردم .

در برارب این نقد اصطلاحگرایانه ای که تماماً در خدمت رفع مشکلات اجرائی جامعه و برگردان حقوق ضایع شده ی مردم است ما شاهد پدیده ی عیب جوئی های جاهلانه و غیر علمی و نفی موفقیتهای غیر قابل انکار جامعه و تردید افکنی در ارزشهای اصولی حاکم بر جامعه به دنبال آن تهمت زنی و بزرگنمائی بی اساس مشکلات ریز جامعه هستیم که سعی دارد مردم را به واکنشهای احساسی و مخرب بکشاند.

این روزها در دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان بیشتر تلاش آمریکا و متحدین آن به همراه مزدوران محلی بر این است که نقطه ضعفی را تولید کنند یا اگر نقطه ضعفی در سیستم اجرائی حکومتی وجود دارد (که معمولا تمام کشورهای در حال توسعه با چنین مشکلاتی دست به گریبان بوده اند) چنین نقاط ضعفی را بزرگ نمائی کنند که این روزها بر مشکلات اقتصادی تمرکز کرده اند که بیشترین عامل این مشکلات نیز به تحریمهای اقتصادی همین دشمنان بر می گردد.

هدف آمریکا و متحدین و مزدوران خارجی و داخلی آن از راه انداختن چنین جنگ روانی این است که اعتماد و پیوندی که مسلمین با مسئولین و بخصوص با نظام دارند را سست و یا قطع کنند.  امروزه بیشترین تلاش این دشمنان بر همین امر متمرکز است.

علماء و خطباء باید بدانند که این اغتشاشگران و فتنه گران سکولار هر چند وقت یکبار به بهانه های گرانی تخم مرغ یا بنزین یا مرغ یا روغن و… در واقع اصل نظام اسلامی و اصل اسلام را هدف قرار داده اند نه مذهب حنفی در افغانستان یا مذاهب جعفری و شافعی و حنفی در ایران.

کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی و فریب خورده های داخلی و خارجی آنها برای نظامی سکولار تلاش دارند که در آن باید «اطاعت» شخص از الله و قوانین الله گرفته شود و به سکولاریستی و قوانین سکولاریستی آنها داده شود.

پس جنگ این فتنه گران و اغتشاشگران در دارالاسلام ایران یا افغانستان، جنگ با مذهب حاکم بر افغانستان یا ایران نیست؛ بلکه دشمنی این سکولاریستها با اصل نظام و قوانین اسلامی است و برایشان مذهب حنفی یا شافعی یا جعفری و غیره فرقی ندارد.

پس دفاع از دارالاسلام ایران یا افغانستان دفاع از خودمان است و شرکت ما در جنگ روانی بر علیه این دشمنان در واقع جنگ برای دفاع از خودمان و محافظت از عقاید و باورهای خودمان و موجودیت خودمان به عنوان یک مسلمان پایبند به شریعت الله است .

لطفاً اختلافات ریز مذهبی  اسباب فریب ما از جانب دشمنان نشوند، چون دشمنان بر همین اختلافات ریز تمرکز کرده اند تا ما این چند اختلاف ریز قابل چشم پوشی را بزرگ ببینیم و آنهمه اختلافات بزرگ و عمیق با کفار سکولار را ریز نگریسته و حتی نادیده بگیریم.

سید قطب : هذا هو الطريق : راه این است

سید قطب : هذا هو الطريق : راه این است

نویسنده: سید قطب

«وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ یُرۡزَقُونَ. فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَاهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَیَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِینَ لَمۡ یَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ. یَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَة مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡل وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ» (آل عمران/ ۱۶۹ـ ۱۷۱) (گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده اند، مردگانی هستند، بل که زندگانی می باشند که نزد خدایشان روزی داده می شوند. بسی شادمان اند به آن چه خدا به ایشان از فضل خویش داده است و مژدگانی می دهند به کسانی که هنوز به ایشان نپیوسته اند که هیچ هراسی بر آنان نیست و نه ایشان اندوه دارند. مژدگانی می دهند با نعمت و فضلی از سوی خدا و این که خدا مزد مؤمنان را هدر نمی دهد).

هرگاه کسانی را می بینم که از اعلان کلمة الله هراس دارند، در عین حال که خود را دیندار می پندارند.. هرگاه می شنوم جویده جویده کلمه ی توحید را می گویند، ولی از ترس گرفتاری، آن را علنی نمی کنند و هراس دارند که نیروهای شر و طغیان بر ایشان چیرگی یابند.. هرگاه می بینم که بر این ناتوانی خویش لباس زرنگی، زیبایی، جوانمردی و تیزهوشی می پوشانند.. هرگاه چنین چیزهایی را مشاهده می کنم، آن آیات مقدس و ارزشمند کتاب خدا در ذهنم تداعی می شود که راه را روشن می نماید.. راهی که جز آن، مسیری به سوی پیروزی، عزت، سربلندی و موفقیت نیست.. آن گاه است که از ژرفای درونم فریاد برمی آورم که: آهای، این دین یکی است، آهای، پایان آن سامان نمی یابد جز با آن چه آغازش سامان یافت.. آهای، راه این است و بس! «ٱلَّذِینَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَکُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِیمَٰانا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَکِیلُ» (آل عمران/۱۷۳) (آنان که مردم به ایشان گفتند: قطعا مردم برای شما گرد آمده اند، پس از ایشان بترسید، اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است).

آنان نگفتند: ما در میان یک جمع سرکش، اندک هستیم، پس باید بر خواری شکیبا باشیم، به خفت راضی باشیم، با شر مجامله و مدارا کنیم و از طغیان بپرهیزیم، تا خدا خودش کارش را سامان دهد. زیرا مؤمن یقین دارد که: «إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡ» (رعد/۱۱) (به یقین خدا تغییر نمی دهد آن چه را به مردمی رسیده است، تا خود متحول کنند آن چه را در آن گرفتارند).

فرمان و کار خدا وقتی محقق می شود که کسانی با عبادت، امورش را اجرا کنند. آسمان همین گونه بر مردم عزت و پیروزی فرو نمی ریزد، بل که هنگامی این امر می سر می شود که مردم دل های خویش را به خدای آسمان پیوند بزنند تا آن گاه نیروهای زمینی در دسترسشان قرار گیرد و زندگی بر زمین آسان شود. آن وقت است که نعمت و فضل خدا از هر سو سرازیر می شود و به ایشان گزندی نمی رسد. هرگاه مردمی کلمة الله را بروز دادند و از غیر خدا نهراسیدند، خدا هم زمین را در اختیارشان قرار می دهد.

باری در یک جلسه که دعوتگرانش مدعی بودند برای بازسازی و بازگشت جوانان به اسلام و یاری اسلام و سربلندی جهان اسلام گرد آمده اند، چنین چیزهایی را بر زبان راندم. ولی هنگامی که سخن از حکومت اسلامی و عمل به شریعت اسلام به میان آمد، بسیاری از آنان سست شده و ترسیدند، مبادا استعمار و غیر استعمار بر ایشان بشورند و چالش ها و گرفتاری های غیر قابل حلی را سر راه شان بگذارند. معتدل ترین ها می گفتند: ما باور داریم که اسلام مکتب عقیده، شریعت، قانون و نظام است، ولی آن را به زمانش موکول می کنیم و فعلا آن چه را بهتر و حکیمانه تر و آرام تر است، برمی گزینیم!

با خودم گفتم: چگونه پیروز می شوند افرادی که از همان مرحله ی نخست از درون و اندیشه شکست خورده اند؟! کسی که می هراسد سخن حق را بر زبان بیاورد یا در نوشتارش بنویسد، چگونه با نیروهای شر و طغیان مبارزه می کند؟! خدا می داند از هیچ چیز همانند دیپلماسی جاری بر زبان افراد پست فطرت و بد جنس که گاهی کسان دیگری هم مدعی آن می شوند، شگفت زده نشده ام! نه تنها در میدان دعوت اسلامی، که حتی در عرصه های مبارزات ملی با استعمارگران یا نبرد اجتماعی بر ضد سرکشی و طغیان، یا دیگر مبارزه های بشری بر علیه تمام انواع شر و بدی! ایشان همواره ناتوانی خود را با شعار «عقل» پوشش داده و شکست و ناکامی خویش را لباس «مانور» پوشانده و عشق به امنیت و سلامتی خود را همیشه با لعاب «منافع عمومی» رنگ می زنند!

ادامه

هر مسلمانی که دوست داشته باشد حاکمیت در ایران از دست مسلمین گرفته شده و به کفار سکولار داده شود

هر مسلمانی که دوست داشته باشد حاکمیت در ایران از دست مسلمین گرفته شده و به کفار سکولار داده شود

به قلم: عبدالباسط بازماندگان (مدرسه علوم دینی اهل سنت بندرعابس)

زمانی از رسانه های مجازی یا ماهواره ای می دیدیم یا می خواندیم که عده ای تبلیغ می کردند که جاهایی از شمال سوریه از گروه نجدی بغدادی گرفته شود و در اختیار آمریکا و مزدوران آمریکا قرار بگیرد. مزدورانی مثل ملحدین سکولار کورد از حزب کارگران اوجالان و سایر مزدوران عرب که در اختیار آمریکا و ناتو هستند و برای سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهند.

یا باز از رسانه ها می خواندیم  و یا می دیدیم که باز عده  ای به حمایت از ملحدین سکولار کورد دوست داشتند که سنجار (شنگال) از حاکمیت جماعت بغدادی گرفته شود و به این ملحدین سکولار کورد داده شود.

کسانی که از این سیاست تبعیت می کردند دو دسته ی عمده بودند:

  1.  احزاب سکولار و مرتد داخلی و دارودسته ی منافقین که در اساس با حاکمیت مسلمین و تطبیق قانون شریعت الله مخالف هستند و برایشان فرق ندارد این مسلمان دارای تفکرات نجدی باشد (مثل گروه بغدادی) یا شافعی باشد (مثل سومالی و غزه و یمن) یا حنفی باشند(مثل افغانستان و پاکستان و..) یا مالکی باشند(مثل لیبی و مالی و الجزائر و…) یا شیعه جعفری باشد (مثل ایران) یا شیعه زیدی باشد مثل یمن.
  2. کسانی از میان مسلمین که تنها به دلایل اختلاف مذهبی و کینه ی نابجا از مذهب مخالف خود دچار این گناه شده اند در حالی که الله تعالی به مومنین امر می کند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده/۸) ای مؤمنان! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با ایشان) دادگری نکنید. دادگری کنید که دادگری (به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتر (و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا) است. از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

این مومنین اگر بدانند و آگاه باشند که سکولاریسم دین کفار مشرک و سکولار است و بداند که «سکولاریستها» همان «مشرکین» در قرآن و سنت صحیح و شریعت الله هستند و تنها اسم آنها عوض شده است و ماهیت آنها (مثل لوطی و هم جنس باز) فرق ندارد، با این وجود راضی باشد که این کفار سکولار خارجی یا داخلی بر دارالاسلام ایران یا هر یک از دارالاسلامها پیروز شود، سوگند به خدائی که محمد را به پیامبری فرستاده معنی این آرزویش این است که دوست دارد که حاکمیت شیطان و پیروان شیطان بر ایران و مسلمین تطبیق داده شود و حاکمیت بر اساس مذهب شیعه و سایر مذاهب (حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی و زیدی) که در ایران رسمیت دارند از بین برود .

چنانچه مومنی ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودش و اختیاری چنین آرزوی داشته باشد از دایره ی مومنین خارج می شود و چنانچه از حالت آرزو خارج شده و جنبه ی عملی به خودش بگیرد و حتی با یک کلمه یا با کمک مالی یا نظامی این کفار را بر علیه دارالاسلام ایران یا هر سرزمیت تحت حاکمیت قوانین الله بر اساس هر مذهب اسلامی یاری برساند خاک برسر و عاقبت به شری است که کلاً از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد می شود و نماز و روزه و سایر عباداتش نیز باطل و نابود می شوند .  

پس در این دوران فتنه ها از ایمان و قیامت خود محافظت کنیم و اجازه ندهیم شیطان و یارانش ما را عاقبت به شر نموده و به جهنم راهنمایی کنند.

قدرت ایمان و وحدت مومنین در پیروزی های بزرگ دارالاسلام

قدرت ایمان و وحدت مومنین در پیروزی های بزرگ دارالاسلام

به قلم: کارزان شکاک

انسانهای جاهلی وجود دارند که خیال می کنند تجهیزات نظامی و بخصوص نیروی هوایی کفار سکولار جهانی چون آمریکا و ناتو و جنگ روانی رسانه های دشمن به همراه دین فروشان داخلی تا حدودی توانسته است از پیروزی حق و بخصوص پیروزهای بزرگ دارالاسلام ایران جلوگیری کنند؛ این در حالی است که الله تعالی می فرماید:

  • (إن ینصرکم الله فلا غالب لکم)
  • یا می فرماید: (إن تنصروا الله ینصرکم)
  • یا می فرماید: (ولینصرن الله من ینصره)!

در اینجا واقعیت این است که پیروزی از آن مومنین است نه کفار، و حتما مومنین دارای مشکلاتی داخلی هستند که این پیروزی نزد کفار رفته است.

زمانی که مومنین با تفرقه و جنگهای داخلی اسباب سستی و بی ابهتی خود را فراهم کردند در واقع دست از انهمه آیه و حدیث کشیدند که مومنین را به وحدت و یکپارچگی صفها دعوت می کنند و به این شکل مومنین به راحتی دست از نصرت دین الله تعالی کشیدند و الله تعالی هم دست از نصرت و پیروزی آنها کشیده است.

یکی از حکمتهای به تاخیر افتادن کسب پیروزهای بزرگ توسط دارالاسلام ایران ممکن است این باشد که الله تعالی بخواهد فرصت بیشتری به مومنین سایر مذاهب اسلامی بدهد تا بیشتر فکر کنند و بیشتر به تقویت ایمان خود و دور ریختن تفرق و درگیریهای داخلی بپردازند و الله تعالی به این شکل به مومنین فرصت بیشری برای توبه و بازگشت به شریعتش را بدهد؛ و گرنه پیروزی بزرگ بر سر مجاهدین دارالاسلام ایستاده و منتظر(کن فیکون) است.

واکنش اسلام و مسلمین در برابر مومنین سرپیچی کننده از رهبر دارالاسلام

واکنش اسلام و مسلمین در برابر مومنین سرپیچی کننده از رهبر دارالاسلام

ارائه: مُلا نور احمد (زید فراهی)

سه تن از یاران پیامبر از شرکت در غزوه ی تبوک دچار تخلف شدند. هر یک از این سه تن هرچند یکی از هزاران سرباز مومن را تشکیل می دادند؛ اما بازتاب رفتار آنان همچون سایر مومنین مسیر حرکت اسلامی را از ان روز تا آخر تحت تأثیر قرار داد. دقیقا بر خلاف رفتار دارودسته ی منافقین ( سکولار زده ها) که اکثر اوقات سخنان و رفتارها و حتی خودشان نادیده گرفته می شوند.

آن سه تن بدون عذر از شرکت در غزوه تبوک تخلف کردند. اما در تخلف خود با خدا و رسول خدا صادقانه رفتار کردند و پیامبر نیز در پاسخ یکی از آنان فرمود : «سخن تو راست است، اما برخیز تا خداوند در این مورد قضاوت کند».

توجیه ربّانی این سه تن با قطع رابطه ی مسلمانان صورت گرفت و رسول خدا مسلمانان را از سخن گفتن با آنان منع کرد. این قطع رابطه به اندازه ای که برای آن سه تن دشوار بود برای جمع مسلمانان نیز دشوار ود؛ اما با لبیک به فرمان رسول خدا استحکام صف و همبستگی مسلمانان در زیباترین شکل تاریخی خود را نشان داد، تا جایی که آنان سلام می کردند و یاران پاسخ نمی دادند! مهم تر و سخت از همه قطع رابطه ی همسران بود به گونه ای که تاریخ صفحه ای مشابه این صفحه را نقل نکرده است. یکی از آنان می گوید : «چهل روز از قطع رابطه سپری شد. ناگهان خبری از رسول خدا آمد که با همسرم قطع رابطه کنم. گفتم : او را طلاق دهم یا چه؟ گفت: نه، فقط به وی نزدیک نشو».

اهمیت این موضوع و خطری که صف مسلمانان را تهدید می کرد به جایی رسید که دشمنان اسلام در شام هم از این موضوع خبر یافتند و با شاعر مشهور اسلام کعب بن مالک که یکی از آن سه تن بود تماس گرفتند و به وی پیشنهاد کردند که به آنان بپیوندد. کعب می گوید : «روزی یکی از نبطیان ساکن شما که برای فروش مواد غذایی به مدینه آمده بود، آدرس من را از مردم پرس و جو می کرد، تا این که مردم من را به وی معرفی کردند و با نامه ای امیر غسان که در پارچه ی حریر نوشته شده بود به نزد من آمد. محتوای نامه این بود : «به ما خبر رسیده است که دوستت با تو جفا کرده است و خداوند قبول ندارد در ذلت و زبونی و در منزل تنگ و تاریک به سر ببری. به ما بپیوند تا با تو همدردی کنیم.» هنگامی که این نامه را خواندم با خود گفتم : این هم مصیبت دیگری است. عاقبت من به جایی رسیده است که مشرکی من را تطمیع می کند. سپس نامه را به تنور انداختم تا بسوزد.»

کعب بن مالک از روی صداقت و ایمان خود پرده از این رابطه و مکاتبه برمی دارد و این نامه را به تنور می اندازد، اما راستی عبدالله بن ابی چند جلسه، مکاتبه و طرح و نقشه را دیده و عملی کرده باشد و از این طریق علیه مسلمانان به توطئه پرداخته باشد.

حرکت اسلامی برای اطمینان از سلامتی صف مسلمانان باید توانایی خود را بیازماید و این قاعده را در میان گروه های ویژه ای اجرا نماید. اگر در اجرای این قاعده در میان گروهی محدود با شکست مواجه شود در سطح وسیع تر به طریق اولی شکست پذیر خواهد بود؛ بنابراین تا رسیدن به ساختار مستحکم و تشکیلات پایبند و دارای انضباط راه پر فراز و نشیبی در پیش خواهد داشت.

در پایان اشاره به این نکته ضروری است که جامعه ی اسلامی در نهایت بیداری و پایبندی و درد و زاری مشکل این سه برادر دینی خود را درک می کرد و از آن رنج می برد. زمانی که خبر قبول توبه ی آنان از آسمان به دینی رسید، بامداد مردی با بلندترین صوت از قله ی کوه فریاد زد : « ای کعب تو را مژده باد که توبه ات پذیرفته شد!» یکی از مادران مؤمنین می خواست شب این خبر را برساند که رسول خدا فرمود : «در این صورت مردم ازخوشحالی نمی گذارند شب بخوابید».

عملاً صف مسلمانان همچون یک جسد خود را نشان داد که اگر عضوی از آن را به درد می آورد روزگار سایر اعضاء را نماند قرا. زیباترین تصویر این اتفاق وجود عاطفه، دوستی کامل و مشارکت در درد و امید یکدیگر بود.

مسیر انحرافی و لغزشگاه تکیه بر قومیت گرائی و ناسیونالیسم

مسیر انحرافی و لغزشگاه تکیه بر قومیت گرائی و ناسیونالیسم

نویسنده: شیخ عاصم برقاوی

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند متعال خطاب به پیامبرش  صلی الله علیه وسلم می­فرماید: «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَى» ضحی/۶: «آياخداتورايتيم نيافت وپناه نداد؟‏» یعنی: تو را نزد جدکافرت پناه داد و بعد از او نزد عموی کافرت پناه دادکه تو را نصرت داد و از تو حمایت کرد و اذیت وآزار قومت را از تو بازداشت.

و خداوند سبحانه وتعالی در مورد دشمنان پیامبر شعیب علیه السلام می­فرماید: «لَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ» هود/۹۱: «اگر قبیله و خویشاوندانت نبودند تو را سنگسار می­نمودیم.» درحالی که خویشاوندان اوکافر بودند.

و خداوند متعال درباره­ی پیامبر خدا صالح علیه السلام و ولی او که از او دفاع می­نمود میفرماید: «قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏»نمل/۴۹: «گفتند: براي همديگربه خداسوگندبخوريدكه برصالح وخانواده‌اش شبيخون مي‌زنيم وآنانرابه قتل مي‌رسانيم،سپس به ولي اومي‌گوئيم كه مادركشتن (وي و) خانواده‌اش شركت نداشته‌ايم و (درآنچه مي‌گوئيم) راستگوئيم.»

بر داعی یا مجاهد حرجی نیست، اگر قوم کافرش او را نصرت دهند یا قبیله­اش یا خویشاوندانش با انگیزه­ی جاهلیت و هم قبیله بودن از او دفاع کنند و برایش مشکلی نیست که از تأیید قومش برای او، که بر اساس روابط قومی و نسبی است، استفاده کند، مادامی که ولاء و براء و دوستی و دشمنی را براساس این روابط جاهلی قرار ندهد.

و از همین جنس است، اگر کسانی از ملی­گراها و یا فعالان حقوقی و یا دمکراسی­گراها یا غیرآنها، ازکسانی که منهج غیراسلامی دارند، او را نصرت دهند و از او دفاع کنند، و مانند آن است اگرکسانی همچون بعضی از داوطلبان سازمانهای بین المللی کافر چه سکولار و چه غیر آن که ظاهراً سعی در کاستن ظلم وستم دارند او را یاری دهند، در این مورد هیچ مشکل و حرجی بر مجاهد نیست مادامی که از این مناهج منحرف و ادیان کفری برائت نموده و به آنها کفر می­ورزد وآنها را مدح نمی­کند یا بر اساس آنها ولاء و براء ندارد.

ادامه

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۳) آماده سازی پیوسته و کسب قدرت

 پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۳) آماده سازی پیوسته و کسب قدرت

به قلم: شیخ ابی سعد العاملی

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس برای خداوندی که پروردگار جهانیان است، پروردگار ضعیفان و درهم کوبنده متکبرین، و درود و سلام خداوند بر شریفترین فرستادگان و سرور پیامبران و پیشوای مجاهدین، پیامبرمان محمد و بر تمامی خاندان و اصحاب و یارانش و بر تمامی کسانی که را هدایت ایشان را در پیش گرفته اند. اما بعد …

به راستی دورانی که ما در آن به سر می بریم همان دوران غریبی است که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در حدیثی صحیح به آن اشاره فرموده اند:

«جاء الاسلام غريباً و سيعود غريباً كما بدأ فطوبى للغرباء، الذين يصلحون ما أفسد الناس من سنتی»

«اسلام غریب آغاز شد و در آینده نیز غریب خواهد شد، همانگونه که آغاز شده بود، پس خوش به حال غریبان، کسانی که آنچه را که مردم از سنت من فاسد کرده اند، اصلاح می کنند.»

این دوران همچنین دوران جمود مسلمین و بی تفاوتیشان نسبت به حصار و جنگی است که علیه دین و ارزش ها و اخلاق آنها بر پا شده. همچنین بی تفاوتی نسبت به غارت خیرات آنها و فاسد کردن اخلاق آنها در وسیع ترین شکل خود است.

در نتیجه سعی در یافتن وسائل و اسباب بیداری و قیام امت، امری است ضروری و لازم.
این وظیفه مهم بر صاحبان نفوس ضعیف امری دشوار  و غیر ممکن به نظر می آید اما در عین حال در نظر صاحبان اراده ی قوی – با وجود طولانی بودن راه و فراوانی قربانی ها – امری ساده و ممکن است و اگر عوامل اساسی وجود داشته باشد باید به این عوامل، عینیت و واقعیت بخشید و آنها را در عمل پیاده کرد.

پس از اینکه در قسمتهای قبل عوامل اول و دوم  را شرح دادیم اکنون به عامل سوم می پردازیم.

سوم : آماده سازی پیوسته و کسب قدرت

همانطور که برای هر فعالیتی اسباب و مقدماتی لازم است، اگر این فعالیت در راه دین خداوند و تلاش برای تحکیم شرع مطهرش و مقابله با دشمنانش باشد این شروط و مقدمات بیشتر از همیشه ضرورت می یابد. به این مقدمات در اصطلاح شرعی،” اعداد (آماده سازی)” گفته می شود همانگونه که خداوند متعال می فرماید:

« وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ »  انفال ۶۰

« براي ( مبارزه با ) آنان تا آنجا كه مي‌توانيد نيروي ( مادي و معنوي ) و ( از جمله ) اسبهاي ورزيده آماده سازيد ، تا بدان ( آمادگي و ساز و برگ جنگي ) دشمنِ خدا و دشمن خويش را بترسانيد ، و كسان ديگري جز آنان را نيز به هراس اندازيد كه ايشان را نمي‌شناسيد و خدا آنان را مي‌شناسد.»

ادامه

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۲) – جماعتی صادق و رهبری هدایت یافته

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: (۲) – جماعتی صادق و رهبری هدایت یافته

به قلم: شیخ ابی سعد العاملی (با اندکی تصرف)

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس برای خداوندی که پروردگار جهانیان است، پروردگار ضعیفان و درهم کوبنده متکبرین، و درود و سلام خداوند بر شریفترین فرستادگان و سرور پیامبران و پیشوای مجاهدین، پیامبرمان محمد و بر تمامی خاندان و اصحاب و یارانش و بر تمامی کسانی که را هدایت ایشان را در پیش گرفته اند. اما بعد ..

به راستی دورانی که ما در آن به سر می بریم همان دوران غریبی است که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در حدیثی صحیح به آن اشاره فرموده اند:
«جاء الاسلام غريباً و سيعود غريباً كما بدأ فطوبى للغرباء، الذين يصلحون ما أفسد الناس من سنتی»
«اسلام غریب آغاز شد و در آینده نیز غریب خواهد شد، همانگونه که آغاز شده بود، پس خوش به حال غریبان، کسانی که آنچه را که مردم از سنت من فاسد کرده اند، اصلاح می کنند.»

این دوران همچنین دوران جمود مسلمین و بی تفاوتیشان نسبت به حصار و جنگی است که علیه دین و ارزش ها و اخلاق آنها بر پا شده. همچنین بی تفاوتی نسبت به غارت خیرات آنها و فاسد کردن اخلاق آنها در وسیع ترین شکل خود است.
در نتیجه سعی در یافتن وسائل و اسباب بیداری و قیام امت، امری است ضروری و لازم.

این وظیفه مهم بر صاحبان نفوس ضعیف امری دشوار  و غیر ممکن به نظر می آید اما در عین حال در نظر صاحبان اراده ی قوی امری ساده و ممکن است – با وجود طولانی بودن راه و فراوانی قربانی ها- و اگر عوامل اساسی وجود داشته باشد باید به این عوامل، عینیت و واقعیت بخشید و آنها را در عمل پیاده کرد.

عامل دوم: جماعتی صادق و رهبری هدایت یافته
زمانیکه این عقیده پاک در نهاد این مجموعه شکل گرفت، علی رغم عده کم آنها، می توانند جماعتی مؤمن تشکیل دهند که خداوند به وسیله آنها دین اسلام را نصرت دهد. این دقیقاً همان کاری بود که پیامبر صلی الله علیه و سلم زمانیکه خداوند او را به سوی مردم مبعوث کرد، در پیش گرفت، ایشان مجموعه ای از مؤمنان را انتخاب نمود و بذر عقیده ای صحیح و خالی از هرگونه شائبه را در دل آنها کاشت و این عمل تا زمان مناسبی ادامه یافت که در نهایت ثمره آن به بهترین شکل ممکن بروز کرد.

پس امکان ندارد دین اسلام بر پا شود مگر در خلال ایجاد یک جماعت مؤمن که اوامر خداوند متعال را به جای آورند. و لازم است که یک سری صفات درون این جماعت وجود داشته باشد تا اینکه شایستگی حمل این امانت تغییر و انقلاب مورد انتظار را پیدا کنند.

پاکی عقيده، مهمترين ويژگی است که بايد در اين گروه باشد، زيرا امکان ندارد که افرادی بر سر اطاعت از خداوند و رسولش صلی الله علیه و سلم جمع شوند، در حاليکه عقيده شان با هم متفاوت باشد و يا در آن عقيده، فسادی موجود باشد.

ادامه

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: ۱-  عقیده صحیح و مسئله ی  ولاء و براء

پیش زمینه های حرکت به سوی انقلاب جهانی اسلامی: ۱-  عقیده صحیح و مسئله ی  ولاء و براء

به قلم: شیخ ابی سعد العاملی

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس برای خداوندی که پروردگار جهانیان است، پروردگار ضعیفان و درهم کوبنده متکبرین، و درود و سلام خداوند بر شریفترین فرستادگان و سرور پیامبران و پیشوای مجاهدین، پیامبرمان محمد و بر تمامی خاندان و اصحاب و یارانش و بر تمامی کسانی که را هدایت ایشان را در پیش گرفته اند. اما بعد ..

به راستی دورانی که ما در آن به سر می بریم همان دوران غریبی است که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در حدیثی صحیح به آن اشاره فرموده اند:
«جاء الاسلام غريباً و سيعود غريباً كما بدأ فطوبى للغرباء، الذين يصلحون ما أفسد الناس من سنتی»
«اسلام غریب آغاز شد و در آینده نیز غریب خواهد شد، همانگونه که آغاز شده بود، پس خوش به حال غریبان، کسانی که آنچه را که مردم از سنت من فاسد کرده اند، اصلاح می کنند.»

این دوران همچنین دوران جمود مسلمین و بی تفاوتیشان نسبت به حصار و جنگی است که علیه دین و ارزش ها و اخلاق آنها توسط دیکتاتوری سکولاریسم جهانی ومرتدین سکولار محلی بر پا شده است. همچنین بی تفاوتی نسبت به غارت خیرات آنها و فاسد کردن اخلاق آنها در وسیع ترین شکل خود است.

در نتیجه سعی در یافتن وسائل و اسباب بیداری و قیام امت، امری است ضروری و لازم.
این وظیفه مهم بر صاحبان نفوس ضعیف امری دشوار  و غیر ممکن به نظر می آید اما در عین حال در نظر صاحبان اراده ی قوی امری ساده و ممکن است – با وجود طولانی بودن راه و فراوانی قربانی ها- و اگر عوامل اساسی وجود داشته باشد باید به این عوامل، عینیت و واقعیت بخشید و آنها را در عمل پیاده کرد.

عامل اول: عقیده صحیح
از مبانی اولیه برای هر امت و مجتمعی، وجود عقیده و مذهبی است که مرجع آنها در تمامی کارهایشان باشد، هر چند از جماعتی به جماعت دیگر این عقائد و مذاهب متفاوت است، اما در نهایت همگی بر ضرورت وجود این چنین عقیده ای که روشنگر راه آنها در طول مسیر باشد، متفق اند.

خداوند متعال به وسیله عقیده توحیدی، به امت اسلام عزت و نعمت بخشیده است، عقیده ای توحیدی که استوار است بر توحید خداوند در ربوبیت و الوهیت و همچنین توحید اسماء و صفات، و ایمان به اینکه همانا انسان برای انجام مأموریت عبادت و سپس جانشینی بر روی زمین طبق آنچه خداوند در کتابش (قرآن) بر آخرین پیامبرش محمد صلی الله علیه و سلم نازل کرده است، خلق شده است.

ادامه