آمادگی در برابر دشمنان با وارد کردن ضربات کوبنده و آمادگی های نظامی

آمادگی در برابر دشمنان با وارد کردن ضربات کوبنده و آمادگی های نظامی

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

الله تعالی در سوره ی انفال در مورد کفار می فرماید: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِینَ کَفَرُواْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ ‏(انفال/۵۷) بیگمان بدترین جنبنده در پیشگاه الله، کسانی هستند که کافرند و ایمان نمی‌آورند.‏

 بعد در مورد همین کفار می فرماید: فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ ‏(انفال/۵۷) اگر آنان را در جنگ رویاروی بیابی آن چنان آنان را در هم بکوب و تارو مار و پراکنده کن که کسانی که در پشت سر ایشان قرار دارند (و دوستان و یاران و هم پیمانان و طرفدارن و حامیان ایشان هستند) پند گیرند (و جرئت عرض اندام و حمله نداشته باشند) .‏

در سه آیه ی بعد باز می فرماید : وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰) برای آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی و قدرت و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.

الله تعالی واضح و آشکارا کفار را بدترین جنبنده معرفی می کند یعنی بدتر از تمام موجودات و چیزهایی که می بینی و حتی بدتر از میکروبها و ویروسها؛ و بعد از آن امر می کند که در جنگ با کفار محارب چنان ضربات کوبنده ای بر آنان وارد کرد که متحدین و پشتیبانان و طرفداران و حامیان آنها نیز عبرت بگیرند و به اصطلاح حساب دستشان بیاید که در صورت تکرار چنین غلطهایی چه چیزی در انتظارشان است.

به دنبال این و به عنوان عاملی بازدارنده به فراهم کردن قدرت نظامی امر می کند آنهم جهت «ترساندن» این دشمنان آشکاری که ما می بینیم و دشمنان پنهان داخلی یا همان منافقین و دارودسته ی منافقین که ما به درستی آنها را نمی شناسیم.

پس «ترساندن و ارهاب دشمنان الله و خودمان یک فریضه است» و مومن یا دارالاسلامی که از چنان قدرت نظامی برخوردار نباشد که باعث ترساندن و ارهاب دشمنان آشکار خارجی و پنهان داخلی شود چنین مومن و دارالاسلامی امر الله را انجام نداده و به عنوان یک خطا کار باید همیشه منتظر حملات دشمنان و وحشی گری های آنها باشد.

اینجاست که باید به جایگاه حضور هوشمندانه و مقتدرانه و آگاهانه ی نیروهای مسلح دارالاسلام پی ببریم، بخصوص ما که خواهان اسلام کامل هستیم و با کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی روبرو شده ایم که یکی از پست ترین جنبنده های اطراف ما بوده و در کنار سایر کفار و دارودسته ی منافقین محلی معدن توطئه و خیانت هستند و در کمین نشسته اند که در کجا ما دچار ضعف و سستی شده ایم تا از همان نقطه به ما و جماعت ما که توسط دارالاسلام تشکیل شده است ضربه بزنند.

آنچه از عزت و اقتدار و شرافت و آزادگی ما در برابر کفار سکولار محافظت می کند و جلو وحشیگری های آنها را می گیرد قدرت علمی یا استدلال یا عقیده ی قومی ما نیست بلکه بعد از نصرت الله تعالی تنها قدرت نظامی مومنین و قدرت نظامی نیروهای مسلح دارالاسلام است.

اگر تو خواب باشی به این معنی نیست که دشمن هم در خواب است

اگر تو خواب باشی به این معنی نیست که دشمن هم در خواب است

به قلم: کیوان مریوانی

نکته ای پر محتوا از سیدنا علی ابن ابی طالب روایت شده است که در نامه اش به اهل مصر می گوید: وَ مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْهُ؛ و هر كه از دشمن آسوده بخوابد دشمن نسبت به او نخواهد خفت.

این یعنی هر گونه غفلت ما از دشمنان آشکار خارجی و دشمنان پنهان داخلی مساویست با انتظار ضربه خوردن از سوی این دشمنان. دشمنان به راحتی از غفلت ما سوء استفاده می کنند و به سادگی از همانجایی که غفلت کرده ایم به ما ضربه خواهند زد.

امروزه دارالاسلام به عنوان بزرگترین نعمتی که از عزت مومنین محافظت می کند و دارودسته ی منافقین داخلی و کفاراصلی را در ذلت و ضعف و زیردستی قرار داده است از سوی دشمنان در معرض انواع جنگهای روانی و رسانه ای و اقتصادی و فرهنگی و حتی امنیتی قرار گرفته است.

دشمن سعی دارد با برجسته کردن پاره ای از مشکلات اقتصادی که خودش با تحریمهای مختلف از مسببین اصلی این مشکلات است و با ناچیز جلوه دادن اینهمه ترقی و حرکت رو به جلو دارالاسلام از یک سو، و با برجسته کردن اختلافات فرقه ای و مذهبی و نژادی و قومیتی از سوی دیگر، ما را نسبت به این نعمت دارالاسلام غافل کند و از همین کانال به اصل نظام و دارالاسلام ضربه بزند.

کم هوش ترین مومن هم می داند که هدف کفار سکولار جهانی و دارودسته ی منافقین که در یک جبهه بر علیه دارالاسلام قرار گرفته اند تغییر نظام کنونی به نظامی بر اساس قوانین فقهی یکی دیگر از مذاهب اسلامی نیست، بلکه اینها از اساس با حاکمیت قوانین شریعت الله مخالف هستند و برایشان فرق ندارد این قوانین توسط دارالاسلام ایران بر اساس فقه جعفری و در حکام مدنی و محلی بر اساس فقه حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی و زیدی اجرا شود یا در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بر اساس فقه حنفی باشد یا در سومالی بر اساس فقه شافعی باشد یا در مالی و لیبی بر اساس فقه مالکی و یا در یمن بر اساس فقه شافعی یا زیدی باشد.

اینها با قوانین شریعت الله سر دشمنی و ناسازگاری دارند و مذهبها برایشان یکسان هستند.

پس از مکرها و حیله های مجریان جنگ روانی دشمنان که این روزها در قالب شبکه های مختلف و متنوع ماهواره ای و مجازی در حال فعالیت هستند و با اربابی واحد گاه به دفاع از اهل سنت بر علیه شیعه فعالیت دارند و گاه به دفاع از تشیع بر علیه اهل سنت سخنپرانی و فعالیت دارند غافل نشویم، هدف اصلی اینها غافل کردن ما از اصل نظام و دارالاسلام و در نهایت ضربه زدن به دارالاسلام و تبدیل کردن آن به دارالکفری سکولار است.

اگر خود را به مسائل ریز و جانبی مشغول کردیم و یا دشمن موفق شد ما را به چنین دامی بکشاند که به مسائل ریز و جانبی و فرقه ای و قومیتی مشغول کند و از مسئله‌ی اصلی که حفظ کیان مومنین و حفظ کیان دارالاسلام است، غافل شدیم، دشمن ممکن است به ما ضربه بزند و چنانچه دارالاسلام ضربه بخورد چه بخواهیم یا نخواهیم حاکمیت قوانین شریعت الله و تمام مذاهب اسلامی ضربه خواهند خورد و این هدف نهایی دشمن از غافل کردن ماست و چنانچه مومنین غافل شوند باید منتظر باشند که دشمن از این ناحیه ی حساس و اصلی به آنها ضربه بزند.

ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺎﺭﺍ به وسیه ی دارالاسلام ﺟﻤﻊ ﮐﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ بین ﻗﻠﻮﺏ ﻣﺎﻥ ﺍﻟﻔﺖ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﭼﺭﺍ ﻣﺘﻔﺮﻕ ﺷﻮﯾﻡ؟

ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺎﺭﺍ به وسیه ی دارالاسلام ﺟﻤﻊ ﮐﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ بین ﻗﻠﻮﺏ ﻣﺎﻥ ﺍﻟﻔﺖ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﭼﺭﺍ ﻣﺘﻔﺮﻕ ﺷﻮﯾﻡ؟

به قلم: کارزان شکاک

ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﻭﺍﻟﺼﻠﻮﺓ . ﻭﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋلی ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﺍﻣﺎ ﺑﻌﺪ:

ﺑﺪﻭﻥ شک ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺎﺩ ﻭ ﻣﺎﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﺍﻩ مستقیم و عقیده صحیح دور پرچمی واحد و تحت امر امام واحدی در دارالاسلام جمع کرد و ما اهل جماعت شدیم . جماعتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم  حمایت و پشتیبانی الله تعالی از آن را اعلام کرده و می فرماید:

ﭘﺱ ﺁﯾﺍ ﮐﺍﺭ ﺍﻫﻞ ﺩﺭﮎ ﻭ ﻓﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﮐﻩ ﻣﺘﻔﺮﻕ ﺷﻮﯾﻡ؟

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍنی ﮐﻩ با بهانه ی ریز و قابل چشم پوشی فقهی یا تاریخی ﺑﺴﻮﯼ ﺗﻔﺮﻗﻪ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻑ می روند می گویم – ﺍﺯ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﺘﺮﺱﯿﺩ ﻭ ﺏﯿﻥ ﻫﻢ ﺻﻠﺢ ﮐﻥﯿﺩ ﻭ ﺍﺯﺩﺍﻡ ﻫﺎﯼ ﺵﯿﻃﺎﻥ ﮐﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺘﻔﺮﻕ ﮐﺭﺩﻥ ﭘﻫﻦ ﮐﺭﺩﻩ ﺩﻭﺭﯼ ﮐﻥﯿﺩ . ﻭ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺘﻌﺎﻝ می فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(حجرات/۱۰) ‏ فقط مؤمنان برادران همدیگرند ، پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید ، و از خدا ترس و پروا داشته باشید ، تا به شما رحم شود .‏

الله تعالی با توحید اسلام و نور قرآن و با توحید صف و جماعتی واحد در دارالاسلام  ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﭘﺱ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺴﻮﯼ ﺗﻔﺮﻗﻪ ناسپاسی نکنید و الله را شکر کنید . الله تعالی می فرماید: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ ‏(ابرهیم/۷)

‏و آن زمان را که پروردگارتان مؤکّدانه اعلام کرد که اگر سپاسگزاری کردید ، هر آینه (نعمتهای خود را ) برایتان افزایش می‌دهم ، و اگر کافر (و ناسپاس) شدید ( شما را به عذاب دردناکی گرفتار می‌سازم و بدانید که) بی‌گمان عذاب من بسیار سخت است.‏

رسول الله صلی الله علیه وسلم در خطبه ی حجه الوداع نیز خطاب به مومنین می فرماید: الله متعال خونریزی در میان شما و گرفتن به ناحقِ اموال تان از یکدیگر را مانند حرمت روز عید قربان و حرمت مکه و حرمت ذی الحجة حرام کرده است. سپس فرمود: آیا آنچه مامور به ابلاغ آن به شما شدم، ابلاغ نمودم؟ همه گفتند: بله؛ فرمود: یا الله شاهد باش که گواهی می دهند به آنها ابلاغ شده است. و این را سه بار فرمود. سپس آنها را امر نمود که بعد از او همچون کفار به جان هم نیفتند و خون یکدیگر را نریزند. لا ترجعوا بعدي كُفَّارًا يضرب بعضكم رِقَابَ بعض (متفق علیه) مواظب باشيد که پس از من با زدن گردن یکدیگر و کشت و کشتار از همدیگر کافر و ناسپاس نشويد.

ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺍﻡ ﺁﯾﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﮎ ﺗﻔﺮﻗﻪ همین کافی نیست که می بینید همه کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد داخلی به همراه دارودسته ی منافقین و سکولار زده های بومی بر علیه ما و دارالاسلام ما که از جماعت ما محافظت می کند جمع و یکصدا شده اند و جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند؟

ﻭ ﺑﺮﺍﯼ اهل تفرق و محدود بینان کوتاه فکر می گویم ﺍﺯ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﺘﺮسید و مواظب مکر شیطان باشید تا به حیله ی شهرت و علم و خود بزرگبینی (مثل علمای سوء و دعوتگران به سوی آتش و الرویبضه) در گمراهی تفرق و جنگ داخلی و خدمت مجانی برای شیطان و یارانش نیافتید: إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿۶﴾ در حقيقت‏ شيطان دشمن شماست‏ شما [نيز] او را دشمن گيريد [او] فقط دار و دسته خود را مى‏ خواند تا آنها از ياران آتش باشند.

چه وقت ما و دارالاسلام ما از سوی دشمنان سکولار ضربه خواهیم خورد؟

چه وقت ما و دارالاسلام ما از سوی دشمنان سکولار ضربه خواهیم خورد؟

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

مسلمین در دارالاسلام ایران و افغانستان در معرض بدترین جنگهای تبلیغاتی و روانی و اقتصادی و حتی امنیتی قرار گرفته اند.

دارالاسلام ایران با تجربیات بیشتری در این زمینه توانسته است در برابر تمام این توطئه گران داخلی و خارجی کارنامه ی موفقی از خودش نشان دهد که بزرگترین عامل موفقیت آن به بصیرت عمومی مومنین ایران بر می گردد.

زمانی که ملتی بصیرت دارد آگاهانه حرکت می کند و در برابر اتفاقات روز آگاهانه قدم بر می دارد به همین دلیل می بینیم که تمام توطئه ها و فتنه ها که زمانی به خاطر انتخابات ۸۸ برپا شدند و زمانی به خاطر تخم مرغ و زمانی به خاطر بنزین و مرغ و …. به بن بست رسیدند و اقلیت ناچیز فریب خورده هم که به امثال آمریکا و انگلیس و سایر کفار دل بسته اند دچار یاس و نا امیدی شده اند.

با این وجود ما شاهد ترورهای کوری در دارالاسلام ایران و افغانستان هستیم و این نشان می دهد که حتی در بهترین شرایط، امکان ضربه زدن از سوی دشمنان خارجی و مزدوران محلی آنها وجود دارد و باید همیشه کمین دشمن را در نظر داشته باشیم.

زمانی که الله تعالی در مورد سکولاریستها(احزاب= مشرکین) می فرماید: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/۲۱۷) (سکولاریستها) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند؛ یعنی تا زمانی که ما دست از آن چهار معنی و مفهوم دین (۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت از این حاکمیت و قوانین ۴- مجازات و پاداش بر اساس این قوانین و توسط این حاکمیت اسلامی) نکشیم با ما خواهند جنگید و زمانی که ما دین خود را از این چهار معنی و محتوا تهی کردیم و این چهار معنی را به دین سکولاریسم و سکولاریستها دادیم آنوقت است که کاری به کار ما ندارند.

این هدف همیشگی کفار سکولار جهانی و منطقه ای و محلی در مورد مومنین و دارالاسلام است .

اگر ملت ما بصیرت خود را در اینگونه موارد اساسی از دست بدهد و چنانچه فراموش کنیم که دشمنانی آشکار خارجی و پنهان داخلی همیشه در کمین ما هستند، آنوقت باید منتظر تحمل ضرباتی از سوی این دشمنان باشیم.

هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد

هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد

پیاده شده از سخنرانی: آیت الله خامنه ای

بزرگترین دشمنی در این قسمت با اسلام، همین است که کسانی به نام اسلام، به نام دین خدا و به نام محبّت اهل بیت علیهم‌السّلام، خرافاتی را اشاعه دهند که وقتی کسانی از این خرافات اطّلاع پیدا می‌کنند، بگویند «اگر اسلام این است، ما این اسلام را نمی‌خواهیم!» این، ضربه‌ی بزرگی است.

 من در دو، سه سال قبل از این، راجع به قمه زدن مطلبی را گفتم و مردم عزیز ما، آن مطلب را با همه‌ی وجود پذیرفتند و عمل کردند. اخیراً مطلبی را کسی به من گفت که خیلی برایم جالب و عجیب بود. برای شما هم آن مطلب را نقل می‌کنم.

کسی که با مسائل کشور شوروی سابق و این بخشی که شیعه‌نشین است جمهوری آذربایجان آشنا بود، می‌گفت:

آن زمان که کمونیستها بر منطقه‌ی آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همه‌ی آثار اسلامی را از آنجا محو کردند. مثلًا مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیه‌ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه‌ای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود!

دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، برای آن‌ها یک وسیله‌ی تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، این‌گونه علیه دین استفاده می‌کند.

 هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد (.۱۳۷۶/۰۱/۰۱)

نقد منصفانه جهت اصلاح، بزرگنمائی نقاط ضعف وفتنه گری جهت تخریب

نقد منصفانه جهت اصلاح، بزرگنمائی نقاط ضعف وفتنه گری جهت تخریب

به قلم: مسعود سنه ای

نقد کردن یعنی بیان واقعی و بدون افراط مشکلات و نقاظ ضعفی که در شیوه ی اجرای مسئولین وجود دارد با ارائه راهکار مناسب و جایگزین مناسب . یعنی هم گفته می شود که این مشکل وجود دارد و هو راه حل رفع این مشکل هم ارائه می شود.

چنین نقد کردنی یعنی حرکت در راستای اصلاح مشکلات جامعه و مطالبه ی مطالبات مردم .

در برارب این نقد اصطلاحگرایانه ای که تماماً در خدمت رفع مشکلات اجرائی جامعه و برگردان حقوق ضایع شده ی مردم است ما شاهد پدیده ی عیب جوئی های جاهلانه و غیر علمی و نفی موفقیتهای غیر قابل انکار جامعه و تردید افکنی در ارزشهای اصولی حاکم بر جامعه به دنبال آن تهمت زنی و بزرگنمائی بی اساس مشکلات ریز جامعه هستیم که سعی دارد مردم را به واکنشهای احساسی و مخرب بکشاند.

این روزها در دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان بیشتر تلاش آمریکا و متحدین آن به همراه مزدوران محلی بر این است که نقطه ضعفی را تولید کنند یا اگر نقطه ضعفی در سیستم اجرائی حکومتی وجود دارد (که معمولا تمام کشورهای در حال توسعه با چنین مشکلاتی دست به گریبان بوده اند) چنین نقاط ضعفی را بزرگ نمائی کنند که این روزها بر مشکلات اقتصادی تمرکز کرده اند که بیشترین عامل این مشکلات نیز به تحریمهای اقتصادی همین دشمنان بر می گردد.

هدف آمریکا و متحدین و مزدوران خارجی و داخلی آن از راه انداختن چنین جنگ روانی این است که اعتماد و پیوندی که مسلمین با مسئولین و بخصوص با نظام دارند را سست و یا قطع کنند.  امروزه بیشترین تلاش این دشمنان بر همین امر متمرکز است.

علماء و خطباء باید بدانند که این اغتشاشگران و فتنه گران سکولار هر چند وقت یکبار به بهانه های گرانی تخم مرغ یا بنزین یا مرغ یا روغن و… در واقع اصل نظام اسلامی و اصل اسلام را هدف قرار داده اند نه مذهب حنفی در افغانستان یا مذاهب جعفری و شافعی و حنفی در ایران.

کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی و فریب خورده های داخلی و خارجی آنها برای نظامی سکولار تلاش دارند که در آن باید «اطاعت» شخص از الله و قوانین الله گرفته شود و به سکولاریستی و قوانین سکولاریستی آنها داده شود.

پس جنگ این فتنه گران و اغتشاشگران در دارالاسلام ایران یا افغانستان، جنگ با مذهب حاکم بر افغانستان یا ایران نیست؛ بلکه دشمنی این سکولاریستها با اصل نظام و قوانین اسلامی است و برایشان مذهب حنفی یا شافعی یا جعفری و غیره فرقی ندارد.

پس دفاع از دارالاسلام ایران یا افغانستان دفاع از خودمان است و شرکت ما در جنگ روانی بر علیه این دشمنان در واقع جنگ برای دفاع از خودمان و محافظت از عقاید و باورهای خودمان و موجودیت خودمان به عنوان یک مسلمان پایبند به شریعت الله است .

لطفاً اختلافات ریز مذهبی  اسباب فریب ما از جانب دشمنان نشوند، چون دشمنان بر همین اختلافات ریز تمرکز کرده اند تا ما این چند اختلاف ریز قابل چشم پوشی را بزرگ ببینیم و آنهمه اختلافات بزرگ و عمیق با کفار سکولار را ریز نگریسته و حتی نادیده بگیریم.

سید قطب : هذا هو الطريق : راه این است

سید قطب : هذا هو الطريق : راه این است

نویسنده: سید قطب

«وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ یُرۡزَقُونَ. فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَاهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَیَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِینَ لَمۡ یَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ. یَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَة مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡل وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ» (آل عمران/ ۱۶۹ـ ۱۷۱) (گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده اند، مردگانی هستند، بل که زندگانی می باشند که نزد خدایشان روزی داده می شوند. بسی شادمان اند به آن چه خدا به ایشان از فضل خویش داده است و مژدگانی می دهند به کسانی که هنوز به ایشان نپیوسته اند که هیچ هراسی بر آنان نیست و نه ایشان اندوه دارند. مژدگانی می دهند با نعمت و فضلی از سوی خدا و این که خدا مزد مؤمنان را هدر نمی دهد).

هرگاه کسانی را می بینم که از اعلان کلمة الله هراس دارند، در عین حال که خود را دیندار می پندارند.. هرگاه می شنوم جویده جویده کلمه ی توحید را می گویند، ولی از ترس گرفتاری، آن را علنی نمی کنند و هراس دارند که نیروهای شر و طغیان بر ایشان چیرگی یابند.. هرگاه می بینم که بر این ناتوانی خویش لباس زرنگی، زیبایی، جوانمردی و تیزهوشی می پوشانند.. هرگاه چنین چیزهایی را مشاهده می کنم، آن آیات مقدس و ارزشمند کتاب خدا در ذهنم تداعی می شود که راه را روشن می نماید.. راهی که جز آن، مسیری به سوی پیروزی، عزت، سربلندی و موفقیت نیست.. آن گاه است که از ژرفای درونم فریاد برمی آورم که: آهای، این دین یکی است، آهای، پایان آن سامان نمی یابد جز با آن چه آغازش سامان یافت.. آهای، راه این است و بس! «ٱلَّذِینَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَکُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِیمَٰانا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَکِیلُ» (آل عمران/۱۷۳) (آنان که مردم به ایشان گفتند: قطعا مردم برای شما گرد آمده اند، پس از ایشان بترسید، اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است).

آنان نگفتند: ما در میان یک جمع سرکش، اندک هستیم، پس باید بر خواری شکیبا باشیم، به خفت راضی باشیم، با شر مجامله و مدارا کنیم و از طغیان بپرهیزیم، تا خدا خودش کارش را سامان دهد. زیرا مؤمن یقین دارد که: «إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡ» (رعد/۱۱) (به یقین خدا تغییر نمی دهد آن چه را به مردمی رسیده است، تا خود متحول کنند آن چه را در آن گرفتارند).

فرمان و کار خدا وقتی محقق می شود که کسانی با عبادت، امورش را اجرا کنند. آسمان همین گونه بر مردم عزت و پیروزی فرو نمی ریزد، بل که هنگامی این امر می سر می شود که مردم دل های خویش را به خدای آسمان پیوند بزنند تا آن گاه نیروهای زمینی در دسترسشان قرار گیرد و زندگی بر زمین آسان شود. آن وقت است که نعمت و فضل خدا از هر سو سرازیر می شود و به ایشان گزندی نمی رسد. هرگاه مردمی کلمة الله را بروز دادند و از غیر خدا نهراسیدند، خدا هم زمین را در اختیارشان قرار می دهد.

باری در یک جلسه که دعوتگرانش مدعی بودند برای بازسازی و بازگشت جوانان به اسلام و یاری اسلام و سربلندی جهان اسلام گرد آمده اند، چنین چیزهایی را بر زبان راندم. ولی هنگامی که سخن از حکومت اسلامی و عمل به شریعت اسلام به میان آمد، بسیاری از آنان سست شده و ترسیدند، مبادا استعمار و غیر استعمار بر ایشان بشورند و چالش ها و گرفتاری های غیر قابل حلی را سر راه شان بگذارند. معتدل ترین ها می گفتند: ما باور داریم که اسلام مکتب عقیده، شریعت، قانون و نظام است، ولی آن را به زمانش موکول می کنیم و فعلا آن چه را بهتر و حکیمانه تر و آرام تر است، برمی گزینیم!

با خودم گفتم: چگونه پیروز می شوند افرادی که از همان مرحله ی نخست از درون و اندیشه شکست خورده اند؟! کسی که می هراسد سخن حق را بر زبان بیاورد یا در نوشتارش بنویسد، چگونه با نیروهای شر و طغیان مبارزه می کند؟! خدا می داند از هیچ چیز همانند دیپلماسی جاری بر زبان افراد پست فطرت و بد جنس که گاهی کسان دیگری هم مدعی آن می شوند، شگفت زده نشده ام! نه تنها در میدان دعوت اسلامی، که حتی در عرصه های مبارزات ملی با استعمارگران یا نبرد اجتماعی بر ضد سرکشی و طغیان، یا دیگر مبارزه های بشری بر علیه تمام انواع شر و بدی! ایشان همواره ناتوانی خود را با شعار «عقل» پوشش داده و شکست و ناکامی خویش را لباس «مانور» پوشانده و عشق به امنیت و سلامتی خود را همیشه با لعاب «منافع عمومی» رنگ می زنند!

ادامه

هر مسلمانی که دوست داشته باشد حاکمیت در ایران از دست مسلمین گرفته شده و به کفار سکولار داده شود

هر مسلمانی که دوست داشته باشد حاکمیت در ایران از دست مسلمین گرفته شده و به کفار سکولار داده شود

به قلم: عبدالباسط بازماندگان (مدرسه علوم دینی اهل سنت بندرعابس)

زمانی از رسانه های مجازی یا ماهواره ای می دیدیم یا می خواندیم که عده ای تبلیغ می کردند که جاهایی از شمال سوریه از گروه نجدی بغدادی گرفته شود و در اختیار آمریکا و مزدوران آمریکا قرار بگیرد. مزدورانی مثل ملحدین سکولار کورد از حزب کارگران اوجالان و سایر مزدوران عرب که در اختیار آمریکا و ناتو هستند و برای سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهند.

یا باز از رسانه ها می خواندیم  و یا می دیدیم که باز عده  ای به حمایت از ملحدین سکولار کورد دوست داشتند که سنجار (شنگال) از حاکمیت جماعت بغدادی گرفته شود و به این ملحدین سکولار کورد داده شود.

کسانی که از این سیاست تبعیت می کردند دو دسته ی عمده بودند:

  1.  احزاب سکولار و مرتد داخلی و دارودسته ی منافقین که در اساس با حاکمیت مسلمین و تطبیق قانون شریعت الله مخالف هستند و برایشان فرق ندارد این مسلمان دارای تفکرات نجدی باشد (مثل گروه بغدادی) یا شافعی باشد (مثل سومالی و غزه و یمن) یا حنفی باشند(مثل افغانستان و پاکستان و..) یا مالکی باشند(مثل لیبی و مالی و الجزائر و…) یا شیعه جعفری باشد (مثل ایران) یا شیعه زیدی باشد مثل یمن.
  2. کسانی از میان مسلمین که تنها به دلایل اختلاف مذهبی و کینه ی نابجا از مذهب مخالف خود دچار این گناه شده اند در حالی که الله تعالی به مومنین امر می کند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده/۸) ای مؤمنان! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با ایشان) دادگری نکنید. دادگری کنید که دادگری (به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتر (و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا) است. از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

این مومنین اگر بدانند و آگاه باشند که سکولاریسم دین کفار مشرک و سکولار است و بداند که «سکولاریستها» همان «مشرکین» در قرآن و سنت صحیح و شریعت الله هستند و تنها اسم آنها عوض شده است و ماهیت آنها (مثل لوطی و هم جنس باز) فرق ندارد، با این وجود راضی باشد که این کفار سکولار خارجی یا داخلی بر دارالاسلام ایران یا هر یک از دارالاسلامها پیروز شود، سوگند به خدائی که محمد را به پیامبری فرستاده معنی این آرزویش این است که دوست دارد که حاکمیت شیطان و پیروان شیطان بر ایران و مسلمین تطبیق داده شود و حاکمیت بر اساس مذهب شیعه و سایر مذاهب (حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی و زیدی) که در ایران رسمیت دارند از بین برود .

چنانچه مومنی ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودش و اختیاری چنین آرزوی داشته باشد از دایره ی مومنین خارج می شود و چنانچه از حالت آرزو خارج شده و جنبه ی عملی به خودش بگیرد و حتی با یک کلمه یا با کمک مالی یا نظامی این کفار را بر علیه دارالاسلام ایران یا هر سرزمیت تحت حاکمیت قوانین الله بر اساس هر مذهب اسلامی یاری برساند خاک برسر و عاقبت به شری است که کلاً از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد می شود و نماز و روزه و سایر عباداتش نیز باطل و نابود می شوند .  

پس در این دوران فتنه ها از ایمان و قیامت خود محافظت کنیم و اجازه ندهیم شیطان و یارانش ما را عاقبت به شر نموده و به جهنم راهنمایی کنند.

قدرت ایمان و وحدت مومنین در پیروزی های بزرگ دارالاسلام

قدرت ایمان و وحدت مومنین در پیروزی های بزرگ دارالاسلام

به قلم: کارزان شکاک

انسانهای جاهلی وجود دارند که خیال می کنند تجهیزات نظامی و بخصوص نیروی هوایی کفار سکولار جهانی چون آمریکا و ناتو و جنگ روانی رسانه های دشمن به همراه دین فروشان داخلی تا حدودی توانسته است از پیروزی حق و بخصوص پیروزهای بزرگ دارالاسلام ایران جلوگیری کنند؛ این در حالی است که الله تعالی می فرماید:

  • (إن ینصرکم الله فلا غالب لکم)
  • یا می فرماید: (إن تنصروا الله ینصرکم)
  • یا می فرماید: (ولینصرن الله من ینصره)!

در اینجا واقعیت این است که پیروزی از آن مومنین است نه کفار، و حتما مومنین دارای مشکلاتی داخلی هستند که این پیروزی نزد کفار رفته است.

زمانی که مومنین با تفرقه و جنگهای داخلی اسباب سستی و بی ابهتی خود را فراهم کردند در واقع دست از انهمه آیه و حدیث کشیدند که مومنین را به وحدت و یکپارچگی صفها دعوت می کنند و به این شکل مومنین به راحتی دست از نصرت دین الله تعالی کشیدند و الله تعالی هم دست از نصرت و پیروزی آنها کشیده است.

یکی از حکمتهای به تاخیر افتادن کسب پیروزهای بزرگ توسط دارالاسلام ایران ممکن است این باشد که الله تعالی بخواهد فرصت بیشتری به مومنین سایر مذاهب اسلامی بدهد تا بیشتر فکر کنند و بیشتر به تقویت ایمان خود و دور ریختن تفرق و درگیریهای داخلی بپردازند و الله تعالی به این شکل به مومنین فرصت بیشری برای توبه و بازگشت به شریعتش را بدهد؛ و گرنه پیروزی بزرگ بر سر مجاهدین دارالاسلام ایستاده و منتظر(کن فیکون) است.

واکنش اسلام و مسلمین در برابر مومنین سرپیچی کننده از رهبر دارالاسلام

واکنش اسلام و مسلمین در برابر مومنین سرپیچی کننده از رهبر دارالاسلام

ارائه: مُلا نور احمد (زید فراهی)

سه تن از یاران پیامبر از شرکت در غزوه ی تبوک دچار تخلف شدند. هر یک از این سه تن هرچند یکی از هزاران سرباز مومن را تشکیل می دادند؛ اما بازتاب رفتار آنان همچون سایر مومنین مسیر حرکت اسلامی را از ان روز تا آخر تحت تأثیر قرار داد. دقیقا بر خلاف رفتار دارودسته ی منافقین ( سکولار زده ها) که اکثر اوقات سخنان و رفتارها و حتی خودشان نادیده گرفته می شوند.

آن سه تن بدون عذر از شرکت در غزوه تبوک تخلف کردند. اما در تخلف خود با خدا و رسول خدا صادقانه رفتار کردند و پیامبر نیز در پاسخ یکی از آنان فرمود : «سخن تو راست است، اما برخیز تا خداوند در این مورد قضاوت کند».

توجیه ربّانی این سه تن با قطع رابطه ی مسلمانان صورت گرفت و رسول خدا مسلمانان را از سخن گفتن با آنان منع کرد. این قطع رابطه به اندازه ای که برای آن سه تن دشوار بود برای جمع مسلمانان نیز دشوار ود؛ اما با لبیک به فرمان رسول خدا استحکام صف و همبستگی مسلمانان در زیباترین شکل تاریخی خود را نشان داد، تا جایی که آنان سلام می کردند و یاران پاسخ نمی دادند! مهم تر و سخت از همه قطع رابطه ی همسران بود به گونه ای که تاریخ صفحه ای مشابه این صفحه را نقل نکرده است. یکی از آنان می گوید : «چهل روز از قطع رابطه سپری شد. ناگهان خبری از رسول خدا آمد که با همسرم قطع رابطه کنم. گفتم : او را طلاق دهم یا چه؟ گفت: نه، فقط به وی نزدیک نشو».

اهمیت این موضوع و خطری که صف مسلمانان را تهدید می کرد به جایی رسید که دشمنان اسلام در شام هم از این موضوع خبر یافتند و با شاعر مشهور اسلام کعب بن مالک که یکی از آن سه تن بود تماس گرفتند و به وی پیشنهاد کردند که به آنان بپیوندد. کعب می گوید : «روزی یکی از نبطیان ساکن شما که برای فروش مواد غذایی به مدینه آمده بود، آدرس من را از مردم پرس و جو می کرد، تا این که مردم من را به وی معرفی کردند و با نامه ای امیر غسان که در پارچه ی حریر نوشته شده بود به نزد من آمد. محتوای نامه این بود : «به ما خبر رسیده است که دوستت با تو جفا کرده است و خداوند قبول ندارد در ذلت و زبونی و در منزل تنگ و تاریک به سر ببری. به ما بپیوند تا با تو همدردی کنیم.» هنگامی که این نامه را خواندم با خود گفتم : این هم مصیبت دیگری است. عاقبت من به جایی رسیده است که مشرکی من را تطمیع می کند. سپس نامه را به تنور انداختم تا بسوزد.»

کعب بن مالک از روی صداقت و ایمان خود پرده از این رابطه و مکاتبه برمی دارد و این نامه را به تنور می اندازد، اما راستی عبدالله بن ابی چند جلسه، مکاتبه و طرح و نقشه را دیده و عملی کرده باشد و از این طریق علیه مسلمانان به توطئه پرداخته باشد.

حرکت اسلامی برای اطمینان از سلامتی صف مسلمانان باید توانایی خود را بیازماید و این قاعده را در میان گروه های ویژه ای اجرا نماید. اگر در اجرای این قاعده در میان گروهی محدود با شکست مواجه شود در سطح وسیع تر به طریق اولی شکست پذیر خواهد بود؛ بنابراین تا رسیدن به ساختار مستحکم و تشکیلات پایبند و دارای انضباط راه پر فراز و نشیبی در پیش خواهد داشت.

در پایان اشاره به این نکته ضروری است که جامعه ی اسلامی در نهایت بیداری و پایبندی و درد و زاری مشکل این سه برادر دینی خود را درک می کرد و از آن رنج می برد. زمانی که خبر قبول توبه ی آنان از آسمان به دینی رسید، بامداد مردی با بلندترین صوت از قله ی کوه فریاد زد : « ای کعب تو را مژده باد که توبه ات پذیرفته شد!» یکی از مادران مؤمنین می خواست شب این خبر را برساند که رسول خدا فرمود : «در این صورت مردم ازخوشحالی نمی گذارند شب بخوابید».

عملاً صف مسلمانان همچون یک جسد خود را نشان داد که اگر عضوی از آن را به درد می آورد روزگار سایر اعضاء را نماند قرا. زیباترین تصویر این اتفاق وجود عاطفه، دوستی کامل و مشارکت در درد و امید یکدیگر بود.