نجدیت و ترکیه دو لبه یک قیچی

نجدیت و ترکیه دو لبه یک قیچی

به قلم: مسعود سنه ای

این روزها دسته هائی از اهل جهاد که منهج خود را بر اساس تفکر نجدیت قرار داده اند خواسته و اکثراً ناخواسته ابزاری در دست کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو در رسیدن به سه هدف عمده ی دشمنان شده اند:

  1. ترساندن طاغوتهای دست نشانده که احتمال سقوط آنها وجود دارد و در نهایت دوشیدن و گرفتن امتیاز از آنها
  2.      ضربه زدن به دارالاسلام
  3. متنفر کردن و دور کردن مسلمین از اهل جهاد و نا امید کردن مسلمین از تشکیل حکومت مجری قانون شریعت الله

با آنکه نجدیت از نقش فرهنگی و تبلیغی وسیعتر از نقش نظامی برخوردار است با این وجود زمانی که وارد قلبها می شود باعث انحراف و بی رحمی و سخت شدن آن می شود و زمانی هم وارد جامعه و بخصوص وارد میدانهای جهاد می شود قطعاً باعث انحراف و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تولید تفرق و در نهایت منجر به : فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ (انفال/۴۶) سستی و بی ابهتی مومنین، و در برابر، باعث قدرت گیری طاغوتها و اهل بدعت شده اند.

آنچه تفاوت جبهه ی بیداری اسلامی و آمریکاست این است که جبهه ی بیداری اسلامی مایل است در جوامع اسلامی، انقلاب اسلامی همراه با حکومت اسلامی مجری قانون شریعت الله و حرکت به سمت وحدت واقعی اسلامی تمام مذاهب و تفاسیر اسلامی شکل بگیرد و آمریکا تلاش می کند حکومت حاکم مسلمانان مبتنی بر قاعده دموکراتیک غربی با الگو پذیری از ترکیه و و تفرق و تجزیه ی بیشتر بر اساس معیارهای زبانی و قومی و نژادی شکل بگیرد.

در این راه آمریکا و تمام کفار سکولار جهانی از هر امکاناتی از جمله گروههای متفرق و متعدد مسلح و غیر مسلح نجدیت به همراه  گروههای متفرق منتسب به اهل تصوف برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.

اگر ما مجموعه کار نجدیت (چه مسلح و چه غیر مسلح آن) و حکومت سکولار ترکیه و اقمار آن را در کنار هم بگذاریم  متوجه خواهیم شد که این دو، دو لبه یک قیچی هستند. یعنی هیچ کدام از این دو بدون دیگری برندگی آنچنانی ندارد. در این حال هر دو این دو لبه هم نزد امریکا است و مکمل هم در دنیای اسلام هستند.

یعنی امروزه نجدیت حرکت های نظامی را مورد توجه قرار می دهد و حکومت سکولار ترکیه هم در کنار خدمت در ناتو به بعد فرهنگی و تبلیغی اهمیت می دهد.

آیا جهت جلوگیری از این توطئه ی دشمنان و جریانات انحرافی طرحی دارید؟

تغییر استراتژی به «نجدیت» ، تلاشی جهت سکولار کردن مسلمین

تغییر استراتژی به «نجدیت» ، تلاشی جهت سکولار کردن مسلمین

به قلم: صلاح الدین الکوردی

استراتژی به یک زبان یعنی:چگونگی رسیدن به هدف. زمانی که اهداف ثابت هستند اما در چگونگی رسیدن به هدف تغییراتی به وجود می آید و تاکتیها نیز بر همین مبنا عوض می شوند گفته می شود که استراتژی تغییر کرده است .

با آنکه جرقه های تفکر «نجدیت» در میان اهل جهاد در قرن گذشته توسط امثال ابومحمد مقدسی در پیشاور زده شد اما دوره ی رشد و بلوغ آن به زمان ابومصعب زرقاوی و ابوبکر بغدادی بر می گردد؛ هر چند در درون القاعده هم این دوران به بعد از کشته شدن اسامه بن لادن و روی کار آمدن ایمن الظواهری گره خورده است.

از زمانی که به این شکل تفکر «نجدیت»  بر اهل جهاد منطقه ای حاکمیت پیدا می کند به تدریج تمام تفاسیر اسلامی دیگر در تنگناه قرار گرفته و به کلی به حاشیه رانده می شوند و تفکر برتر می شود «نجدیت» .  به این شکل به جای شورائی که توسط دکتر عبدالله عزام و اسامه بن لادن از تمام تفاسیر و مذاهب اسلامی جهت جهاد با آمریکا به عنوان سر افعی شکل گرفته بود ما شاهد ظهور یک حزب هستیم . آنهم حزب «نجدیت».

 زمانی که ایمن الظواهری و زرقاوی و ابوبکر بغدادی تفکر محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد را مبنای عمل خود قرار می دهند جهان اسلام شاهد تکرار فجایع جنگهای داخلی زمان محمد بن عبدالوهاب در عربستان و بر علیه حکومت عثمانی بود.

ابتدا جنگهای درونگروهی احزاب مختلف مسلح نجدی در عراق و سوریه و یمن و حتی سومالی و غرب آفریقا شروع شد هر چند سالها قبل جنگ روانی بین گروههای مختلف نجدی شروع شده بود؛ به دنبال آن به بهانه مشرک و خوارج و رافضی و … بودن جنگ بر علیه سایر مسلمین مخالف شروع شد تا اینکه در نهایت «نجدیت»  مسلح در زمان ما نتوانست به موفقیت زمان محمد بن عبدالوهاب برسد و به حاشیه رانده شده است.

  بزرگترین کارکرد «نجدیت»  از گذشته تا کنون، و مهمترین تلاش نجدیت بر مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تضعیف سایر گروههای جهادی و تولید جنگ داخلی و جدا کردن مسلمین از اهل جهاد است که در این راه در حقیقت پیام آور دو آفت برای مسلمین بوده است :

  1. کمک به سکولار سازی جوامع اسلامی با دامن زدن به تفرق و جنگهای داخلی  و بخصوص افراط گری به نحوی که مسلمین را از اهل جهاد نا امید و از اسلام انسان ساز و جامعه ساز می ترساند و آنها را به سوی سکولاریستها فراری می دهد.
  2. کمک به سیاست های امریکا و بخصوص رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اسلامی . چنانچه کار را به جائی رسانده اند که فعالیتهای نظامی رژیم صهیونیستی در مصر و سوریه و عراق و حتی یمن هم گسترش پیدا کرده و حسابی برای اهل جهاد و سایر مسلمین باز نمی کند.

اینگونه است که می بینیم با آنکه هدف این گروههای مسلح رسیدن به حکومتی اسلامی است اما از زمانی که استراتژی منهجی خود را به نجدیت تغییر داده اند در واقع نه تنها به آن هدف نزدیک نشده اند بلکه ناخواسته در خدمت دشمنان آن هدف عمل کرده و در راستای سکولار کردن مسلمین قدم برداشته اند

دلایل عدم تکفیر آشکار ابن باز و ابن عثیمین توسط جماعت بغدادی

دلایل عدم تکفیر آشکار ابن باز و ابن عثیمین توسط جماعت بغدادی

ارائه دهنده : مُلاخلیل

برای کم هوش ترین مسلمان هم جای شک و شبهه باقی نمانده است که تفکرات نجدیت که از اندیشه های محمد بن عبدالوهاب ریشه می گیرد یعنی : تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تکفیر نابجای مسلمین و دهها بیماری و آلودگی دیگر که همه در این چند سال گذشته دیده ایم.

عده ای ممکن است بگویند که نجدیت تنها با پیروان سایر مذاهب اسلامی متحد نمی شود و مشکل دارد، اما واقعیت این است که این تفکر با خود نجدیت هم مشکل دارد و در بین خود به دهها فرقه و گروه متضاد تقسیم شده اند و بیشتر از آنکه از مذاهب دیگرا به قتل برسانند از خودشان را به قتل رسانده اند.

در زیر به سوال و جوابی از مفتی جماعت بغدادی اشاره می کنیم  که در منابع همین جماعت نشر شده تا به علت عدم تکفیر آشکار بن باز و بن عثیمین (دو نماد برجسته ی نجدیت) پی ببریم.

🔸 ” سوال: خوب شیخ! چرا در مورد ابن عثیمین و ابن باز توقف شده است ؟ آنها حمله ی آمریکا به عراق را مباح دانستند ؟

جواب: این توقف بنابر دستور شیخ ابومصعب الزرقاوی تقبله الله تعالی بود، ایشان در آن موقع امر کرد تا زبان خود را در مورد ابن باز و ابن عثیمین نگه داریم (یعنی سخنی نگوییم) !!

🔹 چرا که برادرانی که از جزیرة العرب می آمدند، همانطور که می دانید این برادران در مساجد و نزد همین مشایخ تربیت شده بودند و آنها را از جمله‌ی علما می دانستند.

و هنگامی که می آمدند و هجرت می کردند تا در راه الله جهاد کنند و وقتی که می شنیدند: فلانی مرتد است و فلانی مرتد است !! تعجب می کردند !!

 و این موجب بسیاری از اشکالات در بعضی از مقرّات می شد و حتی بعضی از مجاهدان بخاطر همین می خواستند به جزیره العرب برگردند و میگفتند: چگونه این علماء را تکفیر می کنید؟

🔹لکن بعد از اینکه در جهاد ماندند و اتفاقات را با چشمانان خود دیدند ، فهمیدند قضیه از چه قرار است !! برای همین توقف شد در مورد این نفرات (یعنی؛ ابن باز و ابن عثیمین) . سائل از علامة أبوعلي الأنباري میپرسد: پس الان چرا در موردشان توقف کنیم؟

🔹امام أبوعلي الأنباري جواب مي دهد: ما هنوز هم در مورد (ابن باز و ابن عثیمین) سکوت کرده ایم !! سائل میپرسد: (بخاطر اینکه:) آنها قومی بودند که گذشتند و رفتند ؟ (قوم قد خلت) ؟؟

علامة أبوعلي الأنباري تقبله الله تعالی می گوید: أفضوا إلى ما قدموا ، أفضوا إلى ما قدموا (به سوی آنچه که از پیش برای خود فرستاده اند رفته اند).”

اهل سنت باید بدانند که نجدیت اگر به صراحت بسیاری از ائمه چون ابن حجر و نووی و … را تکفیر نمی کنند ریشه در تقیه و مصلحت طلبی دارد و باید بدانیم که نجدیت هم هرگز یک گروه نیستند، بلکه صدها گروه مختلف شده اند؛ فقط کافی است اطراف خودتان را نگاه کنید .

اگر دقت کنید اینها شیخهای خود را با اسامی چون «امام» «علامه» و… نام می برند و به این شکل به تعداد تمام گروهها و شیخها و دسته های ما شاهد «امامها» و «علامه ها» و مفتی ها و هیئتهای شرعی و… هستیم که همگی به نحوی فتوای مباح بودن خون و مال و آبروی همدیگر را صادر می کنند.

به نظر بنده اهل سنت باید این تفکر را از دلها و اندیشه ها و جامعه ی خودش دور بریزد و جارو کند و به جای آن دوباره به منهج صحیح اهل سنت برگردد.

 ما بدون شک در این تفکر نجدیت موارد مثبتی می بینیم، اما همین موارد مثبت در آثار سایر ائمه ی اهل سنت وجود دارند بدون آنکه این موارد منفی و الودگی های نجدیت در آنها وجود داشته باشد.

به دشمن اعتمان نکنیم و فریب نخوریم

به دشمن اعتمان نکنیم و فریب نخوریم

به قلم: مسعود سنه ای

کفار اهل کتاب به همراه کفار سکولار (مشرک) هرگز خیر خواه مسلمین نیستند و نمی خواهند در هیچ زمینه ی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و … به مسلمین خیری برسد . خداوند می فرماید: مَّا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِکِینَ أَن یُنَزَّلَ عَلَیْکُم مِّنْ خَیْرٍ مِّن رَّبِّکُمْ بقره/۱۰۵) کافران اهل کتاب و همچنین سکولاریستهای کافر (به زبان عربی = مشرکان)، دوست نمی‌دارند خیر و برکتی از جانب خدایتان بر شما نازل گردد و به شما دست دهد.

در کنار این، سکولاریستها همیشه با مسلمین با زبان اسلحه صحبت می کنند تا اینکه بتوانند محتوای ۴ گانه ی دین (۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش) را از مسلمین بگیرند و اسلامی توخالی و تهی برای مسلمین باقی بگذارند . خداوند می فرماید : وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره/۲۱۷) ( سکولاریستها = مشرکان ) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از آئینتان برگردانند.

پس باید بدانیم که ما در جنگی روانی و تبلیغی و سرد و بعد جنگی مسلحانه و گرم بی سابقه ای با کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها هستیم؛ و فراموش نکنیم که در هنگام جنگ مومنین یک جور زندگی می کنند و نماز می خوانند و استراحت می کنند و غذا می خورند و در هنگامی که جنگی نیست همه ی این کارها به شیوه ی دیگری انجام می شود.

ما هم اکنون در برابر دشمنان متعدد قرار گرفته ایم و هرگز نباید به دشمنان اعتماد کرد،(چه مجریان جنگ روانی دشمن و چه مجریان جنگ مسلحانه ی دشمن) باید مراقب ترفندها و حیله ها و بخصوص شبهات مجریان جنگ روانی که امروزه در لباس اهل سنت و تشیع در شبکه های مختلف ماهواره ای و مجازی ظاهر شده اند، بود.

اگر می بینید که امثال یاسر الخبیث (یکی از پرچمداران تشیع انگلیسی) چنان فیلمی را با حمایتهای همه جانبه ی کفار انگلیسی و غربی بر علیه اهل سنت می سازد، و اگر می بینید که شبکه های ماهواره ای کلمه و …(تسنن آمریکائی) از این سو چنان میزگردها و سخنرانی های ضد شیعی را ارائه می دهند، بدانید که همه ی اینها بازیگران یک سناریوی مشترکی هستند که کارگردان مشترکی دارند.

لطفاً در این بخش از جنگ روانی و تبلیغی هم فریب نخوریم و اجازه ندهیم دشمنان مشترک ما،  شعور ما را به بازی بگیرند.

شکنجه و اعدام علماء و زندانیان اهل سنت درزندانهای لبنان با پول و امکانات رژیم آل سعود

شکنجه و اعدام علماء و زندانیان اهل سنت درزندانهای لبنان با پول و امکانات رژیم آل سعود

به قلم : عبدالله مهاجر

زندان رومیه یکی از زندانهای بدنام و مخوف لبنان است که بسیاری از علماء و دعوتگران اهل سنت را در خود جایی داده است . شیخ عمر آل بکریه یکی از دانشمندان و علمای دعوتگر جهان اسلام می باشد که حکومت سکولار انگلیس تنها به دلیل تبلیغ و بیان اسلامی او را تحویل رژیم لبنان داد و این در حالی است که کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و هانی السباعی و… که داعی جنگ و اغتشاش در سوریه هستند را  در دامان خود می پروراند. چرا ؟ جواب ساده است به خودتان واگذار می شود . 

در حالی که زندانهای آل سعود بیشترین علما و دعوتگران و آزادیخواهان اهل سنت را در خود جایی داده است ، با این وجود می بینیم که پارسال همین رژیم دست نشانده سه میلیارد دلار به نیروهای امنیتی حکومت لبنان جهت مبارزه با علما و اهل سنت کمک مالی نمود و اسناد ویکی لیکس هم نشان می دهند که این رژیم دست نشانده و منافق به صورت مستقیم در قتل عام اهل سنت و نابود کردن تدریجی آن دخالت دارد .

زندان رومیه در لبنان نمونه ای بر ملا شده از صدها جنایت حکومت آل سعود در حق اهل سنت می باشد .

اگر این جنایت توسط مجاهدین شریعت گرا یا یکی از حکومتهای مذهبی اسلامی صورت می گرفت چه واکنشی در سراسر دنیای سکولار و دست نشاندگان بومیشان صورت می گرفت ؟

در همان ابتدای امر هیئت علمای اخوانی به رهبری قرضاوی و قره داغی و سپس سازمان ملل و بدنبال آن سازمانهای حقوق بشری و آمریکا و اروپا و روسیه هریک جداگانه  بیانیه صادر نموده و مثل سگ عوعو می کردند .

در کردستان عراق نیز علی قرداغی دین فروش با روداوو و خندان مصاحبه نموده و با چند مصلحت تراشی جاهلانه به مسلمین یورش می برد . علی باپیر نیز به همان ترتیب ،  به جای آیه و حدیث ، با دو ضرب المثل کوردی اظهار می کرد که این کارها در اسلام وجود نداشته و مسلمین را به بدترین شیوه ی ممکن محکوم می نمود . عبدالطیف مدخلی آل سلول نیز با آوردن القابی چون اهل بدعت ، ضال ، مضل ، خوارج  و غیره به مسلمین یورش می برد .

اما چون این جنایات در زندانهای آل سعود و اقمار دست نشانده ِ آن بر علیه مسلمین صورت می گیرد، و مهمتر از آن اینکه انجام دهنده نیز یک سکولار می باشد ؛ هیچ یک از اینها  از خود اعتراضی نشان ندادند . چرا ؟ چون همه ی اینها از یک منبع سرچشمه می گیرند و هدف همه ی اینها مبارزه با قانون شریعت و نوکری مستقیم و غیر مستقیم برای کفار یهود و آمریکا می باشد . حکومت کافر و مرتد آل سعود با پول و امکانات خود و خدمت به کفار جهانی هم اکنون به عنوان کثیف ترین و سرسخت ترین دشمن اهل سنت در سراسر دنیا به شمار می رود .

توهین کننده ها و تکفیر کنندگان مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان از نگاه اهل سنت؟

توهین کننده ها و تکفیر کنندگان مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان از نگاه اهل سنت؟

به قلم: ابوبکر الخراسانی

پیامبرمی‌فرماید: «منْ أَحْدثَ في أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فهُو رَدٌّ». ترجمه: کسيکه در اين امر دين ما چيزي را بياورد که از آن نيست مردود است. امروزه می بینیم که اشخاصی در تندروی و افراط دچار بدعت شده‌اند.

 الله می‌فرماید: { قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيراً وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ} [المائده_۷۷].بگو: اي اهل كتاب! به ناحق در دين خود راه افراط و تفريط مپوئيد و از اهواء و اميال گروهي كه پيش از اين گمراه شده‌اند و بسياري را گمراه کرده‌اند و از راه راست منحرف گشته‌اند، پيروي منمائيد.

به همین خاطر انسان باید هشیار باشد و از دین راستین منحرف نگردد، همانطور که الله خطاب به اهل کتاب و ما را مناصحه می‌فرماید که مرزهای این آئین را عبور ننمائیم و از حد خود پا فراتر نگذاریم.

چند کتابی بخوانیم و اینگونه تصور کنیم که ما همه چیز می دانیم و تکبری واهی بر ما غالب گردد. پیامبر خدا می‌فرماید: «هَلَكَ الْمُتَنَطِّعُونَ» قال‌ها ثلاثا، [رواه مسلم].هلاک شدند متنطعون (کساني که بي مورد سختگيري کرده و در گفتار و کردارشان غلو می‌نمایند.)

عبدالله بن مسعود فرموده است: اقوامی را خواهید یافت که گمان می‌کنند که قطعاً آنان به سوی کتاب الله فرا می‌خوانند و اما در واقع آنان بر آن پشت کرده‌اند، بر شماست یادگیری به علم، و برشماست از بدعت گزاری و تندروی (غلو) و تعمق آگاه باشید و به قدیم بازگردید (ائمه ی صالح گذشته). [البدع والنهي عنها ۱/۳۲].

امام شافعی به شیوه شدیدی از سخن گفتن بر اساس هوا و هوس نهی می‌نمود و می‌گفت: هنگامی که با همراهش مخالفت می‌کند به او می‌گوید کافر شده ای و اگر علم می‌داشت باید می‌گفت خطا کرده ای. [اخرجه الالکائي ۱/۱۴۷]. بسیار صحیح فرموده‌اند و ما با چشمان خود اینگونه افراد را می‌بینیم.

امام ابن قیم حنبلی در نونیه می‌ گوید: ما با اشخاص عزیز هم نشین می‌شویم و نه آن کس که مانند حیوان و مردار بدبو است، درباره اهل علم سخن می گویند و مفتری و بهتان زننده هستندو به علماء و اهل علم هتاکی می‌کنند… و این عملشان با نهایت کبر و عجب و غرور است و این بخاطر عدم فهم نصوص است.

این جماعت گمراه در بین مسلمانان هیچ وقت جدید و نوپیدا نبوده‌اند، اینهائی که هم اکنون ما می بینیم در واقع همان غلاة نجدی زمان ما هستند. این غلاة کنونی دقیقاً همان نجدی های زمان حکومت عثمانی هستند که هیچ مسلمانی از تیغ تکفیر آنها در امان نمانده بود در حالی که کفار اشغالگر انگلیسی و سایر کفار از دست و زبان آنها در امنیت کامل بودند و در جلو چشمان آنها به اشغال دارلاسلام تحت حاکمیت عثمانی و قتل عام مسلمین مشغول بودند.

این غلاة زمان که (اهل علم و علماء و مجاهدین بسیاری را تکفیر کرده‌اند) از دهها در وارد شده اند و دهها مورد را بهانه قرار داده اند تا عوام اهل سنت را هم تکفیر کنند و قصد دارند به تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و فتنه میان مسلمین دامن بزنند، در حالی که تمام کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی به همراه دارودسته ی منافقین مثل شغال به مسلمین هجوم آورده اند و یا در کمین هجوم به مسلمین هستند.

آیا بدعتی بالاتر از بدعت تفرق و تکفیر نابجای مسلمین و ریختن خون مسلمین وجود دارد؟

«اسلام آمریکائی» و بیانیه ی علمای درباری آل سعود بر علیه اخوان المسلمین

«اسلام آمریکائی» و  بیانیه ی علمای درباری آل سعود بر علیه اخوان المسلمین

به قلم : کارزان شکاک

اسلام آمریکائی اصطلاحی است که امام شهید – باذن الله – سید قطب در وصف آن می گوید : آمریکایی‌ها نیازمند اسلام هستند. ..آن‌ها اسلامی را که حکومت کند نمی‌خواهند، چرا که وقتی اسلام حکومت یافت؛ امتی تربیت می‌کند که برای آن‌ها قدرتمند شدن و نفی استعمار واجب است؛… آنها اسلامی می خواهند که تنها به امور شخصی و جزئی مثل آداب طهارت و … می پردازند اما در مورد امور مهم و اساسی چون مسائل حکومتی و اجتماعی و اقتصادی و مبارزه با استعماگران ساکت است و..» به همین دلیل با قاطعیت این نوع از اسلام نجدی – آمریکائی را با این عبارت هدف قرار داده بود که :«حالا وقت این نیست که دنبال توحید قبور (تخریب قبور) باشیم، باید پی توحید القصور (تخریب قصرها) را بگیریم»

اما این اسلام آمریکائی هم هرگز در مبارزه با اندیشه های حسن البناء و سید قطب آرام ننشستند و کار به جائی رسید که تمام آثار اینها را از کتابخانه ها و حتی کتابفروشیهای سعودی جمع آوری کرده و سوزاندند و.. .  هیأت کبارعلمای درباری پادشاهی آل سعود با صدور بیانیه ای در روز سه شنبه / / با تکفیر ضمنی جریان اخوان المسلمین اعلام کرد که: ” اخوان المسلمین یک گروه تروریستی است که نماینده مسیر روشن دین اسلام نیست بلکه اهداف حزبی خود را دنبال می کند که با باورها و هدایت های دینی ما منافات دارد. این گروه با پوشش دین باعث ایجاد تفرقه و فتنه و گسترش خشونت و تروریسم می‌شود و هدف غایی آن رسیدن به قدرت است.”

بیانیه ی علمای درباری آل سعود جریان اصلی اخوان المسلمین را مورد هدف قرار داده است و می گوید:” اخوان المسلمین از زمان تاسیس هیچ گونه توجهی به باورهای اسلامی، علوم دینی و کتاب و سنت نداشته و تاریخ این گروه سرشار از فتنه و شرارت است “

هیئت علمای درباری آل سعود در بیانیه اش بر ضد جریان اخوان المسلمین حمایت از طاغوتهای حاکم بر مسلمین را پنهان نمی کند و می گوید: ” اخوان المسلمین گروه منحرفی است که بر پایه نزاع با والیان امر و مخالفت با حاکمان مبتنی است”.

اخوان المسلمین برای ایجاد اتحاد میان مسلمین و تشکیل حکومتی اسلامی و مبارزه با استعمارگران خارجی پایه گذاری شده است، اما در کنار این جریان مبارک ما شاهد حزبهائی چون حزب راشد الغنوشی و اردوغان و امثالهم بوده ایم که با آنکه هیچ ربطی به جریان مبارک اخوان المسلمین و اندیشه های امام حسن البناء رحمه الله و امام سید قطب رحمه الله ندارند، اما اسم این جریان مبارک را یدک می کشند؛ با این وجود این بیانیه هیچ تفکیکی قائل نشده و کل جریان اخوان را هدف گرفته است.  

این بیانیه در واقع :

  • ریشه در مسائل منهجی  دارد و بیانگر درگیری تاریخی اسلام آمریکائی با اسلام آزادی بخش،
  • و تلاشی جهت تضعیف جبهه ی مسلمین در برابر جبهه ی کفار و بخصوص تلاش جهت تقویت و خدمت آشکار به رژیم صهیونیستی
  • و نشان دهنده ی اختلافات رژیم آل سعود (عامل آمریکا در منطقه) با حکومت سکولار ترکیه و اردوغان (عامل ناتو در منطقه) و رقابت و اختلاف منافع این دو قطب است.

در مارس ۲۰۱۴، وزارت کشورعربستان سعودی اعلام کرد اخوان را در لیست سازمان های تروریستی قرارداده است و  شورای علمای حکومت سکولار سیسی در مصر نیز که مورد حمایت مستقیم آل سعود است اخوان‌المسلمین را مرتد خوانده و تصرف اموال آنها را جایز دانسته بود.

این است چهره ی واقعی اسلام آمریکائی و تکفیری که در خدمت منافع و تقویت دشمنان و در مسیر ایجاد تفرق و تضعیف مسلمین در حرکت است .

برادران نجدی و قیچی کاری سخن علماء جهت حمله به مسلمین در مساله ی عذرهای معتبر شرعی

برادران نجدی و قیچی کاری سخن علماء جهت حمله به مسلمین در مساله ی عذرهای معتبر شرعی

به قلم: عدنان عبداللهی  

در مساله ی عذر به جهل باید بارها و بارها تکرار کرد که بین مسلمان و غیر مسلمان فرق وجود دارد.  مسلمین بر خلاف کفار دارای امتیاز عذرهای معتبر شرعی چون عذر به جهل و تا ویل و اکراه و تقلید و… هستند. اما کفار نه تنها عذری ندارند در مساله ی تقلید از بزرگان خود هم عذر ندارند؛ الله تعالی در قرآن کریم در باره ی اهل کتاب می فرماید.(انا اطعنا سادتنا وکبراءنا فاظلونا السبیلا.) پروردگارا ما از پیشوایان وعالمانمان اطاعت کردیم وراه را برما گم کردن .اونها کور کورانه وجاهلانه دنبال عالمان وپیشوایانشان راه افتادند واز توحید گمراه شدن وعیسی وعزیر را پسران الله قرار دادند والله تعالی هم عذر آنها را نپذیرفت.  

در اینجا الله تعالی در مورد کفار اهل کتاب صحبت کرده است نه در مورد مسلمین . از برادران نجدی می خواهم : لطفاً فرق بین مسلمین با غیر مسلمین را در عذرهای شرعی بدانید. شایسته نیست مسلمین را مشمول حکم کفار کنید .

برادران نجدی این سخن امام ابن قیم رحمه الله درطریق الهجرتین را می آورند که می فرماید : والاسلام هوتوحید الله وعبادته وحده لاشریک له والایمان بالله وبرسوله و واتباعه فیما جاءبه فما لم یاتی العبد بهذافلیس بمسلم وان لم یکن کافر معاندا فهو کافر جاهل، فغایه هذه الطبقه انهم کفار جهال غیر معاندین وعدم عنادهم لایخرجهم عن کونهم کفارافان الکافرمن جحد توحیدالله وکذب رسوله اما عنادا واما جهلا وتقلیدا لاهل العناد….

اسلام یعنی توحید الله وعبادت او به تنهایی بدون شریک وایمان به الله وبه رسول وپیروانش درآنچه که به سوی آن آمده است پس اگر بنده ای چنین نباشدپس مسلمان نیست واگر کافر معاندی نباشد پس کافری جاهل است. ونهایت این طبقه این است که آنها کفار جاهل غیر معاند هستن وعدم عناد آنها باعث نمی شود که از کافر بودن خارجشان کنیم چراکه کافر کسی است انکار توحید الله وتکذیب رسولش کندچه از روی عناد ودشمنی. یا از روی جهل وتقلید کردن از اهل عناد…

برادرانی که این قول ابن قیم را می آورند و با آن به مسلمین اهل عذر حمله می کنند باید دقت کنند که : ابن قیم در مورد کفار صحبت کرده و عذر به جهل را برای کفار رد کرده است. متوجه هستید برادران ؟  کفار عذر به جهل ندارند نه مسلمین . شما نگاه کنید ابن قیم باز در مورد مسلمین و داشتن عذر به جهل چه می گوید .

 شماها کلام امثال ابن قیم در مورد نداشتن عذر برای کفار را می آورید و با همین می گوئید کفار عذر ندارند پس مسلمین هم عذر ندارند در حالی که اصلا به گفته ی امثال ابن قیم در مورد داشتن عذر برای مسلمین هیچ اشاره ای نمی کنید . به نظر شما این انصاف است؟  شما از تکفیر نابجای مسلمین چه سودی می کنید؟ من خودم این راه را رفته ام . باور کنید دارید هم به دین الله و هم به بندگان الله ظلم می کنید در حالی که ما باید خادمی برای دین الله و بندگان الله باشیم .

برگی از کارنامه ی مفتی های جهادی نجدیت در سوریه

برگی از کارنامه ی مفتی های جهادی نجدیت در سوریه

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

گاه انسان فکر می کند که گروههای مختلف نجدیت در برخورد با سایر مسلمین و حتی در برخورد با هم بر اساس چه قاعده ای عمل می کنند؟ به گونه ای شده که اصلاً نمی توان آنها را پیش بینی کرد چون بر اصل ثابت شرعی پایبند نیستند، بلکه خودشان و شیخشان شده اند اصل!!

 روزی ابومحمد مقدسی دارودسته ی جولانی را مرتد می داند و روزی عمر رفاعی (یکی از مفتیان و از جوخه های ابوقتاده) فتوا می دهد که: شاگردان و پیروان مقدسی را بعد از اقامه حجت بکشید همچون قتل عاد ‼

روز دیگر طارق عبدالحلیم به صراحت ابوقتاده  اردن نشین و شاگرد لندن نشین اورا در مقاله ای تحت عنوان   “عملاء لا علماء”  تکفیر می کند و می گوید : “ابو قتاده فلسطینی و ابو محمود فلسطینی به تمام معنی عمیل و جاسوسان طواغیت هستند … الله تعالی شر آن جاسوس و عمیلها را بر ما و مسلمانان کم کند”.

در کنار این باز فتوا می دهد که کشتن مرد و زن همفکران نجدی خودش در دوله حلال است  و به سهولت فتوای قتل عام آنها را به سبک قوم عاد می دهد آنهم چه زمان؟ زمانی که اسیر آمریکا و ناتو و مرتدین سکولار اوجالان شده اند!!! و علاوه بر آنکه از نظر اخلاقی مرتدین سکولار (مشرک) و کمونیست (دهری) حزب کارگران اوجالان را بهتر از طرفداران دوله می داند ، دین این سکولاریستها(مشرکین) را هم بهتر از دین دوله می داند که همان اسلام است!!

و بعد از آنها ابوبصیر طرطوسی بلند می شود و در مورد دارودسته ی جولانی فتوا می دهد:

” حکم جماعت الجولانی همان حکم دواعش است که خوارج، اهل غلو، اهل بغی و مفسد فی الارض هستند و همه احکام خوارج غلات بر آنها جاری می گردد.افراد و مجموعه هایی هم به جماعت مجرم الجولانی ملحق شده اند که خوارج نیستند و صفات خوارج بر آنها منطبق نمی شود، اما گناه تکثیر سواد خوارج و نصرت آنها بر عهده این افراد است است و به دلیل سختی برای تمییز میان آنها و دیگر جماعت ها در معارک، این جماعت ها هم مثل خوارج غلات و اهل بغی با آنها رفتار می شود تا اینکه از الجولانی و جماعت مجرم او جدا بشوند و با صداقت توبه کنند و از الجولانی  و منهج و فساد و ظلم او برائت بجویند.”

همین ابوبصیر در جای دیگری می گوید:جنایت هایی که جولانی مرتکب شد، نظام نصیری بشار اسد هم مرتکب نشد !!

عربها در چنین مواردی می گویند: عاد السحر الی الساحر؛ پس بچشید این جزای اعمال خودتان است.

 الله تعالی ما را با گروههای نجدی آزمایش نکند و با پیروی صحیح از منهج اهل سنت و جماعت ایمان و دنیا و قیامت ما را حفظ کند.

شناختی بر خنجر مسموم مرتدین سکولاریست ترکیه بر پیکره ی امت اسلامی ( قسمت ششم )

شناختی بر خنجر مسموم مرتدین سکولاریست ترکیه  بر پیکره ی امت اسلامی  ( قسمت ششم )

گردآوری و ارائه دهنده : احسان هورامی

پارادوکس اردوغان

ترکیه و عربستان چرا به سوریه گیر داده اند؟

چنانچه قبلا یاد شد دو قطب بزرگ سکولاریستی جهان هر کدام دارای غلامان و نوچه هایی هستند که در این میان سوریه نوچه ی روسیه و چین و ترکیه و عربستان و.. نوچه ی اتحادیه ی اروپا و آمریکا می باشند . حالا بیشتر از  یک سال است که دولت ترکیه و عربستان، اقدامات ضد سوری زیاد و گوناگونی را انجام داده و به کمتر از سقوط بشار اسد راضی نیستند. شما باید بدانید چرا؟

در دنیای اخبار و تفسیرهای سیاسی، از سیاست تجدید حیات عثمانی و سیاست نو عثمانیگری ترکیه شنیده می شود. آیا دولتمردان ترکیه به دیوار اتاق خواب هایشان  نقشه های امپراتوری عثمانی را نصب کرده و با نگاه به آن می خوابند؟ بسیاری از تفسیرگران سیاسی این نظر را دارند. این نوشتار، چنین دیدگاهی را رد میکند.

اردوغان و دیگر دولتمردان سکولار ترکیه به کشورهای عربی دست نشانده ی غربیها سفر کردند و شکل دموکراسی به سبک ترکیه و اسلام مسخ شده اي تحت عنوان اسلام میانه رو و سکولاریسم را برای کشورهای عربی تونس و لیبی و مصر پیشنهاد و تبلیغ کردند. اما به شکلی کاملا برعکس، ترکیه همزمان از  جماعتهاي سني مسلح  در سوریه عليه حكومت سكولاريستي سوريه پشتیبانی میکند و آنها را مسلح میکند تا علیه بشار اسد بجنگند، یعنی از همان کسانی حمایت میکند که بشار اسد را خائن و سازشکار با اسرائیل می خوانند و شعار جنگ با اسرائیل برای پس گرفتن بلندی های جولان را سر می دهند. ترکیه همچنین به همراه اتحاديه ي اروپا (ناتو ) و آمريكا  فعالیتهای دیپلماتیک بسیار فعالی را در سطح جهان برای سقوط بشار اسد و حمایت سیاسی بین المللی از جنگجویان مسلح سوریه نیز در پیش گرفته است. این چه تضادی است؟ ترکیه چه چیزی را برای مردم مسلمان و همچنين مجاهدين مسلح در  سوریه می خواهد و چه نوع سوریه ای را آرزو مي كند ؟

ادامه