رونمائی از دروغهای خالد الحایک یکی از بزرگترین محدثین نجدیت

رونمائی از دروغهای خالد الحایک یکی از بزرگترین محدثین نجدیت

به قلم: ابوابراهیم هورامی

این روزها که همه ی مسلمین تلاش دارند که با تمرکز بر مشترکات خود با هم اتحادی در برابر دشمنان اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و طاغوتهای محلی درست کنند نجدیت با تمام شاخه هایش به عنوان یک میکروب و مانع در برابر این جریان بیداری قرار گرفته است که از هیچ تحریف و دروغ و قیچی کاری سخنان بزرگان گذشته و چنگ زدن به آراء شاذ گذشتگان جهت تولید جنگ داخلی کوتاهی نمی کند. انگاری مجری جنگ روانی دشمنان بر علیه مسلمین شده اند.

در این روزها که ما شاهد قتل عام صدها مسلمان شیعه مذهب در قندوز و قندهار توسط گروه مسلح نجدی بغدادی هستیم و در کنار آن روزی نیست که یکی از اهل سنت افغانستان به جرم طالب بودن ترور نشود یا ذبح نشود و یا بر اثر بمبگذاری های کنار جاده ای توسط همین گروه نجدی قتل عام نشوند، در بخش جنگ روانی نیز نجدی ها بیکار ننشسته اند و به سبک خودشان به ترویج این جنایات کمک می کنند. یکی از این دورغگوها خالد الحایک است که نزد نجدیت به یکی از بزرگترین محدِّثین معاصر شناخته شده است.  نگاه کنید این شخص چگونه عموم شیعیان را تکفیر می کند:

می گوید: تمامی آنها امروز علماء و عوامشان بر یک مذهب هستند.. برای الله شریک قائل میشوند و به سوی غیر او دعاء و نذار میکنند,

ج: آیا با همین بهانه نبود که محمد بن عبدالوهاب آنهمه اهل سنت سرزمین وحی را کشت و با انگلیسی های کافر بر علیه حکومت اسلامی عثمانی متحد شد و هزاران مسلمان اهل سنت را به همین بهانه ها قتل عام کرد؟ بزرگترین محدِّثین معاصر چرا از ابتدائی ترین اصول فقه هم خبر ندارد و به این سادگی مسلمین را که در مورد توسل و شنیدن مردگان و نذر و … دیدگاه دیگری داشته اند تکفیر می کند؟

می گوید: و بسیاری از آنان معتقد به تحریف قرآن هستند,

ج: شما نگاه کنید همین الان کدام مرجع تقلید یا کدام دسته و گروه معتقد به تحریف قرآن هستند؟ آیا چنین کسانی وجود دارند؟ مگر همین شیعیان در برابر فتنه تحریف قرآن صدها کتاب و رساله ننوشته اند؟ این بزرگترین محدِّث معاصر نجدیت چرا دروغ می گوید؟

می گوید: همانطور که میبینید اهل سنت را در هرجا که توان داشته باشند قتل عام میکنند, و زنانشان را غصب میکنند, و غیر آن!!

ج: باور کنید هر اهل سنتی که در ایران یا افغانستان یا حتی در سایر مناطق با شیعیان زندگی کرده باشد خنده اش می گیرد و می فهمد که این شخص کذاب دارد دروغ می گوید. این است یکی از بزرگترین محدِّثین معاصر نجدیت.  نجدیت یعنی قیچی کاری، یعنی دروغ و تدلیس.

می گوید: همچنین به طرز نماز ما نماز نمیخوانند و از سنت نبی ما اتباع نمیکنند,

ج: یعنی هر کسی به سبک نجدیت نماز نخواند علماء و عوامشان مسلمان نیست و  خونش حلال است؟ باور کنید روش نماز حنفی ها با مالکی ها و شافعی ها و … در مواردی با هم متفاوت است حتی در دست گرفتن هم با هم یکی نیستند چه رسد به قرائت پشت سر امام و قنوت و…. آیا یکی از این مذاهب همدیگر را به این بهانه تکفیر کرده اند؟ خیر . فقط از نجدیت چنین دیوانگی هائی بر می آید.

می گوید: بعد از تمام اینها بگوییم: آیا علماء در تکفیر علماء و عوامشان اختلاف دارند?!…آیا عوام آنها تابع علمایشان نیستند?!…

ج: منظورش از علماء، نجدی ها هستند که به صدها دسته تقسیم شده اند و هیچ یک آن دیگری را قبول ندارند اما در تکفیر مسلمین به بهانه های پوچ و غیر شرعی هم صدا شده اند و گروههائی مسلح چون گروه بغدادی هم مجری این سخنان دروغین و پوچ شده اند.  

بله، درست فهمیده اید: نجدیت یعنی پیام آور مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن کفار اصلی، یعنی تفرق میان مسلمین یعنی ذلیلی و شکست برای مسلمین. در یک کلام: نجدیت یعنی: آفتی که باید به سبک اسلامی آن همچون سایر آفتها برداشته شود.

تجربیاتی هشدارآمیز از تفکر نجدیت در میدانهای جهاد افغانستان

تجربیاتی هشدارآمیز از تفکر نجدیت در میدانهای جهاد افغانستان

به قلم: مسعود سنه ای

در افغانستان مناطقی محدود وجود دارند که تابع مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله هستند. در این مناطق بسیاری از مردم تفکرات نجدیت را همچون آل سعود پذیرفته اند. در کنار این مناطق پراکنده و محدود دیگری نیز وجود دارند که بر اثر تبلیغات علمای نجدی به نجدیت گرایش پیدا کرده اند.

غیر از این عده ی محدود، اکثریت مطلق مردم افغانستان تابع ملاهای سنتی و حنفی مذهب خود هستند که به نسبتهای مختلفی از تفکرات اهل تصوف نیز حمایت می کنند. شیعیان جعفری نیز بعد از حنفی مذهبها بزرگترین اقلیت مذهبی این کشور را تشکیل می دهند.

زمانی که مجاهدین مهاجر عرب در زمان دکتر عبدالله عزام تقبله الله و شیخ اسامه بن لادن تقبله الله (که این دو رهبر دارای تفکرات اخوانی سید قطبی بودند) وارد افغانستان شدند تعداد زیادی از آنها دارای تفکرات نجدیت بودند و یا زمانی که وارد اردوگاههای مهاجرین می شدند به تدریج این تفکر را می پذیرفتند. چون تنها این تفکر در معسکرها آموزش داده می شد.

مهاجرین پاکستانی و کشمیری و ترکستانی و تاجیک و چچن و… اکثرا تابع همان مذهب حنفیت یا شافعی خود بودند. هر چند تعدادی از شافعی ها یا دارای تفکرات نجدیت بودند یا به تدریج به این تفکر می پیوستند.

تمام مهاجرینی که تفکرات نجدیت را با خود داشتند به آنها امر شده بود که از معسکرات وارد مجامع حنفی مذهب نشوند و چنانچه وارد این مجامع مردمی می شوند حتما باید۱- با آنها وارد بحثهای عقیدتی و اختلافات فقهی نشوند  2- در انجام عبادتهای ظاهری تابع مردم عادی شوند و به خاطر سنتهائی عامل تفرق نشوند.

در این میان برادرانی بودند که رعایت نمی کردند و ما بارها شاهد بوده ایم که برادری به خاطر تکان دادن انگشت در هنگام تشهد یا با صدای بلند آمین گفتن بعد از حمد در نماز و مسائلی از این دست توسط افغانهای حنفی مذهب سنتی به قتل رسیدند.

 جامعه ی افغانستان جامعه ای سنتی است و حنفیت علمای سنتی آنها را با هم متحد کرده است. زمانی که نجدیت به ناحق آنها را مشرک می نامد یا زمانی که عذرهای معتبر شرعی را حذف می کند و به ناحق آنها را تکفیر می کند، یا با برداشت اشتباه از بدعت و اهل بدعت آنها را اهل بدعت می نامد و…  به همین سادگی باعث می شود مسلمین به مسلمین مشغول شوند و تفرق در میان مسلمین به وجود بیاید که در نهایت منجر به جنگ داخلی هم می شود.

تمام دشمنان ما می دانند که نجدیت دارای چنین ظرفیتی از تفرق و جنگ داخلی است و زمانی که مسلمین به مسلمین مشغول شدند به تدریج از قدرت و ابهت آنها کاسته می شود و به تدریج مردم از مجاهدین دور می شوند و به این شکل جهاد در میان مردم به شکست کشیده می شود و دشمنان نفس راحتی می کشند. همان اتفاقی که در چچن و ازبکستان و … افتاد.

به همین دلیل در این مدت ۲۰ ساله ی اشغال افغانستان توسط آمریکا و ناتو ما دیدیم که بسیاری از این نجدی ها با سرمایه گذاری هنگفت آل سعود بورسیه شده و آموزش دیدند و بر بسیاری از منابر مساجد و کرسی های مدارس و دانشگاههای افغانستان تکیه زدند. حتی آل سعود با صرف هزینه های هنگفت شبکه های مختلف ماهوراه ای نجدی را توسط عبدالله حیدری مسئول بخش فارسی رادیوی خود راه اندازی کرده که با پشتوانه ی تفکرات نجدی عملا برای سکولاریسم و دموکراسی تبلیغ می کنند.

با انکه امارت اسلامی سقفی است برای تمام تفکرات و مذاهب اسلامی اما چنانچه نجدیت نتواند خودش را در تعریف مفاهیمی چون مشرک و مشرکین و اهل بدعت و … اصلاح کند بدون شک همچون یک مانع و آفت عمل خواهد خواهد کرد و باید منتظر جنگ مسلحانه و داخلی این عده بر علیه امارت اسلامی افغانستان در شکل جماعت بغدادی یا هر جماعت نجدی دیگری باشیم و حتی ممکن است همچون سوریه و یمن به طاغوتهائی چون آل سعود و امارات و ترکیه و غیره نیز در جنگ با همین مسلمین مخالف خود تکیه کنند و به این شکل جنگی نیابتی را بر مسلمین تحمیل کنند.

البته اگر تشیع هم فریب شیعیان انگلیسی را بخورد و در مسیر آنها قرار بگیرد بدون شک آنها هم ممکن است همچون شیعیان انگلیسی ایران و عراق یک خطر و تهدید محسوب شوند، چون در ایران هم این شیعیان غلاة و انگلیسی با آنکه یک اقلیت کوچک هستند اما یک خطر برای حاکمیت شده اند.  

پس خطر تفکر نجدیت و شیعیان انگلیسی در میان اهل دعوت و جهاد خطری جدی است و نباید به سادگی از کنار آنها گذشت.

غوغاسالاری و ریاکاری دسته هائی از اهل سنت و احزاب سکولار در توهینهای اخیر جوادیه تهران

غوغاسالاری و ریاکاری دسته هائی از اهل سنت و احزاب سکولار در توهینهای اخیر جوادیه تهران

به قلم: عمر محمود نژاد (بانه)

بدون شک توهین به هریک از شخصیتهای مورد پذیرش اسلام توسط هر کسی صورت بگیرد یک جرم است و مسئولین حکومتی و در کنار این، مدیریت و کنترل اجتماعی در تمام سطوح خانواده و محله و روستا و شهر و استان و کشور باید  چنان قدرت و نیروی بازدارندگی به وجود بیاورند که کسی در جامعه جرئت توهین کردن و فحاشی به این خط قرمزها را نداشته باشد.

پس توهین و فحاشی جرم است چه در برابر یک فرد عادی صورت گیرد و چه در برابر خط قرمزهای اسلام؛ اما در اینجا ما با یک نوع چند چهره ای و سیاسی بازی توسط دسته هائی از اهل سنت و بخصوص احزاب سکولار و رسانه های سکولار زده طرفیم.

همین چند وقت پیش بود که در مریوان و سقز و سنندج دسته هائی از ارازل و اوباش کورد زبان در دهه ی آخر ماه مبارک رمضان و بعد از آن به «الله» و «قرآن» و «رسول الله صلی الله علیه وسلم» و «ناموس رسول الله صلی الله علیه وسلم» و بعد سایر شخصیتهای مورد پذیرش مسلمین توهین و فحاشی کردند.

با آنکه از سوی دسته ای از جوانان مسلمان واکنشهائی نشان داده شد و هم اکنون نیز عده ای از آنها هنوز درگیر دادگاه و زندان هستند و حتی یکی از برادران ما چند روز پیش در پاوه اعدام شد اما همه دیدیم که :

  • احزاب سکولار کوردستان این دسته از فحاشان را مردم آزادی خواه و برابر طلب معرفی کردند و با انگ سلفی و داعشی بودن به این دسته از جوانان مسلمان حمله کردند در حالی که علمای صوفی منطقه گواهی دادند که اینها ربطی به سلفیت و داعشی بودن و… نداشتند.
  • تمام این گروههائی که هر یک برای خودشان «ضرار»هائی ترتیب داده اند مثل بنگاه «دعوت به تخریب» پیرانی و گروهکهای مختلف مفتی زاده ی امینی و قریشی و… همگی در برابر این فحاشان لال و کور و بی تفاوت شدند در حالی که همین امینی چند روز پیش به خاطر آتش روشن کردن زیر مجسمه ی یک شاعر سکولار بیانیه صادر کرد. البته پیروان اینها به سبکهای مختلفی به این چند جوان هم حمله کردند و به این شکل در کنار فحاشان و احزاب سکولار قرار گرفتند.
  • تمام این شخصیتهای منفردی که این روزها به خاطر توهین این انسان مجرم در جوادیه بیانیه صادر می کنند در آن زمان همگی لال بودند.
  • تمام این شبکه های ماهواره ای که به نام اهل سنت برای دموکراسی سکولاریستها فعالیت می کنند نیز در آن زمان هم لال بودند هم کور در حالی که اگر بخواهند سوزن را از کاه جدا می کنند.

تمام اینها به اضافه ی عوام زیادی از اهل سنت همگی در توهین به  «الله» و «قرآن» و «رسول الله صلی الله علیه وسلم» و «ناموس رسول الله صلی الله علیه وسلم» و شخصیتهای مورد پذیرش مسلمین فقط نظاره گر شدند؛ چرا؟ چون توهین کننده یکی از مرتدین از میان اهل سنت بود. فقط همین .

آیا توهین به «الله» و «قرآن» و «رسول الله صلی الله علیه وسلم» جرمش بیشتر است یا توهین به شخصیتهای پائینتر از اینها؟!

مگر در همین کوردستان عراق و ترکیه و سوریه سنی زاده ها هزاران بار به  «الله» و «قرآن» و «رسول الله صلی الله علیه وسلم» و «ناموس رسول الله صلی الله علیه وسلم» و ابوبکر و عمر و عثمان و … توهین نشده؟ مگر قرآنها را جلو چشم همه نسوزاندند؟ مگر صدها نفر مثل مریوان حلبچه ای مرتد صدها مطلب و کلیپ ارائه نداده اند؟  مگر شبکه های ماهواره ای و مجازی و احزاب سکولار و رهبران آنها بارها و بارها توهین نکرده و نمی کنند؟ پس چرا لال شده اید ای ریاکاران و مفسدین؟

ما بدون شک توهین توسط هر کسی صورت بگیرد را محکوم می کنیم و خواهان مجازات مجرمین برابر قوانین هستیم اما این به معنی نادیده گرفتن چهره ی ریاکارانه و واقعی دارودسته ی منافقین در میان اهل سنت نیست؛ اینها هستند که در کنار احزاب مختلف سکولار با برجسته کردن نژاد و قومیت مردم ما را چنان بار آورده اند که در برابر هر توهین و فسادی که توسط هم نژادشان صورت می گیرد سکوت کنند و بی تفاوت باشند و کسانی را هم تنها بگذارند که به خاطر دین غیرتی دارند و واکنشی نشان می دهند.

الله متعال ما را از شر این احزاب مختلف سکولار و از شر این گروهکهای سکولارزده ای که هر یک برای خود «ضرار»ی ساخته اند و از شر این شخصیتهای منفرد ریاکار و حقه باز عوام زده و از شر تمام توهین کنندگان نجات دهد. آمین. پس فریب نخوریم .

سکولار زده های لیبرال جماعت دعوت و اصلاح از خود بافتن و به نام اهل سنت صحبت کردن در مورد امارت اسلامی افغانستان

سکولار زده های لیبرال جماعت دعوت و اصلاح از خود بافتن و به نام اهل سنت صحبت کردن در مورد امارت اسلامی افغانستان

به قلم: کارزان شکاک

جریان مبارک اخوان المسلمین که با بزرگانی چون حسن البناء رحمه الله شروع می شود و با اندیشه های کسانی چون سید قطب رحمه الله استوار و منهجی می شود جریان مبارکی است که با منهجی مبارک کسانی چون دکتر عبدالله عزام رحمه الله و شیخ اسامه بن لادن رحمه الله را تحویل جامعه ی مسلمین داده است که جهاد خستگی ناپذیر آنها با آمریکا شیطان بزرگ (به قول سید قطب) یا سر افعی (به قول اسامه بن لادن) تا آخرین لحظات زندگی آنها مشهور است .

در کنار این جریان مبارک با این شخصیتهای بزرگوار ما شاهد جریان فاسد و خود باخته و تهی از مفاهیم اخوان المسلمین هستیم که به جای جهاد با آمریکا و سایر طاغوتهای دست نشانده ی آمریکا خودش را در پارلمانهای سکولاریستهای دموکراسی خواه تعریف می کند و به جای برائت از سکولاریستها و دموکراسی سکولاریستها خودش را یکی از خادمین این دموکراسی و حقوق بشر سکولاریستی آن معرفی کرده است .

 این جریان مخرب در میان مسلمین که کارنامه ای غیر از ذلیلی و شکست و سرخوردگی و نا امیدی و تنازل برای دشمنان دین و ملت ندارد هم اکنون دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) لیبرال دموکراسی خواهی هستند که با حسادتی وصف ناپذیر با شعارهای شبه اسلامی و دروغپردازی به سبک سکولاریستها به نفع کفار سکولار جهانی و محلی و به ضرر مجاهدین شریعت گرا فعالیت می کنند.

این جریان مخرب در دارالاسلام ایران تحت عنوان شرکت اقتصادی «دعوت و اصلاح» یا دقیقتر بنگاه «دعوت به تخریب» فعالیت دارد و متوجه شدیم که با همان سبک احزاب سکولار به دروغبافی در مورد کارنامه ی امارت اسلامی در زمان ملا محمد عمر رحمه الله و پس از ان پرداخته است .

این جریان در بخشی از بیانیه ی خود بزرگ بینانه و دروغین خودش می گوید:

  • اهل سنت ایران نگران وضعیت حقوق بشر در افغانستان است

ج: اولا شماها ج می کنید به نام اهل سنت ایران بیانه صادر می کنید و اگر کمی فهم داشتید تنها به اسم بنگاه خودتان می بافتید . ثانیاً اهل سنت و تمام بزرگان آن به شیوه های مختلفی پیام تبریک خود را به مناسبت پیروزی امارت اسلامی افغانستان و تطبیق شریعت الله بیان کرده و تطبیق شریعت را بزرگترین خدمت به بشر و مسلمین می دانند؛ این بنگاه تجاری فاسد «دعوت به تخریب» منظورش حقوق بشر سکولاریستی و آزادی های دموکراسی های بی بند بار است که اینگونه ابراز نگرانی کرده. پس شایسته بود بگوید بنگاه ما و دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) نگران تطبیق شریعت و از بین رفتن مفاسد سکولاریستها هستند نه اهل سنتی که خواهان تطبیق قانون شریعت الله و نابودی تمام مفاسد سیستم سکولاریستی هستند که تحت عنوان حقوق بشر از آن دفاع می کنند.

  • می گویند آمریکا: پیش از شکل گیری چارچوب یک نظم جایگزین مرضی الاطراف، این کشور را ترک نمودند.

این دارودسته ی منافقین و خادمین آمریکا از این بابت نگرانند که آمریکا نمی بایست قبل از تشکیل یک نظام دست نشانده و مزدور به سبک خودش افغانستان را ترک می کرد. نگاه کنید نگرانی این موجودات از چه بابت است به همین دلیل موافق خروج آمریکائی ها بدون برجای گذاشتن یک نظام فاسد سکولار و دموکراسی خواه دست نشانده ی آمریکا هستند و دارند از درون می سوزند که امارت اسلامی قصد دارد یک نظام اسلامی شریعت گرای مستقل را به وجود بیاورد. قُلْ مُوتُواْ بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏(آل عمران/۱۱۹) بگو : با (درد همین) خشمی که دارید ، بمیرید ، بیگمان خداوند از آنچه در درون سینه‌ها می‌گذرد آگاه است .‏

ادامه

سوریه و یمن : تفاوت القاعده ی نجدی الظواهری با القاعده ی اسامه بن لادن

اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن

سوریه و یمن : تفاوت القاعده ی نجدی الظواهری با القاعده ی اسامه بن لادن

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

القاعده ی شیخ عبدالله عزام و اسامه بن لادن رحمهما الله بر پایه های تفکرات اسلامی سید قطب رحمه الله شکل گرفته بود؛ در این القاعده شما شاهد تمرکز بر دشمنان کافر اصلی و اشغالگر هستید که در این میان به قول سید قطب رحمه الله آمریکا «شیطان بزرگ» است و به قول شیخ اسامه بن لادن رحمه الله آمریکا «سر افعی» است.

در این دوران با تمرکز بر این دشمن اصلی، القاعده در کنار تمام مذاهب اسلامی قرار گرفته است و به کوچکترین پیروزی های مسلمین در سراسر دنیای اسلام بر کفار سکولار و اشغالگر خارجی ابراز خوشحالی می شود.

به دنبال کودتای منهجی ایمن الظواهری و جایگزین کردن منهج مخرب و تک حزبی و محدود بین و انحرافی نجدیت به جای منهج وحدت گرا و قدرت بخش سید قطبی ما شاهد ورود تدریجی بیماری های رایج نجدیت به درون القاعده هستیم که اولین بیماری به برهم زدن دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان بر می گردد.

با شیوع این بیماری ما شاهد چرخش طبیعی نجدیت هستیم . یعنی تمرکز بر دشمن اصلی از بین می رود و خواسته یا ناخواسته جنگ متوجه مسلمین می شود. اینجاست که تفرق و جنگ داخلی میان جماعتهای مختلف نجدیت با همدیگر و با سایر جماعتهای مسلمین جرقه هایش زده می شود و عملاً جنگ القاعده در خدمت اهداف آمریکا و ناتو قرار می گیرد.

 نمونه ی عینی آن در سوریه دارودسته ی نجدی جولانی است که هم اکنون آشکارا با زیر مجموعه هایش چون گروهک چند نفره ی ملافتاحی و انصارالاسلام و گروه انصار الدین و … عملاً در کنار ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) قرار گرفته اند و ارتش ترکیه آزادانه در خیابانهای ادلب و اطراف آن مانور می دهد.

در یمن نیز باز القاعده ی نجدی الظواهری رسماً اعلام کرد که در کنار سربازان آل سعود و امارات و عبدربه منصور هادی و مزدوران آنها بر علیه انقلابیون شافعی – زیدی یمن که بر پایتخت تسلط پیدا کرده اند خواهند جنگید. یعنی اینها به خاطر مخالف بودن تفکرات شافعی ها و زیدی های یمن حاضر هستند با ارتش مرتدین آل سعود و امارات که به نیابت از کفار آمریکائی و ناتو وارد جنگ با مسلمین شده اند متحد شوند. آیا انحرافی بزرگتر از این می تواند وجود داشته باشد؟

القاعده ی نجدی الظواهری در درگیری های تعز و دیگر استان های یمن نقش فعالی را برای آل سعود و امارات و در واقع نقش فعالی را برای آمریکا و ناتو بازی کرده اند و در آستانه آزادسازی مأرب به دست اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن، القاعده ی نجدی الظواهری آخرین امید آمریکا و ناتو برای جلوگیری از سقوط این شهر هستند.

نجدیت اگر وارد میدانهای دعوت شود با تولید فرقه بازی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین آنرا به انحراف و ذلیلی می کشاند و اگر وارد میدانهای قتال و جهاد هم شود باز آنرا به انحراف و فساد و خدمت به دشمنان می کشاند.

آیا اثرات مخرب تفکرات نجدیت را واضح و آشکارا در میدانهای دعوت و جهاد نمی بینید؟

شيخ مقبل بن هادي الوادعي : آل سعود زندانی برای علماست و می خواهد یمن را هم ویران کند

شيخ مقبل بن هادي الوادعي : آل سعود زندانی برای علماست و می خواهد یمن را هم ویران کند

به قلم: عبدالباسط .ب (مدرسه علوم دینی اهل سنت خنج)

شيخ مقبل بن هادي الوادعي كه نزد مدخليان جايگاه بسيار بلندي دارد و مدخلي ها ايشان را مفتي و محدث سرزمين يمن مي نامند در كتابش ” المصارعة” صفحه ٤٧٥ ، درباره حكومت سعودي مي گويد:

” سعودي در حال حاضر نزديك به ٥٠٠ نفر از دعوتگران اسلامي در زندان هايش هستند و ( حكومت سعودي) ميخواهد سرزمين ما ( يمن) را نيز نابود كند مانند سرزمين خودش كه نابود كرده است، بسياري از داعيان مي خواهند كه از سعودي  به آمريكا و سودان و ديگر كشورها فرار كنند چون سعودي در حال حاضر تبديل شده است به قبرستان و گورستان علما !!

بعد از همه اين اتفاقات برخي را ميبينيم كه مي گويند دولت و حكومت ما ( حكومت سعودي) بهترين حكومت است.. تويي كه اين حرف را ميزني بدان كه فريب خوردي بدان كه دولت و حكومت شما مثل بقيه دولتهاست بلكه بايد بگويي مردم ما بهترين مردم هستند، مثلا بايد بگويي مردم ما در نجد وحجاز و اين ها كه اصل و نژاد پاك در آنها باقي مانده است بهترين هستند ،ولي اينكه بگويي دولت ما ( سعودي) بهترين دولت است، چه مي گويي زمانيكه فهد ( شاه سابق سعودي) صليب به گردن انداخت و رسول الله صلي الله عليه وسلم دستور داده كه صليب را بشكنيم و با آن مقابله كنيم……”

این سخنان شيخ مقبل بن هادي الوادعي  زمانی گفته شده اند که ملک فهد حاکم بود و تعداد زندانيان عالم و داعي اسلامي در زمان ملك فهد پادشاه سابق سعودي يك صدم تعداد داعياني كه در حال حاضر زنداني هستند نبود .امروزه صدها عالم بزرگ اهل سنت به همراه هزاران دانشجو و طلبه ی علوم دینی در زندانهای حکومت دست نشانده ی  آل سعود وجود دارند .

در زمان ملک فهد تمرکز بر جهاد با شوروی و کمونیستهای محلی بود و چون در جنگ سرد منافع آمریکا هم تامین می شد ملک فهد چندان فشاری به علماء و اهل دعوت و جهاد نمی آورد اما بعد از آن که آل سعود تماماً در خدمت منافع آمریکا و بر علیه مسلمین قرار گرفت و هزاران مسلمان را در سرزمینهای مختلف قتل عام کرده و جنگ خود را متوجه ی علما و اهل توحید داخلی عربستان هم متوجه کرده و جهاد بر علیه آمریکا و ناتو و مزدوران آنها شروع شده است، می بینیم که هزاران برادر و خواهر اهل دعوت در زندانهای مخوف آل سلول زندانی شده و گاهگاه در دسته جات ۲۰ و ۳۰ و ۴۰ تائی با فتوای علمای نجدی درباری قتل عام می شوند.

 این علمای درباری که در هیئت کبار علما و سایر ارگانها تجمع کرده اند دينشان طبق دستور حاكمان و بر فهم حاكم مي چرخد نه بر اساس دستور الله و بر فهم قرآن و سنت.

این است منهج نجدیت درباری آل سعود .

نتیجه ی نشان دادن منکری در رژیم آل سعود

نتیجه ی نشان دادن منکری در رژیم آل سعود

به قلم: سهیل محمدی

ابن تيمية مي گويد:”مرجئة امر به معروف و نهي از منكر را ترك ميكنند و مي گويند اين كار سبب فتنه مي شود” ( الآداب ابن مفلح جلد اول صفحه ١٥٧) اینکه ما در دارالاسلام ایران یا سایر جاها می بینیم که مثلاً از فلان امر حکومتی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و حتی جرائم مختلف کلیپی تهیه می شود و شخص به عنوان یک نقد و بدور از زیر پا گذاشتن قوانین کشور آنرا نشر می دهد و گاه مورد حمایت هم قرار می گیرد و برای ما چنین کارهائی ساده و عادی است اما در حکومتهای دیکتاتور و فاسدی چون رژیم شاهیگری آل سعود که از حمایت مفتی های نجدی درباری برخوردار است چنین نقدی جرمی بزرگ و نابخشودنی است.

حزام الاحمري، از كارمندان گمرك در شهر جدة سعودي طی کلیپی که از محل زندگی خودش می گیرد می گوید:” چگونه دخترانم را تربيت كنم؟ دختربزرگم دبيرستان است ، اين ديسكو و باشگاه شبانه است ، و اين هم چند متر پايين تر مسجد است؟ به من بگوييد چگونه دخترانم را تربيت كنم؟!! “

حزام الاحمري پس از اين اعتراض به خاطر اين جرم سنگين ( نهي از منكر!  و اعتراض به وجود کاباره و فاحشه خانه در سرزمين وحي و در كنار خانه اش ) به ٤ سال زندان و ٨٠ هزار ريال سعودي جريمه محكوم شد.

از نظر نجدیت که قدرت اصلی آن از علمای درباری آن چون فوزان و بن باز و …. سرچشمه می گیرد هر نوع فسق و فجوري كه از سوی حاکمیت ديدي و یا هر گونه مزدوری حاکمیت برای کفار در قتل عام مسلمین و زندانی کردن علمای صادق را دیدی تو بايد ساكت باشي حتي اگر تمام جامعه هم به فساد کشیده شد و کفار آمریکائی و غیره سرزمین وحی را اشغال کردند و در ان پایگاه نظامی ساختند و…. زنان جامعه را بي حجاب كردند و مساجد را بستند و در خيابان و كوچه و بازار  زنا و شراب و اعمال مخالف شريعت به فراواني ديدي بازهم بايد ساكت باشي چون اين دستور شاه و حاکم است وظيفه حاكم است و تو بايد سكوت كني كه باعث فتنه !! نشوي!  و تو حق اعتراض به کارهای حاکم را نداری حتی اگر به ناموست هم تجاوز کرد (سخنان یکی از علمای نجدی) و باید تماشا کنی و نظاره گر باشی .

این است مذهب نجدیت درباری آل سعود که هم اکنون شبکه های مختلف ماهواره ای و مجازی در حال نشر آن هستند.

تجربه ی مجدد اعتماد مسلمین به اخوان الشیاطین و سکولاریستها در تونس

چهره شاخص اخوان الشیاطین تونس (النهضه) عبدالفتاح ‌مورو در حال رقص با با یک رقاصه تونسی به نام مریم‌بن‌مولاهم. تا این اندازه هم پیش رفتند اما سکولاریستها تنها به نابودی آنها راضی هستند و این دم تکان دادنهای اخوان الشیاطین سودی ندارد

تجربه ی مجدد اعتماد مسلمین به اخوان الشیاطین و سکولاریستها در تونس

ارائه دهنده: محسن صادقی (سقز)

اخوان الشیاطین یعنی برادران شیطانها . یعنی کسانی که به جای برادری با مسلمین با شیاطین برادری می کنند . زمانی بود که جماعتی به نام اخوان المسلمین توسط امام شهید باذن الله حسن البناء تاسیس شد و این امام بزرگوار در راه اهدافی که اخوان المسلمین داشت شهید شد. به دنبال آن منهج اخوان به دو بخش تقسیم شد :

  1. منهجی که توسط کسانی چون سید قطب تقبله الله تا کنون ادامه یافته  که همان اخوان المسلمین واقعی است.
  2. منهج که توسط الهضیبی تا کنون ادامه داشته که به جای برادری با مسلمین برادری با شیاطین سکولار را انتخاب کرده اند. اینها اخوان الشیاطینی هستند که با انحرافات خود مصیبتهای زیادی برای مسلمین تولید کرده اند.  

صرفنظر از تجربیات متعدد کشورهای مختلف، در مصر ما شاهد تجربه ی خونین مورسی بودیم و از تونس هم خبر می‌رسد که قیس سعیّد رئیس‌جمهور سکولار آن کشور بر بی‌فقهان نادان اخوان الشیاطین کودتا کرده و اعلام نموده که پارلمان و دولت باید منحل شود و هر کس هم بخواهد مخالفت کند با قوه قهریه نظامیان مواجه خواهد شد!!

فراموش نکرده‌ایم زمانی را که این سکولار به کمک حزب خبیث و سکولارمآب اخوان الشیاطین تونس به رهبری غنوشی پلید و موروی بی‌اخلاق به ریاست‌جمهوری رسید همه آنانی که منهج کژ و منحرفی داشتند خوشحال شدند و مردم مسلمان را به حمایت از این فرد سکولار تشویق می‌کردند اما در همان وقت نیز علمای فقیه اهل سنت و جماعت بارها هشدار دادند که سکولارها دشمن اسلام هستند پس نباید همانند اردوغان فریب این شخص سکولار را بخورید اما جاهلان، هشداردهندگان را جزو غلات و خوارج و افراطی خواندند!!

زمان گذشت تا اینکه برای بار هزارم ثابت شد که جماعت نادان و فاسد العقیده اخوان الشیاطین از سوی سکولارها مورد خیانت قرار گرفت و مثل دستمال توالتِ استفاده‌شده پرت شد.

این جماعت که بزدلی خود را زیر ماسک عبارت‌هایی همچون میانه‌روی، دگرپذیری، مصلحت، تجدید و دموکراسی پنهان می‌کند و با همین شعارهای پوچ و غیرواقعی از جهاد و دعوت می‌گریزد و همیشه خود را به دامان دشمنان دین می‌اندازد بارها از یک سوراخ گزیده می‌شود اما بازهم به خود نمی‌آید و با پافشاری خود بر پیمودن باطل، تعجب عاقلان را برمی‌انگیزد!

رئیس‌جمهور سکولار تونس، رئیس پارلمان که غنوشی پلید است را از آنجا بیرون راند و او و اعضای حزبش را حقیرانه و ذلیلانه از مناصب حکومتی دور کرد.

با این حال غنوشی پلید و حزبِ در خواب مانده اش پس از آنکه قیس سعید برایشان نیروهای نظامی را بکار گرفته بازهم به شیوه بزدلان که دموکراسی و جنبش مسالمت‌آمیز است فرا می‌خوانند درست مثل معلولان جسمی و عقلی که قادر به کاری نیستند!

تاریخ دهه اخیر ثابت کرد که تغییر بدون داشتن قدرت، محال است و هر کس که با داشتن قدرت و نیروی نظامی مسلمانان مخالفت کند نادانی بیش نیست که در بیابان توهمات خود سرگردان است. مسلمانان باید از اوامر الله متعال و پیامبرش ﷺ پیروی کنند و از راههای شرعی اقدام کنند و به سرسپردگان نادان و فاسد العقیده‌ای همچون اخوان الشیاطین و اتحادیه علمای طاغوت قطر که در دین دموکراسی و تبعیت طاغوتان هضم شده‌اند گوش ندهند.

الله متعال در چند سال اخیر بارها ناشرعی بودن و بی‌ثمر ماندن راه‌های سیاسی و مسالمت‌آمیز را به امت بزرگوار اسلام ثابت کرده است و روز به روز تعداد بیشتری به این شیوه‌های وارداتی جاهلی کافر می‌شوند، البته بجز جاهلان اخوان الشیاطین که بزدلی و دنیادوستی خود را زیر ماسک این اراجیف پنهان می‌دارند.

حکومت سکولار ترکیه جانشین ناتو و آمریکا در افغانستان

حکومت سکولار ترکیه جانشین ناتو و آمریکا در افغانستان

به قلم: مسعود سنه ای

اگر دارالاسلام ایران بیشتر از همه بر قدرت نرم تمرکز کرده و توانسته است دایره ی نفوذ خود را در خاورمیانه و بخصوص در قلوب مسلمین مناطق باز کند، حکومت سکولار ترکیه بیشتر بر تبلیغات دروغین و با توسل به زور و قدرت نظامی سعی در تحمیل خود بر اهل سنت را داشته است .

کسانی که فریب سخنان تبلیغی و رسانه ای دروغین حکومت سکولار ترکیه و بخصوص سخنان شبه اسلامی اردوغان را نخورده باشند و اعمال این حکومت را در سومالی و افغانستان و سوریه و لیبی و یمن و قفقاز را بررسی کنند متوجه می شوند که حکومت سکولار ترکیه بازوی اصلی کفار سکولار جهانی چون آمریکا و ناتو در سرکوب اهل سنت و متحد سایر کشورها و خائنین و مزدوران محلی در قتل عام اهل سنت بوده است.

امروزه که آمریکا و متحدیین اصلی او که از اعضای ناتو بودند ذلیلانه همچون شوروی خاک افغانستان با لگد مجاهدین ترک کردند، و نیروهای حکومت دست نشانده ی آنها نیز یا در حال تسلیم شدن هستند یا در حال فرار به کشورهای مجاور؛ در چنین اوضاعی حکومت سکولار ترکیه به عنوان عضو اصلی ناتو قصد دارد پا جای پای شوروی ها و آمریکا بگذارد و خود را در همان باطلاق قرار دهد.

در فروردین ماه امسال ژنرال «سلجوقی یورتسیزاوغلو» یکی از ژنرالهای ارتش ترکیه فرماندهی ناتو در پایتخت افغانستان را به عهده گرفت و در مراسم دریافت پرچم جایگزین «نیکلا زانلی» فرمانده ی پیشین ناتو در کابل شد و ناتو تصمیم گرفته است، بواسطه یکی از اعضای منطقه ای خود بر این افغانستان نظارت کند و یا همچون سومالی و لیبی و یمن و ادلب سوریه و… جهت توسعه طلبی های خود از گروههای مختلف به ظاهر اسلامگرا  بهره برداری کند.

به دنبال این، حکومت سکولار ترکیه بعد از در دست گرفتن بعضی از فرودگاههای اصلی افغانستان، و چراغ سبز نشان دادن به حکومت مزدور تاجیکستان و ارسال  تعداد زیادی پهپاد و کوادکوپتر انتحاری برای مزدوران اداره کابل که علیه مجاهدین افغان در حال استفاده هستند، و ارسال تعدادی از نیروهای متحد با دارودسته  ی جولانی در ادلب سوریه به خاک افغانستان و…. در حال تدارک جنگی نیابتی در افغانستان است جنگی نیابتی مثل جنگی که آل سعود و امارات به نمایندگی از آمریکا سالهاست بر علیه شافعی ها و زیدی های یمن در حال انجام آن هستند.

مسلمین افغانستان زمانی که غلام و مزدور داخلی همزبان خودشان که بر کابل حکومت می کند را نمی پذیرند چگونه یکی از اعضای اصلی ناتو را می پذیرند که از همان ابتدا در اشغال افغانستان نقش داشته و ۲۰ سال است مستقیماً در کنار اشغالگران در حال قتل عام مسلمین بیگناه افغان بوده است؟!

حکومت سکولار ترکیه بدون شک یکی از دشمنان استراتژیک مسلمین است و به عنوان بازوی اصلی ناتو سالهاست به نمایندگی از کفار آمریکائی و ناتو در حال قتل عام اهل سنت در سراسر سرزمینهای اسلامی است.

دارودسته  ی جولانی و ملا فتاحی در شمال سوریه برای چنین حکومت سکولاری مزدوری می کنند و در راه چنین حکومت سکولار قتال می کنند.

پس نه فریب دروغهای رسانه ای تریکه را بخوریم و نه غلامان اجیر شده ی آنها را.   

دلایل مخالفت شيخ ناصرالدین ألباني با حکومت آل سعود

اشغال سرزمین وحی و پایگاههای آمریکا در آن

دلایل مخالفت شيخ ناصرالدین ألباني با حکومت آل سعود

ارائه دهنده : ابوابراهیم هورامی

متن زیر ترجمه ی سخنان شیخ آلبانی در مورد مسائل مختلفی است که نجدیت طرفدار آل سعود را تا حد جنون و هزیان گوئی پیش برده است. شیخ آلبانی می گوید:

حکومت سعودی برای حل مشکل مردم افغانستان چرا از آمریکا کمک نخواست؟ چرا؟ چون زمین افغانها زمین سعودی نبود. به شخصی که میخواهد صحبت شیخ را قطع کند میگوید: جواب من را ندادی. من عادت ندارم که نظر اشخاص را بپرسم ولی از تو میپرسم چرا حکومت سعودی به کمک مردم افغانستان نرفت که از آمریکا کمک بخواهد؟

سپس میگویم چرا دولت سعودی نمی رود از آمریکا کمک بگیرد که یهودیان را از سرزمین فلسطین بیرون کند و از مسجد الاقصی طرد کند دیگر مغزمان پر شده از بس میشنویم که مسجد الاقصی سومین حرم مسلمانان است. چرا دولت سعودی نرفت کمک بگیرد که یهودیان را از فلسطین اخراج کنند؟ چون آمریکاییها خودشان سبب این بلایا در فلسطین هستند. درست است یا نه؟

 بنظرم از حرفم ناراحت شدی! خطاب به شخصی که آنجاست..همین آمریکاییها با حیله و نیرنگ های مختلفی که قابل شمارش نیستند وارد سعودی شدند تا ناوها و نیروها و تجهیزات را بیاورند به سعودی و از تبلیغات و تمام فضای لازم بهره بردند به بهانه اینکه الضرورات تبیح المحظورات…در وقت سختی شرایط عوض میشود  و علما را تحت فشار گذاشتند معلوم نیست که به زور و یا به اختیار چنین فتاوایی از آنها خواستند که بین خودشان و خدایشان است که اختیاری و یا تحت فشار فتوا دادند که این مساله آمدن آمریکا به سعودی ضروری است.

حالا این ضرورت کی پیش آمد؟ زمانیکه عراق کویت را اشغال کرد و سعودی ترسید که زمینهایش را اشغال کنند.. حالا درباره افغانستان چطور؟ آیا سرزمین افغانستان سرزمین اسلامی نیست؟!چرا این شور و شوق برای این مورد – افغانستان- انجام نشد؟ من میگویم اگر این حدیث نمیبود: لن استعین بمشرک- از مشرک کمک نمیخواهم-

میگویم این برخورد و برداشت ها اسلامی نیستند چون اسلام فرقی نمیگذارد- بین سرزمین های اسلامی- و ما وقتی می آییم برای مردم سخنرانی کنیم افتخار میکنیم که اسلام فرقی بین سرزمینها نمیگذارد و فرقی بین قومیت و قبیله نمیگذارد و اگر مسلمانی در بالاترین نقطه شمال باشد باید به کمک برادر مسلمانش در جنوبی ترین نقطه برود و الان چطور اسلام اجازه میدهد که آمریکاییها صلیبشان را در سرزمین توحید به اهتزاز در بیاورند؟!

چطور چنین اجازه ای میدهد؟چطور اسلام اجازه میدهد که زنان لخت و نیمه لخت در خیابانها باشند؟

و در پایان: جورج بوش . جشن کریسمس را برای آمریکاییها در سعودی تعیین کرد. ولی تا زمانیکه این دشمن را دوست ببینی و بگویی خدا خیرت بده که آمدید و خیلی خوش آمدید..ولی گمراهی اینجاست که میگویند از کشورهای اسلامی و کشورهای دوست کمک خواستیم..

 کشورهای دوست منظورشان کدام کشورهاست؟! که از آنها کمک خواستند؟ آمریکا و انگلیس..خب بگویید آیا این کشورها دوست مسلمانان هستند؟ بلکه سبب بلاهایی که در فلسطین پیش آمده همین کشورها هستند.. ای مردم از خدا بترسید فتوا جلوی چشم شماست عقلتان را تعطیل نکنید(عقلتان را به کار بگیرید) در تمام تاریخ اسلام شاهد چنین چیزی نبوده ایم.