مقلدین ناشی ابن تیمیه در میان نجدیت

مقلدین ناشی ابن تیمیه در میان نجدیت

به قلم: محمد .م (مدرسه علوم دینی سید قطب مریوان)

نجدیت تفکری است که توسط محمد بن عبدالوهاب بنیانگذاری شد و توسط شاگردانش و دلارهای فراوان آل سعود و مراکز دانشگاهی وابسته به این رژیم و تبلیغات گسترده ی رسانه ای آنها تاکنون ادامه پیدا کرده است.  

یکی از مشخصه های بارز این تفکر که برداشتی ناقص از مذهب حنبلی است این است که جهت توجیه افکار خود گاه به افکار شاذ علمای گذشته مراجعه می کند و گاه با قیچی کاری و برداشت ناقص از اجتهادات علمای گذشته سعی می کند افکار خودش را با شعار دفاع از توحید و مبارزه با بدعت و… به خورد پیروانش بدهد.

یکی دیگر از مشخصه های نجدیت این است که به شدت مقلد علمای مورد پذیرش خود هستند و گاه دیده شده است که به سادگی آیات قرآن و سنت پیامبر و آرای تمام امامان و علمای گذشته را به نفع این علمای نجدیت نادیده می گیرند.

به هر حال یکی از افرادی که این اشخاص سعی می کنند خود را به آن وصل کنند ابن تیمیه ی حنبلی مذهب است، اما بسیاری مسائل از متعلق به تکفیر و قائل شدن عذرهای معتبر برای مسلمین و… به سادگی دیگاه این شخص را نیز نادیده می گیرند و یا از دیدگاه این شخص نیز با تفسیر نجدیت خود قیچی کاری هایی انجام می دهند.

به عنوان مثال بارها شنیده ایم که جهت تکفیر نابجای مسلمین می گویند ابن تیمیه گفته: فمَنْ جَعَلَ الْمَلَائِكَةَ وَالْأَنْبِيَاءَ وَسَائِطَ يَدْعُوهُمْ وَيَتَوَكَّلُ عَلَيْهِمْ وَيَسْأَلُهُمْ جَلْبَ الْمَنَافِعِ وَدَفْعَ الْمَضَارِّ مِثْلَ أَنْ يَسْأَلَهُمْ غفْرَانَ الذَّنْبِ وَهِدَايَةَ الْقُلُوبِ وَتَفْرِيجَ الْكُرُوبِ وَسَدَّ الفاقات فَهُوَ كَافِرٌ بِإِجْمَاعِ الْمُسْلِمِينَ (مجموع الفتاوی ۱ / ۱۲۴) هر كس ملائكه و انبيا(وهركس ديگر را)واسطه قرار دهد كه او را بپرستد و به فرياد بخواند و برآنها توكل كند و از آنها جلب منفعت و دفع مضرت طلب كند مانند اينكه از آنها بخواهد كه گناهانش را ببخشند و هدايتشان كند و مشكلات وسختى ها را از أنها برطرف كند پس چنين شخصى به إجماع علما كافر است.

اما واقعاً منظور ابن تیمیه چه بوده؟ ابن تیمیه می گوید: فإِنَّهُ سُبْحَانَهُ أَخْبَرَ عَنْ الْمُشْرِكِينَ كَمَا تَقَدَّمَ بِأَنَّهُمْ أَثْبَتُوا وَسَائِطَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ اللَّهِ يَدْعُونَهُمْ وَيَتَّخِذُونَهُمْ شفَعَاءَ بِدُونِ إذْنِ اللَّهِ (مجموع الفتاوی  3 / 105)اينجا ميگويد کفار مشرك واسطه هايى را بين خود و خداوند إثبات ميكردند كه آنها را ميپرستيدند و آنها را شفيع بدون اذن خداوند قرار ميدادند؛ و می گوید:فمَنْ أَثْبَتَهُمْ وَسَائِطَ عَلَى هَذَا الْوَجْهِ فَهُوَ كَافِرٌ مُشْرِكٌ يَجِبُ أَنْ يُسْتَتَابَ فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ (مجموع الفتاوی : ۱ / ۱۲۶)پس هر كس واسطه هايى اينگونه با اين صورت(شفاعت نافذ بدن اذن خدا،شريك در ملك ويا حكم خدا)براى خدا ثابت كند كافر مشرك است واگر توبه نكند كشته خواهد شد.

واضح است ابن تیمیه سخنی را می گوید که تمام مذاهب حنفی و جعفری و مالکی و شافعی و حنبلی و… گفته اند غیر از تفکر آشفته ی نجدیت محمد بن عبدالوهاب و شاگردانش.

عده ای از مقلدین نجدیت که با نام توحید و مبارزه با اهل بدعت و شرک باعث دامن زدن به تکفیر نابجای مسلمین ومشغول کردن مسلمین به مسلمین و در نهایت باعث تفرق بیشتر میان مسلمین تولید جنگ داخلی شده اند واقعاً خیال می کنند در حال خدمت به دین هستند اما در حقیقت آفت و مانعی در برابر اهل دعوت و جهاد در سراسر سرزمینهای اسلامی شده اند.

زندان آل سعود

زندان آل سعود

به قلم: ابراهیم یعقوبی

سرزمین وحی که سالهاست توسط آمریکا و انگلیس و از کانال رژیم فاسد آل سعود اشغال شده است تبدیل به زندانی بزرگ برای مومنین و حق گویان شده است.

شما تصور کنید که دکتر مالک احمد صرفاً به این دلیل زندانی شده است که رسانه های رسمی آل سعود را نقد کرده و نقدش این بوده که به جای اینهمه تبلیغ اینهمه پیام بازرگانی مطالب روشنگرایانه ی هدفدار جهت بیداری اسلامی مسلمین در برابر تهاجمات سکولاریستها نشر بدهد.

این دکتر بزرگوار صرفاً به خاطر این نقد بیشتر از ۴ سال است که بدون دادگاهی کردن در زندانهای آل سعود به سر می برد.

یا عبدالرحمن بن محمد عریفی که در ماه ۱۲ سال ۲۰۱۸ دستگیر و تاکنون زندانی شده است. جرم بزرگ این عالم این است که گویا «از اخوان المسلمین حمایت کرده است».

عربستان سرزمینی است که مردمان آن به دو طبقه ی کاملاً مجزا از نظر اقتصادی تقسیم شده اند. گروهی که در شهرهای بزرگی چون مکه و مدینه و ریاض زندگی می کنند که از رفاه نسبی برخوردارند و بخش اعظم مردم که در شهرها و روستاهای حاشیه ای زندگی می کنند که با انواع فقر مالی و بهداشتی و خوراکی دست و پنجه نرم می کنند.

در کنار این از لحاظ فکری نیز مردم عربستان به سه دسته تقسیم شده اند:

  1. سلفی های درباری و مریدان و مقلدین آنها که از آزادی مطلقی برخوردارند
  2. سکولاریستها و طرفداران غرب که اینها نیز آزادی کامل دارند
  3. روشنفکران و آزادیخواهانی که دیدگاهی مخالف این دو گروه دارند که در خفقان مطلق و ترس فراگیر به سر می برند.

این بخشی از واقعیت جامعه ای است که آل سعود در سرزمین وحی برای مومنین ساخته است . جامعه ای کاملاً وابسته که از هیچ گونه استقلالی برخوردار نیست و تنها ابزاری است برای پیاده کردن اهداف دشمنان اسلامی در عربستان و سایر سرزمینهای اسلامی مثل فلسطین و یمن و سوریه و عراق و سومالی و مصر و …..

چرا نجدیت مسلمین یک دیار را کلاً تکفیر و قتل عام می کنند و عده ای تقیه می کنند؟

چرا نجدیت مسلمین یک دیار را کلاً تکفیر و قتل عام می کنند و عده ای تقیه می کنند؟

به قلم: ابوبکر الخراسانی

این روزها میان دسته هائی از نجدیت درگیری لفظی به وجود آمده است مبنی بر اینکه عده ای از نجدیت تمام مسلمین یک دیار را کافر می دانند و عده ای از نجدیت اعتراض می کنند و می گویند که این روش تکفیر مسلمین روش غلاة و خوارج است. به نظر شما حق با کدام یک است؟

حمد بن عتیق از مراجع اصلی نجدیت درباره‌ تکفیر کل مسلمین اهل احساء یکی از شهرهای شرقی عربستان سعودی که با سعودی ها و اهل بغی همکاری نمی کنند و جانب حکومت عثمانی ها را می گیرند می‌گوید:

“و کسی که در آن چیزی که علماء بیان نمودند مشارکت دارد… آن سرزمین کفر می‌باشد، که اموال اهلش به غنیمت برده می‌شود و خون‌هایشان مباح دانسته می‌شود… گاهاً افرادی از مستضعفین و امثالشان در آن شهر هستند که بر کفرشان در باطن حکم کرده نمی‌شود، اما در ظاهر، الحمدلله مسئله آشکار است…

و کافی است برای تو آنچه را که پيامبر با اهل مکه انجام داد در حالی که در آن مستضعفین هم بودند و همچنان آنچه را که صحابه‌ کرام درباره‌ کسانی که از اسلام مرتد شدند از مباح قرار دادن خون و مال و سبی انجام دادند و هر عاقل و عالمی می‌داند آنچه را که اینها از کفر و ارتداد آورده‌اند قبیح‌تر و فاحش‌تر و بیشتر از آنچه است که آن‌ها انجام دادند…”

به این شکل شیخ حمد بن عتیق کل اهل احساء را تکفیر کرده است و هر کسی که در احساء است چون به نظر آنها و با تفسیر آنها شرک و کفر در آن غالب گشته، پس کافر است…

شیخ ابومحمد المصري  بعد از نقل قول از شیخ حمد بن عتیق می‌ گوید: پس بنگر که چگونه بر اهل آن شهر بر کفر ظاهر حکم نمود و آن بخاطر تحقیق یافتن اوصافی بود که تفاضای این حکم را کرد…  و تنها بر این بسنده نکرد که فقط سرزمین‌شان دارالکفر است… پس متوجه باش…”( سلسله علمی در بیان مسائل منهجی -حلقه ششم- مبحث سرزمین ها، آدرس در پی دی اف فارسی حلقه ششم – صفحه ۷ و ۸-)

نجدیت به این شکل مسلمین را از ابتدای ظهور محمد بن عبدالوهاب تا کنون تکفیر کرده اند و مسلمین را با این فتواها قتل عام کرده اند و با همین فتواها در زمان محمد بن الوهاب خون و مال مسلمین را مباح کرده و زنان آنها را سبی گرفته اند.

امروزه نمی توانند زنان مسلمین را مثل زمان محمد بن عبدالوهاب و چند دهه بعد از آن سبی بگیرند اما مباح کردن خون و مال مسلمین به بهانه های غیر شرعی و تفسیر های غلط و ضد اسلامی هنوز ادامه دارد.

این است منهج صحیح نجدیت و هر کسی که غیر از این را بگوید و غیر از این را انجام دهد در ادعای خودش دچار اشتباه شده است، یا هنوز قدرت ندارد و منتظر فرصت است تا این عقیده را اعلام و اجرائی کند و فعلاً تقیه می کند یا اینکه نسبت به نجدیت جاهل است.

نجدیت دعوتگران به سوی تفرق و ذلیلی میان مسلمین و تاجران فتوا فروش و خادمین طاغوتها

نجدیت دعوتگران به سوی تفرق و ذلیلی میان مسلمین و تاجران فتوا فروش و خادمین طاغوتها

کاتب : ابوابراهیم هورامی

بعد از آنکه جریان نجدیت با ظهور محمد بن عبدالوهاب متولد شد قتل عام مسلمین به بهانه های غیر شرعی، و مشغول کردن مسلمین به مسلمین، و در عوض، رها کردن کفار اصلی اشغالگر خارجی و طاغوتهای محلی شروع شد.

به دنبال تولید این جریان نامبارک، سیستم حکومتی آل سعود و اقمار آن به دو بخش مسئولین حکومتی و مسئولین امور مذهبی، یا به عبارتی آل سعود و آل شیخ تقسیم شدند و هر کدام وظایفی را بر عهده گرفتند که مقدمه ای برای سکولار شدن حاکمیت بود. آل شیخ یا مسئولین دستگاه مذهبی همیشه در اختیار حکام بوده اند و توجیه گر سیاستهای حکامی بوده اند که خود این حکام نیز مزدوران آمریکا و انگلیس و سایر کفار بوده اند.

این مزدوران دین فروش با تعاون و همکاری صادقانه با اطلاعات و سایر مراکز امنیتی و جاسوسی کفار عالمی ودست نشانده های مزدورشان به صورت مستقیم و غیر مستقیم، علنی و مخفی به بهانه مبارزه با کسانی که امنیت داخلی را بر هم می زنند در خدمت حکام سکولار در آمده و در مواردی که حکام از کشف روشی جدید جهت مبارزه با بیدارگران مسلمان و استحمار مردمان ساده ی ظلم چشیده عاجز ماندند این دین فروشان مردم فروش با وسوسه های ویرانگر و طرح های پلیدشان نوکر منشی خود را به نمایش می گذارند.

البته این چیز جدیدی نیست که مسلمین مجاهد را دستپاچه گرداند چون به کرات در زمان جنگ های صلیبی قبل از صلاح الدین رحمه الله، هجوم مغول ها، هجوم انگلیسی ه، اسپانیایی ها و… به ثبت رسیده و تاریخ خیانت این مزدوران با تجاربش فراموش ناشدنی است. اینان در زمینه کشف عقاید ما نمی توانند چیز جدیدی در اختیار کفار و مرتدین سکولار قرار دهند و تنها هنرشان منحرف کردن افکار و انرژی مردمان ساده و جاهل به اسلام است چون:

اولاً: عقیده ی اسلام چیز مخفی نیست و چیزهای سری ندارد که احتیاج به کشف داشته باشند.

ثانیاً: دعوت مجاهدین در سراسر جهاد یکی است با این وجود برداشت شخصی یا دنباله روی فکری بشری نیست که بر اجتهادات کوری بنا شده باشد که در مسیر مصالح دشمنان دین خدا و بندگان خدا باشد ، بلکه دعوتی است صحیح و الحمد لله بر مبنای دلیل صحیح و روشن بر پایه قرآن و سنت صحیح با برداشت سلف صالح این امه بدون پنهان کردن و پوشانیدن چیزی از دین خداوند جل جلاله.

ثالثاً: این گونه خیانت ها در طول تاریخ کل انبیاء و مسلمین برای اولین بار نیست که اتفاق می افتند و آخرین آن هم نخواهند بود و تجربیات این مرارت ها هم الحمد لله اکنون راحت تر و روشن تر در اختیار مجاهدین قرار گرفته و می گیرد. و برای مجاهدین به صورت امری طبیعی در آمده که غیر منتظره نیست.

اگر دقت کنید هر جا که آمریکا و سایر کفار جهانی قدم می گذارند و هر جا طاغوتهای محلی وجود دارند این مزدوران دین فروش را نیز پرورش می دهند و منابر و مدارس و شبکه های ماهواره ای و… را در اختیارشان قرار می دهند.

پس خطر نجدیت  با تمام شاخه های مختلفش را دست کم نگیرید. اینها سربازسازان گروههائی چون گروه بغدادی و جولانی هستند برای جنایت در میان مسلمین و خدمت خواسته یا ناخواسته به اجرائی شدن نقشه های دشمنان در میان مسلمین.

رونمائی از دروغهای خالد الحایک یکی از بزرگترین محدثین نجدیت

رونمائی از دروغهای خالد الحایک یکی از بزرگترین محدثین نجدیت

به قلم: ابوابراهیم هورامی

این روزها که همه ی مسلمین تلاش دارند که با تمرکز بر مشترکات خود با هم اتحادی در برابر دشمنان اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و طاغوتهای محلی درست کنند نجدیت با تمام شاخه هایش به عنوان یک میکروب و مانع در برابر این جریان بیداری قرار گرفته است که از هیچ تحریف و دروغ و قیچی کاری سخنان بزرگان گذشته و چنگ زدن به آراء شاذ گذشتگان جهت تولید جنگ داخلی کوتاهی نمی کند. انگاری مجری جنگ روانی دشمنان بر علیه مسلمین شده اند.

در این روزها که ما شاهد قتل عام صدها مسلمان شیعه مذهب در قندوز و قندهار توسط گروه مسلح نجدی بغدادی هستیم و در کنار آن روزی نیست که یکی از اهل سنت افغانستان به جرم طالب بودن ترور نشود یا ذبح نشود و یا بر اثر بمبگذاری های کنار جاده ای توسط همین گروه نجدی قتل عام نشوند، در بخش جنگ روانی نیز نجدی ها بیکار ننشسته اند و به سبک خودشان به ترویج این جنایات کمک می کنند. یکی از این دورغگوها خالد الحایک است که نزد نجدیت به یکی از بزرگترین محدِّثین معاصر شناخته شده است.  نگاه کنید این شخص چگونه عموم شیعیان را تکفیر می کند:

می گوید: تمامی آنها امروز علماء و عوامشان بر یک مذهب هستند.. برای الله شریک قائل میشوند و به سوی غیر او دعاء و نذار میکنند,

ج: آیا با همین بهانه نبود که محمد بن عبدالوهاب آنهمه اهل سنت سرزمین وحی را کشت و با انگلیسی های کافر بر علیه حکومت اسلامی عثمانی متحد شد و هزاران مسلمان اهل سنت را به همین بهانه ها قتل عام کرد؟ بزرگترین محدِّثین معاصر چرا از ابتدائی ترین اصول فقه هم خبر ندارد و به این سادگی مسلمین را که در مورد توسل و شنیدن مردگان و نذر و … دیدگاه دیگری داشته اند تکفیر می کند؟

می گوید: و بسیاری از آنان معتقد به تحریف قرآن هستند,

ج: شما نگاه کنید همین الان کدام مرجع تقلید یا کدام دسته و گروه معتقد به تحریف قرآن هستند؟ آیا چنین کسانی وجود دارند؟ مگر همین شیعیان در برابر فتنه تحریف قرآن صدها کتاب و رساله ننوشته اند؟ این بزرگترین محدِّث معاصر نجدیت چرا دروغ می گوید؟

می گوید: همانطور که میبینید اهل سنت را در هرجا که توان داشته باشند قتل عام میکنند, و زنانشان را غصب میکنند, و غیر آن!!

ج: باور کنید هر اهل سنتی که در ایران یا افغانستان یا حتی در سایر مناطق با شیعیان زندگی کرده باشد خنده اش می گیرد و می فهمد که این شخص کذاب دارد دروغ می گوید. این است یکی از بزرگترین محدِّثین معاصر نجدیت.  نجدیت یعنی قیچی کاری، یعنی دروغ و تدلیس.

می گوید: همچنین به طرز نماز ما نماز نمیخوانند و از سنت نبی ما اتباع نمیکنند,

ج: یعنی هر کسی به سبک نجدیت نماز نخواند علماء و عوامشان مسلمان نیست و  خونش حلال است؟ باور کنید روش نماز حنفی ها با مالکی ها و شافعی ها و … در مواردی با هم متفاوت است حتی در دست گرفتن هم با هم یکی نیستند چه رسد به قرائت پشت سر امام و قنوت و…. آیا یکی از این مذاهب همدیگر را به این بهانه تکفیر کرده اند؟ خیر . فقط از نجدیت چنین دیوانگی هائی بر می آید.

می گوید: بعد از تمام اینها بگوییم: آیا علماء در تکفیر علماء و عوامشان اختلاف دارند?!…آیا عوام آنها تابع علمایشان نیستند?!…

ج: منظورش از علماء، نجدی ها هستند که به صدها دسته تقسیم شده اند و هیچ یک آن دیگری را قبول ندارند اما در تکفیر مسلمین به بهانه های پوچ و غیر شرعی هم صدا شده اند و گروههائی مسلح چون گروه بغدادی هم مجری این سخنان دروغین و پوچ شده اند.  

بله، درست فهمیده اید: نجدیت یعنی پیام آور مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن کفار اصلی، یعنی تفرق میان مسلمین یعنی ذلیلی و شکست برای مسلمین. در یک کلام: نجدیت یعنی: آفتی که باید به سبک اسلامی آن همچون سایر آفتها برداشته شود.

تجربیاتی هشدارآمیز از تفکر نجدیت در میدانهای جهاد افغانستان

تجربیاتی هشدارآمیز از تفکر نجدیت در میدانهای جهاد افغانستان

به قلم: مسعود سنه ای

در افغانستان مناطقی محدود وجود دارند که تابع مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله هستند. در این مناطق بسیاری از مردم تفکرات نجدیت را همچون آل سعود پذیرفته اند. در کنار این مناطق پراکنده و محدود دیگری نیز وجود دارند که بر اثر تبلیغات علمای نجدی به نجدیت گرایش پیدا کرده اند.

غیر از این عده ی محدود، اکثریت مطلق مردم افغانستان تابع ملاهای سنتی و حنفی مذهب خود هستند که به نسبتهای مختلفی از تفکرات اهل تصوف نیز حمایت می کنند. شیعیان جعفری نیز بعد از حنفی مذهبها بزرگترین اقلیت مذهبی این کشور را تشکیل می دهند.

زمانی که مجاهدین مهاجر عرب در زمان دکتر عبدالله عزام تقبله الله و شیخ اسامه بن لادن تقبله الله (که این دو رهبر دارای تفکرات اخوانی سید قطبی بودند) وارد افغانستان شدند تعداد زیادی از آنها دارای تفکرات نجدیت بودند و یا زمانی که وارد اردوگاههای مهاجرین می شدند به تدریج این تفکر را می پذیرفتند. چون تنها این تفکر در معسکرها آموزش داده می شد.

مهاجرین پاکستانی و کشمیری و ترکستانی و تاجیک و چچن و… اکثرا تابع همان مذهب حنفیت یا شافعی خود بودند. هر چند تعدادی از شافعی ها یا دارای تفکرات نجدیت بودند یا به تدریج به این تفکر می پیوستند.

تمام مهاجرینی که تفکرات نجدیت را با خود داشتند به آنها امر شده بود که از معسکرات وارد مجامع حنفی مذهب نشوند و چنانچه وارد این مجامع مردمی می شوند حتما باید۱- با آنها وارد بحثهای عقیدتی و اختلافات فقهی نشوند  2- در انجام عبادتهای ظاهری تابع مردم عادی شوند و به خاطر سنتهائی عامل تفرق نشوند.

در این میان برادرانی بودند که رعایت نمی کردند و ما بارها شاهد بوده ایم که برادری به خاطر تکان دادن انگشت در هنگام تشهد یا با صدای بلند آمین گفتن بعد از حمد در نماز و مسائلی از این دست توسط افغانهای حنفی مذهب سنتی به قتل رسیدند.

 جامعه ی افغانستان جامعه ای سنتی است و حنفیت علمای سنتی آنها را با هم متحد کرده است. زمانی که نجدیت به ناحق آنها را مشرک می نامد یا زمانی که عذرهای معتبر شرعی را حذف می کند و به ناحق آنها را تکفیر می کند، یا با برداشت اشتباه از بدعت و اهل بدعت آنها را اهل بدعت می نامد و…  به همین سادگی باعث می شود مسلمین به مسلمین مشغول شوند و تفرق در میان مسلمین به وجود بیاید که در نهایت منجر به جنگ داخلی هم می شود.

تمام دشمنان ما می دانند که نجدیت دارای چنین ظرفیتی از تفرق و جنگ داخلی است و زمانی که مسلمین به مسلمین مشغول شدند به تدریج از قدرت و ابهت آنها کاسته می شود و به تدریج مردم از مجاهدین دور می شوند و به این شکل جهاد در میان مردم به شکست کشیده می شود و دشمنان نفس راحتی می کشند. همان اتفاقی که در چچن و ازبکستان و … افتاد.

به همین دلیل در این مدت ۲۰ ساله ی اشغال افغانستان توسط آمریکا و ناتو ما دیدیم که بسیاری از این نجدی ها با سرمایه گذاری هنگفت آل سعود بورسیه شده و آموزش دیدند و بر بسیاری از منابر مساجد و کرسی های مدارس و دانشگاههای افغانستان تکیه زدند. حتی آل سعود با صرف هزینه های هنگفت شبکه های مختلف ماهوراه ای نجدی را توسط عبدالله حیدری مسئول بخش فارسی رادیوی خود راه اندازی کرده که با پشتوانه ی تفکرات نجدی عملا برای سکولاریسم و دموکراسی تبلیغ می کنند.

با انکه امارت اسلامی سقفی است برای تمام تفکرات و مذاهب اسلامی اما چنانچه نجدیت نتواند خودش را در تعریف مفاهیمی چون مشرک و مشرکین و اهل بدعت و … اصلاح کند بدون شک همچون یک مانع و آفت عمل خواهد خواهد کرد و باید منتظر جنگ مسلحانه و داخلی این عده بر علیه امارت اسلامی افغانستان در شکل جماعت بغدادی یا هر جماعت نجدی دیگری باشیم و حتی ممکن است همچون سوریه و یمن به طاغوتهائی چون آل سعود و امارات و ترکیه و غیره نیز در جنگ با همین مسلمین مخالف خود تکیه کنند و به این شکل جنگی نیابتی را بر مسلمین تحمیل کنند.

البته اگر تشیع هم فریب شیعیان انگلیسی را بخورد و در مسیر آنها قرار بگیرد بدون شک آنها هم ممکن است همچون شیعیان انگلیسی ایران و عراق یک خطر و تهدید محسوب شوند، چون در ایران هم این شیعیان غلاة و انگلیسی با آنکه یک اقلیت کوچک هستند اما یک خطر برای حاکمیت شده اند.  

پس خطر تفکر نجدیت و شیعیان انگلیسی در میان اهل دعوت و جهاد خطری جدی است و نباید به سادگی از کنار آنها گذشت.

غوغاسالاری و ریاکاری دسته هائی از اهل سنت و احزاب سکولار در توهینهای اخیر جوادیه تهران

غوغاسالاری و ریاکاری دسته هائی از اهل سنت و احزاب سکولار در توهینهای اخیر جوادیه تهران

به قلم: عمر محمود نژاد (بانه)

بدون شک توهین به هریک از شخصیتهای مورد پذیرش اسلام توسط هر کسی صورت بگیرد یک جرم است و مسئولین حکومتی و در کنار این، مدیریت و کنترل اجتماعی در تمام سطوح خانواده و محله و روستا و شهر و استان و کشور باید  چنان قدرت و نیروی بازدارندگی به وجود بیاورند که کسی در جامعه جرئت توهین کردن و فحاشی به این خط قرمزها را نداشته باشد.

پس توهین و فحاشی جرم است چه در برابر یک فرد عادی صورت گیرد و چه در برابر خط قرمزهای اسلام؛ اما در اینجا ما با یک نوع چند چهره ای و سیاسی بازی توسط دسته هائی از اهل سنت و بخصوص احزاب سکولار و رسانه های سکولار زده طرفیم.

همین چند وقت پیش بود که در مریوان و سقز و سنندج دسته هائی از ارازل و اوباش کورد زبان در دهه ی آخر ماه مبارک رمضان و بعد از آن به «الله» و «قرآن» و «رسول الله صلی الله علیه وسلم» و «ناموس رسول الله صلی الله علیه وسلم» و بعد سایر شخصیتهای مورد پذیرش مسلمین توهین و فحاشی کردند.

با آنکه از سوی دسته ای از جوانان مسلمان واکنشهائی نشان داده شد و هم اکنون نیز عده ای از آنها هنوز درگیر دادگاه و زندان هستند و حتی یکی از برادران ما چند روز پیش در پاوه اعدام شد اما همه دیدیم که :

  • احزاب سکولار کوردستان این دسته از فحاشان را مردم آزادی خواه و برابر طلب معرفی کردند و با انگ سلفی و داعشی بودن به این دسته از جوانان مسلمان حمله کردند در حالی که علمای صوفی منطقه گواهی دادند که اینها ربطی به سلفیت و داعشی بودن و… نداشتند.
  • تمام این گروههائی که هر یک برای خودشان «ضرار»هائی ترتیب داده اند مثل بنگاه «دعوت به تخریب» پیرانی و گروهکهای مختلف مفتی زاده ی امینی و قریشی و… همگی در برابر این فحاشان لال و کور و بی تفاوت شدند در حالی که همین امینی چند روز پیش به خاطر آتش روشن کردن زیر مجسمه ی یک شاعر سکولار بیانیه صادر کرد. البته پیروان اینها به سبکهای مختلفی به این چند جوان هم حمله کردند و به این شکل در کنار فحاشان و احزاب سکولار قرار گرفتند.
  • تمام این شخصیتهای منفردی که این روزها به خاطر توهین این انسان مجرم در جوادیه بیانیه صادر می کنند در آن زمان همگی لال بودند.
  • تمام این شبکه های ماهواره ای که به نام اهل سنت برای دموکراسی سکولاریستها فعالیت می کنند نیز در آن زمان هم لال بودند هم کور در حالی که اگر بخواهند سوزن را از کاه جدا می کنند.

تمام اینها به اضافه ی عوام زیادی از اهل سنت همگی در توهین به  «الله» و «قرآن» و «رسول الله صلی الله علیه وسلم» و «ناموس رسول الله صلی الله علیه وسلم» و شخصیتهای مورد پذیرش مسلمین فقط نظاره گر شدند؛ چرا؟ چون توهین کننده یکی از مرتدین از میان اهل سنت بود. فقط همین .

آیا توهین به «الله» و «قرآن» و «رسول الله صلی الله علیه وسلم» جرمش بیشتر است یا توهین به شخصیتهای پائینتر از اینها؟!

مگر در همین کوردستان عراق و ترکیه و سوریه سنی زاده ها هزاران بار به  «الله» و «قرآن» و «رسول الله صلی الله علیه وسلم» و «ناموس رسول الله صلی الله علیه وسلم» و ابوبکر و عمر و عثمان و … توهین نشده؟ مگر قرآنها را جلو چشم همه نسوزاندند؟ مگر صدها نفر مثل مریوان حلبچه ای مرتد صدها مطلب و کلیپ ارائه نداده اند؟  مگر شبکه های ماهواره ای و مجازی و احزاب سکولار و رهبران آنها بارها و بارها توهین نکرده و نمی کنند؟ پس چرا لال شده اید ای ریاکاران و مفسدین؟

ما بدون شک توهین توسط هر کسی صورت بگیرد را محکوم می کنیم و خواهان مجازات مجرمین برابر قوانین هستیم اما این به معنی نادیده گرفتن چهره ی ریاکارانه و واقعی دارودسته ی منافقین در میان اهل سنت نیست؛ اینها هستند که در کنار احزاب مختلف سکولار با برجسته کردن نژاد و قومیت مردم ما را چنان بار آورده اند که در برابر هر توهین و فسادی که توسط هم نژادشان صورت می گیرد سکوت کنند و بی تفاوت باشند و کسانی را هم تنها بگذارند که به خاطر دین غیرتی دارند و واکنشی نشان می دهند.

الله متعال ما را از شر این احزاب مختلف سکولار و از شر این گروهکهای سکولارزده ای که هر یک برای خود «ضرار»ی ساخته اند و از شر این شخصیتهای منفرد ریاکار و حقه باز عوام زده و از شر تمام توهین کنندگان نجات دهد. آمین. پس فریب نخوریم .

سکولار زده های لیبرال جماعت دعوت و اصلاح از خود بافتن و به نام اهل سنت صحبت کردن در مورد امارت اسلامی افغانستان

سکولار زده های لیبرال جماعت دعوت و اصلاح از خود بافتن و به نام اهل سنت صحبت کردن در مورد امارت اسلامی افغانستان

به قلم: کارزان شکاک

جریان مبارک اخوان المسلمین که با بزرگانی چون حسن البناء رحمه الله شروع می شود و با اندیشه های کسانی چون سید قطب رحمه الله استوار و منهجی می شود جریان مبارکی است که با منهجی مبارک کسانی چون دکتر عبدالله عزام رحمه الله و شیخ اسامه بن لادن رحمه الله را تحویل جامعه ی مسلمین داده است که جهاد خستگی ناپذیر آنها با آمریکا شیطان بزرگ (به قول سید قطب) یا سر افعی (به قول اسامه بن لادن) تا آخرین لحظات زندگی آنها مشهور است .

در کنار این جریان مبارک با این شخصیتهای بزرگوار ما شاهد جریان فاسد و خود باخته و تهی از مفاهیم اخوان المسلمین هستیم که به جای جهاد با آمریکا و سایر طاغوتهای دست نشانده ی آمریکا خودش را در پارلمانهای سکولاریستهای دموکراسی خواه تعریف می کند و به جای برائت از سکولاریستها و دموکراسی سکولاریستها خودش را یکی از خادمین این دموکراسی و حقوق بشر سکولاریستی آن معرفی کرده است .

 این جریان مخرب در میان مسلمین که کارنامه ای غیر از ذلیلی و شکست و سرخوردگی و نا امیدی و تنازل برای دشمنان دین و ملت ندارد هم اکنون دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) لیبرال دموکراسی خواهی هستند که با حسادتی وصف ناپذیر با شعارهای شبه اسلامی و دروغپردازی به سبک سکولاریستها به نفع کفار سکولار جهانی و محلی و به ضرر مجاهدین شریعت گرا فعالیت می کنند.

این جریان مخرب در دارالاسلام ایران تحت عنوان شرکت اقتصادی «دعوت و اصلاح» یا دقیقتر بنگاه «دعوت به تخریب» فعالیت دارد و متوجه شدیم که با همان سبک احزاب سکولار به دروغبافی در مورد کارنامه ی امارت اسلامی در زمان ملا محمد عمر رحمه الله و پس از ان پرداخته است .

این جریان در بخشی از بیانیه ی خود بزرگ بینانه و دروغین خودش می گوید:

  • اهل سنت ایران نگران وضعیت حقوق بشر در افغانستان است

ج: اولا شماها ج می کنید به نام اهل سنت ایران بیانه صادر می کنید و اگر کمی فهم داشتید تنها به اسم بنگاه خودتان می بافتید . ثانیاً اهل سنت و تمام بزرگان آن به شیوه های مختلفی پیام تبریک خود را به مناسبت پیروزی امارت اسلامی افغانستان و تطبیق شریعت الله بیان کرده و تطبیق شریعت را بزرگترین خدمت به بشر و مسلمین می دانند؛ این بنگاه تجاری فاسد «دعوت به تخریب» منظورش حقوق بشر سکولاریستی و آزادی های دموکراسی های بی بند بار است که اینگونه ابراز نگرانی کرده. پس شایسته بود بگوید بنگاه ما و دارودسته ی منافقین (سکولار زده ها) نگران تطبیق شریعت و از بین رفتن مفاسد سکولاریستها هستند نه اهل سنتی که خواهان تطبیق قانون شریعت الله و نابودی تمام مفاسد سیستم سکولاریستی هستند که تحت عنوان حقوق بشر از آن دفاع می کنند.

  • می گویند آمریکا: پیش از شکل گیری چارچوب یک نظم جایگزین مرضی الاطراف، این کشور را ترک نمودند.

این دارودسته ی منافقین و خادمین آمریکا از این بابت نگرانند که آمریکا نمی بایست قبل از تشکیل یک نظام دست نشانده و مزدور به سبک خودش افغانستان را ترک می کرد. نگاه کنید نگرانی این موجودات از چه بابت است به همین دلیل موافق خروج آمریکائی ها بدون برجای گذاشتن یک نظام فاسد سکولار و دموکراسی خواه دست نشانده ی آمریکا هستند و دارند از درون می سوزند که امارت اسلامی قصد دارد یک نظام اسلامی شریعت گرای مستقل را به وجود بیاورد. قُلْ مُوتُواْ بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏(آل عمران/۱۱۹) بگو : با (درد همین) خشمی که دارید ، بمیرید ، بیگمان خداوند از آنچه در درون سینه‌ها می‌گذرد آگاه است .‏

ادامه

سوریه و یمن : تفاوت القاعده ی نجدی الظواهری با القاعده ی اسامه بن لادن

اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن

سوریه و یمن : تفاوت القاعده ی نجدی الظواهری با القاعده ی اسامه بن لادن

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

القاعده ی شیخ عبدالله عزام و اسامه بن لادن رحمهما الله بر پایه های تفکرات اسلامی سید قطب رحمه الله شکل گرفته بود؛ در این القاعده شما شاهد تمرکز بر دشمنان کافر اصلی و اشغالگر هستید که در این میان به قول سید قطب رحمه الله آمریکا «شیطان بزرگ» است و به قول شیخ اسامه بن لادن رحمه الله آمریکا «سر افعی» است.

در این دوران با تمرکز بر این دشمن اصلی، القاعده در کنار تمام مذاهب اسلامی قرار گرفته است و به کوچکترین پیروزی های مسلمین در سراسر دنیای اسلام بر کفار سکولار و اشغالگر خارجی ابراز خوشحالی می شود.

به دنبال کودتای منهجی ایمن الظواهری و جایگزین کردن منهج مخرب و تک حزبی و محدود بین و انحرافی نجدیت به جای منهج وحدت گرا و قدرت بخش سید قطبی ما شاهد ورود تدریجی بیماری های رایج نجدیت به درون القاعده هستیم که اولین بیماری به برهم زدن دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان بر می گردد.

با شیوع این بیماری ما شاهد چرخش طبیعی نجدیت هستیم . یعنی تمرکز بر دشمن اصلی از بین می رود و خواسته یا ناخواسته جنگ متوجه مسلمین می شود. اینجاست که تفرق و جنگ داخلی میان جماعتهای مختلف نجدیت با همدیگر و با سایر جماعتهای مسلمین جرقه هایش زده می شود و عملاً جنگ القاعده در خدمت اهداف آمریکا و ناتو قرار می گیرد.

 نمونه ی عینی آن در سوریه دارودسته ی نجدی جولانی است که هم اکنون آشکارا با زیر مجموعه هایش چون گروهک چند نفره ی ملافتاحی و انصارالاسلام و گروه انصار الدین و … عملاً در کنار ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) قرار گرفته اند و ارتش ترکیه آزادانه در خیابانهای ادلب و اطراف آن مانور می دهد.

در یمن نیز باز القاعده ی نجدی الظواهری رسماً اعلام کرد که در کنار سربازان آل سعود و امارات و عبدربه منصور هادی و مزدوران آنها بر علیه انقلابیون شافعی – زیدی یمن که بر پایتخت تسلط پیدا کرده اند خواهند جنگید. یعنی اینها به خاطر مخالف بودن تفکرات شافعی ها و زیدی های یمن حاضر هستند با ارتش مرتدین آل سعود و امارات که به نیابت از کفار آمریکائی و ناتو وارد جنگ با مسلمین شده اند متحد شوند. آیا انحرافی بزرگتر از این می تواند وجود داشته باشد؟

القاعده ی نجدی الظواهری در درگیری های تعز و دیگر استان های یمن نقش فعالی را برای آل سعود و امارات و در واقع نقش فعالی را برای آمریکا و ناتو بازی کرده اند و در آستانه آزادسازی مأرب به دست اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن، القاعده ی نجدی الظواهری آخرین امید آمریکا و ناتو برای جلوگیری از سقوط این شهر هستند.

نجدیت اگر وارد میدانهای دعوت شود با تولید فرقه بازی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین آنرا به انحراف و ذلیلی می کشاند و اگر وارد میدانهای قتال و جهاد هم شود باز آنرا به انحراف و فساد و خدمت به دشمنان می کشاند.

آیا اثرات مخرب تفکرات نجدیت را واضح و آشکارا در میدانهای دعوت و جهاد نمی بینید؟

شيخ مقبل بن هادي الوادعي : آل سعود زندانی برای علماست و می خواهد یمن را هم ویران کند

شيخ مقبل بن هادي الوادعي : آل سعود زندانی برای علماست و می خواهد یمن را هم ویران کند

به قلم: عبدالباسط .ب (مدرسه علوم دینی اهل سنت خنج)

شيخ مقبل بن هادي الوادعي كه نزد مدخليان جايگاه بسيار بلندي دارد و مدخلي ها ايشان را مفتي و محدث سرزمين يمن مي نامند در كتابش ” المصارعة” صفحه ٤٧٥ ، درباره حكومت سعودي مي گويد:

” سعودي در حال حاضر نزديك به ٥٠٠ نفر از دعوتگران اسلامي در زندان هايش هستند و ( حكومت سعودي) ميخواهد سرزمين ما ( يمن) را نيز نابود كند مانند سرزمين خودش كه نابود كرده است، بسياري از داعيان مي خواهند كه از سعودي  به آمريكا و سودان و ديگر كشورها فرار كنند چون سعودي در حال حاضر تبديل شده است به قبرستان و گورستان علما !!

بعد از همه اين اتفاقات برخي را ميبينيم كه مي گويند دولت و حكومت ما ( حكومت سعودي) بهترين حكومت است.. تويي كه اين حرف را ميزني بدان كه فريب خوردي بدان كه دولت و حكومت شما مثل بقيه دولتهاست بلكه بايد بگويي مردم ما بهترين مردم هستند، مثلا بايد بگويي مردم ما در نجد وحجاز و اين ها كه اصل و نژاد پاك در آنها باقي مانده است بهترين هستند ،ولي اينكه بگويي دولت ما ( سعودي) بهترين دولت است، چه مي گويي زمانيكه فهد ( شاه سابق سعودي) صليب به گردن انداخت و رسول الله صلي الله عليه وسلم دستور داده كه صليب را بشكنيم و با آن مقابله كنيم……”

این سخنان شيخ مقبل بن هادي الوادعي  زمانی گفته شده اند که ملک فهد حاکم بود و تعداد زندانيان عالم و داعي اسلامي در زمان ملك فهد پادشاه سابق سعودي يك صدم تعداد داعياني كه در حال حاضر زنداني هستند نبود .امروزه صدها عالم بزرگ اهل سنت به همراه هزاران دانشجو و طلبه ی علوم دینی در زندانهای حکومت دست نشانده ی  آل سعود وجود دارند .

در زمان ملک فهد تمرکز بر جهاد با شوروی و کمونیستهای محلی بود و چون در جنگ سرد منافع آمریکا هم تامین می شد ملک فهد چندان فشاری به علماء و اهل دعوت و جهاد نمی آورد اما بعد از آن که آل سعود تماماً در خدمت منافع آمریکا و بر علیه مسلمین قرار گرفت و هزاران مسلمان را در سرزمینهای مختلف قتل عام کرده و جنگ خود را متوجه ی علما و اهل توحید داخلی عربستان هم متوجه کرده و جهاد بر علیه آمریکا و ناتو و مزدوران آنها شروع شده است، می بینیم که هزاران برادر و خواهر اهل دعوت در زندانهای مخوف آل سلول زندانی شده و گاهگاه در دسته جات ۲۰ و ۳۰ و ۴۰ تائی با فتوای علمای نجدی درباری قتل عام می شوند.

 این علمای درباری که در هیئت کبار علما و سایر ارگانها تجمع کرده اند دينشان طبق دستور حاكمان و بر فهم حاكم مي چرخد نه بر اساس دستور الله و بر فهم قرآن و سنت.

این است منهج نجدیت درباری آل سعود .