آل سعود با فتوای علمای درباری نجدی خود در حال قتل عام مجدد علمای اهل سنت

عربستان سعودی که توسط علمای نجدی و حکام آل سعود اداره می شود در میان کشورهای دنیا بیشترین علمای زندانی اهل سنت را در خود جایی داده است و بیشترین علمای اهل سنت در این کشور اعدام می شوند.

در تازه ترین رویداد، آل سعود با فتوای علمای نجدی و درباری خود حڪم قتل ۱۵ زندانے عقیدتے دیگر را صادر ڪرد که در میان آنها چند نوجوان زیر سن قانونی نیز وجود دارند .

مقامات ریاض با پشتوانه ی فتواهای علمای نجدی در حالی حڪم اعدام ۱۵ زندانے عقیدتے را صادر ڪرده‌اند که با صدور این احڪام تعداد افراد عالم و عقیدتی اهل سنت در معرض خطر مرگ در این ڪشور به ۵۳ نفر رسانده است ڪه دست‌ڪم ۸ نفر آنها ڪودک و نوجوان هستند.

آیا روزی می رسد که مسلمین جلو ڪشتار دسته جمعے علمای ربانی اهل سنت توسط نجدی های آل سعود را بگیرند؟

فاجعه ی ۴آبان ۱۴۰۱ش شاهچراغ شیراز جنایتی دیگر در کارنامه ی سیاه «نجدیت»

فاجعه ی ۴آبان ۱۴۰۱ش شاهچراغ شیراز جنایتی دیگر در کارنامه ی سیاه «نجدیت»

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

تفکر نجدیت ( یا به قول خودشان الدعوة النجدیة) از زمان تولد آن توسط محمد بن عبدالوهاب تا کنون مرتکب فجایعی تکراری در حق مسلمین می شود آنهم به جرم مشرک بودن؛ در حالی که غیر از معنی لفظی مشرک حتی به معنی شرعی و فقهی آن نیز جاهل است و نمی داند از لحاظ شرعی و فقهی مشرکین در قرآن و سنت صحیح چه کسانی هستند؛ به همین دلیل به راحتی مسلمین اهل سنت را به جرم صوفی و مشرک بودن و شیعیان جعفری را نیز باز به جرم مشرک بودن تکفیر و قتل عام می کنند.

 با انکه فرقه ی نجدی داعش مسئولیت فاجعه ی قتل عام ۴/۸/۱۴۰۱ش را پذیرفته اما این قتل عام تنها یکی دیگر از فجایع تکراری تفکر نجدیت از زمان پیدایش نجدیت تا کنون است؛ در اینجا بسیار مهم است که مسلمین نباید صرفاً به محکوم کردن این «عمل» اکتفا کنند بلکه لازم است نوک تیز انتقادات و محکوم کردنهای خود را متوجه «تفکر و عقیده» ای کنند که مولد هزاران جنایت از این دست بوده است.

در اینجا دیگر شما به داعش داعش کردنهای فلان ملای نجدی که تنها نفس عمل را محکوم می کند اهمیت ندهید بلکه از او بخواهید که عقیده و تفکر نجدیت را اصلاح و نقد کند که منبع و مرکز تولید هزاران جنایت از این دست است ؛ تفکری را نقد کنند که در مواردی با تمام مذاهب اسلامی و حتی با تفکر کسانی چون ابن تیمیه حنبلی مذهب و ابن کثیر شافعی مذهب و سایرین مخالف است؛ به عنوان مثال:

  • نجدیت در تعریف عبادت، اله، شرک، توحید، بدعت، مشرک و مشرکین به صورت واضح اشتباه می کند
  • نجدیت بر پایه ی این تعاریف اشتباه در مشرک نامیدن مسلمین و تکفر مسلمین به جرم مشرک بون و تطبیق حکم کفار مشرک بر مسلمین، آشکار مسیری غلط را طی می کند

نجدیت چون حکم کفار را بر مسلمین تطبیق می دهد به همین دلیل برای مسلمین عذرهای معتبر شرعی که الله و رسولش قائل است و تمام مذاهب قائل بوده اند قائل نیست به همین دلیل به سادگی مسلمین را تکفیر می کند و مسبب جنایاتی می شوند که داریم می بینیم.

اگر بگوئیم که محمد بن عبدالوهاب و علمای پیرو او در آن سالها اشتباه کرده اند و عذر به تاویل دارند اما کسانی که امروزه مسائل برایشان روشن شده است چه؟ کسانی که حاضر هستند آنهمه آیه و حدیث و آنهمه رای مذاهب مختلف اسلامی را به خاطر رای اشتباه نجدیت نادیده بگیرند چه؟ کسانی که آشکارا دچار قیچی کاری در آراء علمای گذشته می شوند چه؟ کسانی که آراء شاذ گذشتگان هر مذهب را که بر خلاف رای جمهور علمای همان مذهب است را برجسته می کنند چه؟و..در اینجا این دسته دچار دروغ بستن به الله و شریعت الله شده اند که ثمره ای جز ضربه زدن به مسلمین و مشارکت در ریخته شدن به ناحق خون مسلمین و خدمت غیر مستقیم به اهداف کفار ندارد.

مسلمین باید در برابر این «جنایات جاریه» که به خاطر تفکرات محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد است واکنش نشان دهند. مسلمین باید با این تفکر اشتباه مبارزه ی عقیدتی و روشنگرایانه داشته باشند و باید بدانند در مشرک نامیدن مسلمین فرقی بین یک نجدی که خودش را منفجر می کند و یا با اسلحه مسلمین را در مکانهای عمومی و مساجد قتل عام می کند با نجدی که این کارش را محکوم می کند وجود ندارد

.تنها فرق یک نجدی مسلح که مسلمین را به جرم مشرک بودن می کشد با یک نجدی که او هم مسلمین را مشرک می داند اما مسلمین را نمی کشد در این است که این نجدی منتظر فرصت است و هنوز فرصتش برایش فراهم نشده است. یا بی غیرتی است که تنها حرافی می کند و در حال پرورش افرادی است که ممکن است در میان آنها کسانی پیدا شوند که این تفکر اشتباه را بر مسلمین تطبیق دهند.

امروزه این دسته از نجدیت به ناحق به جرم مشرک بودن و با نادیده گرفتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین به سادگی شیعیان جعفری و سایر اهل سنت را به جرم صوفی بودن و غیره تکفیر می کنند؛ در این صورت به خاطر ریخته شدن خون هزاران مسلمان بی گناه در سراسر دنیا نباید به تفکر نجدیت اجازه ی جولان بیشتر از این داد؛ اینها با شعار و ادعای سراسر آلوده و منحرف اما حق به جانب دفاع از توحید و مبارزه با شرک و بدعت و… تا کون مسبب ریخته شدن خونهای زیادی شده اند و همچون یک مانع و علف هرز در برابر اهل دعوت و جهاد قرار گرفته اند و با مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تولید تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین بزرگترین خدمتها را به دشمنان مسلمین کرده اند.

اینها همچون شیعیان انگلیسی آفتهای میان مسلمین هستند و یکبار برای همیشه به این منحرفین بگوئیم بس است.

علمای اهل جهاد و القاعده در عربستان سعودی

علمای اهل جهاد و القاعده در عربستان سعودی

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

این روزها عده ای سعی دارند با برجسته کردن دیدگاههای عده ای به  دارالاسلام و اهل جهاد لطمه بزنند . این دسته در همان قدم اول می خواهند این افراد را به هر شکلی شده به یکی از جریانات جهادی مثل القاعده و … بچسبانند هر چند این افراد تنها تعریفی از مثلا اسامه بن لادن کرده باشند در جنگش با آمریکا .

در کل باید دانست که جنگ خليج فارس (۱۹۹۶-۱۹۹۰) مهم ترين واقعه در تاريخ اسلام گرايي عربستان سعودي بود و به تشريح سياست داخلي متعاقب عربستان کمک مي نمايد. رياض با دعوت از نيروهاي چند مليتي به رهبري ايالات متحده آمريکا براي استقرار در خاک عربستان به تهاجم آگوست ۱۹۹۰ کويت توسط عراق پاسخ داد. وعاظ اصلاح طلب ديگر انتقادشان را به روشنفکران ليبرال يا نهاد سلفی مدخلی  محدود نکردند بلکه شروع به مورد خطاب قرار دادن دولت و نهادهايش نمودند.

روحانيون صحوه سلمان العوده و سفر الحوالي خطابه هاي پر حرارتي را ارائه دادند که دولت را به خاطر اجازه دادن به ارتش کفر براي استقرار در خاک سعودي مورد انتقاد قرار مي داد.محبوبيت آنها به سرعت افزايش يافته و تعداد بسيار زيادي از نوارهاي ضبط شده آنها در سراسر کشور منتشر گرديد. آنها که آشکارا با رژيم مخالفت مي کردند، نا رضايتي عمومي را عمده کردند و از اعتباري بسيار فراتر و بيشتر از روحانيون رسمي برخوردار گرديدند. دانشگاه ها- از اژدهاي اوليه صحوه- داراي زمينه هاي فراوان عضو گيري براي نارضايتي سياسي بودند. روشنفکران در گروه هاي کوچکي گردهم مي آمدند که توسط اساتيد اسلام گرا براي بحث درباره امور ملت سازماندهي شده بودند.

در مارس ۱۹۹۱، تعدادي يک تقاضانامه نوشتند که نهايتاً به امضا بيش از ۴۰۰ روشنفکر ديني رسيد- در ميان آنها اعضا نهادهاي رسمي و همه وعاظ برجسته اصلاح طلب وجود داشت- و به ملک فهد ارسال گرديد. در سپتامبر ۱۹۹۲، ۱۰۷ عالم ديني يک «اندرزنامه» (مذکره نصيحه) کوچک تري را تدارک ديدند. اسلام گراها طي اين اندرزنامه دو سري تقاضا را تدوين نمودند: اول حاکميت قانون، مشارکت سياسي و احترام به بشر (همان طور که شريعت تعريف کرده است)؛ دوم کنترل مؤثر نهادهاي ديني بر دولت و جامعه.

تصميم سال ۱۹۹۳ اسلام گرايان براي تأسيس «کميته دفاع از حقوق شرعيه » (CDLR) عکس العمل تند حکومت را برانگيخت، به نحوي که در سال ۱۹۹۴ منجر به دستگيري الحوالي و العوده گرديد. واکنش پيروان آنها- تجمع اعتراض آميز در زادگاه العوده يعني بريده  موج ديگري از دستگيري ها را موجب شد. اغلب اعضاي کميته دفاع از حقوق شرعيه زنداني شدند؛ محمد المسعري و سعد الفقيه، به لندن يعني جايي که شعبه اي از جنبش در تبعيد را در آن تأسيس کردند، فرار کردند. …

در همین احوال يک فرايند جديد اسلام گرايي سلفی که اغلب به عنوان سلفي جهادي معرفي مي شد، حول علمايی از قبيل ناصر الفهد، حمود الشعيبي و علي الخضير بروز کرد. آنها که بدواً در بريده مستقر بودند، پيرواني را از ميان جهادي ها و معترضين به خود جذب نمودند.. آنها با مخالفت  با منحرفینی که در قالب ميانه روي و لیبرالیسم  فرو رفته بودند همه را به جهاد عليه يهود و نصاري فراخوانده، حملات ۱۱ سپتامبر را توجيه کردند و مورد تمجيد و تکريم قرار دادند و ….

 در ۱۴ اکتبر ۲۰۰۳، رهبر جنبش اصلاحات اسلامي در عربستان سعودي، سعد الفقيه، از پيروان خود خواست در مقابل برج پادشاهي (مملکه) در رياض که محل برگزاري يک کنفرانس حقوق بشر بود، دست به تظاهرات بزنند. طبق گزارشات صدها تن به اين تظاهرات پيوستند که موجب تعجب ناظران شده و منجر به آن شد که برخي به اين نتيجه برسند که حضور سازمان ها در عربستان سعودي از آنچه قبلاً تصورش مي رفت قوي تر بوده است.

پس حالا خواننده گان باید بدانند که این دو نفر چه کسانی هستند و ارتباط انها با القاعده و مجاهدین چگونه بوده است؟ جریانی که معتقد است که باید از طریق اصلاحات به پیش رفت و جریانی که اصلاحات را ناکارآمد و انقلاب و تحکیم شریعت را یگانه چاره می داند. چون اگر ارتباط داشتند قطعا به یمن می رفتند که در آنجا القاعده قوی است نه به لندن .

پیام شیخ  ایمن الظواهری  به مردم مسلمان ترکیه

پیام شیخ  ایمن الظواهری  به مردم مسلمان ترکیه

شیخ ایمن الظواهری سالها قبل  در پیامی صوتی از مردم مسلمان ترکیه خواست حکومت خود را مجبور کنند که همکاریهای خود با اسرائیل را قطع کند و از کشتن مسلمانان در افغانستان دست بردارد. نوشته حاضر متن پیاده شده ی این پیام است که به فارسی ترجمه شده و نشر می شود.

شیخ ایمن ابتدا به حادثه کشته شدن ۹ برادر فعال ترک در کشتی آزادی به دست نیروهای اسرائیلی  اشاره کرد و به خانواده های این برادران و ملت مسلمان ترکیه این حادثه را تسلیت گفت و از خداوند منان برای آنها درخواست رحمت و برای خانواده شان در خواست صبر نمود.

شیخ ایمن در ادامه گفت: تغيير از وضعیت اسفباری که در آن هستیم با ارسال کاروانهای امداد رسانی یا انجام تظاهرات حاصل نمی شود  بلکه تغییر زماني‌ حاصل مي‌شود كه مردم تركيه از دولت خود درخواست كنند كه همكاري با اسرائيل و به رسميت شناختن آن را متوقف كند و همچنين از اعزام نيروهاي خود براي كشتن مسلمانان افغانستان خودداري كند.

وي تصريح كرد كه به نظر مي‌رسد كه دولت تركيه از طريق بيانيه‌ها و ارسال كمك‌هاي امدادي از مردم فلسطين حمايت مي‌كند و اين در حالي است كه اسرائيل را به رسميت مي‌شناسد، با آنها تجارت مي‌كنند و مانورهاي نظامي انجام مي‌دهند و تبادل اطلاعات انجام مي‌دهند.

شیخ ایمن الظواهري همچنین گفت در حاليكه دولت تركيه با بيانيه‌هايي خود، جرايم رژيم صهيونيستي عليه مسلمانان غزه را مورد انتقاد قرار مي‌دهد اما خود جرايمي را عليه مسلمانان افغانستان مرتكب مي‌شود.

وي ادامه داد كه دولت تركيه و ارتش اين كشور ابزاري در دستان صلیبیان شده‌اند. در افغانستان، نيروهاي تركيه تحت حمايت نيروهاي ناتو در كشتار مسلمانان و سوزاندن و تخريب روستاها و خانه‌ها مشاركت مي‌كنند.

شیخ ایمن خطاب به مردم تركيه گفت: دولت شما نقش مهمي را در همكاري با آمريكا در جنگ عليه اسلام ايفا مي‌كند زيرا اين كشور چندين تن از مجاهدين را دستگير و به دست آمريكا سپرده است و آنها توسط آمريكا شكنجه شدند و به حبس‌هاي طولاني‌مدت محكوم گرديدند، از جمله آنها برادر فرمانده مجاهد “شيخ عبد الهادي عراقي” فك الله أسره است.

وي تاكيد كرد كه ايالات متحده، رژيم‌صهيونيستي و حکومت های خائن مسلط به سرزمینهای اسلامی در محاصره غزه شريك هستند.

لازم به ذکر است که ارتش حکومت سکولار ترکیه در ضمن نیروهای ناتو برای کمک به نیروهای سکولار و کافر بین المللی در جنگ با مردم مسلمان وجود دارند و به مدت ۲۰ سال در کنار آمریکا و ناتو بر علیه مجاهدین افغانستان جنگید و سالهاست در سومالی و لیبی و یمن و غیره بر علیه مسلمین می جنگد و غلامان محلی را یاری می دهد .

جوانان بلوچ و دام سکولاریستهای دارودسته ی رجوی و مجازی های سهابی

جوانان بلوچ و دام سکولاریستهای دارودسته ی رجوی و مجازی های سهابی

به قلم: عبدالرحمن براهوئی

نزدیک به ۸۰سال پیش سکولاریستهای انگلیسی به همراه سکولاریستهای پنجابی و بلوچهای سکولار بومی مردم مسلمان بلوچستان پاکستان را با شعارهای لیبرلیسم و فدرالیسم و غیره در مردابی فروبرده اند که با هر دست و پا زدنی بیشتر در آن فرو می روند و همه ی ما ثمره ی  اسفناک ۸۰ سال حاکمیت سکولاریستها و فدرالیسم را در این ایالت بلوچ نشین می بینم.  

در میان بلوچهای ایران نیز کسانی وجود دارند که گاه با نام دفاع از اهل سنت و گاه با شعار رسمی دعوت برای سکولاریسم و فدرالیسم سعی دارند کپی از بلوچستان پاکستان را برای بلوچهای ایران ارائه دهند.

حبیب سربازی که جوانی سکولار و مجازی و حراف است سالها برای جنگ روانی و تبلیغ سکولاریسم آنهم از کانال نافرمانی مدنی آنهم با پشتوانه ی رسانه ای شبکه های ماهواره ای وابسته به آل سعود و امارات چون کلمه و نور و غیره تلاش کرد؛ اما  اخیرا با گشتوانه ای که از دارودسته  سکولار رجوی به دست آورده است فعالیت و دعوت مدنی پوشالی خود را به مبارزه مسلحانه تبدیل کرده‌ است.

 حبیب سربازی و بهمن و مهیم و… تنها یک ابزار در دست دارودسته ی رجوی است و دارودسته ی رجوی نیز خودشان ابزار دست آمریکا و ناتو هستند که از سوی آل سعود حمایت مالی می شوند و هدف این گروه خائن و جنایتکار برای تمام ملت ایران و جهان مشخص شده است.

 جونان مسلمان بلوچ باید بدانند که این سکولاریستها با شعارهای دفاع از اهل سنت یا دفاع از قوم بلوچ در حال خرج کردن بلوچها در راه اهداف آمریکا و ناتو هستند و تفاله هایی چون حبیب و بهمن ومهیم و غیره که نسخه های اربابان غربی را به زبان بلوچی نشخوار می کنند بومی هایی هستند که در خیانت به دین و ملت و خاک خود شغل خیانت را انتخاب کرده اند، همان کاری که دارودسته ی جولانی در مدت ۸ سال جنگ ایران و عراق انجام می داد.  اینها منافقین آشکار شده ای هستند که: با گرگ‌ها میخورند،با سگ‌ها پارس می‌کنند و با چوپان گریه می‌کنند. پس باید خیلی مواظب بود.

بلوچهای مسلمان و پایبند به قوانین و شریعت الله باید بدانند که امروزه حق و باطل و صفهای جنگجوها برای همه واضح است؛ گروهی در راه خدا می‌جنگند و فعالیت داردند و گروهی در راه کفر سکولاریسم و طاغوت و اجیرانش همچنانکه الله جل جلاله می فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ، «آنانی‌که مؤمن اند در راه خدا و آنانی‌که کافر اند در راه شیطان می‌جنگند».

پس هر کسی که برای دفاع از سکولاریستهای کافر جهانی و منطقه ای و محلی بجنگد حالا چه مستقیم سربازی از سربازان آنها باشد و چه با بهانه های قومیت گرائی و مذهب گرائی بخشی از جبهه ی آنها شود بدون شک در راه جاهلیت حرکت کرده است و رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید:«ومن قاتل تحت رايةٍ عَمِيَّةٍ ، يغضبُ لعَصَبِيةٍ ، أو يَدْعُو إلى عَصَبِيَّةٍ ، أو ينصرُ عَصَبِيَّةً ، فقُتِلَ ، فقَتْلُه جاهليةٌ (أخرجه مسلم ۱۸۴۸) کسی که زیر پرچمی بدون هدف(صحیح) بجنگد، بنابر تعصب خشم بگیرد یا به سوی قوم گرایی فراخواند یا از روی تعصب یاری رساند و در این مسیر کشته شود مرگ او بر جاهلیت آمده است.

نبرد و كشمكش حاصل بین سکولاریستهای قریش و بین مومنان نه به خاطر سلطه  بر تکه ای خاک بود و نه به خاطر سلطه ی سیاسی،  سلطه ی سیاسی به رسول خدا صلی الله علیه و سلم پیشنهاد شد اما از پذیرش آن خودداری کرد، و بر دعوتش به لا إله إلا الله اصرار كرد تا اینکه موفق به تشکیل دارالاسلامی در مدینه شد.

جوانان مسلمان بلوچ نباید با شعارهای قومی و ناسیونالیستی اشتباهی که بلوچهای پاکستان در ۸۰ سال قبل انجام دادند و فریب سکولاریستها را خوردند و یا اشتباهی که کوردها در سال ۱۳۲۴ در مهاباد مرتکب شدند تا به این ذلت کنونی رسیده اند را تکرار کنند و اجازه ندهند برای اهل باطل و دشمنان قانون شریعت الله و ملت خود قربان شوند که خسران دو جهان را برای خود جمع می کنند.

پس همیشه باید از خودمان بپرسیم که : برائت از سکولاریستها(مشرکین) یعنی چه؟ دارالاسلام کدام است؟  قانونگذار کیست؟  الله یا بشر؟ چه کسی منهج و برنامه زندگی را وضع می کند؟ الله یا بشر؟

جنگ روانی بنگاه تجاری دعوت و اصلاح ایران را نادیده نگیریم

جنگ روانی بنگاه تجاری دعوت و اصلاح ایران را نادیده نگیریم

به قلم: اسعد منگور ( دانشجوی عمران )

بعد از جلسه ی سخنرانی اینجانب در مورد شناسائی طاغوتهای میان انسانها و کفر به طاغوت در یکی از مساجد مهاباد یکی از حاضرین کلاً با صحبت کردن با کنار دستی اش و خنده های بیجا قصد بر هم زدن جلسه و لغو پراکنی در آن را داشت بعد از جلسه، پیامی برای بنده فرستاده که ضمن بیان عین پیام او به ذکر چند نکته نیز اشاره می کنم.

دادش اسعد: تعارف نکنی یه وقت ها ! یه بارکی بگو رتبت چند شده و شماره دانشجویتم میدادی!!! { دانشجوی عمران!!!!!!} اسعد جون تعیین کردن و نکردن فرقه ناجیه دست من و شما نیست اما تمییزنمودن کافر و مرتد و مومن در تخصص شما و برادرانتان است ، !!!! معذرت یادم نبود!!! در ضمن فرقه ناجیه صفات زیادی دارد و فقط حرکت عسگری نیست فدات ، لطفا راجب فرقه ای که فقط خود و دوستانتو جزوه اون میدونی بیشتر تحقیق کن.برادر من هیچ مسلمانی مخالف تحرک نظامی و جهاد علیه کفار نیست، اما بحث مربروط به چگونگی و کیفیت این جهاد است!نگذاریم جهاد بازیچه دست یهود و نصاری شود!!!

در پاسخ به این بزرگوار که در واقع نماینده ی یک جریان فکری دموکراسی خواه و به اصطلاح لیبرال است که آشکارا از اردوغان سکولار و دموکراسی خواه حمایت می کنند چند نکته را یادآوری کنم :

  1. بله من دانشجو هستم و با افتخار به اندازه ی دانشی که دارم و با رعایت حد و حدود خودم  در «دعوت عمومی» مشارکت کرده ام اما دوری شما و امثال شما از ادبیات گفتمانی اسلامی و آلوده شدن به مفاسد رقابتهای ناسالم سکولاریستی شماها را تبدیل به موجوداتی کرده است که با ادب و اخلاق اسلامی و اخوة اسلامی کاملاً بیگانه گشته اید .
  2. به قول شماها “این همه فلسفه بافی ” ثمره ی یک عمر تلاش قرضاوی است که شماها مثل بت به بعضی از نظریات شاذ و اشتباهش چسبیده اید . الفبای فقه اسلامی نزد ما به خط عیلامی نوشته نشده است بلکه به بن بست رسیده هایی مثل  شما خودتان را در برابر حقایق شرعی کور کرده اید . شما تابع هوای نفس و نظریاتی هستید که به خواهشهای پلیدتان جواب بدهد .

همچنانکه زمانی قرضاوی در زبان به جهاد مسلحانه در برابر اشغالگران خارجی  ومرتدین در عراق و افغانستان و.. فتوا داد اما هزاران نفر مثل شماها ککتان هم نگزید و تکانی هم به خودتان ندادید در حالی که جهاد به قول خودتان به در منزلهایتان نیز رسیده بود اما انجامش ندادید. مگر مرغهای مصنوعی که این تفکر پرورش داده توان جهاد دارند؟

البته خود قرضاوی هم در قطر و در کنار پایگاه نظامی آمریکائیان با حاکم قطر دوستی می کرد و با زنش دست می داد و از اردوغان حاکم حکومت سکولار ترکیه حمایت می کرد که عضوی از ارتش ناتو بود و اخوان الشیاطین عراق به رهبری صلاح الدین محمد و علی باپیر و محسن عبدالحمید  و… دوستی با اشغالگران خارجی  ومرتدین داخلی را پذیرفته و در برابر مجاهدین صف آرائی کردند . در افغانستان و سومالی و لیبی و .. هم همینطور .

زمانی که قرضاوی سکولاریستها را مرتد میداند امثال اردوغان مرتد را نمونه یک مسلمان امروزی شناسانده و به ریش تمام  فریب خورده های لیبرالش خندید . چرا ؟ چون مقلدینش را خوب می شناسد.

ادامه خواندن جنگ روانی بنگاه تجاری دعوت و اصلاح ایران را نادیده نگیریم

فرقه ی سعدی قریشی از بستر سازان یارگیری احزاب سکولار و مرتد در میان اهل سنت کردستان

فرقه ی سعدی قریشی از بستر سازان یارگیری احزاب سکولار و مرتد در میان اهل سنت کردستان

به قلم: مسعود سنه ای

اخیراً یکی از طرفداران فرقه ی سعدی قریشی از مکتب قرآن مطالبی را بر علیه مُلا حسن امینی رهبر مکتب قرآن کردستان نشر داده است که در واقع تنها نقد آقای امینی نیست بلکه تهاجمی آشکار به تمام شریعت گرایان مسلمان و دفاعی آشکار از یکی از احزاب سکولار و مرتد اردوگاه نشین است، به همین دلیل دوست دارم مطالبی را خدمت شما عزیزان برسانم.

  این طرفدار فرقه ی سعدی قریشی می خواهد چنان وانمودکند که شخصی مسلمان و کرد دوستی است که بی طرفانه و بدن غرض به نقد جریانات و اشخاص و احزاب برجسته ی اوایل انقلاب درکردستان و به خصوص جریان مکتب قرآن کردستان و افراد موثر در آن می پردازد . شایدکمترکسی فکرکند که این سناریو و سریال  ادامه دار تلاشی است نافرجام و بچه گانه جهت انحراف افکار عمومی کردهای مسلمان از یکطرف و تقدیس کردن مرتدین سکولاری که تاریخ ننگین جنایاتشان پس از سالها برای همگان روش و آشکار گشته است . سامان و همفکرانشان سعی دارند در زیر لفافه ی شعار (چون این اشخاص اغلب کارمند ادارات و حقوق بگیر دولت بوده و از بیشترین وامها وتسهیلات بانکی و… از جانب حکومت برخوردارند ) مخالفت با حکومت و تخریب  جماعتهای وشخصیتهای دینی تاثیر گذاری چون جماعتهای مجاهدین فرقه ی ناجیه ،  علوی ، کاک حسن امینی، خضر نژاد  و …در منطقه ،بر اندیشه ها و تفاسیر آلوده و متحجرانه ی خارج از اهل سنت و جماعت خود شان سرپوش بگذارند .

این شخص با آنکه مثل خوارج بر علما و اشتباهات احتمالی آنها می تازد ، مرتدین سکولاریستی همچون قاضی محمد مرتد و قاسملوی مرتد سکولاریست را، تا حد پیشوا وقهرمان کردها و بالاتر از آن تا حد شهید با لا می برد . اشخاصی که کارنامه ی ننگین و سیاهشان برهمگان مشهود و عیان گشته است .(و چنانچه خواننده ای خواست از این موجودات سکولاریست مرتد آگاهیهایی را به دست آورد در قسمت /تاریخ و کارنامه ی مرتدین دموکرات ، کومله ،پژاک و…/ همین سایت مطالب مستند و گویایی وجود دارد .) اما در عوض به کسی که خودشان هم آنرا مسلمان می دانند، اما در پاره ای موارد با وی اختلاف نظر دارند، القابی چون : فردی ابن الوقت و دروغگووبیمار مبتلا به درد شهرت طلبی ، خائن ، پررو ، این یارو، ازنوکران رژیم ، شریک وتایید کننده ی جنایتکاران، دروغ-مکر- ریا- قدرت پرستی و خیانت  ، دردسرساز ، نیرنگها وخدعه های امینی ، جسارت وبی ادبی ، دزدی و.. می دهند .  خواننده ی محترم در همین ابتدای امر باید بفهمد که با چه موجودی سروکار دارد .

ادامه خواندن فرقه ی سعدی قریشی از بستر سازان یارگیری احزاب سکولار و مرتد در میان اهل سنت کردستان

چرا نجدیت بر «اعمال» فرقه نجدی دوله (داعش) تمرکز کرده نه بر «عقاید» آن؟

چرا نجدیت بر «اعمال» فرقه نجدی دوله (داعش) تمرکز کرده نه بر «عقاید» آن؟

به قلم : ابوابراهیم هورامی

بعد از انفجارات کابل بر علیه شیعیان عزادار و کشتار آنهمه مسلمان و بعد از ترور چند عضو حنفی مذهب امارت اسلامی و دستگیری و کشتار چند عضو فرقه نجدی دوله (داعش) در کابل یکی از دوستان پرسید چرا داعش شیعیان و طالبان را می کشد؟

من رساله ای از ابی محمد عدنانی را به ایشان نشان دادم که پاسخ روشن را داده بود. عنوان رساله این بود: با آنها بجنگید چراکه مشرک هستند. در این رساله به صراحت گفته بود که : “مال، جان و ناموس روافض مباح است و کشتن آنها عبادتی است که شما را به الله نزدیک می‌کند.”

در اینجا واضح و روشن است که علت جنگ فرقه نجدی دوله (داعش) به مسائل عقیدتی برمی گردد نه صرف مسائل مادی و اختلافات دنیوی. حالا به نظر شما تنها فرقه نجدی دوله (داعش) به شیعیان و صوفی های اهل سنت و سایر مسلمین مخالف برداشتهای آنها از توحید و شرک و عبادت و توسل و … می گویند مشرک و حکم مشرکین را بر آنها تطبیق می دهند یا این عقیده ی تمام پیروان محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد است؟

محمد بن عبدالوهاب در رساله هفتم خود ردی بر ابن سحیم و پیروان او را می دهد و آن ها را تکفیر میکند و از قول بهوتی می گوید: هرکس علی بن ابی طالب را به فریاد بخواند کافر است و هرکس در کفر او شک کند و او را تکفیر نکند کافر است پس حال آن شخص چگونه است که آن ها را مسلمان می داند و با موحدین به جدل می پردازد و موحدین را خوارج و کافر می نامد. (الدرر السنیه   ۱۰/۳۶)

الان فکر کن و اطراف خودت را نگاه کن، چند نفر می گویند یا شیخ عبدالقادر گیلانی، یا پیرو شیخ فلانی و…؟حالا با چنین برداشتی از توحید و شرک، چند درصد از مسلمین را باید تکفیر کرد؟

به دنبال این باز نجدیت معتقد است: ” کسی که مشرکین را از ملت اسلام خارج نداند در واقع تصدیق کننده ی قرآن نمی باشد چونکه قرآن مشرکین یعنی پرستش کنندگان غیراللە را از ملت اسلام خارج دانسته است وبه تکفیر واخراج آنها از ملت اسلام  وهمچنین به جنگیدن ودشمنی نمودن با آنها امرنموده است محمد بن عبدالوهاب رحمه الله در ناقض سوم اسلام گفته است : ” هر کس مشرکین را تکفیر ننماید ویا اینکه در خارج بودن آنها از ملت اسلام شک داشته باشد ویا اینکه مذهب وراه آنها را درست وصحیح بداند کافراست “.[الدرر السنية : ۲۹۱/۹]

شیخ عبدالطیف آل شیخ از بزرگان تفکر نجدیت می گوید: تکفیر کردن مشرک وکسی که میگوید تکفیرکردن مشرکین از اصول خوارج است و هیچ یک از علمای اهل سنت این کار را نکرده اند( این قول) ردی بر الله تعالی و پیامبر علیه صلاة والسلام و اجماع امت داده است و این فضیحت فقط با این رد کافی است و بر معترض همین که نمی داند بین دین پیامبران و مذهب خوارج تشخیص قائل نشده است.[مصباح الضلام   ۵۹۴-۵۹۳]

در بیانیه صادره از اداره مرکزی پیگیری دبیرخانه ها و هیئت های شرعی در فرقه نجدی دوله (داعش) و منتشر شده در مجله شماره ۷۶ نبأ آمده است: «بر هر مسلمان و مناصر دولت اسلامی واجب است که مشرکین را تکفیر  کند؛ آنانکه غیر الله را عبادت می کنند یا بخشی از عبادات را برای غیر الله قائل می شوند؛ همچون روافض و اهل تصوف ( صوفی گری ) و غیر آنان ، و از توقف در تکفیر این مشرکین بر حذر باشند تا انسان دچار لغزش و خسارتمندی نگردد.»

این است ثمره ی تفکر یهودی به توحید (حدیث) و عدم دشمن شناسی شرعی و برداشتن عذرهای معتبر شرعی برای مسلمین و تکفیر نابجای مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و ایجاد تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین و ریختن به ناحق خون مسلمین.

حالا به نظر شما: آیا فرقه نجدی دوله (داعش) چیزی غیر از تفکرات محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد را گفته یا در عمل نشان داده است؟ قطعاً خیر.

اینجاست که متوجه می شویم که چرا نجدی های غیر مسلح اطراف ما و یا سایر نجدی های مسلحی چون دارودسته ی جولانی بیشتر بر «اعمال» فرقه نجدی دوله (داعش) تمرکز می کنند و به مخالفت با آنها بر می خیزند و سعی می کنند نشان دهند صفات و اعمال آنها به فرقه خوارج نزدیک است اما در مورد «عقاید» آنها سکوت می کنند؟!؛ چون در عقیده همه یکی هستند و همه تابع تفکرات نجدیت هستند و تنها در تطبیق و عمل کردن به عقیده است که فرقه نجدی دوله (داعش) از صداقت بیشتری برخوردار است اما اینها یا تقیه می کنند و یا منتظر فرصت جهت اجرا کردن این عقاید تفکر نجدیت هستند.

هرکس با محمد بن عبدالوهاب مخالفت کند پس با الله و رسولش دشمنی کرده است!

🌈 هرکس با محمد بن عبدالوهاب مخالفت کند پس با الله و رسولش دشمنی کرده است!

✍️نگارنده: مجاهد دین

▫️یکی از روش‌های محمد بن عبدالوهاب برای شستشودادن مغزی طرفدارانش این بود که خودش را پشت الله و رسولش پنهان می‌کرد و هرکس با دیدگاه افراطی و خوارجانۀ او مخالفت می‌کرد را متهم به مخالف با الله و رسولش می‌کرد.

🔹چنانکه در رد سلیمان بن سحیم می‌گوید: «أني وقفت على أوراق بخط ولد ابن سحيم، صنفها يريد أن يصد بها الناس عن دين الإسلام، وشهادة أن لا إله إلا الله، فأردت أن أنبه على ما فيها من الكفر الصريح، وسب دين الإسلام، وما فيها من الجهالة التي يعرفها العامة».

🔸ترجمه: «بر اوراقی به خط (سلیمان) پدر ابن سحیم دست یافتم که آن را نوشته و خواسته با آن مردم را از دین اسلام و شهادت به لا إله إلا الله باز دارد، و خواستم تا کفریات صریح او و دشنام دادنش به دین اسلام و دیگر جهالاتی که داشته و عوام آن را متوجه نمی‌شوند را گوشزد کرده باشم».

🗒 الرسائل الشخصية (مطبوع ضمن مؤلفات الشيخ محمد بن عبد الوهاب، الجزء السادس) (ص ۸۸)

👈چنانکه می‌بینید احساسات پیروانش را تحریک می‌کند و علمای مخالف او که بر او رد زده‌اند را متهم به دشمنی با الله و رسولش و باز داشتن مردم از اسلام و… کرده است. درحالی که آنان از علمای حنبلی مذهب بودند و فقط با غلوهای محمد بن عبدالوهاب مخالف بودند که مردم را همانند خوارج کافر و مشرک می‌دانست و آنان را می‌کشت و از آنان غنیمت می‌گرفت.

❓آیا محمد بن عبدالوهاب سخنگوی رسمی ‌الله و رسولش است؟

❓ آیا بر او وحی نازل می‌شد؟

❓آیا از آسمان نازل شده بود؟

تا اگر کسی با او مخالفت کند پس با الله و رسولش مخالفت کرده باشد؟

❓آیا برداشت او معصوم از خطا بوده است؟

درحالی که صدها اشتباه فاحش در نوشته‌های او وجود دارد که ما بسیاری از آنها را نشان داده‌ایم. پس چگونه اگر کسی بر اشتباهات او رد بزند را متهم می‌کند به بازداشتن مردم از دین اسلام و دشمنی با الله و رسولش و دشنام به دین اسلام و کفر صریح و مخالفت با لا إله إلا الله و…

التماس کمی تفکر

حسن امینی حاکم شرع گروه مکتب قران کردستان را در واکنش او به اعمال احزاب سکولار بشناسید

حسن امینی حاکم شرع گروه مکتب قران کردستان را در واکنش او به اعمال احزاب سکولار بشناسید

به قلم: مسعود سنه ای

حکومت سکولاری که حسن امینی پیام تبریک تشکیل انرا در بخشهایی از شمال عراق داد حکومتی است که بر اساس قوانین سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها عمل می کند، که طبق معمول تمام سرزمینهای اسلامی، این دست از حاکمیتها از یکطرف مزدور دشمنان خارجی و سرکوبگر مومنین شریعت گرای داخلی هستند و از دیگر سو  زمینه سازان رواج یافتن از انواع مفاسد اخلاقی و رفتاری و زمینه سازان انواع کفر گوئی ها در رسانه ها تحت عنوان آزادی های شخص هستند.

حکومت دو اداره ای اقلیم کردستان عراق که توسط بارزانی های سکولار در اربیل و اتحادیه میهنی سکولار در سلیمانیه و چندین حزب از دارودسته ی منافقین به ظاهر اسلامگرا اداره می شود علاوه بر این مفاسد یکی از دزدترین و خائن ترین حاکمیتها نیز هست. در این نیمچه حاکمیت سکولاریستهای کورد:

  1.  مریوان حلبچه ای و .. کتابهائی بدتر از آیات شیطانی سلمان رشدی در توهین به اسلام و قران و الله و پیامبر و کعبه نوشتند….. اما حسن امینی مفتتتتتی مکتب قرآن کردستان سکوت کرد
  2. در آشغالدانی شهر حلبچه قرآنی را پیدا کردند و زمانی که علمایان نستوه و تحت ستم اما با غیرت این شهر یکصدا بلند شدند، مسئولین حکومتی کفرستان عراق گفتند که کاری شخصی بوده ….. حسن امینی سکوت کرد
  3. به دنبال آن باز قرآن را در تولتهای مسجد خمخانه سلیمانیه ریختند و مسئولین حکومتی کفرستان عراق گفتند که کاری شخصی بوده ….. حسن امینی باز سکوت کرد
  4. در شهر اربیل هم باز براب چندین بار قرآنها را پاره شده و … در اماکن عمومی و غیره پیدا کردند باز مسئولین حکومتی کفرستان عراق گفتند که کاری شخصی بوده ….. حسن امینی سکوت کرد
  5. به دنبال این توهینها باز دیدیم که یکی از افسران پلیس حکومت سکولار اقلیم کفرستان عراق در شهر «باوه‌نوور» در جلو چشم نمازگذاران وارد مسجد شد و بدون ترس و از کسی  قرآنها را در داخل مسجد و جلو چشم اینهمه مسلمان خنثی شده پاره کرد … مردم شکایت این سرباز را پیش حاکمین سکولار کورد بردند و این شخص بعد از دو روز بازداشت دریک سوئیت امنیتی آزاد شد…. حسن امینی باز سکوت کرد و بیانیه ای نداد
  6. به دنبال این و چند روز بعد از ان سکولاریستها در هنگام نماز ظهر  همان توهین را اناجم دادند اما اینبار قرآنها را سوزاندند ……  حسن امینی مفتتتتتی باز سکوت کرد
  7. علاوه بر اینها در سالروز ژینوساید کوردهای مسلمان از ۱۹۸۷تا۱۹۸۸ توسط حکومت سکولار صدام حسین که تحت عنوان انفال از آن نام برده است، عده ای از این کوردهای سکولار باز آشکار از کانال احزاب سکولار اقدام به سوزاندن سوره ی انفال می کنند. اما باز مفتتتتتی حسن امینی سکوت کرد.
  8. ۷-      این خباثت سکولاریستها در کفرستان عراق و تحت پوشش حکومت سکولار کوردها به سایر کوردهای سکولار سرایت کرد و در اسلو پایتخت نروژ نیز باز همین کوردهای سکولار اقدام به سوزاندن سوره های انفال و نصر و فتح و نساء کردند و بیشرمانه آنرا در یوتیوب هم قرار دادند تا دنیا ببیند ((http://www.sarbast.com/dreja/2010/04/24/Quran-Sutandn)….  اما باز حسن امینی هم کور شد و ندید و هم لال شد تا بیانیه ای صادر نکند
  9. مزدوران حزب کارگران اوجالان به نماز و ام المومنین عایشه و قرآن و سایر مقدسات مسلمین توهین کردند و در سایتهای مختلف نشان دادند …. اما باز مفتتتتتی حسن امینی سکوت کرد.
  10. طرفداران احزاب سکولار در شهر مریوان یعنی بغل گوش حسن امینی قرآنها را در توالتهای مساجد ریختند و در مریوان و سنندج(محل اقامت حسن امینی) و سقز به الله و پیامبر و قران و کعبه و ناموس پیامبر فحاشی و توهین کردند …. اما باز مفتتتتتی حسن امینی سکوت کرد.
  11. و دهها مورد دیگر که در حد این متن مختصر نیست و خودتان بروید و بگردید

این واقعیت حسن امینی است؛ اما فقط کافی است یک مسلمان یک اشتباه کوچکی از او سربزند یا چیزی بگوید یا کاری انجام دهد که مخالف احزاب سکولار و مرتد کورد باشد آنوقت است که بیانیه پشت بیانیه به دفاع از این مرتدین سکولار ردیف می شود و…

آیا این واکنش یک مومن است یا یکی از دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها ….؟ خودتان پاسخ دهید.