کوردهای سکولار حزب کارگران اوجالان بازنده اصلی جنگ ابرقدرتها در سوریه

کوردهای سکولار حزب کارگران اوجالان بازنده اصلی جنگ ابرقدرتها در سوریه

به قلم: کارزان شکاک

بر کسی پوشیده نیست که در بالانس قدرت و مناسبات سياسي میان ترکیه به عنوان عضوی از ناتو با آمریکا و سایر قدرتهای جهانی و منطقه ای همگی امنيت و ثبات در اين کشور را می خواهند و در کنار این، آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی درصدد ضربه زدن به منافع ایران و انهدام حکومت سوريه به عنوان متحد ایران  و در دست گرفتن نتایج انقلاب و خواسته های مردم هستند.

سکولاریستهای حزب کارکران اوجالان به خاطر خلاء قدرتی که در سوریه به وجود آمده است از طريق تشکيلات سوري خود «پ.ي.د» در معادلات قدرت اين کشور وزني پيدا کرده و در ساختار سياسي سوريه چه در صورت بقاي دولت فعلي و چه رژيم آتي، قدرتي به هم زده است. اين قدرت  که هم اکنون همچون گذشته متحد با روسیه و بشار اسد است ، بايستي هم جهت با خواست آمريکا و غرب در سوريه مي شد. لذا با نشان دادن چراغ سبز به پ.ک.ک در مذاکرات اين همسويي اتفاق افتاد. پ.ک.ک نيز به موازات پيشرفت مذاکرات، چرخش مورد انتظار جبهه غربي- عربي را در خود ايجاد کرد.

حزب کارگران اوجالان هم اکنون با تحویل مناطق کورد نشین عفرین تا راس العین (سریکانی) به کوردهای مزدور ترکیه و صدها کیلومتر دورتر از مناطق کورد نشین، و با محافظت از چاههای نفتی که آمریکا در مناطق عرب نشین دیرالزور و الرقه و غیره در حال دزدی و قاچاق آن به خارج از سوریه است، به عنوان یک خائن به ملت و مزدور آشکار اشغالگران شناخته شده است.

این بازی خطرناکی است که تمام جناحهای سکولاریستی دنیا در جهت منافع خود به راه انداخته اند و بازنده ی حقیقی این بازی پ.ک.ک و نوچه هایش در کردستان سوریه می باشند . این واقعیتی است که زمان و تاریخ درستی آنرا به همگان نشان خواهد داد .

با اين رويکرد پ.ک.ک در معادلات سياسي اين کشور در راستاي اهداف و نقشه هاي آمريکا براي ايجاد تغييرات سياسي در اين کشور مورد سوء استفاده قرار مي گيرد و بدون شک بعد از اتمام کار، همچون سایر مزدوران آمریکا در ویتنام و افغانستان و غیره، دور انداخته خواهند شد و آنوقت این مزدوران می مانند و انتقام شدید ملت مظلومی که تحت ستم اینها بوده اند.   

چرا احزاب سکولار زبان ما را متوجه نمی شوند و ما با دارالاسلام ایران گره خورده ایم؟

چرا احزاب سکولار زبان ما را متوجه نمی شوند و ما با دارالاسلام ایران گره خورده ایم؟

به قلم: کارزان شکاک

عده ای می پرسند که چرا احزاب سكولار مسلح  و هواداران فريب خورده اشان زبان ما را متوجه نمي شوند و جوري برخورد مي كنند كه انگار نه انگار داريم باهاشون صحبت مي كنيم ؟!   جواب آن خيلي ساده و آشكار است؛ چون دربحث، ما در اصل و اساس، از دو جهانبيني، دیدگاه  وسیاست متفاوت و متضاد باهم به قضایا برخورد می کنیم. در واقع زبان  عقيدتي و سیاسی  مشترکی نداریم و از دو سیاست متفاوت برخورداریم.

نقطه نظرات سكولاريستهاي کافر و علي الخصوص چته هاي سکولار و خائن دمکرات و کومله ها و پ.ک.ک و…  در مورد مقولۀ قانون، حقوق مدني و جزائي، خانواده، زن ، اموزش و پرورش و ضدیت با دشمنان سكولار و دين فروشان خائن،صوری وعاریه ای و با منافع و خواست كوردهاي مسلمان در تضاد است، مبارزه و در خواستهايشن  شان سطحی  و حتي در تضاد با خواستهاي مردم و در راستاي منافع دشمنان ملت مسلمان كوردستان بوده ، و در عوض  خواست مبارزه و جنگ علني با قانون شريعت  و پلورالیسم ديني شان  جدی و واقعی است .

 با وجود این اختلاف در جهانبيني و دیدگاه، نگرش و خواسته ها است که تعاریف مان  ازحقوق ملت مسلمان كوردستان و ضدیت با دشمنانش  تفاوت فاحشی با هم دارد و هر انسان عاقلي  قطعاً  متوجه این تفاوت ها شده است .

ما از قوانيني تبعيت مي كنيم كه این احزاب سکولار بر علیه این قوانین مي جنگند  و آنها از قوانيني پيروي مي كنند كه ما بر عليه آن مي جنگيم ، آنها كساني را دوست خود گرفته اند كه ما آنها را دشمن خود مي دانيم  و ما نيز با كساني دست برادري و اتحاد داده ايم كه آنها اين دوستان ما را دشمن مي دانند .

پس ، با نگاه به تاريخ  و واقعيتهاي موجود بايد درك كرد كه ،  چرا سكولاريستهاي کافر و علي الخصوص چته هاي مزدور و خائن سکولار در کردستان  با تمام سكولاريستهاي منطقه و دين فروشان بر عليه كوردهاي شريعت گرا و ملت مسلمان ما متحد شده و چرا ما هم با تمام برادران مجاهد و مسلمانمان بدون درنظر گرفتن زبان و رنگ و مذهب متحد شده ايم ؟

عقیده ما را به هم نزدیک و هم مسیر کرده است همچنانکه همین عقاید سکولاریستی تمام احزاب سکولار را در دشمنی با قوانین شریعت الله و ملت مسلمان ما هم مسیر کرده است.

هویت و جایگاه حزب سکولار – کمونیست PKK / پ.ک.ک و ارگانهای مربوطه (مخصوصا پژاک ) در میان کردها

هویت  و جایگاه   حزب سکولار –  کمونیست  PKK  / پ.ک.ک  و ارگانهای مربوطه (مخصوصا پژاک ) در میان کردها 

ارائه دهنده : محمد کوردستانی / ارومیه

ملتها چنانچه به وظایف اساسی و بنیادی خود جهت حفظ منافع و هویت درخورشان تلاش نکنند معمولا نابود شده و تبدیل به کود برای حاصلخیزی زمینی می گردند که ملتی غیر از آنان  در ان رشد می کند .   به دلایلی مختلف و کاملا مشخص ، کردستان در یک قرن اخیر به خاطر حظور سکولاریستهای خارجی و نقشه های شومشان و جنایات سکولاریستهای ترک و عرب و فارس از یک سو و خیانتهای آشکار سکولاریستهای مرتد محلی از دیگر سو  ، نسلی سوخته و کودمانندی را تحویل تاریخ پرافتخار ما داده است که بر لاشه های پوسیده ی عقیدتی و تجارب زیانبار آنان ، بیداری نوپای اسلامی شکل گرفته است.

 گروه ها و احزابی با ایده و افکار متفاوت در سرتاسر جهان بوده و هستند که چه بسا در آغازِ کار مبارز و آزدیخواه بوده اند اما به مرور زمان و به علت تغییرات محیطی و سیاسی و ایجاد تحولات در مدیریت و گروه رهبری یا ارتباط سازی با قدرتهای محلی، منطقه ای و حتی جهانی (از سر اجبار یا نیاز) و مهمتر از همه تداوم چندین سال مبارزه و تحقق نیافتن اهداف و ناتوانی در تئوریزه کردن این شکست و در نتیجه بروز خستگی و یأس در بدنه آنها به طور عموم، از خط مشیء و اهداف اصلی خود منحرف شده و بعد از طی چندین سال به یک گروه مافیایی، تروریستی یا مجموعه ای پاسیف مبدل گشته اند. هر کدام از مولفه های فوق اگرچه متفاوت از هم و هر کدام موضوعی جداگانه است اما تاثیرات آن در یک ساختار مشخص بسان حلقه های یک زنجیر و به صورتی به هم پیوسته بروز می نماید. لذا اهداف نخستین و و شاید  خیرخواهانه ی وهله های اولِ یک گروه یا جریان دلیل و برهانی بی خدشه برای عدم انحراف این جریانات در طول سالیان نیست.


اگرچه بدواً اهداف و فعل آنها حداقل در محدوده فکری خویش مقدس و مثبت تلقی شده و به نام خدمت یا نجات گروه یا قشری خاص صورت گرفته است اما تدریجاً تنها لعاب و پوسته این اهداف را با خود حمل کرده اند تا بهانه ای باشد برای تداوم افعال و اهداف منحرف (به معنای دور شدن از اهداف اصلی) شده اشان.حزب مارکسیست لننیست  PKK یا حزب کارگران کردستان  با مشی مبارزات مسلحانه و چریکی  را شاید یکی از آخرین بازماندگان  عصر انقلابات کمونیستی قرن بیستم به شمار آورد که به دلیل فقر فرهنگی  دیکتاتوری سکولاریستی حاکم بر پاره ای از کردستانات هنوز به حیات واپسین خود ادامه داده و هر روز جهت حفظ بقا ،در لباس و شکل به روز تری ، می خواهد خود را به نمایش بگذارد . PKK و ارگانهای مربوطه (پژاک خصوصاً) طبق اصول سانترالیسم دموکراتیک حاکم بر جریانات چپ کمونیستی ،دارای نوعی تقدس مابی و پرستش رهبریت  به شیوه ی  استالینی و کره ی شمالی  بوده و از سیستم خاص این جریانات جهت پیشبرد اهداف خود سود می جویند که در زیر به تشریح آن و جایگاه آن در میان کردهای مسلمان و … می پردازیم
 در ابتدای امر باید پرسید :سیستم آموزشی در PKK و ارگانهای مربوطه (پژاک خصوصاً) با احتساب این واقعیت که عصر ارتباطات و آزادی آراء و اندیشه هاست چگونه است؟
آیا پژاک امروز محصول تراوشات فکری و اهداف متفکرین و بنیانگذران نخستین این ارگان ذیربط PKK است؟
آیا پژاک بسان ارگانی از ارگانهای PKK بُرانتر و عمیقتر از مادرش (PKK) دشنه بر پیکرِ آسیب دیده ی مبارزات کُرد در شرق کردستان نمی زند؟
رهبریت نخستین پژاک چه اهدافی داشتند و پژاک امروز با رهبریتی ناکارامد به کدام سو گام برداشته است؟ و اهداف پژاک در عمل کدام است؟
آیا پژاک به خودی خود قدرتِ اجرایی دارد؟ و قدرت اجرایی در پژاک به چه معناست؟
آیا همانگونه که اسناد می گویند PKK یکی از کانالهای ترانزیت مواد مخدر از خاورمیانه به اروپاست؟ و … ؟؟؟
اما بگذارید به پاسخگویی به یکی از چند پرسش فوق تمرکز کنیم و بدانیم آیا PKK و متعلقاتش خصوصا پژاک، افکار و آموزه هایشان در چارچوب سیستم آموزشی و عقیدتی چگونه است.
اصولاً هر سیستمی بر پایه مقدسات و اولویات عقیدتی و فکری خود خط مشیء چارچوب نظام آموزشی و پرورشی خود را طرح می کند لذا باید دانست آن اولویات PKK چیست که سیستم آموزشی را تحت پوشش قرار می دهد و متعاقب آن پژاک نیز پیرو و رهرو آن است؟
اگر همین پرسش را از هر عضو سابق و فعلی PKK و حتی شما خوانندگان بپرسیم پاسخ بی درنگ عبدالله اوجالان و آزادسازی وی می باشد. همانگونه که از شخص عبدالله اوجالان نقل می شود: ” PKK با من آغاز و به من ختم می شود”. در همین زمینه و به تعبیر برخی نویسندگان و صاحب نظران رابطه مابین اوجالان و مابقی، رابطه ای میان شیخ و دراویشی می باشد.
با احتساب یافتن امر قدسی مواد آموزشی در این گروه عبارت است از:
۱) مجموعه تحلیلات و سخنان عبدالله اوجالان در زمینه های عقیدتی ، سیاسی، تشکیلاتی، نظامی و … که وقتی در دره بقاع و سوریه سکونت داشته به صورت صوتی ضبط شده و هم اکنون بصورت کتبی در آمده و به نام تحلیلات رهبری (چوزوم له مه) مشهور است.
۲) دفاعیات اوجالان مشتمل بر ۴ کتاب که از سال ۲۰۰۰ به بعد به یکی از منابع تغذیه فکری آنها تبدیل شده است. به این ترتیب دیپلوماسی، تنظیمات و سیاستگذاری خود را بر این اساس برنامه ریزی می کنند.
۳) نامه های هفتگی عبدالله اوجالان از اِمرالی که توسط وکلایش منتشر می شود.
به غیر از این مواد تئوری شده هیچ مواد دیگری تدریس نمی شود و یا به عبارتی دیگر حق بیان نیز ندارد.
تحلیلاتی که برای کنگره و کنفراسها آماده می شود تنها از یک منبع تغذیه می کند که منابع فوق الذکر یعنی تعلیمات اوجالان در قالب کتاب و سخنرانی می باشد. به این ترتیب پدیده ها و رویدادهای سیاسی، اجتماعی و … در جهان و منطقه از دیدگاه وی نگریسته و تحلیل می شود و صحت و سقم آن ارزیابی می گردد.
آموزشها به گونه ای طراحی شده است که حتی گارد صحبت کردن را نیز دیکته می کند و چارچوب تحدید شده مباحث اجازه سخن راندن از هیچگونه رأی و ایده دیگری را نمی دهد. در عصر آزادی آراء و اندیشه ، حدود و قالبی ایدئولوژیکی طراح شده که هر فرد موظف به پیروی از آن است و می بایست از آن تخطی نکند.
پژاکه هم که شفاهاً خود را مستقل می نامد (متاکداً شوخی ای بیش نیست) تنها از یک بُعد خود را پیرو و در نتیجه هم پیمان PKK می داند و آن پیروی از عبدالله اوجالان است. یعنی مواد درسی همان مواد، قالب فکری همان قالب و امر قدسی همان امر قدسی است و نتیجتاً سوابق این ایدئولوژی مردود و شکست خورده (با استناد به از هم پاشیدن شیرازه آن و عملکرد یک دهه اخیر) به درویشِ بنده شده دیکته می کند که زندگی را فدای عبدالله اوجالان کردن افتخار آمیز، طبیعی و سوختنی تاریخی است لذا تا آزاد شدن وی و تحقق اهداف منحرفه باید جان داد.

ادامه

روز پرچم احزاب سکولار کورد با نماد شیطان پرستان

روز پرچم احزاب سکولار کورد با نماد شیطان پرستان

به قلم : احسان هورامی

در تمام دنیا با آنکه فرقه ها و گروههای مختلفی وجود دارند که به شیطان پرست شهرت دارند اما تنها قومی که به صورت رسمی شیطان را در قالب ملک طاووس می پرستند کوردهای یزیدی و پیروان سلطان سهاک در ایران هستند که خودشان را اهل حق می نامند. قبله ی شیطان پرستان ایرانی قبر سلطان سهاک در پردیور نزدیک پاوه است و قبله و محل حج شیطان پرستان یزیدی هم لالش در شمال غرب عراق است.

نماد مقدس شیطان پرستان یزیدی خوشیدی است با چند شعاع که خورشید را نماد آتش و شیطان می دانند چون شیطان از آتش خلق شده است. با آنکه یزیدی ها خود را کورد نمی دانند اما احزاب سکولار کوردی همیشه در ماهواره هایشان آنها را «برادر » خطاب نموده و تبلیغ می کردند که « برادران یزیدیمان»  کوردهای اصیل هستند و به نحوی کوردهای مسلمان را کوردهای تقلبی و غیر اصیل معرفی می کردند.

همه ی ما می دانیم که هر ملتی دارای نماد مخصوص به خود است، حالا چه شد که نماد و رمز یزیدیهای شیطان پرست نماد احزاب سکولار گردید؟جواب این سوال به پیروی از قوانین سکولاریسم و کنار نهادن قوانین شریعت الله و یا به دیگر سخن به پیروی از قوانین  شیطان به جای قوانین الله  و جریان ارتداد و مرتد شدن بخشی از کوردها بر می گردد. و چیزی که می توانست این تغییر رویه را برای مردم فریب خورده ی کوردستان توجیه کند مسئله ی ملی گرایی و نژاد، آنهم در قالب دروغهای ساخته شده ی تاریخی  می باشد؛ که در آن یزیدیهای شیطان پرست به عنوان کوردهای اصیل معرفی گشته و آئینشان و نمادشان به عنوان نماد سابق کوردها ی باستان نشان داده شود .

باید از خود بپرسید چه کسی این نماد شیطان پرستان را در داخل این پرچم قرار داد و چه کسانی برای اولین بار از پرچمی با این نماد  شیطان پرستی استفاده کردند ؟

بدون شک این شخص قاضی محمد به عنوان بنیانگذار اولین حزب سکولار و مرتد کوردستان نبود ، همچنین  این پرچم شباهتی  به پرچم جمهوری آرارات ندارد،علاوه بر آن نمی تواند پرچم امارت سوران  باشد،این پرچم همچنین نمی تواند پرچم دراویش و مریدان حزب کارگران اوجالان باشدو… 

هم اکنون باید روشن شده باشد که  بارزانیها ی سکولار و مرتد ، در کوردستان ،  اولین کسانی بودند که این نماد یزیدیهای شیطان پرست را به عنوان نماد کوردهای مسلمان بر پرچم  خود قرار داده  و سعی نمودند که نماد شیطان (آتش) را به جای « لا اله الا الله و محمد رسول الله »  بر ملت مسلمان کوردستان تحمیل نموده و به نوروز به عنوان عیدی اساسی نگریسته شود.

هم اکنون باید به ما حق داده شود که اگر بخواهیم، به عنوان یک مسلمان اهل توحید ،  پرچم شیطان پرستان مرتد را زیر پا نهاده و آنرا به باد تمسخر و استهزاء بگیریم مومنی به ما ایراد نگیرد.

ممکن است افراد زیادی بگویند که این حقیقت را نمی دانستیم حالا چکار کنیم؛ در جواب این دسته باید گفت که انسان به دلایل مختلفی ممکن است در دامهای شیطان گرفتار شود،  اما برای همه بهتر آن است که تا درهای توبه باز و دیر نشده است،توبه کنید و سپس با بیدار نمودن اطرافیان خود به اصلاح بپردازید.

این نماد شیطان پرستان است که توسط سکولاریستهای کورد عراقی که مزدوران سنتی اسرائیل هستند به عنوان نماد رسمی کورد معرفی شده است و نزد مسلمین چنان بی ارزش است که شیطان هست.

جلال طالبانی هم قاضی محمد را بی آبرو و نماینده خط شوروی و مانعی در برابر کوردها می دانست

جلال طالبانی هم قاضی محمد را بی آبرو و نماینده خط شوروی و مانعی در برابر کوردها می دانست

به قلم: مسعود سنه ای

امروز کلیپ کوتاه اما جالبی از جلال طالبانی رئیس جمهور دست نشانده عراق و رئیس حزب اتحادیه‌ی میهنی کردستان در خصوص قاضی محمد به دستم رسید که می تواند برای کم هوش ترین سکولار هم تلنگری باشد که از این قاضی مرتد و تمام سکولاریستهائی که پس او تولید شده اند دوری کند.

حالا طالبانی در این کلیپ می گوید: ” از ایران قاضی محمد و اینا و از عراق ملا مصطفی بارزانی را آورده‌ بودند و کاک زیاد که‌ من می‌شناسم فردی محترم و با شخصیت بود، خودش نمی‌خواست و می‌گفت من توانایی انجام این کار را ندارم.مراتب و افراد عشایری را و کهن عشایری را به‌ سرکردایتی کرد آوردند و ژ.ک به‌ حزب دمکرات تبدیل شد ولی اینگونه‌ شکست نمی‌خورد و از بین برود. من این را در کتابم هم نوشته‌ام  و این شکست و ضرری بود که‌ شوروی بر سر کرد آورد.باید می‌گذاشتند ژ.ک حزبی ملی و جماهیری و منظم می‌بود و فعالیت خود را می‌کرد. چون در آن خرده‌ بورژوا،جوتیار(کشاورز)،کارگر و مغازه‌دار و دانشجو را جمع می‌کرد. و این عقب نشینی بزرگی بود. همانگونه‌ که‌ مشخص است رهبری حزب دمکرات تسلیم شده‌ بود. یعنی اگر قاضی محمد اعدام نمی‌شد و شاه این خریت را نمی‌کرد می‌بایست تاریخ کرد به‌ تسلیم شدن و چیز دیگری از آن نام می‌برد. قاضی محمد با اعدام و محاکمه‌ توانست خود را دوباره‌ بخرد وگرنه‌ رهبر جمهوری کشوری به‌ پیشواز لشکر دشمن برود و پیش پای آن قربانی بکند؟؟؟!!!این چه‌ معنی می‌دهد؟ تنها مسئله‌ایی که‌ او را آزاد کرد، مرگ قاضی بود وگرنه‌ آبرورفتگی تمامی بود. و نگذاشت که‌ ژ.ک دوران طبیعی خود را طی کند. خط شوروی خط غلطی بود”

این سخنان جلال طالبانی که سکولاری از خودشان است کافی است که هر سکولاری بداند نطفه ی  سکولاریستها در میان کردها با خیانت به ملت مسلمان کورد و خدمت به بیگانگان منعقد شده است و حتی اگر به صدها حزب هم تقسیم شوند ماهیتشان فرقی نمی کند و تنها نوع خیانتشان عوض می شود و اربابانشان تغییر می کنند.  همه ی ما داریم می بینیم که همین الان هم تمام احزاب کافر سکولار کوردی برای یکی از دشمنان ملت مسلمان کورد مزدوری و خیانت و جاشیگری می کنند.

« سعادت بشر تنها از راه قانون خدا به دست می آید» این جمله ایست از نشریه نیشتمان در سال ۱۳۲۴، مقاله آشتی، تنیا و… که به عنوان شعار اصلی و محوریت برنامه ها و اهداف کومله ی ژ-ک شناسانده می شود.

توضیح آنکه : جمعیت ژ.کاف که مخفف «ژیانه وه ی کورد» یا «ژیانه وه ی کوردستان» یا «ژیانی کورد» است ابتدا در سلیمانیه اعلام موجودیت می کند و در سال ۱۳۱۹ یکی از مبلغین اسلامی کرد به نام ملا احمد فوزی از سلیمانیه وارد مهاباد می شود و در آن جا کلاس های درس و خطا به خود را پیرامون قرآن و سنت و فقه شافعی دایر می نماید که در ضمن این دروس از ظلم و ستم حاکم بر مردم خود و راه رهایی ملت مسلمان از مصیبت هایی که ظالمان بر سرشان می آورند صحبت می کند به گونه ای که پس از مدتی عده ای از عقلا و صاحبان قلب سلیم تصمیم می گیرند که از بندگی بندگان خود را نجات داده و تنها در بندگی خدای واحد در آیند.

در جریان همین درس های مُلا احمد فوزی است که ۱۶ نفر از اهالی مهاباد در باغی گرد آمده و اعلام موجودیت کومله ی ژ-ک را می کنند (۱۹۴۲م).

ادامه

از ایرانشهر تا پیرانشهر: تجاوز جنسی سکولاریستهای بلوچ و کورد به ناموس کوردها و بلوچهای اهل سنت

از ایرانشهر تا سردشت: تجاوز جنسی سکولاریستهای بلوچ و کورد به ناموس کوردها و بلوچهای اهل سنت

به قلم: ا. مزنی / پیرانشهر

چند مدت قبل و در ماه مبارک رمضان ما شاهد ربایش چندین دختر اهل سنت بلوچ در ایرانشهر و تجاوز دسته جمعی سکولاریستهای بلوچ به آنها بودیم که مولوی طیب ملازهی امام جماعت مسجد نور اهل سنت ایرانشهر در خطبه‌های نماز عید فطر اعلام کرد به ۴۱ دختر در این شهرستان توسط این مفسدین سکولار تجاوز شد و گفت : این اوباش از همین بچه‌های من و شما بوده‌اند که اگر اسم‌شان را بگویم عده‌ای سرشان پایین خواهد افتاد.

احزاب سکولار خارج نشین و دارودسته ی منافقین و سکولار زده هائی چون سهاب و شبکه های ماهواره ای چون کلمه و… سعی در انحراف افکار عمومی و وادار کردن اهل سنت به اقدامات احساسی و تخریب گرایانه نمایند تا اهل سنت بلوچ و سایر مسلمین ایران متوجه  این جنایت آشکار جوانان سکولار در حق ناموس بلوچهای اهل سنت نشوند، اما بعد از چند روز و با دستگیری عاملان این جنایات روی سیاه سکولاریستها و سکولار زده ها در برابر ملت سیاه تر شد.

مولوی طیب ملازهی بدون نام بردن از احزاب و گروههای سکولار و مدعیان دموکراسی سکولاریستی که برای همه شناخته شده هستند گفت: “هجمه فرهنگی که دشمنان از روش‌های مختلف ازجمله ماهواره‌ها و فضای مجازی علیه دین و کشور ما به راه انداخته‌اند، موجب این اتفاقات شده است…. حتماً باید با مشورت بزرگان و عقلای قوم برای برخورد با این موضع و ریشه‌یابی آن و همچنین برای حمایت از دختران و زنان آسیب‌دیده چاره‌اندیشی شود.”

بدون شک ریشه های تمام این مفاسد اخلاقی و رفتاری به عقاید سکولاریستی این افراد مفسد سکولار و دوری آنها از قانون شریعت الله بر می گردد.

 در همین ماه رمضان امسال هم سکولاریستهای کورد در مریوان و در ملاء عام به پیامبر و ناموس پیامبر و قرآن و اصحاب فحاشی کردند و… و در چند روز گذشته نیز همان اتفاقی که برای دختران اهل سنت ایرانشهری رخ داد اینبار توسط باند جوانان سکولار کورد برای تجاوز به زنان و دختران کورد اهل سنت پیرانشهر اتفاق افتاد.

با آنکه عده ای بیان کرده اند که تاکنون بیش از ۴۵ زن و دختر جوان کورد اهل سنت قربانی این باند مخوف و متجاوز جوانان سکولار شده اند و حداقل ١٠ تا ۱۵ نفر از این قربانیان به دلیل تجاوز این افراد سکولار اقدام به خودکشی کرده اند، با این وجود تعداد افرادی که از ترس آبرو و خانواده و… جرئت اقرار ندارند باید بیشتر از این اعداد و ارقام باشد.

ای ننگ بر سکولاریسم و تمام احزاب سکولار که بانی و باعث اینهمه مفاسد عقیدتی و اخلاقی و رفتاری در میان اهل سنت ما شده اند.  

احزاب سکولار کوردی و سکولار زده ها سعی دارند با همان تبلیغات کهنه و تاریخ گذشته ی بلوچهای سکولار و شبکه های ماهواره ای و کاناله و گروههای مجازی احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین و سکولار زده های داخلی این جرم آشکار سکولاریستهای کورد در حق دختران اهل سنت کورد در پیرانشهر را بپوشانند اما در برابر هوشیاری کوردها ناکام ماندند و تنها بر کینه و حس انتقام جوئی کوردهای مسلمان نسبت به احزاب سکولار اضافه کردند.

 ننگ و نفرین بر تمام پیروان و طرفداران سکولاریسم و احزاب سکولار که در هر سرزمینی قدم بگذارند نتیجه ای جزو فساد و فحشاء ندارند.

و ننگ و نفرین بر تمام شیخها و مولوی ها و ماموستاها و ملاهای دین فروش و خائنی که در برابر اینهمه مفاسد عقیدتی و فرهنگی و اخلاقی و رفتاری احزاب سکولار و مریدان آنها دچار خیانت ذلت بار سکوت شده اند.

بعد از بارزانی اینبار ترس و وحشت مزدوران اوجالان از مردم بعد از خروج آمریکا از سوریه

بعد از بارزانی اینبار ترس و وحشت مزدوران اوجالان از مردم بعد از خروج آمریکا از سوریه

به قلم: ج. محمود نژاد / بانه

به دنبال شکست مفتضحانه آمریکا از افغانستان و شکست خفت بار مزدوران او که ۲۰ سال آنها را آموزش داده بود فورا بارزانی طاغوت و مزدور حاکم بر اربیل کردستان عراق بیانیه ای صادر کرد که بگوید که سگمرگه های ما که توسط آمریکا آموزش دیده اند مثل اربکی های مزدور افغان نیستند. اما همه دیدیم که در عرض چند ساعت چگونه در برابر حشد شعبی ۵۱ درصد از خاکشان را به همراه کرکوک از دست دادند و چنانچه حشد شعبی می خواست در عرض چند ساعت دیگر کل کردستان عراق را از احزاب مزدور سکولار پاکسازی می کرد.

به دنبال این ما شاهد همین واکنشها از سوی مسئولین نظامی مزدوران اوجالان در سوریه هستیم. این مزدوران سکولار بعد جنایاتی که به پشتبانی آمریکا و ناتو در حق مردم کورد و عرب کرده اند به شدن از خروج نیروهای آمریکائی از منطقه و حملات انتقام جویانه ی کوردها و عربهای منطقه ترس و هراس دارند.

مزلوم کوبانی در گفتگو با Northpress سوریه آشکارا این ترس خود را خروج آمریکا و متحدینش از منطقه و انتقام گیری مسلمین منطقه از آنها اعلام می کند. این مزدور می داند که اگر آمریکا و ناتو آنها را رها کنند در برابر مخالفین چیزی هستند مثل اربکی های افغان و سگمرگه های کردستان عراق . چون تنها چند روز آمریکا و ناتو آنها را رها کردند و همه دیدیم که تمام مناطق کوردنشین از عفرین تا سریکانی به دست احزاب و گروههای کورد و عرب متحد با ترکیه و مخالف مزدوران اوجالان افتاد.

 این بزدلهای مزدور  سکولارخودشان را بهتر از هر کسی می شناسند به همین دلیل ترس و هراس از خروج آمریکا و انتقام ملت از آنها تمام وجودشان را فرا گرفته است .

مزلوم کوبانی می گوید:

“مخالفین می گویند که آمریکا از سوریه هم بیرون می رود آنوقت ما بر می گردیم و ما می مانیم و شما… اما مساله سوریه با افغانستان فرق دارد … در ۷ ماهی که رهبر بایدن حکومت را در دست گرفته وضع از لحاظ نظامی و دیپلماسی بهتر شده …  ما هم اکنون احساس می کنیم پشتیبانی سیاسی و نظامی از ما بهتر است، بیشتر از انکه در دوران ریاست جمهوری قبلی و در دوران ترامپ داشتیم …. بعد از خروج از افغانستان، مسئولین آمریکا نزد ما آمدند برای اینکه به ما بگویند هیچ تغییری در سوریه اتفاق نمی افتد.”

 شما در پشت این سخنان به راحتی می توانید ترس و هراس این مزدوران سکولار از خروج آمریکا از منطقه و انتقام گیری ملت کورد و عرب از آنها را مشاهده کنید.

ملت مسلمان کورد هرگز جنایات این احزاب سکولار را نه فراموش می کند و نه می بخشد. روزی می رسد که اربابان جهانی و منطقه ای بعد زا اتمام کار آنها را مثل دستمال توالت دور بریزند آنوقت سروکارشان با ملت مسلمان خودشان است.

ان شاء الله آن روز نزدیک است. أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ (بقره/۲۱۴)

شمه ای از پیش زمینه ها و علل هشدارهای مقامات دارالاسلام ایران به احزاب سکولار کمپ نشین کردستان عراق

شمه ای از پیش زمینه ها و علل هشدارهای مقامات دارالاسلام ایران به احزاب سکولار کمپ نشین کردستان عراق

به قلم : کوردو مهابادی

سه روز پیش بود که با خبر شدیم نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در در کوه عبدالعزیز حسکه در شمال شرقی سوریه ۴۰۰ مزدور از کردهای کمونیست حزب کارگران اوجالان pkk را آموزش داده اند. روزنامه ی «هابر تورک» نیز فاش کرد که حزب کارگران اوجالان pkk 41 فروند هواپیمای بدون سرنشین از حکومت امارت دریافت کرده و منتظر دریافت ۱۲۰ فروند دیگر است. اماراتی که روابط آشکار خود با رژیم صهیونیستی را آشکار کرده است.

در کنار این ما شاهدیم که رژیم آل سعود در مقام بزرگترین حامی مالی کردهای کمونیست حزب کارگران اوجالان pkk در سوریه است که تنها به خاطر یک کمک صد میلیون دلاری به آنها وزارت امور خارجه ی آمریکا در ۲۶ مرداد ۹۷ (۱۷ اوت ۲۰۱۸) از آل سعود تشکر و قدردانی کرد.

رامی الدوس، رئیس مجلس عشایر سوری هم می گوید: «عناصر اطلاعاتی عربستان و امارات با تهدید، آزار و اذیت رهبران عشایر، آنها را مجبور به همکاری با پ.ک.ک می‌‌کنند. در مجلس مشورتی کادر پ.ک.ک مستقر در قندیل نیز می‌توان حضور عناصر اطلاعاتی عربستان و امارات را رهگیری کرد».

در کنار این ما شاهد کمکهای مالی عربستان و امارات به حزب سکولار دمکرات کردستان ایران جهت راه اندازی کانال ماهواره ای جهت دامن زدن به جنگ روانی علیه دارالاسلام ایران بوده ایم و این غیر از پوشش رسانه ای وسیع شبکه ی العربیه  و شبکه های کلمه و …  وابسته به آل سعود در شناسائی این احزاب بوده است.

نکته ی تعجب بر انگیز کمک های مالی از سوی سازمان ملل و نمایندگی یو.ان در اربیل، مرکز اقلیم کردستان عراق به سرکردگان شاخه های مختلف احزاب دمکراتها و کومله ها و پاک و… است تا تحت عنوان کمک به امرار معاش پیشمرگان، به ازای هر پیشمرگ، روزانه مبلغ ۷ دلار که جمعا در ماه ۲۱۰ دلار  می شود در اختیار عناصر این احزاب سکولار ضد ایرانی قرار بگیرد.

با چنین آگاهی ها و پیش زمینه ی مختصری ما به داخل ایران بر می گردیم تا ثمرات این اموزشها و کمکها را ببینیم. البته جهت پرهیز از طولانی شدن مطلب تنها به بررسی چند اتفاق همین یک ماه گذشته می پرازیم:

در همین یک ماه گذشته گروهک پژاک (شاخه pkk برای ایران) در اطراف بوکان به نیروهای مسلح ایران حمله کرد که تنها مشخصات دو نفر از افراد کشته شده ی خود به نامهای ادریس فقهی اهل سنندج و محسن قادری اهل بوکان  را فاش کرد.  

در ۷ شهریور ۱۴۰۰ احزاب سکولار کمپ نشین دمکرات کردستان ایران شخصی ۴۲ ساله به اسم طاهر پوردانات را به جرم  طرفداری از نظام ایران در روستای «کوسه کهریزه» از توابع شهرستان مهاباد در جلوی منزل مسکونی خودش ترور کردند.    

۱۰ شهریور یک تیم تروریستی از این احزاب که از مرز اقلیم کردستان عراق وارد خاک ایران شده بودند در سروآباد اطراف سنندج توسط سپاه منهدم شد. در ۱۱ شهریور ستوان‌سوم  رشید سپهوند مرزبان هنگ مرزی بانه حین درگیری در مرز  گله‌سوره  این شهرستان توسط این احزاب سکولار کمپ نشین کشته شد. 

۱۰ شهریور«جمعه عناد»، وزیر دفاع عراق از نیروهای کورد اقلیم کردستان عراق می خواهد که  عناصر پ ک ک را از اقلیم کردستان اخراج کنند.۱۴ شهریور هم پارلمان عراق  همین درخواست را می کند و pkk را به عنوان عامل وجود مشکلات امنیتی و تهدیدی جدی علیه امنیت ملی عراق نام می برد.  

اگر صرفا با کمپ نشینی برای عراق مشکل ساز و تهدید هستند برای ایران چگونه اند؟ حالا مسئولین نظامی و امنیتی دارالاسلام ایران حق ندارند که به حکومت عراق و اقلیم کردستان عراق در مورد این احزاب سکولار و مزدور هشدار دهند؟ آیا دفاع از شهروندان ایرانی و تامین امنیت آنها و حمله به پایگاههای این احزاب مزدور و خائن در کرستان عراق حق مشروع ایران نیست؟

خیانت سکوت احزاب سکولار کوردی و دارودسته ی منافقین(سکولار زده ها)ی داخلی ایرانی

خیانت سکوت احزاب سکولار کوردی و دارودسته ی منافقین(سکولار زده ها)ی داخلی ایرانی

به قلم: شاهو سنه ای

احزاب سکولار کوردی معمولاً در برابر پیشرفتها و ترقی دارالاسلام و مسلمین کور و لال هستند، البته در برابر مفاسد اقتصادی و اداری و دیکتاتوری و جنایات احزاب سکولار در برابر همدیگر و در برابر مسلمین کورد نیز باز کور و لال هستند. این چیزی است که ما به کرات در احزاب سکولار کوردی و حتی در دارودسته ی منافقین یا سکولار زده های محلی به کرات دیده و می بینیم.

دنیا و تمام کوردهای مسلمان جنایات و خیانتهای احزاب مختلف سکولار کوردی برای تمام دشمنان ملت کورد از صدام حسین تا آمریکا و ناتو را دیده و می بینند و علاوه بر آن مفاسد اداری و اقتصادی و دیکتاتوری غیر قابل وصف این احزاب در مناطق تحت کنترل آنها در کردستان عراق و سوریه نیز بر کسی پوشیده نیست، علاوه بر این میزان پیشرفت و ترقی و امکانات رفاهی چون برق و آب و گاز و… کوردهای ایران به نسبت کوردهای عراق و سوریه و ترکیه نیز بر کسی پوشیده نیست، با این وجود چشمشان را بسته اند و تنها داد می زنند.

یکی از مواردی که احزاب سکولار کوردی بر آن انگشت گذاشته اند عدم مشارکت کوردها در مناصب بالای حکومتی در دارالاسلام ایران است. بدون شک این یک دروغ آشکار است . از همان ابتدای تشکیل دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران دهها مورد از مقامات مختلف و وزارتها در اختیار کوردها بوده از زنگه وزیر نفت بگیر تا رحیمی و… . این احزاب سکولار بر کوردی گری تاکید دارند و کاری به مذهب ندارند و همین بیشتر از همه دروغگو بودن آنها را نمایان می کند.

موارد جدیدی که اخیراً باز باعث رسوائی آنها شده وجود چند وزیر کورد در این دوره ی ریاست جمهوری رئیسی است.

عبدالملکی وزیر کردستانی کار و رفاه اجتماعی است و زارع‌پور وزیر ارتباطات از کرمانشاه، و دریادار شهرام ایرانی به فرماندهی کل نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از کوردهای اهل سنت منصوب شد. در برابر این اقدامات و مناصب بالای حکومتی برای کوردها، این احزاب سکولار کوردی و دارودسته ی منافقین محلی چکار کردند؟ دو اقدام انجام دادند:

  1. عده ای کر و کور و لال شدند و دچار خیانت سکوت شدند
  2. عده ای نتوانستند انکار کنند اما تمام تلاش خود را کردند که این اقدامات بزرگ را کوچک بشمارند.

کوردهای اهل سنت ایران چند دهه است با چنین موجوداتی سرو کله می زنند. ترقی و پیشرفت برای اینها یعنی به رسمیت شناخته شدن هم جنس بازی در میان مریدان اوجالان، یعنی برپاداشتن پرچم هم جنس بازها در ماه رمضان در اربیل عراق و در کنسولگری آمریکا، یعنی رایج شدن مد عوض کردن همسران توسط کوردهای سکولار در کردستان عراق به گواهی رهبر «یه کیتی پیاوان»، یعنی وجود ۴۰۰ مرکز فحشا تنها در شهر سلیمانیه عراق، یعنی فساد اخلاقی و جنسی و بی بندوباری، یعنی دشمنی آشکار با قانون شریعت الله و دشمنی با غیرت و معیارها و ارزشهای اسلامی مسلمین.

این ترقی و پیشرفت مورد نظر احزاب سکولار محلی کوردهاست که نزدیک به ۷ دهه است برایش تلاش می کنند. این همان چیزی است که امثال سهاب در بلوچستان برایش تلاش می کنند، این همان جامعه ی دموکراتیکی است که امثال عبدالمالک ریگی بلوچ و پس مانده های آن برایش تلاش می کنند.

آیا این موجودات خیال کرده اند اهل سنت فریب آنها را می خورد؟ بسیار عقب مانده هستند اگر چنین توهماتی به ذهنشان زده باشد.

پیروزی های امارت اسلامی افغانستان و خیانت تکراری آمریکا به مزدورانش و ترس مسعود بارزانی طاغوت اقلیم کردستان عراق

پیروزی های امارت اسلامی افغانستان و خیانت تکراری آمریکا به مزدورانش و ترس بارزانی طاغوت اقلیم کردستان عراق

به قلم: سیروان کردستانی

همه ی ما بزدلی موشمرگهای کردستان عراق در برابر جماعت بغدادی را دیدیم وتقریباً یک چهارم جمعیت شهر قبل از اقدام ایران تخلیه شد و اگر کسی چون قاسم سلیمانی نبود اربیل هم کمتر از ۱۲ ساعت به تصرف جماعت بغدادی در می آمد. موشمرگهای بارزانی بعد از بمبارانهای شدید و تخلیه ی منطقه از گروه بغدادی می رفتند و چند تا سلفی و عکس رسانه ای می گرفتند. واقعیتی که خودشان بارها به آن اشاره کرده اند.

 در کنار این باز زمانی آمریکا موقتاً این مزدوران سکولار کورد را رها کرد، بزدلی های این مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی را در برابر حشد شعبی دیدیم ، و دیدیم که چگونه در عرض تنها یک هفته ۵۱درصد از متصرفاتشان را واگذار و پا به فرار گذاشتند و اگر ائتلاف بین المللی دخالت نمی کرد و حشد شعبی می خواست تنها در عرض چند ساعت دیگر کل اقلیم را می گرفت. در سال ۲۰۱۷ شهر نفت خیز کرکوک در کمتر از دو ساعت سقوط کرد و سگمرگه ها پا به فرار گذاشتند. هزاران نفر از این احزاب سکولار کورد بچه های فریب خورده ی کردها را از دهه ۱۹۷۰ برای امنیت این مناطق قربانی کرده بود و کرکوک را قدس کردستان می نامیدند و…

باز ما بزردلی مزدوران اوجالان در شمال سوریه در برابر مزدوران ترکیه را دیدیم و دیدیم تنها چند روز که آمریکا آنها را رها کرد از عفرین تا سریکانی را را رها کرده و پا به فرار گذاشتند .

پس در این زمینه فرقی بین مزدوران افغانی و مزدوران کورد و مزدوران عرب و … نیست. این واقعیتی است که همه می دانند. این دستمال توالتها روزی دور انداخته می شوند و باید در برابر ملت خود پاسخگو باشند.

مسعود بارزانی مزدور بزرگ اقلیم کوردستان هم تجربه ی افغانستان او را آشفته کرده است و از اینکه آمریکا او را رها کند و توسط مردم مسلمان کورد به جزای اعمالش برسد به خود می لرزد.

این مزدور طی سخنانی در خصوص تحولات جاری افغانستان نگرانی و نا امیدی خودش و تمام مزدوران کردستان عراق در خصوص احتمال تکرار این سناریو و بدعهدی آمریکایی‌ها را آشکار می کند.

با آنکه می گوید تفاوت‌های اساسی در میان ارتش افغانستان و نیروی پیشمرگه اقلیم وجود دارد، اما همه ی ما می دانیم که موشمرگهای اقلیم کفرستان عراق هم بسیار بزدلتر از سربازان آموزش دیده ی توسط آمریکا و ناتو در افغانستان هستند. فقط کافی است تاریخ این خائنین را در همین چند سال گذشته مطالعه کنید.

اگر امروزه بعضی از تحلیلگران کُرد نسبت به عواقب وابستگی حکومت دست نشانده و مزدور اربیل به آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی هشدار می دهند به دلیل شناخت آنها از این موشمرگهای مزدور و حکومت سراسر فساد و چپاول و خیانت پیشه ی این احزاب مختلف سکولار و همچنین به دلیل خشم نهفته و آتشفشان خفته ی مسلمین کورد در برابر این احزاب سکولار و مزدور است .

خائن خائن است و زبان و نژاد نمی تواند آن را عوض کند و سرنوشت آنها نیز در سراسر دنیا یکسان است. پس بگذار این احزاب سکولار و مرتد کورد به خود بلرزند و بدانند که ملت مسلمان کورد جزای اینهمه جنایت و خیانت آنها را کف دستشان می گذارند.

 ملت کورد  بر خلاف ملت افغان نه جنایات و خیانتها و مفاسد اینها را فراموش می کند و نه می بخشد؛ تنها تفاوت ملت ما با ملت افغان همین است.