در کافر و دشمن بودن دارودسته ی رجوی شک داری؟

در کافر و دشمن بودن دارودسته ی رجوی شک داری؟

به قلم: براهندک بلوچ

این روزها در رسانه های مجازی اهل سنت به راحتی می توان آثار سخنان کسانی از دارودسته ی رجوی را دید که در لباس بلوچ و کورد و عرب و … فرو رفته اند در حالی که حتی نه از عقیده ی اهل سنت چیزی می دانند و نه زبان این قومها را بلدند. تنها تخصص آنها فحاشی و دروغبافی در مورد نظام ایران و دامن زدن به اختلافات قومی و نژادی و مذهبی آنهم به هر قیمتی است.

دارودسته ی رجوی منافقینی بودند که با خروج از دارالاسلام ایران مشمول حکم : مَلْعُونِينَ ۖ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا(احزاب/۶۱) این مردم (پلید بدکار) رانده درگاه حقّند، باید هرجا یافت شوند آنان را گرفته و پی درپی به قتل رساند. اما با دعوت به سوی سکولاریسم و دور ریختن قوانین شریعت الله و کمک به صدام حسین سکولار و سایر کفار سکولار بر علیه مسلمین و دارالاسلام کلاً وارد دایره ی مرتدین شده و از دین اسلام خارج شده اند.

دارودسته ی رجوی از مانعین اجرای احکام الله متعال هستند و چه کسی جرمش سخت تر است از کسی که مانع اجرای احکام الله متعال می شود و کوشش میکند دارالأسلام راتبديل بجایی کند که در آن قوانین طاغوتی وکفری و سکولاریستی خواهی تطبیق گردد.

ولي باز هم کسانی هستند که باوجود فراوانی نواقض اسلام دربین دارودسته ی رجوی آن ها را مسلمان خطاب می کنند و آن ها را مسلمان می داند، واما درحقیقت این چنین افرادی از اسلام هیچ علم ودرکی ندارند چون زمانی انسان صفحات قرآن راورق می زند می بیند که نسبت دادن  اسلام به آنها غیر ممکن است. الله متعال می فرماید: وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [المائدة/ ۵۱] و هر كس از شما آنان را به سرپرستی گيرد، به راستى كه خود از آنان است. بى گمان خداوند گروه ستمكاران را هدايت نمى كند

و همچنین در تفسیر آیه مبارکه ابن حزم رحمه الله  ميفرماید: «صحيح است که قول الله تعالى (وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ) بر ظاهرش مي باشد، اينکه او کافری از گروه کافران است و اين حقيقتى است که دونفر از مسلمانان بر آن اختلافى ندارند.

بلى و این را از ما بشنوید که گروه رجوی با چنین نواقضی به اجماع تمام مذاهب اسلامی کافر هستند و تا زمانیکه در بدن ما روح باشد در برابر جنگ روانی و مسلحانه ی این مجرمین خواهیم ایستاد و انتقام خواهران و برادران کورد خود را که در زمان صدام حسین زنده به گور کردید ازشما که دنیایی خود را بر دین ترجیح دادید میگیریم ،هرگز فراموش نخواهیم کرد آن ظلم ستم شما را که در حق این برادران و سایر برادران انجام دادید ،و نمی شود فراموش کرد، و تاریخ اسلام  گواه این خیانت های شما خواهد بود.

همه می دانند که هم پیمان شدن شما با آمریکا ویکجا شدن تان با مرتدین احزاب سکولار کومله ها و دمکراتها و سایر کفار سکولار برعلیه مومنین و قانون شریعت الله خروج از اسلام است و اینکه الله شما و امثال شما را از مومنین و جامعه ی ما پاک کرده و از کشورهای کافر سکولار و از دور پارس می کنید نعمتی است که الله تعالی به مومنین داده است چنانچه می فرماید: مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ  [آل عمران/۱۷۹] الله متعال  نمى خواهد تا كه مؤمنان را بر وضعى كه اينك شما بر آن هستيد رها سازد تا آنكه ناپاك را از پاك جدا كند.

اهل سنت بدانند که این ناپاکان هم اکنون در لباس اهل سنت و اقوام سنی ایران فرورفته اند و در حال نشر اکاذیت و جنگ روانی و دامن زدن به اختلافات نژادی و قومی و مذهبی هستند، لطفاً هوشیار باشیم و فریب نخوریم چون : اَلمُؤمِنُ كَيِّسٌ فَطِنٌ حَذِرٌ. انسان مومن عاقل ، زيرك و هشيار است.

هر گونه سازش با احزاب سکولار کورد و بلوچ و عرب و تورک و فارس و… خیانت است به …

هر گونه سازش با احزاب سکولار کورد و بلوچ و عرب و تورک و فارس و… خیانت است به …

به قلم: کارزان شکاک

اگر به تاریخ سرزمینهای اسلامی در طول یکی دو قرن گذشته نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که احزاب سکولار محلی برای هر سرزمینی معادل با مزدوری برای دشمنان اسلام و خیانت به همان ملت بوده اند.

به تاریخ چند دهه ی این احزاب سکولار در دارالاسلام ایران هم نگاه کنیم می بینیم که این احزاب کار خود را با خیانت به انقلاب و حتی با خیانت به هم و کشت کشتار ملت مسلمان ما و کشت و کشتار همدیگر و مزدوری برای صدام حسین شروع کرده اند تا اینکه امروزه رسماً برای یکی از اربابان صدام حسین یعنی آمریکا و ناتو مزدوری می کنند و در صف این دشمنان آشکار بر علیه ملت مسلمان خود قرار گرفته اند.

در مورد این خیانتکاران ذکر چند مورد لازم است :

۱-       مسلمین شریعت گرا نه در ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ و نه بعد از آن تا کنون آغاز کننده ی درگیری ها نبوده ایم و حتی اجازه ی ماندن آنها در شهرها و روستاها را داده بودیم چون معتقدیم آزادی بیان بزرگترین عامل نابودی آنان می باشد .

۲-       اینها در زمان ضعف خود با برادران ما پیمان نامه و معاهده ی عدم تعارض به همدیگر را امضاء نموده بودند، اما خیانتکارانه عهدنامه را زیر پا نهاده و گروههای اسلامگرای وابسته به مکتب قرآن آقای مفتی زاده و صوفی های نقشبندی و حکومت انقلابی و… حمله نموده و مظلومانه تعدادی از آنها را کشته و زخمی نمودند.

۳-       سیاست مجاهدین ما این است که دشمنان ما خودشان تعیین می کنند که ما با آنها چه رابطه ای داشته باشیم . آیا با بستن پیمانهایی راه آشتی و صلح را بر می گزینند ؟ یا راه  جنگ و خونریزی را انتخاب می کنند ؟ . و در اینجا احزاب سکولارمحلی و متحدین غیر بومی انها همچون دیگر سکولاریستهای مرتد و خائنین ، راه خیانت و جنگ را انتخاب نموده اند.

۴-       کارنامه ی این احزاب سکولار ماهیت سکولاریستهای بومی را برای کم هوشترین مسلمان  روشن نمود؛ به این معنا كه دیدگاه سکولار بر آنها حاکم است و یکی از مهمترین اصول حاکم در این مکتب «یا با من باش یا برعلیه من هستی» است. به بیان رساتر اعضای این احزاب تنها دیدگاه‌ها و باورهای خود را قبول دارند و هر دیدگاه و آیین و اعتقادی که با آنها مطابقت و همسویی نداشته باشد، بنابراین برعلیه آنهاست و آنها با ترور شخصیتی و یا فیزیکی پیروان آن آیین یا دیدگاه ،  کشتار و قتل پیروان آیین‌ها و مکاتب دیگر را جایز می‌دانند.

 5 – این تکرارمصیبت بار تاریخ مرتدین سکولار برای هزارمین بار نشان داد که: هر گونه سازش با احزاب مرتد سکولار:

  • خیانت به تمام خونهایی است که تا به حال در راه تحقق قوانین الهی در زمین ریخته شده است.
  • خیانت به تمام زندانیان و مهاجرینی است که به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین دچار مصیبت گشته اند.
  • خیانت به تمام زنان و دخترانی است که هستی ، وجود و حتی ناموسشان به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین در معرض خطر و حتی تجاوز قرار گرفته است.
  • وبالاتر از همه خیانت به دین خدا و بندگان خداست که خداوند به عنوان امانت در اختیار مبارزین و مجاهدین شریعت گرا  قرار داده است.

  آیا در سوریه جهاد فی سبیل الله وجود دارد؟

  آیا در سوریه جهاد فی سبیل الله وجود دارد؟

به قلم: ابوخالد کوردستانی

کسانی که بر علیه حکومت سکولار سوسیالیست بشار اسد قیام کرده بودند از طیفهای مختلفی شکل گرفته بود. طیفی متعلق به ارتش آزاد بود که برای سکولاریسمی از نوع لیبرال آن قیام کرده است و طیفی هم متعلق به اسلامگراهای وابسته به اخوان المسلمین (مثل ارتش فاروق و..) و صدها گروه نجدی بود که با هر نوع سکولاریسمی مخالف بودند و می خواستند بر اساس منهج خاص خودشان مجری قوانین شریعت الله شوند.

ادامه

اخوان المسلمين در اروپا  

اخوان المسلمين در اروپا  

به قلم:  نيلوفر قديري

اخوان المسلمين از زمان تأسيس در سال ۱۹۲۸، سياست در خاورميانه را به طور عميقي تحت تأثير قرار داده است. شعار اين سازمان اين است: ” الله هدف ماست، پيامبر رهبر ماست. قرآن قانون ماست. جهاد شيوه ماست. شهادت در راه خدا بالاترين آرزوي ماست….. “
اروپا در سال هاي گذشته به فضايي مناسب براي رشد تفكرات اسلامي و فعاليت هاي سياسي  آن تبديل شده است. از اوائل دهه ۱۹۶۰ اعضاي اخوان المسلمين و طرفداران آن به اروپا رفته اند و كم كم اما پيوسته، شبكه اي گسترده و به شدت سازمان يافته از مساجد، مراكز خيريه و سازمان هاي اسلامي را تأسيس كردند. هدف نهايي اخوان المسلمين برخلاف ديگر جوامع اسلامي اروپا، كمك به مسلمانان براي تبديل شدن به بهترين شهروندان ممكن نيست؛ بلكه هدف آن گسترش قوانين اسلامي در سراسر اروپا و آمريكاست.
چهار دهه تعليم و تلاش، نتيجه داده است. دانشجويان مهاجري كه چهل سال پيش از خاورميانه به اروپا مهاجرت كردند اكنون سازمان هايي را رهبري مي كنند كه نماينده جوامع مسلمانان محلي در تعامل با حاكمان سياسي اروپا هستند. اين سازمان ها كه از سوي كشورهاي ثروتمند حوزه خليج فارس حمايت مالي مي شوند شبكه اي مركزي را تشكيل مي دهند كه تقريباً همه كشورهاي اروپايي را شامل مي شود. اين سازمان ها كم كم نظرات اخوان المسلمين را سرلوحه كار خود قرار دادند و ارتباطات خود را با اين سازمان گسترده كردند. آن ها با كلامي ملايم و با سخن گفتن به زبان هاي آلماني،  هلندي و فرانسوي جاي خود را در دولت ها و رسانه هاي اروپايي باز كرده اند. سياستمداران از همه طيف هاي سياسي در اروپا هرگاه مشكلي مربوط به مسلمانان پيش مي آيد يا هرگاه به رأي مسلمانان نياز داشته باشند، به سراغ اين سازمان ها رفته و با آن ها به تعامل مي پردازند.
اين گروه هاي اسلامي كه با دولت هاي اروپايي به زبان سليس و روان خودشان صحبت مي كنند، در ميان اعضا و طرفدارانشان به زبان عربي يا تركي حرف زده و افكار ديگري را پي مي گيرند. نمايندگان آن ها در راديو تلويزيون هاي اروپا درباره گفتگو ميان مذاهب و ضرورت انسجام در جامعه سخن مي گويند، اما در مساجد درباره خطرات در كمين مسلمانان در جوامع غربي حرف مي زنند. در رسانه ها، وقايعي مانند انفجار مادريد و گروگان گيري در مدرسه سبلان در روسيه را محكوم كرده و با قربانيان ابراز همدردي مي كنند.
اروپايي ها كه بسيار مشتاق برقراري گفتگو با اقليت مسلمان كشورهاي خود هستند از اين سخنان استقبال مي كنند. اين شرايط در آلمان كه اهميت زيادي در اروپا دارد، بيشتر مشهود است. اين تأثير فقط به خاطر اين نيست كه آلمان در قلب اروپا واقع شده، بلكه به اين خاطر است كه اين كشور ميزبان اولين موج از مهاجران اخوان المسلمين بوده و اكنون هم صحنه حضور سازمان يافته ترين شعبه اين سازمان است.
اخوان المسلمين در آلمان
شرايط آلمان و حضور اخوان در آن بسيار قابل توجه است. اخوان المسلمين بيشتر از هر جاي ديگري از اروپا، در آلمان قدرت يافته و حضور و مقبوليت سياسي پيدا كرده است. سازمان هاي اسلامي در ديگر كشورهاي اروپايي اكنون الگوي همقطارانشان در آلمان را پيگيري مي كنند.
در دهه هاي ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، هزاران دانشجوي مسلمان خاورميانه را ترك كردند تا در دانشگاه هاي آلمان به تحصيل بپردازند. هدف اين دانشجويان فقط جذب شدن در مؤسسات آموزشي معتبر فني آلمان نبود بلكه به دليل فرار از رژيم هاي سركوب گر حاكم آن زمان به آلمان مي رفتند. حكومت هاي آن زمان در خاورميانه دست به سركوب گروه هاي مخالف اسلامي زده بودند. در سال ۱۹۵۴ بسياري از اعضاي اخوان المسلمين از مصر گريختند و به آلمان غربي رفتند. در آن زمان دولت آلمان غربي تصميم  گرفته بود روابط ديپلماتيك خود را با كشورهايي كه آلمان شرقي را به رسميت مي  شناختند قطع كند. وقتي مصر و سوريه با دولت كمونيست آلمان شرقي ارتباط برقرار كردند. بُن هم تصميم گرفت ميزبان مخالفان و پناهندگان سياسي سوري و مصري باشد. بسياري از اعضاي اخوان در آن زمان با آلمان آشنا بودند.
سعيد رمضان يكي از اولين اعضاي پيشروي اخوان در آلمان بود. او منشي و دستيار شخصي حسن بنا بنيانگذار اخوان المسلمين بود. رمضان مصري كه رهبري نيروهاي نامنظم اخوان در فلسطين را هم بر عهده داشت، در سال ۱۹۸۵ به آلمان رفت و در كلن مشغول به تحصيل در دانشكده حقوق شد. او در آلمان يكي از سه سازمان اصلي مسلمانان را تأسيس كرد. اين سازمان كه جامعه اسلامي آلمان معروف به IGD نام دارد از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸ به رهبري خود رمضان اداره مي شد. رمضان همچنين اتحاديه جهاني مسلمانان را تأسيس كرد كه با كمك مالي سعودي ها ايجاد شد. دولت آمريكا تاكنون از نزديك فعاليت هاي اين اتحاديه را زير نظر داشته است و آن را به كمك مالي به تروريست ها متهم مي كند. در سال ۲۰۰۲ يك هيأت از وزارت دارايي آمريكا به دفاتر اين اتحاديه در ويرجينياي شمالي حمله كردند تا مدارك ارتباط آن را با القاعده، حماس و جهاد اسلامي بيابند.
در سال ۲۰۰۴ هم كميته مالي سنا خواستار بازرسي دقيق منابع و ارتباطات مالي اين سازمان شد. طارق رمضان پسر سعيد رمضان از رهبران بعدي اين دو سازمان بود. بعد از رياست ده ساله رمضان بر جامعه اسلامي آلمان، فاضل يزداني مصري براي مدت كوتاهي اين مسئوليت را به عهده گرفت و بعد از آن غالب همت سوري كه تابعيت ايتاليايي داشت به اين عنوان رسيد. او يكي از بنيانگذاران بانك تقوي است كه سرويس هاي اطلاعاتي غرب آن را بانك اخوان المسلمين مي خوانند. يوسف ندا ، يكي از مديران مالي اخوان المسلمين بانك تقوي را اداره مي كند. اين بانك در سوئيس، ليختن اشتاين و باهاما شعبه دارد. به گفته سرويس هاي اطلاعاتي غرب اين بانك همچنين چندين مركز اسلامي در سراسر اروپا را هم تأمين مالي مي كند.
رمضان و همت، رهبران جامعه اسلامي  آلمان ، از مهمترين اعضاي اخوان المسلمين در نيم قرن گذشته بوده اند. اطلاعات و گزارش هاي سرويس هاي اطلاعاتي غرب حاكي از آن است كه جامعه اسلامي آلمان شاخه اي از اخوان المسلمين است. اخوان المسلمين همچنين كار ساخت مركز اسلامي مونيخ در سال ۱۹۶۰ را نيز بر عهده داشتند. اين مركز با كمك دولت هاي خاورميانه اي همچون عربستان ساخته شد. اين مركز مجله اي به نام الاسلام منتشر مي كند كه تأمين مالي آن به عهده بانك تقوي است. مطالب اين مجله براي اولين بار نشان داد كه اخوان المسلمين آلمان مفهوم حكومت سكولار را نمي پذيرند.
جامعه اسلامي  آلمان كه مركز اسلامي مونيخ شعبه اي از آن است، مهمترين شاخه اخوان در آلمان است و نمونه اي مهم و قابل توجه از به قدرت رسيدن اخوان در اروپاست. اين سازمان در سال هاي گذشته رشد قابل توجهي داشت و اكنون ده ها سازمان اسلامي را در سراسر كشور زير پوشش دارد. مراكز اسلامي در بيش از ۳۰ شهر آلمان اكنون زير پوشش اين سازمان قرار گرفته اند. اكنون قدرت واقعي اين سازمان در همكاري آن با سازمان هاي دانشجويي و جوانان اسلامي در سراسر آلمان نهفته است. اخوان المسلمين توجه ويژه اي به نسل جوان مسلمان اروپا نشان داده است. از جمله اين ارتباطات، رابطه اخوان با مجمع جهاني جوانان مسلمان است. اين مجمع يك سازمان غير دولتي سعودي است كه هدف آن گسترش وهابيت و برداشت سعودي ها از اسلام است. اين مجمع كه زيرپوشش اتحاديه جهاني مسلمانان قرار دارد، بزرگترين سازمان اسلامي جوانان در جهان است.
اخوان المسلمين همچنين با مركز آموزش امامان جماعت اسلامي اروپا در فرانسه ارتباط دارد. سرويس هاي اطلاعاتي اروپا، اين مركز را به گسترش عقايد افراطي مذهبي متهم مي كنند. اخوان المسلمين مصر، مونيخ را به عنوان پايگاه خود براي فعاليت هايش در آلمان انتخاب كرد اما شعبه سوريه اي اين سازمان، آخن، شهري در نزديكي مرز آلمان و هلند را به عنوان پايگاه خود در آلمان برگزيد. اين شهر كه دانشگاه معروفي هم دارد اكنون جمعيت مسلمان زيادي را در خود جاي داده است. از جمله اين مسلمانان ساكن در آخن، خانواده سوري عطار هستند. اولين عضو از اين خانواده عصام عطار بود كه از بيم تعقيب قضايي در سوريه، در دهه ۱۹۵۰ به آلمان گريخت. در آن زمان او رهبر اخوان المسلمين سوريه بود. اعضاي ديگر اخوان سوريه بعدها به آلمان رفتند. پايگاه عطار در آخن، مسجد بلال بود كه به مركز فعاليت هاي گروه اخوان در اين شهر تبديل شد. اخوان سوري در آخن، رابطه نزديكي با همكاران مصري شان داشتند. پسر عصام عطار با دختر يوسف ندا رئيس بانك تقوي ازدواج كرد. اما رابطه بين اين دو شعبه بسيار عميق تر از اين ازدواج بود. مركز اسلامي آخن از بانك تقوي كمك مالي دريافت مي كرد و كارمندان مركز اسلامي مونيخ و آخن به صورت دوره اي محل كار خود را با يكديگر عوض مي كردند. اما اخوان سوري هيچ گاه به جامعه اسلامي آلمان نپيوستند.
ميلي گوروس

يكي ديگر از كانال هاي ارتباطي اخوان در اروپا، رابطه با ميلي گوروس از گروه هاي تركي اسلامي اروپا است. ميلي گوروس كه ۳۰۰ هزار عضو و صدهزار طرفدار دارد از حقوق مهاجران ترك آلمان دفاع مي كند. ميلي گوروس علاوه بر دفاع از حقوق ترك ها و تأكيد بر عقايد اسلامي، نوعي ابراز احترام هم به ارزش هاي غربي و اصول دمكراسي آن نشان مي دهد. سرويس هاي اطلاعاتي غرب به شدت به اين گروه بدگمان است و آن را سازماني افراطي مي نامد. رهبري پنهان ميلي گوروس را اكنون نجم الدين اربكان نخست وزير پيشين تركيه به عهده دارد. حزب رفاه اربكان در تركيه به دليل فعاليت هايش عليه حكومت سكولار اين كشور در ژانويه ۱۹۹۸ ممنوع اعلام شد.
اهداف و برنامه كاري ميلي گروس شبيه جامعه اسلامي آلمان است و اين دو سازمان رابطه همكاري نزديكي دارند. هدف مشترك اين دو نهاد تلاش براي افزايش نفوذ سياسي و به دست آوردن نمايندگي رسمي مسلمانان آلمان است. مساجد اين دو سازمان با ارائه خدمات اجتماعي، برگزاري كنفرانس ها و فعاليت هاي سازمان يافته در راستاي اين هدف حكومت مي كنند.
از سوي ديگر در سال ۱۹۸۹ سعودي ها تحت نظارت عبدالله التركي رئيس قدرتمند دانشگاه بن سعود در رياض، مركزي به نام شوراي اسلامي در آلمان تأسيس كردند. تركي در كنار ابراهمي الزيات و حسن ازدوگان از مقامات برجسته و عاليرتبه ميلي گروس و احمد خليفه از مقامات مركز اسلامي مونيخ رياست اين شورا را به عهده گرفتند.
در سال ۱۹۹۴ وقتي اسلام گرايان ساكن آلمان دريافتند با ائتلاف و اتحاد بيشتر مي توانند نفوذ سياسي بيشتري به دست آوردند، ۱۹ سازمان اسلامي از جمله جامع اسلامي آلمان، مركز اسلامي مونيخ و مركز اسلامي آخن، يك سازمان ائتلافي تشكيل دادند به نام “zentralret der Muslime” . به گفته سرويس هاي اطلاعاتي آلمان، از اين ۱۹ سازمان دست كم ۹ سازمان به اخوان المسلمين تعلق دارد. اين سازمان كه اكنون همه سازمان هاي اسلامي آلمان را زير پوشش دارد، در كنار جامعه اسلامي آلمان و ميلي گروس، نماينده سه ميليون مسلمان آلمان هستند. رسانه هاي آلماني وقتي مي خواهند نظر مسلمانان درباره هر موضوعي بدانند به سراغ اين سازمان مي روند. اما در حقيقت نظر اين سازمان نظر اخوان المسلمين است.
اخوان المسلمين در سراسر اروپا
اخوان المسلمين و تأمين كنندگان مالي آن ها در خاورميانه تلاش زيادي براي منسجم كردن فعاليت هاي مسلمانان در آلمان انجام داده اند اما اين تلاش ها به آلمان محدود نشده است. سازمان هاي مرتبط با اخوان در سال هاي اخير در سراسر اروپا گسترده شده اند. در فرانسه اتحاديه سازمان هاي اسلامي فرانسه در شوراي اسلامي دولت نقش مهمي دارد.
در ايتاليا اتحاديه جوامع و سازمان هاي اسلامي همواره طرف گفتگوي دولت قرار دارد. اخوان المسلمين همچنين به دنبال منسجم كردن شعبه هايش در بخش هاي مختلف اروپاست. در ۱۵ سال گذشته، اخوان المسلمين چندين سازمان اروپايي همچون فدراسيون سازمان هاي اسلامي اروپا تأسيس كرده كه در آن نمايندگاني از سازمان هاي ملي تشكيل جلسه مي دهند و درباره طرح هاي آينده به گفتگو مي پردازند. شايد تأثيرگذارترين سازمان اروپايي اخوان، سازمان جوانان آن باشد. در سال ۱۹۹۶ سازمان هاي جوانان اسلامي از سوئد، فرانسه و انگليس به فدراسيون سازمان هاي اسلامي در اروپا و مجمع جهاني جوانان مسلمان پيوستند تا سازمان جوانان اسلامي اروپا را به وجود  آورند. سه ماه بعد از آن، ۳۵ هيأت از ۱۱ كشور اروپايي در انگليس جمع شدند و رسماً مجمع جوانان و دانشجويان اسلامي اروپا را تشكيل دادند. مقر اين مركز در بروكسل است. اين مجمع از ۴۲ سازمان ملي و بين المللي با حضور جوانان از بيش از ۲۶ كشور دنيا تشكيل شده است.

منبع: Middle eust Quarterly


مختصری از داستان زندگی سیدقطب

مختصری از داستان زندگی سیدقطب

ارائه: ابراهیم قشمی 

تولد و زادگاه

سيد قطب Sayyid Qutb در سال۱۹۰۶ ميلادى در روستاى «موشه» از توابع استان اسيوط مصر كه به روستاى عبدالفتاح نيز معروف است، ديده به جهان گشود. روستاى موشه يا موشا از نظر جغرافيايى در يكى از سرزمين‏هاى مرتفع مصر و كنار رود خروشان نيل واقع است. اكثر اهالى روستاى موشه مسلمانند و اقليتى پيرو دين مسيحيت در روستا زندگى مى‏كنند.

محيط خانواده

پدرش حاج قطب ابراهيم سر سلسله خاندان قطب بود كه پس از وفات پدر رياست اين خاندان را برعهده گرفت. از خصوصيات بارز وى اين بود كه بسيار انفاق مى‏كرد. بخشش وى به قدرى بود كه وقتى دارايى‏اش تمام شد، زمين‏هاى كشاورزى را يكى پس از ديگرى فروخت تا اين كه مجبور شد منزل بزرگ و زيبايش را نيز بفروشد. از عادات هر ساله او اين بود كه روزهاى عيد سعيد فطر، قربان، عاشورا، نيمه شعبان، سالروز معراج پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ماه مبارك رمضان، همه اهالى روستا را براى تلاوت قرآن به مناسبت روزهاى يادشده در منزل خود جمع مى‏كرد و پس از مراسم دوره‏خوانى قرآن، بهترين طعام‏ها را به مهمانان مى‏داد. از ويژگى‏هاى ديگر پدرش كه سيد قطب از آن ياد مى‏كرد، تواضع او است.

سيد قطب در اين باره مى‏نويسد:

ادامه

موضع شرعی دربرابر اخوان المفلسین

موضع شرعی دربرابر اخوان المفلسین

به قلم: مسعود سنه ای

حرکت اخوان المسلمین که توسط حسن النباء تقبله الله بنیانگذاری شد و با اندیشه های سید قطب تقبله الله آبیاری شد و پا گرفت در مسیر حرکت خود دچار افت و خیزهای زیادی شده است.

بزرگترین ضربه ای که این جریان بعد از شهادت حسن النباء رحمه الله دچار شد انحراف در منهج و برنامه و به دنبال آن تفرق و چند دستگی بود.

زمانی که طی کوتایی حساب شده، الهضیبی یک کارمند بازنشته ی دولت سکولار و مزدور مصر جانشین حسن البناء می شود و با کتاب « ﺩﻋﺎﺓ ﻻ ﻗﻀﺎﺓ » آشکارا در برابر اندیشه های سید قطب رحمه الله قرار می گیرد و علاوه بر آن جریان اخوان المسلمین را از سازمان مخفی و سازمان مسلحانه ی آن تهی می کند، عملاً  این جریان تحریف شده و تبدیل به حزبی سازگار با قوانین سکولاریستی حاکم بر جامعه و یکی از بازیگران خیمه شب بازی پارلمان و دموکراسی سکولاریستها می شود.

ادامه

صحوه سازی و ملیشه سازی آخرین حربه آمریکا در سرزمینهای اسلامی

صحوه سازی و ملیشه سازی آخرین حربه آمریکا در سرزمینهای اسلامی

( به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ما شاهد تولید صدها حزب و گروه و ملیشه با افکار مختلف بودیم که در نهایت بعد از ارتکاب جنایات مختلف همه به دامان غرب و آمریکا پناه بردند. این روزها که امارت اسلامی هم در افغانستان پیروز شده است باز زمزمه های تولید ملیشه ها به گوش می رسد . به همین دلیل مناسب دیدیم این مقاله را باز نشر کنیم)

به قلم : احمدسليمان فارسی

هنر ملیشه سازی در افغانستان وسیله از وسایل اشغالگران در این کشور است، اما آخرین حربه که نشاندهنده عجز و ناتوانی اشغالگر در اشغال افغانستان است.

روسها نیز در سالیان اخیر اشغال به این حربه متوسل گردیدند زیرا روسها نتوانستند که جریان جهادی علیه نظام مارکسیستی و ولینعمتان آن را متوقف بسازند تا بتوانند خوابهای آشفته مارکس و انگلس و لنین و استالین را در افغانستان تعبیر کنند. بعد از گذشت چند سالی به این حربه پناه بردند افراد اجیری را گماشتند تا متولی این دسیسه علیه افغانستان شوند.

ادامه

ملت کورد، بلوچ، تورک، فارس، عرب و… نزد احزاب سکولار

ملت کورد، بلوچ، تورک، فارس، عرب و… نزد احزاب سکولار

به قلم: کارزان شکاک

یکی از کلماتی که تمام احزاب سکولار لیبرال و همه ی طرفداران آنها بر زبان یم رانند کلمه ی قوم و قومیت و ملی گرائی و ناسیونالیسم است . هر یک کلمه قوم خودشان را مثل آدامس در دهن می چرخانند و خودشان و حزبشان را معادل قوم خود و مخالفین خود را مخالف با قوم خود معرفی می کنند.

در اينجا به سادگی مي توان دروغپراكني  و ياوه سرائيهاي احزاب مختلف سکولاریستی و طرفداران آنها را،  كه با توسل به غوغاسالاري تبليغاتي خاص خود، « حمله به فلان فرد یا حزب سکولار کورد، بلوچ، تورک، فارس، عرب و…»  را  « حمله به ملت كورد و بلوچ، تورک، فارس، عرب و… » وانمود مي كنند را،  بهتر دريافت و مچشان را براي حق طلبان باز نمود .

ادامه

وصیت نامه شیخ شهید در زندانهای آمریکا، دکتور الشیخ عمر عبدالرحمن

وصیت نامه شیخ شهید در زندانهای آمریکا، دکتور الشیخ عمر عبدالرحمن

ارائه دهنده :  عبدالله محمدی (دانشجوی تاریخ )

درسال ۱۹۳۸ در شهري از شهرهاي دلتاي شمال مصر به دنيا آمد

اين كودك نابينا به كمك خانواده‌خود توانست از زادگاهي فقير و روستايي خود در سنين جواني، قرآن را از برکند . هنگاميكه زمان رفتن او به دانشگاه فرا رسيد، بيست و دو سال بيشتر نداشت

در سخنرانيهاي خود اعمال جمال عبدالناصر را با فرعون مقايسه می کرد.

در سال ۱۹۷۰، شيخ عمر عبدالرحمن از منبري كه هميشه برآن سخنراني مي‎كرد، شركت مسلمانان در مراسم تشييع جنازه رئيس جمهور ان زمان جمال عبدالناصر ،را حرام دانست. بخاطر صدور اين فتوا ورود او به دانشگاه الازهر ممنوع شد و در اكتبر سال ۱۹۷۰ به زندان افتاد.او در ژوئن ۱۹۷۱ از زندان آزاد شد

شيخ عمر عبدالرحمن همان مجاهد و مبارز نا بینایی ست که شیخ عبدالله عزام رحمه الله

پیشانیش را می بوسید و می فرمود عبدالرحمن عزه پسر عبدالسلام این زمانی ماست.

شيخ عمر عبدالرحمن در سال ١٩٩٥ توسط نظام تروریستی آمریکا به مدت ۳۶۴ سال در زندان نیو یورک محکوم کرده اند. خداوندشيخ عمر عبدالرحمن را از این زندان گوانتانامو شکل رها سازد.آمین

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت نامه

به ظالم بگویید ….. نااا

آی ی ی. ای مصر صبور و دلاور، احساس نزدیک شدن اجلم و رسیدن

به لقاء الله می کنم ، و به همین خاطروصیت می کنم.

برای شما ای کسانی که از همه کس در دلم شیرین ترید. برای شما ای خانواده ام،فامیلانم واقوام نزدیکم.

برای شما در طی دلم و برای خاطر الله وصیت می کنم . برای شما که همراه اشک هایم پیوند زده ام

با اینکه خیلی دوست داشتم این اشکها را برای خونم می رختم . به ظالم بگویید….. نااا

شما ای علمای مصر یک صدا بگویید…… نااا

نااا….برای اشکار نشدن شریعتمان به مدت ۷۰ سال.

نااا…..برای همه انهای که دعوت بر ان می کنند و می گویند در مصر شریعت بر قرار است.

کجاست جایگاه شریعت در دستور کار سکولاریسم ؟ کجاست شریعت در زندگی ؟

کجاست شریعت در تبلیغات ؟

کجاست شریعت در جنگ و صلح ؟ کجاست شریعت در آموزش و قضاوت ؟ پیش شما که هیچ گوشه و کناری با نور شریعت نه الایده ای …. با چه عهد و پیمانی شما رهبر و کار فرمای ما شوید ؟؟؟؟

هرگز هیچ سمع و طاعتی از ما نخواهی دید.

ای رهبران و روشن بینان مصر شماهم بگویید…..نااا

نخیر برای دیکتاتوریت ! برای حزب تنها و برای رائ تنها!

نااا…..برای گذشته ای تاریک، نااا…. با نام دین حکمت خود را بزرگ دیدن!

باید در این زمانه دین الله آشکار و برقرار گردد.

نااا…. برای بیست و هفت سال قوانین آماده باش و ترور.

نااا…..برای صدای نا حق سربازی ، گرفتن ، فراری دادن ، پریشانی ،ظلم و زور.

نااا….برای پایمال کردن حق و حقوق مسلمانان ، که همیشه دستگاهای نظام در

هر موقع و ساعتی پی شه کرده اند.

برای شما ای قاضیان مصر شما هم بگویید …..نااا

نااا…..هرگز نمی شود قاضی به دوزخ رفت،انشاءالله به بهشت میرود.

نااا…..هرگز حکم بر بهترین، مردم مصر نمی کنیم مگر باحکمی که الله برای ما فرستاده است.الله می فرماید : وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ

ودر آییه دیگر می فرماید : وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّه

از ما نیست به جوانان ظلم کند! از ما نیست کسی که حکم اعدام را براشان پسند کند.

از ما نیست کسی که به خاطر رضامندی رهبرانش راضی شود به دور انداختن شریعت الله شود.

زود باشید ای سربازان وطن شما هم یک صدا بگویید…..نااا

نااا….. هرگز نمی جنگیم در راه خدا نباشد : الَّذِينَ آَمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ

نااا…..هرگز نمی جنگیم در راه آمریکا و هم پیمانانش : وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ

نااا….دیگه بسه ویران کردن عراق

نااا…. بسه دیگه تا کی می خواهید ببینی نا بودی مسلمانان بوسنی

نااا….هرگز همکار آمریکا نمی شویم ، که تبلیغ بر ان می کند که کشورهای

اسلامی هم کاری ترور می کنند.

نااا….هرگز آلات دست دشمنان اسلام نمی شویم .انهای که در تمام دونیا تبلیغ بر ان می کنند که بزرگترین ارحاب دنیا اسولگرایان اهل سنت و جماعت هستند.

جواب ما را کی می دهد ؟؟؟

کجاست ترور یهودیان ؟ کجاست جنایات بوسنی ؟ کی جواب زندانیا ن گونتانامو را می دهد؟

که مهرننگی ست بر پیشانی دیمکراسی.آیا راست می گویند که انها شادی اورن ؟ یا اینکه پیغام آوران صلح و آشتی وراستی هستند؟ به ظالم بگویید …..نااا

ای مردم مصر، دلاورانه صداتانو بلند کنید و بگویید…..نااا

ما امت بی حرف نیستیم .ما انتقام گیریم . انتقام خود را از حاکمان قاهره و دشمنانمان خواهیم گرفت.

ما نمی خواهیم برای فقیری و گرسنگی ما گریه کنید!ما خواهان انیمکه ثروت و دارایی که به ارث برده ای به ما ملت بر حق این اب وخاک تقدیم کنید.فریادها را بلند تر کنید و بگوییداگر شما راست گو و با شرافت هستید ، این همه میلیون و تریلیون دلارها را کجا آورده اید!اما این بار با دلی پر از ایمان و تکبیر کنان فریاد را با مشت گره زده اعلام کنید ما با شما شریک نستیم در کشتن خدا شناسان .

ما با چشمان خود می بینیم که نماز گذاران را در قلب مساجد، خانه خدا بیرون می کنید.

ما دیگر انهای نیستیم در راه ورسم به خاک سپاری طاغوطان تان شرکت کنیم.

بلکه با جوانانی به راه می افتیم که با دست به وضو وآخرین رفتارشان نماز و روزه و آخرین گفتارشان

لااله الا الله بود..

ای مجاهدان مصر شما هم بگویید ….. نااا

غم ناک نشوید از این که در راه الله به مصیبت رسیده ای،بی توان روحیه باخته نشوید.

إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُون

عاقبوا بمثل ما عوقبتم به، فلئن بغُي عليكم بعدها فاعلموا أن الله نصيركم

ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ

با خواندن: فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا

چوبه قضاوت را بلرزه اندازی

با خواندن:إن الله يعذب الذين يعذبون الناس في الدنيا

جلادان و اشکنجه گران زندانهای تاریک فاصدان را در هم شکنید.

با دیدگاه روشن بنگرید و تبلیغات و تهدیدات فرعون نترسید.سوگند به الله این چنین تهدیداتی آخرین نشانه امید و اولین قطره امت و یاری الله ست.

صبور باشید در مقابل دادگاهی کردن ها و اعدام ها بی دلیل طاغوطان بی باک شوید.

چون خون شهید صبوره که برای امت نقشه پیروزی و سرفرازی می کشد.

من هم با شما می گوییم …..نااا

نااا……از تو ای {مبارک}از حکمت،نظامت،پایتخت، ازطناب اعدام و آهن وآتیشت .

حکمت ظالم زیاد طول نخواهد کشید.بلکه این حکمت اسلامی ست همیشه می ماند تا امدن روز قیامت.

حالا بدانید که آیا دشمنان مرا فریب می دهند یا نه ؟برایم نقشه می کشن یا نه ؟

اگر از وطنم مرا دور کنید؟این همان هجرت یست که راه و رسم پیامبر عزیزم بوده .

واگر مرا زندانی کنید این همان نیم نگاه ذکر زندان یوسف علیه السلام است.

و اما اگر مرا بکشند !قبل از من بزرگوارم یحیی علیه السلام این راه را پیموده است .

این بود عقیده و پیام من ،اگر در ان خیانت کنم. به حق بدترین خرید و فروشی است که می کنم.

و برای همین حمد و سپاس برای خداوند که پیام او را انتخاب کردم و برای بلند کردنش می کوشم.

شما هم برای خود این پیام را انتخاب کنید، چون بهترین زمان است حالا.

حالا به خاطر الله : آآآی مصر

خیلی دوست داشتم در راه خدا خونم بر خاکت فوران می کرد.و پاکترین فرزندانت بر من نماز می خواندن و بهترین مردانت مرا با شانه هایشان به قبرستان می بردند. آن وقت آسوده خاطر می شدم و دلم

ارام می گرفت نزد پروردگارم. انگاه شما ای مجاهدان پاکترین راه را می پیمو دید.

همانا از خدا بترسید ،بهترین ترس است.کوشا باشید با بهترین کوشش.. چون به امید خدا و حتما به هم می رسیم .چه در زیر پرچم حکمت اسلامی باشد و یا زمانی که با هم از در بهشت خروشان وارد می شویم.

خداوند از ما و شما قبول کند .

وسلام عليكم ورحمة الله وبركاته

برایم دعا کنید برادران و خواهران مومنم.

برادرتان عمر عبدالرحمن

زندانی شماره ۶۵۰ دیکتاتوری سکولاریسم : خانم دکتر عافیه صدیقی

زندانی شماره ۶۵۰ دیکتاتوری سکولاریسم : خانم دکتر عافیه صدیقی

(نمونه ای از تحقیر زن در کشورهای غربی­دموکراسیته)

به قلم:دکتر محمد غوری / ترجمه: م . ابراهیمی

                    بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وبعد..

فریادهایش گوش زندانبان­ها را می­خراشید، اما آنها کسانی نبودند که دلهایشان هنگام شنیدن آه و ناله و فریاد، نرم شود،آنها آنقدر از این امور دیده بودند که دیگر برایشان اهمیتی نداشت و قلوبشان مانند سنگ سخت شده بود و بلکه سخت­­تر از سنگ.

این زندان مخصوص مردان بود و در آن هیچ زنی نبود غیر از این زن بیچاره که سرنوشت، او را به این مکان وحشتناک کشانده بود.هنگامی که مجبور به استفاده از حمام می­شد هیچ چاره­ای نداشت مگر حمام­هایی که دیگران استفاده می­کردند که همه ی آنها نیز مرد بودند، وحمامهای زندان­ها –همانطور که همه می­دانند-درب ندارند.و زندانبانها در خوشگذارنی­های شبانه­شان هرکاری که بی­بندوبارترین افراد به فکرشان برسد،با او می­کردند.او هنگامی که با خود تنها می­شد از خود می­پرسید:”من چه کرده­ام که شایسته چنین بلاهایی هستم که بر سرم می­آید؟!”

ادامه