چگونگی و مسیر صدور حکم ارتداد شیعیان توسط  نجدیت(۵)

چگونگی و مسیر صدور حکم ارتداد شیعیان توسط  نجدیت(۵)

به قلم: خالد هورامی

در همان ابتدا ضمن گفتگو با این عزیزان روشن نمودیم که ما از قدرت درک اینکه شخص در ظاهر و باطن مسلمان است عاجزیم. ما نمی دانیم چه کسی در باطن مسلمان حقیقی است و چه کسی در باطن منافق(کافرپنهان داخلی)؛ به همین دلیل همه را  در دنیا مسلمان به حساب می آوریم و هر کسی که مشمول اسلام حکمی گشته باشد و از کل اسلام یا بخشی از آن برگشت کند را مرتد می دانیم .اصطلاح مرتد حقیقی و مرتد حکمی هیچ سنخیتی با قانون شریعت الله در دنیا ندارد و بیشتر شبیه بازی با کلمات است.

طبق همین دیدگاه شاذ برادرانمان، کسی که هرگز مسلمان نبوده و کافر اصلی بوده اما در ظاهر مشمول حکم مسلمان گشته است، این یعنی منافق(کفار پنهان داخلی). و منافق هم در دنیا همچون سایر مسلمین مشمول احکام مسلمین می گردد و اصطلاح مرتد حقیقی و حکمی واصطلاح کافر اصلی هم در مورد آنها نابجاست. آنها مرتدند همین و بس.

 باز اگر این دسته از برادرانمان بر این باورند که شخص هرگز مسلمان نبوده و کافر اصلی بوده  و همچون غالی و زندیق که در ظاهر نیز شبیه مسلمین نبوده و مشمول اسلام حکمی نگشته است، در این صورت اگر چنین شخصی از کفری به کفر دیگری گرایش پیدا کند مشمول حکم مرتدین نمی گردد، بلکه همان کافر اصلی است که از شاخه ای از کفار اصلی به شاخه ی دیگری منتقل شده است . در چنین مواردی تولید و به کاربردن اصطلاح بی اساس و جدید «مرتد حکمی» و جایگزین نمودن آن به جای اصطلاح شرعی  «کافر اصلی» نمی تواند امر پسندیده و عالمانه ای باشد، بلکه بیشتر نوعی انحراف از عدالت و دوری از تقوی را به نمایش می گذارد.

 باز در نگرش این برادرانمان در مورد فرزندان مرتدینی که پس از ارتداد والدین شان به دنیا آمده اند  آشکارا دیده می شود که همان اصطلاح «مرتد حکمی» را جایگزین اصطلاح شرعی «کافر اصلی» می گردانند. این در حالی است که تمام کسانی که قبل از بعث پیامبران جدید و بخصوص خاتم الانبیاء – علیهم الصلاه و السلام – وجود داشته اند از نسل مرتدینی بودند که اجداد آنها با تحریف شریعت اسلام کار را به جایی کشاندند که پیامبر جدیدی از جانب الله برای آنها فرستاده شود . و هیچ پیامبری، منجمله پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، با آنها همچون مرتدین معامله نکرد؛ بلکه در هیچ جای قرآن یا سنت صحیح نبوی و سیره ی سلف صالح این امت هم یافت نمی شود که از اصطلاح مرتد حکمی، یا هر پسوند و پیشوندی به مرتد، در مورد آنها استفاده شده باشد .

با آنکه نص صریحی از کتاب یا سنت درباره ی حکم فرزندان مرتدان وارد نشده است، اما روش برخورد پیامبران علیهم الصلاه و السلام با نسلهای پس از مرتدین نمایانگر این حقیقت است که همچون «کفار اصلی» با آنها معامله شده است نه همچون اجداد مرتدشان .

افتتاح دویست و بیستمین مدرسه برکت در سیستان و بلوچستان

افتتاح دویست و بیستمین مدرسه برکت در سیستان و بلوچستان

همزمان با سفر دکتر مخبر معاون اول رئیس جمهور به سیستان و بلوچستان مدرسه ۶ کلاسه برکت روستای دودر شهرستان زرآباد با حضور مهندس ترکمانه مدیر عامل بنیاد برکت به عنوان دویست و بیستمین مدرسه بنیاد برکت در استان سیستان و بلوچستان افتتاح شد.

بنیاد بركت در پانزده سال گذشته در استان سيستان و بلوچستان ۳۳۰۰ پروژه عمرانی و زيربنايی شامل ۲۲۰ مدرسه، ۶۰ مسجد و ۹۲ پروژه سلامت از قبيل بيمارستان، مركز جامع سلامت، پايگاه بهداشت و تجهيز بيمارستان را برای محرومين به مرحله بهره‌برداری رسانده است که ۷۷مدرسه در سال ۱۴۰۱ تکمیل و تحویل داده شده است.
طبق برنامه بنیاد برکت تا پايان سال ۱۴۰۲، ۱۳۴ مدرسه جدید را تكميل کرده و تحويل آموزش و پرورش استان می‌دهد.

 بنیاد برکت، سازمان شبه‌دولتی ایرانی متعلق به ستاد اجرایی فرمان آیت الله خمینی بنیانگذار دارالاسلام ایران است و در زمینه اشتغال‌زایی و اجرای پروژه‌های عمرانی فعالیت می‌کند. بنیاد برکت در سال ۱۳۸۶ تأسیس شد و هم‌اکنون مالک بیش از ۴۰ شرکت است.

اعلامیه وزارت معارف امارت اسلامی افغانستان به مناسب روز جهانی آموزش

اعلامیه وزارت معارف امارت اسلامی افغانستان به مناسب روز جهانی آموزش

وزارت معارف در این اعلامیه به مناسبت روز جهانی آموزش از جهان خواسته است تا افغانستان را در عرصه آموزش تنها نگذارد و با امارت اسلامی در بخش ارائه خدمات تعلیمی به افغانستان همکاری کند.

بر خلاف اسلام، در اورپا و آمريكا هر كسي مي تواند به هر كسي توهين كند و اصلاٌ امر مقدسي در اروپا وجود ندارد و آزادي بيان كاملاٌ هست، چرا در اسلام نیست؟

بر خلاف اسلام، در اورپا و آمريكا هر كسي مي تواند به هر كسي توهين كند و اصلاٌ امر مقدسي در اروپا وجود ندارد و آزادي بيان كاملاٌ هست، چرا در اسلام نیست؟

(سلسله درسهاي: پرسش از ما و شما،  پاسخ  ساده از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )[۱]

بسم الله والحمد لله ؛اما بعد:

ببخشيد، في البدايه ياد داستان ابوهريره وشيطان و حديث « صدقك وهو كذوب» افتادم ، وزير خارجه فنلندا ( ئێرککی توۆمیۆیە ERKKI TOUMIOJA ) مي گويد :

  • « اگر سياهان را مسخره كنيم، اين نژاد پرستي است
  • اگر به زنان بي احترامي كنيم، اين شونيسم است
  • اگر به يهوديان مسخره كنيم، اين انديشه نازي هاست .
  • اما اگر به اسلام توهين كنيم، اين آزادي بيان است !!

اين كي درسته ؟!! »

اين كذاب راست مي گويد. بايد براي شما و ديگراني كه صاحب عقل و قلب سالمي هستند واقعيتها روشن شده باشد، كه آزادي بيان شعار فريبده و سازماندهي شده اي است كه توسط سكولاريستهاي جهاني تعريف و كاناليزه شده است . يعني در همين دموكراسي علاوه بر موارد ياد شده  اگر  كسي توهم نظريه ي تكاملي داروين را زير سوال ببرد  و يا دروغ هولوكاست را در مراكز علمي زير سوال ببرد و …. با شخص همچون يك مجرم برخورد مي شود و كمترين مجازات آن اين است كه از مراكز علمي رانده مي شوند .

پس آزادي بي چون و چراي بيان  وجود ندارد، نمونه ي زنده  اي كه هر روز با ان دست و پنجه نرم مي كنيم  نابود كردن تمام سايتها و رسانه هاي اينترنتي مسلمين شريعت گراست. خوب، اگر آزادي بيان وجود دارد چرا اين آزادي شامل مسلمين شريعت گرا نمي شود؟

نكته ي ديگر اينكه بين نقد كردن و توهين كردن تفاوت زيادي وجود دارد، شما در هر كجاي دنيا مي توانيد در مواردي كه قانون آن كشور تعريف كرده است نقد داشته  باشيد اما –  طبق تعريفي كه هر قانوني براي توهين ارائه داده است –  توهين را هيچ كسي از شما نمي پذيرد . اگر شخص راستگو است در اروپا و امریکا و سایر کشورهای سکولار به همسر یا پدر و مادر و دختر همسایه اش توهین کند، ببینم  چه می بیند! او این کار را نمی کند چون می داند که عاقبت چنین توهینی چه می تواند باشد. اما در برابر می تواند به الله و رسولانش و قوانین و احکامش توهین کند. در حالی که برای همگان روشن است که برای یک مسلمان الله و رسولش جایگاهی بالاتر از نفس شخص و پدر و مادر و خواهر و همسر دارند و طبیعی است که توهین به آنها را نمی پذیرد .

اما در برابر، در اسلام، يك كافر مي تواند در مورد الله و رسول الله صلي الله عليه وسلم نقد داشته باشد، و مسلمين هم نبايد در عقايد از كسي تقليد كنند و خودشان بايد دنبال آن بگردند و طبيعي است كه در اين زمينه سوالات مختلفي در مورد توحيد، نبوت و معاد و… پرسيده مي شود  و ما بزرگتر از اين نداريم  و هر چه هست پائين تر از اين موارد است؛ اما راه بر توهين كننده هاي فحاش بسته شده است،  حتي اگر بر كوچكترين حكم الله و قانون شريعت و يا ضعيف ترين شخص جامعه ي اسلامي باشد .

اين ما هستيم كه صدها سال است فرياد كشيده و حريف طلبي مي كنيم كه : قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين . كسي كه تا اين اندازه به خود و دلايل خود اطمينان دارد چگونه از دلايل باطل و ضعيف حريف مي ترسد؟ بلكه رودر رو شدن با اين افراد باعث تقويت ايماني مسلمين و گرايش بيشتر به قانون شريعت الله در ميان غير مسلمين مي گردد و ما خواهان ايجاد چنين فضايي هستيم؛  جالب است بدانيد كه هدف تمام جنگهاي  آزاديبخش مسلمين در سرنگوني طاغوتهاي مستكبر ي چون ساسانيان و روم و غيره  نيز، رها نمودن مردم از ستم ديكتاتوران  و ايجاد چنين فضاي آزادي بوده است.شمشير مسلمين حكومتهاي ظالم  و مانع را سرنگون كرده است و  چنين فضايي اسباب مسلمان شدن مردمان رها شده  را فراهم نموده است. پس سود چنين فضايي كلاٌ به جيب اسلام و قانون شريعت الله مي رود و از عقل به دور است كه تصور كنيم  الله متعال مسلمين را از چنين سودي باز داشته باشد!   


[۱] تاریخ این سلسله از پرسش و پاسخها به اواخر دهه هشتاد شمسی بر می گردد

اعلامیه وزارت خارجه ا.ا.ا. در باره سوزاندن قرآن عظیم الشأن در سویدن

اعلامیه وزارت خارجه ا.ا.ا. در باره سوزاندن قرآن عظیم الشأن در سویدن

وزارت خاجه ا.ا.ا. سوزاندن قرآن عظیم الشأن و بی حرمتی آن را در سویدن شدیدا نکوهش کرده است ا.ا. برای حکومت حاکم آن کشور خبر داده است تا عامل این عمل را مجازات کرده و در آینده به این چنین اشخاص اجازه ندهد تا درباره دین مقدس اسلام و ضد مسلمانان این چنین عمل وحشیانه را انجام دهند.

ن: این کافر سکولر از پیش از حکومت سکولر سویدن اجازه سوزاندن قرآن را گرفته بود و سرخود این جرم را نکرده است

عبارت مفسد فی الارض که حکومت ایران برای اعدام اعضای احزاب سکولار به کار می برد یعنی چه؟ مگر فقط احزاب سکولار مفسد هستند؟

عبارت مفسد فی الارض که حکومت ایران برای اعدام اعضای احزاب سکولار به کار می برد یعنی چه؟ مگر فقط احزاب سکولار مفسد هستند؟

ج:  در ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی دارالاسلام ایران (مصوب ۱۳۹۲) در تعریف افساد فی الارض آمده است: «هرکس به‌طور گسترده مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرائم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایرکردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آنها گردد به‌گونه‌ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه‌ فساد یا فحشا در حد وسیع گردد، مفسد فی الارض محسوب و به اعدام محکوم می‌گردد.»

پس رفتارهای مجرمانه ای که باعث مفسد فی الارض شدن شخص می شوند باید دو ویژگی‌ داشته باشد:

  1. ارتکاب این رفتار مجرمانه به‌طور گسترده باشد؛
  2. این رفتار مجرمانه موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی یا اموال خصوصی و عمومی یا سبب اشاعۀ فساد یا فحشا در حد وسیع شود.

در منابع اهل سنت نیز آمده است که : عن أبي بكر بن عياش  أنّه سُئل عن قوله: (وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا) – فقال: إنّ الله بعث محمدًا – صلى الله عليه وسلم – إلى أهل الأرض وهم في فسادٍ، فأصلَحَهم الله بمحمدٍ – صلى الله عليه وسلم -، فمَن دعا إلى خلافِ ما جاءَ به محمدٌ – صلى الله عليه وسلم – فهو من المفسدين في الأرض .

از ابوبکر ابن عیاش روایت شده که از ایشان در تفسیر آیه : وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا (اعراف/۵۶) فرمود براستی الله محمد صلی الله علیه و سلم را به سوی اهل زمین روانه کرد و مردم اهل فساد بودند پس الله به سبب محمد اصلاحشان کرد پس هرکس به سوی راهی خلاف آنچه محمد صلى الله عليه وسلم آورده دعوت كند از مفسدين فى الارض هست.

در این صورت تمام احزاب سکولار مفسد فی الارض هستند.

البته  صاحب «تفسير المنار» نیز بعد از ذکر آیه ی : وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا (اعراف/۵۶)  به نکته ی ظریف و مهمی اشاره می کند که : لأن الإفساد بعد الإصلاح أشد قبحاً من الإفساد على الإفساد؛ زشتی و قبح فاسد کردن بعد از اصلاح بیشتر از اضافه کردن بر تباهی و فساد است.

به زبانی ساده تر : خراب کردن یک ساختمان سالم و مناسب جرمش از کسی که ساختمانی خراب شده را بیشتر خراب می کند بیشتر است.  کسی که انسانی را می کشد جرمش از کسی که مرده ای را مثله می کند بیشتر است.

به این شکل جرم کفار سکولار جهانی و منطقه ای و محلی که باعث فاسد شدن جامعه ما می شوند و فساد را در جامعه ی مسلمین نشر می دهند بیشتر از سکولاریستهایی است که در جوامع فاسد سکولار غربی مرتکب همان جرم می شوند. 

ماهیت جبهه ی مقاومت در افغانستان بعد از تسلط امارت اسلامی بر کشور

ماهیت جبهه ی مقاومت در افغانستان بعد از تسلط امارت اسلامی بر کشور

به قلم: محمد اسامه

در شریعت سه نوع مقاومت وجود دارد:

  1. مقاومت مومنین در برابر کفار و دارالکفرها
  2. مقاومت اهل بغی از مسلمین در برابر دارالاسلام
  3. مقاومت کفار در برابر اسلام و دارالاسلام

حالا به مدت ۲۰ سال آمریکا و ناتو افغانستان را اشغال کردند؛ عده ای در برابر این کفار با جهاد و خون خود مقاومت کردند و دسته ای نیز در کنار این اشغالگران شریک تجاوز و جنایات و مفاسد آنها بودند. زمانی که جبهه ی مقاومت به رهبری امارت اسلامی این کفار اشغالگر را فراری داد آندسته از مزدوران و منفورین میان مردم که از عفو عمومی استفاده نکرده بودند در برابر حکومت اسلامی جبهه ی مقاومت نشان دادند در حالی که ۲۰ سال در اختیار آمریکا و ناتو بودند.

عده ای از نوع پوشش خبری امارت اسلامی و موضع گیری آنها در برابر این جبهه ی خائنین این چنین نشان می دهند که انگار از شکست آمریکا و ناتو از افغانستان نگران شده اند و چهار نفر فراری و مزدور و مرتد در تمام این بیست سال غلام و جاسوس آمریکا و ناتو بوده اند را جبهه مقاومت ملی می نامد. این گونه موضع گیریها شایسته ی یک مسلمان نیست که خودش را بخشی از جبهه ی مقاومت در برابر آمریکا و ناتو می داند.

شما دقت کنید که مسلمین در صدر اسلام از پیروزی نصرانی های کافر به عنوان دشمنان شماره ۳ خود بر مجوس کافر به عنوان دشمنان شماره یک خود خوشحال بودند « وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ» (روم/۴)  چه رسد به پیرزوی یک مسلمان بر کافری سکولار (مشرک) که دشمن شماره یک مومنین و دارالاسلام است.

شما نگاه کنید که کفار سکولار غرب  با کوچکترین پیروزی اوکراین بر روسیه شادی و پایکوبی می کنند حالا ما مسلمین در یکی از سرزمینهای اشغال شده ی خود بزرگترین پیروزی تاریخ سه دهه ی گذشته ی خود را در نابرابر ترین جنگ تاریخ بشریت علیه تمام کفر جهانی به رهبری آمریکای جهانخوار  بدست آورده ایم عده ای به جای خوشحالی همسو با اهداف کفار و اذناب منحوس و درمانده ی آنها سعی در مخدوش کردن جهاد و چهره ی این حکومت بدیل اضطراری اسلامی دارند.

اینها مگر استقبال مردم از جبهه ی مقاومت امارت اسلامی در برابر کفار اشغالگر و مزدوران محلی آنها را ندیدند که با پشتوانه ی مردمی فقط در ۱۱ روز تمام مراکز ولایتهای افغانستان به دست امارت اسلامی افتاد؟

اینها مگر از بین رفتن مفسدین و قلدران محلی که هر یک مستقل از اداره ی کابل مثل جزایری در داخل کشور حکومتی تشکیل داده بودند و آنهمه جنایت و فساد به بار اورده بودند خبر ندارند یا امنیت بی سابقه ی مردم افغانستان را نمی بینند؟

وجود این خائنین فراری و مزدوران آمریکا دلیلی برای به رسمیت شناختن آنها و مشروع بودن مقاومت آنها در برابر دارالاسلام نیست و گرنه باید به تمام خائنین به ملت . دارالاسلام ایران و انقلابیون یمن و سومالی و غیره که در اختیار آمریکا و سایر دشمنان ملت قرار گرفته اند مشروعیت بخشید.

در این صورت حمایت از جبهه ی بغاوت فرقه ی نجدی دوله یا حمایت از جبهه ی مرتدین احمد مسعود و دوستُم هرگز شایسته ی کسی نیست که برای اتحاد میان مسلمین و تمرکز بر آمریکا و صهیونیستها به عنوان دشمنان اصلی تلاش می کند و خودش بخشی از جبهه ی مقاومت بر علیه آمریکا و مزدورانش است و خود را حامی مظلومان و مسلمین دنیا می داند.

هدف نزدیک مجازی ها و احزاب سکولار ناسیونالیست و قومیت گرای محلی

هدف نزدیک مجازی ها و احزاب سکولار ناسیونالیست و قومیت گرای محلی

از نگاه اسلام شناسنامه و عامل هویت بخش انسانها عقاید آنهاست نه نژاد و زبان آنها؛ به همین دلیل الله تعالی انسانها را به کافر و مومن تقسیم کرده و بعد از آمدن پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم کفار آشکار میان انسانها را نیز به ۵ دسته ی اصلی : آشکارِ: «۱- الَّذِينَ هادُوا  2- وَ الصَّابِئِينَ ۳- وَ النَّصارى‌ ۴- وَ الْمَجُوسَ ۵- وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا»(حج/۱۷) تقسیم کرده است.

در عقیده ی اسلامی فرقی بین اقوام و زبانها وجود ندارد و سرزمینی هم که این مومنین را دور هم جمع می کند و وطن آنها می شود «دارالاسلام»است  که قانون اساسی آن بر اساس اسلام است  و رهبر ان هم مسلمان است. در اینجا فرق ندارد این حاکم دارای چه مذهب اسلامی است مهم این است مسلمان باشد و مهم هم نیست که قانون اساسی بر اساس کدام مذهب اسلامی باشد.

در اینجا اولین هدف نزدیک سکولاریستها(= مشرکین= احزاب) این است که این انسجام را با معرفی کردن هویتی جعلی نژادی از بین ببرند و هویت عقیدتی و جهانی مومنین را تبدیل به هویتی جعلی نژادی و محلی و بومی کنند تا با تجزیه ی مومنین به راحتی آنها را تحت حاکمیت خود قرار دهند.

در عصر حاضر کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار محلی بسیار تلاش کردند که این طرح را در ایران و افغانستان نیز پیاده کنند اما انقلاب در ایران و افغانستان پیروز شد و دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان که همه ی اقوام و مذاهب اسلامی در آنها مشارکت داشتند شکل گرفت و کفار سکولار جهانی و منطقه ای و بومی از اینکه این قیامها تبدیل به جنگهای محلی و منطقه ای بکنند شکست خوردند.

تبدیل کردن انقلاب و جهاد اسلامی به حرکتی قومی و نژادی و جدا شدن از بدنه ی یکپارچه ی مسلمین که همه ی مومنین این انقلاب و این دارالاسلام را انقلاب خود و وطن خود ندانند یعنی حرکت در مسیر اهداف کفار و پذیرش شکست برای خود و تقدیم پیروزی به کفار سکولار داخلی و اربابان خارجی آنها.

پس فریب شعارهای نژادپرستان و قوم پرستان و حتی مذهب گرایان کوتاه فکر را نخوریم . هویت ما و شناسنامه ی همه ی ما اسلام و عقیده ی اسلامی ماست و وطن ما دارالاسلام.

شما صهيونيسم و سكولاريسم را دشمن شماره يك مسلمين مي دانيد و علمايي چون ابوبصير معتقد هستند كه  مي توان  بر عليه شيعيان و مسلمين  ظالم و شورشگر با همين كفارهمكاري نمود و پشتيباني كرد؟ (۲)

شما صهيونيسم و سكولاريسم را دشمن شماره يك مسلمين مي دانيد و علمايي چون ابوبصير معتقد هستند كه  مي توان  بر عليه شيعيان و مسلمين  ظالم و شورشگر با همين كفارهمكاري نمود و پشتيباني كرد؟ (۲)

(سلسله درسهاي: پرسش از ما و شما،  پاسخ  ساده از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )[۱]

در حالي كه خود او و هر مسلمان آگاهي مي داند كه روش برخورد با مرتدين  بسيار متفاوت تر از روش برخورد با كفار اصلي است و در ميان كفار اصلي هم يهوديان در بدترين جايگاه قرار گرفته اند، اما اين شخص در همان اوايل سال ۲۰۰۲ نصارا در زماني كه مقدمات حمله به عراق توسط آمريكا و انگليس چيده مي شد كتابي  منتشر مي كند كه در آن تمام شيعيان دنيا را مرتد  معرفي مي كند و با اين كار قصد دارد جنگي مذهبي در عراق راه بياندازد تا با ضعيف نمودن مسلمين و مشغول كردن آنها به همديگر جاده براي تسلط كامل انگليس و آمريكا در عراق هموار گردد و از اتحاد مردم عراق  بر عليه اشغالگران جلوگيري شود .

شما اگر آیات اولیه ی سوره ی روم و موضع گیری مسلمین در برابر جنگ ساسانیان با روم را به دقت بررسی کنید متوجه خواهید شد که الله متعال در شریعت خود این اجازه را به مومنین نمی دهد که از پیروزی یک کافر شبهه اهل کتاب بر یک کافراهل کتاب خوشحال شویم، که امری کاملاً قلبی است، حالا چه رسد به اینکه یک سکولار را بر علیه یک نصارا یاری رسانیم  در حالی که نصارا را نیز کافر می دانیم .

این استراتژی را من و شما تعیین نکرده ایم و فتوای هیچ امام یا بشری نیست ، و چیزی هم نیست که نتوان آن را درک کرد . در این صورت یک مسلمان چگونه می تواند به خود اجازه دهد که از یک سکولار و مرتد محلی و صهیونیستی خون خوار بر علیه یک نصارا  پشتیبانی کند و باز ادعای مسلمان بودن داشته باشد؟

اما می بینیم که عده ای جاهل با فتوای مشتی فتوا فروش حاضر شده اند در راستای اهداف کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی و رژیم جنایتکار صهیونیستی و در صف کفار اشغالگر محارب  بر علیه فرقه های اسلامی مخالف خود جنگیده و مرتکب کثیف ترین خیانتها و جنایات گردند. این واقعیت بسیاری از گروههای مسلح موجود در عراق و سوریه و افغانستان و چچن و صومالی و یمن و غیره است .

در مورد ابوبصیر هم نمی توان او و مریدان  و مقلدینش را از این قاعده مستثنی نمود . هنوز جويبار قتل عام شيعه و سني در عراق در جريان است كه در سوريه هم ابتدا فتوا مي دهد كه مخالفين آمريكا و انگليس خوارج هستند و اينها بدتر از يهود و نصارا مي باشند. به دنبال اين فتواي سراسر كذب و دروغ هزاران مسلمان به قتل رسيده و هنوز هم كشته مي شوند و جويباري ديگر از خون مسلمين  به راه افتاده است. اما به اين حد از عوام فريبي و خيانت قناعت نكرد و چنين فتوايي را داد كه بر مبناي آن مسلمين مي توانند با دشمنان محارب قانون شريعت الله و اشغالگر  سرزمينهاي مسلمين، بر عليه مسلمين مجاهد و آزادي خواه همكاري داشته باشند.

در پاسخ به این خیانت عظمی، من از دراویش و مریدانش می پرسم کدام یک از امامان اهل سنت پشتیبانی و حمایت از کفار اشغالگر محارب بر علیه مسلمین را جایز دانسته اند؟  تنها پاسخ به این سوال کافی است تا ماهیت این موجود برای همگان مشخص شود و دریابند که چرا انگلیس چنین موجودی را پرورش می دهد.

همين براي عاقلان كافي است تا مفتيان ناتو و آمریکا و روسیه و چین و سایر کفار را بهتر تشخيص دهند. با اينكه در اين فتوا  مي گويد كه شخصاً همكاري كردن و ياري رساندن به آمريكا را شايسته نمي داند، اما در فتواهاي ديگرش همكاري كردن با تركيه ي عضو ناتو و متحدينش را شايسته دانسته و به مدح آن هم مي پردازد.!

 به ديگر سخن همكاري و پشتيباني كردن اعضاي ناتو مانند انگليس و فرانسه و آلمان و غيره بر عليه مسلمين، كه متحد و هم پيمان آمريكا هستند اشكال ندارد؛ اما به صورت مستقيم با آمريكا مشكل دارد! چرا؟ يعني فرق همكاري و پشتيباني كردن آمريكا با واسطه يا بي واسطه در چيست؟  اين شخص مخاطبين خود را چقدر احمق و نادان فرض كرده است!؟


[۱] تاریخ این سلسله از پرسش و پاسخها به اواخر دهه هشتاد شمسی بر می گردد

شما صهيونيسم و سكولاريسم را دشمن شماره يك مسلمين مي دانيد و علمايي چون ابوبصير معتقد هستند كه  مي توان  بر عليه شيعيان و مسلمين  ظالم و شورشگر با همين كفارهمكاري نمود و پشتيباني كرد؟ (۱)

شما صهيونيسم و سكولاريسم را دشمن شماره يك مسلمين مي دانيد و علمايي چون ابوبصير معتقد هستند كه  مي توان  بر عليه شيعيان و مسلمين  ظالم و شورشگر با همين كفارهمكاري نمود و پشتيباني كرد؟ (۱)

(سلسله درسهاي: پرسش از ما و شما،  پاسخ  ساده از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )[۱]

بسم الله والحمد لله؛ اما بعد:

من هم فتواي اين شخص ساکن در دارالحرب انگلیس را ديده ام. متاسفانه بسياري از مسلمين از دشمن شناسي شرعي و درجه بندی شرعی دشمنان برخوردار نيستند، به همين دليل به راحتي آلت دست ديگران قرار مي گيرند و از ثبات چنداني برخوردار نيستند و اغلب همچون يك وسيله در اختيار دشمنانشان قرار گرفته و خواسته يا ناخواسته  در صف دشمنان قرار مي گيرند و به سركوب ديگر مسلمين پرداخته و عملاً پيروزي قانون شريعت الله و تشكيل جامعه اي اسلامي را به تاخير مي اندازند.

 اما اينكه دشمن شماره يك مسلمين كيست كاري به اجتهاد و راي من و شما ندارد؛ زماني كه الله متعال مي فرمايد : ”  لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ (۸۲) وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (۸۳) ”   / المائده    صراحتاً مشركين يا همين سكولاريستهاي كنوني و يهود را دشمن شماره يك مسلمين معرفي نموده است و من در جزوه « سكولاريسم دشمن شماره يك … چرا ؟ » توضيحات كاملي در اين زمينه داده ام و نياز به دوباره گويي نيست؛ در اينجا تصميم با ناظر و خواننده است كه كدام تشخيص و راي را درست و صحيح مي داند، تشخيص و راي الله متعال را درست مي داند يا امثال ابوبصير و غيره را!

شايد براي مقلدينش امر تازه اي باشد، اما در تاريخ بشريت – و بخصوص تاريخ اسلام – وجود مفتيان سوء چيز تازه اي نبوده و نيست ؛ هر جا ظلمي بر عليه خداپرستان شده است دستان كثيف دين فروشان خائن هم وجود دارد . زماني كه  در تاريخ ۳/۹/۲۰۱۴ ابوبصير طرطوسي  فتوايي مبني بر «الانتصار بالكافر على دفع ظلم وبغي المسلم » صادر نمود و براي چندمين بار در تاريخ اسلامي چند قرن اخير  ياري كردن كفار بر عليه مسلمين را جايز دانست، خاطرات همكاري گروههايي از مسلمين در اندلس با كفار محارب  و ياري گروههايي از مسلمين با مغولها در حمله به سرزمينهاي مسلمان نشين را ياد آور شد كه در پي آن تمام مسلمين اندلس به صورت تدريجي از بين رفتند و  جنايات مغولها نيز نيازي به ياد آوري نيست .البته در اين بيانيه ياري كردن كفار بر عليه مسلمين با عناون ديگري هم ذكر شده است: تعاون و همكاري !  

و براي مستحكم نشان دادن و مستدل كردن اين فتواي غير شرعي و مخرب خود ، آيات و احاديث و آراي علمايي را نيز جهت عوام فريبي آورده است كه  همگي  در راستاي اهدافي كه مد نظرش بوده اند  تفسير و ارائه شده اند  نه معني و هدف واقعي آنها . از آن جمله مي توان به اين روايت اشاره كرد كه : قال صلى الله عليه وسلم:” ستُصالحون الرومَ صُلحاً آمناً، فتغزون أنتم وهم عدواً من ورائهم ــ وفي رواية: عدواً من ورائكم ــ فتسْلَمون وتغنمون …”[۲]

در اين حديث مساله ي صلحي آمده است كه در آن مسلمين در امنيت قرار مي گيرند، بله؛ شما اگر دقت كنيد كلمه ي « صُلحاً آمناً » آمده است نه همكاري و پشتيباني كردن كفار بر عليه مسلمين!  اما اين شخص مقيم انگليس در كمال تعجب و بي حيايي غير قابل وصفي،  معني و مفهوم حديث را غلط به كار برده و علاوه بر آن به لفظ  «عدواً» مي چسبد و استنباط مي كند كه مي توان بر عليه كمونيستها و بت پرستان و شيعيان و خوارج با كفار اصلي همكاري نموده و پشتيباني نمود ! در اينجا حرفي از رژيم صهيونيستي و سكولاريستهاي مرتد محلي  وجود ندارد!! و مي گويد : أن الحديث قال:” عدواً “، ولم يحدد صفة وهوية واسم هذا العدو .. فقد يكون هذا العدو شيوعياً ملحداً .. أو مشركاً من عبدة الأوثان .. أو من الروافض الحاقدين .. أو من الخوارج الأشرار؛ شر الخلق والخليقة، كما جاء وصفهم في الأحاديث النبوية .. فهذه الأصناف كلها تحتملها لفظة وكلمة ” عدواً “.


[۱] تاریخ این سلسله از پرسش و پاسخها به اواخر دهه هشتاد شمسی بر می گردد

[۲] صحيح الجامع:۳۶۱۲